شماره ۲۱۴۵ - سال هشتم - شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۱
Sat, Jun 8, 2002
Cinb black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
تيارت فرنگ
نگاهي به نمايش ميرعشق كار هادي مرزبان
يادداشت فرزانه كابلي بازيگر و طراح حركات موزون نمايش ميرعشق
• ولي متأسفانه به علت فرهنگ غلطي كه ازگذشته به ما رسيده نام حركات موزون تداعي كننده حركات جلف و سبكي است كه ذهن را خراب كرده و چشم را آزارمي دهد.
روي صحنه؛ نگاهي به عملكرد تئاتر در فصل بهار
گفت وگو با آرش آبسالان

تيارت فرنگ
از «ساندهايم» ابدي تا «پل نيومن » پير
امسال يك برنامه نمايشي ويژه وطولاني درمركز هنرهاي نمايشي واشنگتن بر صحنه است. برنامه اي كه از ۲۲ ارديبهشت به راه افتاده و تا ۲۰شهريور نيز به روي صحنه خواهد بود. اين برنامه به تجليل از استيفن ساندهايم اختصاص دارد. مردي كه شايد موفق ترين مرد تاريخ تئاتر موزيكال آمريكا باشد ولااقل در ۵۰سال اخير هيچكس با او برابري نكرده است و درساير كشورها نيز فقط اندرو لويد وبر بريتانيايي با او همسطح نشان داده است . طي اين مدت ۶نمايش موزيكال ساندهايم براي علاقه مندان درمحل فوق به اجرا درمي آيد. اولي «سوئيني تاد » است و سپس نمايش هاي ديگري مثل «عشق» و «يكشنبه با جورج در پارك» نيز به اجرا درخواهد آمد.
كريستوفر اشلي كه كارگرداني «سوئيني تاد» را به وي سپرده اند ، با سختگيري و دقت زيادي هنرمندانش را درهفته هاي اخير تحت هدايت وكنترل خود داشته است. او دريكي از جلسات تمريني خطاب به بازيگران اين نمايش مي گفت: هربار كه براي اجراي نمايش به روي صحنه مي رويد، يادتان باشد كه وظيفه تان دقيقاً چيست. از كجا آمده ايد ومقصد بعدي تان كجاست و بدانيد كه ساندهايم كيست و چه مي خواهد بگويد.
از آنها كه با كريستوفر اشلي دربه روي صحنه بردن مجدد «سوئيني تاد» همكاري داشته اند ، بايد به درك مك لين طراح صحنه و ديويد و ولارد طراح لباس نمايش اشاره كرد. اما كساني كه مردم روي صحنه مي بينند وطبعاً نفرات اصلي به حساب مي آيند، برايان استوكز ميچل و كريستين بارانسكي هستند. اولي نقش آرايشگر قاتل و شيطان صفت خيابان فليت را دراين نمايش ايفا مي كند و بارانسكي نيز خانم لاوت است. همان شيريني پزي كه دراين قتل ها با اين آرايشگر همدستي مي كند.
نمي توان هزينه و قيمت دقيقي روي اين سري نمايش هاي تابستاني گذاشت اما آگاهان مي گويند اين ۶نمايش ها و تجليل از ساندهايم حداقل ۱۰ميليون دلار آب خورده است. البته اين خرج را به راحتي با فروش بليت و ساير طرق تبليغاتي و بازرگاني درخواهند آورد. تهيه كننده اصلي اين نمايش ها و يكي از مردان پشت پرده اين پروژه مارك كيزر است . كيزر زماني كه به لندن سفر كرده بود، اريك شيفر را ملاقات كرد. شيفر مدير تئاتر پرنفوذ ارلينگ تون در ايالت ويرجينياي آمريكا است. دراين محل تعدادي از نمايش هاي ساندهايم وحتي «درون جنگل » كار بسيار زيبا و تحسين شده وي طي سالهاي اخير بارها به روي صحنه رفته است. وقتي آنها فكرهاي خود را روي هم ريختند، ديدند بهترين فرصت براي تجليل دوباره از ساندهايم رسيده است. سپس برنامه ريزي براي اين امر آغاز شد وحتي سعي شده است كه دربعضي روزهاي خاص طي تابستان، دونمايش ساندهايم به اجرا درآيد. خود ساندهايم در ۱۰سال اخير قدري كم كارتر و وسواسي تر شده است اما او حق دارد چنين باشد و كافي است ديگران توجهي به كلاس و توفيق كارهاي برصحنه او درواشنگتن كنند تا دريابند تكرار آنها به راستي كار سختي است. برخي تصنيف ها و ترانه هاي اين نمايش ها نيز مثل آواهاي كول، پورتر و برلين در دهه ۱۹۳۰ جزو فولكلور موسيقي غرب شده است و ابدي و ماندگار نشان مي دهند و هنرساندهايم ادغام هنرمندانه ديروز و امروز در كارهاي نمايشي اش بوده است. حتي شور بازيگران حاضر در سري نمايش هاي تابستان امسال نيز مؤيد ونشانگر همين مسأله است.
درنزديكي خانه پل نيومن
از واشنگتن خارج مي شويم و به وست پورت درايالت كانه تيكات آمريكا سفر مي كنيم تا خبر جالبي را به شما بدهيم. خبربازگشت پل نيومن هنرپيشه معروف سينما را به صحنه تئاتر پس از ۳۵سال دوري وي از آن .
نيومن اكنون ۷۷سال سن دارد و آن جوان شاداب دهه ۱۹۶۰ نيست كه با بازي در «تيرانداز چپ دست » (محصول ۱۹۵۹) و «بيلياردباز» (۱۹۶۲) بدل به يك ستاره در سينما شد و در دهه هاي ۱۹۸۰ و ۱۹۹۰ نيز هراز گاه درفيلم هاي مطرحي شركت جسته است. مثل «نبود كينه» كار سال ۱۹۸۱ سيدني پولاك، «آقا خانم بريج» ، فيلم سال ۱۹۹۰ جيمز ايوري و «هادساكر پراكسي» كار سال ۱۹۹۴ برادران كوئن. نمايشي كه پل نيومن را پس از اين غيبت طولاني به صحنه تئاتر بازگردانده ، «شهرما» نوشته تورن تون وايلدر است كه جايزه ادبي پوليتزر را درسال ۱۹۳۸ تصاحب كرده است . وقايع اين نمايش به سال ۱۹۰۳ در منطقه گراورز كورنرز در نيوهمپشاير آمريكا مي گذرد و زندگي روزانه و دلمشغولي ها و شاديهاي عادي مردم يك شهر كوچك را به تصوير مي كشد. نمايش خانه وست پورت كانتري كه اين نمايش اكنون درآن بر روي صحنه است ، در نزديكي خانه مسكوني پل نيومن قرار دارد. اما لازم است بدانيد مدير صحنه اين نمايش خانه كسي نيست به جز «جوان وودوارد» همسر مشهور نيومن كه خود هنرپيشه پرسابقه فيلم و سينما است. و وودوارد اعتراف مي كند كه انتخاب اول براي ايفاي نقش نخست نمايش، نيومن نبوده است و وقتي طرح اجراي اين نمايش براي گراميداشت هفتاد ودومين فصل فعاليت هاي نمايش خانه وست پورت كانتري ريخته مي شد، هيچكس منجمله خود او به پل نيومن فكر نمي كرده است.
از زبان وودوارد بشنويد كه:…

… درخانه با پل راجع به اين نمايش صحبت مي كرديم و صرفاً براي اين كه او مطلع باشد . ناگهان پل برگشت و گفت اين نقش را بايد من بازي كنم. نيم ساعت بعد شروع كرد به خواندن كل ديالوگ هايش در فصل اول نمايش و كامل و با اشراف كامل نيز اين كار را صورت داد. من كاملاً يكه خورده بودم.
به اين ترتيب پل نيومن براي تمام افرادي كه اين روزها براي ديدن نمايش «شهرما» به تالار وست پورت كانتري درشهر وست پورت مي روند، قابل تماشا است. و چه چيزي جالب تراز ديدن مردي كه دراين سن بالا و به رغم نقره اي شدن تمام موهايش، هنوز با آن چشم هاي آبي وخاص كاملاً قابل شناسايي است ؟ همان مردي كه درسال ۱۹۸۵ براي بازي در «رنگ پول» تلاش مارتين اسكورسيسي براي ادامه دادن ماجراي «بيلياردباز» جايزه اسكار بهترين بازيگر مرد نقش اول را صاحب شد. حتي استيفن ساندهايم نيز او را بشدت قبول دارد!
وصال روحاني

نگاهي به نمايش ميرعشق كار هادي مرزبان
يك تراژدي هميشگي
065919.jpg
هادي مرزبان از كارگردانان فعال تئاتر به شمار مي آيد. او تاكنون سعي كرده حداقل با سالي يك اثر روي صحنه حاضر باشد. كارهايش نيز اكثراً با اقبال مخاطب روبرو شده است. وي با كارگرداني آثار اكبر رادي ـ نمايشنامه نويس ـ توانست موفقيت هاي بصري خويش را دو چندان نمايد. مرزبان در كارهايش به فرم هاي بياني خاص مثل استفاده از حركات موزون توجه نشان مي دهد كه در اكثر آثارش به مدد حضور فرزانه كابلي ـ طراح حركات موزون ـ اجرا به لحاظ بصري شكل ويژه اي به خود مي گيرد. وي در دو نمايش اخيرش يعني سيمرغ و مير عشق به غايت فرم را مدنظر قرارمي دهد و حتي الامكان از كلام دوري مي جويد. وي با طراحي ميزانسن هايي چونان تابلوهاي نقاشي از محوريت جز به كل مي رسد و نتيجه گيري و استنباط تفكر هر تابلو را به اختيار تماشاگر گذارده و در كل با چيدن اين تابلوها كنار هم كليت اثر را شكل مي دهد. اين نگاه در نمايش ميرعشق، بارزتر به نظر مي آيد. ميرعشق اثري روايي و كلاسيك است. يعني كارگردان داستان زندگي يكي از بزرگان تاريخ مذهبي ايران را دستمايه كار خود قرارداده است. كار در مرحله نگارش به تاريخ پايبند مانده و سعي دارد داستان موجود در تاريخ را در قالب فرمهاي نمايشي به تماشاگر عرضه كند. مرزبان در معرفي شخصيت كاملاً به باور تماشاگر متوسل مي شود. در اين نوع كار كه قرار است اسطوره اي بارز و يا ساخته شود. مرزبان تنها به اسطوره موجود در تاريخ رنگ امروزين مي زند و خود از هرگونه داوري به دور مي ماند. اين گونه نگاه با خود يك مزيت و يك عيب به همراه دارد. در نگاه نخستين كارگردان از پيچش هاي روايتي رهايي مي يابد و تنها تاريخ موجود را دراماتيزه مي نمايد اما اين نگاه عيبي را نيز با خود به همراه دارد. در اين گونه نگاه اگر شخصيت يك فرد محبوب و پذيرفتني نباشد، همذات پنداري مخاطبين متفاوت خواهدبود. در آن صورت ممكن است ارتباط با تماشاگر در يك لحظه با وقايع و شخصيت مطروحه در اثر گسسته گردد و تا پايان همذات پنداري موردنظر را از دست خواهد داد.
اما در ميرعشق كارگردان شخصيت خويش را باتوجه به باور عمومي تماشاگر از قبل ترسيم مي نمايد. مخاطب كاملاً مي داند كه براي تماشاي زندگي حضرت علي(ع) روي صحنه به سالن آمده است. حال كار كارگردان هرچه جذاب تر نمايش دادن اين داستان است. داستاني كه بارها و بارها شنيده شده و كوچكترين سهل انگاري در بيان تماشاگر را دچار ملامت مي سازد. مرزبان تا حد زيادي توانسته به اين مهم دست يابد كه تماشاگر را تا انتها با خود همراه سازد. او از جذابيت هاي حركات موزون نمايشي سودجسته است و به كمك تصويري تر كردن نمايش و پرهيز از كلام، مخاطب را تحت تأثير قرارمي دهد. لحظات آغازين نمايش كه عصر جاهليت را نمايان مي سازد كاملاً تصويري است، كارگردان توانسته از مقياس سالن نمايش بخوبي استفاده نمايد و با طيف رنگهاي انتخاب شده در طراحي لباس و نورپردازي صحنه فضايي وهم انگيز و كابوس دار را براي تماشاگر بازسازي نمايد.
065916.jpg
حضور عروسك دو چهره در وسط صحنه و حركات بازيگران در دو سوي او كاملاً فضا را مشوش نمايش مي دهد. انسانهايي كه گويا در كابوس شناورند و حركاتشان نوعي مسخ شدن توسط اين عروسك شيطان نماست. اما از لحظه اي كه كار به سوي كلام سوق پيدا مي كند دستخوش دگرگوني مي شود. اگرچه نوع گويش اتل متل قصه توانسته لحن تكراري و غالب اينگونه آثار را مورد دگرگوني قراردهد، اما گاه ريتم كلي كار را دچار نوسان مي كند. اين مورد بارديگر در صحنه اي كه قرار است حضرت محمد(ص) پيروان خود را به اسلام دعوت نمايد مجدداً آشكار مي شود. اصولاً ريتم در حركت و كلام در تعارض با يكديگر قراردارد. وقتي تماشاگر قرار است حس هاي شنوايي و بينايي خود را توأمان مورد استفاده قراردهد طبعاً انرژي بيشتري را مصروف مي دارد تا تنها از چشمان خود سود جويد. كارگردان ميرعشق در اكثر تابلوهاي ترسيم شده مثل فوت پيغمبر و حضرت زهرا(س) توانسته با تكيه بر حركت به لحاظ زيباشناسي تصوير، تابلوهاي قابل توجه را خلق كند. تاريكي غالب صحنه ها از نوعي بي خبري سخن مي گويد. گويا تمامي افرادشهر نسبت به شخصيتهاي پيراموني شان بي اطلاع و بدون شناخت هستند. از سوي ديگر نوع طراحي ميزانسن ها در عمق و جلوي صحنه بافت تصويري مناسبي را ايجاد مي نمايد. معنويت از آغاز نمايش در عمق تجلي مي يابد كه ظاهراً ازدسترس همگان به دور است اما جاهليت و عامي گري بسيار سطحي در مقابل صحنه ظاهر مي شود. اي كاش مرزبان از كلام دوري مي جست. زيرا تصاوير به حد كافي گوياي وقايع هستند؛ از ديگر سو چون تماشاگر خود قصه را تا حد زيادي مي داند مي تواند داستان را با تصوير در ذهنش پيش ببرد. حركات حساب شده بازيگران كه از تبحر فرزانه كابلي در امر تنظيم حركات موزون سخن مي گويد راهي است براي دستيابي به يك تئاتر تصويري و ناب. اگرچه برخي حركات مثل سماع عارفانه به هنگام تولدحضرت علي(ع) تكراري به نظر مي رسد اما در صحنه هاي ديگر، جذابيتهايي وجود دارد كه نشانگر تجسم متن در ذهن و بعد بر صحنه توسط صاحبان اثر مي باشد. مرزبان در كارهاي اخيرش بخصوص سيمرغ و ميرعشق به تجارب جديدي دست يافته است.
مؤخره: ميرعشق در فرهنگسراي بهمن اجرا شد.
اجراي اينگونه آثار مي تواند در مكاني مثل يك فرهنگسرا، باعث ارتباط بيشتر مخاطب عام با هنر نمايش شود. مخاطبيني كه براي همذات پنداري با اثر نياز به جذابيت دارند تا فراي اين جذابيتها از انديشه پنهان در پس اثر نيز سود جويند. مسؤولين بايد تمهيدي بينديشند تا اينگونه حركات بطور مستمر در تمامي فرهنگسراها ادامه يابد. تجربه اجراي نمايش بينوايان نيز سالها پيش در مكاني كه امروز ميرعشق در آن بر صحنه بود ـ فرهنگسراي بهمن ـ بسيار موفق مي نمود. امروز نيز ميرعشق دوباره خاطره آن اجرا را يادآوري كرد. مسؤولين مي بايست اين تجربه ها را چراغ راه كنند تا تئاتر كشور سريعتر اين مسير پرمخاطره را به سوي مقصد بپيمايد.
رامتين شهبازي

يادداشت فرزانه كابلي بازيگر و طراح حركات موزون نمايش ميرعشق
جاي خالي حركت
• ولي متأسفانه به علت فرهنگ غلطي كه ازگذشته به ما رسيده نام حركات موزون تداعي كننده حركات جلف و سبكي است كه ذهن را خراب كرده و چشم را آزارمي دهد.
065922.jpg
فرزانه كابلي سالهاست كه علاوه بر بازيگري تئاتر به امر طراحي حركات موزون مشغول است. مقوله اي كه در تئاتر اهميت فراوان دارد و كابلي در مطلبش بطور مفصل بدان اشاره داشته است.
او كه اخيراً با نمايش ميرعشق (هادي مرزبان) به عنوان بازيگر و طراح حركات موزون حضورداشت اين هفته درباره نقش حركات موزون در نمايش براي ما مطلبي تقريرنموده كه با هم مي خوانيم:
به نظر من نقشي كه حركات موزون در نمايش دارد بسيار مهم و قابل تعمق است.
بايد بگويم كه وقتي اسم حركات موزون پيش مي آيد، همه رقص يا حركات آهنگين را به ياد مي آورند!
درحالي كه ايستادن، راه رفتن، نشستن، افتادن، بلندشدن، برگشتن و ... همه وهمه جزو حركات موزون و جزو حركات اوليه يك بازيگر به حساب مي آيد. پس به نظر من يك بازيگر قبل از اينكه واردكار بازيگري بشود بايد، بايد حركات موزون را بشناسد.
در لوحه هايي كه در تپه هاي (سيلك كاشان) پيداشده مردم اوليه را نشان مي دهد كه همه در حال حركت هستند يعني دست نفر عقبي روي پشت نفر جلويي است و همه از كمر خم شده ودر حال حركت هستند و به دور آتش مي چرخند و مراسمي را به وجودمي آورند و همچنين درلوحه هاي ديگر اين تپه حركات ديگري ديده شده كه مراسمي را به دور خرمن انجام داده اند و اين همه را مي توان دررابطه با كارنمايش انجام داد و از آنها استفاده كرد.
حتي دربعضي از نمايش هايي كه نمي توان از كلام استفاده كرد، حركت به كمك بازيگر مي آيد و بسيار كار را زيباترمي كند. براي مثال مي توان از كار (سيمرغ) نام برد كه من و آقاي مرزبان تجربه خوبي داشتيم و اين كار فقط حركت بود و هيچگونه كلامي درآن بكاربرده نشده بود و به وسيله حركت مفهوم كار به تماشاچي القامي شد و بازدرمي يابيم كه يك بازيگر بايد حتماً قبل از كار بازيگري بدن خودش را و حركت را بشناسد چون چه در روي صحنه و چه در جلوي دوربين بدن بازيگر است كه به كمكش مي آيد و بايد به حركت درآيد.
ولي متأسفانه دربرخي از دانشگاههاي ما به اين امر بطورجدي توجه نمي شود و بچه ها وقتي واردكارجدي بازيگري مي شوند دچارمشكل مي شوند. مثلاً وقتي قراراست بازيگر با چرخي به آن طرف صحنه برود متأسفانه نمي تواند و هرگونه حركت زيبايي را كه بيننده انتظار ديدنش را از يك بازيگر حرفه اي دارد، نمي بيند.
به عنوان يك خاطره مي توانم از نمايشي كه آقاي مرزبان كارگرداني كرده بودند نام ببرم كه در سالن اصلي تئاترشهر اجرامي شد و بازيگر اصلي مرد آن نمايش بايد بخاطر نقشي كه داشت حدود ۲۰بارمي چرخيد، هرچه سعي كردم و هرچه تمرين ها را بيشتركردم كمتر موفق مي شدم كه به نتيجه برسم چون بازيگر موردنظر كارايي و توانايي انجام آن كار را نداشت و دست آخر هم گفت بگذاريد همانطوريكه خودم مي دانم. بچرخم!!!
يعني چرخ غلط! حركت غلط! و چاره اي نبود چون وقت هم نبود و كاربايد پيش مي رفت... و من ناچاراً حركت او را تغييردادم كه به كل كار لطمه نخورد.
خب. همانطوري كه مي دانيم درموسيقي كارهاي ارزنده از اساتيد بزرگ موسيقي وجوددارد و از مفاخر هنركشورمان به حساب مي آيد، حركات موزون هم از اشخاص متفاوت با كلاسهاي متفاوت و ارزشهاي متفاوت وجوددارد.
رقص دراويش و حركات زورخانه همه نوعي حركات موزون است و اصولاً وقتي ازحركت حرف مي زنيم منظور حركات جلف و سبك كه هركسي به خودش اجازه و حق مي دهد كه انجام دهد، نيست.
دروكردن، كاشتن، برداشتن، پاشيدن بذر، حتي حركات منظم سربازان نيز جزو حركات موزون به حساب مي آيد.
ولي متأسفانه به علت فرهنگ غلطي كه ازگذشته به ما رسيده نام حركات موزون تداعي كننده حركات جلف و سبكي است كه ذهن را خراب كرده و چشم را آزارمي دهد.
حال بايد ببينيم كه در هنر نمايش جايگاه اين مقوله دركجا قراردارد؟
وقتي به تاريخ تئاتر مراجعه مي كنيم مي بينيم در زمانهايي كه هنوز ديالوگ واردكارنمايش نشده بود نمايش عبارت بوده است از فقط حركت و حركت و صدالبته حركات موزون.
واين حركات موزون چيز عجيب و غريبي نيست... همه حركات منظم و مرتب كه تركيب خاصي داشته باشد و با زيبايي همراه باشد، حركات موزون ناميده مي شود و گذشته از اينكه تئاتر با حركت آغازگرديده است هربازيگري مي بايستي همانطوري كه داراي بيان خوبي است از فيزيك و بدن خوبي هم بايد برخوردارباشد و ريتم را بشناسد. بدنش انعطاف لازم را داشته باشد و از نرمي خاص برخوردارباشد و ديده ايم كه هركدام از اين مواردخاص بالا را يك بازيگر حرفه اي نداشته باشد در انجام كار به مشكل برخورده است.
يادم مي آيد كه دريك فيلم با يك بازيگر حرفه اي تئاتر به عنوان طراح حركات موزون كارمي كردم كه ايشان مي گفتند دراين ۷۵سال عمر و كارهنري در چنين شرايطي گيرنكرده بودم! مي گفتند كه از روز اول مدرسه هنرپيشگي بايد حركت را انجام مي دادم و فرم را مي آموختم نه امروز و در اين سن.
خوشبختانه امروزه هرگروه تئاتري كه كارشان را آغازمي كنند قبل از آنكه به نرمش و حركات موزون مي پردازند و در دانشكده هاي تئاتري دنيا هرساله دانشجويان چندواحد درسي حركت و بدن را مي گذرانند و البته اخيراً در تهران نيز چنددانشكده به اين كار مهم پرداخته اند كه اميدوارم بيشتر توسعه پيداكنند و هنرجويان و دانشجويان ما اهميت اين هنر را دريابند.
البته هنر حركات موزون و اصولاً هرهنري به اعتقادمن مانند همان كشف اتم توسط انيشتين بوده است.
انيشتين وقتي اتم را شكافت هرگز تصورنمي كرد با آن صدها هزار انسان نابودشوند. او اتم را كشف كرد كه در خدمت رشد و كارهاي انساني و براي راحتي و آسايش انسان استفاده شود.
حركات موزون هم دقيقاً همين حالت را دارد، مي تواند براي القاي يك حركت آسماني به تماشاگر ساخته شده و بالعكس مي تواند به عنوان يك مخدر روح به كار گرفته شود. اميدوارم كه هنر حركات موزون موردتوجه همه دست اندركاران هنرنمايش قرارگرفته و همه بازيگران هم بدانند كه به وسيله اين هنر مي توانند از بدني سالم، فيزيكي مناسب و فكري سالم برخوردارباشند.

روي صحنه؛ نگاهي به عملكرد تئاتر در فصل بهار
آغاز دوباره
065946.jpg
همواره بهار براي تئاتر فصل ركود بوده است، مخصوصاً امسال كه نوروز با محرم نيز همزمان بود و عملاً نيمه نخست فروردين ماه تئاتر كشور تعطيل بود. جز نمايش خورشيد كاروان به كارگرداني حسين مسافر آستانه كه هر سال در ماه هاي محرم و صفر روي صحنه مي رود، نمايش ديگري اجرا نشد. اين تعطيلات با اجراي چند نمايش در نيمه دوم فروردين ماه پايان يافت و تعدادي نمايش جديد به همراه تعدادي كار ديگر كه از انتهاي سال قبل هنوز قراردادشان به پايان نرسيده بود به روي صحنه رفتند. امسال براي شكستن ركودهر ساله نمايش مطرح جشنواره سال قبل يعني كلفت ها نوشته ژان ژنه به كارگرداني دكتر علي رفيعي و سحوري نوشته و كار دكتر قطب الدين صادقي آغاز گر راه بودند. اين دو اثر كه در سالن هاي چهارسو و سايه روي صحنه رفتند توانستند با اقبال مخاطبين رو به رو شده وتوجهات را به سوي خويش جلب كنند، اگر چه فروش اين دو نمايش نيز در هفته هاي آغازين رضايت بخش نبود، اما طي هفته هاي سوم و چهارم توانستند به فروش خوبي دست يابند. تالار وحدت امسال پذيراي نمايش جديدي نبود و فعاليت خود را به موسيقي و اجراي كنسرت شيرين و فرهاد اثر لوريس چكناواريان اختصاص داد. بنابراين اجراي نمايش ها به دو مجموعه تئاتر شهر و تالار سنگلج محدود گشت. سالن اصلي تئاتر شهر پس از ماه صفر و اتمام نمايش خورشيد كاروان نمايشي را به اجرا نگذاشت و در انتظار جشنواره تئاتر دفاع مقدس ماند.
سالن قشقايي، تالار نو و تالار خورشيد نيز به همين شكل زمان گذراندند اما در تالار كوچك نمايش مي رم روزنامه بخرم كار رحيم نوروزي به اجرا در آمد. كاري از گروه تئاتر امروز با اعضاي ثابت خود.
كلفت ها به دليل شكل خاص اجرايي و تأكيد صرف برهنر نمايش توانست تعداد زيادي از علاقه مندان هنر اصيل تئاتر را از سالن راضي بيرون بفرستد. شيوه كارگرداني دكتر رفيعي براي علاقه مندان هنر نمايش شيوه اي شناخته شده است و افرادي كه طي سال هاي قبل نمايش هاي او چون رومئو و ژوليت، عروس خون و شازده احتجاب را دنبال كرده اند قطعاً منتظر ديدن اثري متفاوت از اين كارگردان بودند و اين انتظار تا حد زيادي بر آورده شد. اين نمايش با فروش معادل چهار ميليون و چهارصدو سي و پنج هزار و پنجاه تومان سالن را براي شش روز به نمايش هاي جشنواره دفاع مقدس واگذار نمود و از هشتم خردادماه پس از اتمام جشنواره مجدداً فعاليت خود را از سر گرفت. در كلفت ها شبنم طلوعي، سهيلا رضوي و فرزانه نشاط خواه ايفاي نقش مي كنند و هر روز بجز شنبه ها ساعت ۱۹‎/۳۰ در سالن چهار سو به روي صحنه مي رود.
سحوري نيز كاري است در امتداد ديگر آثار دكتر صادقي كه در بين آثار سال هاي اخير وي بيشتر با نمايش حويه جم قرابت هايي دارد. كاري كه داستاني كلاسيك را بازگو مي كند و از داستان هاي مولوي اقتباس شده است. يگانه بازيگر اثر ميكائيل شهرستاني توانست بار ديگر توانايي هاي خود را به نمايش بگذارد و يك نفره بار سنگين اجراي يك ساعت و ربع كار را تحمل نمايد. اين نمايش نيز با فروش چهار ميليون و چهارصد و هفتاد و شش هزار تومان سالن سايه را براي جشنواره تئاتر دفاع مقدس ترك كرد و پس از اجراي جشنواره مجدداً فعاليتش را از سر گرفت، علاقمندان مي توانند طي روزهاي يكشنبه تا جمعه ساعت ۷ به ديدن آخرين اثر گروه تئاتر هنر بنشينند.
گروه تئاتر امروز نيز يكي از فعال و جوان ترين گروه هاي تئاتري چند ساله اخير است. اين گروه امسال دو نمايش را آماده اجرا داشت: مي رم روز نامه بخرم «رحيم نوروزي» و همان هميشگي «ريما رامين فر». مي رم روزنامه بخرم اخيراً بر صحنه رفت و همان هميشگي مهر ماه بر صحنه خواهد بود. در مي رم روزنامه بخرم فرزين صابوني، هايده حسين زاده، هومن برق نورد و ريما رامين فرايفالي نقش مي كنند و كار به زندگي ملال انگيز انسان هاي معاصر مي پردازد كه معني تنوع را در چنبره فعاليت روز مره به فراموشي سپرده است.
اما در كنار اجراهاي صحنه اي برنامه اي جديد نيز در دستور كار تئاتر شهر قرار گرفته است: بر نامه عصري با نمايش، در اين برنامه گروههاي برگزيده نمايشنامه هاي منتخب را به صورت خوانش اجرا مي كنند. آنها بدون دكور و ميزانسن در واقع دور يك ميز جمع مي شوند و كارها را به صورت راديويي براي تماشاگر قرائت مي كنند، ايده اوليه كار را آرش آبسالان و گروه تئاتر پسران ارائه داده اند كه در همان روز هاي نخست بسيار مورد اقبال مخاطبين قرار گرفت. در اين برنامه گروه هاي مختلف شركت دارند و نمايش ها طي دو اجرا روزهاي پنجشنبه و جمعه ساعت سه بعد از ظهر در كافه ترياي تئاترشهر اجرا مي شوند.
تا به حال نمايش هايي چون آناكلايبر (الهه گل پري)، آنها زنده اند (پانته آبهرام)، آينده هاي كج (كاظم هژيرآزاد)، بيتوس بيچاره (حميد مظفري)، حساب همه چيز شده (سيما تيرانداز)، غارت (محمد امير ياراحمدي)، در اين برنامه به اجرا در آمده اند و جاده اي به سوي كعبه (نادر برهاني مرند)، خانمچه و مهتابي پلكان (صدرالدين شجره) و يك زن در دوچهره (هرمز هدايت) ديگر آثاري است كه تماشاگران مخاطب آنها خواهند بود.
اين مجموعه برنامه فرصتي را فراهم خواهد آورد تا علاقه مندان بيشتر با متون نمايشي مطرح ايران و جهان آشنا شوند.
اين برنامه در فصل هاي بعدي نيز ادامه خواهند يافت. اما بد نيست نگاهي نيز داشته باشيم به نمايش هايي كه در راه هستند و به زودي پابه عرصه خواهند نهاد.
بسياري از نمايش هاي آينده تئاتر شهر در سفر بودند.
اين نمايش ها اكثراً براي اجرا در خارج از كشور دعوت داشتند و اجراهاي موفقي را نيز ارائه دادند. يكي از اين نمايش ها خانه برنارد آلبابود. اين نمايش نوشته فدريكوگارسيا لوركا بوده و روبرتو چولي كارگرداني آن را برعهده داشته است.
كمي تعجب برانگيز است كه كار يك كارگردان خارجي و يك نمايشنامه نويس خارجي از جانب ايران به سفرهاي خارجي مي روند!
اين نمايش محصول مشترك ايران و آلمان به شمار مي آيد يعني بازيگران اين اثر جملگي ايراني و كار به زبان فارسي اجرا مي شود.
بازيگراني چون مهتاج نجومي، فهيمه راستكار و تني ديگر از بازيگران چولي را ياري دادند. مائده طهماسبي دستيار كارگردان گروه و وظيفه ترجمه را نيز عهده دار بود. اين كار توانست اجراي موفقي در سطح بين المللي داشته باشد و بزودي در سالن اصلي مجموعه تئاتر شهر به روي صحنه خواهد رفت. البته به دليل مشكل فهيمه راستكار، رؤيا تيموريان جاي او را در سفر گرفت.
دو نمايش ديگر كه به تازگي از سفر به ايران بازگشته اند و به زودي در سالن سايه و تالار چهار سو به صحنه خواهند رفت؛ روز رستاخيز (فرهاد مهندس پور) و بسه ديگه خفه شو (آتيلا پسياني) است. در روز رستاخيز بازيگراني چون حسن معجوني، سيامك صفري و بهناز جعفري حضور دارند و در بسه ديگر خفه شو ، رامبد جوان و خانواده پسياني او را ياري خواهند داد. اين دو نمايش نيز توانست در سطح بين الملل توجهات را بسوي خود جلب كند.
نمايش ديگري كه گروه به سختي مشغول تمرين آن هستند هملت است. مجيد جعفري با نگاهي جديد اين اثر را بر اساس نمايشنامه ويليام شكسپير كارگرداني مي كند و بازيگراني چون؛ ميترا حجار، مهتاب كرامتي، يارتا ياران، حامد كمالي مقدم و... او را ياري مي دهند. اين نمايش نيز به زودي بر روي صحنه خواهند رفت. تعدادي نمايش ديگر نيز تمرينات خود را آغاز كرده اند كه طي هفته هاي آتي آنها را مرور خواهيم كرد.

گفت وگو با آرش آبسالان
برخورد جدي با متن نمايشنامه خواني
065943.jpg
آرش آبسالان از كارگردانان جوان عرصه نمايش كشور است. او سال گذشته طرح اجراي نمايشنامه خواني را به حسين پاكدل ـ مديريت تئاتر شهر ـ ارائه داد و خود طرح ساماندهي آن را نيز داوطلبانه برعهده گرفت. اين حركت به نوبه خود فارغ از جنبه هاي تكنيكي تئاتري، حركت فرهنگي است كه در تمامي دنيا جايگاه ويژه اي دارد. آبسالان تاكنون نمايشهاي باران اگر بخواهد و آبگوشت زهر ماري را كارگرداني كرده است. وي فارغ التحصيل كارشناسي ارشد كارگرداني و بازيگري مي باشد و اكنون به عنوان عضو هيأت علمي دانشگاه سوره نيز مشغول فعاليت است.
• ايده نخستين تشكيل جلسات نمايشنامه خواني چگونه مطرح شد؟
•• با پايان جشنواره فجر سال گذشته و اجراي نمايش آبگوشت زهرماري توسط بچه هاي گروه، متوجه شدم تا زمان اجراي عمومي اين نمايش ما قطعاً بي كار خواهيم بود. گروه ما تازه شكل گرفته بود و بچه ها خواستار تداوم كار و اجراي نمايش بودند. خوب، براي يك كارگردان چندان معقول نيست كه شش ماه روي يك پروژه كاركند. من به دنبال راه حلي گشتم. از سوي ديگر مي ديدم اين معضل، معضلي عمومي است و تقريباً تمامي گروهها به اين مسأله دچار هستند. بسياري از كارگردان ها و بازيگران بعد از جشنواره تا اجراي نمايش خود در دوران ركود بسر مي برند. ممكن است به صورت شخصي يا گروهي تمريناتي داشته باشند، اما در هر حال با تماشاگر خود ارتباط ندارند. من در جست وجوي راه حلي به مسأله نمايشنامه خواني دست يافتم. اجراي اين مقوله چندان جديد نيست و در كشور ما به صورت نامنظم وجود داشته است. البته در كشورهاي ديگر دنيا مثل فرانسه شكل منظم تري دارد. هر گروهي كه تمايل داشته باشد مي تواند اين كار را انجام دهد؛ اما در ايران ما به يك برنامه ريزي احتياج داشتيم لذا من قبل از سال ۱۳۸۱ با حسين پاكدل مدير تئاترشهر، صحبت كردم و با موافقت ايشان كاربرنامه ريزي و تماس باگروه هاي مختلف را شروع كردم.
متأسفانه برنامه ريزي به نوروز افتاد و من تلفن تماس بعضي دوستان را نداشتم. لذا با گروههايي كه آشنايي شخصي داشتم تماس گرفتم و از آنها خواهش كردم كه من را ياري دهند و آنها هم صميمانه پذيرفتند.
• توضيح شما بيشتر به بيكاري گروهها باز مي گشت. به لحاظ فني و تكنيكي، نمايشنامه خواني چه ثمراتي در تئاتر ما دارد؟
•• نمايشنامه خواني بيشتر به كار بازيگر روي نقش بازمي گردد. مرحله اي است كه بازيگر و حتي به نوعي كارگردان مشغول تحليل متن و شخصيتها هستند. ما همين شكل خام و به نوعي تمرين تئاتر را كه از برخورد اوليه با متن شكل مي گيرد فارغ از نور، ميزانسن و... را در دستور كار قرار داديم. البته چون تماشاگر اين صحنه ها را ناظر است پس طرز خواندن نمايشنامه بايد به صحيح ترين شكل ممكن صورت بگيرد. اين مسأله هم نيازمند تحليل درست گروه از متن مي باشد.
بازيگر با بيان و حس خود كار مي كند ولي نقش فيزيكي وي بطور كلي حذف مي شود.
• نمايشنامه خواني در تئاتر جهان كاركردهاي متفاوتي دارد. براي انجام اين كار نيز گروههاي حرفه اي وجود دارند كه كار آنها صرفاً خواندن نمايشنامه است. ما چطور مي توانيم به اين نقطه برسيم و در واقع با تشكيل گروه هاي حرفه اي نمايشنامه خواني، اين جزء از تئاتر را تثبيت كنيم؟
•• بله، اصولاً ما بايد به اين نقطه برسيم چون نقطه ايده آل است. به عقيده من به عنوان يك نفر كه در اين حيطه فعاليت مي كند، بايد زمينه اي را براي بسط نمايشنامه نويسي در كشور خودمان فراهم بياوريم. اما چون در اين مقوله دچار آشفتگي هستيم مي بايست به همين شكل موجود ادامه دهيم. البته بايد به اين نكته هم اشاره كنم كه حتي شكل موجود شايد تطابق چنداني با تعريف درست نمايشنامه خواني نداشته باشد. اما بايد انجام دهيم تا ببينيم در درازمدت به كانال اصلي خود مي رسد يا نه!
• يك گروه نمايشي، براي اينكه نام حرفه اي نمايشنامه خوان را به او اطلاق كنيم بايد چه ويژگيهايي داشته باشد؟ يعني چه زمينه هايي از تكنيك هاي تئاتري را مي بايست در خود تقويت نمايد؟
•• مهمترين مسأله اي كه امروز تئاتر ما از آن آسيب مي بيند، برخورد ساده انگارانه كارگردان با متن است. يعني كارگردان طي برخورد اوليه با متن به آن ميزانسن مي دهد و با همان ميزانسن روي صحنه مي رود. تحليل ها محكم و استوار نيست. به قول ليندا سينگر: «شخصيت مثل كوه يخي مي ماند كه هميشه يك دهم آن پيدا است.» متأسفانه كارگردانها به شكل كارمندي قضيه را مي نگرند. در نمايشنامه خواني چون ابزارهاي بصري و فريبنده از كارگردان گرفته شده است، تمركز مخاطب كاملاً روي متن معطوف مي شود. از اين رو اگر متن درست فهميده نشده باشد و درست خوانده نشود. يعني تحليل ها و تأكيد گذاري ها و... درست نباشد، كار جذابيت خود را از دست خواهد داد و تبديل به خواندن صرف يك انشاء مي شود. ما كه نمي خواهيم انشاء بخوانيم. ما با يك متن دراماتيك روبرو هستيم كه بايد بطور صحيح خوانده شود.
• متنها چگونه انتخاب مي شوند. آيا كنترل كيفي و يا مميزي خاصي روي آنها صورت مي گيرد؟
•• متن را گروه به ما معرفي مي كند. متأسفانه سياستها به قدري در كار دولتي پيچيده است كه من نمي توانم آنها را ليست كنم. ممكن است شرايط و سياستگذاريهاي امروز در موقعيت ديگري تغيير كند. ما بايد متن را در نظر بگيريم. گروه كارگردان و سابقه كار را در نظر بگيريم. ما بايد بررسي كنيم آيا شخصي كه مي خواهد نمايش را به صورت روخواني اجرا كند سابقه اي دارد يا نه، كار اولش را مي خواهد انجام دهد و... اينها به مراجعين و متقاضيان باز مي گردد. قطعاً بايد بين فردي كه سابقه اي سي ساله در اجراي تئاتر دارد با يك فرد جوان و تازه كارفرق گذاشت.
• من پاسخ خودم را نگرفتم. منظور اين بود كه آيا متنها به لحاظ كيفي براي اجراي روخواني كنترل مي شوند يا خير؟
•• تجربه دوره قبل نشان داد كه متنها بايد به لحاظ كيفي كنترل شوند. البته اين كنترل فقط در همين سطح تكنيكي خواهد بودو نه از هيچ زاويه ديگري مثل مميزي و... ما قطعاً اين حساسيت را به خرج خواهيم داد ولي در كل نظارتي نخواهد بود. نكته مبهم براي ما، شالوده محكم دراماتيك متن است.
• بعضي از نمايشها زمانهاي طولاني دارد و شايد در وهله اول با تماشاگر نوپاي اينگونه اجراها ارتباط لازم را برقرار ننمايد. به لحاظ يكدست كردن شكل اجرايي كارها چه تمهيداتي انديشيده شده است؟
•• من خوشبختانه مي بينم تمامي افرادي كه در اين دوره برنامه دارند كارهاي ديگر را مي بينند و آنها را پيگيري مي كنند. من به عنوان يك كارگردان مي توانم تجربه شخصي خود را به دوستم بگويم، اما هيچگاه نمي توانم آن را به صورت ضابطه در بياورم و به گروهها تحميل كنم. ما قصد داريم اين بخش را بطور خصوصي اداره كنيم و قرار نيست مجدداً كارگردان با خطوط قرمز محصور شود.
• مخاطبين اين اجراها چه كساني هستند. به نظر مي رسد كارها چندان به تماشاگر عام نمي انديشد؟
•• بعضي از تماشاگرها ممكن است دچار ملالت و كسالت شوند. اما قرار نيست ما سطح كار را تنزل داده به تماشاگر باج بدهيم. ضمن اينكه اين كار تخصصي بوده و براي تماشاگر عام طراحي نشده است. ما توقع داريم تماشاگر عام هم اگر به ديدن كارها مي آيد سطح سليقه خود را افزايش دهد. متأسفانه برنامه هاي سطحي تلويزيون سليقه بصري مخاطبين را تنزل داده است. تماشاگر عادت كرده كه برنامه هاي زمانبندي شده پانزده دقيقه اي ببيند. در تئاتر اين عادت ها شكسته مي شود. نمايش مهابا را تا در دنيا اجرايي ۹ ساعته داشت. بخشي از اين مسأله به تحمل تماشاگر باز مي گردد و بخش ديگر به مهارت كارگرداني در اجرا، به نظر من اصلاً كارگردان نبايد در انتظار تحمل تماشاگر باشد. كارگردان بايد در لحظه اول مخاطب را روي صندلي ميخكوب كند.
• برنامه ريزي فصل بعد در زمينه انتخاب گروهها به چه شكل خواهد بود؟
•• در برنامه دوم تقاضاها بسيار زياد است. ما براي اين دوره نزديك به شصت درخواست اجرا داريم و چون در دور قبل، تعداد گروهها كم بود هنوز برنامه مدوني مبني بر نحوه گزينش و انتخاب گروهها نداريم. از يك طرف من سياستگذار اين برنامه نيستم و از سوي ارگان و نهاد خاصي هم برنامه را اداره نمي كنم. من آدم مستقلي هستم كه هماهنگي هاي اين كار را انجام مي دهم و در كل اين حركت در دل تئاتر دولتي ما انجام مي شود، در وهله اول بايد ببينم تكليفم به عنوان يك برنامه ريز ـ كه به صورت ايده آل بخصوص كنترل شدن اين برنامه فكر مي كنم ـ با مسؤولان تئاتر چه خواهد بود. در هر حال آنها هم سياستگذاري هاي خاص خود را در حد كلان دارند. بعضي هم ممكن است سليقه اي برخورد كنند. اما در نهايت من دوست دارم امكاني فراهم شود تا تمامي گروه هاي متقاضي در اين برنامه شركت كنند. اما همان طور كه گفتم ما شصت درخواست داريم وعملاً سيزده هفته كه نمايش ها بطور مستمر در آنها اجرا مي شوند. پس ناچاريم دست به گزينش بزنيم.
اما هنوز معيار گزينش ماهم مشخص نيست.
• تا به حال سيستم دولتي ـ مديريت و مجموعه تئاتر شهر ـ چه حمايتهايي را انجام داده است؟
•• اگر تئاتر شهر به عنوان اصلي ترين كانون تئاتري كشور حاضر نمي شد، مكان كافه تريا را براي اجرا در اختيار ما بگذارد قطعاً ضربه مي خورديم. جدا از اينكه طي بخشنامه اي به تمامي واحدها از جمله نور، صدا، گريم و... ابلاغ شده كه با ما همكاري لازم را داشته باشند. حتي متصديان بوفه كه بطور خصوصي كارشان را انجام مي دهند و هيچ ارتباطي با مجموعه تئاتر شهر ندارند به هنگام اجراي برنامه عملاً كار خود را تعطيل مي كنند. در كل همكاري ها فوق العاده است و تا حدودي هم هزينه هايي كه كار به عهده گروه ها مي گذارد از جمله زيراكس متن و... را آقاي پاكدل مي پردازد و با بودجه اندكي گروهها پشتيباني مالي مي شود ما قصد داريم طي درازمدت اين بودجه اندك را به حدي برسانيم كه بطور مجزا براي هر نمايش قرارداد مالي مستقلي را منعقد نماييم.
• آيا بخش هاي جنبه اي را نيز براي اين حركت پيش بيني كرده ايد. مثل كلاسهاي آموزشي يا هر برنامه اي كه در كل به نفع اجراي صحيح نمايشنامه خواني باشد!
•• ما نام عصري با نمايش را به همين جهت براي اين برنامه ها انتخاب كرديم. زيرا نمايشنامه خواني يك بخش از برنامه درازمدت عصري با نمايش است. در واقع عصري با نمايش حركتي است در راستاي كمك به خانه تئاتر براي راه اندازي اصناف تئاتري و همچنين در جهت هرچه سريع تر به رسميت شناختن گروههاي تئاتري. اين مسائل براي من به عنوان اهداف برنامه مطرح مي شود. از سوي ديگر اين برنامه مي تواند به يك بازارچه نمايشي تبديل شود. چون من با دانشجويان سرو كار دارم مي بينم آنها چقدر مقاله و نمايشنامه ترجمه شده دارند كه هيچ كجا فرصت ارائه و چاپ آنها پديد نيامده است. مي توانيم در يك بازارچه تئاتري اين مقالات راحتي به صورت يك فتوكپي ساده در اختيار علاقه مندان قرار دهيم. اين حركت شايد بتواند از كم لطفي مقوله نشر نسبت به تئاتر در حد بضاعت ما بكاهد.
• قطعاً شروع هر حركتي با مشكلاتي همراه است. شما در آغاز راه به چه موانعي برخورد كرديد؟
•• آنچه باعث دل آزردگي من شد كم لطفي بعضي از دوستان بود كه خوشبختانه اين فضا هم به سرعت كاهش يافت و من اكنون مشكل خاصي را نمي بينم. خوشبختانه اكثر نگاههاي منفي تبديل به مثبت شد. پيشكسوتي در ابتدا گفت: تو با اين كار به پيكره تئاتر ضربه مي زني. اما همين استاد در مباحثه اي كمتر از يك ربع ساعت براي فصل بعد نوبت گرفت. اين خيلي خوب است. در هر حال حركت ما براي تئاتر كشور و ارتقاي آن اجرا مي شود. اگر كسي اعتقاد دارد حركت ماضد اين نگاه است بايد نشست و مباحثه كرد اما اگر پذيرفتيم كه به نفع تئاتر است بياييد همه باهم به پيشرفت و رفع معايب ونواقص احتمالي كمك كنيم.
• آيا قرار هست كه مكان اجراي اين نمايشها و يا زمان آن از دو روز در هفته افزايش يابد؟
•• بله، اصغر همت صحبتهايي با سازمان فرهنگي، هنري شهرداري داشته كه قرار شده اين حركت در فرهنگسراها ادامه يابد و ما برنامه ريزي هاي آن را نيز آغاز كرده ايم. از سوي ديگر خانه هنرمندان نيز بزودي اقدام به انجام اين كار خواهد كرد.
• حرف آخر
•• همانطور كه گفتم ما براي فصل بعد نزديك به شصت درخواست داريم. از دوستان مي خواهم به ما اعتماد كنند. ما ناچاريم تنها سيزده اثر راانتخاب كنيم واين به معناي عدم كيفيت ديگر آثار نيست. ما به خاطر محدوديتها و سياستهاي درازمدت ناچار به حذف برخي از آثار مي شويم. من در وهله اول به ادامه اين حركت فكر مي كنم. از دوستان مي خواهم اجازه بدهند در فصل بعد هم ما نمايشهايي را انتخاب كنيم كه به ادامه راه كمك كنند تا حركت نهادينه شود. من مي خواهم در اين فرصت از افرادي كه در برنامه ريزي ها به من كمك مي كنند تشكر كنم. افرادي چون علي صلاحي، غلامحسني، ايمان افشاريان، اشكان صادقي، بهرنگ فرهنگ دوست، جواد روشن، حميدرضا قنبري و سعيد بهنام. اين بچه ها با من همكاري داشتند و در فصل بعد هم با كمك همين دوستان كار را انجام خواهيم داد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |