|
امير عبدالله در ميان سنت وتجدد
• وليعهد عربستان : اگر بن لادن مسلمان بود به اصول دين خود پايبند مي ماند؛ بعضي افراد كوته فكرند و گوهر آنچه را كه دين شان بيان مي كند، در نمي يابند
|
|
|
عربستان كشوري با جمعيت بالغ بر ۲۲ ميليون نفر و سطح ولادت ۳/۷ درصد بزرگترين صادر كننده نفت جهان است و به همين علت نقش محوري در اوپك دارد. ۵ ميليون كارگر خارجي در صنايع نفتي نيز نقش مهمي در اقتصاد عربستان ايفا مي كنند.
اين در حالي است كه خصوصي سازي درعربستان از سال گذشته و با هدف ايجاد مشاغل بيشتر و همچنين دور شدن از اقتصاد مبتني بر نفت ، با خصوصي سازي در صنايع الكترونيك و مخابراتي آغاز شده است.
• محدوديت رسانه اي
ملك فهد يكي از فرزندان بنيانگذار پادشاهي عربستان، رئيس كشور است. او بعداز مرگ برادرش خالد در ۱۹۸۲ به اين منصب رسيد و در سال ۱۹۸۶ عنوان خادمين الحرمين الشريفين رابه نام خود اضافه نمود.
به لحاظ وجود رسانه هاي عمومي ، شايد يكي از محدودترين رسانه ها در خاورميانه در عربستان يافت شود. شركت خدمات پخش پادشاهي عربستان سعودي، مسؤول پخش تمامي برنامه ها در عربستان است و مستقيماً توسط وزارت اطلاعات اين كشور كنترل مي شود. گيرنده هاي ماهواره اي در عربستان ممنوع است، اما مردم آزادانه از آن استفاده مي كنند. «الحيات» خبر داده است كه پس از حادثه يازدهم سپتامبر، مردم بيشتر با اخبار شبكه هاي ماهواره اي و راديويي توجه مي كنند. شبكه الجزيره و تلويزيون ابوظبي از جمله محبوبترين شبكه ها در عربستان است. خبرگزاري رسمي (SPA) تحت كنترل دولت است ومطبوعات بايد جهت انتشار اخبار و مطالب براساس آن عمل نمايند. درعربستان اينترنت نيز بشدت از جانب دولت كنترل مي شود. تنها در ماه فوريه سال جاري ۴۰۰ پايگاه اينترنتي تعطيل شد. مطابق آمار، دو سوم مراجعه كنندگان به سايتهاي اينترنتي را در عربستان، زنان تشكيل مي دهند.
• رهبري بالقوه وليعهد
شاهزاده عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود در ۱۹۲۳ در رياض به دنيا آمد. او يكي از ۳۷ فرزند عبدالعزيز از شانزده همسر است. در ۱۹۶۲ فرمانده گارد ملي عربستان شد. گارد ملي از نوادگان افراد باديه نشين هوادار عبدالعزيز تشكيل شده بود.
مدتي بعد به عنوان وارث خالدبن عبدالعزيز، عبدالله با حفظ سمت قبلي به عنوان معاون نخست وزير دست پيدا كرد و در ۱۹۸۲ به عنوان شاهزاده برگزيده شد. پس از آن عبدالله بيشتر به سمت ايجاد برنامه هاي توسعه ملي پيش رفت و سياست خارجي ، حوزه اصلي فعاليت اوبود.
پس از آنكه ملك فهد، برادر ناتني و بزرگتر شاهزاده، سكته كرد، كليه امور كشور به شاهزاده عبدالله محول شد وبا وجود اينكه او درمسائل عربستان تقريباً نقش اول را برعهده دارد اما هنوز او را «شاهزاده» مي نامند.
شاهزاده عبدالله يك رهبر بالقوه است. وليعهد عربستان به مطبوعات امكان انتقاد داده و مجال بيشتري براي حضور اجتماعي زنان فراهم كرده است.در عين حال، سنت گراها نيز در عربستان او را مي ستايند و از جمله، از انتقاد اخيرش از سياست خارجي آمريكا بويژه در خصوص مسائل خاورميانه و افغانستان استقبال كردند.
سفير ايالات متحده در عربستان درباره شاهزاده عبدالله كه به نظر مي رسد از محبوبيت لازم بين مردم برخوردار است ، مي گويد: «رهبري اودراين لحظه براي تاريخ عربستان يك ضرورت است».
• دوستي ۶۰ ساله با آمريكا
عربستان سعودي و ايالات متحده بيش از شصت سال است كه با هم رابطه دارند.
حمله عراق به كويت نقطه عطفي در روابط رياض ـ واشنگتن بود. در ۱۹۹۰ ملك فهد و بوش پدر (رئيس جمهور وقت ايالات متحده ) درمورد چگونگي مقابله با صدام حسين با هم گفت وگو كردند.
كلينتون نيز در ادامه همان روش مرسوم، در ۱۹۹۴ ديداري با ملك فهدداشت. ملك فهد اين ديدار را «صادقانه، موفقيت آميز و سودمند» خواند. كلينتون نيز ابراز داشت: «دو كشور رابطه مفيدي با هم دارند. روابط اقتصادي نزديك و اهميت سياسي ـ استراتژيك، باعث ايجاد رابطه شده است». يكي از جنبه هاي رابطه دو كشور، مشاركت عربستان سعودي در «برنامه فروش خارجي تسليحات» ايالات متحده از ۱۹۵۰ است. اولين خريد عمده تسليحات آمريكايي از جانب نيروي هوايي سلطنتي عربستان (وخريد بيش از يكصد فروند هواپيماي F5 ) در دهه ۱۹۷۰ انجام گرفت.
در واقع اكنون منافع رياض وواشنگتن به هم گره خورده است؛ آمريكا افزون بر اينكه تا ۵۰ درصد به نفت عربستان وابسته است، براي عربستان ديواري دفاعي در برابر عراق ايجاد كرده است. واشنگتن حتي اطلاعات امنيتي از تحركات صدام را در اختيار مقامهاي امنيتي عربستان مي گذارد. در حال حاضر ۵۰۰۰ نيروي نظامي آمريكا در عربستان حضور دارند. در مقابل، عربستان نيز يكي از خريداران عمده تجهيزات نظامي آمريكاست.
• مخالف پليس جهان
پس از يازدهم سپتامبر و افشا شدن نقش اسامه بن لادن، نگاه ها به يك باره متوجه عربستان شد. رياض و واشنگتن ، هر دو نگران تجهيزات آمريكايي مستقر در عربستان و سرنوشت آن بودند. همان زمان، شاهزاده عبدالله درمصاحبه اي با مجله تايمز بر روابط ايالات متحده وكشورش كه تحت الشعاع اقدام گروه بن لادن قرار گرفته بود، تأكيد كرد.
هنگامي كه ايالات متحده جنگ عليه تروريسم را در افغانستان آغاز كرد و خاور ميانه نگران گسترش احتمالي درگيري بود، عبدالله بايدنقشي را اجرا مي كرد كه تحليلگران خاورميانه آن را «حساس» ارزيابي كردند. نقشي كه در آن عبدالله بايد بهترين شيوه راجهت تداوم ثبات درعربستان ومنطقه اتخاذ مي نمود.
آگاهان سياسي خاورميانه در واشنگتن مي گويند ، وليعهد عربستان داراي تمايلات ضدآمريكايي است، اما برخي ديگر معتقدنداوفردي است كه براي كمك به عربستان وحفظ منافع اين كشور، در لحظه درست، بهترين تصميم را مي گيرد و شايد به خاطر همين منافع است كه او گرايشاتي به آمريكا دارد.
درست در نقطه مقابل ، برخي بر اين باورند كه او همانندملك فهد و شاهزاده سلطان (وزير دفاع عربستان) كاملاً طرفدار آمريكاست و اهميت رابطه عربستان سعودي و ايالات متحده را درك كرده است.
وليعهد عربستان ، چندي پيش سفر خود را به علت شكست دولت بوش در مخالفت با خشونت اسرائيل عليه فلسطين، لغو كرد. ابراهيم كاروان، مدير مركز خاورميانه دانشگاه اوتا مي گويد: «او با اين حركت، موقعيت خود را نه تنها در عربستان بلكه در جهان عرب ارتقا داد و با نشان دادن اين درجه از حاكميت ملي واقتدار ، محبوب تر شده است».
البته گرايشهاي ضد اسرائيلي شاهزاده عبدالله، شايد نوعي مخالفت با آمريكا تلقي شود وشايد به همين علت برخي او را ضد آمريكايي مي دانند.خود او معتقد است: «... من مي خواهم در اين جا موضوعي را كاملاً مشخص نمايم . هيچ دشمني بين دولت (عربستان) سعودي ودولت آمريكا يا بين مردم سعودي ومردم آمريكا وجود ندارد».
• ايران، كشوري بزرگ، ملتي بزرگتر
شاهزاده عربستاني، ايران را يكي از منابع ثبات در منطقه خليج فارس معرفي كرده، مي گويد: «در گذشته تنش هايي نيز وجود داشته است. ايران كشوري بزرگ و داراي ملتي بزرگتر است ودستيابي به ثبات اين منطقه به نفع ايران وكشورهاي مجاور است». او معتقد است ، جنگ عليه تروريسم به ايران وعراق كشيده نخواهد شد. درهمين راستا، وي در ديدار با جورج واكربوش مخالفت خود را با حمله نظامي به عراق اعلام كرده است.
• شارون عاجز از درك صلح
امير عبدالله بااشاره به اينكه عدالت بايددرمنطقه حكمفرما شود، راه حل را اعمال فشار بر طرفين و وادار كردن آنها به حضور بر سر ميز مذاكره مي داند. امير عبدالله بر اين باور است كه اگر آمريكا نمي خواهد خود را درگير موضوع كند، بايد اجازه دهد ديگران درخصوص حل بحران وارد عمل شوند.
عبدالله مي افزايد: «عرفات، نمي تواند [مردم] فلسطين را كنترل نمايد و مردم اسرائيل مقصر نيستند، مقصر كسي است كه دستور حمله را مي دهد».
امير عبدالله حذف عرفات را به هر شكل ممكن «شوكي عظيم» براي جهان عرب و مسلمانان مي داند وآن را هدر رفتن تلاش همه كساني كه در اين موضوع درگير هستند،ارزيابي مي كند. وي در اجلاس بيروت طرحي را ارائه داد كه درآن عادي سازي روابط كشورهاي عرب در قبال عقب نشيني كامل اسرائيل از مناطق اشغالي، به رسميت شناختن كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس و بازگشت مهاجران پيشنهاد شده بود. اگر چه بوش ، شارون را «مرد صلح» مي نامد، اما شاهزاده عبدالله كاملاً با اين عبارت مخالف است.
او مي گويد: «آيا آريل شارون مرد صلح است؛ من فكر نمي كنم آريل شارون حتي معناي صلح را بفهمد».
• افراط گرايي و تروريسم
خبرنگار نشريه تايم يكي ازدلايل بروز بن لادن را شيوه «اسلام عربستاني » و فضاي مذهبي ايجاد شده توسط اميرعبدالله ذكر مي كند، اما وليعهد عربستان عقيده ديگري دارد. وي مي گويد، تندروها در همه جاي دنيا و در تمام مذاهب وجود دارند. البته امروز و در عربستان، تندروي رو به نزول است واميرعبدالله اميدوار است «اين شيوه ادامه يابد». البته او بيان مي دارد: «بعضي افراد كه كوته فكر هستند گوهر آنچه را كه مذهبشان ارائه مي كند، در نمي يابند».
اميرعبدالله در اجلاس سران كشورهاي عرب در عمان ، از آنان خواست تا تروريسم و حاميان آنها را محكوم نمايند. او اعلام كرد تصوير مسلمانان و عربها بعداز يازدهم سپتامبر به شدت آسيب ديده است. در نوامبر ۲۰۰۱ نيز وي مفتي اعظم عربستان و روحانيون عالي رتبه عربستان را به كاخش دعوت نمود واز آنان خواست تا در امور مذهبي تندروي نكنند و در اعلام نظرات خود دقت نمايند.
در همين حال، مقامهاي دولتي عربستان افرادي را در مساجد مأمور كرده اند تاهر گونه همدردي با بن لادن و القاعده از جانب واعظان گزارش شود. گفته مي شود، صدها نفر به همين علت دستگير شده اند. مجله تايم نوشته است: «حادثه يازدهم سپتامبر باعث گرديد عربستان بيدار و بخشي ازدهكده جهاني شود».
امير عبدالله سرمايه هاي منتسب به گروه هاي تروريستي را بلوكه كرده و مؤسسات خيريه اي را كه تصور مي شد سرمايه هاي آنان در راه كمك به تروريستها صرف مي شود، بسته است. حتي در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس به ديگر سران گفت: «مقصر دانستن يكديگر را متوقف و خطاهاي خود رامرور كنيد».
با وجود همه اينها عربستان سعودي حتي از سوي انگلستان، متهم به نقض حقوق بشر شده است.
• چالشهاي عربستان
مشكلات پيش روي عربستان در نظر اميرعبدالله افزون بر پرداخت هزينه جنگ خليج فارس به كاهش قيمت نفت در دهه اخير بر مي گردد. عربستان براي مقابله با اين بحران در تلاش است تا سرمايه ها را جذب نمايد ودركنار نفت ، استخراج منابع معدني ديگري چون طلا و فسفات را توسعه دهد. در واقع عبدالله مي كوشد تا اقتصاد مبتني بر نفت عربستان سعودي را تغيير دهد. از اين رو، رياض مذاكره باشركتهاي بزرگ آمريكايي و غربي فعال در زمينه انرژي را آغاز و يكصدميليارد دلار سرمايه هاي آنها را جذب كرده ودر پروژه هاي توسعه گاز طبيعي و صنايع الكترونيك به كار گرفته است.اما هنوز ۷۰ درصد درآمد كشور مبتني و وابسته به نفت است.
شاهزاده عبدالله در ۱۹۹۹ با طرح «بازكردن تمامي درها» به زنها اجازه حضور در جامعه و ايفاي «نقش بيشتر» داد و دولت براي اولين بار براي زنها كارت شناسايي صادر كرد.
از جمله چالشهاي ديگر عربستان عضويت در سازمان تجارت جهاني است. بايد منتظر ماند و ديد آيا عبدالله مي تواند اصلاحات را با وجود مخالفت هاي داخلي پيش ببرد. تلاش هاي او جهت عضويت در سازمان تجارت جهاني مي تواند موجب افزايش اشتغال و كاهش معضل بيكاري شود. (نرخ بيكاري در عربستان حدود پانزده درصد است) اما مشكلاتي نيز دراين مسير وجود دارد: حركت كنداصلاحات (بويژه اصلاحات اقتصادي) تغيير قوانين بيمه كشور و همچنين مخالفت هاي سنت گراها.
شاهزاد عبدالله هر هفته يك يا دو ساعت در «مجالسي» شركت مي كند. اين «مجالس» نوعي جلسات مشاوره اما به سيستم باديه نشيني است. پسر شاهزاده عبدالله مخالف اينچنين جلساتي است. او اظهارنظر كرده است: «نگاه كنيد آنها چگونه بر سر او(شاهزاده عبدالله) فرياد مي زنند. در كجاي دنيا شما سراغ داريد كه مردم اين چنين بر سر رئيس كشور فرياد بزنند». شاهزاده طلال، يكي از اعضاي عالي رتبه خانواده آل سعود خواهان تغييرات بيشتر است. او مي گويد: «آزادي ، دمكراسي ، حقوق زنان وحقوق بشر موارد بسيار شفافي است وما بزودي به سمت آنها خواهيم رفت. گفت وگوي حكومت كننده و حكومت شونده چيزي است كه ما خواهان آن هستيم».
از طرف ديگر،نرخ بالاي ولادت و حركت كند اصلاحات اقتصادي ، باعث افزايش بيكاري جوانان شده و با وجود منابع عظيم نفتي كشور، جوانان مأيوس بشدت جذب گروه هاي مذهبي راديكال مي شوند.
• رهبري جهان عرب
در دنياي عرب هميشه كشورها يا رهبراني بوده اند كه افزون بر حكمراني بر كشور خود، داعيه رهبري جهان عرب، را داشته اند.
معمر قذاقي، حسني مبارك وصدام حسين هريك و از منظري ، خود را رهبر جهان عرب مي خوانند. شاهزاده عبدالله نيز با توجه به جغرافياي عربستان و وجودمكه و مدينه اين منصب را مختص خود و عربستان مي داند. اكنون صدام حسين با حمله به كويت وهمچنين با وجود مصائب و رنج هايي كه بر مردم عراق وارد مي شود از اين مرحله بسيار دور شده است. حافظ اسد در گذشته است و بشار جوان نفوذ و سلطه ۳۰ ساله پدر را ندارد. بعيد به نظر مي رسد كه قذافي هم با وجود موضوع لاكربي و با توجه به جمعيت اندك كشورش بتواند به عنوان رهبر جهان عرب جاي پاي خود را محكم نمايد.
اما شاهزاده عبدالله كه مدتها با حسني مبارك رقابت تنگاتنگ و فشرده اي داشت، با ارائه طرح ابتكاري صلح خاورميانه توانست، هرچند براي مدتي ، عربستان را يك گام از مصر جلو اندازد. حسني مبارك باارائه طرح صلح خاورميانه و با تغييراتي نسبت به طرح عربستان مجدداً مصر را هم رديف عربستان قرار داد،اما طرح بوش همه پنبه هايي را كه هردو آنها رشته بودند به هوا فرستاد.
امير عبدالله در خاطرات روزانه خود و در ۲۲ فروردين ۱۳۸۱ نوشته است: «... من تصور مي كنم كه حسني مبارك خود را فرعون فرض مي كند و مصريان همانند گذشته معتقدند آنها مركز عالم هستند. اكنون آنها در مورد طرح من، از جانب يك فرد صحرايي، حسادت مي كنند، زيرا مي پندارند نقش محوري آنها در ميان ملت عظيم عرب دزديده شده است... آنها دراين لحظه از حافظ اصلي و مشتري عمده نفت من، ايالات متحده، عصباني شده اند...».
|