• محمدي، نماينده سلسله و دلفان: اگر برخوردي قاطع صورت مي گرفت ديگر ميمونهاي دست پرورده پوپر به خودشان اجازه نمي دادند تا براي نفي دين و روحانيت احساس امنيت و آزادي كنند
هفته گذشته سخنراني هاشم آغاجري در خانه معلم همدان كه به مناسبت بزرگداشت علي شريعتي ايراد شد، با هجوم عده اي از اعتراض كنندگان برهم خورد.
آغاجري، عضو ارشد سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، شخصيت بحث برانگيزي است كه در سالهاي اخير، اظهارنظرهاي گاه و بيگاه وي، خشم محافظه كاران را برانگيخته است. سال گذشته نيز اظهارات وي كه ناظر بر كاركرد نامطلوب دين در بستر تاريخي اش بود (نه تنها افيون توده ها، بلكه افيون حكومتها...) كار را تا بدانجا پيش برد كه برخي منتقدان، وي را ماركسيست تر از ماركس خواندند.
|
|
آيت الله استادي رئيس شوراي عالي حوزه علميه قم در نامه اي به رؤساي جمهوري و مجلس، خواستارطرد افرادي شد كه از آنان به عنوان عناصر غير متعهد ياد كرد.
|
• پروتستانيزم اسلامي
ماجرا از خبر مندرج بر خروجي ويژه ايرنا آغاز شد كه تيتر نخستين روز تيرماه روزنامه رسالت را رقم زد. اين روزنامه در ذيل عنوان «اهانت آغاجري» به روحانيت شيعه و مردم و «تقاضا براي تغيير دين» بخشهايي از سخنراني وي را كه بسيار مناقشه برانگيز مي نمود، چاپ كرد.
رسالت از قول آغاجري نوشت: «سلسله مراتبي كه در تشكيلات روحانيت مانند آيت الله، حجت الاسلام و ثقة الاسلام وجود دارد، تحت تأثير كليساي كاتوليك و بروز اقتدارگرايي در جامعه ايران به تدريج شكل گرفت.» وي افزود: «عده اي در كشور تلاش مي كنند تا با ادغام دستگاههاي ديني موازي، نهادي كاملاً كليسايي با يك پاپ به وجود آورند و بقيه زير دست آنها باشند.» به نوشته رسالت، وي روحانيت سنتي شيعه را عوام زده و تقليد مردم از روحانيت را مردود و ميمون وار دانست و خواهان نوعي پروتستانيزم ديني براي بازگردانيدن اسلامي نو و متفكرانه شد.
اين روزنامه با چاپ بخشهايي از سخنان آغاجري به انتظار بازخورد آتي آن نشست، انتظاري كه تنها يك بعد از ظهر به درازا انجاميد.
مديرمسؤول روزنامه عصر تهران، ضمن آن كه دستگاه قضايي و مراكز امنيتي را به برخورد و كشف پشت پرده اين ماجرا فرا مي خواند، تلاش براي پاسخگويي رسانه اي به اين ناسزاگويي ها را فرو افتادن در دامي دانست كه طراحان توطئه ياد شده پهن كرده اند؛ يعني چيزي كه به زعم وي مشغول شدن به يك موضوع انحرافي و غفلت از پيگيري پرونده هاي فساد اقتصادي است كه گويا به نقطه حساسي هم رسيده است؛ شايد بخشي از اشاره مديرمسؤول كيهان به بهزاد نبوي مرد اول سازمان مجاهدين انقلاب بود كه همچنان پاي در پرونده پتروپارس دارد و فعاليت اقتصادي وي، آماج نيش و كنايه هاي روزنامه هاي مخالف اصلاحات است.
• التقاط و سوسياليسم تعديل شده
محمد محمدي، نماينده مردم سلسله و دلفان در واكنش تندي نسبت به آغاجري گفته است: «اگر روزي كه موسوي تبريزي با فراموش كردن سابقه خود و به بهانه مخالفت با خشونت، قصاص و حدود و ديات را نفي كرد، برخوردي قاطع صورت مي گرفت، ديگر ميمونهاي دست پرورده پوپر به خودشان اجازه نمي دادند تا براي نفي دين و روحانيت، احساس امنيت و آزادي كنند.»
همچنين به نوشته روزنامه جمهوري اسلامي در اجتماعي كه روز دوشنبه در مقابل دفتر آيت الله موسوي همداني، نماينده ولي فقيه در استان و امام جمعه همدان برگزار شد، وي آغاجري را يك فرد خودباخته، مزدور و داراي شخصيتي بسيار شيطاني و غير محترم خواند و گفت: «بايد كساني كه از آغاجري دعوت، حمايت و وي را همراهي كرده اند، مورد تعقيب قضايي قرار گيرند.» وي خطاب به مسؤولان هشدار داد: «آگاه باشيد! مردم ديگر نمي توانند صبر كنند و شما نيز نمي توانيد جلوي آنها را بگيريد.»
به نوشته اين روزنامه، همزمان با اين تجمع، رئيس دادگستري استان همدان، از ارائه شكايت از سوي روحانيت و جمعي از مردم عليه آغاجري خبر داد و روزنامه رسالت نيز خبر شكايت جمعي از خانواده هاي شهدا به رياست مجتمع قضايي ويژه كاركنان دولت را درج كرد.
جامعه اسلامي دانشجويان نيز با صدور بيانيه اي، ضمن هشدار به اين سوسياليست تعديل شده (آغاجري) اعلام داشت: «دير يا زود خشم انقلابي دانشجويان در كنار آحاد مردم متدين جامعه، دامن امثال او و آن جماعت تغيير ايدئولوژي داده را خواهد گرفت و آنگاه است كه توبه و استغفار هيچ سودي برايشان نخواهد داشت».
استعاره سوسياليست تعديل شده، كنايه از مصاحبه آغاجري با روزنامه همشهري بود كه دستمايه برخي واكنش ها در مورد تبارشناسي ايدئولوژيك سازمان متبوع وي شد و بارديگر اتهاماتي چون التقاطي گري، ماركسيسم و اين اواخر ليبراليسم را به عنوان ايدئولوژي مجاهدين انقلاب مطرح ساخت. اين اتهامات عمدتاً ناظر بر پيشينه چند تن از تشكيل دهندگان اصلي اين سازمان مي شد كه در گذشته از هواداران رويه فكري سازمان مجاهدين خلق اوليه بودند و پس از گرويدن برخي اعضاي مجاهدين خلق به ماركسيسم با اين سنت سياسي وداع كردند و در تحليل اين اتفاق، التقاط وبهره گيري از ماركسيسم به مثابه علم مبارزه و روش علمي تحليل را علت اساسي انحراف مجاهدين عنوان و بويژه تأثيرات مخرب دوري از روحانيت را برجسته كردند و جالب اين كه چاره كار را تمسك به رهبري روحانيت و تقليد از مراجع دانستند و پس از پيروزي انقلاب اسلامي نيز با تشكيل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي، سهم عمده اي را در ستيز با گروه هاي مخالف جمهوري اسلامي و دفاع از ولايت فقيه و مرجعيت ديني برعهده گرفتند.
• نقش اهريمني اپوزيسيون
نامه آيت الله استادي رئيس شوراي عالي حوزه علميه قم به رؤساي جمهوري و مجلس، مناقشه برسر سخنان آغاجري را جدي تر از گذشته كرد. وي در اين نامه كه تيتر نخست يك روزنامه صبح را رقم زد، خواستار اتخاذ تدابيري از سوي مسؤولان براي طرد افرادي شد كه از آنان به عنوان عناصر غير متعهد ياد كرد.
نامه اي كه شايد سخنگوي دولت را واداشت تا بگويد: «دولت را نبايد خيلي وارد اين مباحث كرد. افزون بر ائمه جمعه و جماعات واكنش مهم ديگري از سوي آيت الله مكارم شيرازي از مراجع تقليد ابراز شد. وي گفت: نمي دانم چرا گروههاي سياسي اين افراد هتاك را از خود دور نمي كنند؟ چرا دستگاه قضايي در برابر اين همه اهانت؛ دين و روحانيت و مردم سكوت اختيار كرده است؟ »
• مواضع آغاجري، شخصي است
اما سرانجام اين محمدسلامتي دبيركل سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي بود كه در گفت وگو با ايرنا حرف آخر را زد.
وي سخنان اخير آغاجري را مواضع شخصي وي دانست و به صراحت اعلام كرد كه اين حرفها، موضع سازمان نيست.
بدين ترتيب تشكيلات متبوع آغاجري نيز از واردشدن به مناقشه اي كه گويا محافظه كاران بي صبرانه انتظار آن را مي كشيدند، اجتناب كرد.
• نقد روحانيت سياسي
آغاجري كه خود جانباز جنگ است، در ساحتي واردشد كه نه تنها خشم مخالفان اصلاحات را برانگيخت بلكه برخي از متحدان مهم درون جبهه دوم خرداد را نيز در موضعي ناگزير از توضيح، رديا پذيرش گفته هاي وي قرارداد.
برخي روزنامه هاي اصلاح طلب انتقاداتي را متوجه اظهارات وي ساختند؛ بويژه يادداشت روز چهارشنبه آفتاب يزد با سخن تندتري گفت: اين روزنامه پس از آنكه روزگذشته، وي را به مطالعه فقه جواهري حوالت داده بود، نوشت: اصلاح طلبان واقعي اجازه نخواهندداد دستاوردهاي اصلاحات، قرباني «پرگويي» عده اي خاص شود.
و وقتي آغاجري به نوروزگفت: جنجال آفرينان سعي كرده اند از يك عبارت مزاح آميز در اثناي سخنراني سوءاستفاده كنند و اضافه كرد: آنجا من ارتباط مريد و مرادي را به عنوان يك ارتباط تقليدي، شبيه به كار ميمون كرده ام.
عبايي خراساني، نماينده مشهد به او پاسخ داد: «مگر اين مسائل شوخي بردار است؟ مگر كسي با ايشان شوخي داشته است...»
شايد نوروز تنها روزنامه اي بود كه دربرابر تهديدها عقب ننشست و در سرمقاله خود، محافظه كاران را به تغيير روش هاي برخورد، از روش هاي شبه قانوني به قانوني و شاكيان را به ارائه درخواست به محاكم فراخواند.
نوروز همچنين مصاحبه اي مفصل با آغاجري ترتيب داد و از زبان وي درخواست كرد تريبون هاي مخالف را براي ايجاد امكان داوري ازسوي مردم، متن بدون تحريف و كامل سخنراني وي را چاپ كنند.
|
|
كروبي از حوزه هاي علميه، مراجع و دستگاه قضايي خواست در ماجراي آغاجري وارد قضايا نشده و كارها را خرابتر نكنند
|
• به گذشته دست نزنيد
سرانجام جدي ترين واكنش طيف دوم خرداد از زبان رئيس مجلس عنوان شد. كروبي كه پيشتر با اشاره به اظهارات آغاجري به كنايه گفته بود: «براي ما يك عنوان حجت الاسلامي باقي مانده كه يك آقاي دانشگاهي آمده و مي خواهد آن را از ما بگيردو مي گويد اين عناوين از كليسا آمده است.» از تريبون مجلس، نطق مفصلي ايراد كرد كه واكنش مخالف رجبعلي مزروعي را نيز برانگيخت. كروبي از حوزه هاي علميه، مراجع و دستگاه قضايي خواست در ماجراي آغاجري وارد قضايا نشده و كارها را خرابتر نكنند. وي گفت: «دست به گذشته نزنيد! آنكس كه خيط مي شود، شما هستيد! مي دانيد گذشته چه چيز است؟ آخر چرا؟».
اما نقطه اوج اين انتقادات، سخنان خاتمي در خلخال بود كه وي بدون نام بردن از آغاجري وي را سرزنش كرد و گفت: «از دشمنان توقعي جز اين نيست كه روحانيت و مرجعيت را تضعيف كنند اما گلايه اين است كه تضعيف روحانيت با نام روشنفكري و اصلاح چرا؟ »خاتمي روحانيت را پاسدار دين و حقوق مردم دانست و گفت: «روشنفكر حقيقي كسي است كه درصدد تقويت نهاد روحانيت برآيد».
هاشم آغاجري سرانجام در نامه اي به كروبي نوشت: «اگر در كلام من سهوي رفته است كه موجب آزردگي شما و روحانيون اصلاح طلب و مردمسالار كه حضور و نقش آنان در جنبش اصلاحي غيرقابل انكار است، گرديده رسماً از خود انتقاد كرده و از بابت آن از آنان و دينداران راستين عذر مي خواهم».