|
|
|
|
|
گفت وگو با رحيم نوروزي
نويسنده و كارگردان «مي رم روزنامه بخرم»
|
|
|
|
نگاهي به نمايش «مي رم روزنامه بخرم»
|
|
|
|
|
|
|
|
وزير ارشاد:
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
ويترين كتاب
|
|
|
* يادداشت هاي يك اسب / داستان بلند / يار علي پور مقدم/ نشر آرويج / ۱۳۸۰ / ۳۵۰۰ نسخه / ۴۵۰۰ ريال
يار علي پور مقدم را نسل جوان تر عموماً به خاطر «كافه شوكا» [پاتوق فرهنگي بخشي از روشنفكران و علاقمندان به تحولات هنري و ادبي ] مي شناسند اما «پورمقدم» نويسنده كه در دهه پنجاه، از چهره هاي جوان و پوياي ادبيات ايران محسوب مي شد هنوز در ياد نسل هاي پيشين جاي خود را حفظ كرده است. از پور مقدم تاكنون «آه اسفنديار مغموم» [۱۳۵۶]، «آينه مينا . آينه » [۱۳۵۷] ، «اي داغم سي روئين تن » [۱۳۶۷ ] ،، «گنه گنه هاي زرد» [۱۳۶۹]، «حوالي كافه شوكا» [۱۳۷۸]، «يادداشت هاي يك قهوه چي » [۱۳۷۹] منتشر شده است. او ديالوگ نويسي موفق است و در نمايشنامه هايش هم اين ويژگي به خوبي نمايان؛ كتاب حاضر روايت بازخواني شده جنگ ميان رستم و سهراب است البته اين بار به روايت «رخش»!
* ما نبوديم / مجموعه شعر / مسعود جوزي/ انتشارات حرف نو/ ۱۳۸۰ / ۲۲۰۰ نسخه/ ۷۵۰۰ ريال
مسعود جوزي [متولد ۱۳۴۸] از ۱۳۶۲ آغاز به كار كرد و در ۱۳۶۳ شعرهايش مورد توجه شاعران جوان انقلاب [حسن حسيني ، سلمان هراتي ، وحيد اميري ، سهيل محمودي و...] قرار گرفت؛ آن هنگام او در «رباعي» دستي داشت اما در نيمه هاي دهه شصت به شعر نيمايي و پس از آن به شعر سپيدگراييد. شعرهاي او در سال هاي پاياني دهه شصت حاوي مؤلفه هايي است كه هم اكنون در «شعر هفتاد» تثبيت شده است با اين همه انتشار نخستين مجموعه اش در ۱۳۸۰ دال بر نقصان ساز وكار نشر طي دهه گذشته است. انتشار «مانبوديم» مي تواند در تدوين تاريخ «شعر هفتاد» براي تاريخ نويسان ادبي اين دهه مؤثر افتد.
|
|
|
|
|
تحريم يك جشنواره ادبي ازسوي نويسندگان انگليسي
نويسندگان برجسته بريتانيايي به دليل حمايت كارخانه نستله از يك جشنواره ادبي در اين كشور، اين جشنواره را تحريم كردند.
به گزارش ايسنا، جرمين گرير، نويسنده فمينيست و جيم كريس، نامزد جايزه ادبي بوكر، حمايت يك كارخانه سازنده غذاي كمكي كودك را كاملاً بي معني خواندند. گرير در اين باره تأكيد كرد كه او يك تحريم را رهبري نمي كند، بلكه در عين حال در هيچ يك از بخش هاي اين جشنواره كه «نستله» در آن حضور دارد، شركت نخواهدكرد. وي در مصاحبه اي با روزنامه ديلي تلگراف گفت: پول سالم در آنجا وجود ندارد، اما موضوعي كه براي من اهميت خاص دارد، اين است كه نستله مي خواهد به هر ترتيب ممكن خود را به اين جشنواره وارد كند. گفتني است، جشنواره ادبي مذكور جمعه گشايش مي يابد و اين در حالي است كه كارخانه «نستله» يكي از ۹۸ حمايت كننده اين جشنواره است.
|
|
|
|
|
گفت وگو با رحيم نوروزي
نويسنده و كارگردان «مي رم روزنامه بخرم»
چيزي مثل پرده سينما
|
|
|
|
|
|
*از گروه «تئاتر امروز» برايمان بگوئيد...
** گروه تئاتر امروز در سال ۷۶ با اجراي نمايش «شب به خير مادر» تشكيل شد وپس از اجراي موفقيت آميز «زمستان ۶۶» در جشنواره هاي فجر همان سال، اين گروه رسميت يافت. علاوه بر اين دو نمايش ، در سال هاي گذشته، نمايش هاي «رقص كاغذ پاره ها» ، «پس تا فردا» و «دل سگ» نيز توسط اين گروه به روي صحنه رفت.
امسال هم كه با «مي رم روزنامه بخرم» و «همان هميشگي» در خدمت شما هستيم. تلاش ما اين است كه به راستي يك گروه تئاتري باشيم. نه آن كه فقط به بهانه ي اجراي يك كارگرد هم آييم. به همين خاطر در تمام طول سال نشست هاي مستمر داريم و براي فعاليت هايمان برنامه ريزي مي كنيم.
* به نظر مي رسد كه در «مي رم روزنامه بخرم» بيشتر نگاهي اجتماعي داشته ايد.
** بله، مي توان گفت كه حتي نگاه اجتماعي در اين كار وجه غالب مضمون را داراست. وقتي حوزه كوچك يك خانواده را در صحنه به نمايش مي گذاريم، نمي توانيم بدون پرداختن به بستر اجتماعي آن، اين كار را انجام دهيم. در غير اين صورت با شخصيت هايي سطحي و مسائل و درگيري هاي پيش پا افتاده ي يك خانواده در سطح روزمره اش رو برو خواهيم بود.
* خودتان اگر قرار باشد حق را به كسي بدهيد، به كدام شخصيت نمايش بيشتر حق مي دهيد؟
** به همه و هيچكدام. وقتي كه قرار بر اين است كه نگاهي اجتماعي داشته باشيم، با شرايط زندگي اين آدم ها دست به گريبانيم نه با خود آدم ها. آن ها بي گناهند چون معلول شرايطند و در عين حال مقصرند چون هيچ كنش فاعلي براي تغيير شرايط ندارند.
* فكر نمي كنيد ممكن است كسي انتقاد كند كه در نهايت نمايش شما به رغم ظاهر روشنفكرانه ،يك قصه ملودرام وعاطفي دارد؟
** البته كه فكر مي كنم. مخاطب آزاد است كه هر انتقادي مي خواهد بكند. او نگاه خودش را دارد و مي آيد كه با نگاه ما و شيوه ي بازنمايي آن آشنا شود. در اين رابطه مشتركات خود با آدم هاي نمايش ما را هم جست و جو مي كند و مي يابد.
اما اين طور كه شما مي پرسيد، گويا خودتان چنين انتقادي به كار ما داريد.
اول اين كه نمي دانم ظاهر روشنفكرانه يعني چه؟ آيا براي اين كه يك كار روشنفكرانه بكنيم بايد طوري حرف بزنيم كه هيچ كس نفهمد؟ يا بايد همه چيز را چنان پيچيده و چند پهلو بگوييم كه هركس تفسيري را به كار ما بچسباند.
من خودم را ملزوم نمي دانم كه براي روشنفكر بودن يا روشنفكر جلوه كردن بايد از صراحت و بديهيات فاصله بگيرم و به اين ترتيب خودم را از مخاطب متمايز كنم. اتفاقاً فكر مي كنم بايد باورهاي بسيار بديهي مان را زير سؤال ببريم. البته اين پرسش شما را درك مي كنم. پيش از شما هم اين اشكال را طور ديگري مطرح كرده اند. مثل اجتماع رئاليسم و اكسپرسيونيسم. يا دارا بودن ساختاري به ظاهر ابزورد و زباني روزمره و سطحي.
ببينيد، به طور قطع اين نمايش يك ملودرام نيست. قصه هم نيست. چرا كه هيچ يك از مختصات آن را دارا نيست. اما در معدود لحظاتي با عواطف تماشاگر سروكار دارد اين كار را صددرصد آگاهانه انجام داده ايم.
چون معتقدم كه يك اثر تئاتري بايد برانگيزاننده باشد. يكي از نهان گاه هاي مخاطب كه قابل دسترسي و برانگيختن است، عواطف او است. ما بايد جوهر ارتباط گيري با مخاطب را از نو پيدا كنيم. ذايقه ي مخاطب ما بد تربيت شده است. تلاش من آزاد كردن مخاطب از پيش فرض هاي تئاتري اوست. براي اين منظور گاهي بايد با محاسبه ي دقيق لحظه ها مراقب باشيم كه كارمان ملال آور نشود. نبايد اجازه بدهيم كه تماشاگر كار را رها كند. من خيلي روحيه طنز ندارم. اما در برخي از لحظات اين نمايش تماشاگر از ته دل مي خندد و ما از پيش مي دانستيم كه كجا بايد خنده بگيريم. در عين حال به شدت به اين اعتقاد دارم كه بايد از تحريك احساسات سطحي تماشاگر پرهيز كنم. چون اين هم از جنس تربيت غلط ذايقه ي مخاطب است.
جنس زبان در كار ما روزمره و رئاليستي است. بسيار به زندگي نزديك است. اما طراحي صحنه و شيوه ي اجرا نوعي كاركرد نشانه شناسانه دارد.
نكته اي كه در اين باره مي توانم بگويم اين است كه به هرحال هر اثر هنري انعكاسي از زندگي است. آبشخور همه ي ما رئاليته ي جاري در زندگي است. حتي آنهايي كه به فرا واقعيت چنگ مي اندازند پايشان روي زمين است. اگر به عنوان مثال در آثار ابزورديست ها همه چيز به نظر غيررئاليستي مي آيد، به خاطر آن است كه آنها حقيقتي را كه در زندگي مي طلبند در واقعيت پيدا ومعني نمي شود. آنها ناچارند كه به فراواقعيت بپردازند. اما قرار نيست كه اين يك قاعده بشود.
«مي رم روزنامه بخرم» در حد بضاعتش يك كار تجربي است. اين تئاتري است كه من جاي خالي اش را بشدت حس مي كنم. البته فكر مي كنم زمينه ي كار تجربي هنوز برايمان فراهم نشده است. كار تجربي مستلزم آزمون و خطاست. ما به خودمان مجال اشتباه داده ايم.
بزرگي مي گويد كه تئاتر در تمام دنيا نيازمند به ويراني است. همه ي آن چه هست را بايد كنار گذاشت.
ما بايد از نو كشف كنيم كه تماشاگر چه چيزي را دوست دارد كه ببيند وبشنود . شايد بتوان گفت كه ما در اين كار به قدر وسعمان در مرحله ي گريز از خط كش ها هستيم. چيزي كه ساخته ايم نه براي خودمان قاعده است و نه توصيه ي فرمول ونسخه براي ديگران.
* به اين نوع طراحي چند قسمتي چطور رسيديد؟
** يكي از نخستين نكاتي كه براي شكستن عادت هاي تماشاگر به ذهنم رسيد اين بود كه عناصر ديداري را به دور از انتظار و توقع تماشاگر در صحنه بچينم. هميشه ما طراحي ميزانسن و دكور را در عمق و سطح صحنه ديده ايم. مي خواستم يك قاب تصوير بسازم كه تا حد امكان دو بعدي بودن را تداعي كند. چيزي مثل يك تابلوي نقاشي يا پرده ي سينما. در كتاب تاريخ تئاتر «اسكار براكت» عكسي ديده بودم كه اندك شباهتي به صحنه ي ما داشت. در واقع نمايشنامه را براي اين طراحي نوشتم نه آن كه بعداز شكل گرفتن كار اين طراحي را برايش كرده باشيم. اين قاب مستطيل باكادر سياه، به گمانم گريز ناپذير بودن شرايط آدم هاي داخلش را مي رساند. علاوه بر اين كه هريك سلول انفرادي خاص خود را دارند و با دنياي ذهني خود درگيرند، مجموعه ي آنها در قاب بزرگتر اسيرند.
* اين بروشور متفاوت و عجيب نمايش چطور شكل گرفت؟
** بروشور كار افشين چلمبري است. من كارش را قبول دارم. او يك اتود زد و گروه آن را پذيرفت. اسم كار ما هم با روزنامه همراه است. صحنه هم از ابتداي ورود تماشاگر پر از روزنامه است. به پيروي از اين ها بروشور ما هم يك صفحه روزنامه است. نمايش ما هم روز شمار يا روزنامه اي از زندگي آدم هاست. يك شخصيت هم داريم كه كاري غير از روزنامه خواندن ندارد. اين ها خب، يك ذره تفكر برانگيز است. تماشاگر را درگير تعدادي «چرا» و پرسش مي كند. علاوه بر اين ما از طريق خواندن اخبار روزنامه ها توسط مرد روزنامه خوان اشاراتي به مسائل اجتماعي داريم. همه چيز از روزنامه و روزمره آغاز مي شود واگر قرار است كه به ژرفايي برسيم،از اين سطح به عمق مي رويم.
* به نظر مي رسد نمايش قصد ندارد به هيچ نتيجه گيري مشخصي ختم شود. نظر شما چيست؟
** اين نمايش نمايانگر دور باطل و بي انجام زندگي روزمره است. مبتني بر اصول درام نويسي رايج و مشخص هم نيست. منحني ارسطويي ندارد. داستان پردازي هم نمي كند. شما آغاز ، ميان، پايان ، تعليق، گره افكني و گره گشايي در آن نمي بينيد. اما آن چه تاكنون تماشاگر به ما انتقال داده بيانگر آن است كه خودش به نتايج دلخواهش مي رسد. با كار درگير مي شود و اين درگيري را با خود به خانه مي برد.
* كمي تأثير قصه هاي ميني ماليستي را مي شد در اثر ديد. اين تأثير آگاهانه بود؟
** به شما اطمينان مي دهم كه هركاري كه در اين نمايش شده، آگاهانه است. از مدت زمان اجرا گرفته تا معرفي شخصيت هاي حاضر در صحنه و آنهايي كه غايبند و تأثيرشان را حس مي كنيم، تا حدامكان ايجاز رعايت شده است. اين هم به گمان من جور ديگر ديدن است و پرداخت به نسبت تازه اي مي تواند باشد. ضرورت هر توضيح كشداري را از ميان برداشته ايم.
|
|
|
|
|
نگاهي به نمايش «مي رم روزنامه بخرم»
حصار كوچكي به اسم زندگي
«مي رم روزنامه بخرم» يك تجربه نو و دلگرم كننده از يك گروه تئاتري است كه فارغ از هر نوع ادا و ادعا، به راحتي و سادگي تمام مي تواند باتماشاگرش ارتباط برقرار كند. نوع ماجراي به روز و پرداخت جز جز آن و دقيق شدن درنكاتي هرچند جزيي ـ اما بسيار مهم ـ نمايش رابه رغم مايه در ظاهر ملودرامش، به عمق مي برد و از مفاهيمي انباشته مي كند كه در وهله اول، درگيري ذهني تماشاگر با مسأله را در پي دارد ـ و در آن كاملاً موفق است ـ و در وهله بعد، كوشش براي دعوت از تماشاچي جهت ترديد در هر آن چيز ثبات يافته در ذهنش است ـ كه دراين دومي (كه حيطه بسيار گسترده و مخاطره انگيزي است) به موفقيت كامل نمي رسد.
به رغم اينكه اما «مي رم روزنامه بخرم» در نهايت بطور كامل به مقصود نهايي خود ـ همان دعوت از ما براي نگاه مجدد به زندگي روزمره ـ نمي رسد، با اين وجود به مدد چندين و چند تجربه نو در حيطه هاي مختلف ـ از نوشتن متن تا طراحي صحنه ـ مي تواند كاملاً جذاب و قابل بحث و درگيركننده باشد. نمايش چهار شخصيت را بطور موازي رودرروي تماشاگرش قرار مي دهد: چهار آدمي كه هر يك در اتاقكي كوچك قرار دارند و در اين چهار ديواري، محبوس شده و گريزي از واقعيت تلخ زندگي شان ندارند. اينجاست كه طراحي صحنه حساب شده و كاملاً مطابق با مضمون، به كمك نمايش مي آيد و مي تواند كاركرد مفهومي داشته باشد.
يكي از اين چهار شخصيت پيرزني است كه روي تختخوابش خوابيده و مرتب سرفه مي كند و فقط مي تواند اين چهار ديواري بسته را به مقصد دستشويي ترك كند (به همراه استفاده هاي حساب شده از صداي سيفون كه هرازگاه طنزي تلخ را به رخ مي كشد)؛ دومي مردي است كه با همسرش مشكل دارد و حال در اتاق كوچكش حبس شده و گريزي از آن ندارد. او فقط مي تواند حكايت خودش را براي ما بازگو كند؛ اينكه چطور در دنيايي بزرگتر هم اسير است و رهايي ندارد. هرچند گاه سخنرانيهاي او ـ مثل حرف زدنش درباره عريان شدن آدمها ـ از حد معقول نمايش خارج و به خطابه تبديل مي شود، اما دغدغه هاي روشنفكرانه اش در قالبي دلچسب و قابل باور ارائه مي شود و مي تواند همدلي تماشاگر را برانگيزد. درددلهاي مستقيم رو به تماشاگر و دعوت از او براي داوري، همچنين شنيدن صداي دروني شخصيت، تمهيدهاي ديگري است براي برانگيختن همذات پنداري تماشاگر ـ كه خوشبختانه اينجا درست از كار درمي آيد.
نفر سوم همسر اين مرد است كه او هم در حصار كوچكش گرفتار آمده و در حد انتظارات خود، محق است (جالب اينكه هر چهار شخصيت صحنه محق اند و درهيچكدام خبث طينت ديده نمي شود و همين شايد مهمترين دليل دلچسب بودن ماجراست) زن اما مي خواهد از چارچوب بسته اي كه در آن گرفتار آمده رها شود و اين البته آشكارا رويكردي است نمادين ـ و فمينيستي ـ كه به يكي از وجوه اصلي وجه معنايي اثر بدل مي شود.
چهارمين نفر در صحنه كسي نيست جز يك برادر ناظر و ساكت كه باز نمادي مي شود از روشنفكر گوشه گيري كه در چارچوبي بسته خودش را حبس كرده تا فقط با خواندن روزنامه خودش را مشغول كند كه البته اين دلمشغولي اش هم پرمعنا و هم بسيار روشنفكرانه است. تمام دخالت او در زندگي خانوادگي اي كه در كنارش جريان دارد، به چند جمله كوتاه ـ و غالباً طعنه آميز ـ خلاصه مي شود. در آخر هم با لحني كنايي اشاره مي كند: «كجا دارم برم، مي رم روزنامه بخرم.»
نوع نگاه نويسنده به هر چهار شخصيت و نوع پرداخت هر يك از شخصيتها ـ كه به مدد بازي خوب هر چهار بازيگر به ثمر مي رسد ـ به اضافه توجه به ظرايف و جزيياتي كه فرم را شديداً به محتوا متصل و غيرقابل تفكيك مي كند. (نگاه كنيد كه چطور مثلاً يكجا هر چهار شخصيت با هم حرف مي زنند و هر كدام هم حرفهاي خاص خود ـ و اتفاقاً همه شان هم حرفهاي معقولي مي زنند) همه نكاتي است كه «مي رم روزنامه بخرم» را به يك نمايش ديدني تبديل مي كند.
|
|
|
|
|
برندگان سومين دوره بي ينال مجسمه سازي تهران معرفي شدند
|
|
|
سومين دوره بي ينال مجسمه سازي ، ديروز عصر با حضورتعداد زيادي از هنرمندان و علاقه مندان در محل فرهنگسراي نياوران گشايش يافت.
به گزارش خبر نگار ما در اين دوسالانه از ميان ۳۴۶ نفر و ۱۰۰۹ اثرشركت كننده ، ۸۱ نفر با ۱۷۴ اثر انتخاب شده اند كه در اين ميان ۱۸تن از انتخاب شدگان شهرستاني و ۶۳ نفر ساكن تهران مي باشند. اعضاي هيأت انتخاب آثار نيماپتگر، بهزاد حاتم و جواد مجابي، كامران كاتوزيان، محمد امين ميرفندرسكي و پرويز تناولي بودند.
سه شنبه همزمان با افتتاحيه، اسامي برگزيدگان اين بي ينال نيز اعلام شد. آراي هيأت داوران كامبيز اسماعيل شريف، محمود بخشي مؤخر و اميراحمد معبد به ترتيب جوايز اول تا سوم را به خود اختصاص دادند. ضمن آنكه به فرشته موسوي، فاطمه امداديان و مهدي اميدبخش نيز ديپلم افتخار و تنديس جشنواره اهدا شد. در اين ميان موزه هنر هاي معاصر اقدام به خريداري اثر كامبيز صبري كرد.
& همايش دو سالانه
با سخنراني سه تن از صاحبنظران برجسته هنري از كشورهاي آلمان و ايتاليا، همايش سومين دوسالانه مجسمه سازي تهران امروز درسالن اجتماعات موزه هنرهاي معاصر تهران گشايش مي يابد.
به گزارش رسيده همزمان با برپايي سومين دوسالانه مجسمه سازي تهران كه از هفتم خرداد تا بيستم تيرماه سال جاري در فرهنگسراي نياوران برگزار مي شود، همايش ۶ روزه اين دوسالانه در روزهاي هشتم، دوازدهم، سيزدهم، نوزدهم، بيستم و بيست و يكم خرداد ماه سال جاري در موزه هنرهاي معاصر تهران برپا مي شود.
ديويد گالووي، استاد دانشگاه بوخوم آلمان، رأس ساعت ۱۰/۳۰ امروز در باره مبحث «هنر به عنوان تجربه اي چند رسانه اي و چند فرهنگي»، ماركومنگوتزو صاحبنظر ايتاليايي، رأس ساعت ۱۶/۳۰ در باره «هنر و جامعه: هنر ايتاليا از هنر مدرن تا هنر بي پيرايه ۱۹۵۸/۱۹۶۸ » و «آرنالدوپومودورو مجسمه ساز برجسته ايتاليايي نيز رأس ساعت ۱۸/۳۰ پيرامون عناويني همچون «مروري بر آثار»، «پومودورو از نگاه خودش» و «مجسمه به مشابه نمادي از جهان» سخنراني مي كنند.
در روزهاي آينده همايش نيز، هنرمندان واساتيد مجسمه ساز ايراني به ايراد سخن خواهند پرداخت.
|
|
|
|
|
• ديدار با وزير اوقاف يمن
جهان اسلام باوجود تنوع جغرافيايي و تاريخي از يك وحدت فرهنگي برخوردار است. احمد مسجدجامعي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در ديدار وزير اوقاف و ارشاد جمهوري يمن باوي، ضمن اعلام مطلب فوق با تأكيد بر روند جاري شكل گيري قطب هاي مختلف سياسي در جهان گفت: كشورهاي اسلامي مي توانند با همدلي، همكاري و تعامل بيشتر، تصميم هاي مؤثري را در عرصه جهان اتخاذ كنند.
مسجدجامعي ضمن اعلام آمادگي جمهوري اسلامي ايران براي چاپ و توزيع قرآن مجيد در يمن، از پذيرش دانشجو در دانشگاه علوم قرآني، برگزاري دوره هاي آموزشي نگهداري نسخ خطي و مرمت و بازسازي مساجد و اماكن مذهبي يمن و برگزاري نشست هاي مشترك علماي دو كشور در زمينه هاي تاريخ، تمدن، فقه و كلام استقبال كرد.
|
|
|
|
|
وزير ارشاد:
از پديده جهاني شدن نگراني نداريم
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي ديروز در ديدار با «جلول الجريبي» وزيرامور ديني جمهوري تونس گفت: ما از پديده جهاني شدن نگراني نداريم چرا كه اين پديده با ماهيت تفكرديني و دعوت اسلام سازگار است. احمدمسجدجامعي افزود: تمدن اسلامي از ابتدا با نگاه جهاني شدن گسترش يافت و انديشه ها و فرهنگهاي مختلفي را در داخل خود جاي داد. مسجدجامعي پيشنهاد كرد اتخاذ سياستهاي مشترك در قبال پديده جهاني شدن، موضوع گفت وگوهاي آتي اجلاس كنفرانس اسلامي باشد.
|
|
|
|
|
كميته هاي استاني حمايت از سالنهاي سينما تشكيل شد
كميته هاي استاني حمايت از بهبود و توسعه سالنهاي سينما تشكيل شد.
به گزارش رسيده از معاونت سينمايي وزارت ارشاد «نريمان شاداب» مديرعامل مؤسسه سينماشهر با اعلام اين خبرافزود: باتوجه به تشديد تنگناها و مشكلات موجود كه موجب عدم رونق و نزول روزافزون فعاليت سالنهاي سينماشده و بسياري از سالنها را با خطر تعطيلي مواجه ساخته است، لازم است تا سازمانها و نهادهاي استاني، سهم بيشتري در بهبود وضع كنوني و گسترش و توسعه ظرفيت سالنهاي سينما برعهده گيرند.
شاداب درخصوص اهداف اين كميته ها گفت: بررسي طرحهاي توسعه سينما در استان و چگونگي اجراي حمايت از سرمايه گذاران بخش خصوصي در جهت احداث سالنهاي جديد، بررسي مشموليت و نقش حمايتي ارگانهاي محلي اعم از استاندار، شهردار، مديران عامل بانكها و غيره درجهت توسعه سينما و رفع مشكلات موجود، بررسي نحوه تخصيص حمايت هاي دولتي، يافتن منابع مالي حمايتي در استان و همچنين تمركز در تصميم گيري هاي استاني با برنامه ريزي هاي كوتاه مدت و طولاني، شش محور اصلي اهداف موردنظر به شمارمي روند. وي اضافه كرد: اعضاي اين كميته، ترجيحاً متشكل از استاندار، شهردار، مديركل ارشاد اسلامي، مديران عامل بانكهاي استان، مديركل برنامه و بودجه استان، مديركل آموزش و پرورش استان، حضور يك نماينده از اعضاي سينماداران در هراستان ومؤسسه سينماشهر (به عنوان نماينده معاونت سينمايي) خواهندبود.
|
|
|
|
|
از ناشران برگزيده انديشه هاي امام خميني(ره) تقدير مي شود
از ناشران برگزيده انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) در همايش يك روزه «ناشران و توليد كنندگان آثار فرهنگي امام خميني(ره)» در حسينيه جماران تقدير مي شود.
اين مراسم يازدهم خرداد ماه با حضور شخصيتهاي سياسي، علمي، فرهنگي، هنري و مذهبي در حسينيه جماران برگزار مي شود.
در اين همايش ناشران برگزيده خصوصي، دولتي و شهرستاني كه در موضوعات مختلف فرهنگي، تاريخي و هنري انديشه هاي حضرت امام خميني(ره) اقدام به انتشار كتاب كرده اند معرفي مي شوند. همچنين صدها نمايشگاه عكس، كتاب و لوح فشرده به مناسبت ارتحال ملكوتي حضرت امام خميني(قدس سره) نيز در سراسر كشور برگزار مي شود.
|
|
|
|
|
امروز بامسعود كوهستاني نژاد
|
|
|
كوهستاني نژاد محقق در حوزه تاريخ معاصر است. اخيراً كتاب «اسناد دادگاه ها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي از انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي» را تدوين كرد كه از سوي مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها منتشر شد. كتاب «قرائت خانه ها در عصر مشروطيت» را نيز آماده كرده كه در دست انتشار است. و بالاخره كتاب «اتحاديه ها، جمعيت هاو گروههاي مطبوعاتي در ايران از مشروطه تاكنون» از وي توسط مركز مطالعات و تحقيقات رسانه ها در تدارك انتشار است.
* يكي از معضلات و مشكلات فعلي مبتلا به مطبوعات در ايران، بحث دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي و قوانين حاكم بر آنها است. به نظر مي رسد كتاب اسناد دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي در ايران در جست وجوي پاسخي براي اين مشكل است.
** بله، هدف اصلي تدوين و تأليف اين كتاب نخست بازگويي تجربه گرانقدري است كه در طول حدوديك صد سال اخير و در فاصله انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامي در خصوص موضوع دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي به وجود آمده است در مرحله بعد تهيه مجموعه اي از مباحث حقوقي پيرامون موضوع در جهت استفاده از آنها در روند تهيه قانون جديد هيأت منصفه، از اهداف اساسي تدوين كتاب بود.
* روند تاريخي مباحث دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي به چه شكل است؟
** از نظر تاريخي دو دوره درخشان در حيات دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي وجود دارد. دوره نخست از سال ۱۳۲۷ قمري (۱۲۸۸ شمسي) و تا حدود سالهاي ۶ ـ 1305 شمسي ادامه مي يابد. دوره دوم از سال ۱۳۲۱ شمسي آغاز شده. تا سال ۱۳۳۴ شمسي ادامه مي يابد.
پس از اين سال اساساً مسائل و مباحث مربوط به دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي دچار سكون شده و تا پايان دوره مورد بررسي ۱۳۵۷ ديگر تلاش جدي در اين خصوص (چه از حيث طرح مباني فكري، شيوه دادرسي و حتي موارد اجرايي) انجام نگرفت.
* موضوع طرح شده در كتاب تا چه اندازه مي تواند به حل مشكلات فعلي دادگاهها و هيأت هاي منصفه مطبوعاتي كمك نمايد.
** خيلي، اساساً تمامي مباحث مطرح شده در اين كتاب در زمان ما هم موضوعيت دارند، تمامي آنها در حال حاضر نيز مبتلا به جامعه مطبوعاتي است. مثلاً كافي است بدانيد موضوع تشخيص جرايم مطبوعاتي و تفكيك آن از جرايم سياسي، به مدت حدود چهل و پنج سال مورد بحث و بررسي قرار گرفت. آرا، نظرات و ديدگاههاي گوناگوني در اين خصوص بيان شد.
سؤالات و بررسي هاي انجام شده كاملاً تازگي داشت و در بسياري از گفتارها، سخنراني ها و مقالاتي كه هم اكنون در رابطه با موضوع هيأت منصفه مطبوعاتي منتشر مي شوند نيز همان دغدغه بيان شده و عنوان مي شوند.
|
|
|
|