|
|
آخرين لالايي
عصر چهارشنبه ۱۵خردادماه سال جاري وقتي بستگان قربانيان جنايت هولناك براي تحويل گرفتن اجساد مادر و دوپسرخردسال به قبرستان رفته بودند، با صحنه غم انگيزي مواجه شدند. پدرخانواده وقتي پيكربي جان نوزاد شيرخواره اش را تحويل گرفت، «سپهر» را به آغوش كشيد و عليرغم مخالفت بستگان نزديك با فريادي آنان را به كناري زد، روي زمين نشست، پاهاي خود را درازكرد و نوزاد ۳۸روزه اش را روي پاي خودگذاشت. لالايي هاي بغض آلود پدر در فضاي قبرستان پيچيد، مرد باصدايي بلند گريه مي كرد و مي گفت: مي خواهم «سپهر» را بخوابانم، پسرم گرسنه است و مادرش نيست به او شيربدهد. پيكر اين مادر و دوكودكش ازسوي پدر به روستاي حسين آباد فومن انتقال داده شدند و دريك مراسم روستايي در قبرستان به خاك سپرده شدند.
|
گروه حوادث: جزئيات قتل يك مادر و دوپسرخردسالش در جنوب تهران با اعترافات تكاندهنده عامل جنايت ازسوي پليس فاش شد.
دراين جنايت، مردجواني براي سرقت جواهرات زن عمويش، وي و دوپسرعموي خردسال خود را به طرز فجيعي ازپاي درآورد.
ساعت ۱۰و۳۰دقيقه صبح دوشنبه ۱۳خردادماه سال جاري، زنگ طبقه دوم ساختمان شماره ۴۹ خيابان منيري واقع در محله جواديه تهران به صدادرآمد و مرد ۲۲ساله اي درحالي كه نقشه شومي را در ذهن مرورمي كرد، واردآپارتمان شد. «فرهاد» با پشت سرگذاشتن پله ها دربرابر خانه عمويش، «فرحناز» را ديد كه باگشاده رويي به پيشباز وي آمده بود و برخلاف تصور ميهمان پسرعموي ۱۲ساله اش نيز در نزدمادر ايستاده بود. مرد براي پنهان داشتن اضطرابش سراغ نوزاد ۳۸روزه عمويش رفت و از «سينا» ـ پسرديگرخانواده ـ خواست به نزد او و «سپهر» شيرخواره برود.
«فرحناز» بعد از پذيرايي ميوه و چاي به آشپزخانه رفت وغافل از اينكه برادرزاده همسرش در كمين فرصتي نشسته است. ساعت ،۱۳ وقتي «سپهر» بي تابي كرد مادر براي شيردادن به نوزادش او را به آغوش گرفت و به اتاق ديگري رفت. «فرهاد» با رفتن زن عمويش از «سينا» خواست نزد مادرش برود، سپس به آشپزخانه رفت و پس از برداشتن چاقو با قدم هاي آهسته و لرزان به سمت اتاقي كه زن عمويش بود، رفت.
|
|
فرهاد ـ متهم به قتل
|
وقتي ميهمان پاي در اتاق گذاشت، «فرحناز» با ديدن چاقو در دستان او باعجله «سپهر» را روي زمين گذاشت و روي پاهايش ايستاد. سينا ـ پسر ۱۲ساله خانواده ـ وحشتزده به مادر چسبيد و «فرحناز» با التماس از «فرهاد» خواست، چاقوها را كنار بگذارد. مردميهمان انگار چيزي نمي شنيد، زن عمو با اشاره به «سپهر» شيرخواره و «سينا» از «فرهاد» خواست جواهرات او را بگيرد و خانه را ترك كند، «سينا» با بغض از پسرعمويش مي خواست به جاي «مادر» او را بزند.
هنوز التماس هاي مادر و پسر تمام نشده بود كه «فرهاد» به سمت «فرحناز» حمله برد.
بعد از قتل مادر، سينا قرباني ديگر نقشه شوم مردميهمان بود. «فرهاد» با قتل مادروپسر با برداشتن طلاوجواهرات به سمت درخروجي آپارتمان حركت كرد كه با شنيدن صداي گريه «سپهر» شيرخواره براي اينكه زماني براي فرارداشته باشد و ماجراي جنايت تا ساعت ها فاش نشود خود را به نوزاد رساند و او را نيز خفه كرد.
پدرخانواده ساعت ۱۸ عصر وقتي با دربسته خانه اش روبروشد به تصوراينكه زن و بچه هايش به ميهماني رفته اند به خانه برادرزنش رفت و وقتي آنان را نديد براي اصلاح موي سر به آرايشگاه رفت. ساعتي بعد، پدرخانواده به اميداينكه «فرحناز» و دوپسرش بازگشته اند به خانه رفت و وقتي هيچكس دررا به روي وي بازنكرد با نگراني خود را به بالكن يكي از اتاق ها رساند و بابازكردن در، با اجساد همسر و فرزندانش روبروشد.
• پليس جنايي واردعمل شد
ساعت ۲۲شامگاه دوشنبه، وقوع اين جنايت دلخراش به دايره ۱۰ اداره آگاهي تهران گزارش شد و به دستور سردار خوشزاد معاونت آگاهي تهران بزرگ، اكيپي از كارآگاهان شعبه قتل به سرپرستي سرهنگ شفيقي به قتلگاه مادر و دوپسرخردسالش اعزام شد.
كارآگاهان جنايي دربازرسي از خانه قربانيان در اتاق خواب واقع در ضلع شمالي آپارتمان با پيكربي جان و خون آلود زن ۳۰ ساله به نام «فرحناز درويش پور» كه جلوي كمدافتاده بود روبروشدند. «سينا رحمان پور» درحالي كه طناب سفيدرنگي دورگلويش ديده مي شد درسمت چپ مادر و «سپهر» شيرخواره كه روسري رنگي به گلويش پيچيده شده بود درسمت راست مادر افتاده بود.
دربررسي از محل جنايت، كارآگاهان با به هم ريختگي كمدها و اثاث خانه روبروشدند و كاغذنوشته اي را به دست آوردند كه روي آن ديده مي شد: قضيه ناموسي است اگر به مأموران اطلاع دهيد در منزل بمب گذاشته ايم و خانه را منفجرمي كنيم. پليس با پي بردن به اينكه، نوشته مرموز يك اقدام منحرف كننده است، تجسس هاي خود را روي چگونگي ورود عامل جنايت به خانه قربانيان متمركزكرد و باتوجه به اينكه هيچ نشاني از شكستگي قفل ها وجودنداشت و غذاي سوخته اي نيز روي اجاق گاز ديده مي شد كارآگاهان ساعت وقوع قتل را ساعت ۱۳ تخمين زدند و با ادعاي يكي ازهمسايگان كه صداي جيغ و داد كوتاهي را شنيده بود، دريافتند اين جنايت ازسوي يك ميهمان يا يك آشنا صورت گرفته است.
بدين ترتيب، با صدور دستورقضايي ازسوي قاضي محمدسلطان همتيار، تيم تحقيق و تجسس به سرپرستي سروان هاشمي و با همراهي سروان صديق، پدرخانواده را تحت بازجويي قراردادند و دريافتند وي ساعت ۱۰ صبح به محل كارش در پيتزافروشي رفته است و عصر با بازگشت به خانه ازطريق بالكن وارد اتاق خواب شده است و جسد زن و بچه هايش را درحالي كه با لحاف و پتو پوشانده شده بودند در گوشه اي از اتاق ديده است.
دراين تحقيقات مشخص شد عامل جنايت، جواهراتي را به ارزش صدهزارتومان به سرقت برده است وساكنان ساختمان نيز ادعاكردند هيچگاه صدايي از درگيري را نشنيده اند.
با ازبين رفتن فرضيه اي مبني بر اينكه پدرقربانيان در جريان جنايت دخالت داشته است، شاخه تحقيقاتي در به دست آوردن ردپايي از يك آشنا آغازشد و كارآگاهان دريافتند برادرزاده پدرخانواده كه «فرهاد» نام دارد به طرزمرموزي ناپديدشده است.
پليس كه با يك مردمعتاد و بيكار مواجه شده بود، ساعت ۲بامداد سه شنبه ۱۴خردادماه خانه وي را كه يك كوچه با محل جنايت فاصله داشت شناسايي و پي برد «فرهاد» به همراه همسر و دوبچه اش شبانه به فومن سفركرده اند.
صاحبخانه اين مرد جنايتكار دربازجويي ها ادعاكرد «فرهاد» ساعت ۱۴با سرووضعي آشفته درحالي كه بشدت عرق كرده بود واردحياط خانه شده است و پس از تعويض لباس خانه را ترك كرده است. دراين تحقيقات مشخص شد، «فرهاد» ساعتي بعد با خانه تماس گرفته است و ازهمسرش خواسته است براي سفر به فومن آماده شود و علت اين مسافرت را بيماري پدرش دانسته است.
• اعزام به روستاي حسين آباد فومن
كارآگاهان كه باتوجه به زمان متواري شدن «فرهاد» و سرنخ هاي به دست آمده، وي را عامل جنايت هولناك شناخته بودند ساعت ۵بامداد با دراختيارداشتن نيابت قضايي به فومن اعزام شدند و با شناسايي خانه بستگان عامل قتل در روستاي حسين آباد، آنجا را محاصره كردند.
وقتي پليس جنايي تهران از «فرهاد» خواست خود را تسليم كند اين مرد باتوجه به هواخواهي بستگانش، سعي كرد لباس هاي خود را عوض كند كه كارآگاهان با تيزهوشي و جلوگيري از اين اقدام متهم در بازرسي از وي، ۵حلقه النگو و زنجيرطلا را كه به طرزماهرانه اي جاسازي شده بود، به دست آوردند.
• اعترافات تكاندهنده
«فرهاد» وقتي خود را در كمتر از ۱۲ساعت در چنگال پليس ديد، با اعترافات تكان دهنده اي پرده از جزئيات قتل زن عمو و دوپسرعموي خودبرداشت. اين مرد به كارآگاهان گفت: من بخاطر اعتياد، بيكارشده بودم و هميشه از بي پولي عذاب مي كشيدم تا اينكه در رفت وآمد به خانه عمويم چشمم به طلا و جواهرات همسرش افتاد و وسوسه شدم دست به سرقت بزنم.
وي ادامه داد: روزجنايت بانقشه قبلي به تصور اينكه عمويم سركاراست و «سينا» به مدرسه رفته است به خانه آنها رفتم، ساعت ۱۰و۳۰دقيقه صبح بود كه در خانه عمويم بودم، هرچه منتظرشدم پسرعمويم به مدرسه برود، او نرفت.
«فرحناز» درحال پخت ناهاربود كه «سپهر» گرسنه شد و گريه كرد، از زن عمويم خواستم به نوزاد شيربدهد او هم اين كار را كرد و «سپهر» را به اتاق ديگربرد. فرصت خوبي بود به آشپزخانه رفته و دوچاقو را به دست گرفتم، نمي دانم چه اتفاقي افتاد، هنوز التماس هاي «فرحناز» و «سينا» و گريه هاي «سپهر» را به ياددارم.