|
|
متهم به قتل وقتي جسد خواهرش از قنات بيرون كشيده شد با گريه ابراز پشيماني كرد
|
• گزارش اول
گروه حوادث: چهره زن افسرده و نا آرام بود. وقتي در مقابل افسر دايره ۱۱ آگاهي تهران قرار گرفت با جملاتي بريده و صدايي لرزان ماجراي ناپديد شدن دو فرزندش را شرح داد:
غروب روز ۱۷ فروردين ماه سال جاري پسرم با من تماس گرفت. من و او باهم در خانه مان حوالي ميدان انقلاب زندگي مي كنيم. او از من خواست تا شب را به خانه يكي از دوستانم بروم. صدايش مي لرزيد. خواستم علت درخواستش را بپرسم. «توماژ» پشت سر هم حرف مي زد. مادر امشب قرار است يكي از دوستان دانشگاهي ام به خانه ما بيايد. ممكن است او در حضور تو احساس راحتي نكند.
پسرم دانشجوي سال چهارم مهندسي دانشگاه صنعتي شريف بود. با اينكه با خواسته او موافقت كردم ولي يك احساس دروني مرا به طرف خانه مي كشاند. كمي از ساعت ۱۷ عصر گذشته بود. خودم را متقاعد كردم. به بهانه برداشتن وسيله اي به طرف خانه مان حركت كردم.
هنوز هوا روشن بود كه وارد آپارتمانمان شدم. زنگ زدم. كسي خانه نبود. با كليد يدكي ام در را باز كردم. وارد آپارتمان شدم. همه چيز به هم ريخته بود. نگران شدم. چند بار با صداي بلند پسرم را صدا كردم ولي هيچ پاسخي نشنيدم.
صداي در ورودي ساختمان را شنيدم. از پشت پرده كه نگاه كردم. پسرم بود.
تنها بود. نخواستم مرا در خانه ببيند. به سرعت از پله ها بالا رفتم. او وارد آپارتمان شد. حدود يك ساعت درخانه بود. بعد با عجله خانه را ترك كرد. شب به خانه نيامد. فكر كردم نزد خواهر ناتني اش «بهواژ» كه از چند سال قبل مستقل زندگي مي كرد رفته است. آنها رابطه خوبي با هم داشتند.
صبح روز بعد به آنجا تلفن كردم ولي كسي گوشي را برنداشت به بيمارستان محل كار «بهواژ» زنگ زدم آنجا هم نرفته بود. از روز گذشته هيچ كس آن دو نفر را نديده است.با مطرح شدن اين معماي پيچيده پليسي پس از اخذ دستورات قضايي از شريفي قاضي شعبه ۱۶۰۵ دادگاه جنايي تهران توسط اكيپي از كارآگاهان دايره ۱۱ آگاهي به رياست سرهنگ گروسي و در معيت سرهنگ محمدي ها، سرهنگ توسليان و سروان نفيسي تجسس هاي گسترده اي براي بدست آوردن ردي از خواهر و برادر ناپديد شده آغاز شد.
يك هفته پس از شروع تحقيقات پليس، مأموران آگاهي دريافتند كه «توماژ» ـ دانشجوي ۲۲ ساله ـ به خانه بازگشته است.
كارآگاهان كه احتمال مي دادند اين مهندس جوان از ماجراي ناپديد شدن خواهرش اطلاعي داشته باشد، او را تحت بازجويي قرار دادند.
وي در بازجويي هاي كارآگاهان گفت: مدتي قبل خواهرم با من تماس گرفته و گفت، كار سفر به خارج از كشورش درست شده است. او از من خواست در صورتي كه مايل هستم مي توانم همراه او بروم. من وسايل او را داخل چمداني گذاشتم و با او به فرودگاه رفتم تا اينكه «بهواژ» سوار هواپيماشد و از كشور خارج شد. ولي من چون نمي خواستم تحصيلاتم را نيمه كاره رها كنم، نرفتم.
وقتي پس از گذشت چند روز هيچ تماسي از طرف دختر ناپديد شده با خانواده اش بر قرار نشد، كارآگاهان با مراجعه به محل زندگي مهندس جوان تحقيقات از همسايه ها را در اين باره آغاز كردند.
يكي از ساكنان مجتمع مسكوني در اين باره به كارآگاهان گفت: روز حادثه توماژ از من براي حمل يك چمدان بزرگ كمك خواست، چمدان خيلي سنگين بود، با كمك هم تا در ورودي مجتمع برديم. وقتي از مهندس پرسيدم چه چيزي داخل چمدان است گفت، مقداري كتاب است كه براي دوستش مي برد.
به دنبال اين اظهارات، كارآگاهان بار ديگر «توماژ» را بازداشت و تحت بازجويي قرار دادند. او وقتي با مدارك مستند از سوي پليس روبرو شد، لب به اعتراف گشوده و پرده از راز قتل خواهر ناتني اش برداشت.
|
|
توماژ ـ عامل جنايت
|
اين متهم درباره چگونگي وقوع حادثه گفت: خواهرم را خيلي دوست داشتم. متوجه شده بودم او با پسر جواني به نام «جواد» دوست شده و قصد ازدواج دارد. عصر روز ۱۷ فروردين به همراه او به خيابان جمهوري رفتيم. مقداري طلا و جواهر خريد. چون در خانه ما كسي نبود از «بهواژ» خواستم تا به آنجا برويم و كمي درباره ازدواجش صحبت كنيم.وقتي وارد آپارتمان شديم. ماجراي دوستي اش با جواد را مطرح كردم. او گفت: قرار است با هم ازدواج كنيم. از او خواستم از ازدواج با آن پسر خودداري كند. نپذيرفت. با هم درگير شديم. يك ضربه به صورتش زدم. افتاد روي زمين. از بيني اش خون آمد، خيلي عصباني بودم. دستانم را دور گلويش فشردم. وقتي به خود آمدم متوجه شدم او مرده است.
وي ادامه داد: از عمل خود پشيمان بودم ولي ديگر كار ازكار گذشته بود. جسد را به داخل حمام بردم و اندام او را قطعه قطعه كردم. ودر كيسه هاي زباله و چمدان جا دادم . كيسه هاي زباله را در حوالي ميدان فردوسي داخل سطل هاي زباله انداختم و سپس چمدان را برداشته و به سرعت خانه را ترك كردم. به كرج رفته و در هتل اميركبير ساكن شدم. فرداي آن روز به تهران بازگشتم و به هتل «مرمر» رفتم.
وي در ادامه اعترافات خود گفت: روز بعد خودروي وانتي كرايه كردم به راننده خودرو گفتم، چون محلول سمي داخل چمدان است و استاد مان در دانشگاه گفته بايد هرچه زودتر معدوم شود مرا به جايي ببر تا اين كار را انجام دهم. او مرا به حوالي جاده ساوه برد. در آنجا قناتي بود چمدان حامل جسد را داخل آن انداختم و به خانه بازگشتم.با توجه به اعترافات اين مهندس جوان، كارآگاهان با دستور قاضي دادگاه جنايي تهران و با راهنمايي متهم، روز گذشته به محل مورد نظر رفته و جسد را از عمق قنات بيرون آوردند.تجسس هاي كارآگاهان براي يافتن بقيه قسمت هاي بدن قرباني جنايت ادامه دارد.
• گزارش دوم
پليس درجريان تجسس هاي خود درباره ماجراي قتل يك زن جوان توسط شوهرش در شهرك شهيد فكوري به كذب بودن ادعاهاي اوليه شوهرش برد.
اين درحاليست كه اين مرد ۳۰ساله پس از دستگيري به اتهام قتل همسرش اظهارات ضدونقيضي درباره او مطرح كرده بود.اين حادثه عصر روز شنبه ۴ خرداد ماه سالجاري در طبقه نهم يك مجتمع مسكوني در شهرك شهيد فكوري تهران رخ داد.
|
|
اقدس (مقتول) ـ علي (متهم به قتل)
|
بنا به اين گزارش؛ صبح روز گذشته اكيپي از كارآگاهان دايره ۱۰ آگاهي تهران باحضور درمحل وقوع قتل تحقيقات خود را از ساكنان اين مجتمع مسكوني درباره اظهارات متهم به قتل آغاز كردند.
يكي از همسايه ها در اين باره به پليس گفت: اقدس را از چند سال قبل مي شناختم او زن بسيار خوب و خوشرويي بود. ولي باتوجه به آزار و اذيت هاي شوهرش سه سال قبل تقاضاي طلاق داد كه باتوجه به اظهارپشيماني علي، شوهرش و دادن تعهد از طرف او، با طلاق آنها موافقت نشد.
يك زن از دوستان قرباني جنايت نيز در اين باره به پليس گفت: علي ـ متهم به قتل ـ پسرخاله «اقدس» است. برادر بزرگتر او هم با خواهر ديگر اقدس ازدواج كرده است. آنطوري كه من شنيده ام بعد از خواستگاري علي، تمامي اعضاي خانواده اقدس بااين ازدواج مخالف بودند، ولي بخاطر اينكه مي ترسيدند بااين كارشان به زندگي دختر ديگرشان ضربه اي وارد شود، سرانجام با ازدواج او و علي موافقت كردند.
برادر مقتول نيز در بازجويي هاي پليس گفت: از چند سال قبل علي، رفت و آمد خواهرم را با ما قطع كرده بود. هر وقت ما براي ديدن خواهرم به خانه او مي رفتيم تا يك ماه اقدس را به باد كتك مي گرفت ولي او تنها بخاطر بچه هايش تمامي سختي ها را تحمل مي كرد.«علي» آدم طردشده اي در ميان بستگانش بود. به همه كس و همه چيز شك داشت از هر نوع برخوردي با ديد منفي برداشت مي كرد. اگر يكي از فاميل ها براي احوالپرسي تلفن مي كرد، فكر مي كرد حتماً منظور بدي داشته كه تماس گرفته است.باتوجه به اطلاعات به دست آمده، به نظر مي رسد با رد تمامي گفته هاي اوليه عامل جنايت، به زودي محاكمه او در شعبه ۱۶۰۲ دادگاه جنايي تهران آغاز شود.
• گزارش سوم
مرد وقتي وارد كوچه شان شد، پسر خردسالش را ديد كه با چند تن از دوستانش توپ بازي مي كند.
مدتها مي شد مرد بنا با اعتراض همسرش به اعتياد وي، كينه به دل داشت، پسرك هيچ توجهي به پدر نداشت، مرد دور از چشم بچه ها وارد خانه شد، به طبقه دوم رفت و بدون اينكه چيزي بگويد، به آشپزخانه رفت و...
زن، هر بار شوهرش را مي ديد، دلش سنگين مي شد. وقتي مرد از آشپزخانه خارج شد، زن با ديدن چاقو خواست فرار كند، اما مرد به او مهلت گريز نداد.
بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۵ و ۳۰ دقيقه يكشنبه ۶ ارديبهشت ماه سال جاري به مركز فوريتهاي پليسي ۱۱۰ گزارش شد، زن جواني در خانه اش واقع در حوالي ميدان رهبر تهرانپارس به قتل رسيده است.
دقايقي بعد، اكيپي از مأموران كلانتري ۱۴۴ جواديه تهرانپارس به خيابان قدس اعزام شدند و با پاي گذاشتن در قتلگاه، با پيكر خون آلود زن ۴۵ ساله اي به نام «محترم ربي زاده» روبرو شدند.
پسر نوجوان قرباني كه ادعا مي كرد با بازگشتن از سر كارش، جسد مادر را در آغوش گرفته و به تصور اينكه زنده است، وي را به حياط انتقال داده است، به كارآگاهان و قاضي حجت الاسلام حسيني كوه كمره اي گفت: «از مدتها پيش مادرم بخاطر اعتياد پدرم، با او اختلاف شديدي داشت تا اينكه امروز صبح پدرم به سر كارش رفت و من و برادرم نيز سر كار رفتيم.
وقتي به خانه بازگشتم، برادر كوچكترم در كوچه بازي مي كرد، با وارد شدن به خانه، مادرم را ديدم كه روي زمين افتاده است. ابتدا تصور كردم او زنده است، اما وقتي مادرم را به آغوش گرفتم، متوجه شدم ديگر نفس نمي كشد.»مأموران با شناسايي پدر فراري خانواده كه «هاشم» نام دارد و همسايگان قرباني نيز در تحقيقات ادعا كردند اين مرد را حوالي ظهر در كوچه ديده اند، وي را عامل جنايت شناختند و تحت تعقيب قرار دادند.