حتي در هاليوود ـ جايي كه دروغگويي بيداد مي كند ـ نيز دروغگويي درباره خاطرات زندگي رواج ندارد. اما ، «تي لئوني» مي گويد دروغگويي درتمام اعمال او به عنوان يك بازيگر تأثير داشته و سبب شده مقام وي را تاحد همكاري با وودي آلن درآخرين فيلم كمدي او به نام «پايان هاليوود» ارتقا دهد.
خانم «لئوني» با يادآوري دوران جواني خود در نيويورك وارتباط وي با فعاليت هاي هنري مي گويد: «دركودكي نيز دروغگوي ماهري بودم. همه آن دروغ ها بي عيب و كامل بودند. با اين وجود آن دروغ ها مضر نبودند. من به اين كار خودم در دوران دبيرستان نيز ادامه دادم ودرآن كار ماهرتر شدم. سپس يك حالت دروني و روحي در من به وجود آمد و از خود پرسيدم چرا اين كار را انجام مي دهم ولي نتوانستم پاسخي براي آن سؤال پيدا كنم».
اين موضوع كه چرا به دروغگويي ادامه مي دهيم موضوعي شخصي و خصوصي است اما يافتن راه حل براي اين كار بخشي از معضلات اجتماعي است كه خانم لئوني نيز درفيلم هاي اخيرش به نام (Flirting With Disaster) ، «مرد خانواده» ، «پسران بد» و (Deep Impact) با آنها مواجه بوده است.
او درادامه مي گويد: «مطمئن هستم با گفتن اين سخنان بسياري از بازيگران اعتماد و اطمينان پيشين خود را نسبت به من از دست دا ده و پيش خود مي گويند كه اين سخنان غيرممكن هستند وعكس آنها صحيح است. اما بايد تأكيد كنم كه راه و روش من همانطور بوده و نتيجه مطلوبي هم گرفته ام».
هنگامي كه خانم لئوني براي آزمايشات بازيگري مي رفت بارها به او گفته بودند كه وي شخصي بسيار زودرنج ، مغرور، خشن ، نيرومند ، داراي رفتار پسرانه و شبيه مردم نيويورك است . او خودش نيز پس از چهارده سال زندگي در لس آنجلس خود را فردي اهل نيويورك معرفي مي كند كه درلس آنجلس زندگي مي كند.
درفيلم «پايان هاليوود» ، لئوني درنقش يك كارمند ومسؤول استوديو ظاهرشده است كه همسرسابق خود را استخدام مي كند تا كارگرداني يك فيلم پرهزينه و مربوط به تبهكاران را درنيويورك به عهده بگيرد. شوهرسابق او فردي عصبي، غيرقابل اطمينان و برنده جايزه اسكار است و نقش وي را وودي آلن بازي كرده است. پس از انجام كار فيلمبرداري ، شوهرسابق وي (كارگردان آن فيلم) كارهاي سابق خود را مجدداً شروع مي كند و مسؤول استوديو (لئوني) مجبور است بين شوهرسابقش ونامزد فعلي خود كه سرپرست استوديو و فردي تشنه ثروت است يكي را انتخاب كند. تريت ويليامز نقش نامزد وي را ايفا كرده است.
«تي لئوني »درحال صرف غذا دريك رستوران ايتاليايي درسانتامونيكا مي گويد: «انجام اين كارها سبب مي شود انسان در زندگي روزمره خود با اتفاقات جالبي روبرو شود. مثلاً نام وتصاوير شخص در روزنامه ها ونشريات چاپ مي شود يا اينكه به ديگران مي گويد همبازي وودي آلن شده است».
او نخستين بار وودي آلن را پنج سال پيش در نيويورك ملاقات كرد. او به دفتركار وودي آلن دعوت شده بود تا در باره دست نويس يك فيلم با يكديگر صحبت كنند. او به ياد دارد كه آن ديدار حدود سه دقيقه طول كشيده بود و مي گويد: «فرصت كافي داشتم تا از وودي آلن درباره صداگذاري فيلم «خواب روها» كه فيلمي كمدي مربوط به سال ۱۹۷۳ بود صحبت كنيم. موسيقي آن فيلم بسيار جالب بود . فكر مي كردم درآينده هرگز او را ملاقات نخواهم كرد».
سالها گذشت و روزي وودي آلن براي لئوني پيامي فرستاد و از او خواست درفيلم «پايان هاليوود» با يكديگر همكاري كنند. او درپاسخ گفت: «هركاري برايم داشته باشد آن را قبول مي كنم».
وودي آلن بازي خانم لئوني را در فيلم كمدي «همگام با مصيبت »ـ اثر ديويد اراسل ـ درسال ۱۹۹۶ ديده بود. درآن فيلم او درنقش فردي رنگ پريده و شيفته كارش بازي كرده بود كه براي يافتن والدين وخانواده بن استيل به همراه يكديگر به جست وجو مي پرداختند. او مي گويد بازي درآن فيلم وآن نقش برايش بسيار دردناك و عذاب آور بود.
آقاي راسل با يادآوري روزهاي فيلمبرداري آن فيلم گفته است: «همه مي پرسيدند كه اين بازيگر زن كيست. او براي ايفاي نقشش تمام انرژي خود را به كار مي بست ونيازي به امتحان وآزمون درآن نقش نداشت زيرا زندگي خصوصي وي نيز شبيه زندگي شخصيت آن فيلم بود. » او نيز مانند شخصيت فيلم درحال جداشدن از همسرش بود و با مشكلات اين امر دست به گريبان بود.
وودي آلن مي گويد: «او درآن فيلم بسيار خوب بازي كرد و نقش زني را كه با همسر سابقش كار مي كند به خوبي ايفا كرد».
هنگامي كه سال گذشته كار فيلمبرداري درنيويورك شروع شد، خانم لئوني متوجه شد تمام چيزهايي كه درباره وودي آلن شنيده بود حقيقت ندارد. براي او، وودي آلن به عنوان شخصيتي مرموز و دست نيافتني ترسيم شده بود. او مي گويد: «به من گفته بودند اگر وودي آلن با تو صحبت نكرد و به تو اهميتي قائل نشد دلگير نشو.هنگامي كه بازي در فيلم «پايان هاليوود» را شروع كردم، خودم را براي اين نوع برخوردها آماده كرده بودم. اما با كمال تعجب متوجه شدم كه تمام آن صحبت ها خلاف واقعيت بوده اند. من با شخصيت كاملاً متفاوتي روبرو شده بودم».
تريت ويليامز درهمان فيلم با «تي لئوني » همبازي است و چند هفته پس از او كارش را شروع كرده است . او شخصيت وودي آلن را قدري مرموز مي داند و مي گويد: «فكر مي كنم هركسي در روز اول كارش با او، فكر مي كند اخراج خواهد شد.
«تي لئوني » كه بزودي صاحب دومين فرزند خود مي شود با ديويد داچوني ـ بازيگر فيلم «X Files» ازدواج كرده . ا و عاشق ورزش است و به بازي گلف علاقه فراواني دارد. او در فيلم نيز نقش زني سبزه رو را بازي مي كند وطرز صحبت آن زن بسيار خشن است و انسان را به ياد كاترين هپبرن مي اندازد.
نام وي «تي » از اسامي مردمان جزاير تاهيتي گرفته شده است . والدين او در دانشگاه ويرجينيا با يكي از افراد اين جزيره ملاقات و با يكديگر دوست و صميمي شده بودند. مادر او اهل تگزاس و پدرش ساكن نيويورك و داراي اصل ونسب لهستاني ـ ايتاليايي است و در رشته حقوق فعاليت مي كند. نام خانوادگي وي پانتالئوني بود. مادربزرگ او (مادرپدرش) درسالهاي ۱۹۲۰ در برادوي بازيگر بود و به گفته خانم لئوني از بازيگري دست كشيده بود زيرا آن شغل را دوست نداشت. اما او (مادربزرگش ) حس مي كرد كه نوه اش بازيگرخوبي خواهد شد و او را با نام «سارا برنهارت» صدا مي كرد. خانم لئوني در ادامه مي گويد:«من سارا برنهارت را نمي شناسم ولي دوست دارم با او آشنا شوم و بدانم او كيست».
او در مدرسه بريرلي تحصيل كرده و در دوران نوجواني بسيار باهوش بوده است. او براي تماشاي نمايشات (Rocky Horror picture show) شبانه ازخانه خارج و با اسكيت به تماشاي آن نمايشات در پارك نزديك محل سكونت شان مي رفت.
او سپس در دانشكده سارالورنس در برونكسويل به تحصيل انسان شناسي و روان شناسي مشغول شد ولي پس از دوسال ترك تحصيل كرد تا به گفته خودش «دنياي اطراف را بهتر بشناسد». پس از مسافرت به اروپا، ژاپن و جزاير ويرجين در دهه ۱۹۸۰ به هاليوود آمد. او درآن جا نام خود را تغيير داد زيرا درهنگام آزمايش بازيگري، آرون اسپلينگ ـ تهيه كننده واحياكننده مجموعه تلويزيوني «فرشتگان چارلي» ـ از او خواسته بود نامش را تغيير دهد. خانم لئوني مي گويد: «فكر مي كنم بيان و اداي «پانتالئوني» قدري مشكل بود و اسپلينگ از من درخواست كرد نامم را تغيير دهم ومي گفت اين اسم براي يك بازيگر معروف چندان مناسب نيست».
او در فيلم «فرشتگان چارلي » ايفاي نقش كرد ولي آن فيلم برايش شهرتي به بار نياورد. سرانجام او در سال ۱۹۹۲ درفيلم «پرواز كور» و سپس در فيلم «حقيقت عريان» درنقش يك گزارشگر تلويزيوني ظاهر شد. اما اين فيلم ها و نقش ها او را راضي نمي كردند.او مي گويد: «درسومين سال حضورم درهاليوود اصلاً از وضعيت خود راضي نبودم».
راسل مي گويد: «او در انتخاب فيلم ها و نقش هايش موفق نبوده است. او پس از فيلم موفق «همگام با مصيبت» درفيلم «حقيقت عريان» ايفاي نقش كرده است. فكر مي كنم او هنوز به لذت بخش بودن كارش پي نبرده است».
هنگامي كه او درباره شغلش صحبت مي كند همه متوجه مي شوند كه وي شخصي دمدمي مزاج بوده است. او مي گويد: «بازيگري سرگرمي مضحكي است ولي خوب نيست. اين كه انسان مجبور است نقش هاي متفاوتي ايفا كند، راحت و آسوده نيست. به همين دليل بود كه دراولين مرحله آزمايشات بازيگري دروغ گفتم. من بازيگري را دوست ندارم. درتمام طول روز و هنگام بازيگري همين احساس را دارم. هنگامي كه كارم تمام مي شود احساس راحتي و آسايش مي كنم».
او مي گويد: «با وجود مشكلات به كار خود ادامه داده و مقاومت كرده ام. مي دانم كه درايفاي نقش هايم موفق بوده ام. من درآن فيلم مجبور نبودم فيلم بازي كنم. همه چيز را خودم قبلاً احساس كرده بودم و لازم نبود ديگران آن احساسات را برايم تشريح كنند. مي دانستم كه بخوبي مي توانم نقش آن داستان و فيلم را اجرا كنم. اما پس از اتمام كار، دوست نداشتم فيلم را تماشا كنم».
وودي آلن مي گويد: «لئوني در زمره افرادي است كه بيشتر چيزها ر ا بي اهميت جلوه مي دهند. او شخض لاف زن و دروغگويي نيست. دايان كيتون هم مانند او بود و هميشه فكر مي كرد به اندازه كافي خوب نيست».
از سه سال پيش و پس از تولد فرزندش به نام مادلاين، كار بازيگري براي او جالب تر و دوست داشتني تر شده است. او مي گويد: «كارم برايم بهتروجالب تر شده است، البته منظورم نتيجه حاصله از كار نيست بلكه انجام كارهاي مربوط به بازيگري است زيرا فكر مي كنم كارم جهت دار شده است. وقتي به خانه مي آيم مجبور نيستم مانند صحنه هاي فيلمبرداري و بازيگري دروغ بگويم وبرخلاف احساساتم عمل كنم».
شان ميشل ـ ترجمه: رضا اسفندزنوزي