|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گزارش «ايران» از جشنواره كارلووي واري
|
|
|
|
|
|
فرهاد فخرالديني آهنگساز صاحبنام كشور:
|
|
|
|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه شعر «ما نبوديم » از «مسعود جوزي»
|
|
|
|
|
|
|
امروز با مريم خراساني
|
|
|
مريم خراساني در رشته اقتصاد تحصيلات دانشگاهي را نيمه تمام رها كرد و از اوايل دهه۶۰ نوشتن و ترجمه را با چاپ مقالات در نشريات پي گرفت. آثاري كه از وي تاكنون منتشرشده در حوزه علوم اجتماعي و جامعه شناسي فمينيستي است. «انقلاب نيكاراگوئه، سانديست ها و علل شكست آنها» و «درآمدي برجامعه شناسي، نگرش هاي فمينيستي» با همكاري حميد احمدي ازجمله آثار اوست كه منتشرشده است، وي كتابي راجع به «تاريخ زنان اروپا» را نيز در آستانه انتشار دارد. مريم خراساني همچنين مقالات بسياري را در حوزه اقتصاد سياسي، جامعه شناسي و مسائل زنان و نقد ادبي در مجلات مختلف منتشر نموده است. گفت وگوي ما را با او مي خوانيد:
* خانم خراساني لطفاً بفرماييد در كدام حوزه ادبيات به نقدنويسي مي پردازيد و اصولاً اين نقدها در چه حوزه اي است؟
\ نقدهايي كه من تاكنون به شكل مكتوب در نشريات منتشر كرده ام يا نقدهاي شفاهي كه بصورت سخنراني در محافل ادبي ايران و خارج از كشور داشته ام، يكي در حوزه مسائل اجتماعي زنان است و دوم در زمينه نقد ادبي فمينيستي، در آثار نويسندگان مرد و نويسندگان زن است. البته اغلب نقدها در جلسات داستان خواني ـ كه هر دو هفته يكبار با حضور حدود ۲۵نويسنده زن در منزل من تشكيل مي شود ـ روي آثار زنان نويسنده متمركز شده است. موضوع جلسات ما «نقد و بررسي آثار زنان داستان نويس» و با حضور زنان است. ما علاقه داشتيم اين جلسات را با حضور همه نويسندگان در يكي از سالن هاي عمومي شهر برگزاركنيم ولي از ما درقبال سالن تقاضاي پول داشتند كه البته در توان ما نبود.
* در حوزه ادبيات داستاني، آثار كدام نويسنده زن طي اين سالها نظر شما را جلب كرده است، آيا اين اثر در حوزه نقد فمينيستي موفق بوده است؟
\ ببينيد، ديدگاه فمينيستي در هر جامعه اي در ارتباط با جنبش هاي مستقل زنان آن كشور، وارد فرهنگ عمومي و وارد ادبيات آن كشور مي شود. بنابراين در كشورما جنبش زنان كه از اوايل دهه هفتاد رشد كرده، تأثير خودش را روي ديدگاههاي زنان از جمله زنان داستان نويس گذاشته است. اين ديدگاه وقتي در جامعه اي گسترده مي شود و تبديل به يك ديدگاه نسبتاً عمومي مي شود، روي مردان جامعه هم تأثير خواهدگذاشت و در آثار هنري چه در عرصه سينما و نقاشي و چه در عرصه ادبيات و نمايش، بازتاب خواهدداشت، چه خالق اين آثار زن باشد چه مرد.ولي در كشور ما اين نوع نگاه هنوز عمومي و نهادينه نشده است و در ادبيات ما هم آن بازتاب فراگير را نداشت. ولي در آثار بعضي از نويسندگان زن رگه هايي ازآن را مي توان شاهد بودو در آثار قليلي از نويسندگان مرد هم كماكان جرقه هايي را شاهديم.
* مي توانيد از آثاري كه اين نوع نگاه را در خود بازتاب داده اند يا نويسنده خاصي نام ببريد؟
\ نويسندگان نسل گذشته كمتر اين ديدگاه را در آثارشان مطرح مي كنند. نويسندگان ديگر كه كمتر از ۳۵سال دارند، در آثارشان بيشتر دلمشغول اين مسأله هستند.
* آيا اين تقسيم بندي، براساس سن و سال نويسندگان ملاك و معيار درستي به دست مي دهد؟ بهتر نيست براساس دهه هاي مختلف باشد؟
\ اين تقسيم بندي ها به خاطر اين است كه بتوانم راحت تر نظراتم را بيان كنم. چندان دقيق و قاطع اين تقسيم بندي را نداشته ام. همان طور كه در ميان زنان نسل جديد زندگي آزادتر و مستقل تري نسبت به زنان نسل قبل وجود دارد. بازتاب آن را هم در آثار هر دو دسته مي بينيم.
* به طور مشخص در آثار جديد خانم سيمين دانشور مثل «جزيره سرگرداني» و «ساربان سرگردان» نقش زنان را چگونه ارزيابي مي كنيد؟
\ در آثار خانم دانشور و همين دو رماني كه مثال زديد، من آگاهي هاي فمينيستي را در مراحل ابتدايي و اوليه اش مي بينم و شخصيت اصلي اين رمان به نام «هستي» در مراحل اوليه استقلال و رهايي و خودآگاهي قراردارد. بخش غالب زندگي و افكارش تحت تأثير فرهنگ مردسالارانه است. براي همين است كه تمام تلاش و زندگي اين شخصيت داستاني با زندگي يك زن امروزي و آگاه به حقوق خويش فاصله دارد.
* در حوزه شعر معاصر زنان چه تحليلي داريد؟ شاعري مثل گراناز موسوي آيا توانسته فراتر از فروغ فرخزاد، ديدگاهها و صداي زنانه را در آثارش منعكس كند؟
\ من هنوز پژوهش هايم را در حوزه شعر معاصر زنان گسترش نداده ام. ولي فكر مي كنم در اشعار فروغ آگاهي هاي فمينيستي به شكل نارس و ناكافي و بصورت اوليه اش وجود دارد و به صورت يك خودآگاهي جنسيتي تكامل يافته در نيامده بود. افكار فروغ بخشي تحت تأثير فرهنگ مردانه دوره خودش بود. اما افرادي امثال گراناز موسوي با يك نوع خودآگاهي جنسيتي كامل تري آثارشان را خلق مي كنند. به لحاظ تاريخي هم نسبت به دوره فروغ ما سه چهار دهه پشت سر گذاشتيم. وقتي شعر خانم گراناز و همنسلان او را بررسي مي كنيم، سه ، چهار دهه نسبت به اشعار فروغ جلوترند و از دهه هفتاد است كه ما شاهد يك موج در جنبش فمينيستي و جنبش فرهنگي ـ فلسفي زنان هستيم، جرياني كه در زمان فروغ نامي از آن وجود نداشت.
* خانم خراساني، رشد كمي زنان نويسنده بويژه در زمينه تأليف رمان هاي عامه پسند را در اين دو دهه چگونه تبيين مي كنيد؟
\ در زمينه ادبيات عامه پسند نويسندگان زيادي پا به عرصه گذاشتند و بحثي كه من به عنوان منتقد در اين زمينه دارم، اين است كه اين دسته از نويسندگان هم در آثارشان الگوهاي فرهنگي مردانه را در جامعه بازتوليد مي كنند. اين آثار كه با اقبال عمومي هم مواجه مي شود، مطابق ذوق وسليقه عامه مردم هم هست و با تيراژي بالا منتشر مي شوند، چيزي متفاوت تر از آن فرهنگ مسلط برجامعه خلق نمي شود و اين آثار بازتابي از مناسبات جامعه باهمه ضعف و مشكلات اش است و تغييري در فرهنگ جامعه و تفكر خوانندگان و عرصه ادبيات امروز ايجاد نمي كند.
|
|
|
|
|
تصحيح يك خبر
در خبري كه ديروز درخصوص آمار فروش فيلمهاي روي پرده تهران داشتيم آمده بود «فيلم آبي» به كارگرداني حميد لبخنده بعد از ۱۳ روز نمايش در ۲۳ سينما فروشي معادل ۴۷ ميليون تومان به دست آورد كه بدينوسيله تصحيح مي شود: فروش فيلم «آبي» تا پايان روز جمعه ۸۱ ميليون تومان بوده است.
|
|
|
|
|
انتشار خاطرات «شعبان جعفري» توسط ۳ناشر
خاطرات شعبان جعفري توسط نشر ثالث طي روزهاي آينده به بازار مي آيد.
به گزارش خبرنگار ما اين كتاب كه گفت وگوي يك شاعر و روزنامه نگار ايراني مقيم آمريكا با شعبان جعفري است، بتازگي در آمريكا منتشر شده و در ايران توسط سه ناشر همزمان مجوز چاپ و انتشار دريافت كرده است. شعبان جعفري تقريباً در اكثر جريان هاي سياسي و اجتماعي پيش از انقلاب بويژه در كودتاي ۲۸مرداد۳۲ به عنوان سمبل لمپنيسم در ايران نقش فعالي داشته است و خاطرات وي مي تواند گوشه هايي از تاريخ معاصر ايران را روشن كند. گفتني است اين كتاب همچنين توسط نشرآبي با عنوان «خاطرات شعبان جعفري» (شعبون بي مخ) طي روزهاي آينده منتشر خواهدشد. بنابراين گزارش سومين ناشري كه در تدارك انتشار اين خاطرات است، انتشارات كتابسراست كه پيش از اين خاطرات و يادداشت هاي هويدا را منتشر كرده بود.
لازم به ذكر است، در انتشار خاطرات شعبان جعفري هر سه ناشر ايراني از يك متن فارسي (منتشرشده در آمريكا) استفاده كرده اند و محتواي آنها نسبت به يكديگر تفاوت ندارد.
|
|
|
|
|
جان فرانكن هايمر كارگردان سينماي كلاسيك درگذشت
|
|
|
«جان فرانكن هايمر» كارگردان سرشناس هاليوود كه برخي فيلمهاي معروف كلاسيك دهه ۶۰ همچون «پرنده باز آلكاتراز» و «كانديداي منچوري» را در كارنامه حرفه اي خود دارد روز شنبه در سن ۷۲سالگي از دنيا رفت.
به گزارش رويتر فرانكن هايمر از سال ۱۹۵۴ به عنوان دستيار كارگردان در دفتر CBC در نيويورك مشغول به كارشد و در سال ۱۹۶۱ با فيلم «وحشيان جوان» با بازي برت لنكستر به شهرت رسيد. برپايه اين گزارش فعاليت حرفه اي فرانكن هايمركه يك شهروند نيويوركي به شمار مي آمد در سينما و تلويزيون مجموعاً به ۵دهه مي رسيد و بخاطر درامهاي اجتماعي و مجموعه اي از فيلمهاي خود درباره دسيسه هاي سياه حكومتي به شهرت دست يافت. رويتر در گزارش خود نوشت: فرانكن هايمر در دهه ۵۰اقدام به ساخت ۱۵۲درام زنده تلويزيوني كرد و نامزد ۱۴جايزه «امي» شد. وي در نهايت در سال ۱۹۹۰ به دريافت چهارجايزه امي براي فيلم هاي تلويزيوني «درمقابل ديوار»، «فصل سوزان»، «آندرسون ويل» و «جورج والاس» شد.
بنابرهمين گزارش اين كارگردان صاحبنام كه از دوستان نزديك جان اف كندي به شمار مي آمد در دهه ۶۰ فيلمهاي ماندگار و محبوبي همچون «هفت روز در ماه مه»، «پرنده باز آلكاتراز» و «كانديداي منچوري» را از خودبه جا گذاشت و از دهه ۹۰ با همكاري با شبكه كابلي HBO فعاليت حرفه اي خود را در عرصه تلويزيون ازسرگرفت. مديرسابق كمپاني پارامونت ومتروگلدين ماير با اظهار تأسف ازدرگذشت اين كارگردان پركار گفت: فرانكن هايمر از دوربين به عنوان شيوه منحصر به فرد خود در ابراز عقيده ياد مي كرد و بي شك تعهد پرشور او به فيلمسازي گنجينه هاي هنري بسياري براي دنيا برجاگذاشته است. گفتني است اين كارگردان در پي سكته مغزي در يكي از مراكز درماني لس آنجلس در گذشت.
|
|
|
|
|
كارگردان «پدرخوانده» براي فيلمسازان بلوچ پيام ستايش فرستاد
|
|
|
بابك پيامي، كارگردان «رأي مخفي» كه جهت انجام تداركات اكران فيلم خود توسط شركت معروف «سوني پيكچرز» به ايالت هاي مختلف آمريكا سفر كرده است، طي ملاقات هاي خود با فيلمسازان اين كشور، طي نشستي با «فرانسيس فوردكاپولا» ـ كارگردان مشهور آمريكايي، به بررسي ديدگاه هاي خود درباره «سينما» پرداخت. به گزارش ايسنا، بابك پيامي در اين ديدار به بررسي وضعيت فيلمسازان مستقل ايران پرداخته و كاپولا كه خود از پيشكسوتان سينماي مستقل در جهان محسوب مي شود ضمن ابراز خوشحالي خود از موفقيت هاي سينماي ايران در جهان و پيرو آگاهي از سميناري كه بابك پيامي در باره سينماي مستقل جهان در اداره ارشاد مركز سيستان و بلوچستان تهيه ديده، پيامي ويديويي را تهيه كرده كه به همراه فيلم سينمايي «مكالمه»، در اين سمينار به نمايش در خواهد آمد. بنا بر اين گزارش متن پيام ويديويي «فرانسيس فوردكاپولا» به شرح ذيل است: «من فرانسيس فوردكاپولا در مقر مركزي زوتروپ در سانفر انسيسكو، بهترين آرزوها و تشويق خود را از صميم قلب براي تمام فيلمسازان سيستان و بلوچستان دارم و اميدوارم كه با كارهاي زيباي خود دنيا را به حيرت در آوريد. من مشتاقانه منتظر ديدن فيلم هاي شما در آينده نزديك هستم.»
|
|
|
|
|
با كمك ۲۰ ميليون توماني يك سينما در رشت بازسازي مي شود
براي بازسازي سينما سپيدرود شهر رشت و ايجاد يك فضاي مناسب، ۲۰ ميليون تومان وام قرض الحسنه (بدون بهره) در اختيار اين سينما قرار گرفت.
به گزارش رسيده از معاونت امور سينمايي وزارت ارشاد اين وام برابر مصوبات كميته استان در گيلان وتوسط مؤسسه سينما شهر در اختيار سينما سپيدرود گذاشته شد. اين اقدام در راستاي اهداف كميته هاي استاني حمايت از بهبود و توسعه سالنهاي سينما كه چندي پيش تشكيل شد، انجام مي گيرد.
|
|
|
|
|
گزارش «ايران» از جشنواره كارلووي واري
استقبال تماشاگران چك از «سفره ايراني»
|
|
|
حضور سينماي ايران در سي و هفتمين دوره از جشنواره بين المللي فيلم «كارلووي واري» در جمهوري چك حال و هواي ويژه اي به جشنواره داده است و علاقه مندان به سينماي ايران فيلمهاي ايراني حاضر در جشنواره را با استقبال زيادي دنبال مي كنند.
به گزارش آيدا رمضاني از جشنواره كارلووي واري اولين نمايش رسمي فيلم «سفره ايراني» در سالن اصلي جشنواره انجام شد و استقبال تماشاگران از آن به حدي بود كه عده اي از تماشاگران تا نزديك سكوي پرده نمايش پيش آمده بودند.
بنا بر اين گزارش كيانوش عياري پيش از آغاز فيلم اظهار داشت از ۱۵ سالگي فيلمسازي آماتور را آغاز كرده و همچنان پس از گذشت ۳۵ سال آخر كار خود را فيلمي با حال و هواي آماتوري مي داند.
نمايشهاي بعدي اين فيلم روزهاي شنبه و يكشنبه در حالي ادامه يافت كه طبق آمار درج شده بر روي مانيتورهاي مركز جشنواره ظرفيت سالن ها تكميل اعلام شده بود.
همچنين روز شنبه در بخش مسابقه ۲ فيلم از كشورهاي اسپانيا و اتريش به نام هاي «اتاق سيگاركشيدن» (ساخته جوليو والوويتس و راجرگوال) و «Gebitig» (ساخته لوكاس استپانيك) به نمايش در آمد. فيلم اسپانيايي با سبك فيلم هاي دوربين روي دست و استفاده از نماهاي بسته و ديالوگهاي طولاني، بسياري از تماشاگران را به بيرون از سالن كشاند! اما فيلم اتريشي با وجود موضوع كهنه خود كه به نسل پس از جنگ جهاني دوم مي پرداخت توانست با شخصيت پردازي و نگاه انساني معاصر، تماشاگران را به تحسين وا دارد.
ديروز نيز فيلم «Risman» از ژاپن و «ناكجا آبادي در آفريقا» از آلمان به روي پرده رفتند.
گفتني است امسال جايزه افتخاري جشنواره كارلووي واري به شون كانري تعلق خواهد گرفت.
همچنين ۲۹۲ فيلم حاضر در بخش هاي مختلف جشنواره در حالي به نمايش در مي آيند كه شهر ۸۰ هزار نفري كارلووي واري، استقبال كم نظيري از سينماي روز جهان طي ۳ روز گذشته از خود نشان داده است.
|
|
|
|
|
نخستين كتابخانه رايانه اي نابينايان آغاز به كار كرد
|
|
|
نخستين كتابخانه رايانه اي نابينايان كشور روز گذشته در فرهنگسراي مدرسه افتتاح شد.
به گزارش خبرنگار ما در اين مراسم دكتر «داود خالقي» مدير فرهنگي، هنري شهرداري منطقه ۷ در خصوص ويژگي هاي اين كتابخانه گفت: اين كتابخانه امكان دسترسي به شبكه اينترنت و صفحات فارسي «وب» به صورت بريل براي كار بران نابينا را مهيا كرده است. وي افزود: فن آوري هاي موجود در زمينه سيستمها و شبكه هاي كامپيوتري امكان تهيه متون، اطلاعات و داده هاي كتاب شناختي را در انواع قالبهاي جايگزين چاپ (بريل، گويا و چاپ درشت) فراهم مي كند. بنا بر اين لازم است از اين ابزارها و امكانات به نفع كاربران نارسا بين كتابخانه ها به گونه اي بهره گيري شود كه طيف وسيعي از خدمات براي آنان دست يافتني و قابل استفاده شود. دكتر خالقي اظهار داشت: اين كتابخانه مجهز به ۳ دستگاه برجسته نگار است كه يك دستگاه به اينترنت و دستگاه دوم به نشريات و دستگاه سوم هزار عنوان كتاب را در خود گنجانده است. وي تصريح كرد: در حال حاضر قرآن كريم با ترجمه به صورت بريل كه گوياست، همچنين فرهنگ لغات انگليسي به فارسي در دسترس كاربران بوده كه قابل افزايش مي باشد. همچنين نرم افزار و ويرايشگر بريل و گويا امكان تايپ و تصحيح متون را در اختيار كاربران قرار مي دهد. وي افزود: حق عضويت هرنابينا در اين كتابخانه سالانه ۵۰۰ تومان است. در اين مراسم، مهندس صادق پور مدير عامل شركت سازنده برجسته نگار «فكتوس» گفت: اين نرم افزار كتابخانه اي امكان جست وجوي نويسنده، نام ناشر و كتاب را فراهم مي كند و امكان مطالعه را به صورت بريل براي نابينا مهيا مي سازد. گفتني است؛ فرهنگسراي مدرسه در خيابان شريعتي نرسيده به پل سيدخندان واقع است.
|
|
|
|
|
فرهاد فخرالديني آهنگساز صاحبنام كشور:
كمبود سالن بزرگترين مشكل موسيقي است
«وجوديك سالن معتبر موسيقي براي جمعيت ۱۲ميليوني تهران كافي نيست و بايد سالنهاي ديگري براي اين منظور ساخته شود.»
فرهادفخرالديني آهنگساز و موسيقيدان صاحبنام كشور در گفت وگو با خبرنگاران ضمن بيان اين مطلب افزود: تالاروحدت معتبرترين سالن موسيقي در تهران و حتي كشور است كه از آن به عنوان سالن اجراي تئاتر هم استفاده مي شود، بنابراين هم سالنهاي موسيقي و هم سالنهاي تئاترجديد و مجهز بايد ساخته شوند. وي با تأكيد بر اين نكته كه مردم با موسيقي درارتباط زيادي قرارندارند، گفت: معمولاً كارهاي بزرگي كه در حوزه موسيقي با زحمات و تلاشهاي زيادي آماده مي شود درنهايت ۳هزارنفر از آن بهره مي برند و اين رقم درمقابل جمعيت مشتاق شنيدن موسيقي اصلاً كافي نيست. فخرالديني دربخش ديگري با اشاره به گفت وگوي خود با رئيس جمهوري در ۴سال پيش اظهارداشت: با روحيه هنرمندانه اي كه از آقاي خاتمي مي شناسيم از ايشان انتظارداريم درخصوص احداث سالنهاي موسيقي چاره اي بينديشند. وي در پاسخ به خبرنگارما درخصوص عدم همكاري اش با تلويزيون گفت: با تلويزيون نمي توان كاركرد چرا كه ديدگاه تلويزيون موردتأييد هنرمندان نيست. اين آهنگساز افزود: معلوم نيست چرا در تلويزيون ساز پشت گل و گلدان پنهان مي شود، درحالي كه صداي موسيقي از ساز برمي خيزد و ساز وسيله هنري بسيارمتعالي است. وي پيشنهادكرد، تلويزيون خارج از چارچوب هاي فعاليت دروني خويش كنسرت هايي را براي مردم اجراكند. رهبر اركستر ملي ايران درباره برنامه پيش روي اين اركستر گفت: در اين اجرا ۱۴قطعه اجراخواهدشد كه ۱۱قطعه آن جديدهستند. وي افزود: دراين اجرا قطعاتي ازجمال الدين منبري، علي اكبرپور، حسن كسايي، واصف آدي گوزل اف، جوادمعروفي و... اجرامي شود.
|
|
|
اشعارمورداستفاده نيز از آثار شعرايي همچون نظام فاطمي، خيام و ابراهيم صفايي انتخاب شده اند و خوانندگاني همچون جمال الدين منبري، فاضل جمشيدي، رشيد وطن دوست، عليرضا قرباني با همسرايي شورانگيز ظهرالديني و حوروش خليلي به اجراي برنامه مي پردازند. گفتني است، اركسترملي ايران در روزهاي ۲۰ تا ۲۲ تيرماه در تالاروحدت به اجراي برنامه مي پردازند.
|
|
|
|
|
روي صحنه تئاترهاي تهران
| تئاتر شهر ـ تالار اصلي ـ «خانه برناردا آلبا» به كارگرداني روبرتو چولي، ساعت ،۱۹ چهارراه وليعصر ـ تلفن: ۵ ـ ۶۴۶۰۵۹۲
| تالار سايه ـ «سه پاس از حيات طيبه نوجواني نجيب و زيبا» به كارگرداني علي يازرلو، ساعت ۱۹/۳۰
| تالار قشقايي ـ «روز رستاخيز» به كارگرداني فرهاد مهندس پور، ساعت ،۱۹ «بسه ديگه خفه شو» به كارگرداني آتيلا پسياني، ساعت ۲۰/۳۰
| سالن شماره ۲ ـ «خاموشي ماه» به كارگرداني رؤيا كاكاخاني، ساعت ،۱۸/۳۰ «شكسپير ـ خون ۲۰۰۳» به كارگرداني عباس اقسامي، ساعت ۲۰/۱۵
| سالن خانه خورشيد ـ «روز از نو، روزي از نو»، كارگردان بنفشه توانايي، ساعت ۱۸
| تالار نو ـ «قابيل» به كارگرداني دكتر قطب الدين صادقي، ساعت ۱۹/۳۰
|
|
|
|
|
افتتاح نمايشگاه كتاب ايراني در حرم حضرت زينب(س)
نمايشگاه كتاب سالانه در محوطه حرم مطهر حضرت زينب (س) در سوريه افتتاح شد.
به گزارش رسيده از سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامي، اين نمايشگاه كتاب كه هرساله با فرارسيدن فصل تابستان و حضور زائران حضرت زينب(س) از كشورهاي اسلامي بويژه كشورهاي حاشيه خليج فارس كويت، عربستان سعودي، بحرين، امارات و... بر پا مي شود، دو ماه ادامه خواهد يافت.
در اين نمايشگاه بيش از ۱۵۰۰ عنوان كتاب در زمينه هاي مختلف فكري و ديني با محوريت معرفي مكتب و منزلت اهل بيت(س) به متقاضيان عرضه مي شود.
|
|
|
|
|
نگاهي به مجموعه شعر «ما نبوديم » از «مسعود جوزي»
سفري از ذهن به عين
|
|
|
* يك
آيا برخورد شهودي با جهان، به تنهايي قادراست تا شاعر يا نويسنده اي را به مؤلفي صاحب سبك و جهان نگري مستقل بدل كند؟
هرمؤلفي به تناسب زمان ورود به «ژانر» و برخورداري از جوشش استعداد در «عنفوان جواني » ، قادراست كه اثري خوب يا درخشان خلق كند . [بي گمان چنين است مگرآنكه فاقد حداقل استعداد براي چنين عملي باشد]. اين آثار خوب يا درخشان، البته به كمك آثاري كه بعدها خلق مي شوند و حاوي شگردها و جهان نگري وسبك شخصي مؤلف اند درزمانه ثبت وموردبازنگري قرار مي گيرند. شعرهاي «دختران دشت» و «از عموهايت» [احمد شاملو ؛ هواي تازه] از زمره چنين آثاري هستند؛ با اين همه اگر مؤلف ، قادر به رسيدن به چنين تشخصي نباشد، زمانه نيز او را از ياد مي برد و اثر خوب يا درخشانش به دليل قرارگرفتن ميان انبوهي از آثار همسان و فاقد شگردها، جهان نگري و سبك شخصي ، واژه «لاادري» را جايگزين نام مؤلف خويش مي كند. گاه اين «لاادري » جنبه اي واقعي مي يابد [به دليل نبود نظام اطلاع رساني صحيح؛ به عنوان مثال در كليه تذكرة الشعراي اسبق اين مملكت تا نيما] وگاه جنبه اي استعاري . [مثلاً از نيما به اين سو وبا اين سؤال كه : «چه شعر يا داستان درخشاني ، متعلق به كيست؟» و پاسخي اين چنين : «Zيا y يا x» و «عجبي » هم از طرف مخاطب كه : «پس «فلاني » چنين شعر يا داستاني هم دركارنامه اش دارد.»]
پديده فوق ، هنگامي تأسف بار است كه مؤلفي با استعدادي درخشان، چنان موردعنايت «جمع ادبي » قرار گيرد كه از انديشيدن به «بعد» بازماند و ناپديدشدنش از «رويكردهاي بين الاذهاني » ، نه معلول خاموشي تدريجي استعداد كه مدلول «تجمع توجه جمع بريك يا چند اثر فاقد اسلوب شخصي او» باشد پديده اي كه به كرات، آينده «مستعدان » ادبيات ما را ويران كرده است.
* دو
«۱۳۷۳» سالي بود متعلق به «مسعود جوزي » و نتيجه ، عنايت «جمع ادبي » به او؛ اختصاص دو صفحه به شعرهايش در دو نشريه معتبر آن روزگار [ اول «آدينه» ؛ كه با مقدمه اي از «علي باباچاهي » همراه بود وانعكاس خوبي نيز در داخل و خارج كشور داشت و دوم «دوران»؛ كه تازه به جرگه مطبوعات ادبي پيوسته بود و موردعنايت «جمع» قرار گرفته بود] وانتشار آثار پراكنده در نشرياتي ديگر [كه از مهمترين شان درآن دوره مي توان به فصلنامه «گيلان زمين » اشاره كرد كه «جوزي » انتشار نخستين شعرهايش را هم مديون كوشش هاي «علي رضا پنجه اي» ـ سردبير آن فصلنامه ـ بود ] جوزي را به يك باره در مركز توجه «فعالان ادبي دهه هفتاد» قرار داد. جوزي براي كسب اين توجه ، بسيار كوشيده بود . او از نخستين شاعراني بود كه در اواخر دهه شصت، به فكر دگرگوني شعرخود و رهايي آن ، از «موج هاي مرسوم» و «ارثيه ادبي شعرپنجاه» افتاد. درآن زمان، تنها «رضا چايچي » به چنين تلاشي دست زده بود. «مهرداد فلاح» به تجزيه و تحليل آثار «رؤيايي» مشغول بود. «حافظ موسوي» شعرهايي مي سرود كه يادآور شعرهاي «سياسي ـ اجتماعي» اوايل دهه پنجاه بود . «بهزاد زرين پور» به آزمودن راهي مشغول بود كه «شمس لنگرودي» گشوده بود. «كسرا عنقايي » تصاويري ارائه مي داد كه مي شد ردپاي آثار «ريتسوس » و «حكمت» را درآن يافت. «پاشا» و «عبدالرضايي» به غزل گويي مشغول بودند [اولي در«خانه شعرجوان» و دومي در «لنگرود» و درانجمن هاي ادبي سنتي] «بهزاد خواجات» به تازگي از بند غزل رسته بود و به رهروان سنت «موج ناب» پيوسته بود. «علي باباچاهي » به «تلفيقي از شعر پنجاه و تصويرگرايي شعر شصت» رسيده بود و «ايرج ضيايي» هنوز در «موج سوم » تنفس مي كرد واز «شعر اشيا»اش خبري نبود. شاعراني كه بعدها به عنوان سرآمدان شعرهفتاد معرفي شدند، خود از آغازگران نبودند؛ اما مسعود جوزي از «شعري تجربي» آغاز كرده بود. خاستگاه او البته «رباعي و دوبيتي و مثنوي » بود كه خوب مي سرود. اوايل دهه شصت ، رباعيات او سرآمدان «شعرانقلاب» را مجذوب خود كرد درحالي كه آن هنگام ، بيش از پانزده سال نداشت.[اكثر واغلب شاعراني كه در دهه هفتاد موفق به تغيير فضاي شعري خود شدند از شعر كلاسيك بيرون زده بودند آيا شگفت انگيز نيست؟ به زعم من گسست در سنت ادبي شعرنو در دهه شصت، موجب بالندگي شعر و رجعت شاعران به خاستگاه اصلي آن شد.] موفق ترين شعرهاي جوزي طي سالهاي ۷۲تا۷۵ گفته شد. مجموعه «ما نبوديم» مي تواند سكوي پرش بسياري از شعرهاي موفق سالهاي بعد را [از شاعران هم دهه او ] مشخص كند. جوزي از نخستين كساني بود كه در دهه هفتاد به «تنوع در شكل روايي » اهميت داد و البته بسياري از اين شكل ها، بعدها از مجموعه هاي شاعران ديگر سردرآوردند! [جرم شاعر آن بود كه كتابش پس از همه آن «ديگران» منتشر شد اماتاريخ سرايش شعرها، به همراه انتشار تقريباً همزمان آنان در نشريات آن دوران، خود سندي است برعاريتي بودن آن شكل ها درشعر «آن شاعران»] جوزي دراين دوران به «فضاي شخصي » كمابيش مستقلي دست يافت اما نتوانست به «سبك شخصي » دست يابد. هيچگاه نمي توان يك پاراگراف يا مصراع را از شعر او برداشت و در شعري ديگر نهاد و بازشناخت. شگردها درشعرش، عموماً عاريتي از «شاملو» بود وصنايع متداول لفظي ومعنوي . [مگر شگردهاي «شاملو» به روز شده ي همان شگردها نبود؟] درشعرهاي او از «دواير كوچك روايي » خبري نيست و به همين دليل شعرهايش ، اغلب فاقد «بعد» متناسب با «ايده اصلي » و «شكل هاي روايي منحصر به فرد» اوست؛ زبان او ساده است اما نه آنقدر ساده [بخوانيد : پيراسته] كه نتوان آن را به گونه اي ديگر [يا لااقل موجزتر] اجرا كرد. جوزي را هنگامي مي توان دراوج ديد كه «شهود » ، بسامد بالايي داشته باشد. او شاعر «دعاي باران » است و به «سدسازي» علاقه اي ندارد! كتاب حاضر، درفصول مختلف خود، شاهدي بر روزهاي بي باران شاعراست كه «كشت سوخته» را در پي دارد. براي اين شاعر بايد كلاه را از سر برداشت يا …
* سه
«كلمه گره خورد / حس گره خورد / حوصله گره خورد / تو اگر نيامده بودي / به سرفه نمي افتادم / بي تو/ اين همه حرف / در گلويم / خفه مي ماند » ويژگي اصلي شعر جوزي ، براساس دو مؤلفه تعريف مي شود: «سادگي و عينيت» و «توصيف دقيق». توصيفات او اغلب متوجه «حالات» و «غليان ها» ي دروني است. در واقع، او قادر است به ياري توصيفات عيني ، تعلقات ذهني «شخصيت محوري روايت» را افشا كند. سفري كه او از «سوبژه » به «ابژه» آغاز مي كند پيش از آنكه مديون «شعركلاسيك نو»ي ايران باشد منبعث ا زسنتي است كه از بهترين هاي شعرخراساني آغاز و در سعدي ، به اوج خود رسيده است يعني تراشيدن زبان تا آنجا كه «رويداد شعري » از آن سربيرون آورد. درمواجهه با سعدي اغلب اين سؤال به ذهن مي رسد كه : «چه ساده! من هم مي توانستم اين طور بگويم؟» اما نمي توانيم. توانايي شاعراني همچون سعدي درآن است كه گاه يك جمله عادي را كه دركوچه و بازار، بارها تكلم شده در دل «ساختاري ويژه و منسجم » مي نهند و آن جمله ، به «مصراعي شگفت» بدل مي شود: «سرآن ندارد امشب، كه برآيد آفتابي / چه خيالها گذر كرد و گذر نكرد خوابي » مصراع نخست ، جمله اي است عادي ، بسيار عادي اما در پيوند با مصراع بعد [كه آن هم عادي است مگر آنگه «گذركردن خيالها» را به حساب يك كار ويژه شاعرانه بگذاريم!] و كل غزل، به جمله اي دريادماندني بدل مي شود. «فراموش كن / هم آن نيمكت را در باد و / هم باد را در رديف درختان و / هم رقص موهايت را در باد / هم آن برگها را كه از درختان در باد رها مي شدند و / هم آن نيمكت را ميان درختان و / هم تو را بر نيمكت / هم مرا. / فراموش كن / فراموش كن »
* چهار
« خروسها را بيدار كرده ايم / بس كه نخوابيده ام و نخوابيده اي و شب را نخوابانده ايم/ بس كه ماه و ستاره را بردرگاه / منتظر نشانده ايم/ حالا كه وقت رفتن شده / اقلاً / چيزي بگو! / پا مي شوم / ماه و ستاره پا شده اند/ شب به ساعتش نگاه مي كند / لطفاً چيزي بگو ! / خروسها در درنگ دو آواز / گوش خوابانده اند/ صدايي نيست / تا اين همه فضا را به صدا مبدل كني / ماه و ستاره منتظرند / شب نيز / چيزي بگو !»
آنچه مكانها و زمانها و وقايع شعر جوزي را مي سازد زندگي اوست. «فضاي شخصي » شعرهايش كه در محور عمودي قابل رديابي است منبعث از همين رويكرد است . اين شعرها قادرند بدل به «بيوگرافي » شاعر شوند. شايد شعرهاي اندك جوزي در پنج ساله اخير خود معلول چنين بازتابي است . شاعري كه زندگي شخصي اش را به مؤلفه اصلي شعرهايش بدل مي كند هنگامي كه اين زندگي از وقايع تازه تهي مي شود و به روزمرگي درمي غلتد، شعرش نيز دچار رخوت وسستي مي شود؛ علي الخصوص اگر فاقد «سبك شخصي » [متجلي درمصراع ها يا پاراگراف ها] باشد وهمچنين شگردهاي شخصي . «شكل هاي روايي نو» نيز قادر نيستند درنبود يك ايده قوي ، شگرد شخصي يا تعميم آن يا سبك شخصي شعر را نجات دهند؛ هنگامي مشكل دوچندان مي شود كه «شكل هاي روايي » نيز متأثر از همان زندگي باشند و رفته رفته آنها نيز افول كنند.
* پنج
چه مي توان كرد؟ خواننده ايراني متأثر از سنت روايي ما، هميشه به دنبال يك نتيجه گيري نهايي درپايان متن است؛بنابراين مي توان گفت كه شعرهاي «ما نبوديم » گرچه انتقادات بسياري را نسبت به چگونگي كار شاعر برآنها، مطرح مي كند اما مجموعه اي است كه مي توان بدون آشفتگي ذهن ، آن را تابه انتها خواند و لذت برد. امري كه به ندرت دراين روزگار اتفاق مي افتد.
|
|
|
|
|
ويترين كتاب
|
|
|
* قيافه ام كه خيلي مشكوك است / مجموعه شعر / علي باباچاهي / انتشارات راشين و نويد شيراز / ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰ نسخه / ۹۰۰۰ ريال.
دوازدهمين مجموعه شعر علي باباچاهي [متولد ۱۳۲۱] دنباله اي است بر شيوه جديد او در شعرهاي نيم دهه اخيرش؛ باباچاهي كه در دهه پنجاه به عنوان يكي از اميدهاي «شعر بومي گرايانه ايران» مطرح بود در اواسط دهه شصت به «دگرانديشي» در چارچوب شعرش دست زد و در اواسط دهه هفتاد اين «دگرانديشي» متأثر از پيشنهاهاي «نُرم شكنانه» دكتر براهني، بدل به تغيير رويكرد او نسبت به زبان و روايت شد. مجموعه اخير در انتهاي خود حاوي گزيده اي از گفت وگوهاي باباچاهي است.
* ببخشيد هواپيماهاي ما شهر شما را ويران كردند [نامه ها و اشعار بچه هاي دنيا، به پيرترين پدربزرگ دنيا] / نثر شاعرانه / هيوا مسيح / انتشارات قصيده سرا / ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰نسخه / ۷۰۰۰ريال
هيوا مسيح [محمد قاسم زاده ـ متولد ۱۳۴۴] تاكنون در حوزه هاي مختلف هنري فعال بوده است و حاصل، انتشار بيش از هشت مجلد كتاب شعر، نثر و تحقيق بوده است. كتاب حاضر تازه ترين كتاب اوست كه با اين سطور آغاز مي شود:«قرن ها پيش، روزهايي بود كه درختان، ريشه در آسمان داشتند. شب هايي بود كه ماه، تلخ بود. ديگر كسي او را زيبا نمي ديد. ماه زيبا نبود. ستاره ها هراسناك بودند، چون در همه جا جنگ بود.»
* رودخانه ي اشيا / مجموعه شعر / سيدمحمد آتشي / انتشارات نقش خورشيد/ ۱۳۸۱ / ۳۰۰۰ نسخه / ۷۵۰۰ ريال.
از سيدمحمدآتشي تاكنون يك مجموعه شعر [كاشي هاي ساده] و يك مجموعه نثر ادبي [يادهاي شعله ور] منتشر شده است. شعر «عبور» را از اين كتاب مي خوانيد:«از خيابان بهار / فروردين گذشت / ـ من نيز ـ / در ارديبهشت مكثي مي كنم / زنان فاخر / در رؤياهاي نيلوفرين / و مردان صورتي / با سايه هاي سنگين خود / تكرار مي شوند / با اين همه سبزي لبريز / دستها اما، پر از بهار نيامده است / و ما مدام / شلنگ انداز / عبور مي كنيم / از اين خيابان / تا آن خيابان … / و جفت ماهيان سرخ را / براي تنگ بلورمان مي خريم / و در پايانه هاي غم انگيز / مثل خاطره اي / به خرداد مي رسيم.»
* عشق ممنوعه / داستان / فيروزه نظري (بدري) نشر مدبر / ۱۳۸۱ / ۳۳۰۰ نسخه / ۱۷۵۰۰ ريال.
نخستين «داستان بلند» فيروزه نظري [متولد ۱۳۴۰] با اين سطور آغاز مي شود: «بهار خسته و گرمازده، مغلوب اصرار حضور زودهنگام تابستان، اشك شكست را از تتمه ابرها، فشرده چكاند و به اميد بازگشت و استقراري دوباره بار سفر بست. در پارك خلوت و رها شده از ظلمت شبانگاه، روي نيمكت نرده اي سبز تيره رنگ وزير تك چراغ روشن مهتابي، زن جواني چنبره زده اندوه و استيصال را مرور مي كرد. مأيوس و مردد راهكار بعيد مي جست. با آه سوزناك دمادم، حذف را مزه مزه مي كرد.»
|
|
|
|