شماره ۲۱۴۵ - سال هشتم - شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۸۱
Sat, Jun 8, 2002
Teach black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
آموزشي
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
گفت وگو با دكتررضامنصوري معاون پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري
فعلاً مشغول شناخت هستم
• تشخيص آسيب شناختي من از مسائل پژوهشي كشور كاهش پيدا نكرده ولي سمت فعلي ام به گونه اي است كه اگر انتقادي علني در رسانه ها داشته باشم از سخنانم استنباط ديگري مي شود ولي هنوز هم انتقاد مي كنم اما در رسانه ها مطرح نمي شود و در داخل سيستم گفته مي شود.
066009.jpg
دكتررضامنصوري استاد فيزيك دانشگاه صنعتي شريف سالهاست كه به عنوان يكي از علاقه مندان توسعه علمي كشور به فعاليت در زمينه تحقق اين مقوله پرداخته و درطي اين سالها همواره از منتقدان سياست هاي پژوهشي دولت به شمار مي رفت. اما چندماهي است كه كمتراز وي انتقادي در زمينه سياست هاي پژوهشي مي شنويم زيرا در اواسط زمستان ۱۳۸۰ با استعفاي دكترمحمد توكل و سفروي به فرانسه براي سپري كردن فرصت مطالعاتي، سمت معاونت پژوهشي وزارت علوم، تحقيقات و فناوري دراختيار منصوري قرار گرفت و فرصتي براي وي فراهم شد تا بتواند آنچه راكه در طي سالهاي گذشته به آن اعتقاد داشت واز عدم اجراي آن انتقاد مي كرد را در عمل تجربه كند. هرچند كه قضاوت در باره عملكرد منصوري زود است ولي به گفته خودش تا فرارسيدن تابستان نتيجه برخي از تصميمات اين حوزه مشخص خواهد شد.
با وي درباره علت انتخاب اين شغل و امكان برخورداري از كاركرد مثبت دراين معاونت به گفت وگو نشستيم كه درادامه مي خوانيد.

• برخي از علاقه مندان به توسعه علمي پس از ورود شما به معاونت پژوهشي وزارت علوم چنين استنباط كردند كه قدرت شما كاهش پيدا كرد زيرا تا پيش از اين به عنوان يك منتقد حتي رئيس جمهور را نيز مخاطب قرار مي داديد و برخي سياست هاي كلان را نقد مي كرديد ولي امروز به عنوان بخشي از سيستم اجرايي كشور نمي توانيد قدرت قبلي را در مواجهه با مشكلات داشته باشيد. نظر خودتان درباره اين تحليل چيست؟
•• من اين تحليل را درست نمي دانم ولي اظهارنظر درباره آنچه انجام داده ام با ديگران است و البته در درازمدت ضمن اينكه بايد توجه كنيم نقدكردن مقوله اي است واثر نقد مقوله اي ديگر و تأثير فردي كه آسيب شناس پژوهش است درحيطه اجرا نيز چيز سومي است. من امروز كمتر نقد مي كنم چون اصلاً درست نيست و سمت من به گونه اي است كه از كلمات من استنباط ديگري مي شود و گاهي هم كه نقد مي كنم اميدوارم اثر مثبتي داشته باشد.
اما تشخيص آسيب شناختي من از پژوهش دركشور كاهش پيدا نكرده و تضعيف نشده است. بلكه اكنون با شناختي كه داشتم تلاش مي كنم تا آسيب ها را رفع كنم و با ورود به سيستم پژوهشي وظيفه خودم مي دانم كه آنچه را قبلاً مشكل مي شناختم ، رفع كنم.
• البته اين كار طبيعي است. چون هرناظر بيروني هم چنين انتظاري دارد وفكر مي كند اين شخص (منصوري) كه مدتها به انتقاد مي پرداخته امروز بايد خود را در امور اجرايي بيازمايد وسياستگذاري كند. اما سؤال اين است كه آيا ساختار به او اجازه مي دهد كه چنين كند؟ به عنوان مثال شما همواره نسبت به كمبود بودجه پژوهشي كشور گله داشتيد واز مسؤولين مي خواستيد تا نسبت به آن توجه داشته باشند ولي طبق نوشته خودتان درسال ۱۳۸۰ تنها حدود ۶۰ درصد از اعتبارات تحقيقاتي كه دربرنامه سوم توسعه اقتصادي كشور تصويب شده است هزينه مي شود و براي سال ۱۳۸۱ حتي كمتر يعني فقط حدود ۵۰درصد اين اعتبارات پيش بيني شده است و اين يعني درحضور شما هم اوضاع فرقي نكرده با اين تفاوت كه اين دفعه شما هم در ماجرا شريك هستيد!
•• شبيه همين نكته را دوستان من در دانشگاه صنعتي شريف هم تذكر دادند. من هم درمورد همين مثالي كه شما اشاره كرديد پاسخ مي دهم. مواجهه من با عدم تخصيص بودجه پژوهشي به عنوان يك منتقد درخارج سيستم به اين صورت بود كه اعتراضي را به صورت شفاهي يا مكتوب در رسانه ها مطرح مي كردم و حداكثر كاركرد آن اطلاع رساني بود . الآن درموقعيت معاون پژوهشي هم اعتراض مي كنم ولي به رسانه ها منتقل نمي شود و درداخل سازوكار تصميم گيري مطرح مي شود يعني دنبال راههايي مي گرديم تا بتوانيم به صورت عملي بودجه را افزايش دهيم.
من هيچ وقت ساده انگار نبودم و مي دانستم كه تغييردرسيستم هرچقدرهم كوچك باشد خيلي پيچيده است. يك نفر دربرابر يك مسير مي تواند تصميم بگيرد كه سمت چپ را انتخاب كند يا به سمت راست برود ولي درباره يك سيستم به اين راحتي نمي توانيم تصميم بگيريم. چون نحوه عملكرد سيستم جورديگري است. درحال حاضر من كه ادعا مي كردم سيستم را مي شناسم مي توانم بگويم سيستم براي تغيير چه مدت زماني را احتياج دارد وچه اتفاقاتي الآن بايد صورت بگيرد تا ده سال بعد جواب بدهد.
• از سخنان شما اينطور برداشت مي شود كه قبل از احرازسمت معتقد بوديد كه براي اين شغل كاركردي مثبت خواهيد داشت آيا پس از ورود هم چنين احساسي داريد. چون در برخي مواقع سيستم آنچنان ناكارآمد است كه اگر كسي با ده برابر توانايي ها و شناخت شما هم وارد شود از كاركرد مي افتد.
•• سيستم، ديكتاتور نيست كه اجازه بدهد يا ندهد. سيستم به عنوان سيستم خنثي است و پيچيده، ذهن هوشمندي مي خواهد كه سيستم را بشناسد وبداند كي، كدام جزء را تغيير بدهد كه نتيجه مطلوب اتفاق بيفتد. من قبل از ورود حدس مي زدم سيستم پيچيده است ولي الآن دارم پيچيدگي ها را لمس مي كنم واميدوارم آن قدر هوشمند باشم كه بدانم كدام جزء را بايد دست كاري كرد و فعلاً مشغول شناخت هستم.
• آيا دراين مدت احساس كرديد كه براي پيشبرد علم و دانش هم بايد اندكي سياستمدار بود؟
•• فقط بايد سياستمدار بود. چون اجرا هميشه سياست مي خواهد. شما براي انجام كوچكترين كارهاي شخصي خودتان درمنزل هم به سياست نياز داريدواگر كسي تصوري خلاف اين داشته باشد مديرناتواني است.
• هرچند كه قضاوت درباره عملكرد شما دراين مدت زود است ولي ارزيابي خودتان چيست؟
•• استنباط من اين است كه مي توانم باتوجه به اهرم هاي اجرايي كه دراختيار دارم كارهايي را پيش ببرم و اميدوارم نتايج آن تا پايان بهار مشخص شود.
• شما به اين نكته اشاره كرديد كه پيش از مسؤوليت اجرايي، آسيب شناس مسائل پژوهشي بوديد و اكنون با اين شناخت تلاش داريد تا موانع را برطرف كنيد. اما به نظر مي رسد از انجام يك كار مهم غفلت كرديد. زيرا شما هنگام انتقاد از سيستم يك فرد بوديد درحالي كه انتقاد زماني مي تواند مؤثر وكارآمدتر باشد كه از زبان يك نهاد مطرح شود . فكر نمي كنيد اگر براي راه اندازي و تشكيل يك نهاد غيردولتي تلاش مي كرديد ، خدمتي كمتراز مسؤوليت فعلي تان انجام نداده بوديد؟
•• نكته ظريفي را اشاره كرديد ومن هم قبول دارم وكارهاي مرتبط باآن را نيز تا حدودي انجام دا دم كه به آنها اشاره مي كنم. درهمين معاونت بخشي را پيش بيني كرديم كه هنوز اسم مشخصي برايش پيدا نكرديم . درعرصه صنعت به اين قسمت مي گويند تغييروتوسعه يعني چه كنيم كه محصول بهتري توليد شود. دوبخش ايجاد كرديم كه وظيفه آنها اين است كه اولاً ببينيم چه اشكالاتي داريم و بعد هم تأثير تصميمات ما درخارج از سيستم چيست؟
• منظورم اين نبود كه بخشي در داخل سيستم باشد بلكه يك نهاد غيردولتي ناظر باشد.
•• ما در وزارت علوم، پژوهشكده اي داريم به نام مركز تحقيقات علمي كشور كه بطور قانوني زيرنظر اين معاونت است ولي عملاً به صورت يك مؤسسه مستقل رفتار مي كند. تلاش داريم تا اين پژوهشكده را به سمتي ببريم كه كارش تحقيق در راه سياستگذاري علم باشد و كارهاي مختلفي از قبيل تحقيقات آسيب شناسي، جامعه شناسي علم و بودجه ريزي تحقيقات را انجام دهد وحتي از نيروهاي علمي خارج از كشور هم دعوت كرديم تا همكاري كنند.
اما اينكه بايد انجمن هاي علمي غيردولتي تشكيل شود. من هم قبول دارم ولي بايد نيروهايي دراين زمينه تربيت شوند. درهمين مركز قصد داريم تا دانشجوي دكتري درامر سياستگذاري علم بگيريم. عنوان اصلي اين رشته Science and public sphier است. اگر چنين دانشجوياني تربيت شدند آن وقت مي توانيم انتظار داشته باشيم كه انجمن هايي شكل بگيرد تا نقد حرفه اي در زمينه علم و پژوهش دركشور ارائه كنند.
• به استفاده از نيروهاي علمي خارج از كشور اشاره كرديد. دراين زمينه سخن فراوان است آيا سياستي مشخص اتخاذ كرده ايد؟
•• استفاده از نيروهاي علمي خارج از كشور خيلي موردبحث قرار گرفته است و درهمين معاونت هم خيلي بحث كرديم و به اين نكته رسيديم كه اگر ما تحت عنوان كلي «استفاده از نيروهاي علمي خارج از كشور» بحث كنيم وحتي سمينار برگزار كنيم خيلي راه به جايي نمي بريم . كارهايي هم قبلاً شده ولي درحدگپ زدن و خوشامدگويي باقي مي ماند وهركس مي رود دنبال كار خودش.
به نظر من ما بايد دنبال كار مشخصي باشيم و بعد ببينيم دراين زمينه چه كسي درخارج تخصص دارد بعد با او وارد مذاكره شويم كه يا مشاور ما باشد يا بخشي از كار اجرايي را بپذيرد كه اولين موردي هم كه بحث كرديم، موضوع نانوتكنولوژي است . قصد داريم تا يك سند ملي تهيه كنيم وبعد هم سراغ نيروهاي علمي خارج از كشور برويم . البته اين شيوه قبلاً هم اجرا مي شد مثلاً مركز تحصيلات تكميلي زنجان يا مركز تحقيقات فيزيك نظري و رياضيات هم با نيروهاي علمي خارجي درارتباط هستند.
• منظور من چيزي فراتر از اين بود به صورتي كه برخي از نيروها كاملاً به داخل برگردند؟
•• من فكر مي كنم كمي دوراز دسترس باشد ما بايد در زمينه هاي متنوع امكان همكاري پاره وقت را فراهم كنيم بطوري كه بخشي از وقت و سرمايه هايشان را درايران مصرف كنند يعني يك تا دوماه ازسال به اينجا بيايند. يا ازطريق E-mail دانشجوي دكتري بگيرند. دراين قالب اكثراً تمايل به همكاري دارند ولي شايد فقط يك درصد تمايل داشته باشند كاملاً به ايران بيايند. لذا سرمايه گذاري درحالتي كه قبلاً اشاره كردم بهتراست.
عليرضا خدادوست



|   شناسنامه   |   آرشيو   |