|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
درگفت وگو با دكتر منافي فوق تخصص جراحي پلاستيك عنوان شد:
|
|
|
|
|
بخاطر مادرم
شامگاه يك روز بهاري به پليس ۱۱۰ گزار ش يك تاجر فرش در منطقه نياوران به قتل رسيده است.
اكيپ ويژه قتل اداره آگاهي تهران دقايقي بعد در خانه ويلايي قرباني كه «محمد» نام داشت حاضر شد و به بررسي هاي تخصصي پرداخت.
جسد در حاليكه آثار ضربات چاقو روي بدنش بود در چارچوب در اتاق پذيرايي افتاد ه بود، اثاث قيمتي خانه سرجايشان بود و قفل هاي ورودي ساختمان سالم بودند.
كارآگاهان كه يك معماي جنايي را روبروي خود مي ديدند پس از نمونه برداري و تهيه عكس از صحنه جنايت، چند تن از بستگان و همسايگان قرباني را تحت تحقيق گرفتند تا سرنخي از جزئيات قتل به دست آورند.
در بين كسانيكه از سوي پليس بازجويي مي شدند، پسر جواني دلهره خاصي داشت، او دربازار ميوه كار مي كرد و طبق ادعاهاي همسايگان رابطه خوبي با مرد ثروتمند داشت.
* اسمت چيست و چه نسبتي با اين مرد داري؟
ـ من «مجيد» هستم و «محمد آقا» با پدر من دوستي ديرينه اي دارد.
* بچه تهرون كه نيستي؟
ـ من در بابل زندگي مي كردم تا اينكه براي پيدا كردن كار راهي تهران شدم و در اينجا در بازار ميوه و تربار كار مي كنم.
* چقدر به اين خونه رفت و آمد داشتي؟
ـ «محمد آقا» هر وقت تلفن مي زد براش ميوه مي بردم، البته بعضي وقت ها اون چون از تنهايي مي ترسيد با مرخصي رفتن سرايدارش من را به خونه اش دعوت مي كرد و شب را در آنجا مي ماندم.
* آخرين بار كي ميهمان او بودي؟
ـ خيلي وقت پيش ها، براش يه جعبه موز آورده بودم، مي گفت مهمون داره، اون شب توي اين خونه خوابيدم و صبح رفتم سركار.
* ديشب كجا بودي؟
ـ توي خونه مجرديم كه جنوب شهره.
* كسي هم تورو ديده؟
ـ فكر نمي كنم چون تنهام و خونم آپارتمانيه.
* «محمد آقا» چه جور آدمي بود؟
ـ خوب بود، مثل همه پولدارها، وقتي كارش گير مي كرد انعام مي داد و بقيه وقت ها عصا قورت داده راه مي رفت و دستور مي داد.
* افسر پرونده با اشاره به پرينت تلفن هايي كه از خانه ويلايي گرفته شده بود شماره تلفني را نشان جوان ميوه فروش داد و گفت: «اين شماره بابل آشنا نيست؟
ـ شماره تلفن مادرم است.
* اينجا نشان مي دهد ساعت ۹ و ۱۰ دقيقه شب جنايت با بابل تماس گرفته اي!
ـ درسته، بعد از قتل بود و همه فاميل ها توي خونه جمع شده بودند، من هم گفتم به مادرم اطلاع بدهم.
* تا اونجا كه يادم است مادرت همراه خود تو اومد به خونه ويلايي، پس چه جوري شب به او اطلاع دادي؟
ـ خاطرم نيست، ممكن است كار ديگه اي داشتم كه به بابل زنگ زدم.
وقتي اين ابهام به وجود آمد، افسر پرونده با درخواست ديگري از متخصصان مخابرات خواست ساعت دقيق تماس پسر جوان با بابل را مشخص كنند.
هفت روز بعد، «مجيد» بازهم به اداره آگاهي احضار شد و در برابر افسر پرونده نشست.
* خب «آقا مجيد» باز به هم رسيديم، نمي دوني چرا؟
ـ كاش بتونم كمكي كنم.
* مي توني، فقط بايد بگي چرا «محمد آقا» رو كشتي؟
ـ من، چرا من بايد كشته باشم مي دونيد من از چند هفته پيش او نو اصلاً نديدم.
* بله مي دونم كه شب قبل توي اون خونه مهمون بودي؟
ـ اصلاً اينجوري ها نيست،اشتباه مي كنيد.
* دليل دارم. يكي اينكه يه جعبه ميوه تازه صادراتي توي خونه مقتول است!
ـ اين كه دليل نمي شه.
* چرا مي شه البته اگر تو بفهمي كه ساعت تماس تو بابل به جاي ساعت ۹ و۱۰ دقيقه شب، ۹ و ۱۰ دقيقه صبح بود، يعني تو بالاي سرجنازه بودي و با مادرت تماس گرفتي، راستشو بگو؟
ـ خب، بايد «محمد آقا» رو مي كشتم، من به شما دروغ گفتم كه اون با پدرم رفيق بود، من اصلاً پدري ندارم و در واقع اين آقاي پولدار پدر من است.
* يعني چه؟
ـ وقتي مادرم جوون بود با «محمد آقا» ازدواج پنهاني مي كند و وقتي مي فهمه اون حامله شده با فشارهاي پدر و مادرش اونو رها مي كنه، به همين راحتي، مادرم از دست فشارهاي خونواده پدرم مي ره شمال و منو اونجا به دنيا مي ياره.
وقتي من بزرگ شدم باوجود تمام كمبودهايي كه داشتم احساس مي كردم مادرم يك كينه بزرگي توي دلش داره، اينقدر به او اصرار كردم تا به من گفت، وقتي فهميدم بابام مرد پولداريه و الآن زن و بچه اش خارج از كشورند تصميم گرفتم هر طوري شده وارد زندگي اين مرد بشم، بهترين بهونه فروش سيار ميوه با قيمت ارزان بود.
يواش يواش من پام توي خونه پدر ثروتمند و سنگدلم باز شد تا اينكه به مادرم قول دادم انتقامشو بگيرم.
* و اونو كشتي؟
ـ بله، من اونو كشتم بدون چشم داشت به ثروتش در حاليكه مي تونستم طرح شكايت بكنم و دارايي او نو به ارث ببرم اما دل مادرم شكسته بود و بايد مرهمي پيدا مي كرد.
وقتي صبح روز قتل، كار تمام شد سريع به بابل زنگ زدم و با اطلاع دادن به مادرم از او خواستم به تهران بيايد تا قبل از بردن جنازه او را براي آخرين بار ببيند.
* مادرت از ماجرا خبر داشت؟
ـ نه، اون بي خبر بود اما هميشه پدرم را نفرين مي كرد، وقتي شنيد دست به چه كاري زده ام به گريه افتاد اما ديگر راه برگشتي نبود.
اين جوان ميوه فروش، پس از محاكمه در دادگاه جنايي تهران با درخواست صدور رأي قصاص نفس ـ اعدام ـ از سوي برادر ناتني هايش به اعدام محكوم شد اما درپاي چوبه دار از سوي آنان بخشيده شد.
|
|
|
|
|
پس از۳۰ سال
|
|
|
كوكب به ياد جواني اش افتاد. يك دختر ۲۰ ساله بود. با تمام زيباييها و شادابيها. به خاطر اين همه صفتهايي كه داشت و از دختران ديگر ممتاز بود، خودش از ته قلب شاد بود.
كوكب چادرش را سر كرد، زنبيل را برداشت و به طرف خيابان راه افتاد. از روزي كه پدر از پيش او و مادرش رفته بود، مادر فرسوده شده بود. انگار او و پدرش دو كبوتر بودند كه از هم جداشدني نبودند. انگار براي مادر پرواز بدون پدر امكان نداشت.
كوكب كنار مغازه مش سيف الله ايستاد. كاغذي را از درون كيفش برداشت و با خجالت به دست شاگرد مش سيف الله داد. مش سيف الله با ديدن كوكب به شاگردش دستور داد كه هرچه تندتر وسايل مورد نياز كوكب را به او بدهد.
كوكب وقتي پاكتها را درون زنبيل گذاشت، بسته اسكناس را جلوي مش سيف الله روي پيشخوان گذاشت و به طرف در مغازه راه افتاد. هنوز چند قدم نرفته بود كه
ـ كوكب خانم! پول زياد دادي؟ بقيه اش رو نمي گيري؟
كوكب وقتي سر برگرداند، نگاهش به مرد جواني افتاد كه به او خيره شده بود. يك لحظه چهره اش از شرم گلگون شد.
در راه احساس مي كرد كه نفسش بند آمده است. به خانه كه رسيد، زنبيل را كنار حياط گذاشت و روي پله نشست. احساس گمي در وجودش بود كه نمي توانست از آن فرار كند. دلش مي خواست يك بار ديگر به بهانه خريد كردن به مغازه مش سيف الله برود. به ياد مادرش افتاد. حتماً پيرزن الآن تشنه و گرسنه بود. به طرف اتاق رفت. يك پارچ آب يخ از يخچال برداشت و وارد اتاق شد. مادرش با صداي در، سرش را برگرداند.
ليوان آب را كه به دست پيرزن داد، مادر دعايش كرد. احساس مي كرد نگاه مادرش غريب است. حتماً او هم مثل پدر او را تنها مي گذاشت. يك ماه بعد هنوز كوكب در فكر ديدارش با جوان غريبه در مغازه مش سيف الله بود كه مادر براي هميشه رفت.
كوكب كمرشكسته بود. تنهايي در وجودش پر شده بود. درست ۴۰ روز بعد از مرگ مادر بود كه همه از دورش رفتند. خانه بزرگ پدر حالا سوت و كور بود. انگار هيچ كبوتري ديگر بام خانه آنان را دوست نداشت، چاره اي جز زندگي نداشت. بايد زندگي مي كرد.
... نان تازه را روي سفره گذاشت كه صداي زنگ در حياط بلند شد. كوكب با دلمردگي به طرف در حياط رفت. با ديدن مرد جوان، خشكش زد.
يك ماه بعد، او عروس مرد جوان شده بود. مرد جوان مي گفت آمده است تا او را از تنهايي نجات دهد. كوكب خوب مي دانست كه دلش در گرو مهر مرد جوان مانده است.
عبدالله مرد خوبي بود. به خواسته هاي كوكب احترام مي گذاشت. كوكب دلش نمي خواست مراسم عروسي برپا كند، دلش مي خواست آرام زندگي جديدش را آغاز كند. كوكب به آرامش نياز داشت. آرامشي كه اگر برايش فراهم نمي شد، شايد از پا مي افتاد. عبدالله راضي بود كه مراسم نگيرد. راضي بود كه هيچكس نباشد، براي او، كوكب مهم بود.
كوكب موهاي سفيدش را در روسري اش جابه جا كرد. حالا او و عبدالله بعد از ۳۰ سال زندگي با هم اختلاف پيدا كرده بودند.
هرچند در اين ۳۰ سال هيچ گله اي از شوهرش نداشت. هرچند زندگي مرفهي را داشت، ولي مگر مي شد كه آدم بفهمد شوهرش به كارهاي خلاف افتاده و كاري به حال خودش نكند.
درست سه هفته بود كه پسرخاله شوهرش به او تلفن زده بود.
ـ كوكب خانم، شما با زن مرحوم من دوست بودين و حق نون و نمك دارين. من به خاطر همون روزها و سالها كه با هم گذرانديم، به شما هشدار مي دهم. عبدالله خان اهل دوز و كلك است. چند تا شناسنامه داره و در كارهاي خلاف افتاده، مواظب باش سر پيري تو رو الاخون والاخون نكنه. مواظب باش كه توي دست و پا و دست و دهانها نيفتي.
كوكب خوب مي دانست كه آقا داوود مرد با ايماني است. هيچ وقت در زندگي به كسي دوز و كلك نزده و براي كسي حرف درنياورده است.
كوكب به فكر تنها چيزي افتاد كه در زندگي مي توانست از عبدالله بگيرد. مهريه اش ۳۰۰ هزار تومان بود. آن هم در سي سال پيش. حتماً اگر به نرخ روز محاسبه مي شد، چندين ميليون مي شد و اين چند ميليون تومان برايش دستمايه اي بود كه اگر عبدالله سر پيري تنهايش گذاشت، پشتوانه اي برايش مي شد.
كوكب پرسان پرسان به دادگاه خانواده رفت. هرطور بود، بايد مهريه اش را به اجرا مي گذاشت. عقدنامه اش را به دست قاضي داد.
ـ آقاي قاضي! مهريه ام را مي خواهم. شوهرم بعد از ۳۰ سال زندگي آبرومندانه، يك دفعه ناپديد شده است. چيزهايي درموردش شنيده ام كه باعث شده ترس برم دارد.
قاضي نگاهي به عقدنامه كرد. شناسنامه زن را گرفت و به آن نگاه انداخت.
كوكب از نگاههاي قاضي به شناسنامه اش دلواپس شد.
ـ آقاي قاضي چه شده؟
ـ مادرجان! مطمئن هستي كه شوهرت عقدتان را ثبت كرد؟
كوكب آهي كشيد و گفت:
ـ راستش من دلم نمي خواست كه شوهرم برايم مراسم بگيرد، براي همين بود كه به او گفتم يك عقد خلوت بكنيم، او هم قبول كرد و يك روز با مردي به خانه آمد كه يك دفتر بزرگ ثبت ازدواج همراهش بود.
شوهرم گفت كه خيلي بيشتر از مهريه اي كه آن زمان رايج بود، مي خواهد مهر من كند. من هم قبول كردم و همين پيشنهاد او باعث شد كه بيشتر به زندگي با او رغبت كنم.
مرد عاقد شناسنامه ام را گرفت و دو روز بعد شوهرم عبدالله شناسنامه ام را درحالي كه اسم او به عنوان همسر من در آن رقم خورده بود، برايم آورد.
قاضي درحالي كه سعي مي كرد به نوعي به كوكب دلداري بدهد، گفت:
ـ مادرجان! شوهرت ۳۰ سال پيش احتمالاً به شخصي پول داده و او را به خانه آورده است و او به جاي اينكه ازدواج تو و خودش را قانوناً ثبت كند، تنها در شناسنامه تان نوشته و روي يك ورق كه هيچ ارزش قانوني ندارد، برايت مهريه تعيين كرده است...
كوكب بعد از چند هفته فهميد كه شوهرش از يكي از دوستانش به نام تقي خواسته بود كه به خانه بيايد و آن دو را عقد كند، عقدي كه هيچ ارزش قانوني نداشته است.
چرا شوهرش با وجود عشق و علاقه، او را فريب داده بود. چرا شوهرش به او دروغ گفته بود. چرا عبدالله سي سال سر او كلاه گذاشته بود.
كوكب آهي كشيد. سرش به شدت درد مي كرد. او در مدت ۳۰ سال، تنها اسماً زن عبدالله بود. هيچ راهي نداشت، جز اينكه به جاي دريافت مهريه از شوهرش، به جرم فريب دادن او شكايت كند.
|
|
|
|
|
پاسخ
|
|
|
طبق مفاد قانوني هر زن ومردي پس از اينكه ۵ سال ازمدت ازدواج شان گذشت در صورتي كه بچه دار نشوند، مي توانند از هم جدا شوند و درخواست طلاق كنند.
در اينجا ما مي بينيم كه زن پس از ۷ سال زندگي ومشكلاتي كه در اين زندگي مشترك با همسرش داشته است، دچار مشكلات روحي شده ومتوجه مي شود كه او بر اثر مشكلاتي كه دارد به هيچ وجه نمي تواند صاحب فرزند شود.
در اينجا دوام زوجيت موجب عسر و حرج زن است. بنابر اين او مي تواند به دادگاه مراجعه كند و تقاضاي طلاق كند. چنانچه عسر و حرج مذكور در دادگاه ثابت شد، دادگاه شوهر را اجبار به طلاق مي كند و اگر اجبار در اين باره ميسر نشد با اجازه قاضي دادگاه زن طلاق داده مي شود.
لذا در ماده ۱۱۳۰ قانون مدني چند نكته قابل ذكر است.
۱ـ عسر و حرج ناظر بر آينده است
۲ـ زن بايد دلايل اثبات خود را به دادگاه ارائه كند.
۳ـ بايد دلايل ارائه شده از سوي دادگاه ثابت شود.
باتوجه به اين مطالب، مسائلي مثل اعتياد، عقيم بودن مرد، جلوگيري از بچه دارشدن به صورت طبيعي و غيرطبيعي ازمصاديق عسر و حرج است.
امروزه مهريه زن به نرخ روز محاسبه مي شود و باتوجه به تغيير فاحش قيمت ها بر اثر شاخص هايي كه بانك ملي اعلام مي كند، بايد از سوي مرد به زن پرداخت شود.
اين زن مي تواند علاوه بر گرفتن مهريه اش از دادگاه تقاضاي دريافت اجرت المثل و يا نحله ايام زوجيت كند كه اين امر نيز باتوجه به سنوات زندگي زوجين و نوع زحمات وخدماتي كه زن در خانه شوهر متحمل گرديده است از سوي دادگاه تعيين مي شود.
زيرا نماد مهر مبتني بر سنت و مذهب است و به محض وقوع عقد زن مالك مهريه اش است و هنگامي كه مهريه به صورت حال درآمد حق شرعي مرد است كه ديون زن را پرداخت كند.
بعد از فوت شوهر مهريه زن از ارث محاسبه و پرداخت مي شود چون مهريه جزو ديون ممتازه است بدين صورت كه مهريه زن در رأس هرم بدهي هاي مالي شوهر است وحتي بدهي هاي بانكي ومالياتي به دولت درر ديف هاي بعد از مهريه قرار دارد. يعني اينكه شوهر بايد مهريه همسرش را پرداخت كند و سپس بدهي هاي ديگرش را بپردازد.
|
|
|
|
|
قانون ؛ عقيم بودن شوهر
ماندانا به گذشته اش نگاه كرد. تنهايي درتمام دلش خانه كرده بود. از وقتي ياسر به زندگي اش پاي گذاشته بود، انگار خورشيد ديگر درآسمان بخت او طلوع نمي كرد.
به ياد روزي افتاد كه سرسفره عقد نشسته بود. عقد كه نه اسارت. ياسر خيلي وعده ها به او داده بود، خيلي حرف ها زده بود ، خيلي درباغ سبز نشان داده بود، و او به اميد همه اينها پابه زندگي ياسر گذاشت.
هرچند در دل زياد عشق و علاقه اي به ياسر نداشت، هرچند از ته دل دلش درگرو مهر او نبود ولي هرچه بود به قول مادرش محبت بعداً به وجود مي آمد.
ماندانا آهي كشيد. محبت چه واژه غريبي بود. احساس خستگي مي كرد. بايد هرطور بود فكري به حال خودش مي كرد.
دوباره به ياد گذشته افتاد.
ـ زن! چقدر مي خوابي؟
ماندانا سريع از خواب بلند شد وبه ساعت نگاهي كرد. ساعت تازه ۷صبح بود . فكركرد شوهرش سربه سرش مي گذارد. لبخندي زد وگفت:
ـ ياسر! اين موقع صبح چه وقت سربه سرگذاشتن و شوخي كردنه؟!
ياسر صدايش را بلند كرد.
ـ سربه سر؟ بلندشو زودباش يه غذايي درست كن. يه صبحونه مهياكن. زن نگرفتم كه خودم صبحونه درست كنم. زن نگرفتم كه زجر بكشم.
ماندانا از جا بلند شد. ياسر انگار يك طور ديگر شده بود. انگار با هميشه فرق داشت. ماندانا از چشم هاي شوهرش ترسيد.
ـ چرا صدات رو بلند مي كني. صبركن! الآن تا تو يه دونه نون تازه بگيري ، من صبحونه رو راه مي اندازم.
ماندانا به سرعت كتري را آب كرد و روي گاز گذاشت. خسته بود. چرا شوهرش از اول زندگي شان اينطور با او رفتار مي كرد. هيچ توجيهي نمي توانست براي آن پيدا كند. با خودش فكركرد شايد ياسر او را امتحان مي كند يا به نوعي مي خواهد قدرت مردبودنش را به او نشان دهد.
سرصبحانه ياسر هنوز درخودش بود.
ـ چي شده ياسر؟ چراناراحتي؟
ـ اين حرفا به تو چه مربوطه؟
ماندانا روز به روز بيشتر درلاك خودش فرو مي رفت. ياسر همان آدمي نبود كه نشان دا ده بود.
ـ ياسر مي گم منو مي بري اون خونه ويلايي كه گفتي توي شمال داري؟
ياسر چندبار سربالا جواب داده بود و دست آخر با عصبانيت گفته بود.
ـ هيچ كدام از اون چيزها وجود نداره. من تصور مي كردم با ازدواج با تو بتونم به همه اين چيزها دسترسي پيداكنم، ولي خانم يه سراب بوده، فراموشش كن.
ماندانا احساس سرگيجه مي كرد. حالت تهوع داشت.
ـ من نمي تونم با تو زندگي كنم. به خونه پدرم مي رم. تو منو فريب دادي. توسر من كلاه گذاشتي. ماندانا اين جملات را روي تكه كاغذي نوشت و روي تلويزيون گذاشت ورفت.
***
سه هفته بعد از رفتن ماندانا وقتي بزرگترها جمع شده بودند از او خواسته بودند كه سرزندگي اش برگردد ياسر به او گفته بود:
ـ درسته كه ۵سال نتونستم براي تو زندگي خوبي درست كنم . درسته كه نشده با هم خوب زندگي كنيم و آسايش داشته باشيم درسته كه اذيتت كردم ولي حالا پشيمونم ومي خوام جبران كنم. مي خوام خوب باشم و از دلت دربيارم.
ماندانا به اميد داشتن زندگي خوب بازگشته بود. ماندانا به اميد اينكه ياسر سرش به سنگ خورده باشد سرخانه و زندگي اش برگشته بود. كم كم نغمه هايي مي شنيد.
ـ اگه يه بچه توي زندگيتون بياد، اوضاع فرق مي كنه ورنگ و شكل ديگه اي به زندگيتون مي ده. بچه نمي دونين كه چه نعمتيه.
خودش خوب مي دانست كه بچه نعمت بزرگي است . خودش خوب مي دانست كه اگر بچه اي به زندگي شان پاي بگذارد، اوضاعش فرق مي كند. اگر ياسر اخلاق نداشت ، اگر ياسر مردهمراهي نبود، اگر ياسر به او توجه نمي كرد، لااقل يك بچه كه درآغوشش قرار مي گرفت خيلي از آرامش ها را به او مي داد. خيلي از كمبودهايش را جبران مي كرد.
ماندانا تصميم اش را گرفته بود. اگر مادر مي شد ، تحمل زندگي سخت با ياسر برايش ممكن مي شد.
ـ ياسر مي گم بدنيست صداي نق نق يه بچه ازاين خونه ساكت و آرام ما بلند بشه.
ياسر هم دوست داشت پدر شود. ياسر هم دلش مي خواست زندگي اش رونق پيدا كند…
ماندانا قطرات اشك را از روي صورتش پاك كرد [ـ چه آرزوي دوردستي!]
به ورقه هاي آزمايش ونسخه ها نگاه كرد. هزاربار آزمايش داده بود. هزاربار شنيده بود كه :
ـ خانم شوهرشما به هيچ وجه بچه دار نمي شه! اصلاً دنبالش نباشيد. اون طرف زمين هم كه برين بايد آرزوي مادرشدن را به فراموشي بسپاريد.
ـ خانم بچه! غيرممكنه . شما بهتره يا بچه اي بگيريد وبزرگ كنيد يا اينكه ديگه به فكر جدايي باشين.
ياسر ديگر آن ياسر هميشگي نبود.
ـ ماندانا قول مي دم. قول مي دم كه برم معالجه كنم. تو بايد صبر كني. ما بچه دار مي شيم.
ـ ياسر به دنبال سراب مي گردي. تو مشكل اساسي داري. همه گفتن ، من مي دونم ، خودت هم مي دوني كه فايده اي نداره.
ماندانا به ياد حرفهاي ياسرافتاد. سرش درد مي كرد. از زندگي سير شده بود. به عشق يك بچه بايد درآن خانه مي ماند. اگر قلبش مي خواست تا سالها بدون مهرباشد، اگر خالي از عشق مي شد ديگر امكان ادامه زندگي برايش نبود.
|
|
|
|
|
دوران بارداري
تغييرات فيزيكي و رفتاري در دوران بارداري:
زنان باردار تغييرات فيزيكي و رفتاري متفاوتي را تجربه مي كنند كه بروز اين تغييرات گاهاً موجب تعجب و نگراني آنان مي شود. در زيرشماري از رايج ترين مشكلات زمان بارداري آمده است:
ـ ورم پا: به علت وجود مايعات اضافي در بدن زن بادار، پا به شدت ورم مي كند، بطوري كه بايد از كفش گشاد سايز بزرگتر استفاده كرد كه باعث كم شدن ورم پا مي شود. به طور كلي سايز بدن مادر در دوران بارداري شديداً تغيير مي يابد.
ـ احتمال ابتلا به واريس، هموروئيد و يبوست: براي جلوگيري از ابتلا به واريس كه عموماً در پاها ديده مي شود و براثر فعاليت هورموني به وجود مي آيد، از ايستادن و نشستن به مدت طولاني دوري كنيد، لباسهاي گشاد پوشيده، از جورابهاي ضد واريس استفاده كنيد ودر هنگام نشستن، پاي خود را در سطح بالاتري قرار دهيد.
علت ايجاد يبوست نيز هورمونهاي ترشح شده در دوران بارداريند كه سرعت عبور غذا از مجراي روده اي را كند مي كنند و از طرفي رحم به روده بزرگ فشار وارد مي كند و عمل دفع را مشكل مي سازد. همچنين يبوست به بروز هموروئيد كمك مي كند. بهترين راه درمان جلوگيري از ابتلاست و براي نيل به اين امر بايد از يك رژيم غذايي غني از فيبر همراه با آب زياد و ملين استفاده كرد و همين طور به فعاليتهاي ورزشي پرداخت.
|
|
|
|
|
اخبار علمي
جراحي قلب و مشكلات مغزي
مطالعات اخير نشان داده است جراحي قلب (Heart Bypass) ممكن است مغز را درمعرض خطر قرار دهد.
با انجام عكسبرداري و تستهاي عملكرد مغز قبل و بعد از جراحي قلب، تأثيرات كوتاه مدت و طولاني مدت اين عمل روي مغز مشخص شده است.
طي اين مطالعات نواحي از كاهش جريان خون در مغز بعضي از بيماران ديده شده است.
همچنين تستهاي حافظه، طي جراحي مختل مي شود كه باگذشت ۱۰ تا ۱۴ روز پس از جراحي به سطح طبيعي خود باز مي گردند.
محققين معتقدند التهاب ايجاد شده در مغز ناشي از جراحي ممكن است موجب كاهش عملكرد موقتي مغز شود. همچنين استفاده از ماشين قلب ـ ريه جهت گردش خون در جراحي با ايجاد حبابهاي ريز هوا در خون مي تواند موجب ايجاد مشكلات مغزي كوتاه مدت نمايد.
عفونت گوش و روغن ماهي
دادن روزانه يك قاشق چايخوري روغن ماهي همراه با مولتي ويتامين مي تواند به پيشگيري از عفوت گوش كمك نمايد.
محققان معتقدند كودكاني كه درگير عفونتهاي مكرر گوش هستند داراي سطوح پايين ويتامين A، سلنيوم و يك اسيد چرب مخصوص هستند و استفاده از مكملهاي غذايي موجب كاهش برگشت اين عفونت و كم شدن نياز به استفاده از آنتي بيوتيك ها مي شود.
ارزش اين تحقيق زماني مشخص مي شود كه بدانيم عفونت گوش شايعترين علت مراجعه كودكان به پزشك است و عفونتهاي گوش جدي و مكرر ممكن است منتهي به مشكلات گفتاري و تكلم شود.
كاهش وزن به وسيله داروي ضد افسردگي
يك داروي شايع مورد استفاده در درمان افسردگي و ترك سيگار، در كاهش وزن مؤثر است.
اين دارو بوپيروپيون اس ار (Bupropion SR) ناميده مي شود.
محقيقن معتقدند اين دارو با كاهش هورمونها در مغز موجب كاهش تمايل به خوردن مي شوند.
بررسي فاكتورهاي خطر قلبي در جوانان
با وجود كاهش مرگ ناشي از حمله قلبي در دهه اخير، خطر حمله هاي قلبي همچنان به همان ميزان قبلي باقيمانده است.
محققين پيشنهاد مي كنند فاكتورهاي خطر مشكلات قلبي مانند سطح كلسترول و قند بالا در خون و فشار خون بالا بعد از سن ۲۰ سالگي در جوانان كنترل شود.
خطر بيماريهاي قلبي عروقي شامل سابقه خانوادگي مثبت حمله قلبي و سكته مغزي بايد پرسيده شود و كشيدن سيگار، عادتهاي ورزشي و رژيم غذايي بايد در هربار معاينه پزشكي مورد بررسي قرار گيرد.
همچنين اندازه گيري فشار خون، ضربان قلب و شاخص توده بدن و الگوي توزيع وزن حداقل هر دو سال يكبار بايد بررسي شود. ميزان قند و چربي خون بايد در افرادي كه داراي فاكتورهاي خطر هستند هر ۲ سال و در افراد ديگر هر ۵ سال اندازه گيري شود.
نكته اساسي اين است كه بيماريهاي قلبي يك مشكل مادام العمر هستند و شروع آن از دوران جواني است.
كار زياد و حمله قلبي
مطالعات نشان مي دهد كار زياد، خطر حمله قلبي را ۲ تا ۳ برابر افزايش مي دهد. در اين مطالعه رابطه تعداد ساعات كار در طول هفته، تعداد روزهاي تعطيل و ميزان خواب روزانه و خطر حمله قلبي مورد بررسي قرار گرفته است. افرادي كه بيش از ۶۰ ساعت در طول هفته كار مي كنند دو برابر بيش از كساني كه ۴۰ ساعت يا كمتر كار مي كنند در معرض خطر هستند. همچنين كساني كه بطور متوسط ۵ ساعت يا كمتر مي خوابند ۲ تا ۳ برابر بيشتر در خطر هستند.
دانشمندان معتقدند محروميت از خواب و عدم استراحت به صورت حاد مي تواند به عنوان يك محرك عمل نمايد.
در صورتيكه بي خوابي مزمن مي تواند موجب افزايش فشار خون و تعداد ضربان قلب شود و به همراه فشارهاي روحي طولاني مدت كه منجر به عدم كاركرد صحيح قلب مي شود، موجب افزايش فعاليت اعصاب قلب شده و به عنوان يك محرك جهت حمله قلبي است.
محققين توصيه مي كنند ساعات كاري به ۴۰ ساعت در هفته كاهش يابد و در صورتي كه مجبور به انجام كار در ساعات متمادي هستيم خواب كافي داشته و حداقل دو روز درماه استراحت كنيم.
|
|
|
|
|
درمان بدون دارو
«خرما»
به درخت خرما، نخل مي گويند محل رويش آن در آب و هواي سوزان و آب فراوان است و بهترين محصول آن مضافتي كرمان و بلوچستان است. درخت آن داراي نر وماده است. خرما داراي ويتامين B و A وCو E بوده و مقدار زيادي تانن دارد. درمراحل مختلف رشد ميوه درخت خرما، خواص وو يژگيهاي خرما مختلف مي باشد.
خرما به علت داشتن منيزيم ماده اي ضدسرطان است و قوه بينايي و شنوايي را تقويت مي كند. خرما همچنين داراي فسفر، كلسيم، آهن و يد است. گفته مي شود كه كساني كه خرما زياد مي خورند، فرزند پسر بيشتر از دختر دارند و هرگز به سرطان مبتلا نمي شوند. خرما ازريزش مو نيز جلوگيري مي كند.
بابك متشرع زاده: كارشناس ارشد كشاورزي
|
|
|
|
|
كودك نابينا
در شماره قبل از نقش پدر ومادر در تشخيص سريع و اقدام به درمان و توانبخشي به موقع سخن گفتيم ليكن آنچه اهميت دارد اين است كه باتوجه به نوع معلوليت ويژگيهاي خاصي بايد مدنظر والدين قرار گيرد. در اين بحث به موضوع كودك نابينا وخصوصيات مربوطه در خانواده مي پردازيم. نقص بينايي برخلاف ساير اختلالات و نقص ها از ويژگي خاصي برخوردار است، زيرا بروز وجلوه ظاهري اين نارسايي طبيعي بسيار زودتر از ساير انواع معلوليت ها در ظاهر و رفتار كودك مشخص مي گردد. نوزادي كه قادر به تعقيب نگاه والدين و اطرافيان نمي باشد و درمقابل لبخند و تحركات آنان سرد و بي تفاوت باقي مي ماند، نابينايي را در روزهاي اول تولد آشكار مي كند. در برخورد با اين گونه والدين، همدلي و درك احساسات و عواطف آنان از موضعي دوستانه همراه با احترام وعلاقه مي تواند تاحد زيادي از احساس تنش و درماندگي والدين بكاهد و آنان را براي كسب شناخت و پذيرش موضوع آماده سازد.
آگاه ساختن والدين ـ بويژه درمورد افراد كم سواد ـ نسبت به علل نابينايي فرزند بايد باواقع بيني و درك موقعيت صورت پذيرد تااز ايجاد تنش هاي بعدي بين والدين پيشگيري كند. بويژه درا ين زمينه به طريقي بايد عمل كرد كه احساس تقصير و گناه در هيچيك از آنان ايجاد نشود.
نكته بعدي آگاه سازي پدر ومادر نسبت به وضعيت آينده كودك است. بايد با ارائه شناختي دقيق از وضعيت تحصيلي و اجتماعي آينده كودكان نابينا و تأكيد بر جنبه هاي مثبت واميدبخش زندگي آنان، ترس و نگراني نسبت به آينده را از خانواده سلب كرد. در اين زمينه برخي روشها مي تواند مؤثر باشد كه مهمترين آنها براساس نوعي الگوهاي موفق در بين افراد نابينا، برقراري ارتباط نزديك والدين با مراكز توانبخشي و مربيان آموزش كودكان نابينا و ارائه اطلاعات به آنان در زمينه چگونگي پرورش مهارتهاي خودياري و حواس كودكان و در نهايت دادن اطمينان خاطر به والدين نسبت به حمايت همه جانبه از آنان و پيگيري مستمر مشكلات آنان، مي باشد.
آموزش خانواده و كودك نابينا از همان روزهاي نخستين شناخت و تشخيص مشكل آغاز مي شود. خدمات مشاوره اي اولين ومهمترين صحنه برخورد خانواده ها با مسائل آموزشي در مورد كودك نابينا مي باشد كه به دنبال آن آموزش هاي مناسب زير لازم است به خانواده ها ارائه شود:
۱) نحوه برقراري ارتباطات لمسي و كلامي با كودك
۲) برنامه پرورش حواس، شامل حس لامسه، شنوايي، بويايي و چشايي
۳) آموزش مهارتهاي روزمره زندگي شامل نحوه انجام كارهاي روزانه شخصي، نحوه برقراري ارتباط با اشخاص و شناخت موقعيت هاي اجتماعي مانند مشاغل، اماكن، و…
۴) آموزش تحرك و جهت يابي
۵) شيوه هاي تقويت حافظه، درك كلامي و افزايش معلومات عمومي كودكان نابينا
۶) برنامه اصلاح رفتار و تقويت رفتارهاي مثبت و كاستن رفتارهاي منفي
اصول آموزش خانواده و كودك نابينا بر موارد فوق استوار است. ان شاءالله هفته آينده در مورد هريك توضيحات بيشتري ارائه خواهيم كرد.
|
|
|
|
|
حديث عشق
علي (ع): حماقت، فضولي و دخالت بيجا در كار ديگران، سخنان نابجا به بار مي آورد.
امام علي (ع): از آدم احمق بپرهيز كه مدارا كردنش تو را به رنج اندازد و موافقت و همراهي با او تو را به هلاكت دچار سازد، مخالفت با او تو را بيازارد و همراهي و مصاحبتش براي تو وبال و عذاب به بار آورد.
امام علي (ع): كسي كه رفتارش بد شد، مرگش براي مردم شادمان كننده است.
امام علي (ع): زنهار كه ناراحت نكند تو را آنچه مردم درباره ات گويند، زيرا اگر همانگونه باشد كه مي گويند و درست باشد، گناهي است كه در كيفر آن شتاب شده و در دنيا به آن كيفر شده اي و اگر برخلاف آن است كه گويند و دروغ مي گويند، كار نيك و حسنه اي است كه تو انجام نداده اي، ولي پاداش آن در نامه عمل تو ثبت مي شود.
امام علي (ع): شخصيت انسان به زيركي او است نه به صورت او.
|
|
|
|
|
مسموميت
بحث مسموميت به نظرمي رسد خيلي فشرده شد هرچقدر مثنوي هفتاد من را كم كني بازخلاصه اي بايستي تقديم كرد. شايد اطلاعات مقدماتي در مورد اين مشكل كمك كننده و نجات بخش مي تواند باشد. اين مطلب كمي ادامه مي يابد و از حواشي پرهيز مي شود.
داروها و موادمسموم كننده فراوانند، موارد شايع آن ذكر و اگر در اين مقاله فرصت درمان دست داد به آن اشاره و گرنه پيگيري خواهدشد و در شروع از داروهاي متداول كه در منازل مثل نقل و نبات استفاده مي شود آغاز مي نمايد.
* شايد متداول ترين دارو در دنيا استامينوفن باشد و از نظر مصرف بالاترين ميزان استفاده را در دنيا دارد. اين دارو گوي سبقت را كه قبلاً آسپرين در دست داشت به دست گرفته و پيشتاز شده است.
خوشبختانه مقادير مجاز دارو مشكلي به وجود نمي آورد و مقدار مصرف اين دارو در شيرخواران كه معمولاً قطره آن استفاده مي شود دوبرابر وزن مقدار مورد نياز قطره مي باشد. مثلاً اگر شيرخواري ده كيلوگرم وزن دارد مقدار آن بيست قطره كه مي توان هر ۴ـ۶ساعت يكبار استفاده نمود و اگر بزرگتر باشند چه از قطره يا شربت يا قرص آن به مقدار ۱۰ ـ ۱۵ميلي گرم به ازاي هريك كيلوگرم وزن. مثلاً كودك پانزده كيلوگرمي نياز به( ۱۵وزن *۱۰ميلي گرم مساوي با ۱۵۰ميلي گرم)هر ۴ الي ۶ساعت يكبار دارد و در بزرگسالان مقدار مصرف استامينوفن يك الي دو قرص باز به فاصله ۴ـ۶ساعت مي باشد. معمولاً علائم مقدار سمي آن از حدود دو الي دو و نيم برابر مجاز به بالا ظاهر مي شود مثلاً در كودكان مقادير بالاي يكصد و پنجا ه ميلي گرم به ازاي هر كيلو وزن بدن كه دو ونيم برابر مقدار مصرف بيست و چهارساعته دارو مي باشد بروز مي نمايد. البته مسموميت دارويي در افراد فرق مي كند بعضي ها با دز كمتر و تعدادي با مقادير زيادتر دارو علائم سمي را نشان مي دهند.
* علائم * معمولاً در مسموميت ها از(Golden Time) زمان طلايي صحبت مي شود. يعني مدت زماني كه وقت وجود دارد تا به افراد مسموم كمك شود و در اين مدت زمان طلايي بهترين كمك ها و نتايج از درمان حاصل مي شود. در مسموميت با استامينوفن خوشبختانه زمان طولاني تر براي نجات بيمار وجود دارد و علايم آن در چهاردوره ذكر مي شود كه هر چه زودتر اقدامات درماني انجام شود بهتر ولي اگر به مرحله چهارم كه چهار روز تا دو هفته بعد از خوردن دارو مي باشد برسد كبد كاملاً نارسا مي شود. اصولاً در ۴ساعت اول نمي توان سطح خوني استامينوفن را اندازه گيري كرد. بايستي اين مدت زمان سپري شده، بعداً مقدار استامينوفن در خون اندازه گيري شود و در صورت بالابودن درمان شروع شود. علايم اوليه مسموميت شامل: بي اشتهايي ـ تهوع ـ استفراغ ـ بيحالي ـ رنگ پريدگي كه اين علام مربوط به روز اول مي باشد و علامت هاي روز دوم درد ناحيه راست شكم (ناحيه كبد) ـ كاهش ادرار و بالارفتن آنزيم هاي كبد در آزمايش خون مي باشد و بتدريج اگر درمان انجام نشود كبد نارسا مي شود.
* درمان* در مرحله اول درمان بايستي تحريكات براي ايجاد استفراغ انجام شود و با تخليه دارو از معده كمك زيادي به بيمار مي شود و مي توان از كربن فعال شده كه قدرت جذب را زياد مي كند و به اسم «activated charcol» مي باشد، استفاده نمود. مصرف هرچه سريعتر اين دارو مفيدتر است. ولي داروي اصلي و آنتي دوت (ضدمسموميت استامينوفن) داروي«ان ـ استيل سيستئين» كه به اسم «NAC» يا «mucomyst» معروف است، مصرف مي شود كه به مقدار ۱۴۰ميلي گرم به ازاي هر كيلو وزن دربار اول خوراكي مصرف يا خورانده مي شود و هر ۴ساعت يكبار مقدار آن نصف شده و تا ۱۷نوبت مي توان استفاده نمود.
خوشبختانه مرگ و مير از اين دارو كمتر از نيم درصد مي باشد و در افراد بزرگسالان مصرف طولاني علاوه بر نارسايي كبدي، نارسايي كليه نيز ايجاد مي نمايد كه در كودكان احتمال اين موارد كمتر است.
ايبوپروفن(بروفن): داروي دومي است كه به عنوان تب بر مصرف زيادي پيداكرده است. غير از خاصيت ضدتورمي و التهابي، اخيراً مصرف آن به عنوان تب بر بسيار رايج شده است و اثرات ضدتبي قوي تر تا استامينوفن دارد و به صورت قطره «موترين» ، شربت «ادويل» يا قرص «ادويل» و در ايران نيز به صورت شربت و قرص ايبوپروفن موجود مي باشد. عوارض جانبي شديد در اين دارو خوشبختانه كم است ولي اشكالي كه دارد اين است كه در مقادير معمولي ممكن است علايم ناراحتي ظاهر شود و با مقدار مصرف معمولي و يا به عبارتي با دز استاندارد نيز در بعضي افراد مشكلاتي بروز مي نمايد. مقدار مصرف دارو به ازاي هر كيلوگرم وزن بدن ۱۰ تا ۵ميلي گرم مي باشد مثلاً براي شيرخوار ده كيلوگرمي (وزن *۱۰ميلي گرم) برابر است با صدميلي گرم دارو كه هر هشت گاهي شش ساعت يكبار مصرف مي شود، مقادير ۱۰۰ميلي گرم به ازاي هركيلووزن علايم مسموميت ايجاد نمي كند ولي مقادير ۴۰۰ميلي گرم عوارض مسموميت ظاهر مي شود.
*علايم * معمولاً علايم بيماري و مسموميت در ظرف چهارساعت اول خوردن دارو ظاهر مي شود و بصورت ـ استفراغ ـ درد ناحيه معده و گاهي خونريزي معده ـ خواب آلودگي و عدم تعادل و در موارد شديد كما، نارسايي كليه، كاهش فشارخون نيستاگموس، دوبيني، سرگيجه و كري موقتي ظهور مي نمايد شدت علايم بستگي به ميزان مصرف دارو دارد.
درمان: متأسفانه اين دارو آنتي دوت (پادزهر) ندارد، استفراغ در اين دارو كم اثر است ـ ذغال فعال شده يا «Activated charcol » مؤثر است و بيشتر اقدامات درماني به صورت علامتي كمك كننده مي باشد.
حكايت مسموميت ها ادامه داد تا خداوند ياري نمايد و اين دفتر با استفاده عزيزان بسته شود.
|
|
|
|
|
درگفت وگو با دكتر منافي فوق تخصص جراحي پلاستيك عنوان شد:
بيني ليزري ، يك دروغ بزرگ!
|
|
|
رينو پلاستي يا ترميم بيني از انواع اعمال جراحي زيبايي است كه در ايران طرفداران زيادي دارد.
۷۰ درصد از متقاضيان جراحي بيني را در ايران زنان و ۳۰ درصد را مردان تشكيل مي دهند ودر ميان كشورهاي جهان، ايران بالاترين رتبه رادر رينوپلاستي دارد.
بيني يك عضو تنفسي است كه وظيفه آن تهويه ومطبوع سازي هواي تنفسي و انتقال اين هواي تصفيه شده به ريه ها است و بسياري از افرادي كه در اين عضو مشكل دارند دچار عوارض ناشي از خشكي دهان هستند كه در درازمدت احتمال ابتلاي آنان را به بيماري هاي قلبي و ريوي افزايش مي دهد. علاوه بر اين بيني در بويايي و زيبايي صورت نيز سهم به سزايي دارد.
در خصوص رينوپلاستي و اهميتي كه اين جراحي به ظاهر ساده دارد با دكتر علي منافي ـ فوق تخصص جراحي پلاستيك وزيبايي ـ به گفت وگو نشسته ايم.| بيشتر چه كساني دوست دارند عمل جراحي بيني انجام دهند؟
* بيشتر خانم هاي جوان كه سن ۱۷ تا ۳۰ سال دارند، ولي اخيراً متقاضيان مرد بيشتر شده اند.
** افرادي كه متقاضي زيبايي اند و علاقه دارند كه جراحي بيني انجام دهند، از نظر روحي چه وضعيتي دارند؟
* اكثر متقاضيان جراحي زيبايي بيني از نظر روحي مشكلي ندارند، ولي از نازيبا بودن بيني خود گله مند هستند.
البته درصد كمي از متقاضيان نيز ممكن است مشكل جسمي و نازيبايي واقعي در بيني تا صورت خود نداشته باشند ولي از يك نوع وضعيت روحي نارضايتي از شكل بدن و صورت خود رنج مي برند كه Body dysmorphism به آن اصطلاحاً گفته مي شود. جراح پلاستيك در معاينه متقاضي و مصاحبه با وي به اين آگاهي مي رسد وقتي فردي اشكالات بيني وچهره خود رادقيق و واقع بينانه توصيف مي كند ما مجاب مي شويم كه فرد از نظر رواني و روحي مشكل ندارد ولي اگر متقاضي تصوير غيرواقعي از بيني و صورت خود دارد يا انتظارات بيش از حد از عمر دارد، كانديد خوبي براي عمل جراحي نيست.
** اگر بخواهيم به گذشته برگرديم، از چه زماني عمل جراحي زيبايي بيني در ايران مرسوم شد؟
* مي توان گفت از حدود ۴۰ سال قبل جراحي هاي زيبايي از جمله جراحي زيبايي بيني، در ايران شروع شده است و آقاي دكتر اصانلو و ساير پيشگامان رشته فوق تخصصي جراحي پلاستيك پرچمدار اين نهضت بودند و از حدود ۲۰ سال پيش كه آموزش مدون رشته فوق تخصصي جراحي پلاستيك با سيستم آموزش جديد آغاز شد انجام اين عمل جراحي گسترش بيشتري يافت.
** عمل جراحي زيبايي بيني به چه ميزان در چهره فرد تأثيرگذار است؟
* هراندازه اشكالات اوليه بيني بيشتر باشد پس از جراحي تغييرات ايجاد شده بيشتر بوده و نتيجه عمل به تكنيك جراحي و نيز كيفيت پوست بيني بيمار بستگي دارد.
هر اندازه كيفيت پوست بيمار بهتر و اسكلت بيني وتيغه بيني صاف و متقارن تر باشد نتيجه عمل بهتر است ولي در صورتي كه پوست بيني ضخيم تر و گوشتي تر باشد وبيني انحراف داشته باشد عمل جراحي پيچيده تر مي شود ولي باز هم تغييرات مثبتي مي تواند ايجاد گردد و جراح پلاستيك با تجربه مي تواند در عين حفظ مكانيزم تنفس، زيبايي لازم را نيز به بيني بدهد.
** مردم چه نگرشي به جراحي بيني دارند؟
* اخيراً نگرش بيماران نسبت به عمل زيبايي متكامل تر شده است و گرايش مردم براي حفظ فيزيولوژي تنفس و طبيعي به نظر آمدن بيني بيشتر شده است و اكثراً دوست ندارند بيني شان جراحي شده به نظر آيد.
البته آمار عمل بيني كه در ايران وجود دارد در كشورهاي ديگر وجود ندارد. از نظر آماري شايع ترين عمل جراحي زيبايي در ايران رينوپلاستي است ولي در آمريكا ليپوساكشن تنه و اندامها رتبه اول را دارد.
** آيا جراحي بيني با ليزر وجود دارد؟ يا بيني كامپيوتري يا طراحي كامپيوتري؟
* اولاً جراحي بيني با ليزر يك دروغ عوام فريبانه است وافراد غيرمطلع آنرا مي پذيرند. و مطمئناً شما از زبان پزشك جراح پلاستيك چنين چيزي را نمي شنويد. چون همانطوريكه اطلاع داريد ليزر انرژي ايجاد مي كند كه كارش سوزاندن است و براساس آنكه گيرنده اش آب يا مواد رنگيزه خاص مثل ملاتين مو باشندهدفهاي خود را مي سوزاند واگر انرژي آنرا متمركز كنيم مي توانيم با آن برش نيز ايجاد كنيم ولي در عمل جراحي زيبايي بيني ما غضروفها را كم و زياد مي كنيم استخوان بيني را جرح و تعديل مي كنيم در جاهايي ممكن است غضروف پيوند كنيم در خيلي جاها بخيه مي زنيم و هركاري كه در جهت تصحيح اختلالات موجود باشد استفاده مي كنيم و اين كارها از ليزر بر نمي آيد ، ضمناً كار با ليزر تمهيداتي لازم دارد از جمله پوشاندن چشمهاي بيمار و كل پرسنل اطاق عمل و پزشكان و... در هيچ جاي دنيا نيز چنين كاري انجام نمي شود. ممكن است مابراي پوست ضخيم بيني ليزر پوست كنيم يا كارهايي از اين دست ولي عمل زيبايي بيني با ليزر وجود ندارد ثانياً در مورد طراحي كامپيوتري بايد عرض كنم حدود يك دهه پيش اين كار در آمريكا مد شد. ولي چون طراحي و نقاشي روي مانيتور كامپيوتر خيلي آسانتر از عمل روي بيني سه بعدي در آدم زنده است اكثر بيماران بعد از عمل نارضا بودند. دليل اين بود كه نتيجه بعد از عمل با طرح پيشنهادي كامپيوتري متفاوت بود.
چون قبل از عمل يك پرينت از بيني طراحي شده كه بسيار خوب نقاشي شده بود به بيماران داده مي شد ولي نتيجه بعداز عمل واقعي بدليل آنكه عمل روي انسان زنده با تمام مشكلات موجود با نقاشي روي صفحه كامپيوتر متفاوت است ونتيجه نهايي به تكنيك عمل، مراقبت هاي بعداز عمل و نيز مكانيزم التيام زخم و كيفيت پوست بيمار بستگي دارد اكثراً بيماران رضايت نداشتند وامروز اين كار يا انجام نمي شود يا اگر در مواردي انجام مي شود براي اين است كه جراح و بيمار يك ذهنيت حدودي از كاري كه انجام خواهد شد داشته باشند ودر زير طرح نيز صريحاً نوشته مي شود كه اين يك تصوير مجازي و حدودي است و هيچ تضميني نيست كه بعداز عمل به اين شكل دربياييد. قصه كامپيوتري نيز اينگونه است.
**مضرات عمل جراحي كدام است؟
*عوارض احتمالي در موردهر عمل جراحي متصور است از جمله احتمال خونريزي ورم و غيره ولي نتيجه عمل بستگي به تكنيك عمل، وقت و دقتي است كه جراح سر عمل به خرج مي دهد در تكنيك هاي قديمي اكثراً مشكل تنفسي براي بيماران ايجاد مي شد، ولي امروز با تكنيك هاي خاص اين مشكل نيز به حداقل رسيده است.
اگر نكات تكنيكي لازم از نظر جراحي رعايت نشود ممكن است مشكل تنفسي براي بيمار ايجاد گردد، يا از نظر ظاهري زيبايي بيني تأمين نشود. اگر انتخاب بيمار درست انجام نشود ممكن است رضايت بيمار حاصل نشود. در صورتي كه اگر مشكلات موجود بيني با فرد مراجعه كننده واقع بينانه صحبت شود و مطرح شودمعمولاً مشكلي به وجود نمي آيد.
** تغييرات سني ايجاد شده در متقاضيان رينوپلاستي نسبت به گذشته چگونه است؟
* خوشبختانه با بهبود شيوه هاي عمل جراحي و بيهوشي و بي دردي محدوديت ها خيلي كمتر شده است و از نظر حداقل سن لازم در دختران ۱۶سالگي ودر پسران ۱۷سالگي است ولي عملاً ما با طيف وسيعي از نظر سني روبرو هستيم در تجربيات اينجانب از ۱۶ساله تا ۷۰ساله نيز عمل كرده ام و نتايج بسيار راضي كننده بوده است.
** آيا كساني كه قبلاً تحت عمل قرار گرفته اند و مشكلاتي از نظر ظاهري يا تنفسي دارند امكان درمان و جراحي مجدد هست؟
* گرچه عمل جراحي دوم يا سوم به بعد سخت تر از عمل اوليه است و به مهارت و تجربه بيشتري نياز دارد ولي اگر بيماران افراد واقع بيني باشند و نياز به عمل جراحي مجدد، واقعي باشد مي توان بطور مؤثر مشكلات بيماران را رفع كرد و امروزه تصحيح مشكلات ظاهربيني و بخصوص مشكل تنفسي از جمله كارهاي متداول و روزانه ماست.
** والديني كه بيني كودكان آنان در هنگام بازي دچار مشكل مي شود، چه اقدامي بايد انجام دهند؟
* اكثراً اولين تظاهر ضربه به بيني خون دماغ است كه بهتر است فرد مصدوم را در حال استراحت قرار دهند و سر را بالاترنگه داشته و با يك فشار ملايم توسط انگشتان دست براي مدت حدود ۵دقيقه در اكثر موارد خونريزي بند مي آيد ولي در هر صورت چه خون بند بيايد و چه بند نيايد بهتر است به مراكز اورژانس يا پزشكان متخصص مراجعه شود و ضمن معاينه كلي بايد مطمئن شويم كه هماتوم تيغه بيني ايجاد نشده باشد.
مابقي كارهاي تشخيصي يا درماني لازم نيز توسط جراح پلاستيك يا متخصص گوش وحلق و بيني انجام مي گردد.
** خون دماغ هايي كه بعضي از افراد به طور مكرر به آن مبتلا مي شوند آيا به وضعيت و ساختار بيني آنان مربوط است و با جراحي رفع مي شود ياخير؟
* در موارد خون دماغ هاي مكرر بايد توجه كرد كه اولاً بيمار مشكل انعقاد خون نداشته باشد كه خود دلايل متعددي مي تواند داشته باشد. دوم اينكه بيماريهايي مثل فشار خون بالا وجود نداشته باشد. سوم اينكه بعضي ناهنجاريها مثل وجود كلاف عروقي از جمله ماه گرفتگي ها و غيره وجودنداشته باشد. چهارم اينكه، عادت بيماران كه ممكن است به شكل دستكاري بيني و فرو كردن چيزي در بيني باشد مدنظر قرار گيرد و بسته به علت بايد مشكل رفع شود و هميشه جراحي كارساز نيست.
** چرا به لحاظ عمل جراحي رينوپلاستي بالاترين آمار جراحي زيبايي را ايران تشكيل مي دهد آيا اين به علت ساختار بيني ايرانيان است يا وراثت، محيط در آن اثر دارد و يا اينكه ما ايرانيان نسبت به زيبايي بيني حساس هستيم؟
* اولاً ما ايرانيها اغلب بيني هاي بزرگي داريم كه خود اين مسأله دليل اين نمي شودكه حتماً عمل لازم باشد. ثانياً افراد در جامعه ما خيلي روي ظرايف صورت واز جمله بيني حساس هستند. ثالثاً وقتي چيزي همه گير شد نمي توان براحتي آن را مهار كرد، تب عمل بيني نيز فعلاً چنين وضعي دارد.
**شما به عنوان يك متخصص عمل جراحي رينوپلاستي را توصيه مي كنيد يا خير؟
* اگر در بيني يا قسمت هاي ديگر صورت اشكال ظاهري يا دروني از نظر انحراف تيغه بيني يامشكل تنفسي وجود دارد و مشكل روحي و وسواس نباشد، بدون نگراني قابل توصيه است.
** آيا غير از بيني اشكالات ديگر صورت را نيز همراه با عمل بيني مي توان رفع كرد؟
* بله ما مي توانيم خيلي از اشكالات بيني و صورت را توأماً در يك عمل رفع كنيم. به شرط آنكه آناليز اجراي صورت به دقت انجام شده باشد و ريسك عمل جراحي با توجه به سن و شرايط جسمي و روحي بيمار افزايش نيابد. در برخي از موارد خود جراح پلاستيك ممكن است پيشنهاد انجام يك عمل جراحي همراه را به بيمار بدهد كه زيبايي چهره بيمار را بيشتر كند يا بهتر رفع عيب كند.
|
|
|
|