ضرورت همگامي اطلاعات ميراث فرهنگي با فن آوري نوين و ايجاد نظام اطلاعاتي ماندگار كه بتوان به اطلاعات مستندي درخصوص ميراث فرهنگي كشور در آن دست يافت موجب شده تا سازمان ميراث فرهنگي باكمك گرفتن از كارشناسان براي اولين بار به طراحي و تنظيم مجموعه نرم افزارهاي «نظام فهرست برداري، نمايه سازي، مستندسازي و طبقه بندي» اطلاعات فرهنگي، هنري و تاريخي به منظور به كارگيري فن آوري اطلاعات و دانش انفورماتيك در حوزه مطالعات و مديريت فرهنگي و هنري كشور بپردازد و امروز اين سازمان مدعي است كه كامل ترين و منسجم ترين نظام انفورماتيك بانك اطلاعاتي را در غرب آسيا به خود اختصاص داده است. كه اين مجموعه شامل اموال منقول و بناهاي فرهنگي و تاريخي، مردم شناسي، باستان شناسي، هنرهاي سنتي، از زبان و گويش و … است. چنين الگويي درنظام مديريت فرهنگي مي تواند در درازمدت سيستم اداري و مديريتي فرهنگي كشور را دچار دگرگوني عظيم كرده و به زمانهاي از دست رفته و گم شده اين نظام معني ببخشد. جهت آشنايي بيشتر با جزئيات اين پايگاه اطلاعاتي با محسن شمس كه سردبيري اين سايت را برعهده دارد گفت وگو كرده ايم.
چه شد كه به فكر مديريت نوين اطلاعات ميراث فرهنگي افتاديد؛ يا به عبارتي آغاز اين طرح پاسخ به چه ضرورت هايي بود؟
براي روشن شدن مطلب بايد ببينيم چه تصوري از «ميراث فرهنگي» داريم و اساساً منظور ما از «روشهاي نو» چيست؟ و چگونه مي توانيم نسبت خود را با اين تحولات و روشها تنظيم كنيم؟ موضوع بحث ما در حوزه ميراث فرهنگي چيست؟ چه شكلي دارد؟ چه تنوع و چه گستره اي دارد؟ چه ماهيتي دارد؟ مخاطب موضوعات ميراث فرهنگي چه گروههايي هستند؟ چگونه توليد مي شود؟ چگونه بايد معرفي شود؟ پاسخ اين سؤالات و بسياري سؤالات ديگر از اين دست مي تواند به تصور ما از ميراث فرهنگي كمك كند. براي قريب به ذهن شدن موضوع مثالي مي زنم. شما در مديريت حوزه كتاب مي دانيد بايد كتاب توليد كنيد. تكليف شما با ابعاد سخت افزاري اين فرآيند روشن است. مواد اوليه، چاپ و از نظر تنوع مضامين و تنوع مخاطب هم شما يك رفتار ده ساله يا بيست ساله رامطالعه كنيد به يك مجموعه شاخص هاي رفتاري مي رسيد كه براساس آن مدل سيستمي مديريت حوزه كتاب قابل ترسيم است. در حوزه سينما يا تلويزيون شما با يك مفهوم به نام فيلم سينمايي يا برنامه تلويزيوني مواجه هستيد زمان برنامه نوع برنامه در طول روز، هفته، ماه، سال، با مضامين قابل پيش بيني و مطالعه و اعتبارات مشخص، مديريت كردن وبرنامه ريزي كردن در چنين فرآيندي خيلي روشن است. به تعبير ديگر ما خيلي سريع مي توانيم به يك برنامه ريزي خطي با نتايج قابل پيش بيني برسيم.
ما در ميراث فرهنگي با چه تنوعي از موضوعات مواجه هستيم. اين موضوعات از نظر جغرافيايي و مكاني چه گستره اي را پوشش مي دهند. از نظر زماني و تاريخي عمق بحث ما كجاست؟ چه اهميتي براي ما دارند؟ از يك نظر «امروز» ما كه «فردا» مي شود «ديروز» مطالعه اين «ديروز» آغاز كار ميراث فرهنگي است. پاسداشت و حفاظت از ارزشهاي فرهنگي و تاريخي موضوع كار سازمان ميراث فرهنگي است.
از همين لحظه كه گذشت تا به اعماق تاريخ (كه باستان شناسان تلاش مي كنند اين عمق را بيشتر كنند) موضوع كار سازمان ميراث فرهنگي از نظر زماني است. آنچه كه در طول اين تاريخ در گستره جغرافيايي اين سرزمين روي داده است به تنوع و تكثر رفتار تمام جوامع انساني كه در گذشته ساكن بوده اند و هم اكنون ساكن هستند بخش ديگر از موضوع مطالعات ميراث فرهنگي است. در لايه لايه اين «تاريخ» و در نقطه نقطه اين «جغرافيا»، «مردم شناسان»، «باستان شناسان»، «معماران»، «هنرشناسان»، «زبان شناسان»، «موزه داران» به دقت تفاوت دو كلمه گويشي «چغوك» و «چغوك» تفاوت رنگ و شكل سفال نيشابور با سفال شوش «ميراث فرهنگي» را مطالعه مي كنند؛ تا مدل فرهنگ، تاريخ و تمدن ما را بسازند. تا بتوانيم به تصوري از گذشته و تاريخ خود دست يابيم. گذشته و تاريخي كه با هويت، شناسنامه فرهنگي و حافظه ملي ما ارتباط مستقيم دارد. ما بدون گذشته ؛ بدون تاريخ بي هويت هستيم مثل فردي كه فقط از هويت خود نام كوچك خود را به ياد داشته باشد و حافظه خود را به فراموشي سپرده باشد.
اين خط توليد انبوه اطلاعات و اهميت آن در حوزه مطالعات ميراث فرهنگي است. به حجم و اهميت اطلاعاتي كه توليد مي شود توجه كنيد. در چنين فرآيندي توجه به تبيين روشها و ايجاد زيرساختهاي علمي براي فهرست برداري، طبقه بندي ، نمايه سازي، ذخيره سازي و انتقال اطلاعات در سطوح مختلف كارشناسي از مهمترين امور محسوب مي شود.
بطوركلي بدون توجه به اين روشها شما چيزي براي ساماندهي، پژوهش وحفاظت نخواهيد داشت. آنچه در موضوعات ميراث فرهنگي اسباب ارزش فرهنگي وتاريخي و علمي ومردم شناسي را فراهم مي كند وجود اطلاعات است موضوعي كه اطلاعات علمي و صحيحي از آن در دست نباشد فاقد اعتبار است.
باتوجه به گستردگي مفاهيم از نظر جغرافيايي، تاريخي و موضوعي براي گردآوري اطلاعات وانتقال آن به اينترنت چه راهكاري را در پيش گرفتيد؟
ما در درجه اول مي بايست شرايطي را فراهم مي كرديم كه براساس آن بتوانيم به يك درك مشترك از موضوعات ميراث فرهنگي در حوزه كارشناسي سازمان دست بيابيم. براي اين امرضرورت داشت تا بتوانيم براساس يك نگرش ساختارگرايانه با تحليل درست از همه رفتارهاي موجود به مدل جامعي براي ساماندهي اطلاعاتي دست بيابيم . يعني مدلي كه درآن همه موضوعات اعم از موضوعات ذهني و يا عيني منقول و يا غيرمنقول محسوس و يا غيرمحسوس بتوانند جاي خود را داشته باشند پس قبل از هرچيز ما مي بايست به يك فهم سيستمي از ميراث فرهنگي برسيم. ابتداي امر قدري مشكل به نظر مي رسيد. ولي با مطالعه بيشتر استفاده از نظرات كارشناسي حوزه هاي مختلف به يك ساختار كلي رسيديم وآن اين بود كه همه آنچه كه درميراث فرهنگي مطالعه مي كنيم در دونكته مشترك هستند يعني اينكه حتماً اين موضوع نسبتي با زمان دارد وحتماً نسبتي با مكان نكته سوم هم تعريف وتشريح خود موضوع است. كه مي توانيم بريك روش طبقه بندي درختي و يا سلسله مراتبي برسيم. براين اساس اولين بانكهاي اطلاعاتي موضوعي از ميراث فرهنگي در زمينه هاي اشياي موزه اي، بناهاي فرهنگي و تاريخي و تپه هاي باستان شناسي براساس نرم افزار يادگار ساخته شد وموفق شديم براي هرموضوع فرهنگي وتاريخي يك مسير شناسايي و روش طبقه بندي درست كنيم كه براي ايجاد نظام طبقه بندي بسيار مهم بود. بلافاصله پس از اين مرحله موضوع استقرار اطلاعات دراينترنت مطرح شد. البته اين موضوع از ابتداي پروژه مدنظر بود ولي فكر نمي كرديم به اين سرعت شرايط و زمينه هاي كار فراهم شود. به هرترتيب با حمايتهاي رياست محترم سازمان جناب آقاي مهندس بهشتي وفضاي مناسب پژوهش كه دربنياد يادگارهاي فرهنگي فراهم شده بود با به كارگيري گروهي از دوستان فني اين قسمت از كار هم آماده شد ومرحله اول پروژه با افتتاح پايگاه اطلاعاتي سازمان ميراث فرهنگي درسال اوايل ۱۳۷۹ پايان يافت. كه به نظر من مهمترين دستاورد اين مرحله از پروژه ايجاد حس اعتماد به نفس دراعضاي گروه كاري بود واينكه مي شود درحوزه هايي مثل فرهنگ و هنر وميراث فرهنگي با آن دامنه مضامين به يك روشهاي سيستمي هم رسيد.
دراين مقطع همين گروه كار طراحي سه موزه از موزه هاي شهرتهران را با تجربه اي كه كسب كرده بود آغاز كرد موزه فرش ، موزه رضاعباسي ، موزه آبگينه ، موزه دوران اسلامي هم قبلاً درمرحله اول پروژه طراحي شده بود البته چندماه بعد كاخ موزه نياوران و كاخ گلستان هم به اين مجموعه اضافه شد موزه ملي ايران كاخ موزه سعدآباد نيز ازجمله مجموعه هايي هستند كه به ترتيب امكان دسترسي به اطلاعات آنها از طريق شبكه اينترنت فراهم شد. اين دوموزه آخري توسط گروه كاري ديگري طراحي و اجرا شد كه خود اين موضوع قابل توجه و تأمل است كه هم اكنون چندين گروه مستقل در زمينه ايجاد بانكها و پايگاههاي اطلاعاتي ميراث فرهنگي مشغول فعاليت وارائه خدمات هستند و تقريباً در زمينه ايجاد موزه هاي مجازي بر روي اينترنت مشكلي نداريم واين امر به يك امر معمول و روزمره تبديل شده است.
درصفحه اول سايت ميراث چند نشاني از چند استان هم ديده مي شود ممكن است دراين زمينه توضيحاتي بدهيد.
|
|
|
باتوجه به گستردگي كار و ويژگي كه ازنظر مضامين فرهنگي و تاريخي درسطح كشور وجود دارد، اين فكر وجود داشته كه ما بايد بتوانيم از ظرفيتهايي كه درحوزه هاي مختلف داريم استفاده كنيم. عملاً هم مديريت چنين سايتي به شكل متمركز نمي تواند سياست درستي باشد. بنابراين ما طوري برنامه ريزي كرديم كه سايت سازمان به عنوان پيونددهنده اصلي تعريف شود وحوزه هاي جانبي كه عبارتند از حوزه هاي استاني، حوزه پژوهشي ، حوزه محوطه هاي تاريخي و فرهنگي حوزه هاي موضوعي كه برحسب ضرورت ايجاد مي شوند مثل محرم ونوروز. بناي ما براين است كه سياستهاي كلي وقالب كار در سازمان طراحي و تبيين شود. خود استانها با استفاده از نيروهاي بومي بتوانند با اين روشها و قابليتها ارتباط برقرار كنند. روي بومي كردن اين گونه رفتارها تأكيد داريم. معتقد هستيم ظرفيتهاي قابل توجهي دراستانهاي ما از نظر مديريت وجود دارد كه بايد از آنها استفاده كنيم درهمين فرصت كم استانهاي آذربايجان شرقي، قزوين ، زنجان صفحات اوليه خود را مستقر كرده اند و درمرحله تكميل آن هستند. در حوزه محوطه هاي فرهنگي و تاريخي تاكنون موفق شده ايم محوطه فرهنگي وتاريخي چغازنبيل ، محوطه تاريخي تپه ازبكي ، محوطه تاريخي هفت تپه محوطه تاريخي ايذه كه هريك به نوعي معرف فرهنگ و تاريخ اين سرزمين هستند به زبانهاي فارسي و انگليسي ارايه شوند كه البته اينها هم با پيگيري وبرنامه خود طرحها بوده است . همچنين از حوزه هاي جانبي سازمان هم تاكنون پژوهشكده مرمت و حفظ آثار و مركز اسناد و مدارك در ا يجاد سايت خود بر روي اينترنت موفق بوده اند.
برنامه هاي آتي شما براي ارتباط بيشتر موضوعات ميراث فرهنگي با اينترنت چيست؟
قبل از پاسخ به سؤال شما بايد يك نكته را توضيح دهم. اين توضيح درحقيقت بخشي از نگاه اصلي ما به اين برنامه است. اينترنت هدف ما نيست. اينترنت نمي تواند هدف ما باشد. اينترنت سايه درخت است. برنامه هاي ما بايد معطوف به طراحي و ايجاد خود درخت باشد. ما بايد بدانيم اينترنت نتيجه چه فرآيندي است؟ اينترنت نتيجه يك «رفتار سيستمي» و يك رفتار سازماني در سطح جهان است. البته فرقي نمي كند، اين رفتار در چه حوزه اي باشد. به هرترتيب اينترنت نتيجه و ضرورت وجود يك «مدل سازماني » و «مديريت سيستمي » است. شك نكنيد. اينترنت طبقه صدم يك ساختمان است كه شما نمي توانيد قبل از اينكه از نود ونه طبقه قبل تصوري داشته باشيد از طبقه صدم آن صحبت كنيد.
بنابر اين مسأله اصلي ما در سازمان از اينجا به بعد تأكيد روي توليد اطلاعات در سطح سازمان است. «سازماني» كردن اين فرآيند از جمله مهمترين برنامه هاي ما بايد باشد. معتقد هستيم گام برداشتن در اين جهت، حركت كردن به سمت نهادينه كردن اين جريان و اين دانش در حوزه مديريت ميراث فرهنگي كشور است. يعني بايد روي ارتباط كارشناسان ومديران خود با «انديشه سيستمي» در حوزه هاي تخصصي و كاري بيشتر سرمايه گذاري كنيم، اگر در ايجاد چنين جريان موفق نباشيم مثل چاپ كردن اسكناس بدون پشتوانه است. مثل اينكه عده اي را فرستاده باشيم خط مقدم براي مبارزه ولي عقبه آنها خالي باشد.
براي اين منظور تاكنون چه اقداماتي را انجام داده ايد؟
البته همه كارهاي انجام شده را در همين راستا مي دانيم. در حقيقت ما مجبور بوديم براي اينكه اين حرفها را بزنيم و بتوانيم با حوزه هاي مختلف دروني و بيروني سازمان ارتباط برقرار كنيم نمونه اي از اين نگرش را بازسازي كنيم. در مقطع كنوني كه البته اين مقطع تقريباً از يك سال گذشته آغاز شده است ۴ محور اصلي را مدنظر داريم:
در يك محور با هدف توليد اطلاعات در حوزه پژوهشهاي زبان شناسي در پژوهشكده زبان و گويش يك مطالعه جامعي را آغاز كرديم كه دستاوردهاي قابل توجهي را به دنبال داشته است. تبيين روش جامع فهرست برداري، مستندسازي تبديل، ذخيره سازي و آوانويسي گويشهاي ملي و محلي ايران از اهداف اين پروژه بوده است. ايجاد روش طبقه بندي بر حسب جغرافيا و نوع گويش ايجاد بانك اطلاعاتي جامع، طراحي روش آوانويسي (به وسيله رايانه) با استفاده از الفباي IPA كه اين مورد براي اولين بار است كه در ايران اتفاق مي افتد. امكان تقطيع صداها و ذخيره سازي آنها و همچنين تهيه نقشه هاي گويشي با استفاده از قابليتهاي GIS از آن جمله هستند. كه مجموعه اينها تحت قالب «نرم افزار گويش» در پژوهشكده زبان و گويش از آن استفاده مي شود.
آيا اين طرح نتايج قابل ارائه اي هم داشته است؟
بله البته مرحله اول آن در پژوهشكده زبان و گويش بوده است كه بطور كلي جريان آوانويسي و فهرست برداري گويشها به شكل علمي يك شتاب قابل توجهي به خود گرفته است. الآن كه با شما صحبت مي كنم آنطور كه از پژوهشكده به من خبر داده اند آوانويسي شهرستان سرخس تمام شده است. و ما در حال آماده سازي تهيه نسخ چاپي از اين آواها هستيم تا مرحله چاپ كتاب آن آماده شود. از سوي ديگر بر روي مطالعات پيشرفته زبان شناسي و تهيه منحني هاي هم گويي و نقشه هاي جغرافيايي براي تهيه اطلس گويشهاي اين منطقه با استفاده از قابليتهاي GIS نيز در حال آماده سازي مقدمات آن هستيم و اميدواريم بتوانيم به زودي اولين نتايج اين طرح را بر روي اينترنت به سمع و نظر علاقه مندان برسانيم.
و مراحل بعدي؟
محوري ديگر كه آن هم از حوزه هاي تأثيرگذار در مجموعه فرآيندهاي سازمان ميراث فرهنگي است. مديريت اموال منقول فرهنگي يعني همان چيزي كه شايد شما به عنوان اشياء موزه اي درموزه ها آنها را مي شناسيد. البته ما قبلاً هم يك بار به سراغ اين موضوع رفته بوديم ولي نگاه ما در آن مرحله يك نگاه سطحي بود در اين حد كه بتوانيم شمايي از موزه ها را نمايش دهيم. در اين نگاه جديد ما مي بايست مي توانستيم براي هر شيئي فرهنگي تاريخي و هنري يك شناسنامه كامل حقوقي و كارشناسي درست كنيم كه خود اين بحث مستقلي دارد كه شما بايد برويد از كارشناسان حقوقي از ذي حساب از امناي اموال از مديران موزه ها سؤال كنيد تا به اهميت و نقش اين موضوع در مديريت اموال منقول سازمان ميراث فرهنگي بيشتر پي ببريد. در اين مقطع مي توانم بگويم نتايج عملي اين طرح اكنون درموزه رضا عباسي در حال بهره برداري است. كه بد نيست شما با همكاران ما در موزه رضا عباسي هم تماسي داشته باشيد.
محور سوم؟
تمركز ما در حوزه مطالعات مردم شناسي است. كه حوزه بسيار گسترده و پيچيده اي است. وقت زيادي هم گرفته است / ولي ارزش آن را داشته است. نمي توانيم درحد گستردگي و اهميت اين موضوع نتيجه اي را به شما اعلام كنم اين قدري زمان مي خواهد. يعني ايجاد زيرساختهاي لازم براي بناي مدل اصلي از ما زمان مي گيرد. ما هم چاره اي نداريم جز آنكه صبر كنيم. ولي در همين راستا آنچه كه براي ما محرز شده است را خدمت شما اعلام مي كنم:
ما در مطالعات مردم شناسي دو خط كاري مشخص داريم يكي ايجاد بانكهاي اطلاعاتي است كه اين همان گردنه وقت گير و نفس گير اين پروژه است دوم ايجاد بسترهاي جغرافياي رايانه ي براي نمايش دوبعدي و سه بعدي اطلاعات است درحقيقت اشكال اصلي در طول محورهاي اين ماتريس است. يكي به گستردگي جغرافياي ايران زمين و ديگري به وسعت همه رفتارهاي اجتماعي فرهنگي تاريخي و تمدني مردم ايران كه باتوجه به تنوع و تكثر فرهنگهاي ملي و محلي ما از پويايي قابل توجهي برخوردار است. البته شايد به نظر برسد كه اگر اينها را مجرد و مجزا ببينيم منطقي تر باشد. ولي اين با روح مطالعات فرهنگي و آن هم از جنس مطالعات مردم شناسي منافات دارد.
محور چهارم هم محور ساماندهي اطلاعات فرهنگي در حوزه موضوعات غيرمنقول ميراث فرهنگي است. در اين موزه ما با دو حوزه جدي مواجه هستيم اول بناهاي فرهنگي و تاريخي كه باگرايش خاص معماري و طرح هستند شناساي فهرست برداري مسأله ثبت آثار ملي طبقه بندي تاريخي موضوعي و بسياري ازمسائل ديگر كه مقدمات اوليه آن فراهم است ولي نرم افزار براي بهره برداري هنوز نصب نشده است درحال حاضر با گروهي از كارشناسان خبره سازمان بر روي تعيين شاخص ها و استانداردهاي موضوعي در بررسي و مطالعه هستيم.
موضوع دوم در اين محور موضوع تهيه نقشه باستان شناسي است كه اميدواريم با مقدماتي كه درحال فراهم شدن است پس از آماده سازي اطلاعات و كنترل نهاد بتوانيم اولين نمونه نقشه هاي باستان شناسي كشور را ارائه كنيم.