شماره ۲۱۴۶ - سال هشتم - يكشنبه ۱۹ خرداد ۱۳۸۱
Sun, Jun 9, 2002
History black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
فرهنگ و انديشه
تاريخ
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه

توضيح درمورد علت قطع موسيقي كلاسيك از راديو ايران
066114.jpg
محمد علي فروغي ـ نخست وزير
تهران ـ ۱۲آبانماه ۱۳۲۰ ـ روزنامه اطلاعات در صفحه اول شماره امروز خود در مورد عدم پخش موسيقي غربي از راديو توضيحات زير را منتشر كرد:
«از روزي كه برنامه جديد راديو تهران عملي شد، پرسش هايي راجع به علت حذف موسيقي غربي از برنامه به عمل آمده است. براي آگاهي عموم متذكر مي شويم كه تشكيل يك دسته اركستر كامل دست كم به چهل نوازنده با آلات و ادوات مختلف احتياج دارد و چون اين عده نوازنده و آلات در تهران فعلاً موجود نيست و از طرفي محل استوديو گنجايش جاي دادن اين عده را ندارد از اين رو از برنامه حذف گرديد و اينك قرار شده است در ساعت ۹ و ربع بعدازظهر (۲۱و ربع) مواقعي كه اشخاصي در جلوي راديو، سخنراني نمي كنند، صفحه موسيقي كلاسيك نواخته شود.
سرود ملي مي خواهيم
تهران ـ سه شنبه سيزدهم آبانماه ۱۳۲۰ ـ يكي از خوانندگان روزنامه اطلاعات به نام جهانگير افخمي خواستار سرود ملي شد. افخمي در نامه كوتاه خود مي نويسد:
«همه مي دانيم كه سرود ملي براي هر ملت زنده لازم است تا به وسيله آن احساسات ملت تحريك و تهييج شود، بنده مدتي است كه راجع به سرود ملي با عده زيادي صحبت كرده ام و همه را با خود هم عقيده ديدم. از اين جهت من به نام يك عده بيشمار كه شايد تمام اهالي كشور باشند از رياست اداره موسيقي كشور خواستارم كه براي ما سرود ملي بسازند، با اطلاعات كافي كه آقاي علينقي وزيري در اين فن دارند با كمال بي صبري انتظار اعلام سرود ملي را در برنامه راديو تهران داريم».
اين پيشنهاد در حقيقت به معني اعتراض به سرود شاهنشاهي بود اما از آنجا كه سياست متفقين اين بود كه هيچ چيزي تغيير نكند سرود شاهنشاهي هم به عنوان سرود ملي تا سقوط سلسله پهلوي باقي ماند ليكن سرود «اي ايران» در مدارس جزو درس موسيقي بود و توسط دانش آموزان خوانده مي شد.
راديو نيز از آن در برنامه هاي خود استفاده مي كرد ولي سرود رسمي همان سرود شاهنشاهي بود كه؛ عصر پهلوي را «صد ره بهتر از عهد باستان» توصيف مي كرد.
جهانگير افخمي بعدها نماينده روزنامه اطلاعات در نيويورك شد وگزارش هاي سودمندي براي روزنامه مي فرستاد.
روزنامه اطلاعات در دهه ۳۰ در پايتخت هاي مهم كشورهاي جهان نماينده داشت ابوالقاسم طاهري نويسنده و گوينده مشهور دهه بيست و سي نيز نماينده اطلاعات در لندن بود.
تحريكات خارجي و جنگ ترك و فارس
چهارشنبه ۱۴ آبان ۱۳۲۰ ـ سرمقاله روزنامه اطلاعات تحت عنوان «ماهم از روزنامه هاي كشور دوست خود تركيه گله داريم» از تحريكاتي كه براي به راه انداختن جنگ ترك و فارس در دست تدارك است گله كرده نوشت:
«سالها بود كه ملت ودولت تركيه دم از دوستي و يگانگي با ما مي زدند و مطبوعات آن كشور هر زمان فرصتي به دست مي آمد از ابراز احساسات برادرانه نسبت به ما دريغ نمي كردند. در اين زمان كه كشور ما دچار بحراني گرديد ما انتظار داشتيم كه برادران روزنامه نويس ترك ما همان رويه دوستانه را ادامه دهند ولي متأسفانه برخلاف انتظار ما مقالاتي انتشار داده اند كه بي نهايت اسباب تأسف و تأثر ملت ايران را فراهم نمود.
از جمله درروزنامه «آنكارا» و «يني صباح» مقاله اي به قلم نويسنده معروف ترك «يالچين» مشاهده شد كه مطالبي خالي از حقيقت و پر از اشتباهات و لغزش هاي تاريخي و شايد غرض آلود در پيرامون ايران نوشته است.
از كي و كجا معمول شده است كه آذربايجاني ها را «ترك هاي مقيم ايران» بناميم. اگر در آذربايجان جمعي تركي صحبت مي كنند، آنها ايرانياني هستند كه بر اثر يك سلسله وقايع تاريخي و حشر و نشر اقوام ترك ومغول زبان تركي را از زمان حمله مغول آموخته اند. زبان تركي در آذربايجان يك زبان عاريتي است وگرنه در اين ديار اقليت ترك يا مردم ترك نژادي وجود ندارد،… در خاتمه لازم مي دانيم اين نكته را به آقاي «يالچين» گوشزد نماييم كه اين صحبت ها در زمان دولت عثماني در كشور دوست ما تركيه آغاز شده بود و يادگار آن دوره مشئوم است و چون سستي و پوچي آن ثابت مي باشد امروز ديگر كهنه شده و خريداري ندارد».
جريان «ترك و فارس» در سالهاي بعد از شهريور ۲۰ به همين جا ختم نشد بلكه طبق يك برنامه منظم گروهي از جوانان ايراني را با پرداخت هزينه هاي تحصيلي به تركيه بردند و تحت تعليمات متعصبانه اي قرار دادند. تعدادي از اين دانشجويان پس از پايان تحصيلات عالي به ايران بازگشتند و اكثريت آنها در شمار خدمتگزاران اين آب وخاك بودند.
كاستي هاي راديو تهران
تهران ـ پانزدهم آبانماه ۱۳۲۰ ـ ابوالقاسم طاهري كه در سالهاي بعد به لندن رفت و گوينده راديو لندن شد و شهرت جهاني كسب نمود، در مقاله كوتاهي از برنامه هاي راديويي انتقاد كرد ومعايب آن را به شرح زير برشمرد.
۱ـ علامت ايستگاه راديو تهران (پوز) كه به صداي چكيدن آب باران از ناودان بيشتر شباهت دارد تا به علامت ايستگاه راديويي با نوتي بي معني تهيه شده.
۲ـ زنگ راديو خيلي گرفته و خفه است، مي توانند زنگ برنزي خوش آهنگ و طنين داري انتخاب كنند.
۳ـ مطابق معمول تمام راديوهاي دنيا پس از سرود ملي و پيش از اعلام برنامه بايد براي رعايت احترام و ادب، به شنوندگان سلام كنند و اين منظور را جمله ساده «بر شنوندگان درود» تأمين خواهد كرد.
۴ـ در آغاز بخش اول حتي الامكان موضوع گفتارهاي روز خوانندگان و نوازندگان ومخصوصاً دستگاههايي كه در آنها خواهند نواخت مطرح بشود.
۵ـ بايد نويسندگان جوان و خوش قريحه و فارغ التحصيل هاي مدرسه عالي موسيقي را براي نوشتن و تنظيم پيس هاي موزيكال از اشعار حماسي فردوسي و غزليات سعدي ترغيب فرمايند.
۶ـ گفتارهاي خانه داري بيشتر جنبه تئوري و فرضي دارد و خسته كننده است، اين نوع گفتارها بيشتر بايد به صورت مكالمه بين دو خانم يا دو خانم و يك مرد به عمل آيد.
۷ـ مطالب گفتار بهداشت اصلاً استفاده كردني نيست. در تمام يك سال و نيم كه راديو، شروع به كار كرده بيشتر گفتارهاي بهداشتي مربوط به چاقي و لاغري بوده و يا اسهال و شيرخوردن بچه و يا بيماري هاي آميزشي بوده است .
مصاحبه مطبوعاتي فروغي
و دفاع از پيمان سه جانبه ايران ومتفقين
تهران جمعه ۱۶ آبان ۱۳۲۰ ـ در اين روز مصاحبه نخست وزير در صدر اخبار مهم كشور قرار داشت. فروغي به روزنامه نگاران گفت:
«هيچ عاقلي نيست كه باموقعيت جغرافيايي ايران اين سياست را نپسندد. بامطالعات جامع و دقيق به نظر رسيد كه همكاري و ائتلاف با اين دو دولت بر مبناي مقرراتي كه منافع ايران را تضمين نمايد مفيد شناخته مي شود خصوصاً كه بيانيه اي هم در نتيجه مصاحبه بين رئيس جمهوري آمريكاي شمالي و نخست وزير انگلستان در اقيانوس اطلس انتشار يافت و مبني بر آزادي و استقلال ملل جهان بود، اين معني را تأييد مي نمود . از جمله مطالبي كه برخلاف حقيقت شهرت يافته وموجب تشويش خاطر عامه شده است آن است كه دولت هاي شوروي وانگلستان در پيشنهاد خود حق مداخله در امور كشوري و لشگري را براي خويش قائل شده اند. بايد صريحاً متذكر شد كه چنين تقاضايي خلاف حق حاكميت و استقلال ايران مي باشد. اينگونه شايعات مبتني بر اغراض سوء خصوصي است. اخيراً با كمال تعجب شنيده مي شود كه از دولت ايران خواسته شده عهدنامه نظامي منعقد سازد يا آنكه قواي ايران با متفقين درميدان جنگ داخل نبرد شود. اين شايعات معلوم نيست از كجا انتشار يافته و پايه و اساس آن چيست…»

عدل مظفردوباره نصب مي شود
066117.jpg
تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۲۰ ـ اعلام شد كه « عدل مظفر دوباره نصب مي شود »
سرپاس مختاري زنداني شد
تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۲۰
در اين روز به طور رسمي اعلام شد كه؛ «دو ساعت بعدازظهر سرپاس مختاري (ركن الدين مختار رئيس پيشين شهرباني كل كشور) ـ كه از كرمانشاه به تهران اعزام شده بود وارد و از طرف اداره شهرباني زنداني گرديد تا به پرونده هاي مربوطه رسيدگي شود.
عدل مظفر دوباره نصب مي شود
تهران ـ ۱۹ آبان ۱۳۲۰ ـ در اين روز اعلام شد كه؛ «چون كلمه عدل مظفر» كه سابقاً در سر در مجلس شوراي ملي بوده و به دستور شاه سابق برداشته شده، حاكي از تاريخ مشروطيت ايران (۱۳۲۴ هجري) بود، لذا تصميم گرفته شد كه پس از رسميت يافتن دوره سيزدهم راجع به نصب آن در سردر مجلس اقدام به عمل آيد.»
مقاله اي كه علامه فقيد محمد محيط طباطبايي ۲۵ روز پيش از وفات مرحوم ميرزا طاهر تنكابني نوشت و در صفحه اول روزنامه اطلاعات در تاريخ ۱۹ آبانماه ۱۳۲۰ منتشر شد حاوي مطالبي است كه انسان را تكان مي دهد، در حالي كه سرلشگر آيرم رئيس كل شهرباني با ميليونها تومان سوء استفاده اي كه از بيت المال كرده و به فرنگستان فرار كرده بود و در ناز و نعمت زندگي مي كرد ، فرهيختگاني چون تنكابني روزگار پرمشقتي داشتند و آخرين روزهاي زندگي خود را در عسرت و تنگدستي مي گذرانيدند.
محيط طباطبايي مي نويسد:
«در ميان اين همه فريادهايي كه براي دادخواهي و دادجويي از گوشه و كنار مملكت به گوش دولت و ملت مي رسد آيا كسي تا امروز به ياد ميرزا طاهرتنكابني فيلسوف نامي وطن بوده و از اين مرد بزرگ ستم ديده در دستگاه عدل و قانون نامي در ميان آمده است؟
من وقتي در لايحه تصويب شده اعتبارات كه به منزله آخرين نفس مجلس دوازدهم به شمار مي آمد نام ورثه مرحوم علي اكبر داور و ورثه كيخسرو شاهرخ را ديدم كه به نام هر يك مبلغي از خزانه كشور حقوق منظور شده و آن را همچون پاداشي در ازاي خدمات ايشان به قلم آورده اند، ناگهان به ياد دهها بلكه صدها خانواده ها افتادم كه در راه خدمت به مملكت و ملت بذل جان و مال نمودند و امروز كسي نامي هم از ايشان نمي برد.
اكنون درصدد آن نيستم داستان فداكاري جوانمرداني را كه در راه مشروطيت و برقراري حريت و مطالبه حق و عدالت جان سپرده اند. در اين جا ذكر كنم و از يك سو خشم معدودي و از سوي ديگر اندوه و حزن گروهي را برانگيزم و از بازماندگان ايشان كساني را نام برم كه سزاوار يادآوري و مساعدت دولت و ملت باشند.
در اينجا مي خواهم از استادي نامور و دانشمندي مشهور يادآوري كنم كه تا چند سال پيش فضلاي عصر و داوطلبان نام و كمال به شاگردي او افتخار مي كردند و در محضر او هنرمندان را قفل خاموشي بر لب و گوش هوش براي استفاده باز بود. اكنون در گوشه فراموشي، بيچاره و بيمار و زمين گير از خاطرها محو شده است.
آري اين استاد بزرگ ميرزا طاهر تنكابني است كه عمري را در خدمت، حكمت و ادب و حق و قانون گذرانده و همواره با شجاعت و رشادت از علم و عدالت و حكمت و انسانيت مردانه دفاع كرده است.
اين شخص بزرگ به گناه تنكابني بودن از مال و دارايي و مقام و شغل محروم گشت و چون از اظهار حق خودداري نداشت به زندان افتاد و از شهري به شهري اسيروار منتقل گشت و در روزگار پيري، رنج غربت و آوارگي، مزاج تواناي او را در هم شكست و چنان دستخوش درد پا و ناخوشي ها گشت كه پس از رخصت بازگشت به تهران ديگر روي تندرستي و آسايش حال را نديده است. مصائب مادي شايد روح فيلسوف ما را به اندازه تحمل ناملايمات روحي خسته و افسرده نكرده باشد زيرا ميرزا طاهر از مستشاري ديوان عالي تميز و دارايي و آب و زمين تنكابن جبراً دست برداشت ولي اين اتفاقات به اندازه كوتاه كردن دست او از تدريس و افاده علمي در حال او مؤثر نيفتاد. چه پس از آن تاريخ باز هم ميرزا طاهر را در مدرسه عالي سپهسالار با زبان گويا و قلب توانا سرگرم گفت وگو و افاده مي ديديم. تا آنكه كاسه هاي گرم تر از آش كه روزي به نام شاگردي ميرزاطاهر كسب و كار و افتخار مي كردند، اين مرد بزرگ را از كار تدريس معقول بركنار ساختند و به اين اندازه آزردن خاطر مبارك ايشان راضي نشده بلكه از رفت و آمد ميرزا طاهر به مدرسه سپهسالار ممانعت كردند و در نتيجه اين بدرفتاري ها، روحي را كه با مصائب زندگي همواره در نبرد بود و خستگي را احساس نمي كرد، چنان پژمرده و افسرده كردند كه در مقابل بيماري هاي مختصر ديگر مقاومت نتوانست نمايد و اينك چندسال است در خانه همنشين رنج و الم و همدم افسوس و غم است.
نمي دانم اوضاع زندگاني فيلسوف تنكابني كه ارادتمندانش از بيم ستم پيشگان حتي جرأت اينكه نام او را به طور كامل ببرند نداشتند و از ايشان به صورت ميرزا محمد طاهر طبرستاني ذكر مي نمودند چه سان مي گذرد ولي مي دانم كه سال گذشته راضي شد عزيزترين اشياي جهان يعني كتابهاي گران بهاي خود را به بهاي مناسبي در مورد بيع قرار دهند و از قرائن مي توان فهميد كه زندگي ايشان از چه قراري بايد باشد.
066120.jpg
اين كاريكاتور پس از دستگيري و زنداني شدن سرپاس
ركن الدين مختار رئيس كل شهرباني در يكي از نشريات تهران به چاپ رسيد . ركن الدين مختار در سالهاي پاياني سلطنت رضاخان پس از شاه مقتدرترين فرد ايران بود
پيري و ناتواني، تهيدستي و بي دستياري، بيماري و بي درآمدي معلوم است با انسان چه مي كند و نتيجه آنها چيست.
دوسال است كه ارادتمند ، آن جناب را زيارت نكرده و هميشه از دوستاني كه به حضورشان شرفياب مي شوند احوال پرسي مي كنم و اكنون نمي توانم پيش بيني كنم تا چه اندازه اين اظهارات روح بلند و دل حساس آن مرد بزرگ را آزرده خواهد ساخت.
به هر حال من كاري به تأثير نيك وبد سخن خود در ايشان ندارم و وظيفه اي كه در مقابل وجدان و علم برعهده دارم انجام مي دهم و اميدوارم اولياي امور و سران مملكت و ملت نظر هيأت دولت را به قضاياي مربوط به ميرزا طاهر پيش از فوت وقت جبران و به طور مؤثر جلب كنند تا قرار آسايش حال ايشان از لحاظ مادي و معنوي در اسرع اوقات داده شود.
اين اقدام قلوب هزاران فردي را كه در راه علم و ادب امروز به نام نويسنده و حكيم و معلم و محصل قدم مي گذارند شاد خواهد نمود و هر يك به نوبه خود خواهند دانست كه تحمل زحمات در راه علم و حكمت و حق و انسانيت دير يا زود نتيجه رضايت بخشي خواهد بخشيد.
در خاتمه نظر جناب آقاي وزير فرهنگ را خصوصاً به اين نكته متوجه مي سازد كه رعايت حال فيلسوف تنكابني از هر تأليف و ترجمه اي براي كشور لازم تر است، زيرا با از دست دادن چنين مرد بزرگي ديگر نمي توان نظير او را به اين زودي ها به دست آورد.»



|   شناسنامه   |   آرشيو   |