شماره ۲۱۳۸ - سال هشتم - چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۱
Wed, May 29, 2002
Casual black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
اين مرد حتي پليس را تهديد مي كرد!

داماد به اتهام ۲ قتل در ملا عام اعدام شد
064926.jpg
از راست ؛ علي و اشرف السادات ـ قربانيان ـ و شعبانعلي ـ عامل جنايت ـ
گروه حوادث: مردي كه در جريان شليك مرگبار به سوي اعضاي خانواده همسرش، همسر خود و برادر او را به قتل رسانده و پدرزنش را مجروح كرده بود، صبح روز دوشنبه در ملأ عام اعدام شد.اين حادثه روز ۲۵ ديماه سال ۸۰ هنگامي رخ داد كه قربانيان جنايت قصد داشتند پس از پيگيري پرونده دادخواست طلاق به خانه بازگردند.بنا به اين گزارش؛ ساعت ۱۰ و ۴۵ دقيقه سه شنبه ۲۵ ديماه سال ۸۰ زن جواني به نام «اشرف السادات» به همراه برادرش «علي» براي پيگيري پرونده اش به دادگاه خانواده شهرستان ملاير مراجعه كرد. ساعاتي بعد وقتي آن دو قصد داشتند به خانه بازگردند، ناگهان «شعبانعلي» ـ شوهر اشرف السادات ـ را در حوالي ميدان امامزاده عبدالله در نزديكي خانه پدرزنش مشاهده كردند. مرد خشمگين بلافاصله پس از ديدن زن و برادرزنش، اسلحه كلاشينكف را از داخل گوني همراهش بيرون كشيد و بي آنكه فرصت هر گونه عكس العملي به آنان بدهد، ماشه را چكاند.زن وقتي ديد برادرش بر اثر اصابت گلوله شوهرش به قتل رسيده، سعي كرد با پنهان شدن در پشت يك عابر پياده از تيررس شوهر خود در امان باشد، ولي در كمال تعجب متوجه شد شوهرش لوله اسلحه را به طرف عابر پير نشانه رفته و با شليك گلوله اي او را نقش بر زمين كرد.«اشرف السادات» كه با مشاهده اين صحنه بسيار ترسيده بود، درحالي كه فرياد مي كشيد و كمك مي خواست خود را به داخل محوطه امامزاده عبدالله رساند، ولي مرد خشمگين مسلح او را تا داخل امامزاده تعقيب كرده و به رگبار بست. با توجه به اعترافات صريح اين متهم و بنا به درخواست اولياي دم، قاضي دادگاه، «شعبانعلي» را به قصاص (اعدام) در ملأ عام محكوم كرد.حكم صادره از سوي قاضي شعبه سوم دادگستري ملاير، پس از تأييد از سوي قضات ديوان عالي كشور ساعت ۷ صبح روز دوشنبه ۶ خرداد در ميدان امامزاده عبدالله اين شهرستان به اجرا درآمد.

رد پاي مر موز در ناپديد شدن يك دختر
064917.jpg
اين مرد از سرنوشت «ناديا» خبر دارد؟
گروه حوادث: ناپديد شدن مرموز يك مربي زن آموزش رانندگي، پليس را در برابر يك معماي پيچيده جنايي قرار داد.
اين معما در حالي تحت تحقيق قرار گرفته است كه پليس با به دست آوردن ردپايي از يك زن و مرد آنان را در ناپديد شدن دختر جوان مجرم شناخته است.
بنا به اين گزارش روز سه شنبه ۴ ارديبهشت ماه سال ،۸۰ زني با حضور در شعبه ۱۱ اداره آگاهي تهران ادعا كرد دختر ۳۲ ساله اش به نام «طاهره داريني» ناپديد شده است.
مادر «طاهره» كه تحت بازجويي قرار گرفته بود به كارآگاهان گفت: «دخترم از مدت ها پيش با خودروي پيكاني كه داشت در آموزشگاهي، تعليم رانندگي مي داد اما آخرين بار وقتي از خانه خارج شد ديگر بازنگشت و از خودروي وي نيز اثري وجود ندارد.»
در تحقيقات از اين زن، مشخص شد دخترش معروف به «ناديا» است و در آموزشگاه جز تعليم به مشتريان زن، كار ديگري نمي كرد و هميشه به وسيله تلفن همراه با مادرش در تماس بود كه هيچ ردپايي از وي، خودرواش و تلفن همراهش در دست نيست.
سرهنگ بيات، رئيس اداره آگاهي تهران با دريافت اين گزارش رديابي «ناديا» را در دستور كار مأموران دايره ۱۱ قرار داد و سرگرد فتوت با دستور سرهنگ گروسي تجسس ويژه اي را آغاز كرد.
كارآگاهان در نخستين اقدام با دردست داشتن مشخصات خودروي «ناديا» آن را اوايل تيرماه سال گذشته زيرپاي مردي كشف كردند كه ادعا مي كرد خودرو را در پاركينگ بيهقي از زن و مردي خريده است. با به بن بست رسيدن اين شاخه تحقيقاتي، تجسس ها روي اطلاعات دوست صميمي «ناديا» متمركز شد كه اين دختر ادعا كرد آخرين بار كه «ناديا» را ديده است وي از ازدواج خود و جواني به نام «رضا» خبر داده است.
«رضا» تحت تعقيب قرار گرفت و اين درحالي بود كه «مريم» ـ دوست ناديا ـ در بازجويي ها دست به تناقض گويي زده بود، وقتي كارآگاهان پي بردند «رضا» در فروش تلفن همراه به زن جواني و خودرو بادادن نشاني هاي واهي رد خود را گم كرده است توانستند خانواده وي را در شهرستان دامغان شناسايي كنند.
در تحقيق از خانواده «رضا» مشخص شد وي بعد از كلاهبرداري كلاني متواري شده است و در خانه اي واقع در خيابان ظفر تهران زندگي مي كند.
بدين ترتيب، كارآگاهان عصر يكشنبه ۵ خرداد ماه سال جاري «رضا» را در اقدامي غافلگيرانه دستگير كردند و تحت بازجويي قرار دادند.
«رضا» وقتي خود را در دام پليس ديد، ابتدا هرگونه شناخت را از «ناديا» انكار كرد اما درمواجهه حضوري با «مريم» لب به اعتراف گشود و ادعا كرد چند روز قبل از ناپديد شدن «ناديا» او از وي خواسته است خودرو اش را بفروشد كه با اين كار اين دختر با گرفتن تلفن همراه وي از او جدا شده است و ديگر ملاقاتي با يكديگر نداشته اند.
«رضا» باوجود به دست آمدن سرنخ و مداركي مبني بر اينكه در ناپديد شدن «ناديا» دخالت داشته است در مورد جزييات سرنوشت دختر جوان سكوت كرده است و قاضي حسيني مزارشريف رئيس شعبه ۱۶۰۷ مجتمع امور جنايي تهران با مجرم شناختن وي و صدور وثيقه ۵۰ ميليون توماني، «رضا» را در اختيار پليس قرار داد تا آنان پرده از راز اين معما بردارند.
بنا به گزارش خبرنگار ما، با توجه به تناقض گويي «مريم» ، وي نيز دربازداشت بسر مي برد و تحت تحقيق قرار گرفته است.

اين مرد حتي پليس را تهديد مي كرد!
عمليات كار آگاهان قبل از«توفان»
گروه حوادث: يك زنداني فراري كه با خريد تجهيزات جنگي دو تن از مأموران پليس را تهديد به مرگ كرده بود، در عمليات فوق تجسسي مأموران آگاهي مركزي رديابي و دستگير شد.
064914.jpg
عباس توفان
اين مرد شرور كه گرداننده باند «عباس توفان» است، با وجود محكوم شدن به تحمل حبس توانسته بود با سه بار فرار از دست مأموران به اقدامات تبهكارانه اش ادامه دهد.
بنا به اين گزارش، اواسط سال ۸۰ پليس با جيب بري هاي حرفه اي روبرو شد كه در همه اين دزدي ها راننده خودروي مسافركشي به طرز ماهرانه اي جيب مسافران مرد و زن را خالي مي كرد.
مأموران وقتي به شگرد اين جيب بر پي بردند در بررسي هاي خود دريافتند شگرد جيب بري مشابهت زيادي با اقدامات گرداننده يك باند سارق معروف به «عباس توفان» دارد كه بايستي با توجه به حكم قضايي صادره از سوي دو مجتمع قضايي محلاتي و قدوسي تا هشت سال در زندان به سر برد.كارآگاهان در نخستين اقدام با مسؤولان زندان قصر تماس گرفتند و دريافتند «عباس توفان» در مسير انتقال به دادگاه موفق به فرار شده است و درحال حاضر تحت تعقيب است.با به دست آمدن اين ردپاي قوي، با دستور قاضي دادگاه عمومي تهران اكيپي به سرپرستي سرهنگ حسين فخيم ـ رئيس آگاهي پايگاه سوم مركزي ـ تشكيل شد و سرگرد علي املشي مأمور دستگيري «عباس توفان» شد.
064920.jpg
سرهنگ فخيم
كارآگاهان در نخستين اقدام خانه زنداني فراري را در نارمك شناسايي كردند و با تحت نظر قرار دادن آن دريافتند «عباس توفان» با زيركي نيمه هاي شب به خانه اش رفت و آمد مي كند كه اين عمل نيز مداوم نيست.
بدين ترتيب، خانه مرد شرور تا روز ۹ آذرماه سال ۸۰ تحت نظر پليس بود تا اينكه «عباس توفان» وقتي براي سر زدن به اعضاي خانواده اش به آنجا رفته بود، خود را در محاصره كارآگاهان ديد و براي فرار از دست آنان با فشردن چاقو زير گلوي دختر خود، تهديد به مرگ وي كرد.
پليس، وقتي با گروگانگيري خانوادگي روبرو شد با توجه به روحيات «عباس توفان» براي حفظ جان دختر وي موضع روانكاوي به خود گرفت و توانست با دو ساعت مذاكره حساب شده، زنداني فراري را وادار به تسليم كند.
«عباس توفان» بعد از دستگيري براي سومين بار درحال انتقال به دادگاه فرار كرد و هنوز يك ماه نگذشته بود كه با اداره آگاهي مركزي تماس گرفت و ادعا كرد با خريد تجهيزات جنگي قصد دارد دو تن از مأموران پرونده اش را به قتل برساند.
سرهنگ فخيم، در بيان جزئيات آخرين دستگيري «عباس توفان» و خنثي كردن تهديدات جدي وي گفت: «وقتي اين جيب بر شرور، پليس را تهديد كرد، عمليات گسترده اي را آغاز كرديم و با توجه به اينكه متهم از مجرمان خطرناك است به گونه اي كه اعضاي خانواده اش نيز از وي در امان نيستند، كار اطلاعاتي ويژه اي در دستور كار قرار گرفت.در اين تحقيقات، مشخص شد «عباس توفان» بعد از فرار موفقيت آميزش ابتدا خانه اش را تغيير داده و در چهار راه وثوق واقع در شرق تهران آپارتماني اجاره كرده است و هر از گاهي به پسر، دختر و همسرش سر مي زند.»
وي ادامه داد: «از سوي ديگر، تجسس ها نشان داد اين زنداني فراري براي انتقامگيري از پليس و يك سرقت بزرگ مسلحانه اقدام به خريد يك قبضه كلت ماكاروف با چهار خشاب پر و يك قبضه كلاشينكف با سه خشاب پر از كرمانشاه كرده است و مي خواهد با خريد نارنجك جنگي به اداره آگاهي شمال حمله كند.
براي جلوگيري از حمله «عباس توفان»، سه تن از مأموران در نقش كارگر ساختماني در خانه درحال احداثي روبروي خانه متهم، رفت و آمدها را تحت نظر قرار دادند تا اينكه پس از ۱۰۰ ساعت، ردپاي اين جيب بر در خانه اش به دست آمد.»
سرهنگ فخيم گفت: «ساعت ۳ بامداد روز چهارشنبه يكم خردادماه سال جاري وقتي «عباس توفان» با پيكان سفيدرنگش در برابر خانه اش توقف كرد، دو اكيپ هشت نفره به محل اعزام شد و خانه زنداني فراري تحت محاصره قرار گرفت.
از آنجا كه اطلاع داشتيم وي كاملاً مسلح است و با پي بردن به حضور پليس مي تواند باز هم اقدام به گروگانگيري و حتي قتل اعضاي خانواده اش كند، نقشه دستگيري غافلگيرانه را طرح ريزي كرديم تا اينكه با روشن شدن هوا، وقتي دختر وي براي رفتن به مدرسه از خانه خارج شد ما با تحت نظر قرار دادن خانه پي برديم «عباس توفان» در حمام است، به محوطه آپارتمان وي حمله برديم.
064923.jpg
تجهيزات جنگي كه از زنداني فراري به دست آمد
با وارد شدن به طبقه دوم ساختمان و شناسايي محل قرار گرفتن حمام، پشت در آن با دو قبضه اسلحه زنداني خطرناك روبرو شديم كه هر دو آماده شليك بودند و متهم با گذاشتن آن پشت در حمام، قصد داشت در صورت حمله پليس از اسلحه ها استفاده كند.»
رئيس آگاهي مركزي افزود: «با به دست آوردن اسلحه ها و مطمئن شدن از اينكه «عباس توفان» خلع سلاح است، وي را درحال استحمام غافلگير كرديم، اين مرد شرور باز دست بردار نبود و با به دست گرفتن تيغ، ابتدا به سمت مأموران حمله كرد و سپس سعي كرد خودزني كند كه اقدامات وي را خنثي و با شليك تير اخطار، مرد شرور را دستگير كرديم.
در اين عمليات با وجود اينكه مي توانستيم از همان ساعت ورود «عباس توفان» به خانه وارد عمل شويم، اما براي به خطر نيفتادن جان مأموران پليس و خانواده متهم و اينكه مطمئن بوديم وي سعي خواهد داشت با تيراندازي از محاصره فرار كند، صبر كرديم تا موضع غافلگيري را پياده كنيم.»

پرونده مدير مسؤول روزنامه نوروز در دادگاه تجديد نظر
روابط عمومي دادگستري استان تهران اعلام كرد: اميرحسين آبادي وكيل مدافع مدير مسؤول روزنامه نوروز روز گذشته ـ سه شنبه هفتم خرداد ـ با مراجعه به شعبه ۱۴۱۰ دادگاه ويژه كاركنان دولت در فرصت قانوني با تسليم كردن لايحه اي به دادگاه به رأي محكوميت مديرمسؤول روزنامه نوروز اعتراض كرد.
گفتني است، كه با اعتراض نامبرده پرونده جهت رسيدگي نهايي به دادگاه تجديد نظر استان تهران ارجاع خواهد شد. دادگاه محسن ميردامادي را به چهار سال محروميت از فعاليتهاي مطبوعاتي، ۱۸۲ روز حبس تعزيري، پرداخت دوميليون ريال جزاي نقدي و ۶ ماه محروميت از انتشار روزنامه محكوم كرد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |