اشاره:
تابستان با فيلمهاي پرفروش پيش روي ماست و دربين فانتزيهايي مانند «جنگهاي ستاره اي » و «مرد عنكبوتي » كه پراز جلوه هاي ويژه هستند، تريلرجنايي «بي خوابي » به چشم مي خورد كه درباره پليسي است كه دچار بي خوابي شده وبه دنبال قاتلي زنجيره اي است.
پاچينو كه بارها در فيلمهايي چون ، «Heat» ، «سرپيكو» و «درياي عشق» پليس بوده، انگيزه اش از انتخاب اين نقش در «بي خوابي » را همكاري با كريستوفر نولان با استعداد بيان مي كند. اين كارگردان جوان انگليسي سال گذشته فيلم مستقل پرسروصداي «يادگاري » را نيز كارگرداني كرده . پاچينو مي گويد: «از فيلم اولش «يادگاري » خوشم آمد و كار با او واقعاً خوب است . با استعداد است و مي داند چه كاركند».
پاچينو نقش ويل درمر را ايفا مي كند. او كارآگاهي است كه از لس آنجلس به شهركوچكي درآلاسكا سفر كرده تا قاتل دخترنوجواني را به دام اندازد. درست زماني كه درمر فكر مي كند قاتل را به دام انداخته، همه چيز طور ديگري مي شود؛ درمر بطور ناگهاني به همكار خود تيراندازي مي كند و او را از پا درمي آورد و والترفينچ، رمان نويس آرام (ويليامز) كه مظنون آنها بود، فرار مي كند.
قسمت بد ماجرا آن است كه دراين منطقه از آلاسكا، فصل روشنايي است و خورشيد تمام شبانه روز درآسمان مي درخشد وباعث بي خوابي درمر مي شود. علاوه براينها بازي موش و گربه با فينچ و همچنين پليس محلي (هيلري سوانك) كه سرراه درمر قرار مي گيرد، وضع را پيچيده تر مي كنند.
علاوه بر قدرت بازيگران «بي خوابي»، فيلم مديران تهيه اي چون جرج كلوني و استيون سودربرگ داشت. اين دو به اندازه اي كارآمد و لايق بودند كه ويليامز و پاچينو باورشان نمي شد دراين پروژه شركت داشته باشند . اما آيا واقعاً جرج كلوني دركارش وارد است؟
ويليامز مي گويد: «او براي امتحان از بازيگران حضور داشت. او حين فيلمبرداري حضور نداشت . استيون سودربرگ زماني آمد كه در ونكور سرگرم فيلمبرداري بوديم . مرد دوست داشتني است.»
نولان هم از مديران تهيه اش تعريف مي كند: «جرج نمي خواست نقش آن پليس را داشته باشد و سودربرگ هم نمي خواست آن را كارگرداني كند. آنها، اين پروژه را پروژه عالي مي دانستند وفقط مي خواستند در ساخت آن كمك كنند.»
بازسازي فيلم تريلر «بي خوابي» (Insomnia) همواره موردعلاقه فراوان كريستوفر نولان بوده است. اين فيلم چيزي شبيه بازي موش و گربه است كه درآن موش گرماي نفس هاي گربه را بر پشت خود احساس مي كند و گربه از نگرفتن موش شرمسار است. فيلم، داستان تعقيب يك قاتل در مراتع و سرزمين هاي سرسبز و مجلل و با رنگ آميزي عالي را نشان مي دهد.
درشهري كوچك واقع درايالت آلاسكاكه وقايع فيلم «بي خوابي» درآنجا روي مي دهد سرزمين هاي سرسبز، بسيار چشم نواز و هيپنوتيزم كننده هستند واين چشم اندازها سبب آرامش فكري همگان مي شود.(درفيلم «يادگاري» (Memento) كه از كارهاي پيشين آقاي نولان است نيز آسمان آبي و زمين هاي زردرنگ و داغ جنوب غرب آمريكا به تصوير كشيده شده اند) اما بايد گفت شبنم هاي روي درختان و زيبايي هاي ديگر آنجا براي كارآگاه فيلم به نام ويل دورمر (آل پاچينو) زيبا به نظر نمي رسند زيرا او به دنبال يافتن قاتل است ودرضمن خودش هم بايد به علت ارتكاب يك اشتباه در لس آنجلس موردبازخواست قرار گيرد. اين تعقيب و گريز درانتها به يك تراژدي مبدل مي شود و ويل از عاقبت كاربخوبي آگاه است.
زيبايي غيرعادي و فراوان صحنه ها به نولان اجازه مي دهد آن سوي اين زيباييها را به عنوان كنايه به بينندگان نشان دهد و همه بدانند پشت اين زيبايي ها، راز قتلي نهفته است . كارگردان اين فيلم (كريستوفرنولان) و فيلمبردار او به نام والي فيستر به زيبايي اين بخش و سرزمين اهميت فراواني قايل هستند . اين زيبايي حالتي كنايه آميز ومضحك براي پشت صحنه فيلم شده و در سرزميني سرسبز با زيبايي شاعرانه وعالي، جنايتي فجيع روي داده است . كريستوفر نولان و فيستر ازاين ابزار براي پديدآوردن حالتي اندوهناك و گرمابخشيدن به داستان فيلم استفاده كرده اند.
ويل دورمر وهمكار وي به نام هپ (مارتين دوناوان) به اين سرزمين وارد مي شوند. آنها زوجي خبره وماهر از پليس لوس آنجلس هستند و براي كمك به دوست قديمي خود(پاولي دولي) به آنجا آمده اند زيرا پاول براي فرار از گرما و سروصداي كاليفرنيا به آلاسكا پناه آورده است.
زني جوان به قتل رسيده و قاتل براي ارتكاب جرم، شجاعت و غرور احمقانه اي به كار برده است . ويل و هپ براي يافتن آن قاتل وحل ماجرا به آنجا آمده اند.
آنها را كارآگاهي جوان و مشتاق به نام الي بور(هيلاري سوانك ) همراهي مي كند. ويل از ديدار الي خوشحال نيست ولي او زني فعال و پركار است. وقتي كه هپ كشته مي شود انگيزه ويل براي يافتن قاتل چندين برابر افزايش مي يابد و رفتار جالب ومحكم الي خاطره غيرمؤثربودن ويل را به آنها يادآوري مي كند. گناه و اشتباه ويل با نورپردازي و روزهاي طولاني مناطق قطبي موردتأكيد قرار مي گيرد. آلاسكا در نزديكي قطب قرار دارد وبه همين دليل درتابستان داراي شبهايي روشن است زيرا حدود بيست ودو ساعت از شبانه روز، آفتاب درآسمان است واين خود انگيزه اي است تا ويل مدت زمان بيشتري بيدار بماند و بيخوابي بكشد.
|
|
|
درفيلم «بي خوابي » ، غرور و خودبيني بخوبي نمايش داده شده و مردي نشان داده مي شود كه همواره درگير هيولاي درون است . كريستوفر نولان همواره در فيلم هاي خود بخوبي از استعاره و كنايه سود جسته و درفيلم هاي «يادگاري» و «تعقيب» (Following) محصول سال ۱۹۹۹ نيز ازاين روش استفاده كرده است . نيكتولاس روژ درفيلم «الآن نگاه نكن» (Don,t look Now) محصول سال ۱۹۷۳ نيز كنايات فراواني به كار برده بود و شايد بتوان گفت «بي خوابي » نيز به نوعي از همان فيلم الهام گرفته است.
نوع تعليق فيلم هاي نولان با فيلم هاي ديگر پليسي يكسان نيست. به نظر مي آيد در فيلم او زياددانستن سبب به دام افتادن مي شود.
آل پاچينو در فيلم هاي پليسي ديگري نيز ايفاي نقش كرده است . در فيلم (Heat) اثر مايكل مان او كارآگاهي بسيار ماهر و در تعقيب دزدان و قاتلان بود.
دراين فيلم، هرچه به انتها نزديكتر مي شويم چشم هاي آل پاچينو قرمزتر مي شوند. او بخاطر تمام نكردن تحقيقات درلس آنجلس احساس گناه مي كند وقاتل هم ازاين موضوع آگاه است.
ويل شخصي سربه زيراست و صدايي صاف دارد. او همواره كت چرمي به تن دارد وبه نظر مي رسد آن كت مانند پوست دوم اوست كه هميشه به بدنش چسبيده است. «بي خوابي » از روي فيلمي به كارگرداني اريك ا سكولدبيرگ درسال ،۱۹۹۷ محصول كشور نروژ ساخته شده است و در آن فيلم، استيلان اسكارس گارد درنقش پليس بازي كرده و صورتي رنگ پريده داشت وچهره اش شبيه ارواح بود. به نظر مي رسيد كم خوابي به او حالتي روحاني داده بود اما براي آل پاچينو اين موضوع تأثيري متضاد داشته است. تحمل سختي ها سبب شده او آب ديده تر شود و درمقابل آن سختي ها مقاومت كند.
والتر فينچ قاتلي است كه همه به دنبال او مي گردند وهمانند رابين ويليامزحالتي يكنواخت دارد و فردي متفكر است.
فينچ در بيشتر فيلم هاي خود همين طور بوده است . در فيلم «Good Will Hunting) درنقش يك روانكاو و در فيلم «انجمن شاعران مرده » (Dead poets society) درنقش يك معلم ظاهر شده بود و درهردو فيلم، غرور زياد يكي از نشانه هاي وي بوده است.
اما در فيلم «بي خوابي » اين غرور يخ زده و از بين رفته است. او قاتلي تواناست ولي دوران شادماني وخوشي او به پايان رسيده است. او براي ايفاي اين نقش بسيار خوب عمل كرده است.
فينچ رمان نويسي است كه يكي از خوانندگان رمانش را به قتل رسانده است. از نظر ويل، او شخصي خالص و بي غل وغش است و هردوي آنها چيزهاي مشتركي دارند.
هيلاري سوانك زني آگاه است وخودبيني او نيز درفيلم «بي خوابي» به عيان ديده مي شود. «بي خوابي » را مي توان فيلمي پراز دام وتله و داراي زيبايي هاي فراوان دانست.
آقاي دونوان ـ بازيگر نقش هپ ـ شخصي دوست داشتني و گيراست ولي زمان بازي وي در فيلم كوتاه است. او سعي مي كند با راشل (موراتايرني ) كه مالك يك مهمانخانه است ارتباط برقرار كند. آن مهمانخانه ، جايي است كه درآن ويل و هپ زندگي مي كنند وشبها آنجا مي خوابند.
«بي خوابي » دربرخي موارد سعي دارد ذهن بينندگان را منحرف كند اما اين روش نيز دربسياري از فيلم هاي پليسي ديگر به كار رفته است.
كارگردان كريستوفرنولان ، نويسنده هيلاري سيتز ، فيلمبردار والي فيستر، تدوين دودي دورن ، موزيك متن ديويد جوليان ، مديرتوليد ناتان كراولي ، تهيه كنندگان برودريك جانسون، اندرو آ. كوزوف ، پاول جانگرويت و ادوارد ال. مك دانل . براساس فيلم «بي خوابي » به كارگرداني اريك اسكولدبيرگ نوشته نيكولاژ فروبنيوس و اسكولد بيرگ ، محصول كمپاني برادران وارنر، زمان پخش صدوشانزده دقيقه.
بازيگران
آل پاچينو درنقش ويل دورمر ، رابين ويليامز درنقش والتر فينچ ، هيلاري سوانك درنقش الي بور ، موراتايرني درنقش راشل كلمنت، مارتين دوناوان درنقش هپ راكارت، نيكي كت درنقش فرد داگر، پاول دولي درنقش چيف نايبك.
الويس ميشل ـ ترجمه : رضااسفندزنوزي