شماره ۲۱۳۸ - سال هشتم - چهارشنبه ۸ خرداد ۱۳۸۱
Wed, May 29, 2002
Think black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
ماجراي زندگي
در خانه
گزارش ويژه
گزارش زندگي
داستان هفته
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
يادمان ميلاد مبارك حضرت رسول اكرم(ص)
* پيامبر انتقام نگرفت، بخشيد اما نه بخششي از سر خودپرستي بلكه بخششي براي رستگاري دشمنانش.آيا اين معجزه نيست كه در قلب جنگ بتوان بخشيد و مهر ورزيد؟
* به تعبير جبران خليل جبران بخشش حقيقي آن است كه از وجود خود به ديگران هديه كني و پيامبر چنين مي كرد و چه بخششي بالاتر از آن بخششي كه مقدمه و زمينه ساز رستگاري و نيكبختي ابدي گردد.
* پيامبر به ما آموخت كه زندگي را دوست بداريم مهر بورزيم و ببخشيم و در طلب رستگاري ابدي باشيم.
مقدمه اي بر ايده ها و مفاهيم سياسي

يادمان ميلاد مبارك حضرت رسول اكرم(ص)
پيامبر بخشش و رستگاري
* پيامبر انتقام نگرفت، بخشيد اما نه بخششي از سر خودپرستي بلكه بخششي براي رستگاري دشمنانش.آيا اين معجزه نيست كه در قلب جنگ بتوان بخشيد و مهر ورزيد؟
* به تعبير جبران خليل جبران بخشش حقيقي آن است كه از وجود خود به ديگران هديه كني و پيامبر چنين مي كرد و چه بخششي بالاتر از آن بخششي كه مقدمه و زمينه ساز رستگاري و نيكبختي ابدي گردد.
* پيامبر به ما آموخت كه زندگي را دوست بداريم مهر بورزيم و ببخشيم و در طلب رستگاري ابدي باشيم.
064809.jpg
آورده اند كه مسلمانان به سرپرستي پيامبر(ص) در يكي از جنگها، حق ستيزان را شكست دادند و غنايم و اسيران بسيار گرفتند. اينان همه شب در بند، عاجزانه به حال خويش مي ناليدند و تأسف مي خوردند و نااميدانه منتظر بودند كه هر دم دستور كشتنشان صادر شود. در يكي از ديدارها، پيامبر به آنان نظر كرد و خنديد. اسيران با يكديگر گفتند ديديد كه در او هم همان حالات معمولي انساني هست و اكنون بي ترديد در پي انتقام گرفتن و خونريزي است و آنچه دعوي مي كرد كه در من «ضعف بشري» نيست برخلاف حقيقت است. اينك در ما نظر مي كند و چون ما را در غل و بند، اسير خود مي بيند شاد است. همچنان كه خودپرستان چون بر دشمن خود پيروز مي شوند و آنها را مقهور خويش مي بينند، شادمان مي گردند و در طرب مي آيند. او هم «مثل » ديگران است.
پيامبر (ص) سّر ضمير ايشان را دريافت و گفت: هرگز چنين نيست كه من از اينكه دشمنانم را مقهور خود مي بينم يا اينك شما را بر زيان و دربند مي بينم شادمان باشم. من از آن رو شادمانم و خنده ام مي گيرد كه به چشم دل مي بينم كه گروهي را از دوزخ نجات دادم و آنان را با غل به سوي بهشت و گلستان ابدي مي كشانم و ايشان در ناله و فغان كه چرا ما را از اين مهلكه به آن گلشن و گلستان پرامن ابدي مي بري؟! اما شما نمي توانيد اين حقيقت را دريابيد. پيامبر انتقام نگرفت، بخشيد اما نه بخششي از سر خودپرستي بلكه بخششي براي رستگاري دشمنانش. آيا اين معجزه نيست كه در قلب جنگ بتوان بخشيد و مهر ورزيد؟ و در اوج فتح و پيروزي دشمنان قدرتمند گذشته را كه پيوسته درصدد آزار و شكنجه و حتي قتل بودند، بخشيد؟ از اينجاست كه خداوند پيامبر را «رحمة للعالمين» مي خواند. گوشه اي از شخصيت پرمهر پيامبر را در ماجراي شهادت حضرت حمزه و جنايت «وحشي» مي توان ديد. وحشي را زني كه اربابش بود وعده اي از بزرگان عرب وعده آزادي و پاداشهايي گرانبها دادند تا حمزه را بكشد. وحشي هم فريفته شد و پذيرفت. جنگ احد بود. حمزه دليرانه مي جنگيد وهنگامي كه سخت درگير نبرد بودوحشي فرصتي يافت و نيزه مخصوصش را بر كمر حمزه پرتاب كرد. نيروي جانگداز نيزه چنان بود كه حمزه با تمام قدرت و توان كم نظيرش تاب نياورد. به هر زحمتي بود نيزه را از بدنش بيرون كشيد. از بدنش خون بسيار رفته بود. مي خواست كه در پي وحشي برود اما ديگر رمقي از او نمانده بود. درآخرين لحظات زندگي اين دنيا گفت: خداوند را سپاس مي گويم. دنيا و دينار شما را بخشيد و دين و ديدار ما را. ما بدين قسمت شادمانيم. حمزه به شهادت رسيد. پيامبر چون از ماجراي شهادت و كشته شدن حمزه باخبر شد، جراحتي كه خود در آن نبرد برداشته بود فراموش كرد و سر حمزه را در آغوش گرفت و با آستين جامه اش رويش را پاك مي كرد . پيامبر هيچگاه انتقام نگرفت، با آنكه عزيزترين عزيزانش را اينچنين از دست مي داد . مرگ حمزه ضربه اي بزرگ بر جان پيامبر بود. پيامبر پيوسته درماتم مرگ يار و عموي عزيزش نوحه مي خواند و مي گريست و دست تقدير چه بازيها دارد: وحشي نادم شد اما سخت نااميد بود كه گناهش با آب هفت دريا هم شسته نمي شود و توبه اش پذيرفته نخواهد شد. بعد از آن، آيه رحمت آمد كه «ان الله لايغفر ان يشرك به و يغفر مادون ذلك لمن يشاء:» خداوند كساني را كه شرك ورزند نمي بخشد و هر گناهي غير از شرك را بر هركسي كه بخواهد مي بخشد. وحشي با خود مي گفت: خداوندا تو مي فرمايي كه هرگناهي كه كرده باشد بيامرزم «آن را كه خواهم». مي دانم كه وحشي را «نخواهي» بخشيد. اين را گفت و خون از چشم و دلش روان شد. باز درياي رحمت و بخشش الهي به جنبش و جوشش درآمد. به پيامبر(ص) وحي شد كه «قل يا عبادي الذين اسرفوا علي انفسهم لاتقنطوا من رحمة الله ان الله يغفر الذنوب جميعاً انه هوالغفور الرحيم:» بگو اي بندگان من كه بر زيان خويش اسراف كرده ايد، از رحمت خدا مأيوس مشويد زيرا خدا همه گناهان را مي آمرزد، اوست آمرزنده ومهربان. درآن آيه گفته بود كه غيرشرك همه گناهان را بيامرزم «آن را كه خواهم». آن «اگر» جگر وحشي را مي خراشيد و در ترديدي جانگداز نگاه مي داشت. اما در اين آيه ديگر سخن از «اگر» نبود. وحشي چون نداي آمرزش الهي را شنيد مشتاق و خاكسارانه به نزد پيامبر رفت. پيامبر كه او را بخشيده بود كلمه شهادت را بر وي عرضه كرد و وحشي هم از ژرفاي جان تك تك كلمات شهادت را بر دل و زبان راند و... از شقاوت ابدي رهايي يافت.
آري پيامبر بخشنده بود، بخشش به هر دو معني: بخشش عطايا و بخشيدن كژيها و ناراستي هاي ديگران درحق خودش. بخشش او به بخشش عطايا منحصرنمي شد. به تعبير جبران خليل جبران بخشش حقيقي آن است كه از وجود خود به ديگران هديه كني و پيامبر چنين مي كرد و چه بخششي بالاتر از آن بخششي كه مقدمه و زمينه ساز رستگاري و نيكبختي ابدي گردد.
پيامبر به ما آموخت كه زندگي را دوست بداريم، مهر بورزيم و ببخشيم و در طلب رستگاري ابدي باشيم.

مقدمه اي بر ايده ها و مفاهيم سياسي
POLITICAL IDEAS AND CONCEPTS AN INTRODUCTION
064806.jpg
يك دانشجو يا پژوهشگر جدي به منظور مطالعه يا تحقيق در هر رشته در وهله نخست بايستي با واژگان و مفاهيم آن آشنا شود. وجود ديكسيونرها و فرهنگهاي مختلف از اين بابت غنيمت است اما مراجعه به آنها در بسياري از موارد نااميدكننده است چرا كه نويسنده يك فرهنگ چاره اي ندارد جز آنكه تمام مفاهيم و اصطلاحات يك رشته را جمع آوري كند و درون مايه و مضامين آنها را به صورت خيلي خلاصه توضيح دهد. اما در اغلب اوقات اين توضيحات به اصطلاح «مختصر و مفيد» گرهي از كار فروبسته دانشجوي كنجكاو وعلاقه مند نمي گشايد.
اندرو هيود (A.Heywood) در كتاب ارزشمند خود با نام مقدمه اي بر ايده ها و مفاهيم سياسي براي غلبه بر اين مشكل طرح ديگري در انداخته است. وي ۳۳مفهوم و ايده بسيار مهم در عرصه علوم سياسي را مورد شناسايي قرار داده و در ۱۲فصل و به صورت نسبتاً مفصل آنها را بررسي، تفسير و تحليل كرده است.
هر فصلي از اين كتاب (به غير از مقدمه) مشتمل بر سه مفهوم مهم و كليدي است عناوين اين مفاهيم از اين قرار است: سياست، حكومت و دولت ـ حاكميت، ملت و فراملي گرايي ـ قدرت، اقتدار و مشروعيت ـ قانون، نظم وعدالت ـ حقوق، تكاليف و شهروندي ـ دموكراسي، نمايندگي، منافع عمومي ـ آزادي، مدارا و رهايي ـ برابري عدالت اجتماعي و رفاه ـ مالكيت، برنامه ريزي و بازار ـ بازگشت به گذشته، اصلاح و انقلاب و بالاخره ماهيت انسان، فرد و جامعه.
در ذيل هر كدام از مفاهيم، مفاهيم فرعي مرتبط با آن به نحو ظريفي آمده و از چشم اندازهاي مختلف مورد بررسي و ارزيابي قرارگرفته است. مثلاً در ذيل مفهوم برابري، برابري صوري، برابري فرصتها و برابري دستاوردها، در ذيل مفهوم عدالت اجتماعي، عدالت اجتماعي بر حسب نياز، عدالت اجتماعي بر حسب حقوق و عدالت اجتماعي بر حسب شايستگي، در ذيل مفهوم آزادي، آزادي مثبت و آزادي منفي، در ذيل مفهوم انقلاب، انقلاب اجتماعي، انقلاب سياسي و انقلاب فرهنگي و... آمده است.
نويسنده نشان داده است كه چگونه هر مكتب يا سنت فكري به گونه اي خاص مفاهيم و ايده هاي سياسي را فرموله، تئوريزه و معنا مي كند و تقسيم بنديهاي فرعي كه در ذيل هر مفهوم آمده است نيز در واقع نشانگر نگر ش يك يا چندنحله فكري است.
يكي ديگر از ويژگي هاي اين كتاب آنست كه در انتهاي هر فصل، خلاصه اي از نكات بسيار مهم فصل ـ كه به صورت ،۱ ۳،۲و... شماره گذاري شده اند، آمده است. افزون بر اين، بيوگرافي مختصري از تعدادي از انديشمندان سياسي كه در زمينه مفاهيم فوق الذكر كارهاي عمده و اساسي انجام داده اند، در هر فصل و در جداولي جداگانه آمده است. مجموعاً ۴۵بيوگرافي كوتاه در اين كتاب وجود دارد بيوگرافي انديشمنداني چون: هايك، ماركس، افلاطون، ارسطو، دال، توماس اكويناس، گرامشي، لنين، ماكياولي ، هگل، مار كوزه و...
حال براي آشنايي بيشتر باكتاب، پاراگراف نخست اصطلاح «رهايي بخشي» (Liberation) را با هم مي خوانيم: «از دهه۱۹۶۰ به اين طرف اصطلاح «رهايي بخشي» به طور فزاينده در جهت توصيف جنبش هاي سياسي و اهدافي كه آنها دنبال مي كنند، به كار رفته است. مبارزه اي كه عليه مستعمره گرايي در جهان سوم انجام مي شد اغلب تحت عنوان مبارزه براي رهايي ملي بود. نوزايي جنبش فمينيستي نيز با نام جنبش رهايي زنان انجام گرفت... كشيشان راديكال در آمريكاي لاتين كه نابرابري اجتماعي و ستم سياسي را تقبيح مي كردند، به دنبال چيزي بودند كه الهيات رهايي بخش نام داشت. در نگاه اول به نظر ميرسد كه رهايي صرفاً هم معني آزادي است رهايي بخشي به معناي آزاد شدن و گريختن از بنداست... اما اين اصطلاح به شكل خاصي از آزادي سياسي و سبك خاصي از جنبش سياسي اشاره دارد. «رهايي بخشي» صرفاً به معناي برداشتن موانع از جلوي پاي فرد ياحتي پيشرفت شخصي فرد نيست بلكه در وهله نخست برانداختن آن چيزي است كه نظام فراگير بندگي و ستم تلقي مي شود. رهايي بخشي، يك گسست تاريخي از گذشته است، گذشته اي كه تجلي گر ستم و فقدان آزادي است، در حالي كه آينده چشم اندازي را مي گشايد كه در آن همه نيازهاي آدمي به طور كامل برآورده شده اند.
بدين ترتيب رهايي بخشي ـ چه خطابش ملتي ستمديده، گروه قومي، جنسيتي (خاص) باشد و يا كل جامعه ـ خصلتي شبه مذهبي دارد. رهايي بخشي ديدگاهي در باب زندگي آدمي ارائه مي دهد كه در آن نيازها به تمامي برآورده شده واهداف آدمي به طور كامل تحقق يافته است و...»
اين كتاب، اثري بسيار پرمايه، ارزشمند وخواندني است هر چند به نظر مي رسد كه برخي از مصاديق به كار رفته در آن قابل چند وچون باشد.
حميدرضا رحماني زاده دهكردي
* مشخصات كتاب:
*Andrew, Heywood. Political Ideas and concepts: An Introduction, London: Macmillan Press,1994.369p.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |