• بايد از بنيان شروع كرد. پايه تدريس موسيقي در كشور. ما در شهرستانها ساز نداريم. مردم شهرستانها ساز ندارند براي زدن و بايد بيايند به تهران و ساز خوب بخرند. حتي يك ساز پيانو پيدا نمي شود.
در گفت وگو با فوأد حجازي بايد نهايت تلاش را بكني تا در جايگاه متهم قرار نگيري. برخلاف موسيقي اش كه ساختار نسبتاً محكمي دارد صحبت هايش اصلاً اينطور نيست و در خرابكاري يد طولايي دارد. از خراب كردن خودش دريغ ندارد چه برسد به شما. طوري حرف مي زند كه شما مي ترسيد به خيلي ها بربخورد. اما سر آخر مي گوييد: به ما چه مربوط است. حرفهاي خودش است، خودش هم بايد جوابگو باشد.
|
|
عكسها: كاووس صادقلو
|
** يكي مي گفت: وضعيت موسيقي پاپ كشور مثل لوله آبي مي ماند كه مدتها بسته مانده و وقتي باز مي شود اول آب كثيف زرد رنگ از شيرآب مي آيد و طول مي كشد تا زلال شود. به نظرتان كمي افراطي نيست؟
* نه. درست مي گويد. آب زرد رنگ در لوله شير خيلي زود صاف مي شودولي براي موسيقي ما شايد يك قرن براي زلالي آب وقت صرف شود.
** اين حرف زماني زده شد كه جريان موسيقي پاپ بعداز انقلاب راه افتاد . خودتان هم جزو همين جريان هستيد...
* مسأله اي نيست.
** يعني سعي نمي كنيد جزو آب اوليه وزرد رنگ نباشيد؟
* اگر بخواهيم هم شايد نشود...
** نمي خواهيد حداقل از خودتان دفاع كنيد؟
* نه. لزومي ندارد. واقعيت دردناكي است و غيرقابل انكار
** پس تكليف عده اي كه به اين موسيقي دل بسته اند چه مي شود؟
* اشكالي ندارد. دل ببندند.
** فرض كنيد كه شما مسؤول اين مسأله باشيد كه هرچه زودتر اين آب را زلال كنيد چه كار مي كرديد؟
* بايد از بنيان شروع كرد. پايه تدريس موسيقي در كشور. ما در شهرستانها ساز نداريم. مردم شهرستانها ساز ندارند براي زدن و بايد بيايند به تهران و ساز خوب بخرند. حتي يك ساز پيانو پيدا نمي شود. تئوري موسيقي شايد به طور مداوم درس داده شود ولي تدريس عملي موسيقي كه مردم خارج از تهران بتوانند از آن استفاده كنند، تقريباً ً نيست. ما به تعداد شهرستانهايي كه درايران داريم بايد اركسترهاي بزرگ و سمفونيك داشه باشيم. در تمام مدارس ايران بايد تدريس موسيقي به طور جدي داشته باشيم و همينطور امكانات براي آنها. ولي اين چنين نيست و نمي دانيم چرا و انجام اين كار به دستور چه كسي بايد انجام شود. چه كسي تصميم گيرنده است. چه كسي دلش مي سوزد. چه كسي گريه مي كند. چه كسي دلش براي هنر اين مملكت مي سوزد.
تصميم را چه كسي بايد بگيرد. نامه را كه بايد امضا كند؟
** منظورتان موسيقي سنتي كه نيست؟
* هر موسيقي . هر سازي. موسيقي اي كه تمام دنيا قبولش دارند.
** من فكر مي كنم وضعيت موسيقي كشور قطبي است و مختص تهران نيست. به نظر من مشكل قضيه اين جاست كه براي موسيقي مركزيت منسجم و تصميم گيرنده وجود ندارد...
* هرچي كه هست خيلي شير تو شير است.
** شما چه كاري كرديد براي اين وضعيت؟...
* ما كه كاره اي نيستيم.
** داد كه مي تواني بزني...
* دارم مي زنم ديگر
** سعي مي كنم اين قضيه را همينجا تمامش كنم چون فكر مي كنم به جايي نمي رسيم . خوب همين موسيقي به قول شما شيرتوشير را شما چگونه دسته بندي مي كنيد؟
* من منظورم از شيرتوشير خود موسيقي نيست بلكه مديريت موسيقي است.
** وضعيت موزيسين هاي مادر داخل تهران به چه صورت است؟ آيا اينجا هم اين آشفتگيها ديده مي شود؟
* تهران به خاطر اينكه پايتخت است مورد توجه بيشتري قرار مي گيرد. من فكر مي كنم موسيقي هم اگر جزو آبروي مملكت ما نبود و اگر خارجيها با انگشت حقارت ما را نشانه نمي رفتند، براي آنكه موسيقي ملي و اركستر سمفونيك نداريم، موسيقي در كشور ما زودتر از اينها كارش شده بود زيرا كه كلاً جو حاضر با بودن يا نبودن موسيقي دو به شك است و يكي از دلايلي كه ما با بحرانهاي موسيقي در مملكت مواجه مي شويم همين است يعني گاهي مشكل مالي موزيسين ها مطرح است، زماني مي گويند تعداد اركستر دراين مملكت كم است وآنرا زياد مي كنند و بعد پشيمان مي شوند.
اين فقط به خاطر اين است كه ما در مورد ذات موسيقي مشكل تفكري و ذهني داريم اگر عوام مردم را در نظر بگيريم بايد به گونه اي رفتار كنيم كه آنها مي خواهند.اگر ما تعيين كننده ايم بايد طوري رفتار كنيم كه در چنددهه بعدعوام هم همانرا از ما بخواهند. هيچكدام از هنرمندان دوست ندارند كه مهر ابتذال به موسيقي و شعر زده شود.اگر ابتذالي هست در فقر مالي و فرهنگي است.
حالا كه استفاده عوام از موسيقي براي برداشت هاي شخصي در كوچه و بازار و خانه به طور انفرادي استفاده مي شود، اين تقصير از موسيقي نيست.
خيلي از وسايل ديگر در دنياي امروز قابليت هاي ديگري هم دارند اما آنها را مردم و عوام گاهي در خطوط ابتذال استفاده مي كنند و اين ايراد وارد برآن صنعت نيست. حالا هرچه كه مي خواهدباشد. اين ايراد وارد بر فقدان جنبه هاي فرهنگي و مالي ماست.
** مثل اينكه اين قسمت درد دل بود چون برخلاف بقيه قسمتهاي مصاحبه خيلي طولاني جواب داديد.هنوز هم ادامه دارد؟...
* بله. شعر مبتذل هم زماني سروده مي شود كه شاعر معيشت خود را بخواهد از دست عوام بگيرد. هنري كه مردم به آن خط بدهند و عوام اصولاً هميشه هنرخطرناكي است.
** خيلي جالب است. موسيقي پاپ را موسيقي عامه پسندتعريف مي كنند وشما عامه را رد مي كنيد.
* من گفتم هنري كه از طرف مردم هدايت مي شود احتمال به ابتذال كشيدنش زياد است.
** ولي نمي توانيد منكر اين قضيه شويد كه در تمام دنيا موسيقي پاپ را موسيقي عامه مردم تعريف مي كنند...
* در حال حاضر كل دنيا تبديل به يك شهر كوچك شده است و در اين شهر كوچك هر كس كه بتواند موسيقي بسازد كه بتواند مليت هاي مختلف را چه از آسيايي، آفريقايي ، اروپايي و آمريكايي جلب نمايد او به موسيقي عوامانه كه اكثر مردم دنيا آنرا دوست داشته باشند به يك موسيقي پاپ دست يافته است. ولي حالا يك مطلب خيلي مهم كه اين موسيقي كه براي تمام مردم دنيا جالب است از نوع ابتذال است يا خير. بعضي از اين موسيقي عوامانه يا پاپ در عين اينكه در اكثر دنيا طرفداراني را به خوداختصاص مي دهند نه تنها ابتذال نيستند بلكه از لحاظ فرهنگي حركتهاي مثبتي را بر اقشار مختلف جهان مي گذارد.
** مردم در نقاط مختلف جهان فرق مي كنند. مردم شمال ايران با مردم جنوب كاستاريكا چه تناسبي دارند كه يك نوع موسيقي ممكن است آنها را جذب كند؟
* ممكن شده است. يك موسيقي مشترك در اروپا توليد مي شود كه هم كاستاريكايي ها از آن خوششان مي آيد و هم مردم شمال ايران...
** يعني فكر مي كنيد كه مردم كاستاريكا از شنيدن صداي دف در كار فؤاد حجازي همان حسي را پيدا مي كنند كه ما با سابقه موسيقي عرفاني خودمان، از آن برداشت مي كنيم؟
* اصلاً مهم نيست كه همان حس را برداشت بكنند. مهم اين است كه از آن موسيقي لذت ببرند وحالا اگر هر تخيلي هم مي كنند، بكنند.
** شعر وكلام چه جايگاهي در اين ميانه دارد؟
* كلام در كشور ما خيلي مهم است چون مردم ما گوششان فقط كلام را مي شنود. در مورد كلام هم ما مي توانيم از طريق فرهنگ و آداب و رسوم ملل مختلف شعري را به قلم بياوريم كه بتوانيم از طريق آن به تمام اذهان مردم دنيا وارد شويم و برآنها تأثير بگذاريم.به زبانهاي مختلف . البته در حال حاضر موسيقي ما در ترانه قوي تر از كلاممان است.
** من فكر مي كنم اين قضيه بر مي گردد به همان چيزي كه خودتان گفتيد:« مردم ما گوششان فقط كلام را مي شنود» و به اين ترتيب كل جريان شعر را مي كشانند به سمت ابتذال يعني پتانسيل شعر خوب وجود دارد ولي اقتضاي اقتصاد بازار ،شاعر را به سمت شعر مبتذل مي كشاند.
* اين هم يكي از دلايل.
** نقش صداوسيما چه مي شود؟
* تمام رسانه ها در رساندن فرهنگ درست سهم مشترك دارند اما اگر اين رسانه ها تحت تأثير فرهنگ عوام قرار بگيرند نمي توانند خط درستي رادر ارتباط با هنر، صنعت وديگر چيزها نشان دهند. ما مي بينيم كه هر موسيقي اي كه از رسانه اي پخش مي شود تعدادي طرفدار به خود اختصاص مي دهد البته اين در مورد همه هنرها مثل سينما و ديگر چيزهاست حالا بعداز گذشت زمان مي بينيم كه ترانه هاي قديمي از اذهان عموم هنوز به يادگار مانده است از آنجاييكه همه مي دانيم ايرانيها به اسباب و هنرهاي گذشتگان خود چه از مادربزرگ و پدربزرگ و اشخاص خارج از خانواده خود علاقه بسيار نشان مي دهند وهميشه تا آخرعمر در اتاقشان ودر زندگي شان ودر قفسه سينه شان ياد و خاطره آنها را به وسيله اسباب و اثاثيه شان نگه مي دارند. حالا قرن، قرن عكس و فيلم و موسيقي و نقاشي و اينجور چيزهاست و حالا ما وسايل بيشتري براي نگه داشتن خاطرات گذشته داريم پس خطر تصميم گيري عوام براي هنر بيشتر مي شود. هنر اصولاً بايد به روز وآينده نگاه كند. بايد دانشش را از گذشته بياورد ولي اكتشافاتش را به آينده بسپارد.
** شما در مورد رسانه هاي جمعي هم از خط دادن عوام حرف مي زنيد اما به نظر من در اينجا بايد از خط دادن به عوام حرف بزنيد. به هر حال اين رسانه ها، در شكل گيري سليقه عوام، نقش عمده اي دارد...
* دقيقاً . من فكر مي كنم كه اگر مدتي طولاني موسيقي سنتي پخش شود. ممكن است براي مدتي مردم را دلزده كند و همينطور موسيقي پاپ ياكلاسيك ياموسيقي هاي غربي. اما همين مدتي كه يك موسيقي به طور مداوم از صداوسيما پخش مي شود، جزو يادگار و خاطره مردم خواهد شد و جزئي از زمان گذشته به حساب مي آيد و مطمئناً بعد از گذشت زمان با شنيدن همين ترانه ها و با شنيدن موسيقي سنتي و اصيل به وجد مي آيند واز شنيدن آن به خاطر به يادآوردن خاطرات گذشته شان لذت مي برند و اين همان چيزي است كه درحال حاضر رسانه ها مي توانند از آن استفاده كنند براي بهتر گوش كردن يك موسيقي سالم. حتي اگر اين موسيقي بيست وچهارساعته از رسانه ها پخش شود وحتي داخلي هم نباشد. غربي باشد.
** اما رسانه هاي ما اينگونه نيست و وضعيت آرشيوي موسيقي آن نامطلوب است و انتخاب كنندگان آنها اصلح نيستند. نظر شما چيست؟
* دقيقاً . ولي من اميدوارم كه كارگردانان اين كار بتوانند موسيقي خوب را از بد تشخيص داده وآرشيو خود را قوي نمايند تا بتوانند ذهن عوام را به درست گوش كردن سوق دهند.
** خيلي ها هستند كه مي گويند شما موفقيت خودتان را مديون همين رسانه ها هستيد فكر مي كنيد دروغ مي گويند؟
* بله، من مديون همين رسانه ها هستم ولي خوب ما موسيقي عوامانه كار نكرديم و يكي از دلايلي كه ما موردتوجه قرار گرفتيم فقط جدي بودن كار بود يعني كارهايي كه انجام داديم جدي بود و براي تفنن نبوده اما از همين رسانه ها هم خيلي چيزها به ديگران رسيده كه موسيقي آنها براي تفنن بوده. حالا ديگر تصميم با كارگردان است كه ديگر كدام را به عوام ديكته كند.
** شما گفتيد كه ما موسيقي عوامانه كار نكرديم و اين يعني اينكه موسيقي شما موسيقي پاپ نيست. پس چيست؟
* ممكن است عوام خوششان آمده باشدولي موسيقي ما براي عوام نبوده است فقط براي يك قشر خاصي توليد شده بود و ما هدف مان آنها بودند. حالا اگر عوام هم خوششان آمده چه بهتر.
** اين جواب همه سؤال من نيست...
* يعني هنوز معلوم نيست پاپ است يا چيز ديگري؟
** دقيقاً ...
* موسيقي ما پاپ نبوده ومردمي هم نبوده... اتفاقاً بسيار هم خاص بوده...
** يعني مدرن؟ يا كلاسيك يا...
* پاپ اصلاً يك فرم موسيقي نيست. هر نوع فرم موسيقي ممكن است موسيقي پاپ باشد از جمله موسيقي چيني ، ژاپني ، روسي و آذري . همه اينها مي توانند موسيقي پاپ حساب شوند و فرم خاصي ندارند. چون هنوز موسيقي سنتي و اصيل بعضي از ملل آسيايي، يا آفريقايي يا اروپايي جهاني نشده است و تبديل به موسيقي پاپ و مردمي دنيا نشده است، هنوز در فرم اصيل وسنتي خود باقي مانده اند چرا كه به محض اينكه مثلاً يك موسيقي آذزي بيايدو جهاني شود آن موسيقي ،موسيقي پاپ خواهد بود وهمه خوششان مي آيد. جاز و بلوز موسيقي سنتي آمريكاست ولي حالا شده است موسيقي پاپ دنيا.
** بالاخره نگفتيد موسيقي شما چيست؟
* بايد بگردم يك اسم برايش پيدا كنم. چون همه خوششان نمي آيد پس پاپ نيست.
** يك سؤال بي ربط كه بدنيست سؤال آخر باشد. اگر از شما بخواهند كه در اركسترسمفونيك ساز بزنيد قبول مي كنيد؟
* نه. براي اينكه جواب مسأله معيشت مرا نمي دهد.
** يعني اگر مسأله مالي نداشته باشيد وكاملاً تأمين باشيد قبول مي كنيد، فقط يك نوازنده اركستر سمفونيك باشيد؟
* بله
** باور نمي كنم كه شهرت آهنگساز بودن را نخواهيد.
* مي خواهم هر دو را با هم داشته باشم. آنرا هم براي تجربه بيشتر مي خواهم انجام بدهم.
** حالا چه سازي را مي خواهيد بزنيد؟
* كلارينت.
** خوشحالم كه اين مصاحبه با اسم يك ساز تمام مي شود. ديگر هم چيزي نمي گويم.
آرش نصيري a-nasiri@noavar.com