شماره ۲۱۴۵ - سال هشتم - شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۱
Sat, Jun 8, 2002
Cind black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

راهنماي فيلم
**** عالي
*** خوب
** متوسط
* ضعيف
* بي ارزش

065985.jpg
• اسپايدرمن (مردعنكبوتي) **1/2 .Spider- man
كارگردان: سم رايمي ـ بازيگران: توبي مگواير ، ويلم دفو، كرستن دانست
اسپايدرمن، محبوبترين شخصيت كميك استريپهاي مارول كاميكز، بالاخره شخصيت اصلي يك فيلم سينمايي شد. بعداز اينكه ساخت فيلم «اسپايدرمن» توسط جيمز كامرون، يان دي بانت، مايك لي و ديويد فينچر منتفي شد، بالاخره سم رايمي اين مسؤوليت را به عهده گرفت.
پسر بي دست و پا و گوشه گيري به نام پيتر پاركر كه علاقه زيادي به عكاسي دارد، توسط عنكبوتي با دي ان اي تغيير يافته گزيده مي شود و در نتيجه علاوه بر افزايش قدرت بدني، مي تواند مثل عنكبوت ازدر و ديوار بالا برود. برخلاف داستان اصلي كه پيتر نوعي چسب قوي مي سازد و با استفاده از آن تار مي تند، در فيلم توانايي تار تنيدن هم در اثر نيش عنكبوت در او ايجاد مي شود؛ به اين علت كه ريمي فكر كرده «احمقانه است يك بچه دبيرستاني چنان چسب محكمي بسازد كه هنوز شركت تري ام نتوانسته توليدش كند»!
اسپايدرمن در حال حاضر نزديك به ۳۰۰ ميليون دلار فروش كرده و تمام ركوردهاي فروش را هم در اختيار گرفته است.

عمده ترين ارزش «اسپايدرمن» وفاداري رايمي به فضاسازي و سبك روايت كميك استريپ ها است. البته در اين بين نبايد از نقش فيلمنامه خوب ديويد كوئپ هم غافل شد؛ اما اين رايمي است كه با آن نماهاي «كميك استريپي» (نظرگاه عنكبوتي كه از تارش پائين مي آيد، نماهاي عمودي، پرسپكتيو صحنه ها و... ) سعي گردد داستانش را مثل كتابهاي مصور روايت كند و نسبتاً موفق هم هست.
نكته مثبت ديگر فيلم، ارتباط انساني بين شخصيتها است. كوئپ به جاي اينكه فقط روي تضاد ودرگيري اسپايدرمن و گرين گابلين متمركز شود، بخش قابل توجهي از فيلمنامه اش را هم به روابط عاطفي بين شخصيتها اختصاص داده كه فيلم را جذابتر كرده است.
065979.jpg
• جنايات بزرگ
** High Crimes
كارگردان : كارل فرانكلين ـ بازيگران : اشلي جاد، مورگان فريمن، جيم كاويزل، آدام اسكات، آماندا پيت در سال ۱۹۹۸ فيلمي به نام «سياه و سفيد» به كارگرداني يوري زلتزر ساخته شد كه نگاهي تازه و جالب به روابط پليس خوب ـ پليس بد و همچنين پليس سياهپوست ـ پليس سفيدپوست داشت. اما ناشناخته بودن بازيگران فيلم باعث شد كه توجه زيادي به آن نشود و در نتيجه عدم موفقيت مالي فيلم، باعث شد كه زلتزر ديگر فرصت فيلمسازي به دست نياورد و فقط به فيلمنامه نويسي قناعت كند. فيلمنامه «جنايات بزرگ » او، براساس رماني از جوزف فايندر، را كارل فرانكلين ساخته كه شاخص ترين اثر قبليش ، «شيطان در لباس آبي» با بازي دنزل واشنگتن بوده است.
اشلي جادومورگان فريمن، يكبار ديگر در كنار هم قرار مي گيرند. كلر (جاد) وكيل موفق و معروفي است كه ناگهان مي فهمد شوهرش، ران (كاويزل) ، گذشته خود را از او پنهان مي كرده است بعداز اينكه ران به جرم قتل نه نفر بي گناه در جريان عملياتي در ال سالوادور به دادگاه نظامي كشيده مي شود. كلر مجبور شده دفاع از او را به عهده بگيرد و به دليل بي اطلاعي از قوانين خاص دادگاه هاي نظامي ، چارلي (فريمن) را به كمك مي گيرد.
اگر سگ كشي را ديده ايد، مي توانيد وقتتان را صرف «جنايات بزرگ» نكنيد! خط داستاني دو فيلم مشابه است زني در پي زندان افتادن شوهرش تلاش زيادي مي كند كه او را نجات دهد، در اين راه سختي مي كشد وكتك مي خورد، بالاخره مرد را آزاد مي كند، معلوم مي شود كه شوهر واقعاً مجرم بوده و بعد يكي از قربانيان جنايات او، با تفنگ مي كشدش! شباهت دو فيلم آنقدر زياد است كه در «جنايات بزرگ» هم مثل نماي تلفن عمومي «سگ كشي» ( كه از همان ابتدا گره پاياني را لو مي داد)، نماي از اين دست به آن دست دادن چوب بيليارد راداريم كه ماجرا را لو مي دهد و درپايان فيلم ديگر شگفتي اي باقي نمانده است.
تنها نكته مثبت «جنايات بزرگ» ارتباطهاي معقول و باورپذير بين هر سه وكيل و خواهر كلر است كه باعث مي شود بتوان ريتم يكنواخت آن را تا آخر تحمل كرد.
065976.jpg
• مرگ بر اسموچي
*Death to smoochy
كارگردان : دني دويتو ـ بازيگران: ادنورتن، رابين ويليامز، دني دويتو، كاترين كينر، جان استوارت ،رندولف رنگين كمان (ويليامز) ، مجري موفق يك برنامه تلويزيوني ويژه كودكان است كه به خاطر فساد مالي و رشوه گرفتن اخراج مي شود. شلدون موپ (نورتن) ، جواني ساده دل و بي توجه به مسائل مادي كه فقط به دنبال خوشحال كردن كودكان است، جايگزين او مي شود تا در قالب كرگدني به نام اسموچي براي بچه ها برنامه اجرا كند. او مي تواند بعد از مدتي دل مسؤولان برنامه (كينر و استوارت) را هم به دست بياورد، اما وكيلش (دويتو) از يك سو و رندولف ازسوي ديگر مي خواهند او را بكشند.
نقش مدير شبكه را ابتدا قرار بود هنك آزاريا اجرا كند. اما به دنبال دستگير شدن رابرت داوني جونيور، آزاريا جاي او را در «محبوبهاي آمريكايي» گرفت ودر اين فيلم جان استوارت جايگزين او شد. استوارت در حال حاضر بازيگر اصلي «برنامه زنده شنبه شب» و جانشين كمدينهاي بزرگي مثل جان بلوشي و بيل موري است.

«مرگ براسموچي» قرار بوده يك كمدي سياه باشد، اما تنها چيزي كه در آن هست سياهي است واثري كمدي وجود ندارد . انتقاد از مادي گرايي (در همه چيز ، حتي سرگرم كردن كودكان) و ارائه پيامهاي اخلاقي چنان فيلم را در خود غرق كرده كه نه براي كمدي و سرگرمي جايي باقي مانده و نه براي شخصيت پردازي.
با اينكه معمولاً حضور يك بازيگر در مقام كارگرداني يك فيلم، كيفيت بازي ها را بالا مي برد، اما بازيگران «مرگ بر اسموچي» اكثراً يكي از ضعيفترين بازيهايشان را ارايه كرده اند. ويليامز با بازي بسيار غلو شده و غير قابل باورش ، فرصت ديگري براي بازگشت به روزهاي اوج گذشته را از دست داده و بايد منتظر نمايش «بي خوابي» باشد. منتقدان نورتن هم كه معتقد بودند كه او فقط در نقش شخصيتهاي خود آزار يا ديگر آزار مي تواند بدرخشد و در اجراي يك شخصيت عادي و مثبت ناتوان است، مي توانند اين فيلم را هم به عنوان دليل ديگري برادعايشان عنوان كنند(هرچند كه «حفظ ايمان» ناقض اين نظر است).
اما تمام اين ضعفها در برابر روال و روابط غيرمنطقي فيلمنامه، نقطه قوت به نظر مي آيد! نحوه تغيير رابطه اسموچي با نماينده اش و نورا بسيار غيرمنطقي وباور ناپذير است واز همه بدتر هم جايي است كه رندولف بعداز تلاش براي آزار و كشتن او، مي گويد«دوست من مي شي؟»!
065982.jpg
• جيسون
*jason X 10
كارگردان: جيمز آيزاك ـ بازيگران: كين هادر، جف گديس ، لگزاردويگ
بازهم جيسون مشغول كشتن وخونريزي است كه بالاخره يكي ازدانشمندان با حيله اي او را منجمد مي كند اما خودش هم به همين وضع گرفتار مي شود. در سال ۲۴۵۵ كه زمين كاملاً غيرقابل سكونت شده و انسانها در ايستگاه هاي مداري زندگي مي كنند، چند دانشجوي باستان شناسي آن دو را كشف كرده و با خود به ايستگاهشان مي برند تا زنده شان كنند. جيسون جان مي گيرد و باز هم مشغول خون ريزي مي شود و كسي هم نمي تواندجلويش را بگيرد.
جيمز ايزاك، كارگردان فيلم، پيش از اين ـ بيشتر به عنوان مسؤول جلوه هاي ويژه وگروه فيلمبرداري ـ زيرنظر ديويد كراننبرگ ، جرج لوكاس و استيون اسپيلبرگ كار كرده است. «جيسون ۱۰» دومين فيلم او بعد از «نمايش ترسناك» (1989)است.

سازندگان مجموعه فيلمهاي «جمعه سيزدهم» ـ كه در سال ۱۹۸۰ جيسون راوارد سينما كردند ـ نام فيلم چهارم را «فصل نهايي» گذاشتند تا اين مجموعه تمام شود؛ اما زير حرفشان زدند و يك سال بعد «شروع دوباره» را توليد كردند. وقتي كه فيلم نهم در سال ۱۹۹۳ با نام «جمعه نهايي» ساخته شد به نظر مي آمد كه پرونده جيسون براي هميشه بسته شده باشد؛ اما ۹ سال بعد «جيسون۱۰» از راه رسيد... كه كاش نمي رسيد.
تهيه كنندگان «جيسون۱۰» به خاطر هماهنگي بسيار زياد و دقيق تمام اجزاي فيلمشان بايد اسكار بگيرند. چرا كه كارگرداني، طراحي صحنه ودكور ، موسيقي و همه اجزاي فيلم، دقيقاً به بدي فيلمنامه بسيار ضعيفش است جيسون به آينده اي فرستاده مي شود كه از فرط باور ناپذيربودن دكورها و لباس ها(سفينه پاداري كه جيسون را از زمين مي برد را ببينيد) بيشتر شبيه كارتونهاي دست چندم ژاپني شده است. از آنجاييكه هيچ بازيگر با آبرويي حاضر نمي شده بازي در فيلمي به اين بدي را بپذيرد، بازيگرها هم همه كم تجربه و بي استعداد هستند كه لطمه ديگري به فيلم وارد كرده است. اي كاش سازندگان فيلمهاي جيسون لااقل فكر آبروي او را بكنندودست از سرش بردارند.
افشين ابراهيمي
Afshin. ebrahimy@ cutey. com

وودي آلن؛ قهرمان طنزهاي گفتاري
065973.jpg
بازيگران:
وودي آلن در نقش وال واكسمن
تي لئوني در نقش الي
جورج هميلتون در نقش اد
دبرامسينگ در نقش لوري
مارك ريدل در نقش آل هك
تريت ويليام در نقش هال
نويسنده و كارگردان : وودي آلن
مؤسسه پخش فيلم: دريم ووركز
زمان فيلم: يكصد و چهارده دقيقه
در آخرين فيلم وودي آلن، وال واكسمن كارگرداني است كه از دوران موفق گذشته فاصله گرفته است. او پس از رها كردن آخرين كارش گفته بود: «من كار بزرگي را رها كردم و آنها مرا از كار بركنار نمودند.» اما پس از سالها بيكاري، استوديو گالاكسي فيلم «شهري كه هرگز نمي خوابد» را به او پيشنهاد مي كند. زيرا همسرپيشين وي به مدير استوديوي فيلمبرداري اطمينان داده است كه وال ـ با وجود ابتلا به نوعي بيماري رواني (نابينايي رواني) بهترين انتخاب براي كارگرداني آن فيلم است.
فيلم كمدي اخير وودي آلن به نام «پايان هاليوود» داستان فوق را تشريح كرده است. وال واكسمن دچار نابينايي شده است. البته ممكن است او دچار نوعي توهم شده ولي به هر حال هيچ چيزي را نمي بيند. براي همكار هميشه خندان او به نام آل هك (مارك ريدل) اين امر دليل كافي براي ترك كارگرداني آن فيلم نمي باشد. آل مي گويد او مي تواند در آن فيلم با واكسمن همكاري كند و هيچكس موضوع نابينايي وي را نخواهدفهميد. هنگامي كه مسؤولان آن استوديو با همكاري آل در آن فيلم موافقت نمي كنند آنها فرد بيناي ديگري را كه دانشجوست (بارني چنگ) به عنوان مترجم فيلمبردار چيني استخدام مي كنند.
همسر سابق وال واكسمن به نام الي (تي لئوني) با هال (تريت ويليامز) كه مدير استوديوي گالاكسي است نامزد شده است. واكسمن با تلاش فراوان موفق مي شود لوري(دبرامسينگ) را در يك نقش مكمل در فيلم به كار گيرد. اما هنگامي كه لوري در حال آماده شدن براي ايفاي نقشش مي باشد. بازيگر ديگري به نام شارون (تيفاني تايسن) به واكسمن نزديك مي شود. آن زن بازيگر مي گويد كه با همه كارگردانان فيلمهايش دوست بوده است. واكسمن كه قادر نيست او را ببيند پيشنهاد مي كند آن زن اين موضوع را در مجله مخصوص كارگردانان آگهي كند تا ديگران از او استفاده كنند.
در مورد اينكه داستان فيلم وال واكسمن درباره چيست اطلاع دقيقي داده نشده است. خود واكسمن هم مانند ماست و پيشنهادات ديگران را درباره فيلم به راحتي مي پذيرد. او نه تنها كور شده بلكه با شنيدن صداي ديگران متوجه نمي شود كه آنها كجا ايستاده اند و به همين دليل براي درك موقعيت ديگران وقت فراواني صرف مي كند. هيچ كس هم به اين مشكل وال توجه نمي كند. شايد علت اين امر آن است كه كارگردانان مانند خدايان دروغيني هستند كه ممكن است هركاري انجام دهند.
وودي آلن با كاربرد سروصدا، موزيك و حركات دست به مضحك و خنده دار بودن صحنه ها كمك مي كند. (او در انجام و نشان دادن مفاهيم با حركات دست استاد است) .
065970.jpg
او به نقطه اوج خود نمي رسد. او از ابراز خود در اين فيلم (نابيناي بازيگر فيلم) به عنوان وسيله اي مناسب استفاده نمي كند، به عبارت ديگر او فيلم خود را براساس نابينايي بازيگر فيلم طراحي نكرده بلكه فيلم به اين موضوع يعني نابينايي وابسته شده است. هنگامي كه وال نقص عضو خود را اشتباهاً به يك زن مي گويد ـ يك روزنامه نگار معروف ـ آن صحنه بسيار مضحك و خنده دار است زيرا او فكر مي كند كنار شخصي قابل اطمينان نشسته است. او اغلب در حاليكه به نقطه اي خالي خيره شده صحبت مي كند و ديگران فكر مي كنند او براي تمركز افكار اينگونه رفتار مي كند.
چه لزومي دارد كه واقعيت ها و حقايق يك فيلم براي بيان وضعيت نامساعد شخصي كه نابيناست و ديگران از آن اطلاع ندارند مورد استفاده قرارگيرد؟ آيا وال بايد هميشه مترجم فيلم را به آن واگن مورد علاقه خود ببرد؟ آيا احتمال دارد او در هنگام گرفتن برخي از صحنه ها سرگردان شود؟ فيلم «State and Main» به كارگرداني ديويد مامت در نمايش پيچيدگي ها و واقعيت هاي يك فيلم خنده دارتر از اين فيلم عمل كرده است. از آنجايي كه وودي آلن در نمايش طنزهاي گفتاري مهارت دارد و همواره در فيلم هايش شيرين كاري مي كند، از ديدن فيلم او لذت بردم. بازي تي لئوني نيز خوب است اما او وقت زيادي صرف مي كند تا بين شوهر سابق و نامزد كنوني خود صلح و آشتي برقرار كند. او وقت بسيار كمتري صرف كرده تا شخصيتي خنده دار و مضحك ارائه دهد.
حضور جورج هميلتون به عنوان شخصي غيرماهر در آن استوديو، حقيقتي را بيان مي كند كه در هاليوود بسيار روي داده است، يعني بازي در نقش كسي كه حقوق فراواني دريافت مي كند تا در آن اطراف باشد اما هيچكس علت حضور او را نمي داند. مارك ريدل همواره در حال لبخندزدن است و معتقد است دريافت ده درصد ازسودآن فيلم براي او بسيار خوب است. حضور بارني چنگ به عنوان چشمان واكسمن ضروري است. واكسمن نه تنها از نابينايي رنج مي برد بلكه معمولاً توضيحات انگليسي مترجم او نيز در مورد حوادث نادرست و ناكافي هستند.
065967.jpg
من از فيلم «پايان هاليوود» تا حدي خوشم آمد ولي آن را فيلمي بسيار خوب ارزيابي نمي كنم. اين فيلم در زمره شاهكارهاي وودي آلن مانند (Sweet and lowdown) يا (گلوله ها برفراز برادوي) نيست ولي فيلم خوبي است و انتخاب ايده نابينايي بسيار متهورانه بوده است. در برخي از لحظات از ديالوگ هاي فيلم كاملاً مشخص مي شود كه وودي آلن نويسنده فيلمنامه بوده است.
به نظر من وودي آلن، با سرمايه اي كم، فيلمي آمريكايي و موفق تهيه كرده است. اين فيلم همه چيزهايي را كه نياز داريد به شما مي گويد.
راجر ابرت
بازگشتي ناموفق!
الويس ميشل
از: نيويورك تايمز

وودي آلن، نويسنده، كارگردان و بازيگر آخرين فيلم كمدي خود است. او در اين فيلم موفق مي شود به عنوان كارگرداني كه در گذشته بسيار مشهور بوده در يك استوديوي فيلمبرداري كاري پيدا كند. مسؤول آنجا (ويليامز) با همسر سابق وي (لئوني) نامزد شده است. هنگامي كه او كار جديدش را به اميد بازگشت به روزهاي موفق گذشته آغاز مي كند متوجه مي شود كه بطور موقت كور شده است.
جديدترين فيلم وودي آلن به نام «پايان هاليوود»، فيلمي كمدي و بي معني است. اگر شوخي هاي فيلم را كنار بگذاريم متوجه خواهيم شد كه با فيلم و داستاني كاملاً كهنه سروكار داريم.
مي توان «پايان هاليوود» را فيلمي شبيه «چشمان كاملاً بسته» اثر استنلي كوبريك دانست، اما بايد پذيرفت «پايان هاليوود» در مقايسه با آن فيلم پيشرفت چنداني نكرده و به نظر مي رسد سعي و تلاش چنداني هم نداشته تا به عنوان فيلمي بهتر از فيلمهاي كنوني باشد. اگر صحنه هاي جالب و انتقادي فيلم را كنار بگذاريم بايد اين فيلم را نيز در زمره فيلمهاي بد قرار دهيم. البته صحنه هاي مضحك فيلم نيز در جاي خود قرار ندارند و با اين اوصاف بايد پذيرفت كه وودي آلن با اين فيلم بازگشت موفقي نداشته است.
بيشتر جملات تند خويانه و زننده فيلم از زبان وودي آلن بيان مي شود. او در اين فيلم در نقش وال واكسمن ظاهر شده كه زماني كارگردان مشهوري بوده و دوبار جايزه اسكار دريافت كرده است اما اكنون به تهيه فيلمهاي تجاري روي آورده است. او شغل سابق خود را رها كرده و آن قدر در كاهش نزول داشته كه استوديوهاي فيلمبرداري از همكاري با وي امتناع مي ورزند. الي (تي لئوني) همسر پيشين وال و كارمند يك استوديوي فيلمبرداري سعي و تلاش فراواني مي كند تا زمينه حضور وال را در فيلمي به نام «شهري كه هرگز نمي خوابد» فراهم نمايد. او مطمئن است كه وال با ساخت اين فيلم، دوران موفق گذشته خود را تكرار خواهد كرد. هال (تريت ويليامز) نامزد كنوني الي وسرپرست آن استوديوي فيلمبرداري است و در ايفاي نقشش خوب عمل كرده است.
بايد گفت تريت ويليامز تنها بازيگر خوب اين فيلم نبوده است. بلكه ايزاك ميزراهي نيز درايفاي نقش مدير توليد آن فيلم، بازي قابل قبولي ارائه كرده است. بارني چنگ نيز در نقش مترجم فيلمبردار دقيق و خوب است. نمايش اين صحنه ها انتقادي است از كارگرداناني كه همواره دوست دارند از فيلم برداران خارجي استفاده كنند اما خود وودي آلن نيز در اين فيلم از يك فيلمبردار چيني به نام (ديگووان شولتز ندورف) استفاده كرده است!
مارك ريدل نيز نقش خود را همانطور كه وودي آلن دوست دارد به خوبي اجرا كرده است. برامسينگ كه در نقش نامزد كنوني وال بازي كرده فقط به فكر لباسها و ظاهر خود در حال خريد از مغازه هاست.
بدترين چيزي كه درباره «پايان هاليوود» مي توان گفت اين است كه در اين فيلم وودي آلن در كاربرد طعنه و طنز خوب عمل نكرده است. او فيلمي توليد كرده كه فقط جنبه كمدي و شوخي دارد.
ترجمه: رضا اسفندزنوزي



|   شناسنامه   |   آرشيو   |