|
جدال سعدي بامدعي بر سر خط موهوم آستارا ـ حسنقلي (۲)
در پيرامون نظام حقوقي درياي خزر
• نامه هاي مبادله شده ميان ايران و شوروي در فاصله سالهاي ۱۹۲۷ تا ۱۹۴۰ از موقعيت همتراز و حقوق متساوي طرفين حكايت داشته و خزر را به عنوان «درياي انحصاري ايران و شوروي» توصيف كرده است. همين وضعيت در عهدنامه ۱۹۴۰ به نحوي صريحتر بيان شده است
|
|
|
* رازگشايي از توافقهاي آرام ـ پگف
سخن كه به اينجا رسيد لازم مي دانيم درباره مذاكرات آرام ـ پگف كه ميرفندرسكي از آن به عنوان قرارداد محرمانه ۱۹۶۲ ياد كرده است توضيحات بيشتري بدهيم و حقيقت ماجرا را براي خوانندگان كنجكاو روشن گردانيم. اين مذاكرات برخلاف آنچه ميرفندرسكي مي خواهد وانمود كند منجر به عقد قراردادي نگرديده بلكه با صدور يك «يادداشت» در ۱۵ سپتامبر ۱۹۶۲ از سوي دولت ايران خاتمه يافته و در اسناد مربوط به آن هم هيچ جا ذكري از خط ادعايي «آستارا ـ حسنقلي» در ميان نيامده است. خوشبختانه گزارش كاملي از ماجرا و اسناد مذاكرات كه بالفعل در اختيار مركز اسناد مؤسسه مطالعات تاريخ معاصر ايران مي باشد در شماره ششم از سال سوم نشريه تاريخ معاصر ايران (سال ۱۳۷۷) چاپ كرده اند و ما با استفاده از آن، اطلاعات زير را در دسترس خوانندگان قرار مي دهيم.
پيمان بغداد كه در بالا از آن سخن رفت در ۲۴ فوريه ۱۹۵۵ به امضا رسيد. طرفهاي اوليه آن پيمان دوكشور تركيه و عراق بودند. انگلستان در ۳۰ مارس و پاكستان در ۲۳ سپتامبر ۱۹۵۵ به آن پيوستند. لايحه الحاق ايران به آن پيمان نيز در ۱۹ مهرماه ۱۳۳۴ به مجلس سنا داده شد و اين امر البته مايه ناخشنودي همسايه شمالي بود. مناسبات سياسي ميان ايران و شوروي كه بعد از كودتاي ۲۸ مرداد با امضاي موافقت نامه حل اختلافات مرزي ۱۳۳۳/۹/۱۱ و تحويل يازده تن طلاي ايران روبه گرمي گذاشته بود، بر اثر الحاق ايران به پيمان بغداد سخت دچار تشنج گرديد. آمريكا به حسب ظاهر در پيمان بغداد مشاركت نداشت، اما كشورهاي عضو پيمان در اجلاسيه لندن (مرداد ۱۳۳۷) تصميم گرفتند كه به صورت انفرادي با آمريكا قراردادهاي دفاعي دوجانبه امضا بكنند تا در صورتي كه يك كشور عضو پيمان مورد تجاوز قرار گيرد آمريكا به استناد آن قراردادها دست به مداخله نظامي بزند.قرارداد تدافعي ايران ـ آمريكا در ۱۴ اسفند ۱۳۳۷ در آنكارا به امضا رسيد.
در مقابله با اين جريان، شوروي نخست يادداشت شديداللحني در نهم آبان ۱۳۳۷ به ايران فرستاد كه جواب آن را دولت ايران در ۱۷ آبان ماه داد. در پاسخ ايران اعلام شده بود كه خاك اين كشور در هيچ حال مبدأ حمله و تجاوز به شوروي نخواهد شد و ايران خود را مختار مي داند كه بر وفق منشور ملل متحد در هر معاهده اي وارد شود.
در تاريخ ۷ دي ماه ۱۳۳۷ يادداشت ديگري از شوروي رسيد. شوروي دراين يادداشت اظهار تمايل كرده بود كه براي مطالعه در طرق بهبود روابط و تضمين امنيت منطقه، مذاكرات دوستانه اي در ميان دو طرف انجام شود و متعاقب آن طرح، موافقتنامه اي در هشت ماده به ايران تسليم شد. ايران نيز طرح متقابلي تهيه كرد كه در ۲۹ دي ماه به سفير شوروي تسليم شد.
براي مذاكره بيشتر و حصول يك توافق نهايي هيأتي از شوروي كه رياست آن را ولاديمير سيميانوف قائم مقام وزير امور خارجه آن كشور برعهده داشت، به تهران آمد و مذاكرات رسمي از دهم بهمن ماه آغاز شد. منظور اصلي ايران از پيشنهاد عهدنامه مودت و عدم تجاوز و همكاري با شوروي آن بود كه مواد ۵ و ۶ عهدنامه مودت ۱۹۲۱ از اعتبار ساقط گردد چه به موجب اين دو ماده اولاً دولت ايران متعهد شده بود كه در خاك خود از فعاليت تشكيلات و گروه هايي كه براي مبارزه با شوروي تشكيل شود ممانعت نمايد و ثانياً در صورتي كه كشور ثالثي بخواهد از ايران به شوروي حمله كند، شوروي حق داشت قشون خود را وارد خاك ايران كند و اقدامات نظامي را كه لازم مي داند براي دفاع از خود به عمل آورد. اما طرح تازه اي كه سيميانوف باخود آورده بود ذكري از آن دو ماده در ميان نمي آورد بلكه مؤكداً دو طرف را متعهد مي ساخت كه نه عملاً و نه رسماً در ائتلاف سياسي و يا موافقتهايي كه بر ضدامنيت طرف ديگر باشد شركت ننمايد و حق استفاده و احداث پايگاه هاي نظامي را در خاك خود به هيچ كشور ثالثي ندهند.
هيأت نمايندگي شوروي در جلسه ۱۴ بهمن كه در حضور شاه تشكيل شده بود اعلام كرد چون اعليحضرت « عقيده مند هستند اين ماده به استقلال كشور ايران زيان وارد مي كند دولت شوروي آماده بودن خود را براي لغو آن اعلام مي دارد» منتهي متقابلاً از دولت ايران مي خواهد كه «براي تأمين مرزهاي جنوبي شوروي تضمين داده شود». سيميانوف تصريح كرد به نظر شوروي گامي كه بايد در مقابله بااين حسن نيت شوروي برداشته شود «خروج ايران از پيمان بغداد خواهد بود».
در مرحله بعد (۱۷بهمن) كه مذاكرات همچنان در حضور شاه تعقيب مي شد، سيميانوف اطلاع داد كه دولت شوروي حاضر است دو ماده ۵ و ۶ قرارداد ۱۹۲۱ را لغو كند و طرح پيشنهادي ايران را به همان صورت كه هست بپذيرد و اصراري هم در خروج ايران از پيمان بغداد ندارد مشروط بر اينكه دولت ايران تعهد نمايد كه موافقتنامه دو جانبه همكاري با آمريكا امضا نشود.
در مذاكراتي كه چند روز بعد (۲۱ بهمن) ادامه يافت بگومگو در اين باب به مجادلاتي تند و پرتب و تاب ميان وزير خار جه ايران، حكمت و سيميانوف انجاميد. سيميانوف طرح ايران براي مذاكره با شوروي را يك «بازي» خواند و گفت: «دولت ايران و خود شاهنشاه نسبت به شوروي يك روش دورويي وعدم صميميت را اجرا مي كنند و البته نتايج شوم اين موضوع در وهله اول متوجه خود ايران خواهد شد. دولت شاهنشاهي اكنون از انعقاد قرارداد عدم تجاوز با دولت شوروي صرفنظر مي كند و... تصميم دارد موافقتنامه نظامي را با آمريكا امضا كند».بامداد آن جلسه پرتشنج شبانه، سيميانوف تهران را ترك گفت و چنانكه آورده ايم ايران اندك زماني بعد پيمان نظامي با آمريكا را امضا كرد (۱۴ اسفند ۱۳۳۷) و آنگاه علي اصغر حكمت جاي خود را در وزارت خارجه به جلال عبده داد (خرداد ۱۳۳۸).اما وزارت خار جه عبده ديري نپاييد و در مرداد ۱۳۳۸ غلامعباس آرام جاي او را گرفت. اندك زماني پس از اين جابه جايي ها خروشچف در دهم شهريور ۱۳۳۸ در ملاقات با سفير كبير ايران با تلخي زياد از روابط ايران و شوروي ياد كرد، شاه و دولت را به بادسرزنش گرفت و از جمله چنين گفت: «صريح مي گوييم كه اگر وضع بدين منوال ادامه پيدا كند ما ناچار خواهيم بود كه از حقي كه طبق قرارداد ۱۹۲۱ داريم استفاده كنيم. زيرا اين مسأله براي ما حياتي است و ما نمي توانيم آن را سرسري بگيريم».
هشدار خروشچف تهران را به فكر انداخت. درست است كه ايران با آمريكا پيمان دفاعي داشت و درصورتي كه مورد تجاوز قرار مي گرفت مي توانست از نيروهاي نظامي آمريكا استمداد كند اما اين احتمال هم وجود داشت كه مداخله شوروي ناگهاني و برق آسا باشد، چنانكه تهران يك شب بخوابد و فردا صبح دولت دست نشانده شوروي بر سر كار بيايد. اين بو دكه دكتر اقبال كه نخست وزير بود در ۲۱ شهريور جريان امر را با سفير آمريكا در ميان نهاد و از او خواست تا مخصوصاً تهديد خروشچف را براي استفاده از قرارداد ۱۹۲۱ به اطلاع دولت خود برساند.
چند روز ديگر، در سوم مهر ماه ۱۳۳۸ نسخه اختيارنامه اي به سفارت خانه هاي ايران در واشنگتن و پاريس فرستاده شد تا هرگاه تجاوزي «به طور ناگهاني و سريع انجام شود، بطوري كه دولت قانوني در اندك زماني از ميان برود» سفارت ايران «بدون آنكه احتياج به كسب دستور از مركز باشد و يا در انتظار وصول اوامر، فرصت مناسب از دست برود... دخالت فوري نيروهاي نظامي كشورهاي متحد آمريكا را براي دفاع از حقوق و تماميت و استقلال ايران» خواستار شود. اين اختيار نامه مي بايستي در محل مطمئني به طور كاملاً سري نگهداري شود و هر سفير كه مأموريت او خاتمه مي يابد، بايد رسماً آنرا به سفير بعدي تحويل دهد.
تهران طبعاً نمي توانست تهديد صريح و بي پرده خروشچف را ناديده بگيرد. گذشته از اين اقدام پيشگيرانه و فرستادن اختيارنامه استمداد از آمريكا به سفارتخانه هايي در خارج ايران، تدابير ديگري نيز براي آرام كرد و فرونشانيدن خشم سران كرملين مي بايستي به عمل مي آمد. دل مشغولي شديد ايران در اين باب تا چند ماه ديگر ادامه مي يابد. ظاهراً شوروي ديگر حاضر نبود كه به اطمينان دادنهاي شفاهي مقامات ايراني بسنده كند و مي خواست تا «مطالبي كه كراراً رسماً گفته شده روي كاغذ بيايد».
در ۱۷ تيرماه ۱۳۳۹ وزير خارجه ايران به يك مؤسسه حقوقي در آمريكا مراجعه مي كند و از آن مؤسسه مي خواهد تا با توجه به مفادقرارداد ايران و آمريكا، امكان تعهد يكجانبه اي را از سوي ايران در برابر شوروي مورد مطالبه قرار دهد. مضمون تعهدي كه ايران در نظر داشت اين بود كه «عليه شوروي وسيله تجاوز قرار نخواهد گرفت و پايگاه و انواع موشك به دولت خارجي نخواهد داد». وزير تأكيد داشت: «مطالعه از اين لحاظ باشد كه با درنظر گرفتن حداكثر سوء نيت شوروي هرگاه چنين سندي ايران به شوروي بدهد چه مضاري براي ايران خواهد داشت و چه سوء تعبيرهايي ممكن است از آن بكند؟».
پاسخ مؤسسه حقوقي آمريكا هر چه بود، اين قدر مسلم است كه ايران تعهد يكجانبه مورد نظر را تقريباً دو سال بعديعـني در ۱۳۴۱/۶/۲۴ مطابق با ۱۵ سپتامبر ۱۹۶۲امضا كرد. متن يادداشتي كه دراين باره به سفارت شوروي فرستاده شد به شر ح زير بود:
يادداشت وزارت امور خارجه شاهنشاهي با اظهار تعارفات به سفارت كبراي اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي ، پيرو مذاكرات قبلي لازم مي داند به اطلاع آن سفارت كبري برساند كه دولت شاهنشاهي براي اعلام حسن نيت خود و تشييد مباني دوستي دو كشور مايل است به وسيله اين يادداشت به دولت اتحاد جماهير شوروي سوسياليستي اطمينان بدهد كه به هيچ كشور خارجي حق داشتن پايگاه هاي هرنوع موشك در خاك ايران نخواهد داد. موقع را مغتنم شمرده احترامات فائقه را تجديد مي نمايد. «آرام»
در پايان اين گزارش يك بار ديگر تكرار مي كنيم كه در صورت جلسه هاي مربوط به اين مذاكرات چند ساله كه به صدور يادداشت بالا انجاميد، سخن از تقسيم درياي خزر يا خط حسنقلي ـ آستارا در ميان نبوده است.
* ضوابط تقسيم عادلانه دريا
در سخنراني مورد اشاره نويسنده، اين نكته تأكيد شده بود كه «افراز بحر خزر و تقسيم آن به مناطق ملي، اين اشكال را دارد كه منابع نفتي به صورت يكسان در سرتاسر زيربستر دريا گسترده نيست. يعني ساختمانهاي زيرزميني محتوي نفت و گاز در قسمتهاي معيني از دريا وجود دارد و چنين نيست كه در هر جاي دريا حفاري صورت بگيرد، به كشف ميدان نفتي منتهي شود». بنابراين چنانچه توافق همگاني پنج كشور ساحلي بر تقسيم دريا به مناطق ملي باشد، ضوابط منطقي زير بايد به عنوان ملاك عمل پذيرفته شود:
الف) ضابطه تساوي حقوق (equality) ميان ايران از يكطرف و كشورهاي ديگر كه جايگزين اتحاد جماهير شوروي در ساحل دريا شده اند از طرف ديگر.
ب) ضابطه منصفانه(equitable) و متناسب (proportional) بودن سهام كشورهاي ذي نفع.
اصل تساوي چنانكه در بخش اول اين مقاله آمده مبتني بر سوابق تاريخي است كه به موجب معاهدات ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ ايران و شوروي تثبيت گرديده و ضابطه منصفانه بودن و متناسب بودن نيز يك ضابطه عقلايي است كه به موجب مقررات مقاوله نامه حقوق درياها و آراي ديوان دادگستري بين المللي در تقسيمات مربوط به فلات قاره هاي مشترك مورد تأكيد قرار گرفته است.
محمدعلي موحد
۱/The Caspian Region at a Crossroad Ed. Amirahmadi, Hoosshang Mac Millan 2000.
.۲ اين خليج كه اكنون خشك شده، مصب رودخانه اترك بوده و نام آن به هر دو صورت حسينقلي و حسنقلي ضبط شده است (ر.ك.دايرة المعارف مصاحب).
.۳ لايحه الحاق ايران به پيمان دفاعي تركيه و عراق (معروف به پيمان بغداد) مشتمل بر ۸ ماده در ۱۹ مهر ماده ۱۳۳۴ به مجلس سنا داده شد و اعتراض دولت شوروي را در پي داشت.
۴/"In the process of a chaining deplomatic notes on these topics, they also apparently validated the Astara-Hassangoli line as the Soviet-Iranian boundary in the Caspian" P.169.
۵/"As a matter of historical record, the text of the agreement remains unpublished as of this writing in September 2000. In sighting by some is a matter of personal eyewitness testimony, but any statement as to its contents, including any reference to the Astra-Hassangoli line, remains as hearsay.P.169.
|