شماره ۲۱۶۸ - سال هشتم - دوشنبه ۱۰ تير ۱۳۸۱
Mon, Jul 1, 2002
Speci black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
هفت هنر
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
• وليعهد عربستان : اگر بن لادن مسلمان بود به اصول دين خود پايبند مي ماند؛ بعضي افراد كوته فكرند و گوهر آنچه را كه دين شان بيان مي كند، در نمي يابند
• مبارك : هرگز به عرفات تحميل نخواهم كرد تا طرحي را امضا كند كه خواست مردم فلسطين نباشد

امير عبدالله در ميان سنت وتجدد
• وليعهد عربستان : اگر بن لادن مسلمان بود به اصول دين خود پايبند مي ماند؛ بعضي افراد كوته فكرند و گوهر آنچه را كه دين شان بيان مي كند، در نمي يابند
069636.jpg
عربستان كشوري با جمعيت بالغ بر ۲۲ ميليون نفر و سطح ولادت ۳‎/۷ درصد بزرگترين صادر كننده نفت جهان است و به همين علت نقش محوري در اوپك دارد. ۵ ميليون كارگر خارجي در صنايع نفتي نيز نقش مهمي در اقتصاد عربستان ايفا مي كنند.
اين در حالي است كه خصوصي سازي درعربستان از سال گذشته و با هدف ايجاد مشاغل بيشتر و همچنين دور شدن از اقتصاد مبتني بر نفت ، با خصوصي سازي در صنايع الكترونيك و مخابراتي آغاز شده است.

• محدوديت رسانه اي
ملك فهد يكي از فرزندان بنيانگذار پادشاهي عربستان، رئيس كشور است. او بعداز مرگ برادرش خالد در ۱۹۸۲ به اين منصب رسيد و در سال ۱۹۸۶ عنوان خادمين الحرمين الشريفين رابه نام خود اضافه نمود.
به لحاظ وجود رسانه هاي عمومي ، شايد يكي از محدودترين رسانه ها در خاورميانه در عربستان يافت شود. شركت خدمات پخش پادشاهي عربستان سعودي، مسؤول پخش تمامي برنامه ها در عربستان است و مستقيماً توسط وزارت اطلاعات اين كشور كنترل مي شود. گيرنده هاي ماهواره اي در عربستان ممنوع است، اما مردم آزادانه از آن استفاده مي كنند. «الحيات» خبر داده است كه پس از حادثه يازدهم سپتامبر، مردم بيشتر با اخبار شبكه هاي ماهواره اي و راديويي توجه مي كنند. شبكه الجزيره و تلويزيون ابوظبي از جمله محبوبترين شبكه ها در عربستان است. خبرگزاري رسمي (SPA) تحت كنترل دولت است ومطبوعات بايد جهت انتشار اخبار و مطالب براساس آن عمل نمايند. درعربستان اينترنت نيز بشدت از جانب دولت كنترل مي شود. تنها در ماه فوريه سال جاري ۴۰۰ پايگاه اينترنتي تعطيل شد. مطابق آمار، دو سوم مراجعه كنندگان به سايتهاي اينترنتي را در عربستان، زنان تشكيل مي دهند.

• رهبري بالقوه وليعهد
شاهزاده عبدالله بن عبدالعزيز آل سعود در ۱۹۲۳ در رياض به دنيا آمد. او يكي از ۳۷ فرزند عبدالعزيز از شانزده همسر است. در ۱۹۶۲ فرمانده گارد ملي عربستان شد. گارد ملي از نوادگان افراد باديه نشين هوادار عبدالعزيز تشكيل شده بود.
مدتي بعد به عنوان وارث خالدبن عبدالعزيز، عبدالله با حفظ سمت قبلي به عنوان معاون نخست وزير دست پيدا كرد و در ۱۹۸۲ به عنوان شاهزاده برگزيده شد. پس از آن عبدالله بيشتر به سمت ايجاد برنامه هاي توسعه ملي پيش رفت و سياست خارجي ، حوزه اصلي فعاليت اوبود.
پس از آنكه ملك فهد، برادر ناتني و بزرگتر شاهزاده، سكته كرد، كليه امور كشور به شاهزاده عبدالله محول شد وبا وجود اينكه او درمسائل عربستان تقريباً نقش اول را برعهده دارد اما هنوز او را «شاهزاده» مي نامند.
شاهزاده عبدالله يك رهبر بالقوه است. وليعهد عربستان به مطبوعات امكان انتقاد داده و مجال بيشتري براي حضور اجتماعي زنان فراهم كرده است.در عين حال، سنت گراها نيز در عربستان او را مي ستايند و از جمله، از انتقاد اخيرش از سياست خارجي آمريكا بويژه در خصوص مسائل خاورميانه و افغانستان استقبال كردند.
سفير ايالات متحده در عربستان درباره شاهزاده عبدالله كه به نظر مي رسد از محبوبيت لازم بين مردم برخوردار است ، مي گويد: «رهبري اودراين لحظه براي تاريخ عربستان يك ضرورت است».

• دوستي ۶۰ ساله با آمريكا
عربستان سعودي و ايالات متحده بيش از شصت سال است كه با هم رابطه دارند.
حمله عراق به كويت نقطه عطفي در روابط رياض ـ واشنگتن بود. در ۱۹۹۰ ملك فهد و بوش پدر (رئيس جمهور وقت ايالات متحده ) درمورد چگونگي مقابله با صدام حسين با هم گفت وگو كردند.
كلينتون نيز در ادامه همان روش مرسوم، در ۱۹۹۴ ديداري با ملك فهدداشت. ملك فهد اين ديدار را «صادقانه، موفقيت آميز و سودمند» خواند. كلينتون نيز ابراز داشت: «دو كشور رابطه مفيدي با هم دارند. روابط اقتصادي نزديك و اهميت سياسي ـ استراتژيك، باعث ايجاد رابطه شده است». يكي از جنبه هاي رابطه دو كشور، مشاركت عربستان سعودي در «برنامه فروش خارجي تسليحات» ايالات متحده از ۱۹۵۰ است. اولين خريد عمده تسليحات آمريكايي از جانب نيروي هوايي سلطنتي عربستان (وخريد بيش از يكصد فروند هواپيماي F5 ) در دهه ۱۹۷۰ انجام گرفت.
در واقع اكنون منافع رياض وواشنگتن به هم گره خورده است؛ آمريكا افزون بر اينكه تا ۵۰ درصد به نفت عربستان وابسته است، براي عربستان ديواري دفاعي در برابر عراق ايجاد كرده است. واشنگتن حتي اطلاعات امنيتي از تحركات صدام را در اختيار مقامهاي امنيتي عربستان مي گذارد. در حال حاضر ۵۰۰۰ نيروي نظامي آمريكا در عربستان حضور دارند. در مقابل، عربستان نيز يكي از خريداران عمده تجهيزات نظامي آمريكاست.

• مخالف پليس جهان
پس از يازدهم سپتامبر و افشا شدن نقش اسامه بن لادن، نگاه ها به يك باره متوجه عربستان شد. رياض و واشنگتن ، هر دو نگران تجهيزات آمريكايي مستقر در عربستان و سرنوشت آن بودند. همان زمان، شاهزاده عبدالله درمصاحبه اي با مجله تايمز بر روابط ايالات متحده وكشورش كه تحت الشعاع اقدام گروه بن لادن قرار گرفته بود، تأكيد كرد.
هنگامي كه ايالات متحده جنگ عليه تروريسم را در افغانستان آغاز كرد و خاور ميانه نگران گسترش احتمالي درگيري بود، عبدالله بايدنقشي را اجرا مي كرد كه تحليلگران خاورميانه آن را «حساس» ارزيابي كردند. نقشي كه در آن عبدالله بايد بهترين شيوه راجهت تداوم ثبات درعربستان ومنطقه اتخاذ مي نمود.
آگاهان سياسي خاورميانه در واشنگتن مي گويند ، وليعهد عربستان داراي تمايلات ضدآمريكايي است، اما برخي ديگر معتقدنداوفردي است كه براي كمك به عربستان وحفظ منافع اين كشور، در لحظه درست، بهترين تصميم را مي گيرد و شايد به خاطر همين منافع است كه او گرايشاتي به آمريكا دارد.
درست در نقطه مقابل ، برخي بر اين باورند كه او همانندملك فهد و شاهزاده سلطان (وزير دفاع عربستان) كاملاً طرفدار آمريكاست و اهميت رابطه عربستان سعودي و ايالات متحده را درك كرده است.
وليعهد عربستان ، چندي پيش سفر خود را به علت شكست دولت بوش در مخالفت با خشونت اسرائيل عليه فلسطين، لغو كرد. ابراهيم كاروان، مدير مركز خاورميانه دانشگاه اوتا مي گويد: «او با اين حركت، موقعيت خود را نه تنها در عربستان بلكه در جهان عرب ارتقا داد و با نشان دادن اين درجه از حاكميت ملي واقتدار ، محبوب تر شده است».
البته گرايشهاي ضد اسرائيلي شاهزاده عبدالله، شايد نوعي مخالفت با آمريكا تلقي شود وشايد به همين علت برخي او را ضد آمريكايي مي دانند.خود او معتقد است: «... من مي خواهم در اين جا موضوعي را كاملاً مشخص نمايم . هيچ دشمني بين دولت (عربستان) سعودي ودولت آمريكا يا بين مردم سعودي ومردم آمريكا وجود ندارد».

• ايران، كشوري بزرگ، ملتي بزرگتر
شاهزاده عربستاني، ايران را يكي از منابع ثبات در منطقه خليج فارس معرفي كرده، مي گويد: «در گذشته تنش هايي نيز وجود داشته است. ايران كشوري بزرگ و داراي ملتي بزرگتر است ودستيابي به ثبات اين منطقه به نفع ايران وكشورهاي مجاور است». او معتقد است ، جنگ عليه تروريسم به ايران وعراق كشيده نخواهد شد. درهمين راستا، وي در ديدار با جورج واكربوش مخالفت خود را با حمله نظامي به عراق اعلام كرده است.

• شارون عاجز از درك صلح
امير عبدالله بااشاره به اينكه عدالت بايددرمنطقه حكمفرما شود، راه حل را اعمال فشار بر طرفين و وادار كردن آنها به حضور بر سر ميز مذاكره مي داند. امير عبدالله بر اين باور است كه اگر آمريكا نمي خواهد خود را درگير موضوع كند، بايد اجازه دهد ديگران درخصوص حل بحران وارد عمل شوند.
عبدالله مي افزايد: «عرفات، نمي تواند [مردم] فلسطين را كنترل نمايد و مردم اسرائيل مقصر نيستند، مقصر كسي است كه دستور حمله را مي دهد».
امير عبدالله حذف عرفات را به هر شكل ممكن «شوكي عظيم» براي جهان عرب و مسلمانان مي داند وآن را هدر رفتن تلاش همه كساني كه در اين موضوع درگير هستند،ارزيابي مي كند. وي در اجلاس بيروت طرحي را ارائه داد كه درآن عادي سازي روابط كشورهاي عرب در قبال عقب نشيني كامل اسرائيل از مناطق اشغالي، به رسميت شناختن كشور مستقل فلسطين به پايتختي قدس و بازگشت مهاجران پيشنهاد شده بود. اگر چه بوش ، شارون را «مرد صلح» مي نامد، اما شاهزاده عبدالله كاملاً با اين عبارت مخالف است.
او مي گويد: «آيا آريل شارون مرد صلح است؛ من فكر نمي كنم آريل شارون حتي معناي صلح را بفهمد».

• افراط گرايي و تروريسم
خبرنگار نشريه تايم يكي ازدلايل بروز بن لادن را شيوه «اسلام عربستاني » و فضاي مذهبي ايجاد شده توسط اميرعبدالله ذكر مي كند، اما وليعهد عربستان عقيده ديگري دارد. وي مي گويد، تندروها در همه جاي دنيا و در تمام مذاهب وجود دارند. البته امروز و در عربستان، تندروي رو به نزول است واميرعبدالله اميدوار است «اين شيوه ادامه يابد». البته او بيان مي دارد: «بعضي افراد كه كوته فكر هستند گوهر آنچه را كه مذهبشان ارائه مي كند، در نمي يابند».
اميرعبدالله در اجلاس سران كشورهاي عرب در عمان ، از آنان خواست تا تروريسم و حاميان آنها را محكوم نمايند. او اعلام كرد تصوير مسلمانان و عربها بعداز يازدهم سپتامبر به شدت آسيب ديده است. در نوامبر ۲۰۰۱ نيز وي مفتي اعظم عربستان و روحانيون عالي رتبه عربستان را به كاخش دعوت نمود واز آنان خواست تا در امور مذهبي تندروي نكنند و در اعلام نظرات خود دقت نمايند.
در همين حال، مقامهاي دولتي عربستان افرادي را در مساجد مأمور كرده اند تاهر گونه همدردي با بن لادن و القاعده از جانب واعظان گزارش شود. گفته مي شود، صدها نفر به همين علت دستگير شده اند. مجله تايم نوشته است: «حادثه يازدهم سپتامبر باعث گرديد عربستان بيدار و بخشي ازدهكده جهاني شود».
امير عبدالله سرمايه هاي منتسب به گروه هاي تروريستي را بلوكه كرده و مؤسسات خيريه اي را كه تصور مي شد سرمايه هاي آنان در راه كمك به تروريستها صرف مي شود، بسته است. حتي در اجلاس شوراي همكاري خليج فارس به ديگر سران گفت: «مقصر دانستن يكديگر را متوقف و خطاهاي خود رامرور كنيد».
با وجود همه اينها عربستان سعودي حتي از سوي انگلستان، متهم به نقض حقوق بشر شده است.

• چالشهاي عربستان
مشكلات پيش روي عربستان در نظر اميرعبدالله افزون بر پرداخت هزينه جنگ خليج فارس به كاهش قيمت نفت در دهه اخير بر مي گردد. عربستان براي مقابله با اين بحران در تلاش است تا سرمايه ها را جذب نمايد ودركنار نفت ، استخراج منابع معدني ديگري چون طلا و فسفات را توسعه دهد. در واقع عبدالله مي كوشد تا اقتصاد مبتني بر نفت عربستان سعودي را تغيير دهد. از اين رو، رياض مذاكره باشركتهاي بزرگ آمريكايي و غربي فعال در زمينه انرژي را آغاز و يكصدميليارد دلار سرمايه هاي آنها را جذب كرده ودر پروژه هاي توسعه گاز طبيعي و صنايع الكترونيك به كار گرفته است.اما هنوز ۷۰ درصد درآمد كشور مبتني و وابسته به نفت است.
شاهزاده عبدالله در ۱۹۹۹ با طرح «بازكردن تمامي درها» به زنها اجازه حضور در جامعه و ايفاي «نقش بيشتر» داد و دولت براي اولين بار براي زنها كارت شناسايي صادر كرد.
از جمله چالشهاي ديگر عربستان عضويت در سازمان تجارت جهاني است. بايد منتظر ماند و ديد آيا عبدالله مي تواند اصلاحات را با وجود مخالفت هاي داخلي پيش ببرد. تلاش هاي او جهت عضويت در سازمان تجارت جهاني مي تواند موجب افزايش اشتغال و كاهش معضل بيكاري شود. (نرخ بيكاري در عربستان حدود پانزده درصد است) اما مشكلاتي نيز دراين مسير وجود دارد: حركت كنداصلاحات (بويژه اصلاحات اقتصادي) تغيير قوانين بيمه كشور و همچنين مخالفت هاي سنت گراها.
شاهزاد عبدالله هر هفته يك يا دو ساعت در «مجالسي» شركت مي كند. اين «مجالس» نوعي جلسات مشاوره اما به سيستم باديه نشيني است. پسر شاهزاده عبدالله مخالف اينچنين جلساتي است. او اظهارنظر كرده است: «نگاه كنيد آنها چگونه بر سر او(شاهزاده عبدالله) فرياد مي زنند. در كجاي دنيا شما سراغ داريد كه مردم اين چنين بر سر رئيس كشور فرياد بزنند». شاهزاده طلال، يكي از اعضاي عالي رتبه خانواده آل سعود خواهان تغييرات بيشتر است. او مي گويد: «آزادي ، دمكراسي ، حقوق زنان وحقوق بشر موارد بسيار شفافي است وما بزودي به سمت آنها خواهيم رفت. گفت وگوي حكومت كننده و حكومت شونده چيزي است كه ما خواهان آن هستيم».
از طرف ديگر،نرخ بالاي ولادت و حركت كند اصلاحات اقتصادي ، باعث افزايش بيكاري جوانان شده و با وجود منابع عظيم نفتي كشور، جوانان مأيوس بشدت جذب گروه هاي مذهبي راديكال مي شوند.

• رهبري جهان عرب
در دنياي عرب هميشه كشورها يا رهبراني بوده اند كه افزون بر حكمراني بر كشور خود، داعيه رهبري جهان عرب، را داشته اند.
معمر قذاقي، حسني مبارك وصدام حسين هريك و از منظري ، خود را رهبر جهان عرب مي خوانند. شاهزاده عبدالله نيز با توجه به جغرافياي عربستان و وجودمكه و مدينه اين منصب را مختص خود و عربستان مي داند. اكنون صدام حسين با حمله به كويت وهمچنين با وجود مصائب و رنج هايي كه بر مردم عراق وارد مي شود از اين مرحله بسيار دور شده است. حافظ اسد در گذشته است و بشار جوان نفوذ و سلطه ۳۰ ساله پدر را ندارد. بعيد به نظر مي رسد كه قذافي هم با وجود موضوع لاكربي و با توجه به جمعيت اندك كشورش بتواند به عنوان رهبر جهان عرب جاي پاي خود را محكم نمايد.
اما شاهزاده عبدالله كه مدتها با حسني مبارك رقابت تنگاتنگ و فشرده اي داشت، با ارائه طرح ابتكاري صلح خاورميانه توانست، هرچند براي مدتي ، عربستان را يك گام از مصر جلو اندازد. حسني مبارك باارائه طرح صلح خاورميانه و با تغييراتي نسبت به طرح عربستان مجدداً مصر را هم رديف عربستان قرار داد،اما طرح بوش همه پنبه هايي را كه هردو آنها رشته بودند به هوا فرستاد.
امير عبدالله در خاطرات روزانه خود و در ۲۲ فروردين ۱۳۸۱ نوشته است: «... من تصور مي كنم كه حسني مبارك خود را فرعون فرض مي كند و مصريان همانند گذشته معتقدند آنها مركز عالم هستند. اكنون آنها در مورد طرح من، از جانب يك فرد صحرايي، حسادت مي كنند، زيرا مي پندارند نقش محوري آنها در ميان ملت عظيم عرب دزديده شده است... آنها دراين لحظه از حافظ اصلي و مشتري عمده نفت من، ايالات متحده، عصباني شده اند...».

حسني مبارك نسل نظاميان نوساز
• مبارك : هرگز به عرفات تحميل نخواهم كرد تا طرحي را امضا كند كه خواست مردم فلسطين نباشد
069639.jpg
اگرچه مصر توانست درسال ۱۹۲۲ از سلطه انگلستان خارج شود اما تنها پس از جنگ جهاني دوم بود كه اقتدار كامل سياسي را به دست آورد.
به لحاظ اقتصادي ، با پايان يافتن ساخت سدعظيم اسوان در ۱۹۷۱ و درنتيجه ايجاد درياچه ناصر، رودخانه نيل جايگاه ويژه اي در كشاورزي واكولوژي مصر يافت . اما به دليل جمعيت روبه افزايش مصر و محدوديت مناطق قابل كشت و وابستگي بيش از اندازه به رود نيل، دولت مصر مجبور شد تا اقتصاد كشور را از طريق اصلاحات اقتصادي وسرمايه گذاري درامور ارتباطات و زيرساختي از وابستگي به محصولات كشاورزي خارج و بتدريج براي هزاره سوم آماده نمايد.
مصر كه بيش از ۶۵ميليون نفر جمعيت دارد، داراي يكي از بانفوذترين مطبوعات در جهان عرب است. بعد از ترور انورسادات، مطبوعات درمصر تحت كنترل و حتي به گفته شبكه بي بي سي، درمعرض خودسانسوري قرار دارند. اگرچه مطبوعات درمصر كنترل مي شوند، اما مدركي دال بر نظارت وفشار مستقيم بر خبرنگاران وجود ندارد.
مصر اولين كشور عربي است كه ماهواره نيل ست ۱۰۱ را راه اندازي نمود. «شهرك توليدات رسانه اي» قاهره كه در ۱۹۹۵ تأسيس شد، لقب «هاليوود شرق» را يدك مي كشد. حتي درسال ۲۰۰۰ درمصر «منطقه آزاد رسانه اي» با هدف جذب شركتهاي رسانه اي خارجي و با حمايت دولت تأسيس شد. افزون بر هشت راديوي داخلي و راديو مونت كارلو، راديو قاهره به ۳۳زبان بين المللي برنامه پخش مي كند.
با وجود گسترش اينترنت و افزايش ۵۰درصدي كاربران اينترنت در مصر، «مركز ديده بان آزاد رسانه هاي بين المللي » مصر را در رديف كشورهاي «غيرآزاد» طبقه بندي كرده است.

• قهرمان نظامي مصر
محمدحسني سيدمبارك دريك خانواده متوسط و درچهارم مه ۱۹۲۸ درقاهره به دنيا آمد. پدرش بازرس وزارت دادگستري بود. مبارك در ۱۹۴۹ از آكادمي قاهره در رشته علوم نظامي و يك سال بعد، از آكادمي هوايي مصر در رشته علوم هوايي فارغ التحصيل شد. بعدها نيز مطالعات نظامي خود را در شوروي ادامه داد. در ۱۹۵۰ به نيروي هوايي پيوست واز ۱۹۵۲ تا هفت سال بعد از آن ، مربي خلباني بود در ۱۹۶۹ فرمانده نيروي هوايي و سه سال بعد فرمانده ارتش شد. در دوران حكومت انور سادات نيز چندين منصب نظامي ازجمله معاونت وزيردفاع را به عهده داشت.همچنين حسني مبارك يكي از مشاوران نزديك سادات به حساب مي آيد. وي به علت حمله هوايي موفقيت آميز عليه اسرائيل در۱۹۷۳ قهرمان نظامي مصر لقب گرفت.
در ۱۹۷۵دريك قدمي رياست جمهوري قرار گرفت و معاون رئيس جمهور شد. يك هفته بعد از ترور انورسادات، حسني مبارك درسيزدهم اكتبر ۱۹۸۱ آن يك گام را نيز برداشت. او در اولين سخنراني خود درمقام رئيس جمهوري اعلام كرد راه سياسي سادات را ادامه خواهد داد و اين به معناي حفظ معاهده صلح با اسرائيل (۱۹۷۹) بود. برنامه هايي كه او از سال ۱۹۸۱ آغاز كرد، اصلاحات اقتصادي، آزادي بيشتر سياسي همانند اجازه ورود اسلامگراها به پارلمان و حتي آزادي بيشتر به مطبوعات بود. مبارك كه در ژانويه ۱۹۸۲ دبيركل حزب دموكراتيك ملي گرديد، از لحاظ برون مرزي نيز تلاش كرد تا درميان قدرتهاي مطرح جهاني بي طرف بماند و گسترش روابط با ديگر ملتهاي عرب را كه بعد از معاهده صلح مصر واسرائيل آسيب ديده بود، همواره مدنظر قرار دهد. دراكتبر ۱۹۸۷ مبارك بدون آنكه رقيبي داشته باشد با برتري حزب دموكراتيك ملي و با كسب ۹۷‎/۱ درصد آرا توانست مجدداً رئيس جمهور شود.

• رئيس جمهوري دائمي
شايد بزرگترين دغدغه مبارك به لحاظ مسائل داخلي وجود جريانهاي اسلامگرا بوده است يكي از مهمترين اين گروه ها اخوان المسلمين است كه حسن البنا آن را در اسماعيليه تأسيس كرد.
در سالهاي اخير مبارك شيوه اي را اتخاذ نموده است تا رشد و رفاه اقتصادي بيشتري در مصر ايجاد شود و از اين طريق بتواند، با جلب رضايت عمومي، بر مبارزين اسلامگرا فشار بيشتري وارد نمايد. پس از يازدهم سپتامبر اين فشارها بيشتر نيز گرديد بطوري كه حتي در سيزدهم نوامبر ۲۰۰۱ مبارك دستور داد ۲۱ فرد مسلمان دستگير شده در يك دادگاه نظامي محاكمه شوند. جرم آنان عضويت در يك سازمان غيرقانوني ذكر گرديد.
مبارك مجدداً در انتخابات ۱۹۹۳ به رياست جمهوري برگزيده شد و در يك اطلاعيه اعلام نمود در انتخابات ۱۹۹۹ شركت نخواهد كرد، اما بعدها از اين تصميم خود منصرف شد و در انتخابات رياست جمهوري مورخ ۲۶سپتامبر ۱۹۹۹ به عنوان تنها نامزد انتخابات تقريباً صددرصد آرا را به خود اختصاص داد و چهارمين دوره رياست جمهوري خود را آغاز كرد. البته مخالفان، بسيار تلاش نمودند تا مردم به او رأي ندهند. آنها معتقد بودند كه در اثر سياست هاي حسني مبارك بيكاري ومشكلات اقتصادي افزايش يافته است. ضمناً برقراري رابطه با اسرائيل نيز مورد انتقاد مخالفان آنها بود.
مبارك همچنين دو دوره رئيس سازمان وحدت آفريقا و در ژانويه ۱۹۹۶ نيز رئيس اجلاس كشورهاي عرب بود.

• تعديل در سياستهاي كلي
حسني مبارك در ابتدا همان شيوه هاي سادات را به كار مي برد، اما بتدريج اندكي از خود انعطاف نشان داد و در وهله اول اجازه داد روزنامه هاي اسلامگرا منتشر شود. وي ارتباط مصر با اسرائيل را نيز تاحدودي كاهش داد، خصوصي سازي را تسريع كرد و صنعت توريسم را در مصر مجدداً توسعه داد. او با اشاره به تمدن و تاريخ مصر مي افزايد: «من نمي توانم رونق صنعت توريسم را بدون حضور صلح و ثبات تصور كنم. توسعه صنعتي كه امروزه توسط توريسم ايجاد شده است را هرگز پيش از اين شاهد نبوده ايم».
دائرة المعارف اورينتا در اين خصوص آورده است: «مبارزان اسلامگرا عقيده اي را دنبال مي كردند كه منجر به ترور توريست هاي خارجي گرديد و در نتيجه شرايط اقتصادي را به وجود آورند كه بيشتر مصريان با آن روبرو هستند».
سرعت اصلاحات اقتصادي مصر در حال حاضر متناسب با سرعت رشد جمعيت و تورم نيست از سوي ديگر اصلاحات سياسي او نيز حتي قانون انتخابات را نيز تغيير داد. براساس سيستم قديمي مصر، شمارش آرا توسط كارمندان عادي دولت انجام مي گرفت اما پس از آنكه دادگاه عالي مصر تصريح كرد شمارش آرا فقط بايد توسط افرادي از قوه قضائيه انجام گيرد، حسني مبارك در جولاي ۲۰۰۰ از پارلمان خواست تا تغييراتي ضروري در قوانين انتخابات انجام گيرد.
شايد به علت همين تغيير بود كه سه ماه بعد نامزدهاي مستقل انتخابات پارلماني به حزب مبارك پيوستند. در انتخابات اكتبر ،۲۰۰۰ حزب دموكراتيك ملي توانست ۱۱۸ كرسي از ۱۵۰ كرسي را به دست آورد. البته اخوان المسلمين نيز توانست ۶ كرسي را به خود اختصاص دهد.

• اقبال بلند
حسني مبارك تاكنون چندين بار هدف ترور قرارگرفته است. در ۱۹۹۵ هنگامي كه مبارك جهت حضور در اجلاس سازمان وحدت آفريقا در اتيوپي حاضر شد، مرد مسلحي به او شليك كرد، اما بعدها سه نظامي مصري به مرگ محكوم شدند. در سپتامبر ۱۹۹۹ نيز فردي در حالي كه نامه اي در دست داشت به ماشين حسني مبارك نزديك شده محافظان پنداشتند او اسلحه در دست دارد. و وي راهدف گلوله قراردادند. البته محافظان اشتباه كرده بودند (سه بار ديگر بيش از اين حادثه نيز تلاش شده بود تا حسني مبارك ترور شود). شش روز بعد حسني مبارك اعلام كرد فرد مظنون، چاقويي در دست داشت و نامه بهانه بوده است. او در حضور ۲۴۰۰ مأمور امنيتي و پليس به چنين عملي دست زده بود.

• طرح صلح خاورميانه
حسني مبارك اولين رئيس جمهور مصر بود كه در فوريه ۲۰۰۰ به بيروت رفت و در آنجا بعد از مذاكرات خصوصي با اميل لحود بيانيه مشتركي صادر نمودند كه حمايت از مقاومت لبنان در برابر اسرائيل اصلي ترين نكته آن بود.
دو ماه بعد، ياسر عرفات درقاهره با حسني مبارك ديدار كرد. اگرچه پس از اين ديدار بيانيه اي صادر نشد، اما منابع نزديك به عرفات و حسني مبارك گفتند آن دو در خصوص طرح صلح خاورميانه گفت وگو كردند. عرفات معمولاً درخصوص مذاكرات صلح با مبارك مشورت مي كند و ايالات متحده، مبارك را واسطه اي ميان اسرائيل و فلسطين مي دانند. حسني مبارك معتقد است هرگونه واگذاري امتياز از جانب فلسطين به اسرائيل درخصوص بيت المقدس باعث ايجاد خشونت غيرقابل كنترل و حتي تروريسم بيشتر در خاورميانه مي شود. او در يك مصاحبه اي با يك هفته نامه مصري گفته است: «من هرگز به ياسرعرفات فشار وارد نخواهم كرد تا طرحي را امضا كند كه خواست مردم فلسطين نباشد».
مبارك اولين بار در خصوص طرح صلح خاورميانه بعد از فروپاشي مذاكرات كمپ ديويد در جولاي ۲۰۰۰ سخن گفت. يعني زماني كه گفت وگوي ميان باراك و عرفات به علت به توافق نرسيدن برسر آينده بيت المقدس متوقف و با شكست مواجه شد.
هر دو طرف مذاكره مي خواستند بيت المقدس پايتخت آنها باشد. مبارك گفت: «ياسر عرفات به او گفته است كه اگر بيت المقدس از دست برود، برادران خودم مرا خواهند كشت». عرفات بارديگر دقيقاً يك سال پيش از حمله ۱۱ سپتامبر به سازمان تجارت جهاني و ساختمان پنتاگون با حسني مبارك ديدار كرد. حسني مبارك در تلاشهاي خود براي پيشرفت طرح صلح، به ديدار با بشاراسد در قاهره، خواستار برگزاري اجلاس اضطراري كشورهاي عرب شد. اجلاس قبلي در سال ۱۹۹۶ برگزار شده بود. حسني مبارك گفت: «تصاوير تكان دهنده و وحشت آور مرگ پسر جوان فلسطيني ، محمدالدور در بازوان پدرش مرا بسيار متأثر كرد».

• مصر ميزبان فلسطين و اسرائيل
مبارك حتي جهت برقراري صلح در منطقه پيشنهاد داد تا ميزبان اجلاسي ميان رهبران اسرائيل و فلسطين باشد. حتي مبارك در سفرش به ايالات متحده تلاش، نمود تا نظر واشنگتن را جلب نمايد و آنها از اين پيشنهاد حمايت نمايند.
اما مبارك هيچ راه حلي در مورد پايان نزاع در منطقه ارائه نكرد. در واقع آمريكا ميان حمايت از اسرائيل و دوستي با مبارك دست و پا مي زد.
پيشنهاد مبارك كنايه اي در خود نهفته داشت. كاملاً واضح بود كه او نمي خواست از طرح شاهزاده عبدالله عقب بماند. البته طرح شاهزاده عبدالله شامل به رسميت شناختن اسرائيل در قبال عقب نشيني به مرزهاي ۱۹۶۷ است. از نظرات هر دو نتيجه گرفته مي شود كه از نظر آنها شارون مانعي برسرراه صلح است و بايد به واشنگتن فشار وارد شود تا در بحران خاورميانه حضور بيشتر و فعالتري داشته باشد. مبارك پيش از سفر به آمريكا درمصاحبه اي بانيويورك تايمز گفت: تصميم دارد به بوش فشار آورده تا از صلح درمنطقه حمايت نمايد.
طرح مبارك شامل موارد ذيل است:
۱ ـ نيروهاي امنيتي فلسطين بازسازي شود، اصلاحات سياسي آغاز شده ، انتخابات پارلماني و رياست جمهوري تا پايان سال ۲۰۰۲ در فلسطين برگزار شود.
۲ ـ بعد از آن، كشور فلسطين براساس مرزهاي مشخص شده در قرارداد اسلو (۱۹۹۳) در اوايل سال ۲۰۰۳ اعلام شود.
۳ ـ فلسطين بلافاصله به عنوان يكي از اعضاء سازمان ملل متحد پذيرفته شود.
۴ ـ مذاكراتي با اسرائيل جهت عقب نشيني كامل از مناطق تحت اشغال در ۱۹۶۷ انجام گيرد.
جان لين يكي از ناظران اروپايي مسائل خاورميانه طرح مبارك را احياء طرح شاهزاده عبدالله مي داند. مبارك معتقد است بهترين روش ايجاد يك كشور از نظر تئوريك نشستن بر سر ميز مذاكره و تصميم در مورد آينده اسكان اسرائيلي ها و وضع آوارگان است. ايجاد اين چنين كشوري، به گفته رئيس جمهور مصر، باعث ايجاد اميدواري در فلسطيني ها مي شود و تنش و خشونت را نيز كاهش مي دهد. مبارك در پاسخ به انتقاد آمريكا از ياسر عرفات گفت: «بايد از رهبر فلسطين در اين لحظه حمايت شود. ضمناً مقامهاي عرب مي انديشند هر رهبر جديد فلسطيني (به غير از عرفات) احتمالاً از جانب اسرائيل در فلسطين به قدرت خواهد رسيد و اين خود نوعي شكست به حساب مي آيد».

• طرح بوش
بوش در چهارم تيرماه سال جاري، در سخنراني كه به نفع اسرائيل ايراد شد و در آن حزب الله، حماس و جهاد اسلامي را تروريست خواند و اعلام نمود ايران براي حزب الله سلاح ارسال مي كند، گفت:«ايجاد صلح نياز به يك رهبر جديد و متفاوت فلسطيني دارد و كشور فلسطين مي تواند متولد شود». بوش كه دراين سخنراني از ادبيات مورد استفاده شارون استفاده مي نمود، هيچ توجهي به طرح مصر و عربستان ننمود.
طي اين سخنراني و كنفرانس مطبوعاتي كه بازتاب فراواني در جهان داشت، دونالدرانسفلد و كولين پاول نيز در كنار بوش ايستاده بودند. اما وزارت امور خارجه آمريكا اعلام كرد كه منتظر دريافت واكنش ها است. شارون با ابراز شعف اعلام كرد اين طرح باعث حذف عرفات و پيروزي اسرائيل خواهد شد اما عرفات با رد بخش عمده سخنراني بوش، خواستار گفت وگو سر ميز مذاكره شد.

• صدام تهديد نيست
مبارك كه از تحريمهاي سازمان مل متحد در قبال عراق پس از حمله به كويت در ۱۹۹۰ حمايت كرد، درايتاليا ودر مصاحبه با نشريه لارپابليكا اعلام نمود: «صدام حسين تهديدي براي جهان نيست. من فكر نمي كنم صدام تهديدي براي جهان باشد زيرا عراق ابر قدرت نيست و موشكهاي قاره پيما در اختيار ندارد».
حسني مبارك با وجود رابطه نزديك با ايالات متحده، مخالف تقسيم عراق است.
اومعتقد است اين عمل بسيار خطرناك است زيرا «باعث الحاق مناطق جدا شده به ايران يا كشور ديگري مي شود... هيچ رهبر عراقي نيز در گذشته وحال خواستار تقسيم كشورش نبوده و نيست».
اوايل سال جاري ميلادي بودكه مبارك از عراق خواست تا با سازمان ملل متحد جهت جلوگيري از حمله ايالات متحده همكاري نمايد. مبارك كه در حضور سران نظامي و در نزديكي كانال سوئز سخن مي گفت، ابراز اميدواري كرد عراق به قطعنامه هاي سازمان ملل متحد پاسخ مثبت دهدتا زمينه سوء استفاده عليه اين كشور به وجود نيايد.مبارك افزود هرگونه حمله نظامي آمريكا به كشور عرب به نام جنگ عليه تروريسم ، چيزي است كه او آن را حركات شوم و وحشتناك براي منطقه مي خواند.

• ابن خلدون وحقوق بشر
هفت سازمان حقوق بشر در جولاي ۲۰۰۰ به شدت از مقامهاي مصري به علت گسترش دستگيري رهبراني كه دموكراسي را ترويج مي دهند،انتقاد كرد.
به عنوان مثال ساعدادين ابراهيم، پروفسور جامعه شناس سياسي دانشگاه آمريكن در قاهره به همراه دستيارش ناديا عبدالنور به زندان فرستاده شدند. ابراهيم همچنين مدير مركز توسعه مطالعات ابن خلدون است. اين مركز توسط پليس پلمپ شد.جرم ابراهيم ارتباط با خارجيان وبه خطر انداختن ثبات در مصر اعلام شد.بعدها پليس جرم او را ارتباط با يك آژانس نظامي و يك ديپلمات اسرائيلي ذكر كرد. به هرحال هفت سازمان حقوق بشر ،شامل عضو بين الملل و ديده بان حقوق بشر اعلام نمودند اتهامات ابراهيم فاقد مدارك لازم است و وي حتي اجازه ندارد از خوددفاع كند.اين گروه ها دريك بيانيه مشترك اعلام نمودند مصر براساس الزامات بين المللي بايدبه حقوق متهمان، شامل ارائه جزئيات اتهام به آنها و همچنين دادن اطلاعات به متهمان، احترام بگذارد. دانشگاه آمريكن نيز دستگيري ابراهيم را محكوم كرد وآن را تهديدي درمورد آزاديهاي آكادميك در مصر اعلام كرد.
همچنين اعلام شد ابراهيم ۲۲۰‎/۰۰۰ دلار، بدون اطلاع دولت از كميسيون اروپا دريافت كرده است تا مداركي در خصوص انتخابات مصر تهيه نمايد. يازده نفر ديگر نيز علاوه بر ابراهيم درمركز ابن خلدون بازداشت شدند.
كارشناسان مسائل حقوق بشر معتقدند دولت حسني مبارك بويژه پس از يازدهم سپتامبر و به عنوان نشانه اي از همكاري مصر در جنگ اعلام شده جورج بوش عليه تروريسم برخوردهاي تندتر وسركوبگرانه تري را عليه گروه هاي اسلامي در پيش گرفته است.
افزون بر موارد يادشده، در زمان انتخابات پارلماني سال ۲۰۰۰ نيروهاي امنيتي مصر با مخالفان درگير شدند كه منجر به كشته شدن يك نفر و زخمي شدن ده هانفر ديگر گرديد. سازمان حقوق بشر مصر اعلام نمود درانتخابات، بي نظمي هايي وجود داشته است كه مهم ترين آن عدم نظارت قانوني بوده است. خبرگزاريها نيز در همان ايام گفتند طرفداران نامزدهاي مخالف دستيگر شدند ويا به آنها اجازه داده نشد تارأي دهند .در اين انتخابات اخوان المسلمين پس ازيك دهه دوري از پارلمان مصر، حضوري مؤثر داشتند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |