|
در حاشيه ماهواره زهره و مسائل مربوط به آن
زهره ي آسمان كو
• مطابق اين مصوبه براي خريد اين ماهواره در مجلس محترم شوراي اسلامي، بودجه اي را هم برايش در نظر مي گيرند و مفهوم اصلي اش اين است كه مجلس هم اين مصوبه دولت را تصويب كرده است.
|
|
|
اين روزها كه اتفاقاً مصادف با هفته ارتباطات هم هست، بحث ماهواره زهره آنقدر فراگير شده است كه ممكن است هر آن تمام كهكشان را اشغال كند. آنچه را كه لازم است درمقدمه اشاره كنيم اين است كه تمام نقل قول هاي انجام شده در متن از وزير محترم پست و تلگراف و تلفن مستند و براساس گفته هاي ايشان در مصاحبه اختصاصي «ايران» باوي مي باشد. ايران جمعه از هر گونه نقد و نظر راجع به اين مقوله استقبال مي كند.
يكي بود. يكي نبود. نه درولايت غربت نه درولايت دور، كه در ولايت خودمان، كشور قشنگ و عزيز و پر از رنگ و نقش و نگار خودمان، شاعري زندگي مي كرد كه در يكي از شعرهايش گفته بود «جاده كهكشون كو؟ زهره آسمون كو؟» و البته هيچ كس هم «زهره آسمون» را هنوز كه هنوز است حتي در خيال خودش هم نديده بود. شاعر بزرگوار بلند پرواز ما نه اين طرفي بود و نه آن طرفي. البته بي طرف هم نبود. اما هر طرفي كه بود اصلاًاز گفتن «زهره آسمون كو» قصد ومقصدش ماهواره زهره نبود. به هرحال قصه ماهواره زهره قصه اي شنيدني و خواندني است. مخصوصاً كه اين روزها هم سروصداي زيادي از حواشي آن بلند شده است. براي فهميدن از چند و چون قصه زهره مجبورم شما را به گذشته هاي دور ببرم به سال .۱۳۵۷ اونموقع ها نه ماهواره اي بود، نه زهره اي جز يك شاعر سالخورده كه دائم مي گفت «چراغ زهره مرده / تو سياهيا مي گرده» همان موقع ها كه نه! قبل از آن البته شاعر بزرگوار آينده ناگواري را براي اين ماهواره پيش بيني مي كرد. برگرديم به همان سال .۱۳۵۷ در سال ۱۳۵۷ ماهواره زهره نقاطش ثبت مي شود. البته دوستان من فراموش نفرمايند كه ثبت نقاط يك كار بسيار ابتدايي است كه انجام مي شود. در آن زمانها البته مثل امروز تهاجم فرهنگي وماهواره هاي بي چشم و رو خيلي در دنيا نبوده است و اگر هم بوده، استفاده هاي جاسوسي و اينها از آنها مي شده است. فلذا مثل امروز تقاضا و حساسيت براي گرفتن نقاط از سازمان جهاني مخابرات (I.T.U) اينقدر زياد و بي حد و حصر نبوده است. و اما منظور ما از نقطه عبارتست از نقاطي كه در فضا وجود دارد و مي توا ن ماهواره را به آنجا فرستاد. نه اينكه اين نقاط در فضاي بيكران كم باشد. نه. كه اتفاقاً بسيار هم زياد است. اما نقطه اي كه پوشش بدهد و خوب هم پوشش بدهد كم است و ناچيز. هم اكنون هم كه اين همه ماهواره هاي بي چشم و رو فضا را اشغال كرده و مشغول تهاجم فرهنگي اند، اين نقاط خوبي كه در سال ۱۳۵۷ براي كشورمان صادر شده است مورد نظر تنگ نظران فرنگي و ينگه دنياست و به قول وزير محترم پست و تلگراف و تلفن براي آن صف بسته اند. اما براي روشنتر شدن منظور ما از نقاط اين توضيح را نيز لازم به ذكر مي دانيم. اين نقاط، نقاطي اند كه نسبت به زمين ثابت اند. به عرض شما برسانيم كه با سه ماهواره مي توانيم كليه خشكي هاي زمين را پوشش بدهيم. به شرطي كه در نقاط مناسبي باشند. مدار ثابتي در ۳۶۰۰۰كيلومتري زمين استوار است. درواقع در اين نقاط محترمه نيروي گريز از مركز و جذب مركز يكي مي شوند. اگر بالاتر بروند، جناب ماهواره از زمين عقب مي افتد و اگر پايين تر از اين نقاط باشد، سرعتش نسبت به زمين بيشتر خواهد شد و در نتيجه از زمين جلو خواهد افتاد. اما چون هرچيزي حدوسطش خوب است، بنابراين بهتر است كه اين نقاط محترمه هم در همان فاصله ۳۶۰۰۰كيلومتري زمين استوار بمانند. اين نقاط محترمه توسط هيأت ايراني، در همان سال ۱۳۵۷ خواستگاري مي شوند و يا به عبارت امروزي تر «رزرو» مي گردند. وقتي هيأت ايراني نقاط ماهواره زهره را «رزرو» مي كند، از طرف پدر عروس يك فرصت ده ساله به آنها داده مي شود تا خانواده داماد (يعني كشور ما) با خريدن يك عدد ماهواره خوشگل و ترگل و ورگل «زهره» را به ماه عسل (يا همان فضا) پرتاب كند. اما تا سال ۱۳۶۵ به قول جناب وزير «خيلي طبيعي بود كه كسي به فكر نباشد.» سال ۱۳۶۵ وقتي ديگر اين نقاط كه قبلاً توسط ما «رزرو» شده بود، درحال از دست رفتن بود كه دوباره ما به فكر افتاديم كه «اي داد بيداد، ما اين نقاط را رزرو كرده بوديم» لذا اين معضل در هيأت دولت وجاهايي كه بايد مطرح شود، مطرح مي شود وهمگان مشترك النظر و متحد القول مي شوند كه «الاوبلا اين نقاط بايد حفظ گردد.»
يعني چي كه از دست مي روداين نقاط ؟
سؤال خردمندانه ايست. براي پاسخ مثال همان زهره خانم دختر همسايه سركوچه را نقل مي كنم كه اولين خواستگار او برايش حلقه هم خريده بود و او را خواستگاري كرده بود اما هشت سالي از اين واقعه گذشته بود و خواستگار بي وفا زهره را فراموش كرده بود يا شايد هم گم كرده بود زهره خانم را. چون برخي از آشنايان اين خواستگار بيچاره گفته اند كه هرشب از كوههاي دركه صداي حزين و بغض آلوده اي را مي شنيدند كه مي خوانده است «لكلك ناز قندي / يه چيزي بگم نخندي: / تو اين هواي تاريك/ دالون تنگ و باريك/ وقتي كه مي پريدي/ تو زهره رو نديدي.»… اما چون هشت سال از خواستگاري اومي گذشت و او درگير مسائل داخلي خودش بود، همسايه سر كوچه ما با عصبانيت و از روي قهر و غضب قول دخترش زهره خانم را به خواستگاران ديگري داد. تا درس عبرتي باشد براي تمام خواستگاران بدقول!
اما دولت ايران زرنگتر از خواستگار اوليه زهره خانم بود. آنها سه ماهواره مستعمل را مي خرند و مي برند و در اين نقاط كار مي گذارند. تا به همه دنيا بگويند كه ما در اين نقاط ماهواره داريم و كسي حق ندارد به آنها چپ نگاه كند. و درواقع يك زمان هفت، هشت ساله را مي خرند. اما چون هر ماهواره عمر مشخصي دارد و بايد بعد از آن دوباره درباره آن اقدامي شود، همانجا دولتمردان تصميم مي گيرند تا مصوب كنند كه «هرچه سريعتر وزارت پست و تلگراف و تلفن اقدام به خريدحداقل يك ماهواره كند و دو نقطه ديگر راهم يا به صورت مشترك يا به صورت اجاره فكري برايش بكند… اما خريد يك ماهواره (همان زهره جان را مي فرمايند) اجباري مي شود. مطابق اين مصوبه براي خريد اين ماهواره در مجلس محترم شوراي اسلامي، بودجه اي را هم برايش در نظر مي گيرند و مفهوم اصلي اش اين است كه مجلس هم اين مصوبه دولت را تصويب كرده است. اتفاقاً در همان روزها بود كه اهل محل متوجه بروبياهاي پرسروصدايي در خانه همسايه سركوچه مان مي شوند و به خودشان مي گويند: «اينطور كه بويش مي آيد اين تو بميري ديگه از اون تو بميري ها نيست. اين دفعه ديگه زهره خانم به خانه بخت رفت كه رفت!» حالا داشته باشيد ماهواره زهره ما را كه وقتي بودجه ساليانه برايش در مجلس تصويب مي شود يعني اينكه براي خودش قانوني پيدا مي كند و قند در دل آسمان آب مي كند كه «بعله، بسلامتي ديگر ما هم عازم فضا هستيم و خدمتي به خلق». اما... اما چشمتان روز بد نبيند با يكسري حرفهايي كه به قول جناب وزير «خيلي هم كارشناسي نيست.» يك دفعه يك جمعي بلند مي شوند و نسبت به اين بودجه دعوا و درگيري و بزن و بگير راه مي اندازند كه «آقا اين بودجه كارشناسي هست و نيست» و فلان و بهمان، همه چيز را به هم مي ريزند. به قول جناب وزير «چطور يك عده به خودشان اجازه مي دهند كه در مسائل كارشناسي اينقدر دخالت بكنند كه من به خودم اجازه نمي دهم.» «واقعاً من تعجب مي كنم. يعني بنده به عنوان يك وزير كه حتي در بخشي از پروژه طراحي و ساخت ماهواره بوده ام به خودم اجازه نمي دهم كه اظهارنظر اينقدر قاطع بكنم.»
«به هر حال يكسري افرادي كه نظرشان از نظر جناب وزير كارشناسي نيست با اما و اگر و شايدهاي هميشه جاري در مملكت ما باعث مي شوند تا اين مرحله از عمر ماهواره زهره هم به تعويق بيفتد. همان روزها هم اتفاقاً «مادرشوهر» كه چه عرض كنم مادر همان خواستگار دوم زهره خانم دختر همسايه سر كوچه مان هم با اظهاراتي ترديدآميز و شك برانگيز باعث طولاني تر شدن و متوالي تر شدن آمد و شدهاي منزل همسايه سركوچه مان مي گرديد و هر بار هم كه اهل محل سراغ زهره خانم را مي گرفتند يكي صدايش را بلند مي كرد كه «زهره خانم خوابيده/ هيچكي اونو نديده».
خلاصه! جانم برايتان بگويد كه «توجيه اقتصادي» داشتن يا نداشتن ماهواره زهره باعث شد تا مثل خيلي از مسائل بلاتكليف مانده اين ديار دراين باره هم دوباره «كار كارشناسي» صورت بگيرد. چرا كه يك ماهواره فقط يك دستگاه غول پيكر ساده نيست كه بطور مستعمل به فضا پرتاب شود. به قول جناب وزير «خود من هيچ نيامده ام بدون كارشناسي بگويم كه آيا بخريم، آيا نخريم؟ توجيه اقتصادي دارد، ندارد؟ اينها مسائلي است كه بايد روي آنها كار شود و بررسي شود. شما اين ده تا كتابي را كه روي ميز من هست، نگاه كنيد (و من ده تا جزوه چندهزار صفحه اي را روي ميز وزير مي بينم.) اينها همه اش براي ماهواره است. هر كدام يك بخش از ماهواره را آمده است و تحليل كرده است. بررسي كرده است. سؤال كرده است و در نهايت هر كدام را گفته است خوب است يا بد. من نمي توانم ادعا كنم همه اين ده جزوه را حفظم يا مي فهمم. بخش مكانيك دارد. بخش فيزيك دارد. انرژي دارد. بخش كامپيوتر هم دارد كه شايد تخصص من باشد. حالا بحث امور تجاري اش و بيمه اش و غيره متخصص خودش را مي خواهد.» به هر حال اين اظهارنظرها و بحثهايي كه در جاهاي مختلف بوده و هست (و ديگر در اين ديار امري عادي است؟!) باعث مي شود كه دركل ماجراي خريد ماهواره ترديد به وجود بيايد و مثل هميشه فرصتها از دست برود. اما علي الظاهر اين وزيري كه الآن در رأس وزارت است در همان روزي كه پشت تريبون مجلس رفت تا رأي اعتماد بياورد قول داده است كه تكليف اين ماهواره زهره را تعيين كند. جناب وزير درباره كارهايي كه دراين باره انجام داده است چنين مي گويد: «از همان روز اول شروع كرديم به كاركردن. متخصصان كشور، اساتيد، هركسي را كه فكر مي كرديم به هر حال در اين باره تخصصي يا سررشته اي دارد را جمع كرديم. مخالف و موافق. ارگانها و... همه را و گفتيم اگر به اين جمع بندي رسيديم كه واقعاً اين ماهواره و پرتاب آن به صلاح كشور نيست، مي رويم و دفاع مي كنيم و مي گوييم آقا اين پروژه به صلاح كشور نيست. اگر هم نه، ديديم به صلاح است مي گوييم به صلاح هست و واقعاً اين كار را كرديم و تقريباً اجماع بر اين بود كه بايد خريده شود. حتي كساني كه قبلاً مي دانستيم مخالف بوده اند، گفتند نه حالا تصميمي است كه گرفته شده است، ما هم احترام مي گذاريم، بحث اصلي نيز اين بود كه اين پول رامي شود استفاده كرد كه واقعاً در جمع بندي هاي بعدي هم با توجه به اينكه قيمت ماهواره خيلي پايين آمد، حتي از ۵۰درصد هم پايين تر آمد. خب توجيه اقتصادي خودش را هم پيدا كرد. الآن هم توجيه اقتصادي دارد هم توجيه فني دارد.»
بعد از همه اين مراحل و مراتب پنج شركت درمناقصه دولت ايران موفق مي شوند كه خود را جزو كانديداهاي اصلي اجراي اين پروژه معرفي كنند كه البته بعضي از آنها به دلايلي خيلي جدي دنبال قضيه را نگرفتند و بعضي ها هم گرفتند؟! تا اينكه در بين آنها وزارت پست و تلگراف و تلفن شركتي را كه «فكر مي كنيم بهترين است» انتخاب مي كند كه در واقع تركيبي است از تكنولوژي روسي، فرانسوي و آلماني. وزير پست و تلگراف و تلفن دراين باره مي گويد: «در بحث فضا روسيه حرف اول را مي زند، همه هم در دنيا اين بحث را قبول دارند. هنوز هم حرف اول را مي زند. در بخشهايي هم نقطه ضعف دارد. ما سعي كرديم اين نقطه ضعف را با تكنولوژي اروپايي برطرف كنيم.» البته درايران همه روسيه را قبول ندارند و همان بعضي ها كه قبول ندارند شنيده مي شود كه براي اثبات حرفهايشان بيكار ننشسته اند و سربه سر جناب وزيرمي گذارند.
چي؟ فرموديد چه بخشهايي روسها نقطه ضعف دارند؟
بخوانيد سخنان «معتمدي» وزير پست و تلگراف و تلفن را «اينها درمسائل پرتاب در دنيا حرف اول را مي زنند. يعني حتي يك پرتاب ناموفق نداشته اند. در بحثهاي مكانيكي، «استراكچر» حرف اول را مي زنند. در بحث كنترل در فضا، حرف اول را مي زنند، يعني هيچ نقطه ضعفي ندارند. ولي در بحث الكترونيك و مخابرات ماهواره، حرف اول را نمي زنند. شايد ۲۵ تا ۳۰درصد پروژه از نظر مبلغي به كشورهاي اروپايي سپرده شود كه يك شركت فرانسوي است كه قسمت مخابراتي يا «ترنسپوندر» اش را بر عهده خواهد گرفت.
بخش كامپيوتر زميني را هم يك شركت آلماني به عهده خواهد گرفت.»
سرتان را درد نياورم. درباره ماهواره زهره خودمان كه بايد بگويم حكايت همچنان باقي است هرچند كه جناب وزير معتقد است «شركت روسي را كه ما انتخاب كرديم معتبرترين شركت روسي است. همه هم قبول دارند (مخالف و موافق) اين شركت تاكنون ۱۲۰۰ ماهواره به فضا پرتاب كرده.» او در ادامه مي گويد: «شركتي را كه داريم قرارداد مي بنديم دولت روسيه به ما معرفي كرده است، مي گويند چرا اين شركت واسطه است. سازندگان در دنيا معمولاً خودشان قرارداد نمي بندند. بلكه شركتهاي تجاري قرارداد مي بندند. چرا كه اين ما هستيم كه تجارت را خيلي تخصصي نمي دانيم اما در دنيا بازاريابي و تجارت تخصص كمي نيست. بلكه تخصص بزرگي هم هست... در مورد روسيه ما گفته ايم تعهد دولت... يعني اينكه ما هيچ شركتي را نمي پذيريم، مگر دولت روسيه تضمين كند. بنابراين در واقع قرارداد اصلي بين بنده امضا خواهد شد و رئيس آژانس فضايي روسيه كه معاون رئيس جمهور روسيه است...»
مخلص كلام اينكه با تمام اين حرفها و حديثها، مخالفان جناب وزير فعلاً كه قانع نشده اند تا بعد چه پيش آيد. درباره ماهواره زهره هم جناب وزير مي گويد: اين ماهواره زهره ديگر پير شده است تا نوبت كفن و دفنش نرسيده به فكر باشيم.» وقتي خواستم بنويسم بالاخره تكليف اين ماهواره چه خواهد شد همان شاعر سالهاي دور در جايي از شعرهايش نوشت: «حوصله داري بچه! مگه تو بيكاري بچه؟!»
|