شماره ۲۱۳۷ - سال هشتم - سه شنبه ۷ خرداد ۱۳۸۱
Tue, May 28, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
از سوي سازمان قضايي اعلام شد
 • محمود جعفرزاده و «علي محسني» به دليل اعلام انصراف و گذشت اولياي دم مقتولان، از قصاص نفس نجات يافتند

بازجويي از خرداديان در دادگاه
064707.jpg
گروه حوادث ـ پرونده «محمد خرداديان» يكي از چهره هاي لس آنجلسي به اتهام ترغيب و تشويق جوانان به فساد، براي رسيدگي از دادگاه ويژه به مجتمع قضايي ارشاد ارجاع شد.
اين متهم كه در حال حاضر با قرار تأمين مبلغ ۲۰ ميليون تومان در زندان اوين به سر مي برد، با سپردن قرار تأمين صادره به دادگاه از زندان آزاد خواهد شد.
به گزارش خبرنگار ما، مأموران در اوايل ارديبهشت ماه سال جاري هنگام كنترل مدارك هويتي مسافراني كه با پرواز دوبي به تهران آمده بودند، متوجه مسافري به نام «محمد خرداديان» شدند كه وي در سال ۵۹ براي تحصيل، اقامت و كار بطور قانوني به تركيه سفر كرده و از آنجا نيز به آمريكا رفته بود.محمد خرداديان بعد از دستگيري در اختيار دادگاه قرار گرفت و در بازجويي مقدماتي به قاضي دادگاه ويژه گفت: «قبل از پيروزي انقلاب با داشتن مدرك ديپلم به عنوان راننده تاكسي در شهرهاي تهران و كرج كار كردم، اما درآمدم جوابگوي هزينه خانواده ام نبود. بخاطر همين به توصيه چند تن از دوستانم براي ادامه تحصيل و كار بطور قانوني به تركيه و از آنجا به آمريكا سفر كردم.»
وي ادامه داد: چند ماهي براي پيدا كردن كار مناسب در چند شهر آمريكا از جمله لس آنجلس، نيويورك، ويرجينيا و واشنگتن سرگردان بودم تا اينكه در شهر لس آنجلس توسط دوستان ايراني ام به چند تهيه كننده و كارگردان برنامه هاي ايراني معرفي شدم و به اجراي برنامه پرداختم.
وي افزود: حدود دو سال بعد، يك مؤسسه آموزش رقص ايجاد كردم كه عده اي هنرجو براي تعليم و آموزش رقص در آن مؤسسه ثبت نام كردند و من نيز بين آنها يك گروه رقص تشكيل دادم.
وي گفت: «در سال ۷۰ با يك زن انگليسي ازدواج كردم كه اين ازدواج دوام زيادي نداشت. ما بخاطر اختلاف سليقه و ديگر مسائل خانوادگي از هم جدا شديم كه در همين ايام به من خبر داده شد كه مادرم فوت كرده است و من از همان زمان قصد آمدن به ايران را داشتم تا با خانواده، دوستان و آشنايان ديداري داشته باشم، اما اين امكان فراهم نشد تا اينكه اوايل فروردين امسال به دوبي سفر كردم و در آنجا با گرفتن ويزا به تهران آمدم.
وي درباره تشكيل مؤسسه آموزش رقص گفت: هدف من تأسيس يك مؤسسه آموزش رقص براي جوانان و بانوان نبود، بلكه اين مؤسسه در جهت آموزش ورزش در رشته هاي مختلف داير گرديد و اگر من مي دانستم كه كارم خلاف است، هرگز برنامه هاي هنري در محافل و ميهماني ها اجرا نمي كردم.قاضي دادگاه پس از تحقيق درباره نامبرده، متوجه شد كه وي مرتكب هيچگونه خلافي در داخل كشور نشده و۲۲ سال پيش راهي آمريكا شده است.
بر اساس همين گزارش، دادگاه پس از بازجويي و تحقيق از «محمد خرداديان» با صدور قرار كفالت ۲۰ ميليون تومان، پرونده او را جهت رسيدگي به مجتمع قضايي ارشاد ارجاع كرد.شنيده شده است وي تا روز شنبه آينده با سپردن قرار تأمين صادره به دادگاه از زندان اوين آزاد خواهد شد و اين درحالي است كه اين متهم درحال حاضر بخاطر عجز از پرداخت قرار تعيين شده به دادگاه، در زندان باقي مانده است.از سوي ديگر، وي در يك تماس تلفني با خواهر خود در شهرستان كرج، وضعيت پرونده اتهامي خود را براي او تشريح كرد.خواهر «محمد خرداديان» كه از سوي برادرش به عنوان كفيل به دادگاه معرفي شده است، قرار است با سپردن كفالت، امكان آزادي متهم را تا روز شنبه فراهم كند.بنا به گزارش خبرنگار ما، با توجه به روند پرونده، «محمد خرداديان» ممنوع الخروج نيست و مي تواند آزادانه به خاك ايران رفت و آمد داشته باشد.

يك فانتوم در نزديكي بندرعباس سقوط كرد
يك فروند هواپيماي نظامي از نوع فانتوم «اف ۴» ساعت ۹‎/۳۰ دقيقه صبح ديروز در رودخانه شور اول در فاصله ۲۰ كيلومتري بندرعباس به ميناب سقوط كرد.شاهدان عيني گفتند قبل از سقوط اين هواپيما خلبان و كمك خلبان با چتر نجات بيرون پريدند.يك شاهد عيني گفت: اين هواپيما با سرعت در نزديكي پل رودخانه شور اول به داخل اين رودخانه سقوط كرد و منفجر شد.سربازان نيروي هوايي از توقف خودرو بر روي پل رودخانه شور اول و همچنين نزديك شدن به محل سقوط هواپيما جلوگيري مي كنند.تلاش خبرنگار ايرنا براي كسب اطلاعات بيشتر از علت سقوط اين هواپيما از سوي فرماندهي پايگاه نهم شكاري نيروي هوايي هرمزگان بي نتيجه ماند.

۳ گزارش از قتل ۳ زن در تهران
064701.jpg
متهم به قتل وقتي جسد خواهرش از قنات بيرون كشيده شد با گريه ابراز پشيماني كرد
• گزارش اول
گروه حوادث: چهره زن افسرده و نا آرام بود. وقتي در مقابل افسر دايره ۱۱ آگاهي تهران قرار گرفت با جملاتي بريده و صدايي لرزان ماجراي ناپديد شدن دو فرزندش را شرح داد:
غروب روز ۱۷ فروردين ماه سال جاري پسرم با من تماس گرفت. من و او باهم در خانه مان حوالي ميدان انقلاب زندگي مي كنيم. او از من خواست تا شب را به خانه يكي از دوستانم بروم. صدايش مي لرزيد. خواستم علت درخواستش را بپرسم. «توماژ» پشت سر هم حرف مي زد. مادر امشب قرار است يكي از دوستان دانشگاهي ام به خانه ما بيايد. ممكن است او در حضور تو احساس راحتي نكند.
پسرم دانشجوي سال چهارم مهندسي دانشگاه صنعتي شريف بود. با اينكه با خواسته او موافقت كردم ولي يك احساس دروني مرا به طرف خانه مي كشاند. كمي از ساعت ۱۷ عصر گذشته بود. خودم را متقاعد كردم. به بهانه برداشتن وسيله اي به طرف خانه مان حركت كردم.
هنوز هوا روشن بود كه وارد آپارتمانمان شدم. زنگ زدم. كسي خانه نبود. با كليد يدكي ام در را باز كردم. وارد آپارتمان شدم. همه چيز به هم ريخته بود. نگران شدم. چند بار با صداي بلند پسرم را صدا كردم ولي هيچ پاسخي نشنيدم.
صداي در ورودي ساختمان را شنيدم. از پشت پرده كه نگاه كردم. پسرم بود.
تنها بود. نخواستم مرا در خانه ببيند. به سرعت از پله ها بالا رفتم. او وارد آپارتمان شد. حدود يك ساعت درخانه بود. بعد با عجله خانه را ترك كرد. شب به خانه نيامد. فكر كردم نزد خواهر ناتني اش «بهواژ» كه از چند سال قبل مستقل زندگي مي كرد رفته است. آنها رابطه خوبي با هم داشتند.
صبح روز بعد به آنجا تلفن كردم ولي كسي گوشي را برنداشت به بيمارستان محل كار «بهواژ» زنگ زدم آنجا هم نرفته بود. از روز گذشته هيچ كس آن دو نفر را نديده است.با مطرح شدن اين معماي پيچيده پليسي پس از اخذ دستورات قضايي از شريفي قاضي شعبه ۱۶۰۵ دادگاه جنايي تهران توسط اكيپي از كارآگاهان دايره ۱۱ آگاهي به رياست سرهنگ گروسي و در معيت سرهنگ محمدي ها، سرهنگ توسليان و سروان نفيسي تجسس هاي گسترده اي براي بدست آوردن ردي از خواهر و برادر ناپديد شده آغاز شد.
يك هفته پس از شروع تحقيقات پليس، مأموران آگاهي دريافتند كه «توماژ» ـ دانشجوي ۲۲ ساله ـ به خانه بازگشته است.
كارآگاهان كه احتمال مي دادند اين مهندس جوان از ماجراي ناپديد شدن خواهرش اطلاعي داشته باشد، او را تحت بازجويي قرار دادند.
وي در بازجويي هاي كارآگاهان گفت: مدتي قبل خواهرم با من تماس گرفته و گفت، كار سفر به خارج از كشورش درست شده است. او از من خواست در صورتي كه مايل هستم مي توانم همراه او بروم. من وسايل او را داخل چمداني گذاشتم و با او به فرودگاه رفتم تا اينكه «بهواژ» سوار هواپيماشد و از كشور خارج شد. ولي من چون نمي خواستم تحصيلاتم را نيمه كاره رها كنم، نرفتم.
وقتي پس از گذشت چند روز هيچ تماسي از طرف دختر ناپديد شده با خانواده اش بر قرار نشد، كارآگاهان با مراجعه به محل زندگي مهندس جوان تحقيقات از همسايه ها را در اين باره آغاز كردند.
يكي از ساكنان مجتمع مسكوني در اين باره به كارآگاهان گفت: روز حادثه توماژ از من براي حمل يك چمدان بزرگ كمك خواست، چمدان خيلي سنگين بود، با كمك هم تا در ورودي مجتمع برديم. وقتي از مهندس پرسيدم چه چيزي داخل چمدان است گفت، مقداري كتاب است كه براي دوستش مي برد.
به دنبال اين اظهارات، كارآگاهان بار ديگر «توماژ» را بازداشت و تحت بازجويي قرار دادند. او وقتي با مدارك مستند از سوي پليس روبرو شد، لب به اعتراف گشوده و پرده از راز قتل خواهر ناتني اش برداشت.
064704.jpg
توماژ ـ عامل جنايت
اين متهم درباره چگونگي وقوع حادثه گفت: خواهرم را خيلي دوست داشتم. متوجه شده بودم او با پسر جواني به نام «جواد» دوست شده و قصد ازدواج دارد. عصر روز ۱۷ فروردين به همراه او به خيابان جمهوري رفتيم. مقداري طلا و جواهر خريد. چون در خانه ما كسي نبود از «بهواژ» خواستم تا به آنجا برويم و كمي درباره ازدواجش صحبت كنيم.وقتي وارد آپارتمان شديم. ماجراي دوستي اش با جواد را مطرح كردم. او گفت: قرار است با هم ازدواج كنيم. از او خواستم از ازدواج با آن پسر خودداري كند. نپذيرفت. با هم درگير شديم. يك ضربه به صورتش زدم. افتاد روي زمين. از بيني اش خون آمد، خيلي عصباني بودم. دستانم را دور گلويش فشردم. وقتي به خود آمدم متوجه شدم او مرده است.
وي ادامه داد: از عمل خود پشيمان بودم ولي ديگر كار ازكار گذشته بود. جسد را به داخل حمام بردم و اندام او را قطعه قطعه كردم. ودر كيسه هاي زباله و چمدان جا دادم . كيسه هاي زباله را در حوالي ميدان فردوسي داخل سطل هاي زباله انداختم و سپس چمدان را برداشته و به سرعت خانه را ترك كردم. به كرج رفته و در هتل اميركبير ساكن شدم. فرداي آن روز به تهران بازگشتم و به هتل «مرمر» رفتم.
وي در ادامه اعترافات خود گفت: روز بعد خودروي وانتي كرايه كردم به راننده خودرو گفتم، چون محلول سمي داخل چمدان است و استاد مان در دانشگاه گفته بايد هرچه زودتر معدوم شود مرا به جايي ببر تا اين كار را انجام دهم. او مرا به حوالي جاده ساوه برد. در آنجا قناتي بود چمدان حامل جسد را داخل آن انداختم و به خانه بازگشتم.با توجه به اعترافات اين مهندس جوان، كارآگاهان با دستور قاضي دادگاه جنايي تهران و با راهنمايي متهم، روز گذشته به محل مورد نظر رفته و جسد را از عمق قنات بيرون آوردند.تجسس هاي كارآگاهان براي يافتن بقيه قسمت هاي بدن قرباني جنايت ادامه دارد.

• گزارش دوم
پليس درجريان تجسس هاي خود درباره ماجراي قتل يك زن جوان توسط شوهرش در شهرك شهيد فكوري به كذب بودن ادعاهاي اوليه شوهرش برد.
اين درحاليست كه اين مرد ۳۰ساله پس از دستگيري به اتهام قتل همسرش اظهارات ضدونقيضي درباره او مطرح كرده بود.اين حادثه عصر روز شنبه ۴ خرداد ماه سالجاري در طبقه نهم يك مجتمع مسكوني در شهرك شهيد فكوري تهران رخ داد.
064695.jpg
اقدس (مقتول) ـ علي (متهم به قتل)
بنا به اين گزارش؛ صبح روز گذشته اكيپي از كارآگاهان دايره ۱۰ آگاهي تهران باحضور درمحل وقوع قتل تحقيقات خود را از ساكنان اين مجتمع مسكوني درباره اظهارات متهم به قتل آغاز كردند.
يكي از همسايه ها در اين باره به پليس گفت: اقدس را از چند سال قبل مي شناختم او زن بسيار خوب و خوشرويي بود. ولي باتوجه به آزار و اذيت هاي شوهرش سه سال قبل تقاضاي طلاق داد كه باتوجه به اظهارپشيماني علي، شوهرش و دادن تعهد از طرف او، با طلاق آنها موافقت نشد.
يك زن از دوستان قرباني جنايت نيز در اين باره به پليس گفت: علي ـ متهم به قتل ـ پسرخاله «اقدس» است. برادر بزرگتر او هم با خواهر ديگر اقدس ازدواج كرده است. آنطوري كه من شنيده ام بعد از خواستگاري علي، تمامي اعضاي خانواده اقدس بااين ازدواج مخالف بودند، ولي بخاطر اينكه مي ترسيدند بااين كارشان به زندگي دختر ديگرشان ضربه اي وارد شود، سرانجام با ازدواج او و علي موافقت كردند.
برادر مقتول نيز در بازجويي هاي پليس گفت: از چند سال قبل علي، رفت و آمد خواهرم را با ما قطع كرده بود. هر وقت ما براي ديدن خواهرم به خانه او مي رفتيم تا يك ماه اقدس را به باد كتك مي گرفت ولي او تنها بخاطر بچه هايش تمامي سختي ها را تحمل مي كرد.«علي» آدم طردشده اي در ميان بستگانش بود. به همه كس و همه چيز شك داشت از هر نوع برخوردي با ديد منفي برداشت مي كرد. اگر يكي از فاميل ها براي احوالپرسي تلفن مي كرد، فكر مي كرد حتماً منظور بدي داشته كه تماس گرفته است.باتوجه به اطلاعات به دست آمده، به نظر مي رسد با رد تمامي گفته هاي اوليه عامل جنايت، به زودي محاكمه او در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه جنايي تهران آغاز شود.

• گزارش سوم
مرد وقتي وارد كوچه شان شد، پسر خردسالش را ديد كه با چند تن از دوستانش توپ بازي مي كند.
مدتها مي شد مرد بنا با اعتراض همسرش به اعتياد وي، كينه به دل داشت، پسرك هيچ توجهي به پدر نداشت، مرد دور از چشم بچه ها وارد خانه شد، به طبقه دوم رفت و بدون اينكه چيزي بگويد، به آشپزخانه رفت و...
زن، هر بار شوهرش را مي ديد، دلش سنگين مي شد. وقتي مرد از آشپزخانه خارج شد، زن با ديدن چاقو خواست فرار كند، اما مرد به او مهلت گريز نداد.
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه يكشنبه ۶ ارديبهشت ماه سال جاري به مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ گزارش شد، زن جواني در خانه اش واقع در حوالي ميدان رهبر تهرانپارس به قتل رسيده است.
دقايقي بعد، اكيپي از مأموران كلانتري ۱۴۴ جواديه تهرانپارس به خيابان قدس اعزام شدند و با پاي گذاشتن در قتلگاه، با پيكر خون آلود زن ۴۵ ساله اي به نام «محترم ربي زاده» روبرو شدند.
پسر نوجوان قرباني كه ادعا مي كرد با بازگشتن از سر كارش، جسد مادر را در آغوش گرفته و به تصور اينكه زنده است، وي را به حياط انتقال داده است، به كارآگاهان و قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي گفت: «از مدتها پيش مادرم بخاطر اعتياد پدرم، با او اختلاف شديدي داشت تا اينكه امروز صبح پدرم به سر كارش رفت و من و برادرم نيز سر كار رفتيم.
وقتي به خانه بازگشتم، برادر كوچكترم در كوچه بازي مي كرد، با وارد شدن به خانه، مادرم را ديدم كه روي زمين افتاده است. ابتدا تصور كردم او زنده است، اما وقتي مادرم را به آغوش گرفتم، متوجه شدم ديگر نفس نمي كشد.»مأموران با شناسايي پدر فراري خانواده كه «هاشم» نام دارد و همسايگان قرباني نيز در تحقيقات ادعا كردند اين مرد را حوالي ظهر در كوچه ديده اند، وي را عامل جنايت شناختند و تحت تعقيب قرار دادند.

حادثه پل اوكلاهما
064698.jpg
گروه بين الملل : مأموران امداد ديروز ـ دوشنبه ـ نسبت به يافتن بازماندگان بيشتري از حادثه فروپاشي پل و سقوط ۱۱ اتومبيل در رودخانه آركانزاس ابراز بدبيني كردند. اين حادثه يكشنبه شب بر اثر برخورد قايق باري به پل بزرگراه ايالت اوكلاهما رخ داد.«ربكا اسميت» مسؤول خدمات فوريتهاي اوكلاهما گفت: پنج نفري كه زنده از آب گرفته شدند به بيمارستان منتقل شده اند و حال يكي از آنان وخيم توصيف شده است.شاهدان عيني گفتند كه قايق باري ابتدا در خط مستقيمي حركت مي كرد اما ناگهان از مسير خود به طرف راست منحرف شد. اسميت گفت: اين حادثه هنگام توفان رخ داد.طول پلي كه قايق باري به آن برخورد كرد، ۶۰۰ متر است و چهار بخش آن در آب فرو رفت.

از سوي سازمان قضايي اعلام شد
احكام جديد براي محكومان پرونده قتلهاي زنجيره اي
 • محمود جعفرزاده و «علي محسني» به دليل اعلام انصراف و گذشت اولياي دم مقتولان، از قصاص نفس نجات يافتند
«محمود جعفرزاده» و «علي محسني» به دليل اعلام انصراف و گذشت اولياي دم مقتولان از قصاص نفس نجات يافتند
شعبه پنجم دادگاه نظامي يك تهران، در مورد قصاص نفس دوتن از محكومان پرونده قتلهاي زنجيره اي، قرار موقوفي تعقيب صادر كرد.
به گزارش ديروز ـ دوشنبه ـ روابط عمومي سازمان قضايي نيروهاي مسلح، «قصاص نفس اين دوتن به اسامي «محمود جعفرزاده» و «علي محسني» به دليل اعلام انصراف و گذشت اولياي دم مقتولان (داريوش فروهر و پروانه اسكندري) موقوف شده است.براساس گزارش روابط عمومي سازمان قضايي، «شعبه پنجم دادگاه نظامي يك در عين حال هريك از محكومان يادشده را كه در قتل داريوش فروهر و همسرش پروانه اسكندري مباشرت داشته اند، به دليل اخلالي كه بر اثر جرايم ارتكابي آنان در نظم و صيانت و امنيت جامعه ايجاد شده، از حيث جنبه عمومي مجرم به تحمل ده سال حبس تعزيري و به عنوان تتميم مجازات به محروميت از خدمت در وزارت اطلاعات محكوم كرده است.شعبه پنجم نظامي يك، همچنين چهارتن ديگر از متهمان را كه در ارتكاب جنايت يادشده معاونت داشته اند، به تحمل حبس محكوم كرده است.در اطلاعيه اين سازمان بدون آنكه نامي از اين متهمان برده شود، آمده است: متهمان رديف دهم و پانزدهم پرونده به چهار سال حبس و رديفهاي يازدهم و دوازدهم به سه سال حبس و به عنوان تتميم مجازات به محروميت از خدمت در وزارت اطلاعات محكوم شده اند.
در اين اطلاعيه تصريح شده است كه «رأي صادره شعبه پنجم دادگاه نظامي يك، در اجراي بند «ب» از ماده هفتم قانون تجديدنظر دادگاهها و در مقام رسيدگي مجدد به پرونده قتلهاي زنجيره اي كه به علت نقص تحقيقات از طرف شعبه ۳۴ ديوان عالي كشور به آن شعبه ارجاع شد، صادر شده است.در اين اطلاعيه با تصريح بر اينكه «در رأي جديد صادره، در مورد مجازات آمرين و ساير متهمان تغييري حاصل نشده»، آمده است: اين رأي در فرجه قانوني قابل تجديدنظر خواهي در ديوان عالي كشور، از طرف محكومان و اولياي دم مقتولان خواهدبود.

مانورآتش نشانان تهراني
064692.jpg
اولين مانور عملياتي اطفاء حريق و امداد و نجات در ساختمانهاي بلند توسط آتش نشانان در يكي از برج هاي در حال احداث مجتمع مسكوني كوثر در لويزان برگزار شد و طي آن مأموران آتش نشاني موفق شدند، حريق را كه در طبقات ۱۴ ، ۱۵ و ۱۶ يك برج درحال ساخت ۲۰ طبقه ايجاد شده بود باموفقيت خاموش و افرادي را كه در طبقات فوقاني در محاصره دود و آتش قرار گرفته بودند نجات داده و سالم به پايين منتقل كنند .

راننده فراري نيسان آبي رنگ را معرفي كنيد
064689.jpg
مقتول
گروه حوادث: راننده فراري يك خودروي نيسان باري كه بازير گرفتن مرد عابري، محل سانحه را ترك كرده است، از سوي پليس تحت تعقيب قرار گرفت.
اين سانحه رانندگي روز ۱۴ ارديبهشت ماه سال جاري در ميدان نماز حوالي جاده ساوه رخ داد و در آن مرد ۵۳ ساله اي به نام «سيد اسماعيل مير حسيني» از پاي درآمد.بنا به اين گزارش، ساعت ۷ و ۳۰دقيقه روز حادثه خودروي نيسان آبي رنگ وقتي با سرعت زياد در حال حركت درجاده ساوه به سمت چهاردانگه بود نگهبان شركتي را زير گرفت و در حاليكه مي توانست وي را به بيمارستان برساند، متواري شد.با وارد عمل شدن پليس در تحقيقات آنان مشخص شد ۴۸ ساعت پس از مرگ قرباني مردي ناشناس با خانه وي تماس تلفني داشته و ادعا كرده است نيسان آبي رنگي كه عامل اصلي مرگ «سيد اسماعيل» بود به شمال فرار كرده است.بدين ترتيب با دستور قاضي شعبه ۱۰ اسلامشهر كه پرونده براي رسيدگي در دستور كار وي قرار گرفته بود با توجه به سرنخ جزيي كه در دست داشت به سروان هاشمي در آگاهي اسلامشهر مأموريت داد تا با تجسس هاي گسترده اي، راننده فراري را رديابي و دستگير كند.بنا به گزارش خبرنگار ما؛ قاضي اين پرونده از مردم خواست در صورت داشتن اطلاعاتي از راننده فراري، كارآگاهان اسلامشهر را در جريان قرار دهند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |