شماره ۲۱۳۷ - سال هشتم - سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۱
Tue, May 28, 2002
Art black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
آخرين گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان
گفت وگو
• وزير ارشاد در مراسم تأسيس خبرگزاري كانون دانش آموزي (پانا): تشكيل خبرگزاري پانا باعث شخصيت بخشيدن به دانش آموزان مي شود
نسخه تازه «جنگ ستارگان» از ديدگاه منتقدان
* تاد مك كارتي : اين بار جورج لوكاس داستاني شفاف تر، آدم هايي غني تر، برخوردهايي مهيج تر و بازيهايي بهتر را فراهم آورده است.

آخرين گزارش اختصاصي «ايران» از بزرگترين رويداد سينمايي جهان
پنجاه و پنجمين نخل طلاي كن به رومن پولانسكي اهدا شد
064737.jpg
رومن پولانسكي
پنجاه و پنجمين دوره جشنواره سينمايي كن پس از ۱۱روز با معرفي برگزيدگان بخشهاي مختلف يكشنبه شب در سالن لويي لومير كاخ جشنواره به كار خود خاتمه داد.
به گزارش خبرنگار ما؛ مراسم اختتاميه اين جشنواره بزرگ جهاني در حالي برگزار شد كه سالن اصلي جشنواره كه گنجايش ۲۵۰۰ نفر را دارد مملو از جمعيت بود، در اين جمع از سينماي ايران عباس كيارستمي (داوربخش مسابقه فيلمهاي كوتاه)، بهمن قبادي(داور بخش دوربين طلايي) و محمدحقيقت(يكي از اعضاي هيأت انتخاب فيلمهاي ايراني در جشنواره كن) حضور داشتند. همچنين تعدادي ديگر از ميهمانان، مراسم را از طريق دوربين مداربسته در سالن ۱۸۰۰نفره دوبوسي(محل نمايش فيلمهاي بخش نوعي نگاه) شاهد بودند. بقيه علاقه مندان به تماشاي برنامه اختتاميه نيز مراسم را از طريق دوربين مداربسته روي پرده بزرگي كه در كنار دريا نصب شده بود يا از طريق تلويزيونهايي كه بطور مستقيم اين برنامه را پخش مي كردند ديدند.
بنابراين گزارش، ابتدا جايزه سينه فونداسيون (بخش جوان) و سپس جايزه دوربين طلايي اهداشد. در اين بخش جايزه دوربين طلايي ـ ويژه بهترين فيلم اول ـ توسط رئيس هيأت داوران اين بخش يعني جرالد چاپلين به ژولي لوب كوروال كارگردان فيلم «كنار دريا» از فرانسه اهداشد. در بخش مسابقه اصلي نيز هيأت داوران كه ۹ نفر بودند به رياست ديويد لينچ به روي صحنه رفتند و جوايز برگزيدگان را توزيع كردند.
064734.jpg
مايكل مور
رومن پولانسكي با فيلم «پيانيست» كه داستان نجات يك پيانيست لهستاني را در محله يهودي نشين ورشو در زمان جنگ جهاني دوم بازمي گويد موفق به دريافت جايزه نخل طلا در بخش مسابقه اصلي شد، در حاليكه جايزه بزرگ هيأت داوران به فيلم «مرد بدون گذشته» به كارگردان فنلاندي «آكي كوريسماكي» رسيد.
اعطاي جايزه اصلي اين جشنواره معتبر به پولانسكي فيلمساز لهستاني تبار كه مادرش را در يكي از اردوگاههاي كار اجباري از دست داده است موفقيتي سينمايي و در عين حال بسيار شخصي براي وي بود.
064731.jpg
ايم كن تك
پولانسكي كه در شصت و هشتمين سال زندگي خود قراردارد و تاكنون فيلمهاي موفقي همچون «محله چيني ها» و «كودك رزماري» را ساخته است با ابراز خوشحالي از دريافت اين جايزه گفت: از دريافت اين جايزه معتبر بخاطر فيلمي كه معرف لهستان است احساس افتخار مي كنم و سخت تحت تأثير قرارگرفته ام. برپايه اين گزارش در ادامه مراسم اختتاميه «كتي آوتينن» بخاطر بازي خوب خود در فيلم «مرد بدون گذشته» در نقش يكي از افسران ارتش آزادي بخش كه بعدها عاشق مردي مي شود كه حافظه خود را از دست داده است جايزه بهترين بازيگر زن را دريافت كرد و جايزه بهترين بازيگر مرد نيز به هنرپيشه بلژيكي «اوليور گورمت» رسيد كه در فيلم «پسر» نقش نجاري را ايفا مي كند كه در دام رابطه اي عجيب با نوجواني مي افتد كه پسر او را به قتل رسانده است. همچنين در اين مراسم فيلم «دخالت الهي» به كارگرداني «اليا سليمان» كه در فضايي رمانتيك به توصيف زندگي روزمره فلسطينيان دربند حكومت غاصب اسرائيلي مي پردازد جايزه هيأت داوران بخش اصلي مسابقه را به خود اختصاص داد.
064728.jpg
آكي كوريسماكي
در ادامه مراسم جايزه بهترين كارگرداني به دو فيلمساز مختلف رسيد. «ايم كن تك» ۶۶ساله از كره جنوبي با توصيف ماهرانه و زيباي خود از هنرمند كره اي قرن نوزدهم به نام «اوهون جانگ سانگ آب» در فيلم «chihwaseon» و «پاول توماس آندرسون» كارگردان آمريكايي كمدي سياه «عشق گيج» موفق به دريافت جوايز بهترين كارگرداني شدند و جايزه بهترين فيلمنامه نيز در نهايت به فيلمنامه نويس اسكاتلندي «پاول لورتي» بخاطر فيلمنامه قوي «شانزده شيرين» به كارگرداني كن لوچ رسيد.
همچنين جايزه ويژه پنجاه و پنجمين دوره جشنواره كن (كه براي اولين بار اهدا مي شود) به مايكل مور كارگردان آمريكايي فيلم «بولينگ براي كلمبين» اهداشد.
گفتني است ميهمانان كن پس از مراسم اختتاميه، تا بعدازظهر ديروز، جشنواره را ترك كردند و اين شهر ساحلي به روال عادي خود بازگشت. سينماي ايران كه با ۳فيلم در بخش هاي نوعي نگاه و مسابقه در بخش بلند و چندفيلم كوتاه در بخشهاي ديگر حضور داشت تنها جايزه فرانسوا شاله را كه به بهمن قبادي براي دومين فيلمش «آوازهاي سرزمين مادري ام» اهداشد كسب كرد.

گفت وگو
امروز با يوسف عليخاني
064740.jpg
يوسف عليخاني فارغ التحصيل كارشناسي زبان و ادبيات عرب و از سال ۷۴ در عرصه مطبوعات فعال است. «نسل سوم» مجموعه اي از گفت و گو با اهل قلم بود كه در سال ۸۰ منتشر كرد و كتاب «عزيز و نگار» بازخواني يك قصه عاشقانه كهن است كه توسط او با چند روايت ماه گذشته توسط نشر ققنوس به بازار آمد.
** آقاي عليخاني، گاه گداري ترجمه گفت و گوهايي با نويسندگان عرب را از شما در يكي از روزنامه ها مي خوانيم، معيار گزينش شما در ترجمه و انتشار اين دست از گفت و گوها را بفرماييد.
* درخلال كارم كه ترجمه گزارش ها و گفت و گوهايي اغلب سياسي و بين المللي تلويزيون الجزيره و ابوظبي است، متوجه شدم كه چه نعمتي! چه خوب دارند در خصوص ادبيات داستاني كار مي كنند، گفت و گو پشت گفت و گو. بالطبع ناچار بودم گزينش كنم كه محدوديت صفحات روزنامه هم هست. در كل مجموعه طيف و روند خوبي به خود گرفت كه حالا مي توانم در كل بگويم شد «رمان نوعرب در گفت و گو با...» اين مجموعه ادامه دارد. دنبال ناشر هم بوده ام، ولي آنچه يافت مي نشود... هيچ كس حاضر نيست نگاهي به ادبيات عرب بيندازد، جواب واضح و صريح است: مگر عربها هم ادبيات دارند؟ واقعاً تأسف دارد.
** كتاب عزيز و نگار توسط چه كساني به شما معرفي شد؟ آيا از متن منظوم استفاده كرده ايد؟ يا از متن منثور؟
* ببينيد، عزيز و نگار قريب به ۳۵۰ سال است كه توسط مردم تات زبان طالقان و رودبار الموت به شكل سينه به سينه نقل مي شده است. خود من الموتي هستم و به همين دليل از كودكي با عنوان اين داستان آشنا بودم، ولي به شكل مفصل يك سال پيش نوار كاستي به دستم رسيد كه پيرمردي اين قصه را كه به شكل نثر ـ رباعي است، مي خواند.
پيگير شدم، در مرحله اول رسيدم به اولين چاپ مكتوب اين قصه كه شركت نسبي كانون كتاب ناصرخسرو در سال ۱۳۳۰ چاپ كرده بود. كتاب چون نام مؤلف نداشته، سالهاي بعد بارها و بارها با كمترين تغيير به چاپ مي رسيد. در سال ۱۳۴۸ اين داستان توسط كمالي دزفولي به نظم در مي آيد كه در تبريز منتشر مي شود. طي سالهاي ۵۷ ـ ۵۶ سيدمحمدتقي ميرابوالقاسمي روايتي عارفانه ـ فلسفي به شكل پلي كپي به دست مي دهد. آخرين نسخه مكتوب آن، منظومه اي است به همين نام كه محمدعلي اكبريان (عاطف) آن را در سال ۱۳۷۵ چاپ كرده است. در كنار اين نسخه هاي مكتوب من به يازده روايت شفاهي هم دست پيدا كردم كه از زبان پيرمردان و پيرزنان طالقاني، الموتي، تنكابني، اشكوري و تالشي ضبط شده است.
** شما از اين قصه عاميانه چهار روايت مكتوب به دست مي دهيد كه دو روايت منظوم است و دو روايت منثور، تفاوت هاي اين روايت ها به چه شكل بود كه شما چهار روايت از آن نقل مي كنيد؟
* نسخه ناصرخسرو همان نسخه نقل سينه به سينه است كه مردم اين مناطق از بر كرده اند و در مجالس شب نشيني و غيره مي خوانند. به همين دليل اين نسخه را من نسخه مادر فرض كرده ام و مبنا قرار گرفته است. نسخه هاي شفاهي در مقايسه با اين روايت در پي نوشت توضيح داده مي شوند. همين نسخه است كه عيناً توسط محمدعلي اكبريان به نظم درآمده است. اما دو نسخه ديگر ـ كمالي دزفولي و ميرابوالقاسمي ـ با استفاده از اصل داستان شاخ و برگ بسيار يافته اند. آنچه امروزه به عنوان قصه عزيز و نگار توسط مردم شناخته شده، در كل همان نسخه ناصرخسرو است تا اين دو نسخه.

خبرگزاري دانش آموزان آغاز به كار كرد
• وزير ارشاد در مراسم تأسيس خبرگزاري كانون دانش آموزي (پانا): تشكيل خبرگزاري پانا باعث شخصيت بخشيدن به دانش آموزان مي شود
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ديروز در مراسم تأسيس خبرگزاري كانون دانش آموزي (پانا) گفت: تشكيل اين نهادهاي غير دولتي باعث شخصيت بخشيدن و هويت دادن به دانش آموزان مي شود. وي افزود: با تشكيل مجلس دانش آموزي و خبرگزاري پانا، دانش آموزان علاوه بر تحصيل مسؤوليت پذيري، جامعه پذيري را نيز تجربه مي كنند. در اين مراسم دكتر عبدالله ناصري طاهري مديرعامل خبرگزاري جمهوري اسلامي نيز با تأكيد بر افزايش مجاري اطلاع رساني و خبررساني و همچنين توسعه خبرگزاريها در كشور گفت: راه اندازي خبرگزاري پانا، يكي از بزرگترين آرزوهايي است كه با تحقق آن پتانسيل بالا و قابليت هاي فراوان دانش آموزان در عرصه اطلاع رساني مي تواند منبع توليد اخبار براي كشور و در سطح بين الملل منشأ خير باشد. گفتني است مهندس تقي روغنيها مشاور مطبوعاتي و رسانه اي وزير ارشاد رئيس خبرگزاري پانا مي باشد.

نسخه تازه «جنگ ستارگان» از ديدگاه منتقدان
شخصيتهاي چوبي، ديالوگ هاي آهني!
* تاد مك كارتي : اين بار جورج لوكاس داستاني شفاف تر، آدم هايي غني تر، برخوردهايي مهيج تر و بازيهايي بهتر را فراهم آورده است.
064614.jpg
* تاد مك كارتي : اين بار جورج لوكاس داستاني شفاف تر، آدم هايي غني تر، برخوردهايي مهيج تر و بازيهايي بهتر را فراهم آورده است.
عرضه قسمت پنجم «جنگ ستاره ها»ي جورج لوكاس كه «اپيزود دوم؛ حمله كلون ها» نامگذاري شده است، از ۲۶ارديبهشت درآمريكا و كانادا و از ۲۸ ارديبهشت در۵۰كشور اروپايي ، آسيايي و آفريقايي شروع شده است و همان طور كه شنيده ايد ، يك بار ديگر ركوردهاي فروش در تاريخ سينما با هجوم وحشتناك مردم به سالن هاي نمايش دهنده فيلم شكسته شده است و همان طور كه انتظار مي رفت نسخه تازه «جنگ ستارگان» به پرفروش ترين فيلم امسال و يكي از ۱۰فيلم پرفروش تاريخ بدل خواهد شد.
اما همان قدر كه طرفداران بسيار پرشمار ودوآتشه سري فيلم هاي «جنگ ستاره ها»ي لوكاس و حتي ساير مردم عادي از اين فيلم استقبال كرده اند، منتقدان و حرفه ايهاي عالم سينما برخوردي متفاوت و سرد و گرم با كار جديد اين فيلمساز داشته اند. « اپيزوداول؛ تهديد خيالي » كه در اواخر بهار سال ۱۹۹۹ اكران شد و به واقع قسمت چهارم اين سري آثار بود (از نظر ترتيب در پخش و نه موضوع و توالي در قصه) به رغم فروش چشمگيرش با كاراكترهاي بچه گانه اش و سطح پايين قصه خود موجب نااميدي ناظران شد و همان طور كه فيلم جديد گواهي مي دهد و استوديوي مربوطه و وابستگان لوكاس اصرار و ادعا داشته اند، وي كوشش فراواني را براي رفع نقايص آن فيلم و عدم تكرار آن در اپيزود دوم به كار گرفته است. با اين حال به نظر بسياري اين تلاش هم ثمر نداده و با اين كه «اپيزود دوم » به نسبت «تهديد خيالي » كمتر بچه گانه است و سطح آن قدري (فقط قدري!) بالاتر است ، اما بعضي منتقدان در روزهاي اخير حسابي آن را كوبيده اند و فروش نجومي آن نيز مانع اين مسأله نشده است.
خلاف عادت
تاد مك كارتي منتقد معروف «ديلي واري يتي» خلاف اين مي پندارد و از تعريف كنندگان از كار جديد لوكاس است. وي مي گويد: تقريباً هرچيزي كه دراپيزود اول خراب شده بود، اين بار تعمير(!) شده است و يا اين كه حداقل حالت بهتري را پيدا كرده است.روال قصه گويي شفاف تر و بهتراست و موضوع جمع وجورتر شده است . براي تمام كاراكترهاي اصلي نقش هاي مشخص و قابل ذكري درنظر گرفته شده است و خط و ربط ماجرا غني تر است. صحنه هاي درگيري جالب تر ومهيج تراست واين بار لوكاس خلاف عادت عمل كرده و محض تنوع هم كه شده يك ماجراي عشقي را در بطن قصه اش قرار داده و حوادث ديگر دورادور اين واقعه مركزي روي مي دهد. بازيها قابل قبول است و موسيقي متن فيلم نيز از اپيزود اول بهتراست.اكثر نقاط آمريكاي جنوبي مجبور به صبر تا اواخر خرداد شده اند تا «اپيزود دوم» را ببينند و فقط درآن زمان مي توانند ادامه تغيير تدريجي كاراكتر روشن اناكين اسكاي واكر را به شخصيت منفي و سياه دارت ويدر (كه در فيلم هاي اول تا سوم وبهتر بگوييم چهارم تا ششم جولان مي داد) به تماشا بنشينند. اما برخي منتقدان برخلاف مك كارتي گفته اند كه اهالي اين منطقه از جهان اصلاً احتياج به چنين صبري ندارند و فيلم را اصلاً نبينند، بهتراست.
پول هاي كلان بيهوده
اي.او.اسكات از روزنامه پرنفوذ «نيويورك تايمز» ازاين قبيل است. وي نوشته است: «حمله كلون ها» مي تواند خيلي چيزها باشد وهست. مثلاً يك اثر سينمايي ۲ساعت و ۱۲دقيقه اي بسيار سودآور و يك نوار فيلم دربردارنده جديدترين پيشرفت هاي تكنولوژيك در صنعت سينما. اما اين به واقع فرصتي مناسب براي يك سري هنرپيشه معروف و غيرمعروف است كه براي ايفاي نقش هايي مسخره پول هاي كلان بيهوده اي را بگيرند و ديالوگ هايي بسيار ضعيف را ادا كنند. اما حقيقت را بخواهيد، اين چندان هم فيلم و سينما نيست. اگر منظورمان از واژه سينما داستان گويي بصري از طريق حركات و حضور يك سري از كاراكترهاي جذاب باشد.
064617.jpg
انتخاب هايي پيش پاافتاده
كرك هاني كات مفسر سينماي نشريه بسيار ذي نفوذ «هاليوود ريپورتر» معتقد است كه درد و ايراد بزرگ «حمله كلون ها»، بازيهايي بسيار بد از سوي هنرپيشه هاي آن است. او دراين نشريه نوشته است : صحنه هايي دربردارنده بازيهاي خشك از سوي موجوداتي چوب وار، ديالوگ هايي يك سويه، كارگرداني هنري ضعيف و انتخاب هاي بصري پيش پاافتاده كار را به جايي كشانده كه آدمي به ياد فيلم هاي تخيلي ـ حادثه اي دهه ۱۹۵۰ مي افتد و همه چيز بدوي است . البته الا اسپشيال افكتي كه لوكاس درسال ۲۰۰۲ بهترازگذشته مي تواند از آن سود جويد. اما او مكان شناسي و زمان شناسي ضعيفي را طي اين فيلم به كار گرفته است.
«حمله كلون ها» و به روايتي اپيزود دوم، درست در بيست وپنجمين سال ارائه فيلم نخست اكران شده است. فيلم نخست، سالها «جنگ ستارگان» و سپس «جنگ ستارگان ـ يك » خوانده مي شد اما طبق تصميم جديد استوديوي سازنده و طبعاً بخاطر رويكرد لوكاس به گذشته كاراكترها و تغيير روال از قسمت چهارم به بعد، ازاين پس با يك نام جديد شناسايي و نام برده خواهد شد. نام كامل تازه آن جنگ ستاره هاـ اپيزود چهارم؛ «يك اميد تازه» است . برهمان اساس فيلم هاي دوم و سوم نيز كه درسالهاي ۱۹۸۰ و ۱۹۸۳ با نامهاي «امپراتوري ضربه مي زند» و «بازگشت جداي» عرضه شد، ازاين پس اپيزودهاي پنجم و ششم ناميده خواهند شد.
يك ماجراي عاطفي
به هر روي درچنين موقعيت و زمان و سالگردي، عرضه قسمت جديد «جنگ ستارگان» طبعاً شور و هيجاني را ايجاد كرده كه برخي منتقدان يا به سياست ومصلحت ويا به سليقه شخصي شان ترجيح داده اند با آن مثبت و خوب برخورد كنند و آن را بد نيانگارند. كنت توران معروف از لس آنجلس تايمز هرچند به اندازه تاد مك كارتي تعريف نمي كند اما با لحن و پزي نسبتاً حمايتگرانه مي گويد: «فورس» (اشاره به نيروي آشكار و پنهان درسري فيلم هاي جنگ ستاره ها و واژه اي تبديل به لقب و عنوان شده براي استاروارز) بازگشته و همراه با آن تفريح و هيجان نيز به صحنه آمده است. اين بار يك ماجراي عاطفي را نيز در دل قصه داريم. لوكاس بسيارتلاش كرده است تا درميان مخلوقات و كاراكترهاي پرشمار ساخت خودش چيزهاي تازه اي را بيابد وبيرون بكشد و تاحدي موفق بوده وحاصل كار او تركيبي بالنسبه متعادل از قصه، تكنولوژي و كيفيات احساسي و انساني است و هرچنگ ما با يك شاهكار حتي درهمين ژانر مواجه نيستيم اما لوكاس توانسته است برخلاف اپيزود اول داستاني نزديك به سه فيلم نخست ازاين سري آثار را بسازد وارائه بدهد واين فيلم از «تهديدخيالي» بهتراست.
واما ماجراي اين قسمت كه اين قدر موافق و مخالف دارد، چيست؟
يك سناتور آ شنا
درپاسخ بايد گفت اتفاقات اپيزود دوم ۱۰سال بعد از اپيزود اول روي مي دهد. اتاكين اسكاي واكر يعني همان دارت ويدر سياه سالهاي بعدي و كاراكتر منفي قسمت هاي چهارم تا ششم (اين بار با بارني هايدن كريستن سن)، حالا كارآموز كامل و تمام عيار اوبي ون كنوبي (دوباره با ايفاي نقش از سوي «اون مك گرگور» اسكاتلندي) شده است. ون كنوبي بايد كشف كند چه كسي مسؤول وطراح دوباره سوءقصد به جان سناتور پادمي امي دالا (يك بار ديگر ناتالي پورتمن) است . امي دالا پيشتر و به واقع طي اپيزود اول كوئين (ملكه) خوانده مي شد اما حالا دوره ملكه بودن او براي قوم موسوم به «نابو» تمام شده است و او رفته و يك حقوقدان و وكيل و نماينده پارلمان منطقه و به تبع آن سناتور شده است!
ون كنوبي به اسكار واكر مأموريت مي دهد كه حافظ جان پادمي امي دالا باشد وبين اين دو علاقه اي شكل مي گيرد و همان ماجراي عاطفي كه گفتيم نكته شاخص و بالنسبه تازه و تميزدهنده اين قسمت تازه از بخش هاي قبلي استاروارز است ، به اين ترتيب شكل مي گيرد. سپس اوبي ون كنوبي واسكاي واكر شواهد و نشانه هايي از گروههاي مخالف و خواهان نابودي پادمي به دست مي آورند و جنگ بين دوگروه شدت مي گيرد و…
لوكاس فقط به درد جنگ مي خورد
با اين حال حتي اين رابطه عاطفي متفاوت نيز تحت انتقاد شديد گروههاي مخالف قرار گرفته و بسياري مي گويند بدترين ديالوگ ها دراين سكانس پياده شده و جمله ها مسخره وازفرط خشكي مشابه با آهن است و بيش از آن كه به نفع فيلم تمام شود تماشاگران را فراري مي دهد. ريچارد شيكل نويسنده مطرح نشريه تايم حتي از اين هم فراتر رفته و ضمن ترسيم نما وشماي كلي فيلم نوشته است اين ديالوگ ها اصلاً نمي بايست نوشته مي شد و نتيجه گيري كرده است كه لوكاس به درد همان جنگ هاي هميشگي با اشعه و سلاح هاي پيشرفته خيالي وغيرخيالي بين ساكنان سياره اي موهوم «جداي» و… مي خورد.
اما همين جنگ ها توانسته در بيست و پنجمين سال عرضه فيلم نيز ركوردهاي تازه فروش را به جا نهاد و باز يك موج در جهان سينما ايجاد كند. ديگر خبري از سه كاراكتر سه فيلم نخست (ببخشيد اپيزودهاي چهارم تا ششم!) نيست و ما حتي ديگر اسم لوك اسكارواكر (مارك هميل) ، پرنسس ليا (كري فيشر) و هان سولو (هريسون فورد) را نمي شنويم و حتي آدم هاي بد قصه نيز عوض شده اند و لوكاس به جاي تكرار كاراكترهاي ملموس اوليه يك مشت بچه و موجودات بچه وار را وارد قصه كرده است.
اما چه باك كه او هركار مي كند، لااقل از نظر تجاري شكست نمي خورد وهمان طور كه هر ۴قسمت قبلي استاروارز جزو ۱۴فيلم پرفروش تاريخ بوده اند ، اين يكي نيز وارد اين جمع شده است و احتمالاً «امپراتوري ضربه مي زند» و «بازگشت جداي» را پشت سر مي گذارد.
مگر چيز ديگري هم اهميت دارد؟!



|   شناسنامه   |   آرشيو   |