|
استراو؛ ديپلماسي از نوع انگليسي
• درحالي كه مردم انگليس، جك استراو رافردي توانا توصيف مي نمايند برخي ناظران سياسي او را از جمله وزراي ضعيف كابينه بلر مي دانند و ديپلمات هاي قديمي تر لندن نيز او را در اندازه هاي سياستهاي پيچيده بلر ارزيابي نمي كنند
|
|
|
بريتانياي كبير، قدرت حاكم صنعتي و دريايي قرن نوزدهم، نقش بسزايي در توسعه دموكراسي پارلماني و پيشرفت ادبيات و علوم داشته است. امپراتوري انگلستان در بالاترين نطقه اوجش. يك چهارم كره زمين را تحت سيطره خود داشت. نيمه اول قرن بيستم، سالهاي تضعيف قدرت انگلستان در دو جنگ جهاني و نيمه دوم اين قرن، روزهاي افول امپراتوري در اين كشور و بازسازي مجدد آن به عنوان كشوري مدرن و يكي از اعضاي مهم اروپا بود. انگلستان ـ به عنوان يكي از پنج عضو دائمي سازمان ملل متحد و يكي از بنيانگذاران ناتو ـ سياست خارجي اش را براساس نگاهي جهاني به مسائل طراحي مي كند. اين كشور با بيش از ۵۹ ميليون نفر جمعيت اكنون درحال بررسي انضمامش به كل قاره اروپاست، ضمن اينكه به عنوان يكي از اعضاي اتحاديه اروپا، در سال ۱۹۹۹ مجالس منطقه اي را با قدرتهاي متفاوتي در اسكاتلند، ولز و ايرلند شمالي ايجاد نمود.
رهبر حزب اكثريت مجلس عوام در بريتانيا، نخست وزير مي شود و اعضاي هيأت دولت را مشخص مي كند. در انگلستان نيز مانند اكثر كشورهاي جهان، چهار وزير دفاع، كشور، دارايي و امور خارجه، مهمترين اعضاي كابينه هستند.
* سياستمداري زير باران
جك استراو در سال ۱۹۴۶ به دنيا آمد. پدرش كارمند اداره بيمه ومادرش، معلم بود؛ از زماني كه آنها از هم جدا شده اند، جك به ندرت در مورد آنها سخن گفته است. پدربزرگش، از اعضاي حزب كارگر، درمبارزات كشاورزان شركت مي جست. جك جوان در سيزده سالگي به حزب كارگر پيوست. وي در مورد عضويتش در حزب كارگر مي گويد:«در انتخابات ،۱۹۵۹ من يك بعد ازظهر تمام در زير باران جزوات سخنراني انتخاباتي را بين مردم پخش مي كردم وكا ملاً خيس شده بودم. وقتي به خانه برگشتم، يكي از آنها را خواندم و با خود انديشيدم راه بهتري براي كمك به حزب كارگر وجود دارد؛ مي خواستم عضو پارلمان شوم».
در ۱۹۶۹ در رشته حقوق از دانشگاه ليدز فارغ التحصيل شد و توانست رهبر چپگراي «اتحاديه ملي دانشجويان» در فضاي ناآرام دانشگاه هاي انگلستان در آن زمان شود. استراو متوجه شد كه «سياستمداري اجرايي» است و تمايل فراواني به حضور در صحنه سياست دارد. در ،۱۹۷۴ مشاور ويژه باربارا اكسل، وزير خدمات اجتماعي شد و در ۱۹۷۹ توانست نماينده منطقه بلك برن در پارلمان شود. در ۱۹۹۷ و به دنبال پيروزي حزب كارگر، ازجانب گروههاي مخالف اتهامات فراواني را نسبت به او وخانواده اش مطرح كردند. هنگامي كه مشخص شد پسر ۱۷ ساله استراو در زمان مبارزه او با جنايات جوانان، مقداري دانه خشخاش به يك خبرنگار فروخته است، وي فرزندش را به اداره پليس برد تا با جرم او برخورد قانوني صورت گيرد. هرچند جك استراو، خود را به مثابه پدري متعصب كه براي موفقيت فرزندش هركاري مي كند، مطرح كرد اما از سوي ديگر، كوشيد تا اتهاماتي را كه به او زده مي شد، برطرف كند.
* رابطه ويژه با آمريكا
جك استراو معتقد به «رابطه ويژه» ايالات متحده و انگلستان است. استراو ضمن مهم دانستن اين رابطه براي پادشاهي بريتانيا، مفهوم گسترده تري از آن استنباط مي كند. او مي گويد:«رابطه ما با ايالات متحده تنها بخشي از سياست خارجي ما نيست. بيش از ميليون ها شغل در هر دو كشور بستگي به سرمايه گذاري كشور مقابل [آمريكا يا انگلستان] دارد و هردو كشور بزرگترين سرمايه گذاري ها را در كشور يكديگر انجام داده اند. بنابر اين مردم دو كشور در زمينه هاي پوشاك، غذا، تجارت وحتي سينما و تئاتر از كشور ديگر در آن سوي آتلانتيك هستند». استراو گسترش آمريكا «به آن سوي آتلانتيك» را مختص انگلستان نمي داند. وي همچنين مي كوشد تا اختلافات نظري بين ايالات متحده و ديگر كشورهاي اروپايي را پنهان كند. به عقيده وي: «همكارانم از فرانسه، آلمان، ايتاليا و اسپانيا نيز مي توانند از روابط نزديك بين ملت هايشان با اين كشور عظيم [آمريكا] سخن بگويند».
استراو با اشاره به رابطه فرهنگي ايالات متحده و اروپا پس از ۱۱ سپتامبر، اروپا را در درد و رنج ايالات متحده«شريك» مي داند و خواستار ايجاد سياستهاي امنيتي بين شرق و غرب آتلانتيك مي شود.
* حامي جنگ ستارگان
بعد از سخنراني استراو در لندن درخصوص سپر موشكي دفاعي آمريكا كه به «فرزند جنگ ستارگان» معروف است، انگلستان يكي از حاميان عمده اين طرح شد. مخالفان اين طرح نگرانند كه تعادل نظامي جهان در سطح كلان برهم خورده وروسيه و چين مضطرب شوند، هرچند كه اين طرح مي تواند ايالات متحده را محافظت نمايد. استراو معتقد است: «اين طرح (سپر موشكي) مي تواند غرب را در برابر كشورهايي كه در پي دستيابي به موشكهاي دوربرد هستند، محافظت نمايد». طرح توسعه دفاعي موشكي ـ ملي توانايي رديابي و نابودي موشكهاي بالستيك واردشده به آمريكا را دارد، اما بستگي به سيستم اخطار اوليه اي دارد كه در پايگاه هاي دو كشور انگلستان و يونان مستقر است. تحليل گر شبكه انگليسي بي.بي.سي مي گويد:«سخنراني استراو همانند پاكسازي نقش انگلستان درا ين طرح است و اين طرح مي تواند انگلستان را به هدفي بالقوه تبديل كند». جالب توجه است كه وزير دفاع انگلستان نيز از اين طرح انتقاد كرده است.
* زير سايه واشنگتن
استراو نياز به اتحاد بيشتر بين آمريكا و اروپا را ضروري ترين اصل نسبت به گذشته مي داند. وي سابقه همكاري ايالات متحده و قاره سبز را درمقابله با كمونيسم و فاشيسم را يادآوري مي كند و مي گويد: «اما اكنون اين اتحاد بايد بيشتر باشد، زيرا دشمن نامرئي است». استراو با اشاره به تفاوتهاي موجود بين آمريكا و اروپا، در عين حال، اين دو قاره را در دفاع مشترك از آزادي، همسان مي بيند. استراو ضمن پذيرش برخي اختلافات بين اروپا و آمريكا، خود محوري ايالات متحده را از جمله موارد انتقاد كشورهاي اروپايي ذكر مي كند. برخي صاحبنظران و تحليلگران اروپايي معتقدند، «آمريكا فقط مي تواند با يك كشور قاره اروپا مقايسه شود». به عقيده اين تحليلگران يكسان پنداري امريكا با كل قاره اروپا نادرست است. اما استراو نظر ديگري دارد و مي گويد: جمعيت آمريكا مساوي با جمعيت پنج كشور بزرگ اتحاديه اروپا است.
آمريكا معتقد است بزرگترين دموكراسي را در جهان داراست و استراو، دموكراسي آمريكا را گسترده ترين دموكراسي در جهان ارزيابي مي كند. نظري كه به ديدگاه آمريكا نزديك است، البته ديدگاه غالب در اروپا براين باور است كه آمريكا متولدشده اروپاست. به علاوه استراو مي افزايد: «سرمايه گذاري آمريكا در سراسر اروپا از سرمايه گذاري هر كشور واحد اروپايي در آمريكا بيشتر است».
* پيگير مذاكرات شديد
اختلافات انگلستان باكشورهاي اروپايي، از نظر استراو بسيار است. از جمله مهمترين موارد اختلاف مي توان به بحث درمورد انرژي و گوشت گاو با فرانسه، نقش مناسب بازار آزاد و سرمايه گذاري با آلمان و گسترش آژانس هاي اروپايي با ايتاليا اشاره كرد.
اين درحالي است كه تغييرات آب وهوا و عدم امضاي پيمان كيوتو، تجارت فولاد، آينده كنترل بين المللي كنسوانسيون سلاحهاي بيولوژيكي و دادگاه جنايتكاران بين المللي، از جمله موارد اختلاف ميان اروپا و آمريكاست.
از نظر استراو، رد تمديد دوره حضور نيروهاي حافظ صلح در بوسني توسط آمريكا در ۱۰ تيرماه جاري و درست پيش از آغاز به كار دادگاه جنايي بين المللي، نمي تواند رابطه لندن ـ واشنگتن را دستخوش تغيير كند. آمريكا معتقد است با عدم حضور در صف كشورهاي حامي دادگاه بين المللي جنايت جنگي سربازانش مورد خطاب اين دادگاه قرار نخواهندگرفت. استراو عدم توافق آمريكا را مسأله اي «بسيار جدي» ارزيابي مي كند اما در عين حال خاطرنشان مي كند، نماينده آمريكا در سازمان ملل متحد گفته است، ما به برقراري صلح و ثبات در منطقه بالكان و ديگر نقاط جهان ادامه خواهيم داد. استراو در اين خصوص به «مذاكرات شديد» خود با كالين پاول اشاره مي كند.
* در ادامه آتلانتيك
هرچند استراو خوب مي داند بيش از يك دهه است كه با فروپاشي اتحاد جماهير شوروي، اروپا ديگر نيازي به حمايت آمريكا ندارد و اينك، بيشتر امنيت داخلي اتحاديه اروپامطرح است اما در عين حال با اشاره به ديدار روزولت و چرچيل و امضاي قرارداد معروف به آتلانتيك در ۱۹۴۱ نياز به همكاري با آمريكا را با توجه به منابع مالي، اشتياق سياسي و حفظ ارزشهاي فرهنگي مشترك، ضروري مي داند.
استراو حفظ امنيت جهاني و همكاري ايالات متحده و اروپا را ـ بدون آنكه مانند بوش، نامي از ايران به ميان آورد ـ ضرورتي در قبال «كشورهاي غيردموكراتيك همانند كره شمالي و عراق»، توصيف مي كند.
از نظر وزير خارجه انگلستان، رعايت مسائل حقوق بشر، مبارزه با فقر، اجراي عدالت و پيشگيري و از بين بردن درگيريها، بحرانهاي آينده جهان هستند. استراو راه حل خودش رانيز ارائه داده است: «با كوچك كردن و از بين بردن مرزها ما مي توانيم در كنار هم، درگيريها، تروريسم و خشونت رامتوقف كنيم، همچنان كه اين كار را در افغانستان و در كنار آمريكا انجام داديم.»
* عرفات، قصه بي پايان
استراو ضمن ابزار همدردي با شهروندان اسرائيل، خواستار بازسازي مناطق اسرائيل و فلسطين و آغاز مجدد مذاكرات صلحي شده كه كالين پاول، همتاي آمريكايي اش آن را آغاز نموده است. استراو در خصوص حملات شهادت طلبانه، مي گويد: «مردم انگلستان آنقدر كه مردم اسرائيل رنج برده اند، سختي نكشيده اند.»
استراو، ياسر عرفات را رهبر مقامات فلسطيني مي داند. وي به تئوري عبور از عرفات اعتقاد ندارد و گذر از عرفات را باعث پيچيده تر شدن بحران كنوني در خاورميانه مي داند. وي تأكيد مي كند: «ما رهبران را انتخاب نمي كنيم، ما با آنها كنار مي آييم.» استراو نظريه عدم همكاري آمريكا با اروپا را در حل بحران خاورميانه نمي پذيرد وخاطرنشان مي كند: «براي حل بحران خاورميانه و پيشرفت فرآيند صلح، بايد با آمريكا همكاري نماييم.»
وي دوهفته پيش و در گفت وگويي با بي بي سي، اظهار داشت: «ياسر عرفات همه را مأيوس كرده است؛ مشكل اين است كه نه تنها مقامات اسرائيلي و آمريكايي، بلكه تمامي وزراي خارجه اي كه با آنها صحبت كرده ام، همين را مي گويند.» اين اظهار نظر استراو همان روزي منعكس شد كه ارتش اسرائيل عكسي را از يك نوزاد فلسطيني در لباس نظامي حماس و آماده براي حملات شهادت طلبانه منتشر ساخت. وي همچنين در خصوص اظهارات اخير بوش درمورد ايجاد كشور فلسطين به شرط كناره گيري عرفات، گفته است: «اين سخنان مي تواند تأثيرات مثبتي در فرآيند صلح داشته باشد. رئيس جمهور بوش در حقيقت خلأ موجود را با ايجاد اميد پر كرده.» استراو مجدداً گفت وگو و مذاكره را راه رسيدن به صلح و آرامش در منطقه ارزيابي كرد. اگرچه استراو اعلام كرده است كه در مورد فلسطين با پاول اختلافاتي ندارد اما به نظر مي رسد كه تفاوت رويكردها محسوس است؛ پاول به تازگي اعلام كرد: «آمريكا ديگر رابطه اي باعرفات ندارد.» اما لندن به رغم انتقادات مكررش از عرفات هنوز با او روابطي دارد.
* ناتو؛ مركز ثقل همكاريها
بعداز فروپاشي ديوار برلين، كم نبودند تحليلگراني كه اعتقاد داشتند با پايان جنگ سرد، ناتو ديگر ادامه حيات نخواهد داد. اينك اما، استراو معتقداست، ناتو هنوز هم در امنيت جهان نقش دارد: «اگرچه ناتو در افغانستان به صورت كامل وارد عمل نشد، اما به نظر مي رسد كه اين عمليات از جانب ناتو انجام گرفته است»؛ «اروپاييان در مورد اين عمليات با آمريكا در ناتو برنامه ريزي كردند و به توافق رسيدند.»
به عقيده استراو: «ناتو وسيله اصلي و نشانه عمده همكاري نظامي اروپا با آمريكا است.» ضمن اينكه: «مشاركت ناتو در صلح و همكاري با كشورهاي جديد بعداز دوران كمونيسم، بخشهاي امنيتي آن كشورها را كاملاً متحول نمود و به آنها كمك كرد تا به سوي دموكراسي و مشاركت در بازارهاي آزاد گام بردارند و تغيير سيستم دهند.» مجارستان، جمهوري چك و لهستان به ناتو پيوسته اند و كشورهاي ديگري نيز احتمالاً دعوت خواهند شد كه روسيه عمده ترين و تازه ترين آنها ست . استراو بر اين باور است كه: «نبايد تمامي وزن همكاري اروپا و ايالات متحده بر دوش ناتو باشد و بهتر است روابط اروپا ـ آمريكا در عرصه هاي بيشتري شكل گيرد.»
* جنگ تمام مدنيت؟!
در حادثه يازدهم سپتامبر و رويدادهاي بعد از آن، توني بلر همپاي بوش، مي كوشيد تا بر تعداد ائتلاف كنندگان جنگ بيفزايد و هرگز به فكر «ائتلاف براي صلح» نباشد. استراو در ديدارش از «منطقه صفر» به همراه همسرش آن را «جهنم مدرن» و جنگ عليه تروريسم را «جنگ تمام مدنيت در برابر تروريسم» و حملات يازدهم سپتامبر را «پايان مدنيت» لقب داد. استراو در قندهار و درحالي كه از نيروهاي سلطنتي انگلستان ديدار مي كرد، گفت: «جنگ عليه تروريسم در صورت نياز در كشورهاي ديگر نيز ادامه خواهد يافت.» البته در ژانويه۲۰۰۲ استراو كه بن لادن را هيتلر ناميده بود، خواستار اعمال رفتار انساني با ۱۱۰اسير طرفدار طالبان و القاعده ـ كه در پايگاه نظامي آمريكا (گوانتانامو) اسير بودند ـ شد. همان زمان عكسهايي از بدرفتاري با زندانيان منتشر شد؛ لندن در مورد چگونگي تهيه عكسها از واشنگتن پرسش كرد، اما مقامات مختلف آمريكايي كاملاً آن را رد كردند.
* دموكراسي بيشتر در اروپا
اوايل سال جاري ميلادي استراو خواستار ايجاد نظام نامه كتبي براي اتحاديه اروپا شد. او گفت، با اين عمل، اتحاديه اروپا شفاف تر عمل خواهد كرد. در پيشنهاد جك استراو ـ كه از جمله مهمترين سخنراني هاي او تلقي مي شود ـ تقويت شوراي وزراي خارجه اروپا، جمع آوري سياستمداران نخبه از كشورهاي عضو و ايجاد حقوق جديد شهروندان ازجانب كميسيون اروپا، ذكر شده است. استراو توضيح مي دهد: «ما خواستار ساده سازي قوانين هستيم.» سخنراني استراو بر نقش كنوانسيون جديدي در مورد آينده اروپا متمركز شده بود. اهداف جديد آنچنان كه او معتقد است، باعث ايجاد «تصميم گيري بهتر و دموكراسي بيشتر» خواهد شد. ضمناً استراو يكي از طرفداران توقف مهاجرت به اروپا است و از كشورهاي ديگر اروپا نيز خواسته است كه از اين روند، ممانعت كنند.
* وزير ضعيف ياقوي؟
عجيب ترين تغيير در دور دوم نخست وزيري توني بلر، جابه جايي رابين كوك باجك استراو بود. تحليلگران احتمال دادند جابه جايي رابين كوك نشانه اي از «خط مشي اخلاقي در سياست خارجي» وعده داده شده از جانب حزب كارگر باشد. انتخاب جك استراو قطعاً بر تصميمات توني بلر در انظار عمومي انگلستان و در مورد اتحاديه اروپا و يورو تأثير داشت. مردم انگلستان، صرف نظر از استراتژي مورد نظر در هسته حكومت، استراو را بسيار توانا مي دانستند. در حالي كه استراو در زمان تصدي وزارت كشور، همواره در مورد جنايت و دلايل آن هشدار مي داد. با عدم استراداد ژنرال آگوستينو پينوشه به اتهام شكنجه و نقض حقوق بشر به دستگاه قضايي اسپانيا تصميمي مهم اتخاذ كرد؛ استراو اجازه داد پينوشه به شيلي بازگردد.
برخي از ناظران سياسي استراو را يكي از ضعيف ترين چهار وزير عمده كابينه دوم بلر مي دانند. برخي ديگر معتقدند، استراو هيچ تجربه عملي در زمينه امور بين الملل در ۲۱سال دوران حضورش در پارلمان نداشته است و اين همه در حالي است كه ديپلماتهاي قديمي تر لندن او را در اندازه هاي سياستهاي پيچيده نخست وزيري توني بلر نمي دانند.
|