شماره ۲۱۳۸ - سال هشتم - چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۱
Wed, May 29, 2002
Politic black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
خاتمي:
كروبي:
محتشمي پور در جمع خبرنگاران اعلام كرد:
انتفاضه و برچسب هاي ناچسب تروريستي
نماينده اراك:
براي نهادينه كردن اصلاحات درحاكميت
* خاتمي بايد بداند اين دوره ، دوره اي است كه هم براي خودش هم براي ديگر اصلاح طلبان آخرين دوره اي است كه فرصت دارند اين حركت را نهادينه بكنند.
* اگر ايرادي بر حركت اصلاحات باشد بركندروي آن است، اين ايرادوارد است
كه جنبش اصلاحات نخواسته از تمام ظرفيت هاي قانوني خود استفاده كند.
* جامعه نمي ايستد و منتظر نمي ماند كه ببيند نمايندگانش مي توانند كاري انجام دهند يا خير.

خاتمي:
امروز بايد از صداي سياستمداران جنگ طلب تأسف خورد
064941.jpg
در ديدار خانم «ليدي پنولفر»
وزير امورخارجه لوكزامبورگ
گروه سياسي: رئيس جمهوري ديروز در ديدار خانم «ليدي پنولفر» وزير امورخارجه لوكزامبورگ با تأكيد بر سياست اصولي ايران در روابط مبتني بر احترام متقابل با كشورهاي جهان، گفت: تهران خواستار تحكيم مناسبات و همكاري مشترك با لوكزامبورگ است.
آقاي سيدمحمد خاتمي سرنوشت جهان امروز را به هم پيوسته خواند و گفت: «كشورهاي جهان راهي جز همزيستي تفاهم آميز متكي بر عدالت ندارند.»
وي تأكيد كرد: «اعمال زور براي حل مشكلات نشانه ارتجاع و عقب ماندگي كساني است كه مي خواهند آن را به كار برند.»
آقاي خاتمي با ابراز تأسف از وقوع جنگ و پديده زشت ترور در سال گفت و گوي تمدنها، آن را پاسخ خشونت طلبان به طرح صلحگراي گفت و گوي تمدنها دانست و گفت: «امروز بايد از صداي سياستمداران جنگ طلب كه بر طبل خشونت و جنگ مي كوبند و بشريت را به جنگ فرا مي خوانند، تأسف خورد.»
رئيس جمهوري اظهار داشت: «آيا روا است كه پاره اي از سياستمداران با تكيه بر قدرت مادي و نظامي به خود حق دهند كه به ملتها اهانت كرده و آنها را «شر» بنامند، درحالي كه خود آنها پشتيبان بدترين «شرها»، يعني تجاوز و خشونت هستند.»
آقاي خاتمي با اشاره به سركوب پنجاه ساله ملت مظلوم فلسطين و محروميت آنها از حقوق اوليه زندگي، گفت: «چرا بايد آمريكا كه خود را مدعي مبارزه با تروريسم مي داند، بيشترين حمايت را از رژيمي كه سركوب مي كند و آشكارا از ترور مخالفان خود سخن مي گويد و بدترين ظلم ها و فشارها را اعمال مي كند، انجام دهد.»
رئيس جمهوري تصريح كرد: «آيا اعتراض اروپاييان و روشنفكران همه ملتهاي جهان عليه جنايات اسرائيل و سياستهاي نادرست آمريكا، نشانه آن نيست كه سياستمداران آمريكايي بايد از سياستهاي خشونت آميز خود دست بردارند و به سوي روشهاي عدالت آميز حركت كنند؟»
آقاي خاتمي افزود: «اگر سياستهاي رئيس جمهوري آمريكا را جز پاره اي از همكاران و مشاورانش كسي تأييد نكرد و در دنيا محكوم شد، آيا نبايد ايشان از سياست نادرست و اشتباه خود دست بردارد؟»
رئيس جمهوري با اشاره به مخالفان ايده گفت و گوي تمدنها، گفت: «اين طرح امري تشريفاتي و تفنني نيست، بلكه نياز جامعه جهاني است كه مورد استقبال همه دوستداران صلح و انديشمندان قرار گرفته است.»
رئيس جمهوري با اشاره به امضاي موافقتنامه سرمايه گذاري مشترك ميان دو كشور و ويژگيها و ظرفيتهاي بالقوه ايران، گفت: «تهران از مشاركت ديگران در برنامه هاي توسعه و پيشرفت استقبال مي كند.»
آقاي خاتمي گفت: «ايران و لوكزامبورگ مي توانند در عرصه نفت و گاز همكاري مناسبي با يكديگر داشته باشند.»
خانم «ليدي پنولفر» وزير امور خارجه لوكزامبورگ نيز در اين ديدار بر گسترش روابط اتحاديه اروپا و لوكزامبورگ با جمهوري اسلامي تأكيد كرد و تلاش دولت و ملت ايران براي دستيابي به جامعه اي دموكراتيك مبتني بر قوانين اسلام را تحسين كرد و گفت: «اتحاديه اروپا آمادگي شنيدن حرفها و سخنان دولت و ملت ايران را دارد.»

كروبي:
تلاشهاي انجام شده در پارس جنوبي، باعث افتخار كشور است
گروه سياسي: رئيس مجلس شوراي اسلامي گفت: در شرايط حساس كنوني، بايد با وفاق، همدلي و هماهنگي ملي بتوانيم به پيشرفت و سازندگي كشور كمك كنيم.
حجت الاسلام مهدي كروبي در پايان بازديد خود از بخشهاي مختلف طرح توسعه ميدان گازي پارس جنوبي در يك كنفرانس خبري افزود: خدمات و تلاشهاي انجام شده در پارس جنوبي كه باعث افتخار و سربلندي كشور و ايرانيان است، در پرتو شجاعت، تدبير، مديريت و كفايت مسؤولان و خدمتگزاران نظام صورت گرفته است.
رئيس مجلس خاطرنشان كرد: اگرچه در اجراي پروژه هاي پارس جنوبي از متخصصان خارجي كمك گرفته شده است، اما انجام بخش اعظم كارها به دست متخصصان داخلي پشتوانه خوبي براي آينده رو به رشد كشور در بهره برداري از منابع عظيم نفت و گاز است.
رئيس مجلس شوراي اسلامي با اشاره به اينكه مسائل حكومت و بهره برداري از فازهاي مختلف پارس جنوبي به مثابه زنجير به هم پيوسته است، گفت: همه مسؤولان در بخشهاي مختلف بايد از تمام دست اندركاران اين پروژه حمايت كنند تا اين كار با سرعت بيشتري انجام شود.
رئيس مجلس شوراي اسلامي آمادگي مجلس را براي پيگيري و حل گره هاي قانوني در اجراي پروژه هاي پارس جنوبي در قالب طرح و لايحه اعلام و اظهار اميدواري كرد طرح جذب سرمايه گذاري خارجي كه اخيراً به صورت خوبي در مجمع تشخيص مصلحت نظام تصويب شد، زمينه جذب، سرمايه گذاري و استفاده و بهره گيري از پتانسيلهاي كشور را فراهم كند.
وي يادآور شد: اگرچه اين پروژه ملي و متعلق به كشور است، اما بايد سهم منطقه و نيروهاي بومي در آن تعريف شود تا نگرانيها و محروميت مردم منطقه رفع شود.
تأكيد كروبي بر رفع مشكلات انديشمندان و متفكران كشور
رئيس مجلس شوراي اسلامي خواستار توجه ويژه دولت و مجلس براي رسيدگي به مشكلات انديشمندان و متفكران كشور شد.
به گزارش ايرنا، مهدي كروبي ديروز در مراسم گشايش نهمين كنگره بين المللي بيماريهاي مغز و اعصاب و الكتروفيزيولوژي باليني گفت: بايد بررسي كنيم كه چرا نتوانسته ايم بستري را براي جذب نيروهايمان فراهم كنيم و به چه دليل بخشي از نخبگان از ايران رفته اند.

يادگار اصلاحات
ديروز توفيق يار شد تا در معيت رياست ارجمند و جمعي از نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و مسؤولان بلندپايه وزارت نفت از پروژه عظيم ميادين گازي پارس جنوبي ديدن نماييم. قبل از اين دوستان و كساني كه از منطقه بازديد كرده بودند، از بزرگي و گستردگي طرح مذكور و تلاشهاي صورت گرفته سخن بسيار گفته و تمجيد مي نمودند اما براستي مشاهده رخداد شگفتي كه به سرعت در حال تغيير دادن چهره منطقه و بدون ترديد دگرگوني و تحول گسترده در اقتصاد كشور است، حيرت انگيز، غرورآفرين و اميدبخش بود، لوله هاي درهم تنيده، تأسيسات گسترده و پيچيده، تجهيزات مدرن، مخازن متعدد، سيستمهاي هوشمند كنترلي، كارگاههاي پر جنب وجوش در دريا و ساحل كه در پرتو حضور انسانهاي خدوم، مصمم، سختكوش و با اراده و ايمان برپا گرديده و سامان يافته، هر وجدان منصف و بيننده خيرخواه، دلسوز و حتي بي طرف را به تحسين فرامي خواند. بي شك پروژه عظيم پارس جنوبي را بايد دستاورد سترگ و ماندگار عصر اصلاحات دانست، يادگاري كه محصول همكاري بايسته و صميمانه و مسؤولانه دولت و مجلس اصلاحات در روزگار ماست، در اين مجال فرصت نيست تا از آثار شگفت اين اقدام افتخارآفرين سخن گفت اما يادآوري اينكه پارس جنوبي پاسخي است به نيازهاي بنيادين امروز كشور كه با ايجاد تحولات و ظرفيت سازي و نوآوري در صنايع كوچك و بزرگ كشور، ايجاد اشتغال انبوه، تجربه موفق همكاري ملي و بين المللي و جذب سرمايه گذاري خارجي و از همه مهمتر نمايش اراده، توانمندي، مديريت، فن آوري، شجاعت و دانش نيروهاي ارزشمند داخلي است، خالي از لطف نيست.
آغاز و انجام و فرجام پروژه پارس جنوبي پيام روش توانستن و سرود زيباي خواستن انسانهايي است كه خارج از فشارها و ناملايمات داخلي و تحريمهاي بين المللي لياقت، تدبير، توانايي، همت و اراده بلند و استعداد و مديريت ممتاز ايراني را در دفتر انقلاب و اصلاحات اين سرزمين كهن مانا و ماندگار به ثبت رساندند، تلاشگران مؤمن و فداكار عرصه نفت كشور، سواحل تفتيده جنوب ايران را به سرزمين سبز فردا نويد مي دهند. فردايي كه آغاز شده و اميدواري نسل بالنده و شايسته كشور را صدافزون مي كند، عاليترين و بهترين سلام و درود و سپاس شايسته آفرينندگان و ادامه دهندگان اين حماسه عظيم ملي است.
جليل سازگارنژاد

اظهارات بورقاني درباره انتخابات هيأت رئيسه مجلس ششم
گروه سياسي: سخنگوي هيأت رئيسه مجلس گفت كه سومين انتخابات هيأت رئيسه مجلس ششم روز ۲۲ خردادماه جاري انجام خواهد شد.
«احمد بورقاني» روز سه شنبه به خبرنگاران پارلماني گفت: هيأت رئيسه مجلس در جلسه امروز خود موضوع انتخابات سومين دوره مجلس را بررسي كرد.
آيين نامه مجلس صراحت دارد كه انتخابات هيأت رئيسه بايد در سالروز انتخابات قبلي برگزار شود.
نماينده مردم تهران اضافه كرد: «سال گذشته انتخابات هيأت رئيسه مجلس در بيست و دوم خردادماه انجام شد، لذا امسال هم اين انتخابات ۲۲ خردادماه برگزار مي شود.

محتشمي پور در جمع خبرنگاران اعلام كرد:
همايش بين المللي امام خميني(ره) و حمايت از فلسطين۱۲ خرداد برگزارمي شود
064938.jpg
گروه سياسي: همايش بين المللي امام خميني(ره) و حمايت از فلسطين روز دوازدهم خردادماه همزمان با سالگرد ارتحال بنيانگذار جمهوري اسلامي ايران در تهران برگزارمي شود.
به گزارش خبرنگار سياسي«ايران»، دراين همايش دو روزه كه درمحل اجلاس سران برگزارخواهدشد، بيش از ۱۶۰تن از صاحبنظران و شخصيتهاي خارجي و نزديك به هزارتن از كارشناسان، مسؤولان و صاحبنظران داخلي درآن شركت دارند.
حجت الاسلام والمسلمين «سيدعلي اكبرمحتشمي پور» دبيرهمايش بين المللي امام خميني و حمايت از فلسطين كه ديروز در يك نشست خبري اهداف برگزاري اين همايش را تشريح مي كرد، گفت: حاكميت اسلام ناب محمدي(ص) درايران و جهان، نفي هرگونه سلطه ابرقدرتها، تقويت و حمايت از ديگر ملل مسلمان، مبارزه با رژيم نامشروع و استعمارگر اسرائيل از اصول مهم انديشه هاي فكري و اسلامي حضرت امام(ره) است.
«محتشمي پور» با تشريح اهداف برگزاري اين همايش بين المللي ازسوي ايران گفت: اسرائيل امروز تهديدجدي براي صلح و امنيت جهاني شده است. وي با بيان اينكه مسأله فلسطين امروز يك مسأله بين المللي شده است، گفت: درطول تاريخ هيچ موضوعي مثل فلسطين نداشته ايم كه اينقدر راجع به آن اظهارنظر و موضعگيري شده باشد. وي افزود: فلسطين درطول تاريخ بشري همواره يكي از نقاط حساس جامعه بشري بوده است وزنده ترين مسأله خاورميانه نيز خواهدماند. نماينده مردم تهران در مجلس درپايان تنها راه حل بحران خاورميانه را پايان دادن به اشغالگري، بازگشت آوارگان به وطن و حق تعيين سرنوشت، تشكيل يك دولت مستقل فلسطين در تمام سرزمين فلسطين به پايتختي قدس ذكركرد. وي گفت: ملت مظلوم فلسطين مي توانند از تمام راهكارهاي ممكن ازجمله عمليات استشهادي براي دفاع از خود استفاده كنند.

يادداشت
انتفاضه و برچسب هاي ناچسب تروريستي
حوادث تروريستي ۱۱ سپتامبر در آمريكا با تحولاتي قرين شد كه ديپلماسي بوش و تيم همراه وي روند جديدي را در عرصه تحولات منطقه اي و جهاني رقم زدند. ديپلماسي كاخ سفيد از جو برآمده از حوادث ۱۱سپتامبر به نام مبارزه با تروريسم و از ميان برداشتن كانونهاي تروريستي در نقاط مختلف، رفتاري قهرآميز و خشونت بار را سازماندهي كردند و در تبليغات خود به القاي اين فريب در افكار عمومي دنيا پرداختند كه «هركه با مانيست پس برماست». شايد به تصديق اكثر كارشناسان سياسي رژيم اسرائيل و نخست وزير خشونت طلب آن يعني «آريل شارون» كه تنها جنايتكار جنگي لقبي برازنده وي است، در هماهنگي با دولت آمريكا موفق شدند پيكان حملات نظامي و تروريستي خود را در لواي مبارزه با تروريسم فلسطيني متوجه انتفاضه و قيام حق طلبانه فلسطيني ها در سرزمينهاي اشغالي كنند. ارتش رژيم صهيونيستي و جوخه هاي مرگ صهيونيستها اردوگاه «جنين» را در كرانه باختري رود اردن به تلي از خاك تبديل كردند و حتي از امدادرساني به مصيبت ديدگان ممانعت به عمل آوردند تا به زعم خود با تروريستها مبارزه كنند. آنچه در سرزمينهاي اشغالي و از ناحيه اسرائيل جريان دارد كه حمايت آمريكا دليل اصلي بقاي آن است چيزي جز فاشيسم بين المللي نيست. در منطق فاشيسم، دفاع از حقوق مشروع در برابر قدرت تا دندان مسلح اشغالگر و استعماري تروريسم محسوب مي شود. تجربه ۵۲ساله اشغال فلسطين اين واقعيت را هرچند تلخ و دردناك بازگو مي كند كه صهيونيستها برحسب توان خود همواره در جهت محوهويت فلسطيني از سرزمين مقدس فلسطين حركت كرده اند. سالهاي اشغال فلسطين از برقراري روابط ظالمانه صهيونيستها با فلسطيني ها به معني استعمارشدگان حكايت مي كند. رژيم صهيونيستي در فلسطين اشغالي با پيوند خوردن با حاكمان جهاني و برقرار كنندگان روابط زورمدارانه بين الملل هيچگاه در برابر قوانين و مقررات جهاني و مصوبات سازمان ملل متحد تمكين نكرده است. در چنين شرايطي، فلسطيني ها كه سرزمين خود را از دست داده اند و حتي از حقوق مردم در سرزمينهاي تحت اشغال مطابق كنوانسيون چهارم ژنو نيز محروم شده و در وطن خود در محاصره قرار گرفته اند، هنگامي كه اقدام به مبارزه جهت احقاق حقوق خود مي كنند، از جانب اسرائيل با برچسب تروريستي روبرو مي شوند.
تجربه سالهاي طولاني اشغال فلسطين و جنايتهاي اسرائيل حكايت از اين دارد كه صهيونيستها از هرگونه وسيله قانوني به منظور دفاع فلسطيني ها از حق مشروع خود جلوگيري كرده اند. پس افكار عمومي جهانيان چگونه مي پذيرد كه آخرين راه علاج يك ملت براي حفظ هويت و بقاي خود و رهايي از استعمار صهيونيستي مبارزه اي تروريستي است. آنچه امروز در سرزمين هاي اشغالي مي گذرد و با حمايت آمريكا و تبليغات جهاني همراه شده است و به نام مبارزه با تروريسم، فجايعي همچون آنچه در جنين اتفاق افتاد، خلق مي كند، چيزي جز بربريتي جديد و مدرن و به مسلخ بردن مظلوميت و حق طلبي نيست.
محمد داودي

نماينده اراك:
در حادثه دانشگاه اراك، ۷۹ نفر نقش داشته اند
گروه سياسي: نماينده مردم اراك در مجلس شوراي اسلامي از پايان كار هيأت تحقيق كننده از حادثه اخير اراك خبر داد و گفت: اين هيأت بزودي گزارش كار خود را تسليم معاونت امنيتي وزارت كشور خواهد كرد.
علي نظري روز سه شنبه در اين زمينه به ايرنا گفت: معاونت امنيتي وزارت كشور بعد از تنظيم اين گزارش آن را به وزير كشور كه مسؤول شوراي امنيت كشور است، خواهد داد تا وزير آن را از طريق مراجع ذي صلاح پيگيري كند.
وي با اشاره به اينكه افراد برهم زننده نشست دفتر تحكيم وحدت در اراك شناسايي شده اند، گفت: اين افراد ۷۹ نفرند.
نماينده مردم اراك اضافه كرد: مجلس اين موضع را پيگيري مي كند و وزير دفاع نيز اعلام كرده است كه بعد از تكميل شدن مدارك و پرونده، موضوع را پيگيري خواهد كرد.
به گفته نظري، فيلم اين حادثه نيز موجود است.

براي نهادينه كردن اصلاحات درحاكميت
خاتمي:تنها دوسال فرصت داريم
* خاتمي بايد بداند اين دوره ، دوره اي است كه هم براي خودش هم براي ديگر اصلاح طلبان آخرين دوره اي است كه فرصت دارند اين حركت را نهادينه بكنند.
* اگر ايرادي بر حركت اصلاحات باشد بركندروي آن است، اين ايرادوارد است
كه جنبش اصلاحات نخواسته از تمام ظرفيت هاي قانوني خود استفاده كند.
* جامعه نمي ايستد و منتظر نمي ماند كه ببيند نمايندگانش مي توانند كاري انجام دهند يا خير.
064767.jpg
جنبش اصلاحات در نيمه دوم از دوران آزمون اداره امور جامعه قرار گرفته است. نيمه اخير تفاوتهاي جدي با پنج سال گذشته دارد. دراين مرحله همچنان كه علائم آن پديدارشده صف بندي و تقابل دو جناح اصلاح طلب و محافظه كار آهنگ تندتري پيدا مي كند. فشار مطالبات و انتظارات بر دوش حاملان و مجريان امور اصلاحي سنگيني مي كند و بيش از هر چيز اضطراب ناشي از فوت فرصتها و افزايش تهديدها بر فضاي جامعه مستولي مي شود. آحاد اصلاح طلبان دريافته اند كه روشها وتاكتيكهاي نيمه اول ديگرنمي تواند، راهگشاي نيازها و خواسته هاي آنان باشد. چرا كه از يك طرف شرايط و قواعد بازي جبهه رقيب تغيير كرده و از طرف ديگر چالشها و موانع جديد نهادها ونيروهاي اصلاح طلب ظاهر شده است. براين اساس چه بايد كرد و چه خواهد شد؟ مهمترين پرسشهايي كه ذهن نيروهاي اصلاح طلب را به خود معطوف كرده است، محمدرضا خاتمي در جايگاه دبيركل حزبي كه اكثريت مجلس اصلاحات را برعهده دارد، مي گويد اگر روند مقاومتها در برابر برنامه هاي اصلاح طلبان تداوم پيدا كند، جنبش اصلاحي روشهاي ديگري را طي خواهد كرد، او انكارنمي كند كه ملاحظاتي خاص خاتمي و مديريت اصلاحات را در دوره نخست از انجام حركت جدي و رو به جلو بازداشت اما دوره اخير آخرين فرصت براي خاتمي و تمام اعضاي جبهه دوم خرداد است. نايب رئيس مجلس در گفت وگوي حاضر بخش عمده اي از پرسشها وترديدها در مورد آينده اصلاحات و خاتمي را پاسخ داده است.
گروه سياسي
* اكنون كه جنبش دوم خرداد وارد ششمين سال حيات خود شده اگر بخواهيم نگاهي آسيب شناسانه و واقع بينانه به چالشهاي اين جنبش داشته باشيم فكر مي كنيد جنبش دوم خرداد امروز با چه مسأله اي روبرو است؟
** برخلاف آنچه در ظاهر احساس مي شود كه ما شاهد يكسري رقابتها يا تنشهاي سياسي، اقتصادي و مسائل ديگري در جامعه هستيم معتقدم مسأله اصلي درون كشور ما چالشهاي اجتماعي است كه به دنبال خود مسائل سياسي و... را مي آورد. چه بخواهيم، چه نخواهيم بايد بپذيريم كه جامعه ما يك تحول بسيار اساسي و بنيادين را تجربه مي كند و در زيرساختهاي آن تغييرات زيادي مشاهده شده است. اين تغييرات سبب بروز يك سري مطالبات جديد و روشها و راههاي نو شده است كه به انحاي مختلف بروز پيدا مي كند. اين حركت كه آن را جنبش اجتماعي نامگذاري كرده اند، در حقيقت درتقابل است با يك وضعيت قديمي استقراريافته سنتي و بسياري از مسائل و مشكلات جامعه ما ناشي از همين تقابل است. تمام تلاش جامعه ما، اين است كه اولاً بتواند اين مرحله گذار را به آرامي و آساني طي كند. ثانياً بتواند اين تحول جديد را در ساختارهاي اجتماعي نهادينه كند و اگر نتوانيم و يا نخواهيم كه اين جنبش اجتماعي را به رسميت بشناسيم ممكن است اين چالشها عميق تر شود و به وضعيتي برسيم كه ديگر با راه حلهاي طبيعي كه هر جنبش اجتماعي مي تواند نظم سياسي اي در جامعه مستقر كند جامعه را به استقرار لازم برسانيم.
* برخي كارشناسان معتقدند جنبش دوم خرداد با يك فقرتئوريك مواجه است. برخي هم معتقدند كارگزاران جنبش مطابق آرمانهاي اين جنبش حركت نمي كنند و برخي ديگر از مشكلات سازماني و تشكيلاتي آن صحبت مي كنند شما كدام ديدگاه را به واقعيت نزديك تر مي بينيد؟
** من جنبش اجتماعي ايران را متعلق به يك طبقه خاصي نمي بينم كه بتوانم مشكلات موجود را برآن بار كنم. آنهايي كه امروز به عنوان متوليان جنبش اصلاحات امروز معرفي مي شوند، بخش كوچكي از اين جنبش هستند كه توانسته اند در عرصه حكومت خود را بروز دهند و يا اينكه در عرصه رسانه ها و مطبوعات تبلور يافته اند، در حالي كه اين جنبش اجتماعي ابعاد عظيم تري دارد كه نمي توانيم آن را به اين چند بخش محدود كنيم. اين بحث به يك مشكل در كشور بازمي گردد. به اين ترتيب كه در طول ساليان گذشته درداخل كشور يك جريان مولد فكر و نظر نداشته ايم متأسفانه اين مشكل اثر خود را در جنبش اجتماعي نيز مي گذارد. لذا اين مشكل را نمي توان به يك طبقه يا گروه خاصي منحصر كرد. مجموع ساختارهاي سياسي، اجتماعي و فرهنگي ما سبب شده است تا در طول بيست سال به اين فقر تئوريك برسيم. برهمين اساس يكي از محورهاي حركت اصلاحي جنبش جبهه دوم خرداد اين بوده كه فضاي متصلب و سختي كه در عرصه تفكر داخل جامعه بود را بشكند و امكان بروز انديشه هاي جديد را بدهد.
به هرترتيب قبول دارم كه اين جنبش اجتماعي ـ حداقل در ظاهر ـ آن انسجام فكري و تئوريك لازم را نداشته باشد اما اين اميدواري و افق روشن وجود دارد كه در سايه تحولات سياسي و اجتماعي كه در كشور ايجاد شده به سرعت انسجام لازم را بازيابد.
* فقر تئوريك از نقايصي است كه از ابتدا به جنبش دوم خرداد وارد بوده است و شما هم تلويحا ً قبول داريد كه حداقل درظاهربا اين فقر تئوريك روبرو هستيم. آيا گامهاي روشني برداشته شده براي اينكه يك برنامه مدون با تئوري مشخص براي پيشبرد برنامه هاي اصلاحي ارائه شود؟
** فقر تئوريك مسأله اي است كه كمي در آن مغلطه مي شود. جنبش اجتماعي يك حركت سياسي متعلق به گروه خاصي نيست كه بخواهيم آن گروه خاص را متولي جنبش بكنيم و انتظار داشته باشيم كه تئوري بدهد و ما سعي كرديم دربخش خودمان اين ايده ها را پيدا كنيم و راههاي تحقق آن را ارائه كنيم و معتقديم توفيق زيادي هم داشته ايم هرچند موانعي وجود دارد. هدف دوم خرداد، اين نبوده است كه بيايد لزوماً خودش انديشه اي را دركشور ايجاد بكند. هدف اصلي اين بوده كه بيايد فضايي ايجاد كند كه انديشه ها فرصت رشد و باروري داشته باشند و دراين هدف نيز دوم خرداد توفيق خوبي داشته است.
* دومين محور انتقادها بر آهنگ حركت دوم خرداد است سؤال من اين است كه جهتگيري جنبش دوم خرداد به كدام سمت است آيا به سمت راديكاليسم در حركت است يا محافظه كاري در پيش گرفته يا كماكان بر مدار اعتدال مي چرخد؟!
** حركت هاي سياسي كه در قالب احزاب و گروهها تجسم پيدا مي كند اين خطر را دارند كه دچار تندروي و ياكندروي بشوند. اما جنبش هاي اجتماعي هيچوقت از اعتدال خارج نمي شوند و تا اين گروهها وجريان هاي سياسي زاييده اين حركت اجتماعي هستند هرچند ممكن است دچار افراط وتفريط بشوند ولي در جهتگيري كلي شان از چارچوب اعتدال خارج نمي شوند. ما هم شاهد اين حركت سياسي كه به عنوان حركت اصلي اصلاحات است، هستيم. عده اي دنبال اين هستند كه حركت اصلاحات را متهم كنند به راديكاليسم وتندروي ولي چنين اتهامي را قبول ندارم، اگر ايرادي بر حركت اصلاحات باشد بركندروي آن است، آن هم نه به معناي مخالف تندروي، بلكه اين ايراد وارد است كه جنبش اصلاحات نخواسته از تمام ظرفيت هاي قانوني خود استفاده كند.
آنهايي كه حركت دوم خرداد را راديكالي مي بينند، مغلطه مي كنند. آنها مي گويند چرا مي خواهيد از تمام ظرفيت هاي قانوني استفاده كنيد درحالي كه ما رفتارهايي را كه در چارچوب ظرفيت هاي قانون اساسي و ديگر قوانين به رسميت شناخته شده است را تندروي نمي دانيم چرا كه براي مقابله بامشكلات و موانع پيش رو چاره اي نداريم جز اينكه از تمام ظرفيت هاي قانوني استفاده كنيم بنابر اين در كل حركت دوم خرداد را يك حركت متعادل مي دانم و تا وقتي كه دوم خرداد بتواند رابطه ارگانيك خود را با بدنه جامعه حفظ كند دچار افت رفتاري از نوعي كه گفتيد نمي شويم.
* اگر فرض كنيم روند جنبش دوم خرداد چه از طرف بدنه جنبشي و چه از سوي رهبران آن بر همين منوال ادامه پيدا كند آيا رهبران اين جنبش وادار خواهند شد از تمام ظرفيت قانوني براي پيشبرد برنامه هاي اصلاحي استفاده كنند؟
** درمورد بخش دوم اين سؤال را طرح مي كنم كه رهبري جنبش كجاست؟
رهبري سياسي حركت دوم خرداد برشي است از جنبش اجتماعي كه درمورد آن صحبت مي كنيم. اما جنبش اجتماعي طرف بحث ما، بسيار گسترده تر از اين برشي است كه ما مي بينيم و رهبري اصلي حركت هم در خود اجتماع نهفته است كه بسياري از آنها ممكن است ناشناخته باشد، بنابر اين اگر ما رهبران سياسي را ازكليت جنبش جداكنيم تمام تلاش آنها اين است كه بتوانند اين جنبش اجتماعي را در درون حكومت نهادينه كنند آنها نيز اين وظيفه اصلي را با كمال آرامش و صبر دارند انجام مي دهند.
پشتوانه اصلي اين حركت هم بدنه اجتماعي است كه حمايت مي كند اما درمقابل كساني هستند كه تلاش مي كنند جلوي نفوذ اين جنبش اجتماعي را بگيرند لذا معتقدم چنانچه اين روند ادامه پيدا كند مخالفت ها و مانع تراشي ها منجر مي شود به يك مسأله اصلي يعني بحران مشروعيت بين حاكميت و ملت كه در اين حالت نمي دانيم آنها توفيق پيدا مي كنند و آيا با ايجاد يك سد آهنين دور حكومت مي توان مانع از نفوذ افكار جامعه به درون حكومت شد ياخير؟ فرض كنيد كه توفيق اين را هم با استفاده از ابزارهاي غيرقانوني مثل نظارت استصوابي و يا… پيدا كنند و اجازه ندهند هيچ يك از اصلاح طلبان وارد دستگاههاي حكومتي بشوند آن وقت اتفاقي كه مي افتد اينكه جنبش اجتماعي ساكت نمي ماند و قطعاً در اين صورت مسيري كه جنبش اجتماعي انتخاب مي كند بامسيري كه حكومت خواهان آن است ۱۸۰ درجه تفاوت دارد و وقتي جامعه احساس كند هيچگونه همگرايي بين او و حكومت وجود ندارد آنوقت مشكلات بسيار عظيمي در تمام ابعاد سياسي، اجتماعي، اقتصادي، روابط خارجي و… بروز خواهد كرد كه در آن صورت بايد هم به جمهوري بودن حكومت و هم اسلامي بودن حكومت شك كنيم. با فرض تحقق چنين وضعيتي كه بدترين فرض ممكن است جامعه در بحرانهاي عظيمي گرفتار مي شود در چنين بحرانهايي سرنوشت حكومت معلوم نيست مگر آنكه حكومت تسليم خواست مردم شود.
* به نظر مي رسد اين جنبش وقتي مي تواند به آينده حركت خود اميدوار باشد كه اثرات ملموسي برجاي گذاشته باشد به اعتقاد شما طي اين چند سال دوم خرداد چه ميراث ملموسي به جاي گذاشته است كه مي تواند مبناي حركت بعدي اين جنبش باشد؟
** زماني مردم احساس مي كنند با انتخاب نمايندگان، رئيس جمهور و شوراهاي مورد نظر نيز نمي توانند به خواسته هايشان برسند آنگاه راههاي ديگري انتخاب مي كنند. جامعه نمي ايستد و منتظر نمي ماند كه ببيند نمايندگانش مي توانند كاري انجام دهند يا خير مهمترين ميراثي كه بخش سياسي جنبش اصلاحات داشته «صداقت» است، يعني ممكن است مردم احساس كنند نمايندگان آنها در مجلس، دولت و بخش هاي انتخابي حكومت نتوانسته اند آنچنان كه بايد مطالبات آنها را پاسخ دهند آنگاه روش ها و گروه هاي ديگري انتخاب مي كنند. البته برداشت من و نظرسنجي هاي انجام شده نشان مي دهد كه مردم اعتقاد دارند كه اينها نتوانسته اند نه اينكه نخواسته اند. ما امروز با يك مرحله اي مواجه هستيم در بين جوانان و دانشگاهيان كه به عنوان پديده يأس از آن نام مي برند يعني آنها احساس مي كنند اين روش هاي پارلمانتاريستي نتوانسته است جنبش اصلاحات را به پيش ببرد، لذا آنهامعتقدند كه بايد قاطع تر و باجديت بيشتري از ظرفيت ها استفاده كنيم ما روي اصول هيچ اختلاف نظري بااين بدنه اجتماعي نداريم تفاوت ما در روش هاست. بايد سعي كنيم ارتباط بين بخش رهبري سياسي حركت و بدنه اجتماعي را بيشتر بكنيم، تمام تلاش محافظه كاران در اين دو سال اين بود كه بين نيروهاي اصلاحات شكاف ايجاد كنند و بدنه اجتماعي آن را مأيوس سازند.
* شما به مقوله نخواستن و نتوانستن پرداختيد. تا چه حد اين نخواستن يا نتوانستن به رويكرد ديگر بخش هاي مالكيت به جبهه دوم خرداد بازمي گردد؟
** خصوصيت اصلي جبهه دوم خرداد «اتحاد حول حداقل ها» بوده است بنابراين لزوماً اينگونه نيست كه تمام خواسته هاي اجتماع در درون حركت دوم خرداد قابل وصول باشد. ما يك حداقل هايي در جبهه دوم خرداد داشتيم و به همين دليل درون جبهه داراي تفاوتهاي زيادي هم هستيم اماهيچ عاملي سبب نشده است كه آن حداقل ها كه موجب انسجام دوم خرداد شده است از دست برود.
حركت دوم خرداد براساس آن حداقل ها توانسته است به نحو زيادي پاسخگوي نيازهاي بيروني باشد، چون يكي از محورهاي اصلي استراتژي دوم خرداد حركت براساس قانون و دركمال آرامش بوده است تبعاً تلاش كرده است در برابر حركتهاي خشن ومقاومتهاي نابخردانه اي كه در مقابلش مي شود كنترل خود را از دست ندهد و به حركتهاي خشن روي نياورد به همين دليل است كه مي بينيد در طول چندسال گذشته اصلاح طلبان هيچ وقت از مردم نخواسته اند به خيابانها بريزند. توسل به اين كارها مشكل نبود، شايد پاسخ سريعتري هم مي داد ولي اما چون هدفمان اين بوده كه فرهنگ دموكراسي و مردم سالاري را در جامعه پياده كنيم، احساس مي كرديم اينگونه حركتها ممكن است به رفتارهاي خشونت آميز كه تناسبي با آرمانهاي دوم خرداد ندارد منتهي شود. در مجموع معتقدم با اين صبر و بردباري كه در جبهه دوم خرداد وجود داشته توانسته ايم با آرامشي كه آب سنگ را مي سايد در مقابل سدهايي كه وجود دارد عمل كنيم و احساس مي كنيم راهي جز اين نداريم اگر غير از اين باشد ماحصل جمع صفرهاخواهيم بود و دوباره به نقطه صفر برمي گرديم و اين اتفاقي است كه در طول تاريخ كشور ما اتفاق افتاده است و هيچ وقت نخواسته ايم از انباشت تجربه ها استفاده كنيم و راهي را برويم كه قدمهاي بعدي را محكمتر برداشته باشيم.
* بحثي كه در مورد «اتحاد و حول حداقل ها» در جبهه دوم خرداد مطرح كرديد دو اشكال و نگراني بر آن وارد است اولاً هر چند ممكن است اين استراتژي در مقطعي جواب داده باشد ولي در بلندمدت دوم خرداد را به دليل حضور عناصر ناهمگون از درون با استحاله مواجه مي كند و از سوي ديگر پشتوانه مردمي اين حركت را با فرسايش مواجه مي كند چرا كه مردم با مرزهاي مخدوش و ديدگاههاي متناقض روبرو مي شوند. با استناد به مثال رايج روزها كه در اين جبهه از عياس تا عباس و عليخاني تا عليجاني فعاليت دارند چگونه مي توان اين مجموعه متناقض را قدرت دوباره بخشيد؟
** طبيعت هر حركت ائتلافي، حركت به سوي شفاف تر شدن و يافتن مرزهاي روشن است، اما زماني حزبي را از بالا تأسيس مي كنيد طبيعي است كه از ابتدا مرزبندي شما روشن است ولي گاهي يك حركت از بطن اجتماع مي جوشد و تمام تنوع هاي اجتماع در آن حركت وجوددارد.
لذا پالايش حركت دوم خرداد تابعي از متغير اجتماع است وقتي مطالبات اجتماعي ما پالايش بهتري پيدا نكند، خواسته هاي ملت شفاف تر نشود و طبقه بنديهاي اجتماعي و وزن هر يك از اين مطالبات در اجتماع مشخص نشود ما در درون جبهه دوم خرداد كه زائيده آن حركت اجتماعي است همين مسائل را خواهيم داشت.
درست است كه طيف هاي مختلفي در درون جبهه دوم خرداد جاي گرفته اند ولي مرزهاي اينها باهمديگر مشخص است آنچه باعث شده اين انسجام نشكند اين است كه مسأله اصلي تمام اين طيف ها مردم سالاري و دموكراسي است. البته در اينجا منكر برخي فرصت طلبي ها نمي شوم ممكن است افرادي درون دوم خرداد باشند كه اصلاً به مردم سالاري اعتقاد ندارند ولي خودشان را جاي داده اند. ولي خوشبختانه مردم تا حد زيادي افراد و گروهها را شناخته اند و ما نمي توانيم مثل احزابي كه تصفيه مي كنند كساني را در درون اين حركت كه خودشان ادعا مي كنند وابسته به آن هستند اخراج بكنيم. جنبش دوم خرداد يك وضعيتي مثل اسلام دارد كه هر كس بگويد اشهداان لااله الاالله مسلمان محسوب مي شود هر كسي هم بگويد مردم سالاري را قبول دارم و مي خواهم در اين زمينه تلاش كنم و يك حداقلي را نشان بدهد جزو جنبش دوم خرداد حساب مي شود و ما بايد از اين پتانسيل استفاده بكنيم.
* چه جايگاهي براي آقاي خاتمي در جنبش جبهه دوم خرداد قائليد؟ و به نظر شما رئيس جمهور تا چه ميزان در اين مدت به آرمانهاي دوم خرداد وفاداري نشان داده است و در مقابل مخالفان اصلاحات تاچه ميزان مقاومت كرده و مي كند؟
** هميشه براي صحبت كردن در مورد آقاي خاتمي مشكل دارم چرا كه به خاطر نسبتي كه با ايشان دارم ممكن است از جاده انصاف و واقع گرايي خارج شوم ولي شخصاً با توجه به اينكه سالهاي سال با آقاي خاتمي زندگي كرده ام ايمان و اعتقادي ويژه به وي دارم كه اين خود يك مسأله شخصي است. لذا تلاش مي كنم از ديد يك فردي كه در جامعه زندگي مي كند و احساس وابستگي به حركت دوم خرداد مي كند اين بحث را مطرح كنم. خاتمي در حقيقت زبان و ترجمان احوال مردمي است كه قبل از دوم خرداد در بيرون بروز نداشته است. خاتمي وقتي در دوم خرداد مي خواست وارد صحنه شود هيچ كس اميد به پيروزي وي نداشت اما وقتي ناگهان با اين سيل انبوه مردمي روبرو شدند براي همه ما مسلم شدكه خاتمي توانسته است حرف دل مردم را بزند و فكر مي كنم در طول اين چند سال اين رابطه بين خاتمي و مردم همچنان پابرجا مانده است.
بحثي كه در اينجا، مطرح مي شود بحث بر سر روش هاست ممكن است در مورد روش هاي خاتمي بحث و جدل زياد باشد. بحث است كه خاتمي مي توانست روشهاي ديگري را به پيش بگيرد كه اصلاحات را با هزينه كمتر و سرعت بيشتر به پيش ببرد. در حالي كه خاتمي چون برآيند همه افكار درون جبهه دوم خرداد و حركت اجتماعي مردم هستند تصميم گيري برايش بسيار سخت است كه بتوانند همچنان برآيند همه اين حركتها بمانند براي خاتمي هيچ مشكلي وجود نداشت كه به بخشي كه بخش تندرو اسم گرفته يا به بخش كندرو متمايل شود، آنچه مهم است اينكه اگر خاتمي اين كار را مي كرد در كليت اين حركت اختلال و گسيختگي ايجاد مي شد. امروز تقاضاي اصلي تمام نيروهاي درون دوم خرداد چه تندروها و چه كندروها اين است كه خاتمي بايد رسماً رهبري اين جنبش را برعهده بگيرد. هيچكس در وفاداري خاتمي به اصلاحات شك و ترديدي ندارد.
064770.jpg
برخي معتقدند خاتمي بايد منشوري ارائه كند و يا روشي را ابلاغ كند تا مطبوعات، احزاب و ديگر بخش هاي اصلاحات آن را اجرا كنند ولي خاتمي معتقد است اگر اصلاحات قائم به شخص شود آنگاه سدكردن راه اصلاحات ساده خواهد بود.
بحث ديگري كه مطرح كرديد به مقاومت در برابر مخالفان بازمي گردد كه معتقدم خاتمي دربرابر هيچ مسأله اي تسليم نشده است بنابراين مقاومت در جاي خود وجود داشته است اما سخن ما اين است كه بايد فرياد اين مقاومت به مردم برسد اين امر ديگري است كه من هم تا حدودي با آن موافقم براي مثال خاتمي مسؤول اجراي قانون اساسي است ما معتقديم نقض قانون اساسي در كشور وجود دارد. ناقضين آن هم مشخص هستند رئيس جمهور مي توانست بيش از يك بار اخطار علني قانون اساسي بدهد يا رئيس جمهور مي تواند سالي يك بار موارد نقض قانون اساسي را گزارش دهد. در طول اين چند سال تنها يك مرتبه آن هم به صورت محرمانه گزارش داده است رئيس جمهور مي تواند و بايد اين كار را بكند.
خاتمي اين مسأله را مي توانست به نحو بهتري در جامعه به پيش ببرد ولي خاتمي هم حرفهاي زيادي براي گفتن دارد. سربسته ترين حرفي كه زد اين بود كه جامعه در آستانه آشفتگي است و نمي خواهم با گلايه اين جامعه را آشفته تر بكنم.
مهمترين وظيفه اي كه خاتمي براي خودش قائل است اين است كه جامعه بتواند به آرمانها و اهداف خود دست پيدا بكند و فكر مي كنم خاتمي احساس مي كند در حال پيشرفت به سوي آن اهداف است ولي سرعت آن را بايدفداي رسيدن به اصل آن هدف كرد تمام اختلاف نظرهاي اصلاح طلبان با خاتمي در سرعت پيشبرد اصلاحات است.
* رأي مجدد مردم به خاتمي در ۱۸ خرداد گواه اين مدعاست كه خاتمي كماكان از پشتوانه اجتماعي قدرتمندي برخوردار است برهمين اساس به نظر مي رسيد وي پس از ۱۸ خرداد به سرعت اصلاحات بيفزايد و با اتكا به اين پشتوانه محكم تر حركت كند. همانگونه كه شما مطرح كرديد خاتمي مسؤول اجراي قانون اساسي است ايشان معتقدند اختيار لازم براي پاسداري از قانون اساسي را ندارند چرا لايحه مربوطه را به مجلس نياوردند؟ برخي معتقدند با گسترش انتقادات در درون جامعه به خاتمي و تداوم اين روند، رفته رفته بدنه اجتماعي جنبش اصلاحات مسيري ديگر در پيش مي گيرد، چرا خاتمي حداقل در پاسداري از قانون اساسي كه مسؤوليت مستقيم شخص رئيس جمهور است از پشتوانه اجتماعي خود استفاده نمي كند؟
** من هم برخي انتقادها را قبول دارم و سعي مي كنم با امكاني كه وجود دارد آنها را به وي منتقل كنم ولي به هر حال مسأله مهم اين است كه قبل از آنكه بگويم خاتمي اين كارها را مي كند يا نمي كند يك سؤال را پاسخ دهيم و آن سؤال اين است كه آيا جنبش اجتماعي دوم خرداد چه خاتمي باشد چه نباشد به راه خود ادامه مي دهد يا نه؟ معتقدم اگر به اين نتيجه برسيم كه اين جنبش به راه خود ادامه مي دهد نبايد نگران باشيم كه اين جنبش راهش را از خاتمي يا جريان اصلاحات جدا مي كند.
* اتفاقاً نگراني بخشي از نخبگان جامعه اين است كه اين جنبش راهش را از خاتمي جدا كند، چرا كه آنها معتقدند در آن صورت بايد منتظر ظهور جريانهاي لاابالي در صحنه سياسي كشور باشيم؟
** با تحليل تاريخي كه از جامعه ايران دارم به نظرم نمي رسد كه اين اتفاق بيفتد ما در طول تاريخ ايران بحرانهاي زيادي داشته ايم ولي هيچكدام از اين بحران ها نتوانسته است انسجامي را كه در ايران با تمام شاخصه هاي فرهنگي و ديني داريم را بشكند. نگران اين نيستم كه جامعه ما به يك ورطه نابودي بيفتد. ممكن است در يك زمان بحرانهاي اجتماعي يا اخلاقي و بحران لاابالي گري داشته باشيم ولي به نظرم در درون جامعه ما ظرفيت ها و پتانسيلي وجود دارد كه مي تواند اين بحرانها را كنترل كند.
جامعه در درون خود همواره حركت هاي اصلاحي خواهد داشت كه رفتارها را اصلاح مي كند. به هر ترتيب اين خود بحث عمده اي است كه جداي از اين مبحث مي توان به آن پرداخت اما آنچه به خاتمي بازمي گردد در بررسي اين موضوع مفهوم پيدا مي كند كه آيا جنبش اجتماعي ما به آن قدرت دروني رسيده باشد كه بدون خاتمي راهش را ادامه دهد اگر اين اعتقاد وجود داشته باشد معتقدم خاتمي و جريان اصلاحات به هدف خود رسيده اند و فرقي نمي كند خاتمي سه سال ديگر بماند يا نماند، خاتمي ببرد يا نبرد. مهم اين است كه به اين نقطه برسيم، تنها نگراني كه وجود دارد اين است كه آيا به آن نقطه غنا خودجوش دروني رسيده ايم يا نرسيده ايم چون اين نگراني وجود دارد مي گوييم خاتمي سه سال و مجلس دوسال ـ البته خاتمي هم دوسال يعني اينكه اگر مجلس بگذرد و خاتمي از اين پشتوانه استفاده نكند سال آخر معلوم نيست تواني برايش باقي بماند ـ حركت درون دوم خرداد فرصت دارد تا جنبش اجتماعي را به آن غناي لازم برساند دراين رابطه آن انتقادات را مي پذيرم يعني خاتمي بايد جدي تر حركت كند در دور اول قابل قبول بود كه خاتمي بگويد كمي ملاحظه مي كنم تا در چهارسال بعد هم بتوانم به حركت ادامه دهم اما خاتمي بايد بداند اين دوره ، دوره اي است كه هم براي خودش هم براي ديگر اصلاح طلبان آخرين دوره اي است كه فرصت دارند اين حركت را نهادينه بكنند بنابراين بايد از ظرفيت هايش بيشتر استفاده كند . باشواهدي كه وجود دارد اين پيام براي تمام اصلاح طلبان درون حاكميت و براي شخص خاتمي قابل درك است و شنيده مي شود كه ديگر شخص و فرد مطرح نيست بلكه صحبت از حركتي است كه به نمايندگان خود در درون حاكميت اميد بسته است لذا خاتمي بايد جدي تر حركت كند واز امكانات و ظرفيت هاي خودشان بيشتر استفاده كنند وبدانند كه اين فرصت آخرين فرصت است كه مي توان با اتكا به افكارعمومي حركت اصلاحات را درجامعه و حكومت نهادينه كرد وهيچ نگراني نداشته باشيم كه اگر شوراي نگهبان هم نمايندگان اصلاح طلب را ردصلاحيت كرد چه برسراين جنبش خواهد آمد.
* پس از اظهارات خاتمي اين بحث مطرح شد كه براي عملياتي كردن برنامه هاي خاتمي لازم است مراجعه به آراي عمومي و يا شايد بازنگري درقانون اساسي مطرح شود. درفضاي موجود طرح اين مباحث را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
** اولين مسأله اين است كه قانون اساسي محصول فكر بشر است وبا گذشت زمان ضعف هاي خود را نشان مي دهد، ممكن است درآن زمان قانون اساسي جوابگو بوده است ولي با تحولات جامعه ضعف هاي آن آشكار شده است.
امروز تقريباً همه نيروهاي اصلي انقلاب اعم از محافظه كار و اصلاح طلب معتقدند كه اصول اقتصادي قانون اساسي جداًنيازمند بازنگري است اين ضعف ها سبب شده تا به نوعي اصول اقتصادي قانون اساسي را دور بزنند. بانك خصوصي دراين قانون ممكن است بيمه خصوصي و… ممنوع است ولي به لطايف الحيلي هم بانك خصوصي راه اندازي شده وهم بيمه خصوصي . اما مسأله دوم اين است كه آيا اين قانون اساسي اجرا مي شود يا نمي شود به نظرم مترقي ترين فصل قانون اساسي كه به هيچ وجه نياز به اصلاح هم ندارد فصل سوم است كه حقوق ملت را بيان كرده است، اين فصل را با قوانين آزادترين كشورهاي دنيا مقايسه كنيد واقعاً آنچه ما آورده ايم ، بسيار مترقي وپيشرفته است ولي يكي از بندهاي اين فصل اجرا نمي شود. حالا فرض كنيد قانون اساسي جديدي تدوين كنيم وهرچه بخواهيم درآن ببينيم وقتي اگر قرار است اجرا نشود اصلاح آن چه چيزي را عوض مي كند.
مسأله اساسي كشور ما ضعف هاي قانون اساسي يا قوانين ديگر نيست مشكل اينجاست كه قانون اجرا نمي شود. كساني كه بايد قانون را اجرا كنند، اجرا نمي كنند و توجيه هم مي كنند درقانون آمده است جرايم مطبوعاتي با حضور هيأت منصفه بايد رسيدگي شود ولي نويسنده مطبوعات كه جرمش مطبوعاتي است مشمول اين قانون نمي شود وبدون هيأت منصفه محاكمه مي شود. وقتي قاضي اجرا نمي كند واجازه هم نمي دهند مجلس قانون عادي اش را تفسير كند درمي يابيم مشكل جاي ديگري است.
اگر بخش هاي عمده اي ازجنبش اصلاحات شعار اصلاح قانون اساسي نمي دهد به اين دليل است كه معتقدند مشكل جاي ديگري ا ست كه اول بايد آن را اصلاح كرد. نكته ديگر اينكه اگر قرار شد قانون اساسي را اصلاح كنيم با ساز وكار قانون اساسي مي خواهيم آن را اصلاح كنيم يا سازوكاري خارج از قانون.
ما به عنوان جنبش اصلاحات معتقديم اگر قانون اساسي قرار است اصلاح شود بايد با سازوكارهاي درون قانون اساسي ، اين قانون اصلاح شود. درست است كه درانتهاي آن رفراندوم دارد وما مي توانيم به مردم بگوييم كه رأي ندهيد ولي باز اصلاح نمي شود و برمي گردد به قانون اساسي سابق.
لذا بايد ديد مكانيسم ا صلاح قانون اساسي چيست؟ مطمئن هستم مكانيسمي كه درقانون اساسي ديده شده است همين اصول مترقي قانون اساسي را هم از دست ما خواهد گرفت ويك حكومت اقتدارگراي مطلقه غيرقابل نفوذ ايجاد خواهند كرد به همين دليل ما درحركت اصلاحي معتقديم كه بايد به دنبال اجرايي كردن ظرفيت هاي بسيار اين قانون باشيم . اگر اين قانون اجرا شد خيلي از مسائل ومشكلاتي را كه امروز با آن درگير هستيم مي توانيم حل كنيم و آن وقت با فراغ بال و كنكاش محققانه اصول قانون اساسي را اصلاح كرده و به نتيجه برسيم و فكر مي كنم تا آن زمان، فرصت بسيار طولاني در پيش داريم.

اسرائيل ماهواره جاسوسي به فضا فرستاد
گروه بين الملل ـ راديو اسرائيل اعلام كرد كه رژيم صهيونيستي يك ماهواره جاسوسي موسوم به «اوفك ـ پنج» را به فضا پرتاب كرده است.
به گزارش خبرگزاري رويتر، اين ماهواره جاسوسي از مكاني در حوالي تل آويو به فضا پرتاب شده، ولي اعلام نشد كه آيا آن به مدار مورد نظرش رسيده است يا خير.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |