شماره ۲۱۵۹ - سال هشتم - شنبه ۱ تير ۱۳۸۱
Sat, Jun 22, 2002
Report black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
گفت و گو
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
افق
هفت هنر
سينما تئاتر
سينما تئاتر۱
سينما تئاتر۲
سينما تئاتر۳
سينما تئاتر۴
سينما تئاتر۵
اوقات شرعي

آرشيو
شناسنامه
هشدار كارشناسان مسائل اجتماعي و مسؤولان انتظامي درباره بحرانهاي اجتماعي (بخش دوم )
نسل امروز، مديران فرداي جامعه هستند!
• برنامه ريزيهاي جدي براي تحقق نيازهاي معقول و مشروع جوانان از يكسو و كنترل آسيب هاي اجتماعي بحران زا از ۵سال قبل تاكنون صورت گرفته.
068208.jpg
رشد چشمگير انواع آسيب ها و معضلات اجتماعي، شيوع و گسترش جرايم مختلف، كاهش سن مجرمين، تغيير نگرش نسل فعلي نسبت به هنجارها و سنت هاي اجتماعي، رشد بي رويه و تهاجمي مدرنيته در ميان نوجوانان و جوانان، كارشناسان و پژوهشگران مسائل اجتماعي و جرم شناسان را به اين باور رسانده كه دهه،۸۰ دهه بحرانهاي اجتماعي كشور خواهد بود. برخي از مسؤولان بلندپايه امنيتي و قضايي نيز با توجه به همين اعلام نظرها و درك صحيح معضلاتي كه گريبانگير جامعه و كشور شده و هر روز نيز شكاف نسل هاي گذشته و حال را عميق تر مي نمايد به گرفتار شدن جامعه در معرض انواع بحرانهاي اجتماعي به صراحت اذعان و تأكيد ورزيده اند.
وقتي سردار قاليباف فرمانده نيروي انتظامي كشور اين قبيل آسيب ها را نه يك عارضه بلكه «ابربحران» تلقي مي كند، مي توان دريافت شرايط كنوني جامعه و بخصوص نسل جوانش به چه توجه و اقدامي نياز دارد.
به اعتقاد فرمانده ناجا، كه به همراه نيروهايش مسؤوليت تأمين امنيت اجتماعي تك تك شهروندان ايراني را برعهده دارد، آسيب هاي اجتماعي مقياس تمدني دارد و مختص تمدن يا مكان خاص جغرافيايي نيست. وي همچنين از تضادها و اختلافات عقيده اي برخي تصميم گيران مملكتي سخن به ميان آورده و تأكيد مي كند: «هر لحظه ابعاد اين اختلافات و تضادهاي دروني وسعت بيشتري پيدا مي كند كه در مجموع به طور يقين خطراتي را براي جامعه و اقشار مختلف مردم به ارمغان خواهد آورد.»
اين در حالي است كه قاليباف ضمن اشاره به اقدامات قاطع پليس در برخورد با قانون شكنان جامعه و برهم زنندگان نظم و امنيت اجتماعي كشور از تجديدنظر در ساختار سازمانها، ايجاد واحدهاي مددكاري اجتماعي و معاونت اجتماعي به عنوان شواهدي مبني بر رويكرد مثبت پليس در جامعه و پيشگيري و كاهش آسيب هاي اجتماعي نام مي برد. امانكته حائز اهميتي كه در سخنان فرمانده نيروي انتظامي كاملاً مجزا و جالب توجه به نظر مي رسد اين بود: «جامعه شناسان بايد نسخه هاي پيشگيرانه و مؤثر تهيه كنند و پليس مجري آن باشد. ضمن اينكه در زمينه فرهنگ سازي و اقدامات نهادينه سازي، جامعه شناسان بايد پليس را ياري و راهنمايي كنند.»
انفجار جمعيت جوان بحران زاست
بسياري از كارشناسان مسائل اجتماعي بر اين باورند كه يكي از مهمترين دلايل بروز انواع آسيب هاي اجتماعي طي ساليان اخير از سوي جوانان، مربوط به مسأله رشد جمعيت و افزايش انفجاري آن طي دودهه گذشته و تغييرات گسترده در هرم سني و حجمي جمعيت كشور است. آنان ايران را كشوري جوان و در عين حال پرجمعيت مي دانند كه رشد جمعيتش طي ۲۰سال اخير بسيار نگران كننده بوده است.
حال آنكه پس از سپري كردن اين دوره نسل جوان فعلي كه فرهنگ و نگرش متفاوتي نسبت به نسل گذشته دارند به دنبال اثبات جواني واستقلال خود از طريق نقض هنجارها و سنت هاي گذشتگان هستند. چرا كه اغلب آنان احساس مي كنند وجوه مشترك چنداني با نسل گذشته ندارند.
دكترسيدهادي معتمدي «روانپزشك» ضمن آنكه هرم سني جامعه را معيوب دانسته مي گويد: در هر جامعه معمولاً هرم جمعيت شكلي طبيعي و نرمال دارد. در حالي كه در هرم سني ايران كه بين ۱۵سال تا ۲۵سال است كاملاً يك حالت غيرطبيعي و ناهمگوني موج مي زند.
حال در چنين شرايطي به اعتقاد جمعيت شناسان وقتي جمعيتي به اين شكل بروز مي نمايد خدمات رساني و پوشش دادن به اين مجموعه بالطبع دچار ضعف و اختلالات شديد مي شود.
از سوي ديگر بايد در نظر داشت كه جمعيت چندميليوني جوان كشور طي چندسال اخير متولد نشده اند، بلكه آنان ۲۰سال قبل به دنيا آمده و امروز قشر جوان جامعه را تشكيل داده اند. در واقع گناه ناهماهنگي در اين زمينه را بايد به گردن افرادي گذاشت كه در آن سالها براي افزايش مواليد تبليغ مي كردند.
چرا كه آنان با اين تصور كه كشور با افزايش جمعيت مي تواند زودتر رشد كند براي افزايش مواليد تبليغ مي كردند. حال آنكه شايد در آن زمان به اين موضوع فكر نمي كردندكه يك نفر انسان عالم، فهيم و كاردان بهتر از هزاران انسان جاهل، بيكار و سرگردان است.
به همين دليل نيز بدون اينكه در كنار تبليغ براي مواليد براي آينده اين افراد (جوانان فعلي و آينده سازان كشور) برنامه هاي زيربنايي و اساسي اتخاذ كنند ياوران جامعه را با معضلات گوناگوني كه در حال حاضر پيش رويشان قراردارد به حال خود رها كردند. پس به طور مسلم طبيعي خواهد بودكه در چنين جامعه اي شاهد رشد انواع ناهنجاريها و آسيب هاي اجتماعي باشيم. چرا كه نسل جوان فعلي هم مثل تمام جوانها مسكن، شغل مناسب، همسر، تفريح و امكانات رفاهي مناسب و...مي خواهند و طبيعي است جامعه در چنين شرايطي قادر به تأمين اين خواسته هاي معقول براي همه افراد نخواهد بود.از طرفي ديگر به اعتقاد دكتر معتمدي اگر انقلاب را به چندمرحله تقسيم كنيم درمي يابيم در مرحله ۱۰سال اول انقلاب آنچه بيش از تمام مقولات پيش روي ما قرار داشت جنگ و تبعاتش بود.
پنجسال بعدي هم با نگاهي اقتصادي، امنيتي به جامعه و دور بودن از نگاههاي اجتماعي، حمايتي سپري شد. بي آنكه مانوري جدي درباره مسائل اجتماعي وبرنامه ريزيهاي لازم در اين باره صورت گرفته باشد.
پس با نگاهي واقع بينانه و در عين قاطعيت مي توان گفت: برنامه ريزيهاي جدي براي تحقق نيازهاي معقول و مشروع جوانان از يكسو و كنترل آسيب هاي اجتماعي بحران زا از ۵سال قبل تاكنون صورت گرفته. ولي اگر هنوز نتايج آن به چشم نمي آيد به دليل آن است كه ماهيت چنين برنامه هايي بلندمدت است و حداقل باگذشت ۵ تا ۱۰سال مي توانيم نتايج عملي آن را مشاهده كنيم.
حال آنكه نسل جوان فعلي و در مجموع تمامي اركان كشور چوب بي برنامگي هاي گذشتگان رامي خورد.
دكترمعتمدي در ادامه موضوع تربيت مديران ونيروهاي متخصص و كارآمد طي سالهاي گذشته را به شدت موردانتقاد قرار داده و اشاره مي كند: در تمام اين سالها دانشگاهها تمام تلاش خود را براي تربيت مديران در بخش هاي مختلف بازرگاني، صنعتي، اداري، مالي و.. معطوف داشته اند. اما آنان از تربيت مديراني براي تصميم گيري در هنگام بروز بحرانهاي اجتماعي و كنترل انواع آسيب ها غافل مانده اند كه متأسفانه هنوز اين غفلت كاملاً مشهود است. به همين خاطر نيز كشور درحال حاضر با معضل بزرگ فقدان متخصصان و مديران آسيب هاي اجتماعي مواجه است.از طرف ديگر در چنين شرايطي متأسفانه هيچ مرجع يا مركزي متولي مستقيم بررسي و ريشه يابي آسيب هاي اجتماعي و مبارزه با اين قبيل معضلات اجتماعي نيست. درحالي كه هم اكنون در حدود ۲۰سازمان ومجموعه دولتي و نيمه دولتي با عناوين حمايتي و بيمه اي در كشور فعاليت مي كنند ولي هيچ كدام متولي مستقيم رسيدگي به معضلات اجتماعي و پيشگيري از آنها نيستند و در واقع از وزارتخانه اي با عنوان «رفاه» يا «عدالت اجتماعي» كه در اغلب كشورها وجوددارد در كشور، اثري به چشم نمي خورد.
در وضعيت كنوني كارشناسان برجسته مسائل اجتماعي براي رفع بسياري از معضلات و آسيب ها سخن از نوعي مصالحه و تعامل اجتماعي بين نسل اول، دوم و سوم انقلاب به سخن مي آورند.
آنان مي گويند: برحسب تجربه ديديم كه برخوردهاي فيزيكي وامنيتي شديد با جوانان نه تنها به كاهش آسيب ها منجر نشد بلكه، مشكلات عديده ديگري را به بار آورد. بنابراين منطق حكم مي كند هنجارها را براساس آداب، سنن، فرهنگ و عقايد خودمان تعديل كنيم. تا بتوانيم جوانان را در چارچوب اين هنجارها به گونه اي منطقي واصولي هدايت كنيم و گرنه بايد بپذيريم كه تحت هر شرايطي مجبور هستيم تا چند سال آينده كه چندان هم دور نيست سكان مديريت جامعه را به دست همين جوانها بسپاريم. در حالي كه بايد به يقين بدانيم كه آنها جامعه را وفق هنجارهاي مدنظر خود هدايت خواهند كرد و اگر ما اين مصالحه را آغاز نكنيم قطعاً در سالهاي آتي دچار بحرانهاي پيچده تري هم خواهيم شد.
گزارش: داريوش آرمان arman_51@yahoo.com



|   شناسنامه   |   آرشيو   |