شماره ۲۱۴۵ - سال هشتم - شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۱
Sat, Jun 8, 2002
Cin black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
سايه روشن«حبيب رضايي»
رونق اكران بهار همزمان با جنگ قدرت ميان صنوف اصلي سينما
• رونق اكران بهار، به تهران محدود مي شود. ما مطابق معمول عادت داريم هرآنچه را كه در تهران مي گذرد، به كل كشور تعميم دهيم

فيلم نما
ديگر تسليم شده ايم. چند هفته است كه داريم سعي مي كنيم با نوشتن درباره آثار به نمايش در آمده در تلويزيون وحتي شبكه ويديويي مجاز، در بحران نمايش فيلم ايراني در سالن هاي سينما، به حيات اين ستون ادامه دهيم.
اما در چند هفته اخير، هيچ خبري نبوده. در ده هفته اي كه از آغاز سال جديد گذشته، فقط پنج فيلم جديد ايراني در سينماهاي تهران اكران شده؛ يعني هر دو هفته يك فيلم و در دوره و زمانه اي كه باوجود آنتن هاي ماهواره اي و سايت هاي اينترنتي و شبكه هاي تلويزيوني (و از همه مهم تر سالن هاي بيليارد!) در صورت يك برنامه اكران عادي، بازهم مردم آن قدر قدرت انتخاب دارند كه فرصت سينما رفتن پيدا نكنند، اين سكون و رخوت واقعاً عجيب است. من كه دارم جوش حق التحرير را مي زنم اين كندي در روند اكران فيلم هاي جديد، به هيچ وجه به نفع صنعت سينماي ايران نيست. سينما رفتن در اين جا يك «عادت» است (شوخي نكنيد، سينماي ايران سال ها است از اين كه «نياز» مردم باشد، فاصله گرفته) و نسبت پنج فيلم در دوماه، اين عادت را از معدود تماشاگران باقيمانده نيز خواهد پراند. تازه اين نسبت هر دو هفته يك فيلم، در صورتي صحيح از كار در مي آيد كه فرض كنيم عموم مردم با سطح سواد و سلايق و جنس ها و سنين متفاوت، همه جزو تماشاگران و مخاطبين فيلمي مثل «ماني و ندا» باشند كه تصديق مي كنيد فرض محالي است. حالا البته در مورد شاهكاري مثل «مزاحم» قضيه فرق مي كند! (وارن اونس تعريف كرده كه در فرانسه سينمايي وجود داشته (و ان شاءالله، دارد) كه هر شنبه، ساعت دوازده شب فيلم «اين گروه خشن» را نمايش مي دهد. قبول داريد كه تماشاي چنين فيلمي، در چنين سينمايي، آخر آيين و مراسم است. ما هواداران فيلم «مزاحم» عاجزانه از مسؤولين سينماي ايران تقاضا مي كنيم چنين فرصتي براي نمايش اين فيلم در هزاره سوم فراهم شود. و براي محل نمايش، «سينما فرهنگ» را پيشنهاد مي كنيم كه به هر حال امكانات پخش صدا و تصويرش مناسب تر از بقيه سالن هاي سينما به نظر مي آيد.)
پس به علت كمبود فيلم هاي تازه، اين هفته ستون «فيلم نما» تعطيل است. اگر باز هم هيچ خبري نباشد، از هفته آينده مجبور، به معرفي آثار خارجي به نمايش در آمده از تلويزيون و تك و توك در سالن هاي سينما و شبكه ويديويي ادامه دهم. هرچند كه آن جا هم زياد خبري نيست!
www.amirqaderi.info امير قادري

سايه روشن«حبيب رضايي»
راه افتخار
بسياري از بازيگران جوان پس از ورود به عالم بازيگري خيلي زود حذف مي شوند. سيستم ستاره سازي به ناچار اين مسأله را به سينما تحميل مي كند؛ مگربازيگراني كه با دانش بسيار و تكيه بر تكنيك قدم بر اين عرصه نهاده باشند. اين هفته در سايه روشن به يكي از بازيگران جوان سينماي ايران مي پردازيم كه پس از ورود به عرصه بازيگري نه تنها حذف نشد بلكه مدارج ترقي را طي كرد و به يكي از بازيگردانهاي خوب سينماي ايران تبديل شد: حبيب رضايي.
هيچوقت خاطره اي را فراموش نمي كنم. مراسم تدفين مرحوم علي حاتمي بود. جواني را ديدم با سري تراشيده كه در ميان جماعت علاقه مند، حاضر بود. ناخودآگاه چهره جوان توجهم را جلب كرد خيلي جالب بود كه او را پس از مدت كوتاهي در مجموعه خانه سبز (مسعود رسام و بيژن بيرنگ)، روي صفحه كوچك تلويزيون ديدم. رضايي متولد ۱۳۴۷ است و بازيگري را به صورت تجربي آموخته است. وي كارش را از كلاسهاي آزاد بازيگري امين تارخ آغاز نمود و خيلي زود توانست به عنوان دستيار تارخ در كلاسها حضور يابد. اين مسأله همزمان مي شود با ساخت مجموعه خانه سبز كه رضايي در آن نقش يك رزمنده بسيجي را ايفا مي كند. رزمنده اي كه اگرچه رو به مرگ دارد اما اين مسأله چيزي از حلاوتش نمي كاهد. رضايي در بازيگري طنزي را در چهره و گويش خود نهفته دارد كه بسيار او را مدد مي رساند و بازي او را بيش از پيش جذاب جلوه مي دهد. حضور حبيب در اين مجموعه باعث نمي شود كه مطالعات را رها كند و خيلي زود با گروه تئاتر پرچين و محمد رحمانيان آشنا مي شود. حاصل اين آشنايي كار درد و نمايش مصاحبه و مجلس نامه است. نقش هاي رضايي در اين دو اثر بسيار خاص مي نمايد، در مصاحبه كه شيوه اجرايي آن بسيار موردتوجه قرارگرفت؛ وي نقش يك جوان الجزايري شيرين عقل را ايفا مي كند كه دست به جنايت زده و اكنون در مقابل بازپرس به سؤالات پاسخ مي دهد. كار علاوه بر صداي احمد آقالو كه ما چهره اش را نمي بينيم تماماً بر عهده حبيب رضايي است. اين نمايش از دو اپيزود تشكيل شده بود كه نقش ديگر را نيز مهتاب نصيرپور برعهده داشت. رضايي در اين اثر بازي كاملاً ديدني ارائه داد. شخصيت او در مصاحبه بسيار شبيه شخصيت مرد چاق داستان موش ها و آدمهاي (جان اشتان بك) است. فردي كه از روي دلسوزي و شدت علاقه، دست به قتل مي زند. مصاحبه بسيار موردتوجه قرارگرفت. البته اين توجه كمي كار رضايي را نيز دشوار كرد. گروه تصميم گرفتند اين نمايش را به زبان انگليسي در چند كشور خارجي روي صحنه ببرند. پس تمام ديالوگ ها به انگليسي ترجمه و توسط بازيگران بيان شد. اجراي اين اثر در آن سوي آبها نيز به دليل موضوع انساندوستانه و ضد جنگش بسيار مورد توجه و تقدير قرارگرفت و همين نمايش زمينه همكاري بعدي رحمانيان و رضايي را در نمايش مجلس نامه فراهم آورد. او در مجلس نامه نقش يك سياه سنتي را ايفا مي كند. نقشي كه از دل تاريخ تئاتر ملي ما مي آيد و تاكنون بسياري از هنرمندان بزرگ لباس قرمز رنگ اين سياه را به تن كرده اند. اما نگاه رحمانيان در جايگاه نويسنده و كارگردان به سياه مجلس نامه يكسره متفاوت مي نمود. او در واقع نمايشگر رنج و تقدير انساني بود تا اينكه صرفاً نقش خنداندن تماشاگر را برعهده داشته باشد.
اما فعاليتهاي رضايي به تئاتر محدود نشد و همان زمان بازيگر موردبحث ما با ابراهيم حاتمي كيا آشنا مي شود و حاصل اين آشنايي ايفاي نقش جوان مشهدي فيلم آژانس شيشه اي است. فيلمي كه در تاريخ سينماي پس از انقلاب از آثار قابل توجه به شمار مي آيد و در كارنامه حاتمي كيا نيز جايگاه ويژه اي دارد. سادگي يك جوان شهرستاني در برخورد با شرايطي كه حاج كاظم آن را پديد مي آورد كاملاً در بازي رضايي آشكار مي نمود و تعارض خونسردي وي با تندمزاجي حاجي بسيار بارز به نمايش درآمده است.
فيلم بعدي رضايي اثري متوسط در زمينه سينماي كمدي است. فيلم شوخي به كارگرداني همايون اسعديان. رضايي در اين فيلم مجدداً با پرويز پرستويي همبازي مي شود. شوخي فيلمي متوسط است و نتوانست آنگونه كه بايد قابليتهاي اين بازيگر جوان را به نمايش بگذارد.
رضايي پس از اين فيلم مجدداً همكاري با حاتمي كيا را در مجموعه خاك سرخ تجربه مي كند. اولين مجموعه تلويزيوني حاتمي كيا. اين مجموعه نيز همچون ساير دلمشغولي هاي اين كارگردان به زمينه جنگ و مسائل مبتلا به آن مي پردازد. اما پس از اين مجموعه رضايي مجدداً به سوي تئاتر بازمي گردد و در نمايش خروس به كارگرداني محمد رحمانيان نقش مي نمايد. نقش رضايي در اين اثر بسيار متفاوت است. يك مرد از دسته طالبان در افغانستان. رضايي با گريمي سنگين با مهارت تمام نقش اين جوان را ايفا كرد. جوان طالباني خروس بسيار ساده شخصيت پردازي شده است. انساني كه گويا به ناچار در چنبره فشارها گرفتار آمده و خود نيز چندان از موقعيت كنوني اش راضي نيست. پس از اين نمايش وي مجدداً به سينما بازمي گردد اما در جايگاهي جديد. رضايي اين بار نام خود را در دو فيلم به عنوان بازيگردان رقم مي زند. فيلمهاي ارتفاع پست (ابراهيم حاتمي كيا) و من ترانه پانزده سال دارم (رسول صدرعاملي) در فيلم دوم كه اخيراً بر اكران نشست رضايي قابليتهاي خود را در اين زمينه نيز آشكار ساخت. ارتباط خوب او با بازيگران در پشت صحنه بسيار زياد رو بروي دوربين نمودي آشكار داشت. ترانه عليدوستي، نگار جواهريان و... تني ديگر از بازيگران جوان كه شايد براي نخستين بار جلوي دوربين حضور مي يافتند كاملاً يكدست و متناسب با بازيگران حرفه اي اثر مثل مهتاب نصيرپور، حسين محجوب و... همپايي مي نمودند.
شايد در اين فيلم بود كه نقش يك بازيگردان و لزوم حضورش در سينما بر هنرمندان ثابت شد. رضايي علاوه بر قبول كردن مسؤوليت بازيگرداني در اين دو فيلم، به عنوان بازيگر نقش كوتاهي را هم در فيلم بماني «داريوش مهرجويي» ايفا كرد. كه به موقع و در زمان مقتضي به دو فيلم ارتفاع پست و بماني خواهيم پرداخت. آخرين تجربه رضايي كارگرداني مشترك نمايش شهادت خواني قدمشادمطرب به همراه محمد رحمانيان بود.
اين نمايش نكات خاصي را در شيوه بازيگري و كارگرداني به همراه داشت و به هنگام اجرا در جشنواره بيستم تئاترفجر بسيار موردتوجه قرارگرفت.
حبيب رضايي هنرمندي است كه گام به گام راه افتخار را پيمود و نشان داد بازيگري فراي مسائل ظاهري امري تكنيكي و علمي به شمار مي آيد. بايد منتظر كارهاي بعدي او بمانيم تا ببينيم اين مسير موفقيت آميز در آينده چگونه طي خواهدشد!

جشنواره هاي مهم فيلم دنيا«۲»
065925.jpg
همانطور كه هفته پيش و طي قسمت نخست اين سري مطالب براي شما نوشتيم، براساس زمان به پيش مي رويم و هر هفته فستيوال هاي عمده ي سينماي دنيا را كه در همان هفته ها و ماهها شكل مي گيرند، به اختصار براي شما معرفي مي كنيم و طبعاً برروي جشنواره هاي بزرگ تمركز و توضيح بيشتري خواهيم داشت.
فستيوال فيلم «كريستال اواردز» درلس آنجلس
اين جشنواره مختص سينماي زنان و كساني است كه در اين وادي كار مي كنند. البته فيلمسازان مردي هم كه كارهايشان درخصوص وضعيت و مشكلات زنان است، حق شركت در اين فستيوال را دارند. در دوره ي ۲۰۰۲ آن نيز كه از ۱۹ تا ۲۲ خرداد برگزار مي شود، جديدترين محصولات فيلمسازان و استوديوهايي كه كار و تلاش شان موجب رشد و تقويت موضع زنان در دنيا و در صنعت سينما شده، پخش خواهد شد.
فستيوال فيلم هاي سياهپوستان در اكاپولكو
اين فستيوال كه امسال از ۱۴ تا ۱۹ خرداد برگزار مي شود، يك گردهمايي مستقل براي نمايش فيلم هاي مرتبط با سياهپوستان و ويژه ي تشريح زندگي و مشكلات آنان به حساب مي آيد و هر ساله فيلمسازان، دست اندركاران سينما و مديران اجرايي فيلم ها و سران استوديوها در اكاپولكو حضور به هم مي رسانند و در اين خصوص رايزني مي كنند و طبعاً اكثر حاضران از سياهپوستان اند، سازمان دهنده و اسپانسر اين فستيوال كه طي آن امسال بيش از ۲۵۰ فيلم مرتبط با سياهپوستان پخش مي شود، سازمان «يوني ورد فيلمز» در نيويورك است.
فستيوال فيلم انچه لتي شيكاگو
با فستيوال بزرگ فيلم شيكاگو فرق دارد و در اين جشنواره امسال آثاري از بيش از ۸۰ فيلمساز نه چندان آشنا و بالنسبه تازه كار پخش خواهد شد. موضوعات و طول مدت فيلم ها آزاد است اما سازمان دهندگان فستيوال طي تصميمي قابل پيش بيني بيشترين سهم را به فيلمسازان منطقه ي شيكاگو داده اند. اين فستيوال از ۳۰ خرداد شروع شده و تا ۸ تير به طول مي انجامد.
جشنواره فيلم و ويديو آتلانتا
اين فستيوال امسال از ۱۸ تا ۲۶ خرداد برگزار مي شود كه بيست وششمين دوره ي آن را تشكيل مي دهد. اكثر كارهاي حاضر در اين جشنواره به سينماي مستقل تعلق دارد و در پايان به بهترين آثار فستيوال جوايزي هم تعلق مي گيرد. اما بخش هاي جنبي فستيوال نيز مورد توجه عميق قراردارد. از آن جمله است امكان كسب بورسيه هاي تحصيلي در دانشگاه هنرهاي دراماتيك آتلانتا، پخش پيشرفت هاي تكنولوژيك در صحنه ي سينما و برنامه ريزي براي سينماي كودكان. بيش از ۶۵ هزاردلار جايزه نقدي به فاتحان و بهترين هاي فستيوال اهدا خواهد شد. سازمان دهنده و مجري اين فستيوال، سازمان «ايميج فيلم و ويديو سنتر» در ايالت جورجياي آمريكا است.
جشنواره فيلم هاي برزيلي در ميامي آمريكا
اين فستيوال كه از ۱۳ تا ۲۲ خرداد امسال برپا مي شود، همانطور كه از نامش پيداست به پخش جديدترين فيلم هاي سينماي برزيل و همچنين برخي كشورهاي ديگر «هيس پنيك» (لاتن تبار و اسپانيايي و پرتغالي زبان) اختصاص دارد. براين اساس هر ساله تهيه كنندگان و دست اندركاران و هنرمندان سينماي برزيل و كشورهايي مثل آرژانتين، اروگوئه، پرتغال و اسپانيا اجتماع مي كنند و جديدترين آثار سينماي لاتن و بويژه برزيل را مي بينند. دليل انتخاب ميامي براي برگزاري جشنواره نزديكي آن به كوبا به عنوان يكي از كشورهاي عمده ي لاتن و يكي از حاضران هميشگي جشنواره است.
«سينه وگاس» اينترنشنال فيلم فستيوال
دوره ي ۲۰۰۲ اين جشنواره از ۱۷ تا ۲۵ خرداد در شهر لاس وگاس در ايالت نواداي آمريكا برپا مي گردد. اين فستيوال به پخش آثار سينماي مستقل و كارهاي «بي» (درجه دوم) سينماي آمريكا و اروپا اختصاص دارد. هر چند هر ساله چند فيلم روز «آ» (درجه اول) سينماي آمريكا نيز در اين جشنواره به نمايش درمي آيند.
065928.jpg
«اسلم دنس» فيلم فستيوال در نيوپورت
اين فستيوالي است كه هر ساله در جوار و در جنب فستيوال مهمتر و قديمي تر نيوپورت در ايالت رود ايلند آمريكا برگزار مي شود و درست همان حالتي را دارد كه فستيوال جنبي «اسلم دنس» در قبال جشنواره ي بزرگتر و معتبرتر سان دنس در اواخر دي ماه هر سال در ايالت سرد يوتاي آمريكا دارد و به واقع همراهي كننده ي آن است و البته به دليل متفاوت بودن مديران دو فستيوال بدش نمي آيد كه تماشاگران فستيوال نيوپورت را جذب خويش كند و با آن رقابت نمايد. اين فستيوال امسال از ۱۴ تا ۱۷ خرداد برگزار مي شود . براي اين دوره ي آن نمايش ۱۸۰ فيلم پيش بيني شده است.

رونق اكران بهار همزمان با جنگ قدرت ميان صنوف اصلي سينما
به خاطرچند دلاربيشتر؟
• رونق اكران بهار، به تهران محدود مي شود. ما مطابق معمول عادت داريم هرآنچه را كه در تهران مي گذرد، به كل كشور تعميم دهيم
065934.jpg
در حالي كه سينماي ايران طي روزهاي بهار ۱۳۸۱ دوران پرآشوبي رادر عرصه مديريت صنفي مي گذراند، همزمان اكران بهار، پررونق تر از سالهاي گذشته بود.
همزماني بالا گرفتن اختلافات صنفي با استقبال مردم از فيلمهاي نوروزي، يك بار ديگر ثابت كرد عامه تماشاگران سينما به مسائل پشت پرده و جنگ مداوم قدرت كه گاه و بيگاه ـ مثل روزهاي گذشته ـ بر گوشه هايي از آن نور مي تابد و در برابر چشمان نگران اهل فرهنگ خود را نشان مي دهد، بي توجه اند و تنها بر آنچه بر پرده سينما از مقابل چشمانشان عبور مي كند، پاسخ مثبت يا منفي مي دهند. اين استقبال همچنين بار ديگر نشان داد هرگونه پيش بيني درباره موفقيت يا عدم موفقيت تجاري فيلمها كاري عبث و بيهوده است. ذائقه تماشاگر ايراني آنقدر سيال و متغير است كه حتي فرمولها و قواعد يك سال ـ يا حتي چندماه ـ پيش، درباره آن صدق نمي كند. چه كسي تصور مي كرد فيلم آخر رسول صدرعاملي، بدون حضور سوپر استار و عليرغم روايت داستاني تلخ و گزنده گوي سبقت را از رقيبانش بربايد؟ يا مزاحم كه هنگام نمايشش در جشنواره بيستم، حرف و حديثهاي فراواني درباره شكست تجاري اش به گوش مي رسيد، نزديك به ۲۵۰ميليون تومان بفروشد؟
بيشتر معادلات غلط از آب درآمد تا اكران بهاري، دو فيلم بالاي دويست ميليون تومان و يك فيلم بالاي سيصد ميليون تومان فروش به خود ببيند.
اما اين رونق نسبي، همچنان نمي تواند به يك خوشبيني نسبي بينجامد! در همين فصل، چندين سينماي تهران و شهرستانها كركره خود را پايين كشيدند و صاحبانشان در غم ورشكستگي به اين اميد نشستند كه كمكهاي بلاعوض دولتي يا احتمالاً تغيير كاربري بتواند زيانهايشان را جبران كند!
راز اين تناقض را در چند مسأله مي توان جست وجو كرد. اول آنكه رونق اكران بهار، به تهران محدود مي شود. ما مطابق معمول عادت داريم هرآنچه را كه در تهران مي گذرد، به كل كشور تعميم دهيم. موفقيت فيلمهاي نوروزي تهران، در شهرستانها تكرار نشد. بايد قبول كنيم كه سليقه مخاطبان شهرستاني هنوز با پايتخت نشين ها اندكي متفاوت است. اين تفاوت، البته درشهرهاي بزرگ شدت كمتري دارد. از سوي ديگر پديده «مافياي پخش » ـ كه متأسفانه بايد بپذيريم وجود دارد ـ در قبال سينماداران مستقل بخش خصوصي در شهرستانها هيچ مسؤوليتي نمي پذيرد و در صورت وارد نشدن اين سينماداران به مناسبات ميان خود، به راحتي آنان را با تغذيه نكردن از فيلمهاي خود تا آستانه ورشكستگي پيش مي برد.
دوم، با نگاهي به تعداد فيلمهاي به نمايش درآمده در بهار متوجه اين مسأله خواهيم شد كه ظرف مدت ۱۰هفته (۸فروردين تا ۱۶خرداد) تنها پنج فيلم اكران شده اند. اين بدان معناست كه در طول ۵۲هفته سال، تنها بيست و پنج فيلم مي توانند اكران شوند. حتي با توجه به اين مسأله كه طول مدت اكران در تابستان و پاييز كمتر از اين مقدار (۱۰هفته) است، در خوشبينانه ترين حالت ممكن، به ۴۰فيلم نوبت اكران مي رسد. يعني حدود ۲۰فيلم توليدشده ديگر (اگر متوسط تعداد توليدات سالانه سينما را ۶۰فيلم در نظر بگيريم) نمي توانند در طول سال به نمايش دربيايند. عدم ورود حدود يك سوم فيلمهاي توليدشده به چرخه سالانه بازگشت سرمايه را با چه عنواني جز «فاجعه» مي توان وصف كرد؟ از سوي ديگر اكران ۴۰فيلم در طول سال با توجه به وجود ۴گروه سينمايي كه با احتساب سينماهاي آزاد مي توان تعداد گروهها را عدد ۵ درنظرگرفت، بدين معناست كه به هر گروه سينمايي در طول سال، ۸فيلم اكران اول مي رسد. يعني سالنهاي سينما درتهران هر يك سالانه ۸فيلم جديد روي پرده مي فرستند.
065931.jpg
اگر تصور كنيم تعداد فيلمهاي بافروش معقول ـ و نه سودآور ـ در طول سال ۲۰ عدد است، يعني هر سالن سينما از ميان ۸فيلم، ۴فيلم موفق اكران مي كند و هنگام نمايش فيلم ديگر ضرر مي كند (درآمد سينماداران، درصدي از فروش فيلمهاست). نتيجه اين قضيه، «فاجعه» ديگري است: سالنهاي سينما در نيمي از سال با ضرر به كار خود ادامه مي دهند!
سوم، فيلمها فروش خود را مديون سينماهاي ممتاز و درجه۱ نمايش دهنده هستند و سينماهاي درجه۲ و درجه۳ كه بيش از نيمي از تعداد سالنهاي سينماي پايتخت را تشكيل مي دهند، در موفقيت و شكست فيلمها تأثير چنداني ندارند. اين سالنها كه معمولاً در محدوده جنوب شهر واقع شده اند، هر فيلمي اكران كنند، تفاوت چنداني به وجود نمي آيد. متصديان آنها در طول روزها وهفته ها به اصطلاح مگس مي پرانند! طبيعي است كه به همين دليل، سالنهاي مذكور به سالنهاي تاريك بيشتر شبيه اند تا يك مركز فرهنگي! اين دخمه ها به جاي نيمي از سال، در تمام مدت سال ضرر مي كنند و پس از مدتي تقلا ـ بسته به عشق و جان سختي صاحبانشان ـ كركره خود را پايين مي كشند، انگار اصلاً نبوده اند!
وضعيت مذكور، البته درباره سينماهاي پايتخت صدق مي كند، در شهرستانها شرايط اسفبارتر است. باورتان مي شود در استان بوشهر ديگر حتي يك سالن سينماي فعال هم وجود نداشته باشد؟!
•••
در شرايط موجود، نبرد پشت پرده براي تصاحب كرسي هاي قدرت سينماي ايران به يك موقعيت عبث مي ماند! كسي باور مي كند طرفهاي دعوا، كسب قدرت را براي آبادسازي اين ويرانه مي خواهند؟ اين جدالها براي چند دلار بيشتر نيست؟
ع . م. حيدرزاده



|   شناسنامه   |   آرشيو   |