۳۱ارديبهشت، سالگشت شهادت يكي از مردان مرد عرصه هنر، شهيد بهروز (مهدي) فلاحت پور است.
بهروز را همه در جبهه ها با دوربين كوچكش مي شناختند. همان روزهاي سال۶۴ كه او به جبهه ها رفت. آشنايي بهروز با سيدمرتضي آويني شايد نقطه عطفي در زندگي هنري شهيد فلاحت پور بود. بهروز فلاحت پور در كلاسهاي درس سيدمرتضي شاگردي مي كرد.
رزمنده هاي دسته ايمان، از گردان حبيب، بهروز را از دوكوهه مي شناسند و بهروز تك تك لحظه هايشان را پيش از عمليات و هنگام عمليات بيت المقدس۶ در شاخ شميران ثبت مي كرد. بعد از عمليات، دوربين بهروز خيلي از رزمنده هايي را كه مي شناخت، پيدا مي كرد. گويا آنها از همان شاخ شميران به آسمانها رفته بودند... جنگ تمام شد و دوربين بهروز بي تاب بود. وي همچنان با آقاي آويني كار مي كرد و مجموعه «با من سخن بگو دو كوهه» از آثار زيباي بعد از جنگ بهروز است. در سال،۷۱ بهروز فلاحت پور همراه با گروهي براي به تصوير كشيدن «سه نسل آواره» به سمت لبنان حركت كرد، براي به تصوير كشيدن سه نسل دور از وطن، با غم غربت و همه دلتنگي هايشان. دوستان بهروز، او را با شوخ طبعي هايش در جمع و صفا و صميميتش به ياد مي آورند. ارديبهشت،۷۱ در دره بقاع در جنوب لبنان، گروه در حال فيلمبرداري از يك مانور مردمي بود، مانور تمام شده بود و همه در حال جمع كردن وسايل بودند كه ناگهان خفاشان شوم اسرائيلي آمدند و...
|
|
|
چندلحظه بعد بهروز مهربان به مهربانترين پيوست. فلاحت پور هنرمند بود و دانشجو بود و تنها هشت ماه از ازدواجش مي گذشت. هميشه خودرا شاگرد سيدمرتضي آويني مي دانست. شاگردي كه استادش از او چنين مي نويسد: «بهروز را بزرگتر از آنچه مي شناختم بازيافتم و خودم را بسيار كوچكتر از آنچه مي دانستم. او عظمت يافت و من حقير. از آنچه درباره خويش گمان مي بردم در حيرت فرو ماندم. بهروز عجب نداشت و هر كه چنين باشد عظمت مي يابد وكرامت، هر چند ديگران درنيابند، بزرگاني چنين در زمين گمنامند و شهير آسمانند...» «بهروز» مي گويد: اولين استاد فيلمبرداري من، شهيد سيدجمال حسيني بود كه در فاو شهيد شد. او به من آموخت كه بايد مثل بسيجيان بود تا توانست آنها را به تصوير كشيد.
بهروز فرزندي نيك بود براي مادر و درست چهل روز بعد از عروجش، مادر شتابان براي ديدارش به او پيوست.
...اگر آن جيب لباس بهروز كه كيف بغلي و كارتهاي شناسايي او را در خود محفوظ مي داشت پيدا نمي شد، هيچ نشاني از او بر جاي نمانده بود و براي مردان مرد، كدام مرگ از اين زيباترو عجب از ما واماندگان زمين گير كه در جستجوي شهدا به قبرستان مي رويم… »
فريبا پژوه