|
|
|
|
|
در برابر اتهامات ترويستي
|
|
|
|
|
|
|
|
بررسي علل واگرايي مناسبات آمريكا با اتحاديه اروپا
|
|
|
|
رايس:
|
|
|
|
|
افغانستان، در انتظار اجلاسي سرنوشت ساز
افغانها بزودي آخرين شانس خود را براي استقرار نظامي دموكراتيك امتحان خواهند كرد.
ريش سفيدان افغانستان اگر در اجلاس لويه جرگه بتوانند به تصميم جامعي برسند راه براي استقرار نظامي مردمي در اين كشور گشوده خواهد شد، راهي كه سالها به طول خواهد انجاميد تا به مقصد برسد.
جَرگه يا جِرگه واژه اي مغولي ـ فارسي به معني «گروه» و «صف» است كه كاربرد سياسي آن به معني گردهمايي، همايش و نشست مي باشد. برون رفت از بن بستهاي سياسي ـ اجتماعي كاركرد اصلي جرگه است، با اين حال اين اجلاس هيچگاه قاعده و قانون تدوين شده اي نداشته است. افغانستان كه در واقع در يك جرگه قومي در سال ۱۷۴۷ ميلادي پايه گذاري شده است، تاكنون ۱۷ جرگه بزرگ را تجربه كرده است. اولين لويه جرگه، جرگه بزرگ قندهار به سال ۱۷۴۷ ميلادي تشكيل شد.
آن اجلاس سرنوشت ساز پس از كشته شدن نادرشاه افشار با حضور سران ۴ قوم بزرگ افغان و ديگران برگزار شد و ۹ روز به درازا كشيد، پس از ۹ روز بحث و مجادله، احمدخان ابدالي از قوم سروزايي به عنوان پادشاه برگزيده شد و قدم مهمي در راستاي تأسيس كشور تازه اي برداشته شد.
آخرين لويه جرگه، جرگه بزرگ هرات به سال ۱۳۷۳ / ۱۹۹۴ است كه از سوي اسماعيل خان والي هرات به راه افتاد.
در آن شوراي مردمي كه ۵ روز ادامه داشت، از شخصيتهاي سياسي وملي خارج از كشور افغانستان نيز دعوت شده بود.
بر اساس توافق بن برگزاري دو جرگه در افغانستان پيش بيني شده است. اولي جرگه اضطراري و ديگري جرگه قانوني است. بيستم خردادماه هزار و پنجاه گروه از سراسر افغانستان و همچنين نمايندگان افغانهاي خارج از كشور (به جز ايران و پاكستان) گردهم خواهند آمد تا در مورد دولت انتقالي به نتيجه برسند. اين دولت كه دو سال زمام امور را عهده دار خواهد بود، علاوه بر اداره كشور بايستي قانون اساسي افغانستان را نيز با همكاري سازمان ملل تدوين كند تا در اجلاس دوم مورد بحث قرار گيرد.
عضو جرگه در ازاي فعاليتي كه انجام مي دهد، حقوقي نمي گيرد و پس از پايان جرگه به ولايت خود بر مي گردد.
اين شخص در برابر هيچ سازمان، اداره و شخصي مسؤول نيست و در صورت ارتكاب خلاف و سوء استفاده از موقعيت به دست آمده نيز هيچ شخص و يا نهادي نمي تواند وي را تحت پيگرد قرار دهد، از اين رو عضو جرگه به آساني مي تواند از اين فرصت استثنايي به نفع خود بهره برداري كند و يا مورد بهره برداري ديگران قرار گيرد.
قدرت هاي حاكم در افغانستان همواره با وقوف به اين خصلت جرگه از نفوذ خود استفاده كرده و از جرگه براي مشروعيت بخشيدن به مقاصد خود بهره مي برده اند.
اين واقعيتي است كه مردم افغانستان از جرگه هاي پيشين به ياد دارند. هرچند برگزاري لويه جرگه اضطراري از سوي سازمان ملل متحد تا حدودي از اين نگرانيها كاسته است.
اما وجود مراكز متعدد قدرت در قالب احزاب سياسي نيروهاي مسلح محلي، نيروهاي پرنفوذ قومي و نيروهاي بين المللي دخيل در اوضاع افغانستان مي تواند كارايي جرگه اضطراري را در هاله اي از ابهام فرو برد.
عليرضا شاكر
Alireza-Shaker@Yahoo.com
|
|
|
|
|
مخالفت اروپا، در انتظار بوش
|
|
|
سفر «جرج دبليو بوش» رئيس جمهوري آمريكا به چهار كشور اروپايي، مخالفتهاي دولتهاي اين قاره را با آمريكا دوباره علني خواهد كرد.
روزنامه «واشنگتن پست» روز چهارشنبه نوشت: اگرچه به مجرد حملات تروريستي ۱۱ سپتامبر «توني بلر» نخست وزير انگلستان، آمريكا را از حمايت متحدان اروپايي خود مطمئن كرد و در ۱۲ سپتامبر كشورهاي عضو ناتو اعلام كردند حمله به آمريكا، حمله به همه ما تلقي مي شود و حتي روزنامه «لوموند» فرانسه نوشت كه ما همه در حال حاضر آمريكايي هستيم، اما شرايط فعلي با آن زمان بسيار متفاوت است.
اين روزنامه نوشت: امروزه دولتهاي اروپاي غربي و آمريكا بر سر سياستها، ارزشها و هدفهاي خود در دنيا با هم اختلافات عميقي دارند.
اين اختلافات بيشتر از آنجا ناشي مي شود كه اروپايي ها خود در پي ساختن قاره اي يك پارچه و با قدرتي مشابه و يا بالاتر از آمريكا براي نفوذ بيشتر در سطح جهاني هستند.
واشنگتن پست نوشت: بسياري از مقامها و نويسندگان و دانشگاهيان اروپا تصويري خودخواه و مشتاق به عمليات نظامي و قدرت طلب از آمريكا ترسيم كرده و معتقدند كه آمريكا تنها راه مبارزه با تروريسم را در جنگ با آنان مي بيند.
اين روزنامه يادآور شد، بوش كه وارد آلمان شده و به كشورهاي فرانسه، ايتاليا و روسيه نيز سفر خواهد كرد، با چنين احساساتي روبرو خواهد شد و از ابتدادهها هزار نفر تظاهر كننده در برلين با نشان دادن مخالفت خود با گسترش جنگ، پيام خود را به گوش بوش خواهند رساند.
حتي در انگلستان كه مهمترين حامي آمريكا در دنيا محسوب مي شود، صداي مخالفين بلند شده و مردم خواستار دوري اين كشور از آمريكا و نزديكي بيشتر آن با اروپا شده اند.
مقامهاي آمريكايي كشورهاي اروپايي را متهم به عجله در قضاوتهاي خود در مورد آمريكا مي كنند و قضاوت آنان را در مورد تكرويهاي آمريكا مردود مي شمارند.
اين روزنامه در پايان نوشت: بوش در مصاحبه با يك شبكه تلويزيوني آلمان خواستار همكاري و حمايت بيشتر كشورهاي اروپايي از مبارزه آمريكا عليه تروريسم شد و اظهار داشت كه آمريكا نمي تواند به تنهايي در اين جنگ پيروز شود.
بوش با توجه به احساسات اروپايي ها در مورد سياست ها و ارزشهاي آمريكا منتظر دوباره رو شدن اختلافات بين دو قاره مي باشد و در اين سفر توقع مشاهده تظاهرات ضد جنگ را دارد.
مذاكرات غير رسمي «بوش» و «شرودر»
«جرج دبليو بوش» رئيس جمهوري آمريكا لحظاتي پس از ورود به برلين پايتخت آلمان با «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان مذاكرات غير رسمي خود را آغاز كرد.
شبكه خبري تلويزيوني «ان. ت. فا» چهارشنبه شب اعلام كرد؛ بوش در اين مذاكرات در خصوص روابط دو كشور و اختلافات موجود، مسأله پيوستن روسيه به ناتو و همچنين مسأله عراق گفت و گو و تبادل نظر مي كنند.
تظاهرات ضد «بوش» در برلين به خشونت كشيده شد
بوش درحالي پس از صرف شام در محل كافه رستوران مشهوري موسوم به «توخ» با «شرودر» مذاكره مي كرد كه برلين شاهد اعتراض مردم آلمان به عملكرد رئيس جمهوري آمريكا بود.
بنا به گزارشها، ساعاتي پس از ورود «جرج دبليو بوش» رئيس جمهوري آمريكا به برلين، تظاهر كنندگان عليه بوش كه سعي مي كردند با عبور از صف نيروهاي پليس خود را به هتل محل اقامت رئيس جمهوري آمريكا نزديك كنند، با مقاومت شديد نيروهاي پليس روبرو شدند.
پليس ضد شورش در شهر برلين چهارشنبه شب توانست در برخورد با تظاهر كنندگان و حمله به آنها به صورت موج هاي انساني، مانع از نزديك شدن مخالفين بوش به محل اقامت وي كه محل مذاكرات غير رسمي وي با «گرهارد شرودر» صدراعظم آلمان نيز مي باشد، شوند. طي اين درگيريها، حداقل ۵ نفر زخمي و ۳ نفر دستگير شدند.
در اين تظاهرات گروههاي مخالف جنگ و جهاني سازي با زدن ماسك هاي بوش و صدام شعار مي دادند «بوش را متوقف كنيد» و «بوش به خانه ات برگرد». در اين تظاهرات پرچم آمريكا توسط تظاهر كنندگان به آتش كشيده شد.
|
|
|
|
|
در برابر اتهامات ترويستي
مبارك: دليلي ندارد مسلمانان عذرخواهي كنند
«حسني مبارك»، رئيس جمهوري مصر، چهارشنبه شب اعلام كرد: مسلمانان دليلي نمي بينند كه اتهامات تروريستي عليه خود را توجيه كنند يا از آن پوزش بخواهند.
به گزارش خبرگزاري فرانسه از قاهره، مبارك درمصاحبه اي تلويزيوني به مناسبت روز ميلاد «پيامبر اسلام»(ص)، ضمن اظهار تعجب از اينكه از مسلمانان خواسته شده در برابر اين اتهامات عذرخواهي كنند، گفت: «پيام اسلام براساس عدالت و صلح پايه گذاري شده است.»
رئيس جمهوري مصر همچنين برخي افراد را به تغيير چهره اسلام متهم كرد وگفت، بعضي ها نيز به صراحت اسلام و تروريسم را با يكديگر مقايسه مي كنند.
براساس اين گزارش رئيس جمهوري مصر همچنين بر لزوم يادگيري درس زندگي از پيامبر اسلام تأكيد كرد.
|
|
|
|
|
آماده باش در نيويورك
گزارش پليس فدرال آمريكا «اف.بي.آي» در مورد احتمال حملات تروريستي ديگر به شهر نيويورك، نيروهاي پليس و امنيتي اين شهر را بسيج كرده است.
راديو «دبليو.تي.او.پي» آمريكا روز چهارشنبه گزارش داد: اف.بي.آي روز سه شنبه مقامات شهر نيويورك را از دريافت اطلاعاتي در مورد حملات احتمالي تروريستها به اماكن مشهور اين شهر مانند مجسمه آزادي و پل «بروكلين» مطلع كرده است.
اف.بي.آي همچنين اعلام كرد كه تهديدات اخير تأييد نشده است.
رئيس پليس نيويورك با اعزام مأمورين بيشتر براي حفاظت اماكن مشهور نيويورك، هيچ چيزي را به اميد شانس نگذاشته است.
به گفته يك مقام امنيتي، اطلاعات اخير از يك عضو بازداشت شده «القاعده» به دست آمده است و در عين حال اف.بي.آي هيچگونه اطلاعي از زمان ونحوه انجام اين حملات ندارد.
|
|
|
|
|
عرفات وعده انتخابات رياست جمهوري زودرس داد
«ياسرعرفات» رئيس تشكيلات خودگردان فلسطين در مصاحبه با خبرگزاري رويتر ديروز اعلام كرد كه انتخابات رياست جمهوري و مجلس قانونگذاري دولت خودگردان را تا اوايل سال جاري ميلادي برگزار خواهد كرد.
عرفات در اين مصاحبه كه در رام الله واقع در كرانه باختري برگزار شد افزود: «پس از انتخابات رياست جمهوري و مجلس قانونگذاري، انتخابات شهرداري و منطقه اي نيز در پايان سال آتي برگزار خواهد شد.»
عرفات در پاسخ به اين سؤال رويتر كه آيا تاريخ برگزاري اين انتخابات به خروج نظامي اسرائيل (از اراضي فلسطيني) مشروط خواهد بود، گفت: «برگزاري اين انتخابات مشروط نخواهد بود اما من به خروج نيروهاي اسرائيل اميدوارم. بنابراين مي توانيم آزادانه در فلسطين انتخابات داشته باشيم.»
براساس اين گزارش، عرفات هفته گذشته در سخنراني خطاب به مردم فلسطين، برگزاري انتخابات زودهنگام را وعده داد اما بعداً گفت: تازماني كه اشغالگري اسرائيل پايان نيابد، انتخابات برگزار نخواهد شد.
آمريكا و رژيم نژادپرست اسرائيل اصلاحات همه جانبه و برگزاري انتخابات جديد را در دولت خودگردان خواستار شده اند.
|
|
|
|
|
بررسي علل واگرايي مناسبات آمريكا با اتحاديه اروپا
ناتو محكوم به فناست
|
|
|
هنگامي كه جورج بوش چهارشنبه به برلين رسيد، با استقبال برليني هايي مواجه شد كه هرگز نقش آمريكا را در دفاع از آزادي شهرشان در خلال جنگ سرد فراموش نكرده اند. او همچنين شاهد استقبال معترضان بود. مهمتر اين كه ورود رئيس جمهوري آمريكا با بحث ديگري درباره آينده ناتو مصادف گشت. شايد اين آخرين دور مباحثه باشد.
حتي مشتاقترين هواداران ناتو نظير دبير كل آن «لرد رابرتسون» و سناتور (آمريكايي) «ريچارد لوگار» يأس خويش را دشوار مي توانند پنهان نمايند. شگفت انگيز نيست. يازده سپتامبر اين ائتلاف را ناگزير به رويارويي باواقعيتي نگران كننده نمود: امريكاييان و اروپاييان ديگر نمي توانند از اهميت «شكاف توانمنديها» كه در سالهاي اخير رشد كرده، چشم پوشي نمايند. اين شكاف حالا گسترده تر مي شود زيرا آمريكا بودجه دفاعي خود در جنگ با تروريسم را به ميزان قابل ملاحظه اي افزايش مي دهد و كاهش خريدهاي دفاعي اروپا استمرار مي يابد. سه سال پيش، مداخله نظامي ناتو در كوزوو حاكي از آن بود كه شايد بزودي آمريكايي ها و اروپاييان قادر نباشند دوشادوش يكديگر در يك ميدان نبرد بجنگند. امروزه برخي كشورهاي اروپايي به ندرت مي توانند خود را به ميدان نبرد برسانند. به عنوان نمونه، آلمان ناگزير شد براي رساندن چندين نفر از سربازانش به افغانستان از اوكراين هواپيماي ترابري قرض بگيرد. اما اين ولخرجي هاي دفاعي نيست كه سرانجام ناتو را محتوم به فنا خواهد كرد. و نه دور بعدي گسترش اين پيمان، آنگونه كه برخي اظهار مي كنند، آخرين ميخ را به تابوت ناتو خواهد كوبيد. متحدان جديد آمريكا در اروپاي شرقي مي توانند درمأموريتهاي دفاعي سهيم باشند. بلكه بي تفاوتي هم پيمانان قديمي به بزرگترين معضل ناتو بدل شده است.
در ۱۲ سال گذشته، كشورهاي اروپاي غربي توانشان را به توليد ابزار«قدرت نرم» متمركز كرده اند. يورو از راه رسيد. همينطور نگرشهاي تازه درباره آمريكا! پاسكال لامي كميسر تجارت اتحاديه اروپا اذعان مي كند بهترين شيوه جهت جلب تحسين و تشويق در پارلمان اروپا ايستادن درمقابل و محكوم كردن آمريكاست. خوزه ماريا آزنار نخست وزير اسپانيا نيز اخيراً اعتراف كرد كه مخالفت با آمريكا، شما را در اتحاديه اروپا به «غمخوار» معروف مي گرداند. كشورهاي اروپاي غربي از ايفاي نقش معاون كلانتر در خلال جنگ سرد به ستوه آمدند. اكنون به نظر مي رسد از كلانتر بودن نيز خسته شده اند. اين مسأله، معضل غيرقابل حلي را پديد مي آورد. در جنگ سرد اساساً دو چيز اين ائتلاف نظامي را متحد نگه مي داشت: تهديدي مشترك و پذيرش رهبري آمريكا. اما امروزه اتحاديه اروپا به تهديد تروريسم از افغانستان گرفته تا عراق كمتر از آنچه آلماني ها Mitspracherecht(حق تعيين مشترك مسير حركت) مي نامند، علاقه نشان مي دهند. اكنون سالهاست كه «چند جانبه گرايي» به واژه اي بدل گشته كه تخيل نخبگان اروپا را فوران مي سازد. از اين كليد واژه همانند اهرمي براي تقويت قدرت متوسط اتحاديه اروپا و به غل و زنجير كشاندن آمريكاي نيرومند استفاده مي شود. آن يك وسواس فكري اروپايي است كه احتمالاً از سرگرفته نخواهد شد.
البته اروپاييان از پس اين بازي برمي آيند. آنها درمسؤوليتهاي جهاني آمريكا سهيم نيستند. از زمان يازده سپتامبر كشورهاي اروپاي غربي به اندازه آمريكايي ها تهديد را حس نمي كنند. همچنين مي توان احساس كرد كه بسياري از اروپاييان جورج بوش را خطرناك مي پندارند، نه اسامه بن لادن يا صدام حسين. مسافرت بوش به اروپا با اظهارات غضبناك مردم درباره سخنراني خام «محور شرارت»، امتناع مخاطره آميزش از پذيرش پروتكل كيوتو و تشكيل دادگاه بين المللي جنايي و رويكرد بي محابايش نسبت به ايران و عراق مواجه خواهد شد. دشوار مي توان ديد پايه و اساس ائتلافي كارامد در جايي باقي مانده باشد.
البته پارادوكسي وجود دارد. درست است كه مناسبات آمريكا و اتحاديه اروپا در بازرگاني و تجارت، همگرايي و وابستگي متقابل اقتصادي سير صعودي دارد. اما در حوزه نظامي ـ راهبردي، واگرايي اي كه با فروريختن ديوار برلين آغاز شد، با سرعت سرسام آوري ادامه مي يابد. ناتو اكنون به يك سازمان همكاري وامنيت اروپا با بازوهاي جانبي تبديل مي شود. شايد حتي آن نيز اشكالي نداشته باشد چون به هرحال كماكان مي تواند نقش سياسي مهمي در اروپا ايفا كند.
اما اين ائتلاف قديمي در تفكرات راهبردي جهاني آمريكا جايگاه برجسته اي ندارد. پس اگر ناتو از بين رفته، وقت آن است كه چيز تازه اي بنا نهيم.
نويسنده: جفري گدمين * ـ منبع: واشنگتن پست
* گدمين مدير مؤسسه آسپن برلين است.
|
|
|
|
|
رايس:
آمريكا هنوز آسيب پذير است
|
|
|
هفته گذشته افشاي اين راز كه دولت جورج بوش اطلاعاتي درباره احتمال بروز حملات ۱۱ سپتامبر از سوي شبكه القاعده دريافت كرده و آن را ناديده گرفته بود، جدال جنجال انگيزي بين كنگره و كاخ سفيد به راه انداخت.
سناتور ريچارد شلبي نماينده جمهوريخواه اعلام كرد كه اف بي آي در ۱۰ ژوئيه ۲۰۰۱ گزارش مفصلي درباره تعليم ديدن نيروهاي القاعده در آموزشگاههاي خلباني آمريكا و احتمال هواپيماربايي دريافت كرده ولي آن را در اختيار هيچ مقام ذيصلاحي نگذاشته بود. شبكه خبري سي.ان.ان جهت روشن شدن موضع كاخ سفيد، مصاحبه اي با خانم كوندوليزا رايس مشاور امنيت ملي آمريكا انجام داد كه برگردان گزيده آن از نظرتان مي گذرد.
** هفته نامه «استاندارد» در شماره جديدش مي پرسد: «آيا امكان پذير نيست وقتي ۳ هزار آمريكايي در حمله اي تروريستي كشته مي شوند، چند نفر (از مقامات) توبيخ يا اخراج شوند؟ طي ۸ ماه گذشته دولت بوشً مي گويد كه همه چيز و همه كس درست عمل كرده اند. اين مضحك و بي اساس است» پاسخ شما چيست؟
* مسلماً همه چيز درست عمل نشده و كسي چنان چيزي نمي گويد. در حقيقت در پاسخ به برخي از درسهاي عبرت آموزمان، چندين تغيير سازماني صورت داديم. به عنوان نمونه، ايجاد «دفتر امنيت كشور» مستقيماً به دليل ۱۱ سپتامبر بود. برخي از همكاريهاي اطلاعاتي بين سيا و اف بي آي نيز به واسطه تشخيص نياز به تقويت جنبه اطلاعاتي قضيه آغاز شد. بنابر اين، اين طور نيست كه اين همه مدت دست روي دست گذاشته باشيم.
** برخي مي گويند به جاي كميسيونهاي اطلاعاتي بايد كارشناسان مستقل را جهت روشن شدن حقايق به خدمت گرفت. ايراد اين پيشنهاد چيست؟
* مشكل اين است كه اين ماجرا هنوز پايان نيافته و ما همچنان با تروريسم مي جنگيم. مردان و زنان مسلح ما در افغانستان هر روز جان خود را به خطر مي اندازند تا پايگاه خانگي القاعده را منهدم نمايند. اين مبارزه، واقعه اي واحد مانند ترور پرزيدنت كندي نيست كه وقتي خاتمه يافت، درباره اش تحقيق كنيم. اطمينان دارم مردم آمريكا مي پذيرند كه مهمترين چيز، شيوه اي است كه شايد به ما درپيشگيري از اين دست حملات كمك كند، هرچند كسي نمي تواند به ما تضمين بدهد حادثه ديگري رخ نخواهد داد.
** برخي دموكراتها از اين بابت عصباني اند كه بعضي از جمهوريخواهان از جمله معاون رياست جمهوري مي گويند طرح اين مسائل تا حدودي غيرميهن پرستانه است. نظر شما چيست؟
* ادعاي هفته پيش مطبوعات مبني بر اينكه رئيس جمهوري تا حدودي از ماجرا خبر داشت و كاري نكرد، چيزي است كه مردم واكنش تندي بدان نشان مي دهند زيرا اين رئيس جمهور قلبش براي حفاظت از منافع آمريكا مي تپد. او حتي پيش از يازده سپتامبر نگران القاعده و عمليات احتمالي اش بود. او از ماخواست براي سرنگوني القاعده يك استراتژي تدوين كنيم چون مي دانست بهترين دفاع، حمله خوب است.
** برخي اظهار مي كنند كه شما در حال حاضر اطلاعاتي در دست داريد مبني بر اين كه شايد نقشه حمله تروريستي بدتري عليه آمريكا كشيده شده باشد. اين تهديد احتمالي چقدر جدي است؟
* ما همه چيز را كاملاً جدي مي گيريم و در واقع من و تام ريج (رئيس دفتر امنيت كشور)، جان اشكرافت (دادستان كل)، باب مولر (مدير اف بي آي) وجورج تنت (مدير سيا) مرتباً درباره اطلاعات جاري گفت وگو مي كنيم. جريان اطلاعات پيوسته است و ما بايد آنقدر دقيق آن را ارزيابي كنيم كه آمادگي بيشتري داشته باشيم. حقيقت تلخ اين است كه ما هنوز آسيب پذيريم.
** يك گزارش بين سازماني دولت آمريكا بسيار رعب انگيز است و من آن را براي شما مي خوانم: «القاعده شايد به تلافي موشكباران ۲۰ اوت ۱۹۹۹ اردوگاههاي آموزشي اش دست به حملات انتقام جويانه بزند. ممكن است تيپ شهادت طلبان القاعده يك هواپيماي پر از مواد منفجره را به پنتاگون، مقر سيا يا كاخ سفيد بزند. رمزي يوسف قصد داشت اين حمله را عليه مقر سيا انجام دهد.» منتقدان مي پرسند چرا به اين گزارشهاي پراكنده بطور دقيق توجه نمي شد؟
* من اين مسأله را درك مي كنم، ولي حقيقت اين است كه بيل كلينتون در سال ۱۹۹۹ آن را گزارشي اطلاعاتي تلقي نكرد. از گروهي كارشناس خواسته شده بود پرونده اي روان شناختي و جامعه شناختي از عملياتهاي احتمالي القاعده تهيه كنند. ولي به هيچوجه نمي شد به آن اطلاعات اتكا كرد زيرا بايد زمان، مكان و هدف آنچنان حملاتي را دانست. وقتي در ماه ژوئن و ژوئيه در جنوا اطلاعاتي محرمانه درباره حمله احتمالي به رهبران گروه ،۸ دريافت كرديم، چند چيز مشخص بود؛ هدف رهبري گروه ۸ بود، مكان جنوا بود و زمانش، زمان برگزاري اجلاس گروه ،۸ براي همين بستن حريم هوايي جنوا امكان پذير مي نمود.
** و شما زمان ملاقات رئيس جمهوري (آمريكا) با پاپ را تغيير داديد.
* درست است. كارهايي صورت گرفت، ولي با اين كه اطلاعاتمان تا حدودي كلي بود، اما چارچوب زمان، مكان و هدف مشخص به نظر مي رسيد.
** آيا جورج تنت مدير سيا به اين زودي به خاورميانه بازمي گردد؟
* جورج تصريح كرده كه هرگاه زمان مناسب فرا برسد، با كمال ميل به آنجا باز مي گردد. مسلماً سازماندهي مجدد نيروهاي امنيتي از اولويت بالايي برخوردار است.
** پس فعلاً برنامه اي وجود ندارد؟
* در حال حاضر طرحي نداريم، ولي فعالانه درباره اش بحث و كار مي شود، نه تنها در داخل دولت آمريكا، بلكه با كساني كه بايد در روند صلح منطقه مشاركت كنند.
|
|
|
|