|
|
|
|
|
|
|
ايرانيان؛ پاسخ كارشناسان امور كنسولي وزارت امورخارجه به مشكلات ايرانيان
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
اخبار عجيب
بخوانيد و ياد نگيريد!
مرد هشتاد ساله اي در ژاپن كه در حال خوردن يك نوع مخصوصي ماكاروني سنتي بود، ناگهان به سرفه افتاد و محتويات دهانش در گلويش گير كرد. همسر هفتادوپنج ساله اوابتدا به پليس تلفن كرد و سپس نااميد از تمام تلاش ها، لوله جاروبرقي را در دهان او فرو برد و جاروبرقي را روشن كرد. جريان قوي مكنده هوا باعث شد غذاي گلوله شده از گلوي پيرمرد بيرون آيد واو از خفگي نجات پيدا كنداما در هر حال او به مدت ۲ ماه به علت ضايعات ريوي در بيمارستان بستري شد.
شكايت دزد پررو
يك دزد پر رو و پرمدعا در آمريكا در شلوغترين ساعت كاري روزانه وارد يك فروشگاه زنجيره اي بزرگ شد وتصميم گرفت محتويات صندوق يك قسمت از فروشگاه را در بخش دور افتاده اي از فروشگاه قرار داشت سرقت كند. از خوش شانسي اودرست همين موقع متصدي صندوق براي انجام كاري براي چند لحظه صندوق را ترك كرد.دزد ناشي كه وقت را تنگ مي ديد سيم هاي متصل به صندوق را قطع كرده و صندوق را در پشت خود گذاشت و به سوي خروجي منتهي به انبار براه افتاد. اما صندوق سنگين تر از آن بود كه او بتواند محل را ترك كند وناگهان دزد در ناحيه كمر خود درد شديدي احساس كرد وتقريباً از شدت درد فلج شد. او پس از انتقال به بيمارستان عليه صاحبان فروشگاه يك ادعاي خسارت پنجاه هزار دلاري تسليم دادگاه كرد. او مدعي بود كه صاحبان فروشگاه به خاطر كندن كاغذي كه روي آن وزن صندوق نوشته شده بود مقصر هستند زيرا اين كار باعث ابتلاي او به كمردردهاي هميشگي و شديد شده بود.
يادداشت خطرناك
مردي در انگلستان وارد بانك شد و يكراست به طرف صندوقدار رفت و يادداشتي به او داد. صندوقدار به اين علت كه مرد نوبت را رعايت نكرده بود به او اعتراض كرد و به اودستور داد تا رسيدن نوبت خود منتظر بماند. زماني كه نوبت مرد رسيدوعاقبت صندوقدار يادداشت او را باز كرد،جملات زير را در آن مشاهده كرد: «اين يك سرقت است. تمام پولهاي صندوق را به من بده . من مسلح هستم. من اگر عصباني شوم، بسيار خطرناك خواهم بود قربان شما. آندره مارشان».
شليك ممنوع
در ايالت كاليفرنياي آمريكا قوانين عجيبي وضع كرده اند از جمله اينكه هيچ خودروي فاقد راننده مجاز نيست با سرعت بيش از ۶۰ مايل در ساعت حركت كند ونيز : شليك كردن به هدف متحرك به هر دليل ممنوع است مگر آنكه آن هدف متحرك يك نهنگ باشد.
قاتل پرندگان
يك راننده كاميون در اسپانيا ركورد تصادف با پرندگان را به نام خود ثبت كرد. او در حال رانندگي با سرعت بالا در كنار يك درياچه بود كه ناگهان دو پرنده همزمان به شيشه جلوي او برخورد كرده و بر روي زمين افتادند. از فريادهاي وحشت اين دو پرنده، دوستان آنها نيز وحشتزده شدند ودر دسته هاي چندتايي خود را به ماشين قاتل كوبيدند. نتيجه آنكه ۳۶ پرنده در كمتر از نيم ساعت تلف شدند.
رانندگي برعكس در بزرگراه
يك زنداني فراري نروژي، حدود ۹ كيلومتر درجاده برعكس رانندگي كرد.
اين زن كه حدوداً ۷۰ ساله است، حدود ۹ كيلومتر در بزرگراه برعكس همه اتومبيل ها رانندگي كرد. رانندگان ديگر به پليس اطلاع دادند و پليس وي را دستگير و خودرو و گواهينامه اش را توقيف كرد.
مردي كه خرس را در آغوش كشيد
يك مرد ۷۶ ساله ژاپني كه مورد حمله خرسي قرار گرفته بود، با بغل كردن خرس نجات يافت.
«نوبورو تويوشيما» كوهنوردي مي كرد كه با يك خرس مادر و توله اش روبه رو شد.
زماني كه خرس مادر به او نزديك شد، تويوشيما بخاطر آورد كه زماني دوستي به او گفته بود خرس ها زماني كه كسي آنان را محكم چسبيده باشد، نمي توانند به راحتي حركت كنند.
تويوشيما به سوي خرس هجوم برد وقبل از اينكه خرس عكس العملي نشان دهد، او را در آغوش گرفت. آنان ۱۰ متر پايين يك تپه سقوط كردند. پزشكان معتقدند وي بايد ۵ روز را در بيمارستان بگذراند.
تويوشيما درباره اين حادثه مي گويد: تصور مي كردم كشته خواهم شد. از اينكه زنده هستم، خوشحالم.
جمجمه ۲۰۰ ساله
يك كلكسيونر انگليسي صدف، به هنگام كندن زمين براي صدف، اسكلت جمجمه اي ۲۰۰ ساله پيدا كرد.
به نظر مي رسد اين اسكلت متعلق به ملواني باشد كه در يك كشتي غرق شده، جان سپرده است.
«ديويد وارد» سخنگوي پليس گفت اين اسكلت توسط باستان شناسان بررسي خواهد شد.
كارت پستال تهديد آميز!
يك پسر ۱۲ ساله انگليسي، روز تولدش كارت پستال تهديد آميزي دريافت كرد.
«الكساندر فاولر» كارت پستالي با اين مضمون دريافت كرد: «تو را خواهم كشت!»
مادر وي كه براي الكساندر جشن تولدي ترتيب داده بود گفت: همه مشغول شادي بودند كه ناگهان اين كارت پستال تهديد آميز باعث شد همه ميهمانان حاضر در جشن سكوت كنند.
وي گفت: نمي توانم بگويم اين كارت باعث خراب شدن ميهماني شد اما تأثير بدي روي بچه ها گذاشت.
الكساندر گفت: اين كارت واقعاً باعث ناراحتي من نشد اما انتظارش را نداشتم. يك نفر سعي داشته با من شوخي كند اما واقعاً مرا ترساند.
ازدواج پس از ۸۰ سال
زوجي كه يكديگر را از زمان مدرسه ابتدايي ملاقات نكرده بودند، پس از ۸۰ سال ازدواج كردند.
«ران» و «ماريان» راسل اكنون در همان محلي در انگلستان زندگي مي كنند كه سالها پيش در آنجا به مدرسه مي رفتند. پس از اتمام مدرسه ابتدايي، آنان به دو مدرسه جداگانه رفتند و يكديگر را گم كردند.
ران كه اكنون ۸۵ ساله است، به عنوان يك مهندس در كارخانه اي كار مي كند و ماريان ۸۶ ساله معلم و نويسنده شده است. وي ازدواج كرده و طلاق گرفته است و ران نيز در سال ۱۹۹۷ از همسرش جدا شده است.
ران مي گويد: من و پسرم در يك كتابفروشي بوديم و قصد داشتيم كتابي خريداري كنيم. به نام نويسنده كه نگاه كردم متوجه شدم همكلاسي دوران كودكي ام است. پس از آن شماره تلفن «ماريان» را از صاحب كتابفروشي گرفتم و يكديگر را ملاقات كرديم.
وي در ادامه مي افزايد: دوست نداشتم بار ديگر از او جدا شوم. بخاطر همين برايش گل فرستادم. ماريان نيز درباره اين حادثه جالب مي گويد: ما تشخيص داديم كه به هم علاقه منديم و تصميم گرفتيم با هم ازدواج كنيم.
|
|
|
|
|
قشون
الكساندر اول براي آنكه بتواند همواره سربازگيري كند و در ضمن مخارج دولت را تقليل دهد طرح مستملكات نظامي را تدبير كرد كه به موجب آن سربازان مجبور بودند در سرزمينهايي كه فرستاده مي شدند ساكن شوند و با زنان دهقان ازدواج كنند و كودكان خود را براي خدمت نظام تربيت نمايند.
بيش از نيم ميليون از رعاياي ناراضي الكساندر عملاً به اجبار به اين مستملكات فرستاده شدند. اين طرح خصوصاً از اين لحاظ بيشتر موجب زحمت رعايا بود كه افسر تعليم نديده اي به نام آراك چپو مسؤول اجراي آن بود.
اين افسر يك بار براي انضباط سربازي گوش او را با دندان كنده بود و زنان دهقان املاك خود را وادار كرده بود كه يا سالي يك پسر بزايند و يا جريمه نقدي بپردازند.
از تاريخ تمدن غرب
|
|
|
|
|
حقوق شهروندي
به كار گماردن افراد كمتر از ۱۵ سال
عبدالصمد خرمشاهي
وكيل پايه يك دادگستري ـ مشاور حقوقي
مجمع عمومي سازمان ملل متحد بمنظور حمايت از حقوق كودكان ابتدا درسال ۱۹۵۹ اعلاميه جهاني حقوق كودك را تصويب نمود، سپس درسال ۱۹۸۹ كنوانسيون حقوق كودكان را تصويب كرد، هدف از تصويب اعلاميه جهاني حقوق كودك و كنوانسيون حقوق كودك اين بوده است كه كودكان جهان مي بايستي ازحمايت ها و مساعدت هاي گوناگون بهره مند شوند تا بتوانند بعدها مسؤوليت هاي خود را در جامعه به نحو احسن ايفانمايند.
مطابق ماده ۲كنوانسيون اخيرالذكر، كشورهاي طرف كنوانسيون مي بايستي حقوقي را كه در اعلاميه هاي سازمان ملل متحد براي كودكان درنظرگرفته شده بدون هيچگونه تبعيضي ازجهت نژاد، رنگ، مذهب، مليت و... محترم شمرده و تضمين نمايند.
ازآنجايي كه دولت جمهوري اسلامي ايران درسال ۱۳۷۲ به كنوانسيون حقوق كودك ملحق گرديده، خود را ملزم به اجراي مقررات مربوطه مي داند و برهمين اساس مواد ۷۹ و ۱۷۶ قانون كار به كارگيري افراد زير ۱۵سال را ممنوع اعلام كرده است، براساس موادمذكور به كارگماردن افراد كمتر از ۱۵سال ممنوع و متخلف باتوجه به تعداد كارگران به جريمه اي معادل ۲۰۰ تا ۵۷۰برابر حداقل مزد روزانه يك كارگر و درصورت تكرار به حبس از ۹۱ تا ۱۸۰ روزمحكوم مي گردد.
قبول كنيم كه كودكان حقوقي دارند و رعايت حقوق آنان نيز واجب است.
|
|
|
|
|
ايرانيان؛ پاسخ كارشناسان امور كنسولي وزارت امورخارجه به مشكلات ايرانيان
چرا برخي از ايرانيان مهاجر خلاف مي كنند؟
در پي چاپ هشدارها و توصيه هاي كنسولي به هموطنان عازم و ساكن خارج از كشور در هفته گذشته، در اين شماره به علل اعمال خلاف و انواع جرايم ايرانيان درخارج از كشور كه منجر به بازداشت و دستگيري آنان مي گردد، اشاره خواهد شد:
۱ـ عدم يافتن كار مناسب:
پديده بيكاري يكي ازعمده ترين عوامل در انجام اعمال خلاف بويژه قاچاق موادمخدر و دزدي است و در كشورهايي كه ايرانيان به صورت غيرقانوني حضوري گسترده دارند اين معضل به نحو بارزي نمايان است. در اين رابطه مي توان به كشور ژاپن اشاره نمود كه به دليل ركود اقتصادي در ده سال اخير و عدم رغبت كارگاههاي توليدي به استفاده از كارگران خارجي و تشديد اخراج آنان روز به روز بر تعداد بيكاران افزوده شده است. لذا عده اي اقامت در آن كشور را مناسب ندانسته و به ايران مراجعت كرده اند و برخي هم كه وابسته محيط شده اند براي ادامه زندگي مبادرت به اعمال خلاف قانون از قبيل قاچاق مواد مخدر و دزدي مي نمايند.
۲ـ فشارهاي رواني ناشي از غربت و شرايط اجتماعي:
يكي از مسائل مهمي كه همواره هنگام حضور ايرانيان در خارج ازكشور مشاهده مي شود فشار رواني به دليل دوري از خانواده، غربت زدگي و تبعيضات اجتماعي است كه از تبعات آن روي آوردن برخي از آنان به مواد مخدر به عنوان فرار از فشارهاي عصبي و رواني را مي توان برشمرد و بعضاً خريد و فروش آن را وسيله امرارمعاش خود قرار مي دهند.
۳ـ عدم شناخت و آشنايي با محيط:
معمولاً عده اي از ايرانيان در ابتداي حضور در كشورهاي ديگر به دليل عدم شناخت از محيط به ايرانيان و خارجياني كه بعضاً در كمين اينگونه اشخاص مي باشند اعتماد كرده و در ادامه دوستي با آنان در دامشان گرفتار شده و به عنوان عاملان توزيع مواد مخدر، دزدي و ديگر اعمال خلاف از آنان استفاده مي شود.
۴ـ درآمد و سود فراوان:
جاذبه سودآوري كلان قاچاق مواد مخدر، سرقت و طي نمودن ره صدساله در يك شب برخي از ايرانيان را ترغيب مي كند تا دست به اعمال خلاف يادشده بزنند و در كشورهايي كه زمينه مساعد فعاليت مانند قاچاق مواد مخدر فراهم است و متقاضيان مصرف آن نيز زياد مي باشد، روي آوردن ايرانيان به ورود و فروش آن نيز بيشتر است. مصداق اين موضوع را در كشورهاي ژاپن و برخي از كشورهاي آسياي ميانه بخصوص تركمنستان، آذربايجان و كشورهاي حوزه خليج فارس مي توان مشاهده نمود.
۵ـ سابقه انجام اعمال خلاف:
برخي از ايرانيان باحضور دركشوري كه زمينه مساعد براي انجام اعمال خلاف ميسر است همچنان به فعاليت خود ادامه مي دهند، به عنوان مثال تعدادي از زندانيان ايراني درژاپن و كويت در پاسخ به علت دست زدن به قاچاق مواد مخدر اعلام نموده اند خود قبلاً در ايران معتاد بوده و در زمينه قاچاق مواد مخدر نيز فعاليت داشته اند.
۶ـ تهديد توسط شبكه هاي قاچاق مواد مخدر يا انسان:
باتوجه به حضور غيرقانوني برخي از ايرانيان در ساير كشورها عوامل اين شبكه ها آنان را شناسايي نموده و تهديد مي نمايند درصورت عدم همكاري به پليس معرفي خواهند شد. در ژاپن به دليل قدرت ياكوزاها (مافياي ژاپن) اين عامل يكي از مهمترين عوامل جرايم ايرانيان در آن كشور است.
با عنايت به موارد يادشده جرايم ايرانيان در خارج از كشور را مي توان به صورت ذيل طبقه بندي نمود:
۱ـ قاچاق مواد مخدر:
قاچاق مواد مخدر در صدر جرايم ايرانيان در خارج از كشور قرار دارد. به نحوي كه بيش از ۵۰ درصد زندانيان ايراني را قاچاقچيان مواد مخدر تشكيل مي دهند كه بيانگر فعاليت چشمگير آنان در اين زمينه است.
كشورهاي حوزه خليج فارس بويژه كويت و امارات و كشورهاي آسياي ميانه بويژه تركمنستان و آذربايجان، ژاپن و تركيه عمده ترين مناطق فعاليت اين قاچاقچيان محسوب مي شود.
۲ـ سرقت:
بعد از قاچاق مواد مخدر، سرقت در درجه دوم جرايم ايرانيان قرار دارد. مهمترين عامل دست زدن ايرانيان به سرقت، بيكاري است. دركشورهايي كه امكان كاركردن براي ايرانيان وجود ندارد سرقت براي امرار معاش و گذراندن زندگي مورد استفاده قرار مي گيرد. جواهرفروشي ها، فروشگاههاي بزرگ و قمارخانه ها عمده ترين محل هايي است كه مورد دستبرد قرار مي گيرد كه بعضاً با ضرب و جرح و اسلحه نيز همراه مي باشد.
۳ـ جعل اسناد ومدارك:
يكي از رايج ترين اعمال خلاف ايرانيان در ژاپن جعل كارت هاي تلفن (شارژ دوباره كارت استفاده شده) و فروش آن درمعابر عمومي ومراكز شلوغ شهرهاي بزرگ است. عمده كار ديگر ايرانيان خلافكار جعل اسناد و مدارك مسافرتي در كشورهاي ديگر است كه فعاليت آنان در كشورهاي هندوستان، تايلند، مالزي و تركيه تمركز يافته است.
۴ـ قتل:
علت عمده ارتكاب به قتل ايرانيان در خارج از كشور درگيريهاي دسته جمعي به منظور استقرار در مكانهاي مشخصي براي انجام اعمال خلاف، اختلافات خانوادگي، زد و خوردهاي درون گروهي يا با ساير گروه هاي خلافكار، تسويه حسابهاي شخصي و بعضاً قتل هاي غيرعمدي مي باشد.
۵ـ ساير جرايم:
تجاوز به عنف، درگيريهاي فيزيكي كه بعضاً با پليس صورت مي گيرد، قمار، نقض قوانين و مقررات راهنمايي و رانندگي و در ادامه درگيري با پليس و كلاهبرداري، ساير جرايم ايرانيان در خارج از كشور را تشكيل مي دهد.
|
|
|
|
|
طلا، تداوم قدرت اقتصادي؟!
|
|
|
درگذشته هاي دور كه انسان به دنبال وسيله اي براي مبادلات خودمي گشت طلا كه ارزشمند، فسادناپذير و قابل ورقه پذيري بود به عنوان قدرت اقتصادي، سياسي، اجتماعي و... كشورها شناخته مي شد و هركشوري كه طلاي بيشتري را به دست مي آورد از سايرين قدرتمندتربود.
دراين دوره كه اقتصاد سوداگري باب اقتصادجهان بود ذهن بشر درجهت استفاده از طلا به عنوان ابزاري پاسخگو براي تأمين نيازهاي مادي انسان حركت مي كرد. دراين زمان رفته رفته شكل مبادلات جهاني از سبك هاي سوداگرانه به سوي فرايند سيستمي و علمي براي توسعه جهاني پيش مي رفت كه طلا پشتوانه پول رايج كشورها شد.
هركشور به حسب ميزان طلاي موجود خود در بانك مركزي كشورش يا در صندوق بين المللي پول براي مهاربحران هاي اقتصادي اقدام به چاپ اسكناس كرد تاجايي كه ديگر به كمك همين كسب قدرت ازطريق طلا، اين فلز پرارزش سبب شد تا كشورها توليدات خود را گسترش داده و توليدملي هركشورجاي طلا را به عنوان پشتوانه پولي و اقتصادي پركند همين توليد ملي منبعي براي كسب طلا و ارز بيشتر و همچنين قدرت بيشترشد.
اما دراين ميان نقش طلا براي به دست آوردن مطلوبيت هاي فردي چه بود؟ عرصه اي كه در آن طلا از يك وسيله مبادله تبديل به وسيله اي براي كسب قدرت كشورهاشده بود درميان خانوارها و افرادجامعه نيز كه از امتياز داشتن طلا بهره مند بودند همين رابطه مستقيم ميان طلا و كسب قدرت صدق مي كرد. انسان ها همواره با استفاده از اين كالاي ارزشمند نيازهاي دروني و فردي خود دررابطه با زندگي فردي و يا اجتماعي خود را پاسخ مي گفتند. دراين ميان بانوان از آن به عنوان زينت آلات استفاده كرده مردان نيز به عنوان پشتوانه قدرت اقتصادي دست به تجارت مي زدند و دراين صحنه دوبازاراصلي براي طلا شكل مي گرفت يكي بازاري كه طلا را تبديل به زينتي براي زنان مي كرد و دوم آنكه بازاري كه طلا را تبديل به كالاي ديگرمي كرد كه جريان تجاري فردي ازآن تأمين مي شد دراين زمان تقاضاهاي سوداگرانه افراد منفعت طلب جوامع نيز به شكل تكامل يافته تري نزديك مي شد. به طوري كه درصحنه مبادلات زينتي ديگر طلا تبديل به پشتوانه مالي بانوان و افرادجامعه شده بود و اين قشر عظيم جوامع پس از رسيدن به اينكه محروميت هاي بسياري را متحمل شده اند از اين راه اندوخته اي را براي تأمين آتيه خويش كسب كردند تاجايي كه اين تقاضاي احتكاري ازسوي آنها، طلا را به كنج صندوقخانه ها كشاند و طي هرمبادله بخشي از پول درگردش جامعه به صورت كنز يا پول خارج شده از صحنه اقتصادي از اين گردونه خارج مي شد و منتظر فرصتي مي ماند تا مجدداً به دليل كمبود عرضه و توزيع اين كالا درسطح جامعه و به دليل وجود تقاضا براي آن با بالارفتن قيمت ها وارد گردش اقتصادي شود و سودبيشتري را نصيب دارندگان اين كالاكند. البته بسياري براين باورند كه به سبب ماهيت طلا طي اين روند درميان انسان حالت غريزي دارد.
اما امروزه باوجود تمامي خاصيت هايي كه براي طلا ذكرشد اين وسيله تبديل به پشتوانه اي براي برطرف شدن حوائج خانواده ها شد كه درهرزمان كه يك خانواده، نيازمند پس انداز براي تأمين مالي خويش است اين پس انداز را به وسيله طلا انجام داده تا درزمان موردنيازش تبديل به كالاهاي ضروري و سرمايه اي شود.
زماني كه يك خانواده اقدام به خريد خانه، ماشين و هروسيله ضروري ديگرمي كند اولين چيزي كه همسران به يادآن مي افتند، طلاي اندوخته درطي ساليان ازسوي خانمها است كه بخش قابل توجهي ازكل هزينه خريد را شامل مي شود. دراين شرايط تنها نگاهي كه حاكم بر اين كالا است شكل «پول دردست» را دارد نه شكل يك زينت براي زنان و همين امر به تقويت انگيزه هاي بورس بازانه طلا كمك مي كند.
اززماني كه بااستفاده از اهرمهاي پولي و مالي قيمت سكه و طلا در كشور به سطح تثبيت شده اي رسيد ديگر خاصيت قبل خود راازدست داد. ضمن آنكه ديگر معامله آن پرسود نبوده و سودآن بسيارنامحسوس و غيرواقعي است و تنهادرحد ضررنكردن به ميزان سرمايه اوليه است. دربسياري موارد خريدطلا حتي به ضرر خريداران تمام مي شد زيرا طلايي كه به فرض با يك قيمت مشخص خريداري مي شد درمدت زمان كوتاهي، ديگر با همان قيمت امكان فروش آن نبود.به دليل آنكه باكسر كارمزد از آن به صورت طلاي خالص خريداري مي شد و اين خريدار طلا بود كه درزمان خريد، كارمزد بالايي را پرداخته بود ضمن آنكه در دنيا به دليل استخراج طلا از معادن مختلف تنزل قيمتي براي طلا صورت گرفت.اين تنزل موجبات نوسانات قيمتي رانيز فراهم آورد.
اما هنوز خانواده ها حاضربه خريد آن هستند زيرا كه هنوز درذهن مردم عادي اين نكته جلب توجه مي كند كه قيمت بازارطلا دردست فروشندگان و خريداران است درصورتي كه اين تصورغلط به زيان اقتصادخانواراست واين بازار ازسوي بانك مركزي به وسيله اهرمهاي اقتصادي كنترل مي شود و ديگر بازاري براي كسب تمنيات سوداگرانه نيست.
درعين حال خانوارها بايد به هوش باشند كه دراين بازار همواره سوداگران شيوه هاي ديگري را براي كسب سودموردنظر دارند و يا ازجمله آنها استفاده از شيوه هاي تخلف آميز است.
برهمين اساس سازمان بازرسي و نظارت برقيمت و توزيع كالا و خدمات با اجراي طرح نظارتي ويژه طلا و جواهر درسال گذشته توانست اين تخلفات را پيگيري كند تا اين بازارآشفته تاحدقابل توجهي سامان يابد تا سوداگران نتوانند از اين وضعيت به شكلي فعاليت كنند كه به ضرر خانوارها (مصرف كنندگان) و به سود آنهامنجرشود.
ازجمله اين تخلفات صورت گرفته عدم صدور فاكتور درست و ميزان بالاي اجرت ساخت بود كه موجب زيان چشمگير خريداران مي شد ضمن آنكه دراين بازار فروشندگان با ضرب سكه هايي كه از عيار يا استاندارد كمتري برخورداربودند طلا را با قيمت بيشتري عرضه مي كردند.
اما درآخر آنكه طلا به دليل ارزش و ماهيتش همواره موردتوجه همه واقع شده و دراين ميان خانمها همواره از آن بهره فراوان جسته اند ضمن آنكه نبايد فراموش كرد اين وسيله زينتي در ماهيت تجاري اش بسيار تأثيرگذار بر اقتصاد خانوار و كشور است و توجه به اين نكته كه اين وسيله ديگر خاصيت زينتي اش بيشتر به كار مي آيد مي تواند راهي براي مقابله با ضررهاي احتمالي خانوار درآينده باشد.
|
|
|
|
|
جواني و تب عقل
از سولون فيلسوف آتن پرسيدند كه راز نيرومندي و جوان ماندن تو چيست؟ جواب داد راز جواني من در اين است كه هر روز چيز تازه اي ياد مي گيرم.
استعداد چيزي است كه در جواني پيدا مي شود، اگر آن را تربيت كرديد و درصدد تقويت آن برآمديد مانند بذري كه در مزرعه خوب كاشته شده باشد محصول خواهد داد و اگر آن را به حال خود گذاشتيد و آن را تربيت نكرديد مانند تخمي كه در زمين شوره زار افتاده باشد از بين مي رود و محصول نمي دهد.
جواني و پيري با يكديگر قابل مقايسه نيست، جواني مايه نشاط و سعادت است و پيري موجب فلاكت و حسرت، جواني نيمروز زندگاني است و پيري شبانگاه ظلماني، جواني دوره خودنمايي و شجاعت است. جواني يعني مستي دايم و تب عقل. جوان چون آهوي وحشي با نشاط و غرور در وادي زندگاني مي دود اين جاست كه مي گويند جواني بهار آرزوهاست، جواني ستاره اي است كه فقط يكبار در آسمان عمر طلوع مي كند پس قدرش را بدانيم.
|
|
|
|
|
پاسخ به مشكلات شما توسط گروه مشاوره « ايران خانواده»
فسردگي خانوادگي
با مدرك فوق ديپلم دانشگاه تربيت معلم و ۴۱سال سن به خانه داري مشغولم و حدود سه سالي است كه ديگر هيچ علاقه يي به خانه داري ندارم و تنها وقت تلف مي كنم و دوست دارم هميشه تنها باشم. دو دختر ۲۰ و ۱۴ساله و يك پسر ۴ساله دارم. دختر ۱۴ساله ام بشدت دچار افسردگي است و پسرچهارساله ام بي دست و پاست بطوري كه اگر همسالانش او را كتك بزنند گوشه يي مي نشيند و هيچ چيز نمي گويد با تمام علاقه يي كه به همسر و فرزندانم دارم نمي دانم مشكل خود و فرزندانم را چگونه حل كنم.
خانمي از تهران
* بي علاقگي به كار منزل، اتلاف وقت، علاقه به تنهايي و رفتارهاي انفعالي شما احتمالاً از علايم افسردگي است. به احتمال زياد افسردگي دخترتان و كمبود اعتماد به نفس نزد پسركوچكتان متأثر از منفعل بودن شماست. شما بايد يك فعاليت اجتماعي مناسب داشته باشيد مانند تدريس يا فعاليت در سازمانهاي غيردولتي يعني بخشي از وقتتان را صرف فعاليتهاي اجتماعي نماييد. بعلاوه، به ورزش بپردازيد، برنامه هاي گروهي و جمعي براي خود ترتيب دهيد و با يك روانشناس يا مشاور مشورت كنيد. دخترتان را به يك فعاليت هنري تشويق كنيد و سعي كنيد بصورت خانوادگي برنامه هاي تفريحي داشته باشيد و از هر فرصتي براي ايجاد هيجان در خانواده بهره ببريد.
پسر شما علاوه بركمبود اعتماد به نفس، كمبود مهارتهاي اجتماعي نيز دارد او را به بازيهاي گروهي و فعاليتهاي دسته جمعي تشويق كنيد و در هر صورت به يك مشاور متخصص رجوع كنيد.
شكست پل پيروزي
با بيست سال سن به علت مشكل كاري كه پيداكرده ام به لحاظ مالي در مضيقه قرارگرفته ام همين امر به افت تحصيلي ام منجر شده است. ازسوي ديگر احساس مي كنم پسري مغرور، خشن و دچار افسردگي و استرس هستم. باخانواده مشكل پيداكرده و اعتماد به نفسم را از دست داده ام.
م ـ ك . ك از كرج
* مشكلات شغلي و مالي سبب شده تا نسبت به خود دچار نگرش منفي شوي. به نظر مي آيد شما تمام وقت به مشكلاتت فكر مي كني و چيزهايي كه از دست داده اي. اين مسأله سبب شده تا چيزهايي را كه داري فراموش كني و بتدريج آنها را هم از دست بدهي.
لذا توجه كن كه با فكركردن به آنچه از دست داده اي، آنها را نمي تواني جبران كني، سعي كن به توانايي هايت فكر كني تا بتواني از آنها بهتر بهره ببري.
انسانهاي موفق بناي موفقيتهاي خود را برروي شكست ها برپاكرده اند از شكست ها درس گرفته اند و بارها برخاسته اند. كودك اگر بارها زمين نخورد راه رفتن ياد نمي گيرد.
پنهان كاري
يكسال پيش با خانمي ازدواج كردم كه ناراحتي قلبي داشت، من از مشكل او بي اطلاع بودم وقتي چندمرتبه غش كرد او را به مطب پزشك بردم، گفتند نيازمند روانشناسي است. بعد از كلي دعوا و مرافعه او به خانه پدري اش بازگشته و مهريه اش را به اجرا گذاشته است.
در حال حاضر نيز وضعيت مبهمي دارد نه حاضر به پذيرش طلاق است نه به خانه اش بازمي گردد من هم نمي دانم بعد از مسائل پيش آمده اصلاً صلاح است او را به خانه بازگردانم يا خير؟
رضا ۲۸ساله از شهريار
* توضيحات شما روشن نمي كند كه همسرتان از چه بيماري رنج مي برد، ناراحتي قلبي دارد؟ صرع دارد؟ يا مشكل او رواني است و مهمتر اينكه شدت بيماري او چقدر است؟ آيا قابل علاج و درمان هست؟
حتماً براي بررسي ميزان تداوم زندگي مشترك، بايد با همديگر به خانواده درماني مراجعه نماييد، در جلسات خانواده درماني مشكلات بين فردي شما، تعارض هاي موجود بين شما و مشكلات فردي تان موشكافي شده و برآن مبنا، خانواده درمانگر اقدام به اصلاح و بهبود رابطه شما مي نمايد و اگر مسائل را حاد و غيرقابل حل تشخيص دهد اين موضوع را با شما درميان مي گذارد. اميدوارم با مراجعه به يك خانواده درمانگر مشكلات شما كاهش پيداكند.
بحران زناشويي
چهارده سال از ازدواج مان مي گذرد با دو فرزند امروز متوجه شده ام كه همسرم بيرون از خانه روابط نامشروعي دارد. يك مورد آن برايم ثابت شده است، وقتي به طرف مقابل اعتراض كردم كه همسرم دوفرزند دارد و اين رفتار، بنيان خانواده ما را درهم مي ريزد او با جسارت تمام گفت كه به او ربطي ندارد چرا كه شغلش اين است. اين موضوع مرا بشدت ناراحت و دچار بحران فكري كرده است. بچه هايم از اين موضوع بي خبرند فقط شاهدند كه پدرشان هرشب خيلي دير به خانه مي آيد.
خانمي ۳۶ ساله از تهران
* آيا شما احساس مي كنيد همسرتان به شما خيانت كرده است يا اينكه چون مدام اين موضوع را با او در ميان گذاشته ايد. باعث عصبانيت او شده ايد و شوهرتان از اينكه به او اعتماد نداريد ناراحت شده است. در عين حال وقتي يكي از زوجين در پاسخ به همسرش ازجمله «به تو ربطي ندارد» استفاده مي كند اين امر نشانه وجود بيماري در روابط خانوادگي است و علامت بسيار خطرناكي است، بويژه آنكه موضوع آن خيانت در وفاداري باشد، چرا كه بي وفايي، خانواده را ويران مي سازد. در عين حال مهم است تا فرآيند رابطه زناشويي شما بررسي شود و علل بروز بي وفايي در همسرتان كشف گردد.
زن و شوهر نيازهاي متفاوتي دارند از نياز جسمي تا نياز عاطفي و رواني، زماني كه نيازهاي يكي از طرفين يا هردو ارضا نشود، افراد به دنبال ارضاي نيازهاي خودبيرون از محيط خانواده هستند حال يا بيش از اندازه سرگرم شغل و حرفه شان مي شوند و يا اينكه نيازهايشان را در بين دوستان جست وجو مي كنند. در ايران زنان كمتر به اين شيوه ها روي مي آورند و بيشتر عصبي و گوشه گير مي شوند. شما سعي كنيد نيازهاي مغفول مانده همسرتان را پيداكنيد و تمام تلاشتان را براي رفع آنها به كار ببريد. حتماً به يك «خانواده درمانگر» مراجعه كنيد تا بحران درون خانواده شما بررسي شود.
|
|
|
|
|
رك و پوست كنده با يك دوست نوجوان
|
|
|
دوست عزيز نوجوانم مي دانم روزهاي سختي را مي گذراني، كمتر كسي تو را درك مي كند، كودكان در عالم بچگي خود غرق هستند و بزرگسالان هم اين دوران را خيلي زود فراموش كرده اند. حتي گاهي اوقات ديده مي شود از خريد لباس براي تو اكراه دارند چرا كه مي گويند تو زود به زود بزرگ مي شوي و لباسهايت كوچك مي شود لذا به دنبال اين هستند كه هر چه زودتر اين مرحله بگذرد و تو به مرحله بزرگسالي برسي، ديگران تكليفشان در بر خورد با تو روشن نيست گاهي اوقات به تو مي گويند تو ديگر بزرگ شده اي و نبايد فلان كار را بكني و زماني ديگر درست وقتي تو احساس بزرگي مي كني مي گويند تو هنوز بچه اي و اين مسأله براي تو خيلي زود است. اما، من مي خواهم بگويم من مي فهمم تو چه احساسي داري، از نظر من اين مرحله از رشد خيلي مهم است چرا كه در اين مرحله انقلابي در وجود تو در حال وقوع است و تو مانند پروانه اي هستي كه به تازگي پيله كودكي را پاره كرده و پا به دنياي ديگري گذاشته. همه چيز رنگ ديگري به خود گرفته، اكنون بيشتر خودت را در آيينه نگاه مي كني، براي تو مهم است كه چرا موهايت فر دارد؟ چرا صورتت جوش مي زند؟ چرا بيني ات بزرگ است؟ چرا قدت كوتاه است و گاهي با خود مي گويي كاش كمي سفيد تر بودم، كاش ... شايد اين افكار ساعتها و گاهي روزها فكر تو را به خود مشغول كند، حالا ديگر نظر ديگران هم خيلي مهم شده است. اينكه ديگران در مورد لباس پوشيدنت در مورد ظاهرت و در مورد خيلي چيزهاي ديگر كه مربوط به تو است چه نظري دارند؟ اينكه دوستانت بايستي قبولت داشته باشند و تو بايستي در بين آنها جايي داشته باشي اينكه آينده چه مي شود، تو كه هستي؟ چه كسي خواهي شد؟ جايگاه تو در اين دنياي بزرگ كجاست؟ راستي زندگي چه معنايي دارد؟ اين همه قيد و بند براي چيست؟ اصلاً چرا خدا تورا آفريده است؟ چرا حالا، چرا اينجا و با اين آدمها و هزاران چراي ديگر؟! اينها نشانه اين است كه تو به بلوغ نزديك مي شوي و به مرحله پختگي مي رسي. اما دوست عزيز، من هم از ناديده گرفتن تو و دست كم گرفتن اين همه سؤال ، اين همه تغيير و اين همه مسؤوليت كه بر دوش تو سنگيني مي كند بايد تنها آن را به دوش بكشي و وقتي هم از سنگيني آن فرياد بر مي آوري مي گويند سركش شده اي؟! ناراحت هستم ولي نكاتي را به عنوان يك دوست از من در نظر داشته باشي تا بتواني راحت تر اين جاده پرپيچ و خم را پشت سرگذاشته و شيب تند آن را با سرعت و سلامت طي كني و به آرامش برسي.
سعي كن خودت را دوست داشته باشي
البته اين دوست داشتن با خود خواهي و خود شيفتگي فرق مي كند، دوست داشتن واقعي خود مستلزم اهميت دادن وتوجه به خويشتن است. معنايش اين است كه هرگز كاري كه براي جسم، ذهن و يا روانت مضر است انجام ندهي، اگر خودت را دوست نداشته باشي نمي تواني ديگران را نيز دوست داشته باشي. اگر خودت را دوست داشته باشي هرگز اجازه نمي دهي اشتباه يا بدذاتي ديگران باعث ناراحتي تو بشود و همين مسأله باعث مي شود كه آرامش خود را هميشه حفظ كني. دوست داشتن خود پذيرش بي چون و چراي خويشتن است. پذيرش همه چيزهايي است كه نمي توان تغيير داد. مانند وضع جسماني، نژادي، خانوادگي، و.. وقتي خود را مي پذيري و نواقص خود را قبول مي كني، وقتي در اعماق وجود خودت احساس مي كني خوب و مقبول هستي مي تواني در مسير آگاهي معنوي به حركت در آيي در عين حال به خاطر داشته باشي كه تو چيزي به مراتب بيشتر از جسمت هستي. بخش مهمي از پذيرش بي چون و چراي خود پذيرش احساسات خود، از جمله احساسات منفي است، هرگز در برابر هيچ احساسي مقاومت نكن، مهم نيست اين احساس اندوه باشد يا خشم يا هر چيز ديگر، فرونشاندن احساس ممكن است تو را بيمار كند. سعي نكن احساست را سركوب كني چرا كه باعث افزايش تنش و فشار مي شود. اگر عصباني هستي از خودت بپرس اين عصبانيت از كجا آمده است. چرا چنين احساسي دارم؟ سعي كن علت آن را پيدا كني. ريشه ناراحتي اغلب درخودت است و درك آن مستلزم تلاش و بررسي است. بيشتر اوقات عصبانيت ما بخاطر رنجشي است كه در دل داريم و يا شايد ناشي از ترس از تنهابودن، يا از آن مي ترسيم كه اختيار خود را از دست بدهيم. يا از هرچيز ديگر. اگر اين كار را بكنيم، درواقع منبع عصبانيت خود را يافته ايم. وقتي اين منبع را شناختيم، اتفاق عجيبي مي افتد. عصبانيت ما ناگهان فروكش مي كند و به زودي از تأثير بدي كه در ما ايجاد مي كند خلاص مي شويم.
سعي كن عصبانيت ديگران را درك كني
احساسات منفي وقتي بروز پيدا مي كند به ندرت كسي را كه واقعاً اسباب خجالت و شرمندگي شخصي را فراهم ساخته، نشانه مي رود به جاي آن متوجه سايرين از جمله، همكلاسي ها، آموزگاران و گاهي خود فرد مي شود. به خاطر داشته باش وقتي كسي بر تو خشم مي گيرد خشم او ممكن است ناشي از احساس هاي سركوب شده و بسياري از موارد ناشي از هراس او باشد، تلاش كن باخشم ديگران به شيوه متفاوتي برخورد كني اگر قضايا را آنطور كه هست درك كني، تمايل پيدا مي كني بيشتر بفهمي تا اينكه بجنگي و اين نشانه رشد معنوي تو است.
سعي كن واقعيتها را بپذيري
مقاومت در مقابل واقعيتها، نيروي تو را به هدر مي دهد. وقتي آنچه را در وجودت هست مي پذيري، كم كم به درك مي رسي. شايدپدرت با تو بد رفتاري كند مادرت عصباني باشد دوستت سرت كلاه بگذارد. سعي كن به اين واقعيت فكر كني كه انسانها موجودات كاملي نيستند و مي توانند در عين خوب بودن عيبهايي هم داشته باشند. سعي نكن به خاطر يك ياچند اشكال در خودت ياديگران همه وجود آنها را زير سؤال ببري. مثلاً بگويي چون مادرم عصباني شد لابد مادر خوبي نيست و يا اصلاً مادرم مرا دوست ندارد. يا چون من نمره كمي در رياضي گرفته ام لابد فرد بدردنخوري هستم. نه تو مي تواني نمره خوبي در رياضي نگرفته باشي ولي در عين حال خودت را بپذيري و دوست داشته باشي.
تو نيازي به تأييد ديگران نداري
نشانه دوست داشتني بودن اين نيست كه تو را همه تأييد كنند اگر هدف تو در زندگي تأييد ديگران باشد هرگز به آرامش نمي رسي. چون ديگران سليقه هاي متفاوتي دارند كه تو بايد هر لحظه در فكر راضي كردن آنها باشي. در اين صورت خودت كم كم فراموش مي شوي و باوجود اينكه به دنبال عشق و محبت ديگران مي دوي احساس مي كني مرتب از آن دور مي شوي چرا كه احساس مي كني بازيچه نظرات و احساسات ديگران شده اي و دچار احساس پوچي مي شوي. در عوض عشق و محبت را در درون خود جست وجو كن، سعي كن خودت را از درون پيدا كني، در اين صورت در نظر ديگران دوست داشتني تر به نظر مي رسي.
براي دوست داشتن خود نيازي نيست كه كامل باشي بلكه هر آنچه هستي بشناس، دقايقي در روز با خودت خلوت كن و خالي الذهن به خودت و به احساساتت فكر كن و سعي كن خودت را آرام كني، سعي كن خودت را براي اشتباهاتت ببخشي، مراقب سلامتي خودت باشي، در اين صورت احساس ارزش مي كني و نيازي به نقاب نداري و به دنبال آن ديگران را مانند خودت دوست خواهي داشت.
|
|
|
|
|
خانه داري به مثابه يك شغل
|
|
|
شغل و اشتغال وقتي مفهومي ملموس و قابل درك پيدا مي كند كه در كنار پاسخگويي به يك نياز بشري بتواند منبع درآمد باشد و استقلال اقتصادي و مادي براي افراد به ارمغان بياورد.
استقلال اقتصادي و تأمين مادي شرط اول براي تضمين رفاه اجتماعي و زيستي سالم است. با چنين فرضي اين سؤال مطرح مي گردد كه آيا استقلال اقتصادي معطوف به جنسي خاص است يا اينكه جنسيت در اين موضوع بي مفهوم است و زن و مرد هر دو نيازمند استقلال اقتصادي و منبع درآمدي براي گذران زندگي هستند.
شايد در اين خصوص براي مردان بتوان ضرورت بيشتري را قائل شد ولي قطعاً نمي توان اين ضرورت و نياز را در زنان نفي كرد. چرا كه تجربه ثابت كرده است زناني كه از استقلال مادي و اقتصادي برخوردار بوده اند كمتر آسيب پذير نشان داده اند. اين ضرورت وقتي با شغل و حرفه اصلي اكثريت زنان جامعه يعني «خانه داري» مورد بررسي قرار مي گيرد اين سؤال مطرح مي گردد كه آيا زنان بايد خانه داري را ترك و خارج از خانه به دنبال حرفه اي براي خود باشند يا اينكه خانه داري مي تواند به مثابه يك شغل به اين نياز زنان پاسخ گويد؟
در شرايطي به دنبال پاسخي بر اين سؤال مي گرديم كه آمار نشان مي دهد بالاي ۶۰ درصد زنان جامعه ما مشغول خانه داري هستند و درصدكمي خارج از خانه كار مي كنند. اين امر به دلايل ذيل بازمي گردد:
۱ـ در آموزه هاي ديني و فرهنگي ما خانواده و تحكيم بنيان آن اهميت به سزايي دارد لذا در يك تقسيم كار سنتي مسؤوليت امور خانه داري و مراقبت از بچه ها به عهده زن گذاشته شده است و دين ما «مادري» را چون شغلي بسيار گرانقدر برشمرده است به گونه اي كه پيامبر(ص) مي فرمايد: بهشت زيرپاي مادران است.
۲ـ ويژگي نوع دوستي، ديگردوستي، ايثار و عاطفه زنان سبب شده تا آنها پس از ازدواج، احساس مسؤوليت جديد كنند. با تولد اولين بچه اين احساس مسؤوليت دوچندان مي شود و عموماً زنان خود را وقف همسر و فرزندان مي كنند. به رغم ديدگاههاي بسيار مثبت دين اسلام در ابعاد اقتصادي، اجتماعي فرهنگي و معنوي به زنان، لكن در نگرش مردان نسبت به آنها نوعي استثمار وجود دارد.
طبق نظر دين مبين اسلام به زنان براي انجام وظايف زناشويي بايد نفقه پرداخت شود به علاوه زن وظيفه اي در قبال امور خانه داري و بچه داري ندارد و اگر چنين اموري را پذيرفت مي تواند در قبال آن حقوقي دريافت كند و در حالي كه بسيار زيبا استقلال اقتصادي را مدنظر قرارداده است اما اين ارزش يكي از مهمترين ارزشهاي مغفول مانده در فرهنگ مسلمانان شده است.
اگر مي خواهيم شاهد خانواده هاي سالم باشيم و آتيه زنان را نيز در نبود همسر و حامي تضمين شده ببينيم بايد به ارزش اقتصادي شغل خانه داري دقيقتر توجه نماييم. اين هم از آموزه هاي ديني است هم در حال حاضر مورد توجه بسياري از كشورها قرارگرفته است.
در آلمان براي زن خانه دار حقوقي در نظر گرفته شده است. در ابتدا اين حقوق تنها زنان مطلقه را دربرمي گرفت ولي بعد دادگاه فدرال آلمان تصميم گرفت كه كار در منزل به عنوان پيشه اي كه در افزايش سطح رفاه عمومي مؤثر است قلمداد شود.
آلماني ها در اين موضوع به خوبي پيش رفته اند و سؤالات مقدر را نيز پاسخ داده اند آنها در پاسخ به اين پرسش كه شغل خانه داري براساس معيارهاي مادي چقدر ارزشمند است به مقايسه آن با ديگر مشاغل روي آورده اند.
در مورد مشاغلي همچون خلباني، پرستاري و يا بازي فوتبال ارزش يك خلبان و فوتباليست را براساس معيارهاي بازار تعيين مي كنند. درحقيقت ارزش مادي هر حرفه اي را از طريق دو اصل عرضه و تقاضا در بازار تعيين كرده اند.
معذالك درخصوص حرفه خانه داري چون هيچ بازاري وجود نداشت. آنها را با اين سؤال مواجه كرد كه چگونه مي توان ارزش مادي اين شغل را تعيين كرد؟ دستگاه قضايي آلمان در پاسخ به اين سؤال اين فرض را مطرح كرد كه زن خانه دار به جاي اين شغل مي توانست خارج از خانه حرفه اي داشته باشد لذا ارزش مادي خانه داري با ارزش حقوق و مزاياي از دست رفته زن خانه دار برابر مي دانست. يعني اگر مي خواهيم حقوقي براي يك زن خانه دار در نظر بگيريم، اول بايد بينيم اين زن در صورت شاغل بودن چه ميزان درآمد داشت؟ و بعد به اين پرسش پاسخ گفت كه ميزان حقوق از دست رفته يك زن خانه دار چقدر است؟ آيا بايد به يك زن خانه دار حقوق يك پزشك را داد يا يك فروشنده؟ دستگاه قضايي آلمان در پاسخ به اين پرسش معتقد است بايد ديد حقوق يك زن پس از طلاق چقدر است و همان مبناي ارزش كارخانه وي قراربگيرد اما ايرادي كه به اين استدلال وارد مي شود اينكه اگر پزشك راننده تاكسي شود حقوق وي بر مبناي تخصص اش پرداخت مي شود يا برمبناي كاري كه انجام مي دهد؟ مسلماً دستمزد كاري كه انجام مي دهد را دريافت مي كند. به هرترتيب اداره دارايي آلمان ماليات شغل خانه داري را برمبناي ارزش حرفه شوهر وي مي سنجد و معتقد است ارتقاي شغلي مرد بر ارزش خانه داري همسرش نيز مي افزايد.
سنديكاي زنان خانه دار در آلمان تقاضامي كند براي زنان حقوق ثابتي در نظر گرفته شود و تأكيد مي كند كه اين حقوق نبايد از متوسط درآمد مردم كمتر باشد.
به هر ترتيب اگر بخواهيم ارزرش مادي شغل خانه داري را برآورد سازيم ارزش بازاري آن را محاسبه مي كنيم فرض كنيد امور نظافت، پخت وپز، لباسشويي و بچه داري در منزل به خشكشويي، رستوران، نظافتچي و پرستار سپرده شود، هزينه اي بالغ بر سه ميليون ريال برآورد مي شود. آنگاه مي بينيم همانطور كه «يورگن شاخت» حقوقدان آلماني به تحليل و اثبات اين موضوع پرداخته ارزش مادي كارخانه داري يك زن از حقوق همسرش بيشتر مي شود.
با اين وصف منطقي است دولت حقوقي براي زنان خانه دار در نظر بگيريد (خصوصاً زنان خودسرپرست) و با توجه به انطباق كامل تجربه كشور آلمان در اين خصوص با آموزهاي ديني، بجاست حوزه هاي علميه و علماي اسلام به طور تخصصي اين موضوع را بررسي و اين اصل مفغول مانده اسلامي را احيا كنند.
همچنين لازم است سازمان مديريت و برنامه ريزي با كارشناسي دقيق لايحه بيمه خانه داري را براي تأمين آتيه زنان تدوين و به مجلس ارائه كند و از همه مهمتر اينكه زنان خانه دار بايد ارزش اقتصادي و مادي كاري را كه در خانه انجام مي دهند در نظر گرفته و نسبت به حقوقشان آگاه باشند.
|
|
|
|
|
كودك شما چند ساعت در روز تلويزيون نگاه مي كند؟
با آغاز فصل تابستان بحث هميشگي پركردن اوقات فراغت بچه ها دغدغه اصلي والدين است كه اغلب به سادگي از كنار آن گذشته و يا تلويزيون را حلال اين مشكل مي دانند. به نظر روانپزشكان تماشاي برنامه هاي تلويزيوني به مدت چند ساعت درروز بسيار زياد است و به جاي آن بچه ها را بايد تشويق به خواندن، بازي در فضاي آزاد، پياده روي، سرگرميها و تفريحات مفرح، يادگيري يك حرفه يا هنر و رفتن به جاهاي ديدني كرد. ديدن برنامه هاي تلويزيوني كه در آنها از خشونت به عنوان حربه اي براي جلب تماشاگر استفاده مي شود براي بچه ها بسيار مخرب است چرا كه باعث مي شود: ۱ـ بچه ها نسبت به درد و رنج ديگران بي تفاوت و بي احساس گردند ۲ـ ترس و اضطراب آنها از محيط و دنياي اطرافشان بيشتر شود. ۳ـ تمايل آنها به انجام رفتارهاي خشونت آميز با ديگران افزايش يابد.
تماشاي تلويزيون به مدت طولاني باعث چاق شدن بچه ها مي شود و اين مشكلي است كه امروزه بيش از هر زمان ديگر سلامت بچه ها را تهديد مي كند. از اين رو متخصصان به والدين توصيه مي كنند به بچه ها اجازه تماشاي تلويزيون بيش از ۱تا۲ ساعت در روز را ندهند و در گاهي موارد عدم وجود تلويزيون در منزل را بسيار مفيد مي دانند. يا براي مثال آنها توصيه مي كنند حمل تلويزيون را از اتاق نشيمن به جاي ديگري منتقل كنيد و در هنگام صرف غذا از تماشاي آن خودداري كنند. چنانچه مي خواهيد فرزندتان به حرف شما گوش بدهد به حرفتان عمل كنيد، كودكان آنچه راكه شما انجام مي دهيد انجام مي دهند نه آنچه را كه مي گوييد، پس خود نيز از تماشاي تلويزيون به مدت طولاني اجتناب كنيد. شما مي توانيد تماشاي برنامه هاي تلويزيوني را از يك عادت روزانه به يك برنامه تفريحي ويژه تبديل كنيد به اين صورت كه اگر تصميم به ديدن فيلم يا فيلم ها داريد، در تعطيلات آخر هفته آنها را ببينيد. شما مي توانيد، فرزندتان را با بازيهاي خانوادگي، نقاشي، ساختن كاردستي با كاغذهاي رنگي و كتابخواني و جدول كلمات و بازيهاي فكري مشغول كنيد و بهترين نتيجه را بگيريد.
|
|
|
|
|
فال هفته
|
|
|
فروردين ماه (حمل): نيازي نيست كه براي يافتن پاسخ پرسشهايت به ديگران متوسل شوي، چرا بايد بيرون بروي و جديدترين چيزها را ب
فروردين ماه (حمل): نيازي نيست كه براي يافتن پاسخ پرسشهايت به ديگران متوسل شوي، چرا بايد بيرون بروي و جديدترين چيزها را بخري درحالي كه مي تواني آنچه را داري تعميركني؟ تمام آنچه كه نيازداري درست در سر انگشتان خود تو جاي دارد. شايد بهتر باشد كه به اطرافت بيشتر توجه كني. بالاخره خلاقيت تو پيروزخواهدشد. توجه خود را روي ساختن چيزي براي خودت متمركزكن. كاري كه براي تفريح شروع كردي درزمان اتمام به يك هديه زيبا براي كسي كه بسياردوستش داري تبديل خواهدشد.
ارديبهشت ماه (ثور): اين هفته هيچ اطميناني براي هيچ چيز و هيچكس وجودندارد منتظر اتفاقات شگفت آور باش درجاهايي كه معمولاً امن تر ازهمه مي باشند.
مي تواني از قرارگرفتن در يك محيط خارج از كشور بسيارزياد بياموزي به شرطي كه به آن به چشم يك سفر تحصيلي نگاه كني. به جاي توجه به تعريفهاي رسمي، به دنبال مفهوم واقعي باش. سعي كن همه چيز را به صورت طبقه بندي شده نبيني. درخانه خودت، اجازه نده يكي از اعضاي خانواده با تو مانند يك حصير جلوي در، رفتاركند. درعين حال كه اقتدار خود را حفظ مي كني تا آنجا كه ممكن است انعطاف پذيرباش.
خردادماه (جوزا): اگر تو خودت كار را شروع نكني، هيچكس ديگر اين كار را انجام نخواهدداد. توپ را در ميدان رهاكن و سپس با آرامش بنشين و تماشاكن كه به كجا مي رود.
بگذار سرنوشت آن را هدايت كند. در بخشي از زندگي خود مجبور خواهي شد يك تصميم قاطع بگيري. در انتخاب شريك زندگي و يا كاري حرف نهايي را توخواهي زد. بنابراين قبل از اعلام نظر خود، اطمينان حاصل كن كه تصميم درستي گرفته اي. به خاطرداشته باش كه هم مي توان به كسي خدمت كرد و هم درعين حال به او گفت كه چه كاري انجام دهد. تنها لازم است نگرش درستي داشته باشي.
تيرماه (سرطان): هيچ چيز قطعي نيست پس تصميم نهايي را دردستان خود بگير. اين هفته، اوقات خوبي براي مذاكرات درباره قراردادها و پرداختن به جزييات است.
قبل از امضاكردن قرارداد، جزييات آن را به درستي بخوان. در طول اين هفته، نوع ديگري رفتار خواهيدكرد. تو شادخواهي بود درحالي كه همه از درديگر ازملحق شدن به تو سربازخواهندزد. اين تصور غلط را كه اشكال از توست ازخود دوركن و كمي به خودت برس.
مردادماه (اسد): كليدهاي خوشبختي به تو داده شده است. اين هفته مهمترين زمان براي هركار سازنده و خلاقي مي باشد. روابط عاطفي، موقعيت و يادگيري سرلوحه تمام فعاليتهاي تو خواهندبود. متوجه خواهي شد كه نمي تواني هيچ كاري را بدون لبخندزدن انجام بدهي. ديگران را نيز در شادي خود شريك كن. بهتراست يك مهماني شاد ترتيب بدهي. حس ماجراجويي تو پاياني ندارد.
شهريورماه (سنبله): دريك سردرگمي گرفتارخواهي شد و نخواهي توانست تصميم بگيري كه به كدام سمت بروي. نگران نباش. بالاخره مهارتهاي مخصوص تو، تو را ازشر اطلاعات بيش از اندازه و بي مورد رها خواهدكرد. قبل از آنكه دايره فعاليت خود را گسترش دهي،معلومات خود را متمركزكن. توخود را بهتر ازهركس ديگرمي شناسي بنابراين در حال حاضر تو خودت بهترين فرد براي تصميم گيري در زندگي خودت مي باشي. نفس عميقي بكش و دوباره از اول شروع كن از حاضرشدن در بين جمعيت شلوغ بپرهيز.
مهرماه (ميزان): تبريك مي گويم. مي تواني جايزه سال را به خاطر ايده هاي نوآورانه، چهره جديد و كسب محبوبيت بسيار ازآن خود كني. توجه ديدن بسيار شيرين است، حتي اگر اين توجه ازسوي كساني باشد كه سالها با تو بوده اند. به موفقيت جاري خود تكيه كن و روي آن سرمايه گذاري كن. اكنون زمان آن فرارسيده است كه دقيقاً آنچه را كه در ذهن داري بازگوكني. درحال حاضر، همه به خاطر رعايت نزاكت با تو موافقت مي كنند. مشهوربودن به يك اندازه خوب و بد است.
آبان ماه (عقرب): نمي تواني از فرصتي كه لازمه آن رعايت نزاكت و خوش رفتاري است فراركني. سنتها جايگاه خود را دارند هرچند تو از آنها خوشت بيايد يا نه. كافي است لبخندبزني و همراه با جريان حركت كني. شادي يك نفر ديگر تمام سختكوشي هاي تو را پاسخ خواهدداد. مجبور خواهي شد به يكي از نزديكانت تبريك بگويي.
يادگيري و مكاشفه يك انگيزه قوي براي يادگيري و شروع يك كارجديد در تو ايجادخواهدكرد. آماده مقابله با كسي باش كه پاسخ منفي تو را قبول نخواهدكرد.
آذرماه (قوس): وقت آن رسيده است كه قدر آنچه را داري بداني. با همسرت سفري داشته باش به جهان زيبايي كه زندگي شاد تو را احاطه كرده است. خواهي ديد كه اين دنيا ازآنچه كه تصورش را مي كردي بهتراست. در محيط كار، طبيعت سخاوتمند و صادق تو همه را به سوي تو جلب خواهدكرد. اين بهترين زمان براي بيان نظرات خود به يك جمعيت عظيم است. قوانين و رسوم كشورهاي ديگر تو را جلب خواهندكرد.
دي ماه (جدي): وقتي پاي صحبت كردن درباره شاديها و حفظ منافع به ميان مي آيد همه به كارشناس تبديل مي شوند. تصميم گرفتن درباره اينكه مي خواهي تو نيز يكي مانند همين افراد باشي يا نه به عهده خودتوست. تو تنها كسي هستي كه مي تواني درباره كار خود تصميم بگيري. عشق در زندگي تو شكوفا خواهدشد، حتي تحت فشار، با صرف هزينه كم مي تواني بهترين اوقات را داشته باشي. كاري را پيداكن كه به خلاقيت خود نياز داشته باشد و نه به كيف پولت. از درك تواناييهاي خود به هنگام روبروشدن با يك چالش متعصب خواهي شد.
بهمن ماه (دلو): فشارعصبي ناشي از حفظ يك رابطه طولاني مدت به سختي تو را عذاب مي دهد. آگاه باش كه هرگونه رابطه اي مستلزم فداكاري و نيز كسب منفعت است. اگر وظايف متعدد به تو فشار مي آورند، سعي كن درباره ديگران به نيكي قضاوت كني. بدون سازش، زندگي براي تو بسيارسخت خواهدشد. سعي كن زماني كه براي اولين بار با يك عضو جديد خانواده ديدارمي كني، بهترين رفتار را داشته باشي. بهتراست هيچيك از عادتهاي بسيارعجيب خود را فعلاً آشكارنكني.
اسفندماه (حوت): مهم است كه به مسائلي كه به زندگي تو و خوشبختي ديگران مربوط است توجه كني. هرچقدر هم كه فكركني درباره خودت و ديگران زياد مي داني، بازهم صلاحيت آن را نداري كه به درمان ديگران بپردازي. با مشكلي روبرو خواهي شد كه بهتراست براي رفع آن به سراغ يك فرد حرفه اي بروي.
|
|
|
|
|
هشت دروغ آقايان به خانم ها
|
|
|
هشت دروغ رايجي كه آقايان به خانم ها مي گويند. (هم آقايان به خانمها دروغ مي گويند و هم خانم ها به آقايان) اكثر قريب به اتفاق مردم هم براين باورند كه بعضي از موقع ها دروغگويي لازم است تا جلوي بگو مگوهاي بيهوده گرفته شود و امورات زندگي آدم بگذرد اما دروغگويي آقايان كجا و دروغگويي خانمها كجا. خانم ها براي دل خوش كردن ديگران زبان به دروغ باز مي كنند، براي مثال خانمي به ميزبانش مي گويد «واي شامتان حرف ندارد» گرچه لقمه ها را با زور قورت بدهد در دل دروغهاي آقايان غرور مردانه نهفته است آقايان دروغ مي بافند تا پز چيزي را به كسي بدهند و يا چيزي را پنهان كنند اما پشت سرهم دروغ بافتن ـ حتي سر چيزهاي ناچيز ـ هم مي تواند روابط زناشويي را تيره و تار كند .خانمها بايد از كم و كيف دروغگويي آقايان سر دربياورند يعني اينكه چه دروغي را باور كنند و چه دروغي را خالي بندي صرف بدانند حال رايج ترين دروغهايي را كه آقايان براي خانمها مي بافند، مرور مي كنيم.
بنده را كه مي بيني شاگرد اول كلاس بودم آقايان سر همان غرور بي حد و حصرشان اين دروغ را از قديم الايام سر هم مي كردند تا حسابي با آن پز داده و هوش و حواس از سر خانمها ببرند البته بعد از ازدواج گند كاريها بالا مي آيد و سير تا پياز همه چيز لو مي رود قبول شكست براي آقايان خيلي دردناك است نائل شدن به موفقيتهاي باب ميل فرهنگ جامعه از نظر آقايان امر مهمي است و از اين رو گمان مي كنند كه لابد اين امر براي همسرشان نيز مهم است. بطور طبيعي با افزايش اعتماد بين زوجين آقايان از سر هم كردن اين دروغها دست مي كشند حال اگر مردي دست نكشيد، همسرش بايد حسابي حواسش را جمع كند مردي كه در بروز شكستهايش با همسرش روراست نيست ممكن است كارش به جايي بكشد كه همه بدبياري هاي زندگي اش را از چشم او ببيند وسراو خالي كند.
اين كه پرسيدن ندارد معلوم است كه من از رفقاي تو خوشم مي آيد بسياري از خالي بندي هاي آقايان براي هوش و حواس بردن از خانم ها و يا نگه داشتن آنها برقول ازدواج است. آقايان بطور كلي در درآمدن به كسوتهاي غلط انداز يد طولاتري نسبت به خانمها دارند. خانمها هم گاهي موقع به به و چه چه شنيدن از زبان آقايان ، زود از خود بي خود شده و جانب احتياط را رها مي كنند اگر مردي ورد زبانش اين است كه پدر و مادر زن من توي دنيا تكند همسرش بايد ببيند كه آيا راستي او حاضر است سري به آنها بزند يا نه. اين چرب زباني هاي خود خواهانه كه عمدتاًدروغ از آب در مي آيند ممكن است براي سرپوش گذاشتن براحساسي خلاف واقع انجام شود ـ براي مثال زماني كه شوهري مي گويد كه كار زنش از چشم او يك دنيا ارزش دارد در واقع وقعي به كار او نمي گذارد اين جور دروغگويي ها زنگ خطري براي بروز مشكلات جدي تر آينده است.
عزيزم تو بهترين زن دنيايي. يكي از مسائلي كه آقايان برسر آن دروغ پشت دروغ مي بافند، مسأله زيبايي خانم هاست شايد به اين خاطر كه اين نقطه ضعف خانمها است البته در اولين روزهاي دوران نامزدي تعريف و تمجيد آقايان از زيبايي خانم ها امري طبيعي است اما دروغ هايي نظير «تو بهترين زن دنيايي» هم مي تواند روابط زناشويي را تار و كدر كند اگر زني گمان مي كند كه شوهرش بر روي احساسات واقعي اش سرپوش مي گذارد بايد او را راغب كند كه روراست باشد. عشق و الفت بر حقيقت و راستي استوار است.
نه، نمي توانم تماس بگيرم، حتي نمي دانم كجا باشم يا نباشم. اينها دروغ هاي ناخوشايندي هستند، دروغهايي كه آقايان سرهم مي كنند زيرا ديگر همسرشان از چشمشان افتاده است. خانم ها هرچه زودتر به حقيقت نهفته در پس اين دروغها پي ببرند همان قدر زودتر مي توانند بر درد روابط زناشويي خود مرحم گذارند. خانم ها بايد سراپا گوش باشند كه شوهرشان چه حرفي مي زند و باچه لحني آن حرف را به زبان مي آورد حتي لحن گفتن هم مهم است لحن صداي آدمها موقع دروغگويي نازك و لرزان مي شود و احتمال تپق زدن بيشتر مي شود.
نه كي گفته لباست تنگ است، خيلي هم بهت مي آيد. اينها دروغهاي نيكويي هستند، دروغهايي كه گواه بر علاقه مرد است اما با اين حال اگر مردي بنابه عادت همواره دروغي خوشايند دل همسرش بر زبان آورد زياده روي كرده و همسرش خواه ناخواه روزي از كوره در مي رود بهتر آن است كه حقيقت را سنجيده و به جا «برزبان بياوريم» من هميشه از لباس هاي تو خوشم مي آيد ولي انگار اين بار چنگي به دل نمي زند.
بعضي از كارمندها را اخراج مي كنند، اما به دلت بد نيار من اخراج نمي شوم بسياري از آقايان به چشم يك پدر به همسر عزيزشان مي نگرند و از اين رو دروغ مي گويند تا آنان را از غصه نجات دهند اما با اين حال اين نوع دروغگويي حس اعتماد را كه مردان مايل به برقراري آن هستند، از بين مي برد و عاقبت همسرشان گمان مي كند كه او را داخل آدم حساب نمي كنند.
به روي چشم، فقط بگذار اين درد كمرم خوب بشود چند چيز است كه بيش از جيغ و ويغ و نق و نوق زن ها، اوقات آقايان را تلخ مي كند به اين خاطر هم دروغ سرهم مي كنند تا از زير آن در بروند اسم اين دروغ «دروغ پرهيز از بگو مگو» است كه آقايان در سر هم كردن آن يد طولايي دارند. هوا كه خوب بشود بچه ها را مي برم پارك هواخوري « قابلمه ها را مي سابيدم، فقط نمي دانم اين سيم ظرفشويي كجاس» بدون اينكه نگاهي به زير ظرفشويي بيندازد اگر اين دروغ هاي پرهيز از بگو مگو اتفاقي باشند خانمها مي توانند آنها را پشت گوش بيندازند انگار كه نه انگار، اما اگر اين دروغ ها كار هر روزه آقايان شد خانمها بايد سر در بياورند كه اين مشكل از كجا آب مي خورد.
«عزيزم دست پخت تو حرف نداره. هيچ كس به خوشمزگي تو غذا درست نمي كنه. كاش مادرم هم مي تونست مثل تو خوب غذا بپزد.» اين هم يك دروغ ديگر است كه معمولاً آقايان به خانمها مي گويند و به اين وسيله مي خواهند مراتب قدرشناسي خود را اعلام كرده و همسر خود را آرام نگه دارند.
به هر حال شرط برقرار الفت، راستگويي و صداقت در اعمال و افكار است اگر شبح دروغگويي بر زندگي زناشويي سايه افكند الفت و دوستي رخت برمي بندد و اعتماد زن و شوهري سست شده و دلها سرد مي گردد دواي اين درد راستگويي و صداقت است. زني كه مدام از زبان همسرش دروغ مي شنود بايد اين مسأله را با او درميان بگذارد بايد تأكيد كند كه حاضر به شنيدن سخنان اوست و از او بخواهد در كمال مهر و صفا سفره دلش را بگشايد.
آقايان نيز قدر وسع خود بايد به تدريج به مدد قوت قلب از اين شيوه غرورآميز و خودخواهانه دست بكشند. راستگويي اولين قدم در راهي است كه نشان دهيم مهر و صفا برتر از دروغ و نيرنگ است.
نوشته : يكي ازطرفداران ما
|
|
|
|