شماره ۲۱۳۳ - سال هشتم - جمعه ۳ خرداد ۱۳۸۱
Fri, May 24, 2002
Back black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
بين الملل
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

شناسنامه
روزنامه صبح ايران
صاحب امتياز:
سازمان خبرگزاري جمهوري اسلامي ايران

مدير مسؤول:
عبدالرسول وصال

نمابر: ۸۷۶۱۲۵۴
تلفن: ۸۷۶۱۲۵۳
تلفن امور مشتركين: ۸۷۶۱۶۲۰

نشاني: تهران - خيابان خرمشهر - شماره ۲۱۲
صندوق پستي: ۵۳۸۸-۱۵۸۷۵

شمارگان چاپي: ۳۶۰۰۰۰

سازمان آگهي ها:
تلفن: ۲۷-۸۷۴۸۸۲۰
نمابر: ۸۷۶۹۰۰۱

ايران پيام (نيازمندي ها)
تلفن: ۳-۸۷۴۸۸۰۱
هفت هنر
«جنگ ستارگان: حمله همسانان»
برداشت هفتم

«جنگ ستارگان: حمله همسانان»
مشق فن آوري، بدون عصاره و لذت
063930.jpg
نه آنچه روي پرده سينماست، بلكه آنچه نيست، مرا از اين فيلم مأيوس مي كند.
ستودن تصاوير خيالي رايانه اي كه جورج لوكاس در «جنگ ستارگان: قسمت دوم ـ حمله همسانان» ارائه مي دهد، آسان است. همچنين ابراز شگفتي از موجودات بيگانه غريب جديدش و شهرهاي مرتفع و مناظري همچون رژه پرشكوه همه مسلمانان به داخل يك سفينه فضايي بزرگ! و نيز ديدن سرآغاز ماهيت تاريك آنالين اسكاي واكر جوان. همه اين تجربيات براي هواداران «جنگ ستارگان» مسرت بخش و برايشان اين فيلم مؤيد اعتقاد به اين مجموعه خواهد بود.
اما تماشاگري كه شوقي براي «جنگ ستارگان» ندارد، چه كار كند؟ آن خريدار اميدوار بليت كه نه به عنوان يك هوادار دوآتشه بلكه يك سينمارو جوياي تجربه اي شگرف قدم به سينما مي گذارد، چطور؟ آيا اين قسمت «جنگ ستارگان» منتقدپسند و غيرقابل تخطئه است؟ بله، شايد در گيشه چنين باشد اما من كه طراوت و سرزندگي فيلم هاي پيشين اين مجموعه را ستوده بودم، در پايان «قسمت دوم» از اين كه يك خط از آن ديالوگ هاي به يادماندني و قابل ذكر را نشنيدم، حيرت كردم و تصاوير، هر چقدر شكوهمند ساخته شده باشند، تأثير درخود نداشتند. لحظه اي ديگر به آنها خواهم پرداخت.
نخستين ساعت «قسمت دوم» حاوي تعقيب و گريزي پرهيجان در ميان آسمان شهر و تصاوير كوتاهتر مخلوط سفينه هاي فضايي و سيارات است. اما اكثر لحظات يك ساعت اول به گفت وگوي كاراكترها جهت تبيين نكات پيرنگ، آگاه ساختن مخاطبان از حوادث پس از «قسمت اول» و بحث درباره بحران سياسي «جمهوري» مي پردازد آنها يكريز حرف مي زنند و حرفشان به شيوه اي يكنواخت فايده نگرانه است. بيشتر به وكلا مي مانند تا قهرمانان يك فانتزي رمانتيك.
در فيلمهاي ماجراجويانه كلاسيكي كه الهام بخش «جنگ ستارگان» بودند، ديالوگها اغلب رنگارنگ، با نشاط، شوخ طبع و به ياد ماندني بودند. ديالوگ «جنگ ستارگان ـ قسمت دوم» اساساً براي پيشبرد پيرنگ، ارائه اصلاحات ضروري و دادن اندكي زمان صحنه به كاراكترهاي دنباله داري كه براي يك اپيزود تازه بازگشته اند كاركرد دارد. تنها كاراكترهاي اين بخش فيلم كه سبك شخص تقليدناپذيري دارند، «يوداي» دوست داشتني و «جارجار بينكس» منفورند كه عادات غريبش در «تهديد شبح» مخاطبان را دلسرد نمود. بله، شايد گويش جارجار عجيب و رفتارش آزارنده باشد، ولي دست كم فردي منحصر به فرد است نه يك موجود حقير ملال آور! ساير كاراكترها ـ اوبي وان كنوبي، پادمه آميدالا و آناكين اسكاي واكر ـ آنقدر بطور عجيبي خشك و رسمي حرف مي زنند كه بيننده بي رغبت شايد تصور كنند آنها همانند سازي شده اند و حال آن كه خيلي زود خلافش اثبات مي شود.
قسمت خيلي زيادي از بقيه فيلم به رمانس بين پادمه و آناكين مي پردازد در آن آنها قادر نيستند غير از ابتدايي ترين و رنگ باخته ترين كليشه هاي عاشقانه چيز ديگري بيان كنند و همديگر را چنان مي پندارند كه گويي عشق چيزي است جاويدان نه جان بخش. تمام كلمات عاشقانه بين آن دو مدتها پيش به كليشه اي پيش پا افتاده تنزل يافته اند.
وقتي نوبت به تصاوير ساخت رايانه مي رسد، احساس مي كنم كه نمي توانم به تجربه بصري ام كاملاً اعتماد كنم. مي ديدم كه از لحاظ توليد، بسياري از اين سكانسها شعف انگيز و نوآورانه اند. من سياره باران و آوردگاه پهناوري كه قهرمانان در آن با جانوران عجيب فضايي مي جنگند و نيز تالار رفيع سنا و كارخانه مخفي توليد همسانان را پسنديدم.
اما احساس كردم ناگزيرم با چشمهايم به سوي پرده خم شوم تا آنچه نشان داده مي شود را ببينم. تصاوير بر خلاف فيلمهاي قبلي «جنگ ستارگان» نمي جهيدند و با شادماني مرا غافلگير نمي كردند. نوعي مه آلودگي و تاري وجود داشت كه از قدرت تصاوير مي كاست.
بعداً به شبكه اينترنت مراجعه كردم تا تيزرهاي فيلم را تماشا كنم و از اين كه مي ديدم آنها چقدر در صفحه كامپيوترم روشن تر، درخشان تر و رنگارنگ تر از سينما هستند، مبهوت ماندم. اگرچه مي دانم تصاوير ويديويي به گونه اي تنظيم مي شوند كه از تصاوير سينمايي روشن ترند، اما دليل ديگري را براي اين مسأله محتمل مي دانم. «قسمت دوم» بطور كامل با دوربين ويديويي ديجيتالي فيلمبرداري شده و در ۱۹ سينما به صورت ديجيتال به نمايش گذاشته مي شود، ولي در حدود ۳ هزار سينماي ديگر، تماشاگران آن را مانند من خواهند ديد.
منتقد: راجرابرت ـ منبع: اينترنت

برداشت هفتم
نخل نخل ها براي مرد هاليوود گريز
063933.jpg
وودي آلن! مؤلف متروي دوست داشتني قدكوتاه زبان تلخ نيويوركي. همه چيز از مراسم اسكار امسال شروع شد. وقتي «ووپي گلدبرگ» مجري مراسم اسم آلن را براي معرفي فيلم هايي كه وقايع آن در نيويورك مي گذرد اعلام كرد تقريباً هيچ كس تا خود اورا روي سن نديد باورنكردكه هنرمند اجتماع گريز و هاليوود گريز بروكليني با وجود بارها كانديد شدن در اسكارونيامدن به مراسم آن اين بار در سالن كداك حاضر است. خود آلن در اين رابطه مي گويد: «وقتي مسؤولين آكادمي بامن تماس گرفتند، من تصور كردم كه آنها قصد دارند از من بخواهند كه اسكارهايم را پس بدهم. خيلي ترسيدم، چون بنگاه رهني كه جوايزم را براي دريافت مقداري پول نقد در آنجا به امانت گذاشته بودم سالها بود كه تعطيل شده بود و من چيزي براي پس دادن نداشتم.»
اين وودي آلن است. كسي كه از به سخره گرفتن هيچ چيز ابا ندارد.
جالب اينجاست جوايزي را كه آلن از آنها حرف زده هيچ وقت حتي آنها را دريافت نكرده است ( آلن سه بار براي فيلمنامه و كارگرداني «آني هال» ۱۹۷۷ و فيلمنامه «هاناوخواهرانش ۱۹۸۶» برنده اسكار شده است كه از دريافت آنها خودداري كرد). ماجراي سال وودي آلن از همين مراسم شروع شد. سالي كه گويي آلن قصد كرده كه به سالهاي اجتماع گريزبودن خود پايان دهد و حاضر به شركت در مراسمهايي مثل اسكار و جشنواره كن شود. وودي آلن فيلمساز مستقل مكتب نيويورك امسال از جانب جشنواره كن مستحق دريافت جايزه ويژه اي شد كه فقط يكبار پيش از اين در ۱۹۹۷ به استاد سينماي سوئد و مقتداي آلن يعني «اينگمار برگمان» اعطا شده بود. اين فيلمساز روشنفكر نيويوركي كه آزاد انديشي اش در ساختار و متن فيلمهايش ريشه در تفكر اروپايي وار او دارد در اول دسامبر ۱۹۳۵ در بروكلين نيويورك متولد شد. وقتي سه ساله بود به ديدن اولين فيلمش «سفيد برفي و هفت كوتوله» رفته و به ياد دارد كه به سمت پرده دويده كه شخصيت هاي كارتوني را بگيرد. او خيلي زود قصه نويسي را آغاز كرد و در پانزده سالگي شوخي هاي يك خطي اش با امضاي نويسنده هاي مشهور چاپ شد. آلن پيگيري و آموختن عشق ديگرش يعني «كلارينت جاز» را در ۱۹۵۰ آغاز كرد. در دهه پنجاه به نويسندگان شبكه NBC پيوست و در نوزده سالگي ازدواج كرد و كارش را به عنوان نويسنده برنامه «ادساليوان» آغاز كرد. سنجش بزرگي از مطالعاتش در زمينه ادبيات و فلسفه به همين دوران باز مي گردد. آلن در ۱۹۶۴ جذب سينما شد. او كه در تئاتر شهرت بسزايي به هم زده بود در دو فيلم مشهور اين دهه براحتي چهره خود را به تماشاگران شناساند.
«تازه چه خبر پوسي كت ساخته كلايو دانر همراه با پيتر اوتول در ۱۹۶۴» و «كازينورويال ساخته رابرت پريش ـ بچه هاليوود ـ همراه با پيترسلرز» در اين دوره او اولين نمايشنامه خود «آب راننوش» را نوشت كه با موفقيت اجرا شد و دومين نوشته او «دوباره بزن سام» شهرت او را به عنوان نويسنده نمايشنامه تثبيت كرد. نوشتن «دوباره بزن سام» علاقه آلن را به سينماي كلاسيك آمريكا نشان داد و عشق او را به كازابلانكا سينمايي كه آلن يكي از فيلم هاي آن را (غرامت مضاعف اثر بيلي وايلدر) بهترين فيلم تمام دورانها مي داند. آلن در ۱۹۶۹ اولين فيلم خود را كارگرداني كرد. «پول روبردارو فرار كن» كه او امروز آن را صرفاً يك اثر خنده دار مي داند. آلن را كمديني دانسته اند كه به باستركيتون به دليل تمايلش به پوچي به گرو چوماركس به خاطر شوخي هاي تند و بدهارپو به دليل نيمي انسان و حيوان و نيمي فرشته بودنش شباهت دارد. اما خود آلن درباره چاپلين مي گويد «نمي توانم بگويم كي هستم، اما مي توانم بگويم كي نيستم «يك چاپلين دوست». اما آلن كيست قطعاً او از آن دسته فيلمسازاني نيست كه مورد علاقه سنت گراياني همچون هاكس باشد او مخلوطي است از وايلدر، برگمان، فليني، كوروساوا و البته خود وودي آلن. او محصول نيويورك است البته نه آن نيويوركي كه هاليوود در ذهن تماشاگران خود ساخته است.
اكثر قهرمانان او ـ اگر آنها را بتوان قهرمان ناميد ـ خود اويند و سالها است كه منتقدان و تماشاگران تفاوتي بين او و شخصيتش روي پرده نمي بينند. برخي از فيلمهايش همچون منهتن ـ با آن نماي معروف پل بروكلين ـ تاريخ سازند و برخي ديگر همچون شالوده شكني هري فقط در بين تماشاگران دائمي فيلمهايش طرفدار دارند.
روايت هاي شخصي او همانقدر جذابند كه فيلمهايش بدون حضور او جلوي دوربين، «شيرين و پست» مكاشفه شهودي او در جاز دهه سي و يا «همه مي گويند دوستت دارم» اداي دين او به كمدي موزيكالهاي كلاسيك هاليوود بخوبي عشق او را به موسيقي به عنوان يك كلارينت نواز جاز اثبات مي كنند.
بعد از كمدي «نفرين عقرب يشمي» كه بيشتر ياد آور كارهاي اوليه آلن بود او امسال با فيلم «پايان هاليوود» در كن حضور دارد كه فيلم آخرش حداقل از روي نام يادآور اثر آخر رئيس هيأت داوران امسال كن يعني ديويد لينچ است كه او نيز با «جاده مالهالند» بدجوري هاليوود را به لجن كشيده بود. عده اي معتقدند آلن دلقكي است كه آنقدر اهل خطا كردن است كه روزي بخواهد نقش هملت را بازي كند. از سوي ديگر كساني چون استنلي كافمن او را بهترين فيلمساز آمريكا مي دانند و يا مثل «وينسنت كنبي» معتقدند كه او اصيل ترين، جدي ترين و پيگيرترين مؤلف فيلم در آمريكا است» هرچه هست آلن آنقدر آزاد انديش و خلاق است كه لايق بهترين صفات باشد اگر آمريكايي ها قدرش را بدانند درست مثل تماشاگراني كه هيچگاه اجازه نمي دهند فيلمهايش شكست مالي بخورند. به هر حال همه دوستش دارند.
محمود صادقلو

BackCol3
موفقيتي تازه براي «ريچارد گر»
063939.jpg
«ريچارد گر» از اواخر دهه ۱۹۷۰ كه با بازي در فيلم هاي «در جست وجوي آقاي گودبار» و «روزهاي بهشت» (كار تحسين شده ترنس ماليك) مشهور شد، همواره در سينما مطرح بوده و حمايت سياسي وي از دالايي لاما رهبر تبعيدي تبت بر شهرت او درساير مجامع افزوده است. او حالا با فيلم تازه اش به نام «بي وفا» يك بار ديگر موفقيت را درصحنه سينما نيز تجربه مي كند. با اين كه اين فيلم مثل ساير آثار روز زير سايه «اسپايدرمن» وقسمت تازه «جنگ ستاره ها» گم شده است، اما به عنوان يك «تريلر» (اثر دلهره آور) خوب و با بازي دايان لين درمقابل گر، در يادها خواهد ماند.

بازگشت «جك نيكلسون» بزرگ
063936.jpg
جك نيكلسون هنرپيشه بزرگ و ۶۵ساله پس از فتح سومين جايزه اسكارش (در سال۱۹۹۷ و براي فيلم «بهتر از اين نمي شود») كم كار و اشباع شده و به شركت در فيلم سال۲۰۰۱ شون پن به نام «قول» (كه در جشنواره فجر در تهران نيز پخش شد) اكتفا كرده بود.
اما اين هفته در فستيوال بزرگ فيلم كن فرانسه، فيلم تازه نيكلسون به نمايش درآمد تا او كه چاق تر و پهن تر از هر زماني شده است، يك بار ديگر نظرها را به هنر عميق بازيگري اش خيره كند. اين فيلم «درباره اشميد» نام دارد كارالكساندر پين كارگردان درجه دوم آمريكايي است. اما نقش خاص نيكلسون به عنوان يك آدم سرگشته و پير و بازي خاص تر او در اين فيلم، براي مطرح شدن اين اثر سينمايي كفايت مي كند.



|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   |   بين الملل   | 
|   گفت و گو   |   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   آذين   |   حوادث   |   ورزشي   | 
|   صفحه آخر   |   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |