زماني كه مراسم تشييع ۱۵ فلسطيني كشته شده توسط جنگنده هاي اف ۱۶ اسرائيلي از محل بيمارستان شيفا آغاز شد، بچه هاي مجروح شده خانواده هاوئتي ـ كه از سر تا بازو دستشان باند پيچي شده بود ـ روي تخت هاي بيمارستان خوابانده شده بودند.
ايمان، نه ساله ، كه به خاطر ضربه مغزي سرگيجه دارد ـ موهاي قهوه اي فر دار او به سختي از زير باندها ديده مي شود ـ تلوتلو خوران و در حالي كه با زحمت راه مي رفت خود را به پنجره رساند تا جمعيتي را تماشا كند كه اجساد مادر و هر دو برادرش را از بيمارستان خارج مي كردند.
هاوئتي ها يكي از چهار خانواده فلسطيني بودند كه زندگي و خانه شان باحمله اف ۱۶ هاي اسرائيلي ـ زماني كه يك موشك قدرتمند را به محله اي واقع در يكي از پرجمعيت ترين مناطق دنيا نشانه رفتند ـ ويران شد.
موشك هدف خود را پيدا كرد. شيخ صالح شهاده يكي از بنيانگذاران شاخه نظامي حماس به تكه تكه هاي گوشت سوخته تبديل شد. محافظ او نيز به همراه همسر شهاده و دختر نوجوان او كه از روي جواهراتش شناسايي كردند، كشته شدند.
بقيه كساني كه در خانه هاي همجوار زندگي مي كردند ودر شب حمله كشته ويا زخمي شدند هيچگاه به خاطر تدابير امنيتي حماس متوجه نبودند شهاده همسايه شان بوده است. نه نفر از آنان زماني كشته شدند كه ديوار خشتي سرشان فرو آمد و تركش ها روانه گوشت و پوستشان شد.
• پيروزي با قتل عام
تلفات سنگين انساني (۱۵ كشته و ۱۶۰ زخمي ) از غرور اسرائيلي ها در قتل عام نكاست. آريل شارون نخست وزير اسرائيل ديروز به كابينه اش گفت: «اين اقدام، تا آنجايي كه من اطلاع دارم، يكي از موفقيت هاي بزرگ ماست».
اما چنين اقدامي همچنين عقوبت عذاب آور ديگري را به همراه خواهد آورد. زماني كه ده ها هزار نفر از عزاداران از خيابان اصلي شهر غزه سرازير شده بودند، مردي سوار بر شانه مردي ديگر، جسد كوچك پيچيده شده دريك چفيه سياه و سفيد ـ مثل آن كه بخواهد چيزي را تقديم كند ـ روي دست گرفته بود؛ جسد متعلق به ديناماتار يك كودك دو ماهه بود؛ جوان ترين قرباني حمله اخير.
دورادور او مردان مسلح جناح هاي مختلف فلسطيني نعره مي كشيدند. آن ها لباس رزم بر تن داشتند، تير هوايي در مي كردند و فرياد مي كشيدند: «اسرائيل انتقام ما به سراغت خواهد آمد؛ نوبتت خواهد رسيد».
وقتي بعد از نيمه شب موشك اصابت كرد، بچه هاي هاوئتي در يك رديف به ترتيب سن خواب بودند: طارق ۱۳ ساله، كنار ديوار، جهاد ۱۲ ساله ، ايمان نه ساله، خامس هشت ساله، محمد ۴ ساله و سوبي ۳ ساله.
طارق وقتي بيدار شد خود راخاك شده زير آوار فرو ريخته از سقف ديد.او بوي دود راحس مي كرد و صداي شيون و گريه هولناك پدر و عمويش را مي شنيد كه سعي داشتند فرزندانشان را از ميان تاريكي و آوار بيرون بكشند.
طارق مي گويد: «آنها همين طور روي من پا مي گذاشتند، هيچكس نمي دانست كه من آن زير هستم. وقتي شروع به فرياد كشيدن كردم، بقيه به اندازه اي داد و فرياد راه انداخته بودند كه صداي من به گوش كسي نمي رسيد».
• گرفتاري
او كوچك تر از آن بود كه بتواند ورقه آهن را كنار بزند، اما بالاخره توانست دست خود را از ميان آوار بيرون ببرد. نزديك غروب او به اتاق يك بيمارستان انتقال يافت، استخوان ران راستش، شكسته و سرش از پنج ناحيه زخمي شده بود. استخوان زانوي جهاد چند تكه شده بود. خامس به خاطر ضربه به ناحيه سر، سر گيجه گرفته و بخشي از صورتش كبود شده بود. ايمان آرامش خود را از دست داده و مدام راه مي رفت. چهار نفر از پسرعموها و دخترعموهايش كه در خانه هاوئتي ها زندگي مي كردند نيز مجروح شدند. محمد ۴ ساله و سوبي ۳ ساله كشته شدند.
طارق مي گفت: «من نمي دانم ما را كي مرخص مي كنند، اما اين را خوب مي دانم كه ديگر خانه نداريم؛ خانه مان ويران شده است».
• زندگي مخفي چريك
محله دراج يكي از قديمي ترين محله هاي غزه است. در اين محل، خانه ها به فاصله كم تر از يك متري يكديگر قراردارند. ديروز، بوي خون فضاي ويرانه ها را به خود آغشته كرده بود.
روي تلنبار سيمان وآهن نشانه هايي به چشم مي خورد كه خبر مي داد كساني قبلاً در اينجا زندگي مي كرده اند. قوطي كرم صورت، يك لنگه صندل صورتي بچگانه و لباس هايي كه روي آنها كلي خاك نشسته بود.
اين نشان از تدابير امنيتي حماس دارد كه در روزهاي آخر كسي نمي دانست شهاده به خانه خالي محله دراج نقل مكان كرده است. هرچند شهاده در بين سربازان به خاطر تأسيس گروه نظامي عزالدين قسام در ۱۵ سال پيش شناخته شده بود، اما مردم او را نمي شناختند. بيشتر مردم در غزه تنها درباره او چيزهايي شنيده بودند.او ۴۸ ساله بود. پسريك مهاجر كه از نزديكي تل آويو به غزه آمده و ۱۴ سال را در زندان هاي اسرائيلي ها گذرانده بود.اما وقتي در سال ۲۰۰۰ ميلادي آزادشد، زندگي مخفي را آغاز كرد و تا زماني كه موشك رها شده از جنگنده اف ۱۶ محل اقامت او و سه خانه ديگر را ويران كرد، او سه بار به اسرائيلي ها يورش برده بود.
وقتي روز رسيد، خبر كشته شدن شهاده وهمچنين آمار بالاي تلفات انساني، دراج را كانون خبرها قرار داد.
بچه ها از نقاط مختلف خودرا به محل انفجار رساندند و از ويرانه ها بالا رفتند. شعار جديد نوشته شده بر ديوار كه رنگ آن تازه خشك شده بود، چنين مي گفت: «اين سلاح آمريكايي است».
• اندوه
در طبقه دوم يك خانه نيمه تمام در همسايگي محل اصابت موشك دسته اي از زنان عزادار كه روي صندلي هاي پلاستيكي نشسته اند گرد آمده اند و هاميلا ماتار را كه غم اندوه سرداده است، دلداري مي دهند.
۶ عضو خانواده او در طي حمله موشك كشته شدند. يك زن و پنج كودك شامل دينا طفل دو ماهه. زماني كه مجروح هاي سرپايي از بيمارستان بازگشتند، همسايه ها نمي دانستند به آن چه بگويند. ماهاماتار ۲۲ ساله دانشجوي روانشناسي ،از اولين كساني بود كه بازگشت. در زير حجاب مشكي، بازوي او از شانه تا آرنج كبود شده بود.
ماهاماتار گفت: «ما از مردم پرسيديم چه كسي كشته شده است. آن ها جواب دادند سه بچه و مادرشان. ما جواب داديم، خواست خدا بوده است».
ماها ادامه مي دهد: «بعداز مدتي به من گفتند كشته شده ها خواهر ناتني من و سه بچه او بوده اند . بعد از يك ساعت گفتند دينا نيز كشته شده است و دوباره يك ساعت بعد، آنها گفتند خواهرم آلا نيز از ميان رفته است. آلا فقط ده سال داشت».
• انتقام
چند ساعت قبل از حمله هوايي، شيخ احمدياسين، رهبر حماس در گفت وگو باشبكه خبري الجزيره گفته بود، سازمان حماس در نظر دارد در صورت خروج نيروهاي اسرائيلي از كرانه غربي وغزه به حملات انتحاري خاتمه دهد. اما حماس قدري مردد بود چرا كه اين تصميم به خروج نيروهاي اسرائيلي از كرانه غربي و غزه مربوط مي شد. شرايطي كه به نظر نمي آيد اسرائيلي ها به آن تن بدهند.
اما زماني كه مراسم تشييع برپا بود به نظر نمي رسيد حتي اين پيشنهاد حماس به قوت خود باقي بماند. يكي از رهبران مذهبي قبل از شركت در مراسم تشييع جنازه گفت: «قتل عامي را كه اسرائيل ديشب راه انداخت نمي توان به كلمه بيان كرد؛ براي ما راهي جز عمل نمي ماند؛ تنها عمل است كه واكنش متقابل حماس را شكل خواهد داد».
از نظر ماهاتامار كه در دامن اندوه زندگي را ادامه خواهد داد، وعده انتقام تنها چيزي است كه او را آرام خواهد كرد.
«لااقل آتشي را كه در قلب من در حال سوختن است، اما نمي توانم آن را نشان دهم، سرد خواهد كرد».