شماره ۲۱۹۶ - سال هشتم - دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۱
Mon, Jul 29, 2002
Latest black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه

كوفي عنان براي صلح
075354.jpg
در آغاز قرن بيست ويكم و در مراسم اهداي جايزه نوبل به كوفي عنان دبيركل سازمان ملل متحد، او چنين نقطه نظراتي رامطرح مي كند: «قرن بيستم شايدمرگبارترين قرن در تاريخ بشريت بود كه توسط درگيري هاي زياد، رنج هاي ناگفته و جنايات غيرقابل تصور تخريب شد. در هر زمان گروهي يا ملتي خشونت زيادي برديگران تحميل نمودكه غالباً به دليل تنفر غيرعاقلانه و شك يا جهل بي پايان، ولع براي قدرت و منابع بود... خيلي از ملت ها، بناها و يا دروازه هايي براي جنگ و نبردهاي قهرمانانه و طاق نصرت هاي پيروزي بر پا كرده اند. اما صلح هيچ افتخاري و معبد ي براي پيروزي ندارد. قرن جديد را ما بايستي بادرك اين واقعيت آغاز كنيم كه صلح متعلق به نه تنها دولت ها يا مردم است بلكه متعلق به فرد فرد افراد جوامع آنها نيز هست. استقلال دولت ها نبايستي به عنوان سپري در برابر نقض گسترده حقوق بشر قرار گيرد. صلح بايستي واقعي وقابل لمس در حيات روزانه هر فرد كه به آن نياز دارد باشد وهمواره خواسته شود».
اين گوشه اي از عقايدمردي است كه مجله تايم در نگاهي دقيق به شيوه زندگيش، پنج خصوصيت عمده را براي وي بر مي شمارد: «متانت،اعتماد به نفس، شجاعت ، همدردي و ايمان».

• يك مدير
كوفي عنان در ۸ آوريل ۱۹۳۸ دركوماسي غنا متولد شد.در دانشگاه علوم و تكنولوژي كوماسي و سپس در كالج ماكاستر درمينه سوتا تحصيل كرد و از سال ۱۹۶۱ در مؤسسه عالي مطالعات پيشرفته بين المللي در ژنو و سپس در ماساچوست در مقطع فوق ليسانس مديريت به درس خود ادامه دارد. او همچنين در سال ۱۹۶۲ در سازمان جهاني بهداشت در ژنوكار خود رادر سازمان ملل آغاز كرد.
عنان كه داراي تابعيت غنا بوده و به زبانهاي انگليسي، فرانسوي و تعدادي زبانهاي آفريقايي تسلط دارد،داراي مشاغل متنوع مهمي در سازمان ملل بوده است كه محور آنها را مسائل مديريتي ، امور اداري ، بودجه ،مالي و پرسنلي و نيز مسائل پناهندگان و حفظ صلح شامل مي شده است.
او مأموريت هاي زيادي از جمله نمايندگي ويژه دبير كل در يوگسلاوي سابق ، فرستاده ويژه در سازمان پيمان آتلانتيك شمالي، امضاي موافقتنامه صلح ديتون، نمايندگي ويژه دبيركل در فراهم كردن مقدمات بازگشت ۹۰۰ كارمند بين المللي به وطن در جريان حمله عراق به كويت و سرپرستي تيم مذاكره كننده سازمان ملل باعراق ـ درمورد ترغيب اين كشور به فروش نفت در برابر مايحتاج و كمك هاي انساني ـ و موارد متعدد ديگر را به عهده داشته است.
عنان قبل از انتخاب شدن به عنوان دبيركل سازمان ملل همچنين رياست هيأت امناء مدرسه بين المللي سازمان ملل در نيويورك و پيش از آن سمت مدير مدرسه بين المللي در ژنو را در اختيار داشت.
وي از اول مارس ۱۹۹۳ تا زمان انتخاب به دبير كلي، معاون دبيركل درحفظ صلح بود ويك سال پيشتر از آن هم به عنوان دستيار دبيركل درعمليات حفظ صلح در سازمان ملل خدمت كرد.

• انتخاب دبيركل ؛ كشمكش پاريس ـ واشنگتن
عنان در ۱۷ دسامبر ۱۹۹۶ از سوي مجمع عمومي براي يك دوره پنجساله دبيركلي از اول ژانويه ۱۹۹۷ تا پايان ۲۰۰۱ انتخاب شد و بعداز آن هم به مدت ۵ سال ديگر در سمتش ابقا شد.
انتخاب كوفي عنان بعد از كشمكش هاي فراواني برسرتعيين دبيركل جديد ميان اعضاي شوراي امنيت انجام گرفت. دولت واشنگتن كه از پافشاري پطروس غالي بر لزوم دخالت نظامي نيروهاي حافظ صلح آمريكايي درسومالي وشكست اين مأموريت، اتلاف وقت درتصميم گيري برسرآغاز عمليات نظامي متحدين در بوسني وبالاخره تلاش غالي براي ارائه گزارشي جامع درباره گلوله باران اردوگاه پناهندگان سازمان ملل در روستاي قانا درجنوب لبنان ناخشنود بود، به بهانه كندي دبيركل مصري درآغاز روند اصلاحات سازمان ملل، گزينش دوباره وي براي يك دوره ۵ساله ديگر را وتو كرد. درمقابل، فرانسوي ها به دليل آن كه عنان اهل يك كشور فرانسه زبان نيست با او مخالفت كردند و شرايطي پيش آمد كه انتخاب دبيركل به مبارزه اي بين اراده واشنگتن و پاريس تبديل شد. اين مبارزه اي بود كه واشنگتن درآن به پيروزي دست يافت.
درهرحال كوفي عنان درحالي به عنوان دومين دبيركل آفريقايي سازمان ملل برگزيده شد كه كوله باري از سي سال تجربه درسمت هاي اداري ومقام هاي مختلف را درسازمان ملل به دوش مي كشيد. او نخستين دبيركلي بود كه از درون ساختار سازمان درطول حيات نيم قرني ا ش برگزيده مي شد. گرچه برخي كارشناسان سياسي، حمايت كاخ سفيد را از عنان در دوره انتخاب دبيركلي وسابقه طولاني حضور او درآمريكا و تحصيل دراين كشور را هم مدنظر قرار مي دادند.

•اهداف و اولويت هاي عنان
عنان بعد از انتخاب، ولويت هاي برنامه اش را همكاري با كشورهاي عضو براي تعريفي جديد از اهداف سازمان در قرن بيست ويكم وپايه ريزي اركان سازمان ملل از نو دانست وعنوان نمود: «ما بايد با دولتها برسر اجراي قوانين ومعيارهاي فرامرزي در روابط كشورها درجهاني كه دولتها به هم وابستگي كامل دارند، رعايت حقوق بشر، كاهش ميزان فقر و تشويق تداوم گسترش ورشد كشورهاي عقب مانده به توافق برسيم.» او از ديگر اهدافش را طرح كلي «دموكراسي براي همه» ، مسأله حفظ محيط زيست وپيكار با قاچاق موادمخدر دانست. البته در پيشنهادات عنان، اشاره اي به حذف حق وتو كه قبلاً از سوي كشورهاي مستقل مطرح شده بود، ديده نمي شد. او كه خود را فرزند آفريقا و دبيركل يك سازمان جهاني مي دانست، پايان دادن به درگيري هاي سياسي آفريقا و بهبود روند گسترش اقتصادي اجتماعي قاره سياه را نيز ازجمله اهداف خود عنوان كرده است.

•كارنامه قابل توجه
كوفي عنان درطول سالهاي فعاليت خود درسمت دبيركل اقدامات متنوع و مؤثري را جامه عمل پوشاند.
واكنش او به عمليات نيروهاي صرب دركوزوو و هشدار نسبت به خطر گسترش جنگ در گزارشي كه به شوراي امنيت ارائه كرد، واكنش تند او نسبت به تصويب قانون منع فعاليت احزاب اسلامي درتاجيكستان ، تلاشهايش براي لغو تحريم نفتي عراق، پيگيري مدام مسأله افغانستان و هشدار نسبت به وضعيت مردم اين كشور، موضعگيري هاي شديد او عليه طالبان و نقض حقوق زنان در افغانستان، محكوميت شديد و پيگيري مسأله قتل ديپلماتهاي ايراني، درخواستهايش براي رفع تبعيض عليه زنان، برنامه ريزي و طرحهاي وسيع در برگزاري سال گفت وگوي تمدنها، گوشه اي از فعاليت او در اين سالها را نشان مي دهند؛ كارنامه اي قابل توجه و پربار.

•حقوق بشر
در سال ،۱۳۷۸ او به همراه دبيركل يونسكو و كميسر عالي حقوق بشر، در بيانيه اي با انتقاد از عدم به رسميت شناختن آزادي مطبوعات و عدم امنيت روزنامه نگاران در بعضي كشورها، خواستار احترام جهاني نسبت به آزادي مطبوعات شدند.
سخنراني او در پنجاهمين سالگرد اعلاميه جهاني حقوق بشر در دانشگاه تهران، مضامين عمده و پراهميتي را در خود داشت.
به اعتقاد او مبارزه براي حقوق بشر، هميشه و در همه جا مبارزه عليه انواع ظلم و بي عدالتي بوده است: مبارزه عليه بردگي، عليه استعمار و عليه جدايي نژادي. وي از برگزاري نخستين كنفرانس جهاني حقوق بشر سازمان ملل كه ۳۰ سال پيش در دانشگاه تهران برگزار شد، ياد كرد و با ذكر جملاتي از امام علي (ع) و سعدي اظهار كرد: «براي همه جهان بايد دموكراسي، حقوق بشر و برخورداري از آزادي فرهنگي وجود داشته باشد و استعداد بشر ضامن خواهد بود تا هر جامعه در چارچوب سنتها و تاريخ خود اين ارزشها را گرامي دارد و ترويج نمايد».
در همان دوران تلاشهاي كوفي عنان براي پيشگيري از بروز جنگ و حمله نظامي آمريكا به عراق در كانون اخبار جهاني قرارگرفت. سفر او به بغداد در چارچوب اين هدف، پشتيباني گسترده اعضاي دائمي شوراي امنيت و سران سياسي كشورهاي مختلف را به همراه داشت.
امضاي قرارداد ميان او و طارق عزيز معاون وقت نخست وزير عراق در ۱۴ اسفند سال ،۷۶ غافلگيري و سردرگمي آمريكا را در اجراي حمله نظامي به عراق به همراه داشت.

•جهاني سازي
عنان در سالهاي بعد جهت گيري هاي آشكاري در حمايت از توسعه كشورهاي فقير و مخالفت با اقدامات كشورهاي صنعتي غرب را تعقيب كرد.
وي در موضعگيري خود در بهمن ماه سال ۷۸ و در واكنش به شكست اجلاس سياتل عنوان نمود: «كشورهاي در حال توسعه همچنان از حركت جهاني سازي غايب هستند كه علت اصلي آن، موانعي است كه كشورهاي صنعتي ايجاد كرده اند». او خواهان ايجاد شرايطي جديد شد تا مزاياي جهاني سازي بين همه كشورهاي طرفدار سرمايه گذاري پخش شود. عنان در مقاله اي كه در سال ۱۳۷۹ در روزنامه فايننشيال تايمز نوشت:
با اشاره به اينكه بيش از يك پنجم جمعيت جهان روزانه كمتر از يك دلار درآمد دارند، تصريح كرد:«اين وضعيت باعث فقر گرسنگي، فلاكت و بيماري هايي مي شود كه هيچ انساني شايسته رنج بردن از آنها نيست». عنان معتقد بود با رفع موانع، صادرات كشورهاي در حال توسعه يكصد ميليارد دلار در سال افزايش مي يابد كه دوبرابر كمك هايي است كه سالانه به اين كشورها سرازير مي شود.
موضع گيري هاي عنان دراين نوشته در حمايت از نقش زنان درصلح جهان ومشاركت نامحدود آنها در جلوگيري و حل منازعات ، قابل اشاره است درهمان سال و در گزارش ۶۴ صفحه يي، ۸۷ اقدام متفاوت را براي تأمين بهتر نيازهاي مالي كشورهاي درحال توسعه توصيه واعلام كرد كه كشورهاي فقير بايد قدرت تنظيم كوتاه مدت جريان سرمايه را درموقع بحران داشته باشند.

• دموكراسي و صلح
در گزارش سالانه خوددرپايان سال ۱۹۹۹ ، او به گزارشي از اقدامات مختلف در دستيابي به صلح و امنيت پرداخت ولي درهمان گزارش به شكست تلاشهاي ديپلماتيك سازمان ملل دربحران كوزوو هم اعتراف كرد. با اين حال او از نويد بخش ترين تحولات دهه ۹۰ را افزايش تعداد منازعاتي دانست كه با مذاكره حل و فصل شده اند. او در بخشي ازاين گزارش، انتخابات را شرط لازم ولي نه كافي براي ايجاد دموكراسي هاي قابل دوام دانست.
عنان ايجاد چنين دموكراسي هايي رامستلزم تشكيل و تقويت زيرساختهاي دموكراتيك مثل ساختارهاي اداري، قوانين انتخاباتي و رشد مفهوم شهروندي و حقوق و مسؤوليتهاي وابسته آن ارزيابي كرد.

• برنده صلح نوبل
درتيرماه ۸۰ عنان براي يك دوره ۵ ساله ديگر در دبير كلي سازمان ملل ابقا شد و درمهرماه همان سال، اوهمراه با سازمان ملل متحد برنده جايزه صلح نوبل شد. كميته جوايز نوبل، سازمان ملل متحد و كوفي عنان را به خاطر تلاش شان براي سازماندهي بهتروجهاني صلح آميز شايسته دريافت جايزه ۹۴۳ هزاردلاري دانست.
به گفته كميته اعطاي جايزه، عنان ۶۴ ساله به دليل آنكه زندگي جديدي را به كالبد سازمان ملل دميده، شايسته دريافت جايزه دانسته شد. او بعد از دريافت جايزه اظهار كرد كه اين پول را صرف انجام يك پروژه بزرگ مي كند. از جمله كمك به فرزندان كساني كه جان خود را در راه صلح از دست داده اند و ياكمك در حل مسائل نوين جامعه بين الملل.

•با ايران و خاتمي
كوفي عنان در طول سالهاي دبير كلي خود رابطه نزديك و صميمانه اي با ايران و شخص محمدخاتمي رئيس جمهوري ايران راحفظ كرده است. از جمله بارها از انجام انتخابات آزاد در كشور، حمايت و از حضور چشمگير مردم اظهار شگفتي كرده است. در مهرماه سال۱۳۷۷ او با ابراز خرسندي از سخنراني خاتمي در مجمع عمومي سازمان ملل از پيشنهاد وي مبني بر اعلام سال۲۰۰۱ميلادي به عنوان سال گفت وگوي تمدنهاحمايت كرد. عنان در پيامي كه درتيرماه سال۷۸ به بيست و ششمين نشست وزيران خارجه كشورهاي اسلامي فرستاد گفت: «با تجليل از ابتكار آقاي سيدمحمدخاتمي در زمينه گفت وگوي تمدنها، من خودم را وقف ابتكار رئيس جمهوري ايران كردم.»
او در سخنراني كه در سال۷۸ در مركز مطالعات اسلامي دانشگاه آكسفورد درباره گفت وگوي تمدنها و اخلاق جهاني ايراد كرد، به نقل از آقاي خاتمي، گفت وگو را براي ارتقاء مدنيت چه در سطح ملي و چه در سطح بين المللي ضروري دانست؛ به علاوه اينكه: «گفت وگو بايد براساس احترام متقابل باشد و هدف اين نيست كه تفاوت بين ابناي بشر حذف شود بلكه بايد آن را حفظ كرد و حتي آن را به عنوان منبعي براي قدرت و نشاط گرامي داشت.»

•برخورد با بحرانها
اكنون و بعد از ورود جهان به هزاره سوم ميلادي، نقش سازمان ملل و دبير كل آن درنيل به صلح فراگير و بخصوص ياري رساندن به توسعه كشورهاي فقير پررنگ تر مي نمايد.
در سالهاي اخير، تلاشهاي عنان در ارائه راه حل هاي سياسي مختلف در بحرانهاي ايجاد شده بعد از حملات ۱۱سپتامبر، چشمگير بود، گرچه وي در معرض انتقادهايي هم قرار داشته است.عنان در بهمن ماه۸۰ در واكنش به اظهارات بوش در متهم كردن ايران به توليد سلاح هاي كشتار جمعي، دخالت ايران در اين امر را رد كرد. او از عبارت «محور شرارت» اظهار تعجب و نسبت به حمايت ايران از صلح در افغانستان ابراز اطمينان نمود. در بخشي ديگر از اقداماتش در تلاش براي حل بحران صلح ـ خاورميانه بين فلسطين و اسرائيل، نقش او چشمگير بوده است. او بارها خواستار خاتمه انزواي عرفات شده است تا اگر قرار است به عنوان رهبر مردم فلسطين كار كند، آزادي بيشتري براي حركت داشته باشد.

•همچنان سرپا
به هر حال تلاشهاي عنان ۶۴ساله در ايفاي وظايفش در سمت دبير كلي سازمان جهاني همچنان ادامه دارد. اغلب گفته مي شد، چشمان گاندي اندوه جهانيان را منعكس مي كند و اكنون بعضي ها معتقدند اميد مردم درچشمان عنان خانه دارد. چندي پيش مجله تايم در گزارشي از او نوشت: «او صبحهاي زيادي زود ازخواب بيدار مي شود و روي تخت دعا مي خواند؛ مي گويد: گاهي در دعايم سؤالاتي از خداوند مي پرسم؛ چرا برخي مردم اين همه سنگدل هستند؟ ما چه كار مي توانيم انجام دهيم؟ و مي افزايد: من كماكان با اهريمن مبارزه مي كنم ولي هنوز نمي فهمم چرا اين همه پليدي وجود دارد و مطمئن نيستم روزي علت اين مسأله را درك كنم.»
عنان مي گويد: «يكبار به ديدار ميلوسويچ رفتم و ۱۵دقيقه در آسانسور گير كردم. از آن پس هميشه از پلكان بالا مي روم...».

نلسون ماندلا براي آزادي
075357.jpg
« همه مردم صرفنظر از رنگ، نژاد يا موقعيت اجتماعي خود برابرند، همه ما آرمانها و آرزوهاي يكساني داريم... همه ما فرزندان خداوندگار هستيم». اينها جملاتي هستند كه «نلسون ماندلا» نماد مبارزات مردم آفريقا در سال ۱۹۹۹ و در پايان دوره رياست جمهوري خود به زبان راند.
پيوستن به كنگره هاي ملي آفريقا
نلسون ماندلا، پسربچه ترانسكايي، در خانواده اي اشرافي در قبيله خوسا و در آفريقاي جنوبي متولد شد. در اوان كودكي پدرش را از دست داد و رئيس قبيله، سرپرستي اش را به عهده گرفت. در ۲۱ سالگي در واكنش به تلاش سرپرستش براي ترتيب دادن ازدواجي براي او، به ژوهانسبورگ گريخت و در همانجا بود كه اين جوان روستايي تصميم گرفت تا وكيل شود. گرچه او در اين راه با موانع بسياري همچون تعصب و خفقان موجود روبرو بود اما سرانجام به وكالت رسيد. مدتي بعد وي به كنگره ملي آفريقا پيوست و در جريان نبرد با آپارتايد به مقام رهبري كنگره رسيد. اين مبارزه اي بود كه حتي زندگي خانوادگي اش را دچار بحران و ويراني كرد. او يك بار ازدواج كرد و طلاق گرفت و سپس با زني ملاقات كرد كه مقدر بود تا سعادت و اندوه عظيمي را با او سهيم شود: نومز امو ويني.
۲۷ سال زندان
در سال ۱۹۶۰ حكومت او را به زندگي زيرزميني وادار كرد و به مدت دو سال فراري بود تا آنكه دستگير شد و همراه با رفقاي همكارش در كنگره ملي آفريقا، به جرم «خيانت بزرگ» محاكمه شد. در جريان دادگاه شجاعانه عقايد خود را ابرازكرد و سخنان خود را با اين جمله به پايان برد:
«هرگز از نبرد براي آزادي خود و مردم باز نخواهم ايستاد. اين آرماني است كه اميدوارم زنده بمانم و آن را به دست آورم. اما در عين حال آرماني است كه آماده ام در راه آن بميرم. » در ۱۲ ژوئن ۶۴ ماندلا و ساير متهمان به حبس ابد بدون استيناف محكوم شد. زندان روبن آيلند آلكاتراس و زندان پولترمور به مدت ۲۷سال او را در خود محبوس ساختند.
ماندلا پس از طي اين دوران سخت، در فوريه ۱۹۹۰ آزاد شد و گذار عظيم كشورش را به دموكراسي غيرنژادي آغاز كرد.
او در دوران زندان و در سال ۱۹۷۵ بطور مخفيانه شروع به نگارش خاطراتش كرد و تا پاسي از شب، بر روي كاغذهايي كه پنهاني به سلولش برده مي شد به نوشتن مشغول بود. يك نسخه از يادداشتها را يكي از همكفرانش به هنگام آزادي به خارج از زندان برد و نسخه ديگر در حياط زندان دفن شد.
اين يادداشتها پس از آزادي او به عنوان خاطرات ماندلا چاپ شد و به طرز چشمگيري با استقبال مردم در سراسر جهان رو بروشد.
امروز او به عنوان نخستين رئيس جمهوري منتخب آفريقاي جنوبي بيش از ۶ماه از سال را در خانه اي واقع در كيپ تاون در ۱۰مايلي زندان سابقش در جزيزه روبي به سر مي برد. او مردي است كه همواره خود را نه منجي، بلكه به عنوان انساني معمولي مي نگريست كه در شرايط فوق عادي قرارگرفته است.
مذاكره و صلح
در دوران حكومت آپارتايد بر آفريقاي جوبي، اين سرزمين پيوسته صحنه درگيري و كشمكش ميان نيروهاي آزاديخواه و نيروهاي طرفدار حكومت تبعيض نژادي بود: درگيري ميان نيروهاي داخل آفريقاي جنوبي و حكومت آپارتايد از يك سو و نيز درگيري ميان كشورهاي خط مقدم جبهه و آفريقاي جنوبي از ديگر سو.
در داخل نيز از يك طرف اقليت سفيدپوستان صاحب قدرت و ثروت و در جانب ديگر اكثريت فقير سياهپوستي ديده مي شد كه حتي از حق شركت در انتخابات محروم بودند. همچنين ۸۷درصد املاك و اموال در آن زمان در اختيار سفيدپوستان بود. اين وضع ادامه داشت تا هنگامي كه در سال ۱۹۸۹ دكلرك رئيس جمهوري سفيدپوست آفريقاي جنوبي آمادگي خود را جهت مذاكره با گروههاي سياهپوست ضدتبعيض نژادي اعلام كرد. كنگره ملي آفريقا به رهبري نلسون ماندلا، نخستين گروهي بود كه از تصميم دكلرك استقبال كرد و مذاكره براي استقرار يك نظام غيرنژادي و مردم سالارانه را در آفريقاي جنوبي پذيرفت. گرچه در همان زمان كنگره اتحاد آفريقا و حزب آزادي اينكانا با آن مخالفت كردند كه اين منجر به درگيريهاي خشونتباري در منطقه شد. به هرحال ادامه اين روند و پيگيري مردم در دستيابي به خواسته هايشان به اين منجر شد تا پس از انجام انتخابات، نلسون ماندلا در دهم ماه مه ۱۹۹۴ به رياست جمهوري برگزيده شود.
در آن زمان، نرخ بيكاري در كشور به ۴۶ درصد، نرخ رشد اقتصادي به ۳درصد و ميزان بيسوادي به ۵۰درصد از جمعيت سي ميليوني سياهپوست كشور بالغ مي شد. اميد مردم با انتخاب ماندلا شكوفا شده بود، اما ميزان انتظارات از او بسيار بالا بود بطوري كه بعد از انتخابش از مردم خواست تا صبر داشته باشند و «انتظار نداشته باشند تا در اين روز همه صاحب يك مرسدس باشند.»
روزهاي سخت اصلاحات
در يكصد روز نخست پس از انتخاب ماندلا، اعتصابات كارگران معادن و صنايع و حملات گانگستري به دفاتر كنگره ملي آفريقا، قاچاق، كشته شدن افسران پليس و ايجاد مانع براي فعاليتهاي دولت، اشكالتراشي هاي عمده اي بود كه بر سر راه ماندلا قرارگرفتند اما در همين حال اكثريت مايل بودند تا به دولت او وقت بيشتر بدهند تا بتواند از فقر بكاهد، كار توليد كند و به خشونتها خاتمه دهد.
نكته قابل ذكر آنكه آفريقاي جنوبي اگرچه بزرگترين صادركننده طلا در دنياست، اما همواره در ۲۰سال گذشته رشد اقتصادي آن منفي بوده است. بخش معدن ۶۲د رصد كل صادرات ۲۲‎/۵ميليارد دلاري كشور را تشكيل مي داد كه اكثراً هم سفيدپوستها آن را اداره مي كردند.
در هرحال به دنبال انتخاب ماندلا و لغو تحريمها عليه آفريقاي جنوبي، او برنامه اقتصادي خود را با عنوان «برنامه بازسازي و توسعه» با هدف اصلاح وضع اقتصادي و اجتماعي كشور اعلام كرد.
در طول ماههاي بعد، او موفق به كسب دستاوردهايي شد كه مي توان به اين موارد اشاره كرد: اختصاص ۶۹۵ ميليون دلار به برنامه ۵ ساله توسعه و بازسازي و بالابردن سطح زندگي سياهان، يكي شدن ادارات آموزش سفيدپوستان، رنگين پوستان آسيايي و سياهان، ادغام چهل هزار چريك كنگره ملي آفريقا در ارتش نوين، ارائه مراقبتهاي بهداشتي مجاني به زنان حامله و كودكان تا ۶ سال، آغاز به گفت وگو با حزب راست افراطي سفيدپوستان و سازمان خلقهاي آزانيا، مهار تورم و پايان دادن به چهارسال ركوداقتصادي و سرانجام كنترل درگيري ميان جناحهاي سياهپوستان.
از عملكرد آمريكا و انگليس متنفرم
ماندلا در دوران حيات سياسي پربار خود همواره به خط مشي حذف سلطه و توجه به خواست مردم در كسب آزاديهاي اساسي شان تأكيد داشت. براي مثال مي توان به سخنان او در سال ۲۰۰۰ ميلادي در ژوهانسبورگ اشاره كرد كه در آن از حاكمان جبار آفريقا كه حاضر به ترك قدرت نيستند انتقاد كرد و از مردم خواست تا آنها را سرنگون كنند. او گفت: «دليلي وجود ندارد كه توده مردم از آنها حمايت كنند. مردم مي توانند ابراز نظر كنند زيرا اگر ابراز عقيده نكنند، اين جباران به استثمار تهيدستان و به جنگ فرستادن كودكان براي كسب ثروت شخصي ادامه خواهند داد.» او افزود: «حاكمان مستبد سابق نظير آدولف هيتلر و ناپلئون را مردم سرنگون كردند و اين درس تاريخ است.»
به علاوه او در همان سال در مصاحبه اي با گاردين از سياستهاي انگليس و آمريكا در قبال سازمان ملل انتقاد كرد و گفت: «آنها اين پيام را مي دهند كه هر كشوري كه نگران پاسخ منفي سازمان ملل است مي تواند خود سرانه و يكجانبه اقدام كند. پشت سياستهاي آمريكا در قبال سازمان ملل، انگيزه فاشيستي نهفته است. من از عملكرد آمريكا و انگليس متنفرم. آنها اكنون مي خواهند ژاندارم جهان باشند.»
در سال ۱۹۹۵ و در سفري كه ماندلا به لندن داشت گرچه با احترام بسيار زياد مقامهاي انگليسي روبرو شد، اما اين استقبال با بيست سال سكوت مجلس انگليس در قبال حبس او در زندان آفريقاي جنوبي تضاد فاحشي داشت. گاردين در همان زمان نوشت: عدم پشتيباني ماندلا از سوي انگليس در زمان حبس وي، يك جنايت و اشتباه بزرگ در سوابق سياست خارجي اين كشور است كه تاريخ هيچ گاه مسؤول مستقيم آن يعني تاچر را بطور جدي مورد پرسش قرار نداده است.»
در همين سفر بود كه ماندلا طي سخنراني در مجلس انگليس از نقش استعماري لندن در آفريقاي جنوبي كه باعث رشد تبعيض نژادي اين كشور شد، انتقاد كرد و گفت: «۸ سال قبل نمايندگان آفريقاي جنوبي در مجلس انگليس حاضر شدند تا بدون تبعيض نژادي با آنها رفتار شود اما به اين خواسته آنها توجهي نشد. باوجود سابقه استعماري وجهاني سنگين كه سياه پوستان آفريقاي جنوبي براي آن پرداختند، اين مردم كينه اي نسبت به انگليسي ها ندارند.» او همچنين از ميليون ها تن مردم انگليس و ديگر كشورها كه در دوران تبعيض نژادي از حقوق سياه پوستان حمايت كردند، تشكر نمود.
تلاش براي زندگي
همراه انگليسي ماندلا در سفري به آفريقاي جنوبي در سال ۹۳ ميلادي، در خاطراتش مي نويسد: «وقتي كه در آفريقاي جنوبي به سر مي بردم تا همراه با ماندلا بر روي نوشتن زندگينامه اش كاركنيم، چهره واقعي ماندلا را شناختم: پدر بزرگ خنده رو، منجي سخاوتمند و رهبري عبوس ـ در اثر بر خورد در دوران كودكي، حس اطمينان و افتخار به نحوي در او پرورش يافته بود كه نگذارد ظلم و ستمديدگي در او احساس زير دست بودن و سلطه پذيري به وجود آورد. در مقابل، روحيه مبارزه و جنگيدن در او شدت يافته بود.»
نلسون ماندلا در كتاب خاطراتش درباره وقايع دوران زندانش مي نويسد: «ما مبارزه در زندان را جزيي از كل مبارزه مي ديديم. نژاد پرستي و سركوب يكي بودند و من صرفاً مي بايست در شرايط متفاوتي مي جنگيدم. مقامهاي زندان، توطئه مي كنند تا عزت نفس انسان را بدزدند. اين به خودي خود بقاي مرا تضمين مي كرد، زيرا هر كس يا هر نهادي كه سعي كند عزت نفس مرا بدزدد بازنده است، چون به هيچ قيمتي و تحت هيچ شرايطي از آن صرفنظر نخواهم كرد. من هرگز جداً به اين امكان فكر نكردم كه از زندان آزاد نشوم. من هرگز فكر نكردم كه حبس ابد واقعاً يعني تمام عمر و اينكه پشت ميله ها خواهم مرد. شايد من اين چشم انداز را به اين دليل نفي مي كردم كه فكر كردن به آن بيش از حد ناگوار بود. ولي هميشه مي دانستم كه روزي دوباره علف را زير پا هايم حس خواهم كرد و مثل مردي آزاد در زير نور خورشيد راه خواهم رفت.»
سفر آزادي
او طي زمامداري اش، با حملات و مخالفتهاي غير قابل تصوري روبرو شد و به علاوه با يك مسأله شخصي نيز درگير بود: طلاق همسرش ويني ـ ويني در سال ۱۹۵۸ با ماندلا ازدواج كرد و در سال ۹۲ از هم جدا شدند. سالها پس از ازدواج ـ ۲۷ سالي كه نلسون در زندان بود ـ ويني به علت جرائم مختلف سياسي، مدتهاي كوتاهي در زندان بود ـ او (ويني) محبوبيت بسياري در ميان مردم فقير كشورش داشت با اين حال دوبار به جرم كلاهبرداري و سرقت محاكمه شد. ماندلا يك بار در اين مورد گفت: «خانم ماندلا در آفريقاي جنوبي شخصيتي بسيار قدرتمند و چهره اي ملي محسوب مي شود و من تصور نمي كنم مسائل شخصي ميان من و او بتواند چندان بر اعتبار سياسي او تأثير گذارد.»
مي توان به طيف گسترده اي از فعاليتهاي ماندلا از جمله محكوم كردن سروده هاي ضد سرخپوستي، سخنراني راجع به ايدز و تلقي آن به عنوان «جنگي عليه بشريت» انتقادش از سياهپوستان نوكيسه، اعتراض به نوع سيستم مردم سالاري در غرب، احراز بر ايجاد يك نظام مبتني بر مقررات چند جانبه صحيح براي توسعه اقتصادي كشورهاي درحال توسعه، تلاش براي بر قراري صلح در نقاط مختلف جهان و انتقاد هايش از نقش استعماري بعضي دول غرب اشاره كرد.
او در سال ۳۷۸ نيز سفري به تهران و ديدارهايي با مقامات رسمي ايران از جمله محمدخاتمي داشت و در پيامي كه در سال ۱۳۷۶ به خاتمي داشت نيز اظهار كرد: «از برگزاري موفق نشست سران كشورهاي اسلامي به اندازه موفقيت حضرتعالي در انتخابات رياست جمهوري ايران خوشحال و خرسند شدم.»
در سال ۱۹۹۷ ماندلا رسماً از رهبري كنگره ملي آفريقا كناره گرفت و در سخنراني اش در پانزدهمين اجلاس كنگره، نسبت به آينده دموكراسي نوپاي آفريقاي جنوبي و ادامه تلاش عوامل رژيم نژاد پرست سابق براي به شكست كشاندن اصلاحات سياسي در آفريقاي جنوبي هشدار داد. در همان زمان بي.بي.سي در تحليلي اين نطق را با سخنراني هاي سياسي، سه سال پيش او در زمان تفويض قدرت به سياه پوستان مقايسه كرد و گفت: «جانشين او» تامبوامبيگي وظيفه اي خطير در حفظ وحدت اعضاي كنگره دارد.»
ماندلا كه مردم آفريقاي جنوبي به او لقب «عموي ملت» داده اند، نطق تاريخي خود را در پانزدهمين اجلاس كنگره با اين جمله به پايان رساند:
«راهپيمايي طولاني به مقصد آفريقاي آزاد براي من به پايان رسيده اما سفر آزادي به پايان نرسيده است و ديگران بقيه راه را ادامه خواهند داد.»
بعدها در سال ۱۹۹۹ ميلادي (خرداد ۱۳۷۸) و پس از پنج سال رياست جمهوري، ماندلا از اين سمت نيز كناره گرفت. او در همان سال هشتاد ويكمين سالگرد تولد خود را جشن گرفت. در پايان دوره پنج ساله رياست جمهوري خود، ماندلا به شوخي به باغبانهاي سابقش در محل كار خود گفت: «بسيار خوشحالم كه از زندان دومم خلاص شدم. حالا مي توانم كارهايي را كه هميشه دلم مي خواست انجام دهم.» باغبانها در روز خداحافظي او با محبت و علاقه بسيار از فردي حرف مي زدند كه بر خلاف رؤساي جمهوري قبلي كه هرگز به آنها توجهي نداشته و همچون اشياء از كنارشان مي گذشتند، هميشه براحتي با آنها حرف مي زد و از حال و روزگارشان مي پرسيد.
اكنون نلسون ماندلا نماد مقاومت و چهره فراموشي نشدني سرزميني رنج كشيده است. براي نخستين بار يك سياه پوست رئيس جمهوري آفريقاي جنوبي شد اما برخلاف تصور، وي از سفيد پوستان انتقام نگرفت.
او دادگاه هاي عفو تشكيل داد و هزاران خانواده داغديده را با سفيد پوستاني كه عليه آنها مرتكب جنايت شده بودند، زير يك سقف گردآورد.
جنايتكاران به جنايت خود اعتراف كردند، درحالي كه قطرات اشك برگونه سياهان جاري بود.
او به شيوه اي رفتار كرد كه عفو بر خشم پيروز شد. هيچ جنايتكاري را به جوخه اعدام نسپرد و فضايي را به وجود آورد تا سياه و سفيد با يكديگر آشتي كنند. ماندلا در اوج قدرت از قدرت كناره گرفت. شايد هيچ سياهپوست ديگري نمي توانست همچون او ، عفو را جايگزين انتقام سازد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |