شماره ۲۱۳۹ - سال هشتم - جمعه ۱۰ خرداد ۱۳۸۱
Fri, May 31, 2002
Music black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اجتماعي
گزارش روز
ادبيات
موسيقي
بين الملل
فرهنگ و انديشه
كاريكاتور
فرهنگ و هنر
ويژه
ويژه ۲
آذين
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
مصاحبه با فؤاد حجازي
• بايد از بنيان شروع كرد. پايه تدريس موسيقي در كشور. ما در شهرستانها ساز نداريم. مردم شهرستانها ساز ندارند براي زدن و بايد بيايند به تهران و ساز خوب بخرند. حتي يك ساز پيانو پيدا نمي شود.
زاويه

مصاحبه با فؤاد حجازي
مي گردم برايش اسم پيدا كنم
• بايد از بنيان شروع كرد. پايه تدريس موسيقي در كشور. ما در شهرستانها ساز نداريم. مردم شهرستانها ساز ندارند براي زدن و بايد بيايند به تهران و ساز خوب بخرند. حتي يك ساز پيانو پيدا نمي شود.
در گفت وگو با فوأد حجازي بايد نهايت تلاش را بكني تا در جايگاه متهم قرار نگيري. برخلاف موسيقي اش كه ساختار نسبتاً محكمي دارد صحبت هايش اصلاً اينطور نيست و در خرابكاري يد طولايي دارد. از خراب كردن خودش دريغ ندارد چه برسد به شما. طوري حرف مي زند كه شما مي ترسيد به خيلي ها بربخورد. اما سر آخر مي گوييد: به ما چه مربوط است. حرفهاي خودش است، خودش هم بايد جوابگو باشد.
065016.jpg
عكسها: كاووس صادقلو
** يكي مي گفت: وضعيت موسيقي پاپ كشور مثل لوله آبي مي ماند كه مدتها بسته مانده و وقتي باز مي شود اول آب كثيف زرد رنگ از شيرآب مي آيد و طول مي كشد تا زلال شود. به نظرتان كمي افراطي نيست؟
* نه. درست مي گويد. آب زرد رنگ در لوله شير خيلي زود صاف مي شودولي براي موسيقي ما شايد يك قرن براي زلالي آب وقت صرف شود.
** اين حرف زماني زده شد كه جريان موسيقي پاپ بعداز انقلاب راه افتاد . خودتان هم جزو همين جريان هستيد...
* مسأله اي نيست.
** يعني سعي نمي كنيد جزو آب اوليه وزرد رنگ نباشيد؟
* اگر بخواهيم هم شايد نشود...
** نمي خواهيد حداقل از خودتان دفاع كنيد؟
* نه. لزومي ندارد. واقعيت دردناكي است و غيرقابل انكار
** پس تكليف عده اي كه به اين موسيقي دل بسته اند چه مي شود؟
* اشكالي ندارد. دل ببندند.
** فرض كنيد كه شما مسؤول اين مسأله باشيد كه هرچه زودتر اين آب را زلال كنيد چه كار مي كرديد؟
* بايد از بنيان شروع كرد. پايه تدريس موسيقي در كشور. ما در شهرستانها ساز نداريم. مردم شهرستانها ساز ندارند براي زدن و بايد بيايند به تهران و ساز خوب بخرند. حتي يك ساز پيانو پيدا نمي شود. تئوري موسيقي شايد به طور مداوم درس داده شود ولي تدريس عملي موسيقي كه مردم خارج از تهران بتوانند از آن استفاده كنند، تقريباً ً نيست. ما به تعداد شهرستانهايي كه درايران داريم بايد اركسترهاي بزرگ و سمفونيك داشه باشيم. در تمام مدارس ايران بايد تدريس موسيقي به طور جدي داشته باشيم و همينطور امكانات براي آنها. ولي اين چنين نيست و نمي دانيم چرا و انجام اين كار به دستور چه كسي بايد انجام شود. چه كسي تصميم گيرنده است. چه كسي دلش مي سوزد. چه كسي گريه مي كند. چه كسي دلش براي هنر اين مملكت مي سوزد.
تصميم را چه كسي بايد بگيرد. نامه را كه بايد امضا كند؟
** منظورتان موسيقي سنتي كه نيست؟
* هر موسيقي . هر سازي. موسيقي اي كه تمام دنيا قبولش دارند.
** من فكر مي كنم وضعيت موسيقي كشور قطبي است و مختص تهران نيست. به نظر من مشكل قضيه اين جاست كه براي موسيقي مركزيت منسجم و تصميم گيرنده وجود ندارد...
* هرچي كه هست خيلي شير تو شير است.
** شما چه كاري كرديد براي اين وضعيت؟...
* ما كه كاره اي نيستيم.
** داد كه مي تواني بزني...
* دارم مي زنم ديگر
** سعي مي كنم اين قضيه را همينجا تمامش كنم چون فكر مي كنم به جايي نمي رسيم . خوب همين موسيقي به قول شما شيرتوشير را شما چگونه دسته بندي مي كنيد؟
* من منظورم از شيرتوشير خود موسيقي نيست بلكه مديريت موسيقي است.
** وضعيت موزيسين هاي مادر داخل تهران به چه صورت است؟ آيا اينجا هم اين آشفتگيها ديده مي شود؟
* تهران به خاطر اينكه پايتخت است مورد توجه بيشتري قرار مي گيرد. من فكر مي كنم موسيقي هم اگر جزو آبروي مملكت ما نبود و اگر خارجيها با انگشت حقارت ما را نشانه نمي رفتند، براي آنكه موسيقي ملي و اركستر سمفونيك نداريم، موسيقي در كشور ما زودتر از اينها كارش شده بود زيرا كه كلاً جو حاضر با بودن يا نبودن موسيقي دو به شك است و يكي از دلايلي كه ما با بحرانهاي موسيقي در مملكت مواجه مي شويم همين است يعني گاهي مشكل مالي موزيسين ها مطرح است، زماني مي گويند تعداد اركستر دراين مملكت كم است وآنرا زياد مي كنند و بعد پشيمان مي شوند.
اين فقط به خاطر اين است كه ما در مورد ذات موسيقي مشكل تفكري و ذهني داريم اگر عوام مردم را در نظر بگيريم بايد به گونه اي رفتار كنيم كه آنها مي خواهند.اگر ما تعيين كننده ايم بايد طوري رفتار كنيم كه در چنددهه بعدعوام هم همانرا از ما بخواهند. هيچكدام از هنرمندان دوست ندارند كه مهر ابتذال به موسيقي و شعر زده شود.اگر ابتذالي هست در فقر مالي و فرهنگي است.
حالا كه استفاده عوام از موسيقي براي برداشت هاي شخصي در كوچه و بازار و خانه به طور انفرادي استفاده مي شود، اين تقصير از موسيقي نيست.
خيلي از وسايل ديگر در دنياي امروز قابليت هاي ديگري هم دارند اما آنها را مردم و عوام گاهي در خطوط ابتذال استفاده مي كنند و اين ايراد وارد برآن صنعت نيست. حالا هرچه كه مي خواهدباشد. اين ايراد وارد بر فقدان جنبه هاي فرهنگي و مالي ماست.
065019.jpg
** مثل اينكه اين قسمت درد دل بود چون برخلاف بقيه قسمتهاي مصاحبه خيلي طولاني جواب داديد.هنوز هم ادامه دارد؟...
* بله. شعر مبتذل هم زماني سروده مي شود كه شاعر معيشت خود را بخواهد از دست عوام بگيرد. هنري كه مردم به آن خط بدهند و عوام اصولاً هميشه هنرخطرناكي است.
** خيلي جالب است. موسيقي پاپ را موسيقي عامه پسندتعريف مي كنند وشما عامه را رد مي كنيد.
* من گفتم هنري كه از طرف مردم هدايت مي شود احتمال به ابتذال كشيدنش زياد است.
** ولي نمي توانيد منكر اين قضيه شويد كه در تمام دنيا موسيقي پاپ را موسيقي عامه مردم تعريف مي كنند...
* در حال حاضر كل دنيا تبديل به يك شهر كوچك شده است و در اين شهر كوچك هر كس كه بتواند موسيقي بسازد كه بتواند مليت هاي مختلف را چه از آسيايي، آفريقايي ، اروپايي و آمريكايي جلب نمايد او به موسيقي عوامانه كه اكثر مردم دنيا آنرا دوست داشته باشند به يك موسيقي پاپ دست يافته است. ولي حالا يك مطلب خيلي مهم كه اين موسيقي كه براي تمام مردم دنيا جالب است از نوع ابتذال است يا خير. بعضي از اين موسيقي عوامانه يا پاپ در عين اينكه در اكثر دنيا طرفداراني را به خوداختصاص مي دهند نه تنها ابتذال نيستند بلكه از لحاظ فرهنگي حركتهاي مثبتي را بر اقشار مختلف جهان مي گذارد.
** مردم در نقاط مختلف جهان فرق مي كنند. مردم شمال ايران با مردم جنوب كاستاريكا چه تناسبي دارند كه يك نوع موسيقي ممكن است آنها را جذب كند؟
* ممكن شده است. يك موسيقي مشترك در اروپا توليد مي شود كه هم كاستاريكايي ها از آن خوششان مي آيد و هم مردم شمال ايران...
** يعني فكر مي كنيد كه مردم كاستاريكا از شنيدن صداي دف در كار فؤاد حجازي همان حسي را پيدا مي كنند كه ما با سابقه موسيقي عرفاني خودمان، از آن برداشت مي كنيم؟
* اصلاً مهم نيست كه همان حس را برداشت بكنند. مهم اين است كه از آن موسيقي لذت ببرند وحالا اگر هر تخيلي هم مي كنند، بكنند.
** شعر وكلام چه جايگاهي در اين ميانه دارد؟
* كلام در كشور ما خيلي مهم است چون مردم ما گوششان فقط كلام را مي شنود. در مورد كلام هم ما مي توانيم از طريق فرهنگ و آداب و رسوم ملل مختلف شعري را به قلم بياوريم كه بتوانيم از طريق آن به تمام اذهان مردم دنيا وارد شويم و برآنها تأثير بگذاريم.به زبانهاي مختلف . البته در حال حاضر موسيقي ما در ترانه قوي تر از كلاممان است.
** من فكر مي كنم اين قضيه بر مي گردد به همان چيزي كه خودتان گفتيد:« مردم ما گوششان فقط كلام را مي شنود» و به اين ترتيب كل جريان شعر را مي كشانند به سمت ابتذال يعني پتانسيل شعر خوب وجود دارد ولي اقتضاي اقتصاد بازار ،شاعر را به سمت شعر مبتذل مي كشاند.
* اين هم يكي از دلايل.
065022.jpg
** نقش صداوسيما چه مي شود؟
* تمام رسانه ها در رساندن فرهنگ درست سهم مشترك دارند اما اگر اين رسانه ها تحت تأثير فرهنگ عوام قرار بگيرند نمي توانند خط درستي رادر ارتباط با هنر، صنعت وديگر چيزها نشان دهند. ما مي بينيم كه هر موسيقي اي كه از رسانه اي پخش مي شود تعدادي طرفدار به خود اختصاص مي دهد البته اين در مورد همه هنرها مثل سينما و ديگر چيزهاست حالا بعداز گذشت زمان مي بينيم كه ترانه هاي قديمي از اذهان عموم هنوز به يادگار مانده است از آنجاييكه همه مي دانيم ايرانيها به اسباب و هنرهاي گذشتگان خود چه از مادربزرگ و پدربزرگ و اشخاص خارج از خانواده خود علاقه بسيار نشان مي دهند وهميشه تا آخرعمر در اتاقشان ودر زندگي شان ودر قفسه سينه شان ياد و خاطره آنها را به وسيله اسباب و اثاثيه شان نگه مي دارند. حالا قرن، قرن عكس و فيلم و موسيقي و نقاشي و اينجور چيزهاست و حالا ما وسايل بيشتري براي نگه داشتن خاطرات گذشته داريم پس خطر تصميم گيري عوام براي هنر بيشتر مي شود. هنر اصولاً بايد به روز وآينده نگاه كند. بايد دانشش را از گذشته بياورد ولي اكتشافاتش را به آينده بسپارد.
** شما در مورد رسانه هاي جمعي هم از خط دادن عوام حرف مي زنيد اما به نظر من در اينجا بايد از خط دادن به عوام حرف بزنيد. به هر حال اين رسانه ها، در شكل گيري سليقه عوام، نقش عمده اي دارد...
* دقيقاً . من فكر مي كنم كه اگر مدتي طولاني موسيقي سنتي پخش شود. ممكن است براي مدتي مردم را دلزده كند و همينطور موسيقي پاپ ياكلاسيك ياموسيقي هاي غربي. اما همين مدتي كه يك موسيقي به طور مداوم از صداوسيما پخش مي شود، جزو يادگار و خاطره مردم خواهد شد و جزئي از زمان گذشته به حساب مي آيد و مطمئناً بعد از گذشت زمان با شنيدن همين ترانه ها و با شنيدن موسيقي سنتي و اصيل به وجد مي آيند واز شنيدن آن به خاطر به يادآوردن خاطرات گذشته شان لذت مي برند و اين همان چيزي است كه درحال حاضر رسانه ها مي توانند از آن استفاده كنند براي بهتر گوش كردن يك موسيقي سالم. حتي اگر اين موسيقي بيست وچهارساعته از رسانه ها پخش شود وحتي داخلي هم نباشد. غربي باشد.
** اما رسانه هاي ما اينگونه نيست و وضعيت آرشيوي موسيقي آن نامطلوب است و انتخاب كنندگان آنها اصلح نيستند. نظر شما چيست؟
* دقيقاً . ولي من اميدوارم كه كارگردانان اين كار بتوانند موسيقي خوب را از بد تشخيص داده وآرشيو خود را قوي نمايند تا بتوانند ذهن عوام را به درست گوش كردن سوق دهند.
** خيلي ها هستند كه مي گويند شما موفقيت خودتان را مديون همين رسانه ها هستيد فكر مي كنيد دروغ مي گويند؟
* بله، من مديون همين رسانه ها هستم ولي خوب ما موسيقي عوامانه كار نكرديم و يكي از دلايلي كه ما موردتوجه قرار گرفتيم فقط جدي بودن كار بود يعني كارهايي كه انجام داديم جدي بود و براي تفنن نبوده اما از همين رسانه ها هم خيلي چيزها به ديگران رسيده كه موسيقي آنها براي تفنن بوده. حالا ديگر تصميم با كارگردان است كه ديگر كدام را به عوام ديكته كند.
** شما گفتيد كه ما موسيقي عوامانه كار نكرديم و اين يعني اينكه موسيقي شما موسيقي پاپ نيست. پس چيست؟
* ممكن است عوام خوششان آمده باشدولي موسيقي ما براي عوام نبوده است فقط براي يك قشر خاصي توليد شده بود و ما هدف مان آنها بودند. حالا اگر عوام هم خوششان آمده چه بهتر.
** اين جواب همه سؤال من نيست...
* يعني هنوز معلوم نيست پاپ است يا چيز ديگري؟
** دقيقاً ...
* موسيقي ما پاپ نبوده ومردمي هم نبوده... اتفاقاً بسيار هم خاص بوده...
** يعني مدرن؟ يا كلاسيك يا...
* پاپ اصلاً يك فرم موسيقي نيست. هر نوع فرم موسيقي ممكن است موسيقي پاپ باشد از جمله موسيقي چيني ، ژاپني ، روسي و آذري . همه اينها مي توانند موسيقي پاپ حساب شوند و فرم خاصي ندارند. چون هنوز موسيقي سنتي و اصيل بعضي از ملل آسيايي، يا آفريقايي يا اروپايي جهاني نشده است و تبديل به موسيقي پاپ و مردمي دنيا نشده است، هنوز در فرم اصيل وسنتي خود باقي مانده اند چرا كه به محض اينكه مثلاً يك موسيقي آذزي بيايدو جهاني شود آن موسيقي ،موسيقي پاپ خواهد بود وهمه خوششان مي آيد. جاز و بلوز موسيقي سنتي آمريكاست ولي حالا شده است موسيقي پاپ دنيا.
** بالاخره نگفتيد موسيقي شما چيست؟
* بايد بگردم يك اسم برايش پيدا كنم. چون همه خوششان نمي آيد پس پاپ نيست.
** يك سؤال بي ربط كه بدنيست سؤال آخر باشد. اگر از شما بخواهند كه در اركسترسمفونيك ساز بزنيد قبول مي كنيد؟
* نه. براي اينكه جواب مسأله معيشت مرا نمي دهد.
** يعني اگر مسأله مالي نداشته باشيد وكاملاً تأمين باشيد قبول مي كنيد، فقط يك نوازنده اركستر سمفونيك باشيد؟
* بله
** باور نمي كنم كه شهرت آهنگساز بودن را نخواهيد.
* مي خواهم هر دو را با هم داشته باشم. آنرا هم براي تجربه بيشتر مي خواهم انجام بدهم.
** حالا چه سازي را مي خواهيد بزنيد؟
* كلارينت.
** خوشحالم كه اين مصاحبه با اسم يك ساز تمام مي شود. ديگر هم چيزي نمي گويم.
آرش نصيري a-nasiri@noavar.com 

زاويه
درباره فقط شعرهاي پاپ ايروني
دو هفته قبل مقاله اي درباره اجراي راجر واترز در همين صفحه چاپ شد. اي ميل هايي هم به نويسنده مقاله رسيد. اما در يك سايت در اينترنت به نام «iranflamenco.com» كه صفحه موسيقي «ايران جمعه» در آن گذاشته مي شود، پاسخي واصل شده بود در گلايه از تندي لحن مقاله «واترزو…» بدون توجه به اي ميل هاي موافق و تشكركننده و الخ، مي رويم به سراغ بحث موسيقي لس آنجلسي.
۱ ـ توليدات لوس آنجلسي يا آن چيزي كه موسيقي «پاپ ايروني» ناميده مي شود را به سختي مي توان «موسيقي» ناميد. موسيقي تعريف دارد، حساب و كتاب دارد، ضابطه اي دارد و چيزهايي مي خواهد. موسيقي سواد مي خواهد، فرهنگ مي خواهد، قريحه مي خواهد و «آدم» مي خواهد. «آدم» اين بحث اما فقط همان موجود دوپاي ناطق نيست. يك موجود است كه حتي اگر همه ي عمرش را به پاي هنرش نگذاشته باشد، هنر و الزامات هنر را مي شناسد و به يك تعهد دروني به توليد «كار»، «اثر» يا «متن» پابند است. با همه اين حرف ها و هزار و يكي دو شرط ديگر است كه يك فرد موسيقي توليد مي كند و اگر «توليد هنري» او داراي منطقي دروني بود كه در سرتاسر اثر رعايت شده بود، آن وقت اثر از نظر منتقدها موفق است.
با همه اين بحث ها آيا مي توان «چيز»هاي لوس آنجلسي را «موسيقي» مي ناميد؟
۲ ـ بحث درباره موسيقي پاپ و اين كه اين نوع موسيقي چيست؟ و چه كاري موسيقي پاپ محسوب مي شود؟ هنوز در بين نظريه پردازان در غرب در جريان است. يك گزارش از آنچه در بين صاحب نظران غربي درباره تعريف(ها) و مصداق (ها) در زمينه موسيقي مورد بحث است، حداقل دهها صفحه را مي طلبد و بحث هر روز هم بيشتر در جريان است. ما هم در حد بضاعتمان كوشيده ايم در مقاله هايي كه در «ايران جمعه» در نوبت چاپ قرارگرفته اند، اين موسيقي و نظريه هاي پيرامون آن را بررسي كنيم. حال اينكه آن مقاله ها كي چاپ شوند، موكول به (قدري) تقدير و (قدري ديگر) همت است، پس در اينجا درباره موسيقي بحث نخواهيم كرد.
۳ ـ در كنسرت راجرواترز در دوبي دو چهره موسيقي ايران (يعني توليد داخل) حاضر بودند: يك خواننده ـ و آهنگساز همان خوانند ـ اين دو نفر را ايراني ها «هو» كردند. اما شاعر يا ترانه سرايي را اين وسط يا نشناختند يا طرف آنجا حاضر نبود. اما يك چيز را به يقين مي توان گفت: «كسي ترانه سراهاي خودي! را نمي شناسد.»
۴ ـ يك ترانه موسيقي مردمي وقتي موفق است كه همه آن را از بربدانند و آن را براي خودشان به زمزمه بخوانند. ترانه هاي پاپ ايراني اين طور نيستند، «پاپ ايروني» ظاهراً اين طور است. ترانه چه مي كند؟ ترانه به مخاطب داراي بنيه ادبي ضعيف واژه هايي را مي دهد كه با آن فكر كنند. مخاطبي كه اين واژه ها را به دست آورده ذهنيتي مطابق آن واژه ها پيدا مي كند. انسان ها هم قدري طبق ذهنيتشان عمل مي كنند، گويا ترانه هاي «پاپ ايروني» خيلي هاشان درباره «مثلاً عشق» هستند و ما از آنها متنفريم به دليل شكلي كه اين «مثلاً عشق»ها امروزه پيداكرده اند. لجنزار عشق هاي خياباني را ديده ايد؟ اين بحث را در هفته هاي آينده بيشتر به چالش مي كشيم.
اديب وحداني
Vadib @ hotmail. com

گربه هاي معروف «لويد وبر» بي رقيب اند
065013.jpg
همانطور كه از آذرماه سال پيش اعلام شده بود نمايش ديرپاي «گربه ها» پس از ۲۱ سال به روي صحنه بودن و ۸۹۵۰ بار اجراشدن در شهر لندن، اخيراً به كار خود در سالن «نيولاندون تياتر» پايان داده و براي هميشه ( و شايد هم تا اطلاع ثانوي) اجراي آن به اتمام رسيد. «گربه ها»، اثر موزيكالي است از اندرولويدوبر و براساس يكي از كتاب هاي تي.اس.اليوت شاعر و نويسنده معروف ساخته شده است.
لويدوبر ۵۴ساله كه همراه با استفن ساندهايم نابغه ي تئاترهاي موزيكال و استاد درنوشتن تصنيف ها و ملودي هاي آن است، مي گويد: اشعار و نوشته هاي اليوت زمان نمي شناسند و به همين خاطر است كه من فكر مي كنم اين نمايش ابدي است و با مرور زمان هم از يادها نخواهد رفت، اين تئاتر يك زندگي ديگر را تجربه خواهد كرد و اصلاً ۸ جان خواهد داشت! در سالن محل اجراي آخرين مرتبه ي نمايش، تمامي ۱۱۰۰ جاي موجود پر بود و طراحي نمايش را براي اين شب به جيليان لين سپرده بودند. او نيز بازيگران گذشته وامروز نمايش را از هر جاي ممكن و آمريكا و حتي استراليا براي اين شب پاياني و خداحافظي بامردم دوباره گرد آورده بود.

• تشكر ۹۰هزاردلاري
ترتيبي اتخاذ شده بود كه چند خيابان آن ورتر و در داخل وست اند تصاوير اين شب پاياني بر يك تابلو و اسكرين بزرگ براي علاقه مندان و رهگذران پخش مي شد و اين اولين بار بود كه يك نمايش موزيكال وست اند چنين چيزي را تجربه مي كرد. سر كرون ميكن تاش تهيه كننده نمايش مي گفت: «ما مي خواهيم از اين طريق از مردم تشكر كنيم.» و البته همين تشكر و وداع با راه و ادواتي كه براي شما گفتيم ۹۰هزار دلار آب خورده بود.
فضا در داخل تئاتر نيز سرشار از جشن و سرور و البته وداع گفتن بود و حتي بيسكويت ها و شيرين هايي را كه سرو مي شد، به شكل گربه درآورده بودند. براي هريك از گربه هايي كه اين نمايش داستان زندگي شان را شرح مي دهد، نيز يك فرصت مناسب در نظر گرفته شده بود و مردم براي هريك از آنها هورا مي كشيدند. از گربه ي موسوم به گاس گرفته تا رام تام تاگر كه يك گربه ي خواننده و نوازنده ي موسيقي است!

• نخستين بازيگران
وقتي آخرين نمايش به پايان رسيد ساعت ۲۴ نيمه شب بود و حالا كريسي هاموند آخرين ايفاگر نقش گريزابلا گربه پرشكوهي كه در افسوس از دست رفتن گذشته اش آهنگ معروف «خاطرات» را مي خواند، روي صحنه ديده مي شد. در شب پاياني ايلين پيچ نيز روي صحنه بود و او اولين كسي است كه نقش گريزابلا را ايفا كرده و اين رل طي سالها به هنرپيشه هاي غيرقابل شمارش واگذار شده است. حتي ايفاگران نقش در نخستين اجراي گربه ها و نخستين گروه هنرپيشه هاي آن نيز دراين شب در مراسم مربوطه حضور يافتند. آنها به جز پيج، پل نيكولاس، وين اسليپ و برايان بلد هستند. اين آخري اينك در اجراي تئاتر موزيكال «چيتي چيتي بنگ بنگ» (كه بتازگي آن را در روزنامه معرفي كرديم) نيز شركت دارد.
لويد وبر در اظهاراتش طي شب پاياني به اين نمايش كه از روي يك فيلم سينمايي معروف دهه ۱۹۶۰ ساخته شده است، اشاره كرد و با تأكيد بر صحنه پرواز يك اتومبيل بر فراز سر حاضران طي آن گفت: اين كلكي است كه ما ابتدا ۲۱سال پيش آن را انجام داديم.
و صال روحاني


|   صفحه اول   |   سياسي   |   اجتماعي   |   گزارش روز   |   ادبيات   |   موسيقي   |   بين الملل   | 
|   فرهنگ و انديشه   |   كاريكاتور   |   فرهنگ و هنر   |   ويژه   |   ويژه ۲   |   آذين   |   حوادث   | 
|   ورزشي   |   صفحه آخر   |   هفت هنر   |   اوقات شرعي   | 

|   شناسنامه   |   آرشيو   |