|
انفجار پلاستيكي در محيط زيست ۵۰۰ سال گرفتاري دارد
• در ايران انفجاري در زمينه توليد و مصرف نايلونها و ظروف يكبار مصرف رخ داده است.
|
|
|
چند سالي است كه پلاستيك ها محيط زيست ما رابه محاصره خود درآورده اند. فرشي از نايلون دشتها و بيابانهاي اطراف شهرها و روستاها را پوشانده اند. دور درختان پيچيده شده اند . داخل خاكها فرورفته اند، جلوي ريشه دواندن گياهان را گرفته اند. درياها را به تسخير خود درآورده اند و حيوانات بينواي دريايي را به كشتن مي دهند.
در آبهاي جنوب كشور لاك پشتهاي كمياب، نايلونها و پلاستيكها را جاي عروس دريايي مي گيرند و مي بلعند و مي ميرند. نهنگها و كوسه ها انواع ظرفهاي يك بار مصرف و نايلونها را مي خورند. پلاستيك هاي رينگي نظير بطريهاي نوشابه دورگردن مرغان دريايي گير كرده و آنها را خفه مي كند. پلاستيكهاي مدفون در زمين نمي گذارد درختان جايي كه مي توانند برويند. با گسترش مصرف، ممكن است سمومي از پلاستيكها وارد چرخه حياتي شود كه در نهايت بدن انسانها را تحت تأثير قراردهد و به زودي اكوسيستم از شكل طبيعي خارج خواهد شد. با اين وجود مصرف پلاستيكها و نايلونها با سرعتي سرسام آور روبه گسترش است. مغازه داران هركالايي را با هر حجمي داخل نايلونها مي گذارند و آن را «كلاس» كار خود مي دانند و چنين به نظر مي رسد كه گردش كار فروشگاهها بدون نايلون ممكن نيست. تقريباً ديگر مكاني وجود ندارد كه در آن نايلونها براي مصارف حتي غيرضروري به كار گرفته نشده باشند. نفت ارزان، صنايع پتروشيمي كه بايد بچرخند و مصرف كننده هايي كه عادت كرده اند دائماً از نايلونها و مواد پلاستيكي استفاده كنند، در نبود سيستم بازيافت و دفع و سوزاندن نامناسب زباله ها تهاجمي گسترده به محيط زيست را موجب شده است. بدين ترتيب پلاستيكها به دشمني خاموش براي اكوسيستم تبديل شده اند.
اين گسترش درحالي به وقوع پيوسته كه به موازات آن سيستم بازيافت توانمندي در كشور ما به وجود نيامده است. به عبارتي بين ۲۵۰ تا۵۰۰ سال طول مي كشد تا اين مواد در طبيعت تجزيه شوند و ما بدون ايجاد يك سيستم بازيافت قوي اجازه مي دهيم اين مواد تمام اين مدت در طبيعت باقي بمانند و محيط زندگي مان را تغيير دهند و روزبه روز هم بر ميزان مصرف خود مي افزاييم. به طوري كه سازمان بازيافت ميزان پلاستيك موجود در زباله ها را ده درصد اعلام مي كند و تازه اين را به خاطر وجود زباله گردهايي كه مواد پلاستيكي را پيش از جمع آوري زباله ها جدا مي كنند، چندان دقيق نمي داند. ميزان مواد پلاستيكي موجود در زباله ها بين سالهاي ۷۰ تا ،۷۲ پنج و نيم درصد بوده است.
در كشورهاي پيشرفته چنين رويكردي به مصرف زياد نايلونها، ديگر وجود ندارد. آنها چندسالي است كه مجدداً به سمت استفاده از پاكت گرايش پيدا كرده اند. قانون بي هيچ چون و چرايي كارخانجات سازنده نايلونها و برخي از انواع ديگر پلاستيكها را واداشته خط توليد خود را به ساختن انواع پاكتهاي محكم و يا جايگزين هاي مناسب ديگر تغيير دهند. نهايتاً استفاده از نايلونها براي خريد كالا به كيسه هاي بسيار بادوام با قيمتهاي گران محدود شده كه شهروندان آنها را به عنوان ساك به فروشگاهها مي برند تا كالاهاي خريداري شده در پاكت را داخل آنها جاي دهند. اين درحالي است كه سيستم بازيافت در اين كشورها به حدي توانمند است كه به رغم دهها سال استفاده وسيع از نايلون و پلاستيك به هيچ وجه با پيامدهاي فاجعه بار زيست محيطي نظير آنچه در كشور ما رخ داده مواجه نشده اند. حتي در كشوري نظير پاكستان هم شهروندان براي حمل كالاهاي خريداري شده از كيسه هاي پارچه اي استفاده مي كنند و فروشگاهها به وفور اين كيسه ها را در اختيار خريداران كالاها قرارمي دهند.
اما در ايران انفجاري در زمينه توليد و مصرف نايلونها و ظروف يكبار مصرف رخ داده است. به طوري كه لزوم شكل گيري يك جنبش عمومي براي كنترل مصرف بي رويه اين مواد احساس مي شود.
دكتر سيامك معطري مديرعامل جبهه سبز ايران مي گويد: «نوعي همه گيري در استفاده از ظروف يك بار مصرف، پلاستيك و نايلون به وجود آمده. درحالي كه در اكثر نقاط دنيا الگوهاي مناسب تري معرفي مي شود. هم اينك طرفداران محيط زيست در سراسر جهان از كيسه هاي پارچه اي و پاكتهاي مقاوم استفاده مي كنند. درحالي اين اتفاقات در جهان رخ مي دهد كه ما استفاده از نايلون و پلاستيك را گسترش مي دهيم و ترويج مي كنيم. مسافران در اطراف جاده ها شاهد كشتزارهاي بزرگي از كيسه هاي پلاستيكي هستند. لاك پشتهاي دريايي از خفگي و اشكالات جهاز هاضمه ناشي از بلع كيسه هاي پلاستيكي از بين مي روند. كيسه هاي پلاستيكي سرچشمه رودخانه ها را آلوده مي كند. نايلونها حتي به رشته كوههاي سر به فلك كشيده اشتران كوه و درياچه گهر و قله دماوند هجوم برده اند. نتيجه آن كه جنس خاك پلاستيكي مي شود و براي گياهان خفگي ايجاد مي كند. اين وضع نتيجه ارزاني فرآورده هاي نفتي در كشور ما و شايد به دليل عدم تعلق اجتماعي مردم در خيلي از مناطق كشور است. مردم زباله هاي پلاستيكي را رها مي كنند و نسبت به محيط زيست بي تفاوتند. البته كاري هم براي معرفي الگوهاي بهينه صورت نمي گيرد.»
معضل پلاستيكها تنها گريبانگير كشور ما نيست. در تابستان سال ۷۸ «فدريكو مايور» مديركل وقت يونسكو به مناسبت اجراي برنامه سراسري پاكسازي سواحل درياي خزر، همه گيري زباله هاي پلاستيكي را از بلاياي زيست محيطي قرن دانست و اظهار اميدواري كرد كه با روشن شدن افكار عمومي تغييراتي در الگوي مصرف به وجود آيد. البته از آن زمان تاكنون نه تنها الگوي مصرف در كشور ما تغيير پيدا نكرده بلكه استفاده از ظروف پلاستيكي و نايلونها تشديد هم شده است. ظروف (پي.اي.تي) موسوم به ظرفهاي يك بار مصرف با سرعتي سرسام آور توليد و مصرف مي شوند. بطوري كه ميزان مواد زايد پلاستيكي در زباله هاي خانگي به طور مداوم افزايش يافته است. نخستين كارخانه پتروشيمي ايران در سال ۱۳۴۰ به بهره برداري رسيده و از آن زمان استفاده از موادپلاستيكي روبه گسترش بوده. اما با پايان جنگ با عراق و بازسازي كارخانجات پتروشيمي و تأسيس كارخانه هاي جديد، جهشي در استفاده از اين مواد بوقوع پيوسته است.
مهندس نقوي معاون امور پژوهشي سازمان بازيافت مي گويد: «به خاطر سبكي، استحكام، فراواني و توليد آسانتر تمايل جامعه به استفاده از نايلون در مقايسه با پاكت افزايش يافته و خانواده ها به مصرف مواد يك بار مصرف متمايل شده اند.
اين درحالي است كه ما از پلاستيك هاي مناسبي كه از نظر بيولوژيكي قابليت جذب در طبيعت را داشته باشند استفاده نمي كنيم و سيستم هاي مناسبي هم براي بازيافت نداريم. بنابراين مواد پلاستيكي صرفاً به شكل سنتي بازيافت مي شوند نه صنعتي و ميزان موادبازيافت شده هم ناچيز است و در پي آن ممكن است آلودگي هاي ثانويه هم ايجاد شود. اينها به خاطر اين است كه در كشور ما به بازيافت اهميت داده نشده است.»
تمام اين كوتاهي ها در حالي صورت مي گيرد كه كشورهاي پيشرفته به فن آوريهاي لازم براي بازيافت قسمت اعظم موادپلاستيكي دست يافته اند و آلودگي هاي ثانويه بازيافت نظير آلودگي هوا و خاك را هم به حداقل ممكن كاهش داده اند.
مهندس شاه محمدي كارشناس بازيافت مي گويد: «الگوي مصرف جامعه غلط است و لازم است تغيير پيدا كند. اصلي ترين پيامد گسترش توليد و مصرف موادپلاستيكي افزايش دماي زمين، تشديد پديده گلخانه اي و تخريب لايه ازون است. پلاستيكها با دفن در طبيعت حالت سمي ايجاد مي كنند كه براي رشد گياهان و جانوران مضر است و به چرخه حيات آسيب مي رساند. اين مواد حجم زياد و وزن كم دارند كه باعث مي شود ماشين هاي حمل زباله سريع پرشوند و در نتيجه به تعداد بيشتري از اين ماشين ها و دفعات زيادتري براي حمل زباله نياز پيدا مي كنيم. از طرفي مراكز دفن زباله ها به خاطر وجود موادي كه تبديل به كود مي شوند به فضاي سبز و محيط طبيعي تبديل مي شوند اما وجود پلاستيك در زباله ها اين روند را مختل مي كند. اين درحالي است كه اگر پاكت به جاي نايلون مورد استفاده قرار بگيرد، ظرف ده تا ۱۵ روز تجزيه مي شود و هيچگونه آلودگي ايجاد نمي شود يا شيشه ها با ضدعفوني كردن، مجدداً قابل استفاده هستند و بارها مي توان آنها را به كاربرد اگر هم مي خواهيم از پلاستيك استفاده كنيم بايد انواعي را مورد استفاده قراردهيم كه كيفيت و دوام خوبي دارند. لازم است صنايع مان را طوري آموزش دهيم كه در بسته بندي از مواد قابل بازيافت استفاده كنند و مردم را مجاب كنيم به اندازه نياز خريد كنند. مردم بايد به اين نكته توجه داشته باشند كه كشورهاي ديگر بابت زباله از شهروندان پول دريافت مي كنند و در مورد زباله هايي نظير پلاستيك هزينه بيشتري هم براي بازيافت مي گيرند و مردم را هم ملزم مي كنند محتويات زباله ها را تفكيك شده تحويل دهند. كارخانه ها هم موظفند موادخطرناك را جداگانه تحويل دهند. چون طريقه دفن زباله خطرناك فرق مي كند. منتها ما قانوني نداريم كه وزارت صنايع را به كنترل كارخانجات وادار كند. از طرفي لازم است ما صنايع بازيافت را هم كنترل كنيم. در حال حاضر تنها زباله گردها با جداكردن زباله ها به بازيافت كمك مي كنند و اين كار خوبي است منتها ما بايد كار آنها و كليه صنايع بازيافتي را كنترل كنيم تا هر محصولي از هر ماده پلاستيكي كه ممكن است حاوي آلودگي باشد، ساخته نشود. ولي چنين روندي آغاز نشده است.»
به هر حال در صورتي كه دست به كار نشويم بز ودي شاهد آن خواهيم بود كه محيط زيست مان در انبوهي از پلاستيكها دفن مي شود. ما به يك سيستم بازيافت توانمند با فن آوري پيشرفته نياز داريم كه مواد پلاستيكي را بازيافت كنند. درحالي كه همين حالا فاقد سيستم بازيافت ظروف يك بار مصرف و نايلونها هستيم كه مصرف آنها به شكل بي رويه اي گسترش پيدا كرده است. همچنين هيچ قانوني صنايع پتروشيمي را موظف نمي كند همانند كشورهاي اروپايي بخشي از موادخام مورد نيازشان را از مواد بازيافتي تأمين كنند. ما حتي به قوانيني نياز داريم كه براساس آنها استفاده بي رويه از پلاستيكها ونايلونها تحت كنترل درآيد و يا ايجاد ممنوعيت مصرف يا گران كردن بعضي از محصولات غيرضروري را به دنبال داشته باشد. شايد مهمترين نكته اين باشد كه ما نبايد به ازاي گسترش صنايع پتروشيمي محيط زيست مان را چنين بي تأمل نسبت به عواقب آن آلوده كنيم كه آلودگي محيط زيست در آينده هزينه هاي به مراتب گزاف تري را نسبت به سود ناشي از اين صنايع به كشور تحميل خواهد كرد.
گزارش: حميده احمديان راد
|