شماره ۲۱۳۸ - سال هشتم - چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۱
Wed, May 29, 2002
Majara black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
به بهانه آغاز جام جهاني ۲۰۰۲

به بهانه آغاز جام جهاني ۲۰۰۲
هيجان در حد متعادل لازم است
064812.jpg
جام جهاني فوتبال ازراه رسيد و تب اين ورزش پرطرفدار، كره خاكي را به زير سيطره خودكشيد
از ۱۲خرداد ماه سال،۸۰ هيجان در كالبدزمان مي دود، پير،جوان، زن و مرد همه با حضور در استاديوم هاي مجهز دو كشور آسيايي و پاي تلويزيون به تماشاي صحنه هاي جذاب و زيباي فوتبال جهان خواهندنشست.
گروهي فوتبال دوست با علاقه مندي جدول مسابقات جام جهاني را پيگيري مي كنند و گروهي نيز تنها به هيجان به دست آمده از زيبايي اين ورزش دلخوش مي كنند.
دكتر منوچهر طباطبايي متخصص روانشناسي مشاوره با اشاره به اينكه هيجان لازمه زندگي است، مي گويد: هيجان يك واكنش طبيعي است نسبت به اتفاقاتي كه بيرون از ما مي افتد و مي توان بازي فوتبال را يك مسأله هيجان زا دانست خصوصاً مسابقات جام جهاني فوتبال كه قابل توجه همگان است و همه را به خود جلب مي كند.
وي اعتقاددارد: تاجايي كه هيجان ناشي از اين ورزش پرتحرك آسيب زا نباشد هم شادي و هم هيجانات بي قراري به دنبال دارد كه بسيارطبيعي است اما اگر يك فرد به يك تيم خيلي علاقه مند باشد و با شكست آن دچار افسردگي و خشم شود و با برد آن شادي مضاعف به دست آورد به نظرمي رسد منابع دروني هدررفته است كه اين بعد منفي قضيه است.
دكتر طباطبايي مي گويد: فردبايستي جنبه اين را داشته باشد كه تعادل را درسطح هيجان خود برقراركند يعني درطيف وسيعي قرارنگيرد كه شادي مضاعف و خشونت را جايگزين منابع دروني خودكند.
درواقع اگر هيجان و شادي با هم فراهم شود اين هيجان درحد نرمال نيازاست و بسيارطبيعي است.

حرفهاي جا مانده
064827.jpg
غم
به خانه محقر خود رسيد. آسمان كم كم تاريك مي شدو سوز سردي مي وزيد. سرما تا استخوانها نفوذ مي كرد. فانوس را روشن كرد. چقدر دلش گرفته بود. دلش مي خواست گريه كند.
گريه بخاطر تنهايي ها،زجرها وبالاخره به روزهايي كه آمده بودند وعمري كه به عبث گذشته بود. دلش براي خانه اش تنگ شده بود. آخر سالهاي سال بود كه با هم زندگي مي كردند. چه شبها كه به حرفهايش گوش كرده بود. شاهد اشك هايش بود و مونس ودوست تنهايي هايش. لحظه هايي كه ناراحت بود شايد سرش داد مي كشيد، گاه بدو بيراه هم مي گفت، ولي او فقط نگاه مي كرد و مي خنديد ودر جواب مي گفت من تو را دوست دارم وهرگز تو را تنها نمي گذارم.
بارها وبارها آرزو كرده بود كه از شرش خلاص بشود وبي او بتواند اين دو روزي را كه بايد زندگي كند، زندگي بكند. اما نمي شد هميشه با او همراه بود. ولي حالا، احساس مي كرد چقدر تنهاست و بدون او نمي تواند به زندگي ادامه بدهد زندگي برايش مفهومي نداشت. بدون او چقدر بي كس بود. بلند شد و از دريچه كوچكي كه در اتاقش بود بيرون را نگاه كرد برف تندي مي باريد همه جا سفيد و چقدر غمگين بود.
آرام آرام اشك گرمي روي گونه هايش غلتيد. برگشت و رو به ديوار ايستاد و به تصويري كه سالهاي قبل كشيده بود نگاه كرد گويي تصوير با او سخن مي گفت. به ياد آن روزها افتاد روزهاي تلخ. وقتي تصميم گرفته بود اين تصوير را بكشد براي فرار از يك سري ناراحتي ها وناكامي ها بود و حالا هركدام از رنگها، نارنجي و قرمز و آبي و... او را به ياد شكست مي انداخت. نشست. حوصله هيچ كاري نداشت حتي حوصله فكر كردن هم نداشت. يك آن احساس كرد صدايي مي شنود. صداي پا. بلند شد و به دريچه نزديك شد وبيرون را نگاه كرد. آه... چقدر خوشحال شد .ازشادي فرياد برآورد و به سوي در دويد.
همخانه اش به خانه بازگشته بود.
«غم بود كه به كلبه حقير دل وارد مي شد».

طلاق بخاطر خوراك بره!
يك مرد رومانيايي همسرش را پس از ۳۰سال زندگي مشترك طلاق داد زيرا او فراموش كرده بود براي تعطيلات خوراك بره درست كند.
«فلورين پان» در دادگاه گفت قصد دارد همسرش را طلاق دهد زيرا او بخاطردرست نكردن غذاي مورد علاقه فلورين، تعطيلاتشان را خراب كرده است.
اين مرد ۵۹ساله در ادامه افزود نمي تواند تحمل كند كه دوستانش در روز تعطيل خوراك بره خورده اند و او نخورده است. او با اينكه قبول مي كند كه «ماريورا» سرگرم كارهاي ديگر خانه بوده و فراموش كرده غذاي دلخواه او را تهيه كند، اما گفت نمي تواند از اين خطا چشم پوشي كند.
«ماريورا» كه از اين تصميم شوهرش شگفت زده شده است، گفت: نمي توانم تصور كنم ۳دهه زندگي مشترك بخاطر يك تكه گوشت پايان بگيرد.
اما فلورين به قاضي دادگاه گفت: اين تقصير من نيست كه ماريورا سرگرم انجام كارهاي ديگر بوده و فراموش كرده غذاي مورد علاقه مرا درست كند. او تعطيلات مرا خراب كرد و من ديگر نمي توانم با او زندگي كنم. تصور كنيد چه احساسي داشتم وقتي فهميدم تمام دوستانم خوراك بره خوردند و من نخوردم.
قاضي دادگاه به فلورين گفت بايد مدارك قانع كننده تر و مهمتري براي طلاق ارائه كند. اما فلورين گفت ديگر حاضر نيست با همسرش زندگي كند.
حمله گاو به پستچي
شايد بسيار شنيده باشيد كه سگهاي آزاد به پستچي ها حمله كرده باشند. اما يك پستچي بدشانس در انگلستان مورد حمله يك گاو ماده قرار گرفت. او كه اولين روز كار خود را در يك محله روستايي آغاز كرده بود زماني كه از جلوي يك خانه روستايي رد مي شد، روزنامه صبح را به داخل حياط پرتاب كرد اما با حمله گاو ماده خشمگين روبرو شد. گويا پستچي قبلي عادت داشت روزنامه را روي شاخه هاي بوته گل سرخي كه در كنار در ورودي حياط قرار داشت بگذارد و اين كار پستچي جديد باعث عصبانيت گاو زودرنج با نزاكت شد.
۷۵۶ لنگه كفش
دزداني كه با نقشه قبلي وارد يك مغازه كفش فروشي بسيار معروف در لندن شده بودند، ۷۵۶ جعبه كفش موجود در مغازه را بار كاميون كرده و با خوشحالي از اين كه حداقل ۱۶ هزار دلار به جيب زده اند، فروشگاه را ترك كردند. اما آنها زماني به ناكامي خود پي بردند كه پس از باز كردن جعبه ها مشاهده كردند، تنها كفش پاي راست در جعبه ها موجود است. پليس گفت كه صاحب فروشگاه بااطلاع از قيمت بالاي كفشهاي توليدي خود تمام لنگه هاي چپ كفشها را در يك انباري در پشت فروشگاه نگهداري مي كند.
موميايي ۳ هزار ساله و زن خدمتكار
زن خدمتكاري كه به نظافت بيش از اندازه اهميت مي داد و داراي وجدان كاري بالايي بود، به هنگام تميز كردن يك موميايي در موزه هند مشاهد كرد كه پارچه هاي اطراف موميايي بسيار كثيف شده و داخل تابوت آن هم پراز گرد و غبار مي باشد. او قسمتي از پارچه ها را كند و گرد سفيدرنگ را نيز با جارو برقي تميز كرد غافل از آنكه با اينكار قسمتي از بيني و چانه موميايي سه هزار ساله را جدا كرده و داروي شيميايي مخصوص نگهداري جسد را جارو كرده است.
تجمع ۳ سگ ممنوع
علاقه شهروندان شهري در اوكلاهماي آمريكا به داشتن سگ باعث دردسر شهرداري اين شهر شده است چرا كه سگهاي يك محله دور هم جمع شده و با ايجاد سرو صداي فراوان و جنگ و دعوا باعث مزاحمت اهالي مي شدند. اما شهردار اين شهر براي اين مشكل فكر بكري كرد. او مقرر كرد كه سگها براي تجمع در گروههاي سه قلاده اي و بيشتر نيازمند كسب اجازه اي به امضاي شهرداري مي باشند.
نام يك جنايتكار
مردي كه قصد داشت به هر قيمت كه شده وارد خاك فرانسه شده و سپس در آنجا تقاضاي پناهندگي كند، به يك جاعل بسيار ماهر مراجعه كرد و براي خود كارت هويت و شناسنامه جعلي تهيه كرد. زماني كه از خاك كشور خود خارج مي شد، هيچكس متوجه جعلي بودن مداركش نشد، اما در فرودگاه فرانسه در محاصره پليس قرار گرفت. نام او در مدارك جعلي مشابه اسم يك جنايتكار حرفه اي بين المللي بود كه قرار بود همان روز وارد اروپا شود.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |