• كيلومتر :۲۹۵ اعتراض!
روز پنجشنبه و جمعه كه دولت خود را براي استقبال شنبه ظهراز ميهمان آذري اش آماده مي كرد، ۲۹۵ كيلومتر آن طرف تر ده ها نفر معترض، ورودي هاي دانشگاه اراك را سد كردند تا از اين طريق اعتراض خود را به نشست دفتر تحكيم وحدت دراين دانشگاه اعلام كنند. نشستي كه تحت عنوان «پاسداشت و تكريم خيزش ملي دوم خرداد» تشكيل شده بود. اين عده كه فرداي آن بعضي ها با عنوان «گروه فشار» از آنها نام بردند و بعضي هاي ديگر آنان را «مردم حزب الله معترض به وضع موجود» خواندند، در هر صورت برگزاري نشست را با مشكل مواجه ساختند تا جايي كه حتي صدور بيانيه پاياني نشست را به تأخير انداخت تا از دفتر مركزي در تهران مخابره شود. نه شعارهاي پاسخگويانه شركت كنندگان در نشست، و نه حرفهاي آرامش بخش محمد تقي مختاري رئيس دانشگاه هيچكدام گروه معترض را به خانه برنگرداند تا اينكه مسؤولان شهر براي گريز از التهابي كه هر لحظه بيشتر مي شد و ممكن بود اراك را به خرم آباد ديگري تبديل كند، دست به دامان مردي شدند كه ساعتي پيش از مصلي برگشته و خطبه هايش هنوز در گوش نمازگزاران بود. آيت الله محسن گركاني از معترضين تشكر كرد و از آنان خواست كه به خانه هايشان بازگردند.
روزهاي بعد برخورد معترضين با نشست قانوني تحكيم وحدت مورد انتقاد نمايندگان مجلس و مسؤولان وزارت كشور قرار گرفت و وزير كشور كه همچنان برطناب استيضاح راه مي رفت مثل هميشه دستور تشكيل كميته اي را براي پيگيري مسأله داد. هرچند كه حبيب الله عسگراولادي دبير كل جمعيت مؤتلفه معتقد بود كه وزير كشور خود بايد در اين باره توضيح دهد كه چطور عده اي با استفاده از امكانات دولتي، سكولاريسم و ليبراليسم را تبليغ مي كنند.
• نامه انگليسي
فرداي آن روز، وقتي هواپيماي اختصاصي شركت هواپيمايي آذربايجان برباند فرودگاه مهرآباد تهران نشست، كوتاه ترين سايه را داشت هرچند كه داخل هواپيما بلند پايه ترين مقامات اين جمهوري ده ساله خود را براي ورود به خاك همسايه نه چندان صميمي شان آماده مي كردند. حالا ديگر ضربان قلب «حيدرعلي اف» آن قدر طبيعي شده بود كه بتواند سفري كه چندبار به دليل بيماري اش به تعويق افتاده بود را به سرانجام برساند.
ميزبان صميمي ايراني لبخندهاي معروفش را نه در سكوي تشريفات فرودگاه كه پاي پله هاي كاخ سعدآباد نثار همتاي تركش كرد و همان روز عصر نخستين گفت وگوها آغاز شد. گفت وگوهايي كه بسياري معتقد بودند هدف اصلي آن آرام كردن تنش هاي ميان دو كشور برسر ماجراي درياي خزر است و دو روز بعد هر دو رئيس جمهوري اعلام كردند تا حدزيادي به آن دست يافته اند. رؤساي هر دو دولتي كه تابستان گذشته يكديگر را متهم به دخالت در امور يكديگر كرده بودند، حالا پاي ده سند همكاري را امضا مي كردند. اما در اين ميان حرفي از كنسولگري آذربايجان در تبريز به ميان نيامد كه دولت علي اف از مدت ها پيش برتأسيس آن اصرار داشت. در مقابل از احداث خط آهني صحبت شد كه قزوين را به باكو وصل مي كند. در اعلام همين موافقت نامه بود كه خاتمي «درياي خزر» را «درياي قزوين» گفت كه علي اف اين گفته را تصحيح كرد! اين اتفاق خبرنگار شتابرده ي يكي از خبرگزاري هاي همسايه را برآن داشت تا «اشتباه وتصحيح» را به حساب مقاصد سياسي بگذارد و خبر را با خوشحالي براي سردبيرانش مخابره كند. با آنكه اهداف و نتايج سفر علي اف در همين حدود اعلام شد، اما كسي نمي داند كه آيا علي اف حامل پيام يا نامه اي آشكار و پنهان از سوي متحدان خارجي اش نيز بوده است يانه. شايد يك قرن ديگر وقتي يكي از علاقه مندان لباس مشغول معرفي لباسهاي قديمي به بازديدكنندگان نمايشگاهي در كاخ سعدآباد باشد، اتفاقاً به نامه اي در جيب يك باراني قديمي ترك بربخورد كه البته نه مخاطب آن «گلپرخانوم» است و نه نويسنده اش «باباي منوچهر» نامه اي به زبان انگليسي كه فرستنده و گيرنده اش در روزگار خود جزو معروف ترين ها بوده اند.
|
|
|
• فشار، حمله
مردان سياست در دهلي نو و اسلام آباد روزهاي گذشته را در بگومگو و شاخ و شانه كشيدن گذراندند تا جايي كه حتي در حاشيه مرزي دو كشور هرروز صبح صداي مارش هايي را مي شد (و مي شود) شنيد كه بيش از هر زمان ديگري تهديد آميزند و البته موشك هايي كه يكديگر را نشانه رفته اند. با اين حال هر دو كشور در يك چيز مشترك هستند: «هردو در برقراري ارتباط به آمريكا پيشي مي گيرند.»
اسلام آباد اجازه تأسيس دفاتر فراواني را داده كه اداره كننده آن FBI است و درست در همين روزها واشنگتن و دهلي نو مشغول انجام يك مانور نظامي مشترك در ايالت اوتراپرادش هستند. جايي كه كارخانه آمريكايي يونيون كاربايد سالها پيش در آنجا فاجعه اي انساني آفريد. اين مانور از يكسو رو به ايران دارد و از سوي ديگر روبه چين، كشوري كه در همين هفته به خاطر همكاري با ايران با تحريمهاي اقتصادي جديدي روبروشد. تلاش اين روزهاي دولت واشنگتن براي تحت فشار قراردادن دولتهاي همكاري كننده با ايران و بويژه محكم كردن جاي پا در كشورهاي همسايه بيش از هرزمان ديگري شد و چنانكه در چند روز گذشته اتفاقات فراواني در اين رابطه افتاده است. كالين پاول نگراني شديد خود ازهمكاري روسيه با ايران را به اطلاع ايگور ايوانف رسانده است و صحبت از اين به ميان آمده كه در صورت قطع همكاري باايران، سه ميليارد بدهي روسيه به آمريكا بخشوده مي شود، به دولت تركمنستان پيشنهاد شده كه مرزهاي آبي اش مورد حمايت آمريكا قرار مي گيرد ونيز اعلام شده كه محور مذاكرات بوش در سفر به مسكو جلوگيري از تلاش هسته اي ايران است و... شايد مجموعه اين تلاشها و اطلاعات مگوي ديگر بود كه محسن رضايي ـ دبير مجمع تشخيص مصلحت نظام ـ را برآن داشت تا در يك آخرشب بيست و نهم ارديبهشت در ميدان فلسطين تهران اعلام كند كه خبر داشته ايالات متحده نقشه حمله اي به ايران را براي سال ۲۰۰۳ در سر مي پرواند.
• هدف: كاخ سفيد
بوش در حالي به مسكو، برلين، پاريس و رم مي رود كه در خانه خود مورد هجوم منتقدين فراواني قرار گرفته است كه به سهل انگاري او ودستگاههاي تحت فرمانش نسبت به واقعه يازدهم سپتامبر معترضند. آتش اين اجاق را دموكراتهايي فوت مي كنند كه چشم به سال ۲۰۰۵ دوخته اند. گرچه كاخ سفيد سعي كرد با اعلام اينكه تصور مي كرده هواپيماربايي از نوع سنتي و تنها بخاطر باج گيري براي آزادي شيخ عبدالرحمن، رهبر نابيناي حمله به WTC در سال ۹۳ است، اما سناتور شلبي دموكرات پرده از راز ديگري برداشت كه بوش را در آستانه سفر اروپايي خود نگران تر كرد. سناتور آشكار ساخت كه يكي از عوامل اطلاعاتي FBI ماه اوت گذشته خبري را به دفتر مركزي در واشنگتن فرستاده و در آن نسبت به فعاليت ۸ دانش آموخته خاورميانه اي دانشكده پرواز محل اقامت خود اظهار نگراني كرده است. اما ظاهراً رؤساي او در FBI اين هشدار را جدي نگرفته اند.
«نيويورك تايمز» هم اعلام كرد كه سرويس هاي اطلاعاتي يك رشته تماس را رديابي كرده اند كه حاكي از آماده شدن گروه القاعده براي يك حمله بزرگتر است.
شايد پيامد همين تماس ها بوده كه به گفت وگوي چاپ شده از ملامحمدعمر در رپوبليكاي ايتاليا منجر شده است. گفت وگويي كه ملامحمدعمر در آن از حمله اعجاب آور جديدي سخن مي گويد كه هدفش ساختمان كاخ سفيد است! مجموعه چنين فضايي، شهر واشنگتن را رسماً در يك وضعيت اضطراري مجدد فرو برده. هرچند كه بسياري از صاحبنظران معتقدند كه اين وضعيت فوق العاده ضربه اي است براي انحراف افكار عمومي از بي تدبيري رئيس جمهوري بوش كه از كاهش ركورد محبوبيت ۷۳ درصدي اش بسيار نگران است. شايد او دوست تر دارد كه سفر شش روزه اروپايي اش بيشتر طول بكشد.
هرچند كه با مخالفت هزاران نفر از مردم آلمان روبرو شود و ميزبان آلماني اش را به دردسر بيندازد.
ميزباني كه اين روزها خود بسيار خرسند است. خرسند از اينكه دادگاه فدرال آلمان پس از كشمكشهاي فراوان به نفع او رأي داد و ثابت كرد كه شرودر موهايش را رنگ نمي كند!!
• تيره يا روشن؟
اگر چه در برلين ابري «تيره» كردن مورد جرم حساب مي شود اما در تهران «روشن» كردن چنين وضعيتي دارد با اين تفاوت كه اين روشني نه در موهاي صدراعظم كه در رابطه ايران و آمريكاست كه مورد انتقاد قرار مي گيرد. روز سه شنبه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس همايشي تشكيل داد و در آن از صاحبنظران جناح هاي مختلف دعوت به حضور كرد تا درباره اين تيره روشن شدن ها به رايزني بپردازند. در همين حال وزير اطلاعات بر صفحه تلويزيون ظاهر شد و از نتيجه تحقيقاتي سخن به ميان آورد كه انجام هرگونه مذاكره رسمي و غيررسمي را ميان تهران و واشنگتن رد مي كرد. يونسي عنوان كرد كه منشأ اين شايعات سوءظن هاي جريانات سياسي نسبت به يكديگر است. سوءظني كه صاحبنظران از آن با اصطلاح جنگ ميان جناحها نام مي برند. اين جنگ با صحبت هاي اخير محمد هاشمي عضو كارگزاران در تشبيه عاقبت جبهه دوم خرداد به جبهه ملي طرفدار دكتر مصدق و اخباري كه مبني برجدايي اين حزب از جبهه دوم خرداد وجود دارد، آرام آرام مي رود كه آرايشي جديد پيدا كند و اختلافهاي جديدتري ميان اعضاي مختلف آن در بگيرد. اعضايي كه بسياري از آنان از سخنرانان «پانزدهمين كنفرانس بين المللي وحدت اسلامي» هستند كه تا چند روز ديگر در تهران برگزار مي شود!
• ضربان: بالاي ۷۵
و سرانجام مي ماند قصه پرتب و تاب استيضاح. عبدالواحد موسوي لاري وزير كشور با وجود بحرانها و التهاب آفريني هاي فراوان در حوزه تحت مديريتش اما اين روزها خوشحال است كه نامه استيضاحش به خاطر پرسش هاي نمايندگان درباره تقسيم خراسان، درميانه راه بازماند تا او سپاسگزار شش نماينده اي باشد كه امضاي خود را از پاي آن برداشته اند تا نامه از رسميت بيفتد. اما ظاهراً پرسش ها از وزير ديگر آنقدر فراوان هست كه هفته آينده او را به صحن علني مجلس شوراي اسلامي بكشاند. شايد در چند روز آينده تنها ضربان قلب دو نفر در جهان اين قدر تند بزند: اول علي عبدالعلي زاده ـ وزير مسكن ـ كه بايد منتظر نظر نمايندگان مجلس باشد تا ببيند اجازه نگهداري ميزش را دارد و ديگري لوئيس فيگو، هافبك آسيب ديده تيم ملي پرتغال كه بايد استراحت كند تا پزشك معالجش، دكتر هنريكو خونس، اعلام كند آيا اجازه حضور در جام جهاني را مي يابد يانه؟ پاسخ اين دو پرسش را هفته ديگر مي دهيم.
منصور ضابطيان