شماره ۲۱۹۶ - سال هشتم - دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۱
Mon, Jul 29, 2002
Politic black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
گزارش خبري ـ تحليلي گروه سياسي «ايران» درباره گروه فشار
• روز شمار نا امني در اجتماعات و ميتينگ ها در «ايران» امروز
• ديدگاههاي مختلف درباره پيدايي گروه فشار در ايران
• مراجع نظام درباره برهم زدن اجتماعات چگونه مي انديشند؟
• چهره هاي سياسي درباره نا امني در اجتماعات سخن مي گويند
• رئيس جمهوري: جريان آشوب درمقابل دولت و بخصوص شعار توسعه سياسي دولت قرار دارد.
• علي شكوري راد: برهم زنندگان تجمعات قدرت تشخيص ندارند.
• لاريجاني: گروههاي فشاربه دنبال عقب نشاندن مخالفانشان هستند.
• منتجب نيا :گروههايي كه به خشونت متوسل مي شوند تعريف و تشخيص روشني ازارزشها ندارند.
• مديران ارشد نظام نظرات صريحي در قبال حوادث مربوط به نقض امنيت تجمعات مطرح كرده اند. رهبر معظم انقلاب درجريان حادثه كوي دانشگاه نظر صريح خود را به اين صورت بيان كردند: «اينگونه حركاتي كه ملاحظه شد... باهر نامي انجام بگيرد، غلط و محكوم است، اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفتم در اجتماعات كساني كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت آميز داشته باشد...»
• فراكسيون زنان خواستار پاسخگويي وزارت اطلاعات، كشور، فرهنگ و ارشاد و سازمان بهزيستي درخصوص طرح خانه هاي عفاف شد
• نايب رئيس مجلس: به اتهامات اعضاي نهضت آزادي بايد در حضور هيأت منصفه رسيدگي شود
خواندنيها از خانه ملت
گزارش خبري
طي يك تريبون آزاد مطرح مي شود

روزشمار ناامني در اجتماعات و ميتينگ ها
* موارد نا امني در سخنرانيها و اجتماعات قبل از دوم خرداد ۱۳۷۶
۷۴‎/۶‎/۱۹ ـ برهم خوردن سخنراني سروش در دانشكده فني دانشگاه تهران
۷۴‎/۶‎/۱۳ ـ تجمع انصار حزب الله در مقابل روزنامه سلام
۷۴‎/۷‎/۲۸ ـ راهپيمايي صدها تن از طرفداران انصار حزب الله در شهرك غرب عليه بدحجابي
۷۴‎/۸‎/۵ ـ راهپيمايي انصار حزب الله در مخالفت با سرمايه داران غربزده در مقابل برج سفيد
۷۴‎/۸‎/۲۲ ـ راهپيمايي عليه فرهنگ مبتذل غرب در تهران و تجمع در ميدان وليعصر
۷۵‎/۱‎/۲۹ ـ تجمع و راهپيمايي نزديك به ۵۰ نفر از انصار حزب الله در مقابل خبرگزاري به خاطر انتشار اخباري در مورد نشست شرم الشيخ
۷۵‎/۲‎/۱۶ ـ تجمع در مقابل سينما قدس تهران عليه فيلم تحفه هند
۷۵‎/۲‎/۲۳ ـ اجتماع در مقابل دانشگاه اميركبير در اعتراض به سخنان عبدالكريم سروش و بر هم خوردن سخنراني او
۷۵‎/۲‎/۲۵ ـ تجمع در ميدان وليعصر در اعتراض به مجلس ، وزارت دارايي ، شهرداري ، بانك ها، پارك ها، چيتگر، انجمن اسلامي و مناطق آزاد
۷۵‎/۳‎/۱ ـ اعتراض انصار حزب الله در به نحوه عملكرد شهرداري تهران در مقابل شهرداري ومجلس
۷۵‎/۳‎/۲۰ ـ تجمع در مقابل سينما قدس همدان دراعتراض به فيلم سلام سينما
۷۵‎/۴‎/۳ ـ جمعي از جوانان با عنوان حزب الله در مقابل دفتر هفته نامه توس درمشهد
۷۵‎/۴‎/۲۴ ـ راهپيمايي و تجمع انصار حزب الله از ميدان وليعصر تا مقابل دانشگاه عليه برخي از استادان دانشگاه
* موارد نا امني در سال ۱۳۷۶
۷۶‎/۲‎/۱ ـ جلوگيري از سخنراني سيدمحمدخاتمي نامزد انتخابات در مشهد
۷۶‎/۸‎/۱۳ ـ ممانعت از برگزاري سالگرد درگذشت مرحوم مهندس مهدي بازرگان در رشت
۷۶‎/۸‎/۱۳ ـ درگيري لفظي انصار حزب الله با دانشجويان شركت كننده در راهپيمايي ۱۳ آبان
۷۶‎/۸‎/۲۴ ـ حمله به دفتر اتحاديه انجمن هاي اسلامي دانشجويان دانشگاهها
۷۶‎/۸‎/۲۴ ـ ممانعت از ورود دكتر سروش به دانشگاه اميركبير و تجمع انصارحزب الله
۷۶‎/۹‎/۹ ـ تجمع در مقابل سينما قدس اصفهان در اعتراض به فيلم آدم برفي
۷۶‎/۱۰‎/۳۰ ـ ممانعت از برگزاري سالگرد درگذشت مرحوم مهندس بازرگان در رشت
۷۶‎/۱۲‎/۱۱ ـ حمله به تجمع دفتر تحكيم وحدت در مقابل دانشگاه تهران
* موارد ومصاديق ناامني در اجتماعات و ميتينگ ها پس از دوم خرداد
۷۷‎/۵‎/۱۹ ـ محل دبيرخانه همايش هنرمندان معاصر در حمايت از كرباسچي با حضور «گروههاي فشار» به خشونت كشيده شد.
۷۷‎/۶‎/۷ـ جلسه سخنراني عبدالله نوري معاون توسعه سياسي اجتماعي رئيس جمهوري در مشهد توسط گروه فشار به تشنج كشيده شد. نيروهاي انتظامي حاضر در محل اقدامي در جهت ممانعت از برخورد گروه فشار به عمل نياوردند .
۷۷‎/۶‎/۱۳ ـ عبدالله نوري معاون توسعه و امور اجتماعي رئيس جمهوري و دكتر مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، قبل از مراسم تشييع پيكرهاي شهيدان جنگ تحميلي از سوي عده اي ناشناس در دو حادثه جداگانه مورد ضرب وشتم قرار گرفتند پس از ده روز تعدادي از عوامل اين حادثه دستگير و دقيقاً چهارماه بعد دادگاه متهمان برگزار شد.
۷۷‎/۸‎/۲۷ ـ سخنراني حجت الاسلام والمسلمين سيد علي اكبر محتشمي مشاور رئيس جمهوري در مشهد با حمله گروههاي فشار به درگيري و آشوب كشيده شد.
۷۷‎/۸‎/۲۰ ـ ۳ تن از اعضاي انجمن اسلامي دانشگاه شريف در داخل مسجد مورد ضرب و شتم تعدادي مهاجم قرار گرفتند.
۷۷‎/۸‎/۱۴ ـ در مراسم يادبود مختاري و پوينده درگيري ايجاد شد.
۷۷‎/۸‎/۳۰ ـ شماري افراد ناشناس با موتور و اسلحه درنيمه شب به اتوبوس حامل چند تبعه آمريكايي و كشورهاي ديگر حمله كردند.
۷۷‎/۹‎/۴برنامه يك گروه موسيقي در تبريز برهم خورد.
۷۷‎/۱۰‎/۲۱ـ دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه تربيت معلم سبزوار به آتش كشيده شد.
۷۷‎/۱۰‎/۲۵ ـ جمعي از اخلالگران با سردادن شعارهايي عليه آيت الله طاهري نماينده ولي فقيه و امام جمعه اصفهان و پرتاب سنگ وچوب و آهن به طرف جايگاه نماز جمعه، مانع از اقامه نماز جمعه روز قدس شدند.
۷۷‎/۱۰‎/۲۹ ـ حبيب الله پيمان مورد تهديد افراد ناشناس قرارگرفت.
۷۷‎/۱۱‎/۵ ـ گروهي ناشناس با پرتاب يك بمب صوتي به ساختمان روزنامه خرداد، باعث وارد آمدن خسارتهايي به آن شدند.
۷۷‎/۱۱‎/۱۱ ـ دفتر نشريه كوثركوير در رفسنجان مورد حمله قرار گرفت و مهاجمان با شكستن شيشه ها اقدام به آتش زدن اين دفتر نمودند .
۷۷‎/۱۱‎/۱۹ ـ مراسم سخنراني عباس عبدي عضو شوراي سردبيري روزنامه صبح امروز در شهر قم توسط عده اي ازعناصر گروه فشار برهم خورد.
۷۷‎/۱۱‎/۲۰ ـ مراسم سخنراني محسن آرمين سردبير هفته نامه عصر ما در شهر قم توسط عناصر گروه فشار به اخلال كشيده شد.
۷۷‎/۱۱‎/۲۲ـ سيد هادي خامنه اي، مديرمسؤول روزنامه جهان اسلام و مشاور رئيس جمهوري در شهر قم توسط حدود يكصد تن از چماق داران با سنگ ، چوپ ، ميله، كفش، مهرنماز و ساير اشياء مضروب و به بيمارستان منتقل شد.
۷۷‎/۱۲‎/۴ ـ محمد حسين دروديان كانديداي دفتر تحكيم وحدت در انتخابات شوراها، مورد ضرب و شتم دو موتور سوارقرارگرفت.
۷۷‎/۱۲‎/۷ ـ ستاد مركزي وچند دفتر منطقه حزب كارگزاران سازندگي از سوي موتور سواران مسلح هدف تيراندازي قرار گرفت.
۷۷‎/۱۲‎/۱۷ ـ تابلو اطلاع رساني الكترونيكي شهرداري منطقه يك درميدان قدس توسط عوامل ناشناس تخريب و قطعاتي از آن به سرقت رفت.
۷۷‎/۲‎/۱۹ ـ همايش نيشابور و جامعه مدني كه بعد ازظهر سه شنبه و با مجوز رسمي در نيشابور، افتتاح شده بود، به دنبال سخنراني حسين انصاري راد، مختل و برهم خورد.
* سال ۱۳۷۸
۷۸‎/۲‎/۲۴ ـ مراسم تريبون آزاد دانشجويي انجمن اسلامي دانشگاه سيستان و بلوچستان با هجوم گروههاي فشار به خشونت و درگيري كشيده شد.
۸۷‎/۳‎/۲ ـ تجمع دانشجويي بزرگداشت دوم خرداد در پارك لاله توسط گروهي از عوامل گروه فشار به خشونت و درگيري كشيده شد.
۷۸‎/۳‎/۲ ـ تجمع دانشجويي بزرگداشت دكتر مصدق در احمد آباد، درگيري شديدي بين حاضران و اعضاي يك گروه فشار به وقوع پيوست.
۷۸‎/۳‎/۵ ـ تجمع دو گروه موسوم به اتحاديه اسلامي دانشجويان و دانش آموختگان و اتحاديه ملي دانشجويان و فارغ التحصيلان ايران، به صحنه زد و خورد شركت كنندگان و اعضاي يك گروه فشار تبديل شد.
۷۸‎/۴‎/۱۸ ـ حادثه كوي دانشگاه تهران
۷۸‎/۴‎/۱۹ حادثه دانشگاه تبريز
۷۸‎/۸‎/۲ ـ جلسه سخنراني عبدالله نوري در قم توسط عده اي ناشناس به هم خورد.
۷۸‎/۸‎/۲ ـ دكتر مهاجراني وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي در جريان سفر به اصفهان با تظاهرات معدودي معترض روبرو شد.
۷۸‎/۸‎/۱۳ ـ مراسم گراميداشت سالروز ۱۳ آبان در شهرستان آمل توسط عده اي افراد ناشناس برهم زده شد.
۷۸‎/۹‎/۳ ـ سخنراني يوسفي اشكوري در دانشگاه علامه طباطبايي به دليل تهديد افرادي ناشناس برگزار نشد.
۷۸‎/۹‎/۳ ـ براي چندمين بار از برپايي كنسرت محمدعلي اصفهاني در اصفهان جلوگيري شد.
۷۸‎/۹‎/۹ ـ عده اي ناشناس در سمنان با ممانعت از ورودكتر پيمان به دانشگاه اين شهر و مضروب ساختن وي، مانع برگزاري سخنراني او در دانشگاه سمنان شدند.
۷۸‎/۱۰‎/۴ ـ جلسه سخنراني ابراهيم يزدي عضو نهضت آزادي كه با حضور صدها نفر از طرفداران جريان ملي ـ مذهبي در يك منزل خصوصي در خيابان قزوين برپا شده بود، از سوي مخالفين برهم زده شد.
۷۸‎/۱۰‎/۱۳ ـ همايش روشنفكري در ايران معاصر كه قرار بود با حضور آقايان دكتر سروش و صادق لاريجاني در دانشگاه علم و صنعت برگزارشود، به دليل پاره اي مشكلات برگزار نشد.
۷۸‎/۱۰‎/۱۸ ـ جلسه سخنراني دكتر حبيب الله پيمان درمشهد به تشنج كشيده شد.
۷۸‎/۱۰‎/۲۴ ـ تعداد ۱۵ نفر از عوامل ناشناس به سركردگي مدير سابق مراكز فرهنگي و هنري منطقه ۱۲ به خانه فرهنگ محله كوثر واقع در ميدان قيام هجوم آورده و اين محل را به تصرف خود در آوردند۷۸‎/۱۰‎/۲۶. ـ مسؤول واحد سياسي مجمع اسلامي دانشجويان سمنان مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
۷۸‎/۱۱‎/۱ ـ مراسم اختتاميه دفتر جبهه مشاركت درانديمشك با هجوم عده اي به شركت كنندگان درمراسم به خشونت كشيده شده.
۷۸‎/۱۱‎/۱۵ ـ دفتر حزب كارگزاران سازندگي ايران در قم مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفت.
۷۸‎/۱۱‎/۲۱ ـ دفترستاد انتخاباتي نامزدان دفتر تحكيم وحدت و مشاركت در مشهد به آتش كشيده شد.
۷۸‎/۱۱‎/۲۳ ـ جلسه سخنراني حجت الاسلام يوسفي اشكوري توسط افرادي موسوم به گروه فشار به تشنج كشيده شد.
۷۸‎/۱۱‎/۲۶ ـ گروههاي فشار در قزوين با ايجاد تشنج در مسجد شهيد ثالث قزوين، مانع سخنراني دو تن از نيروهاي ملي مذهبي در جمع مردم شدند.
۷۸‎/۱۱‎/۲۶ ـ ميتينگ سياسي كارگزاران به تشنج كشيده شد.
اسفند ۷۸ ترور سعيد حجاريان
* سال ۷۹
۷۹‎/۲‎/۲۶ ـ مجتمع فرهنگي و هنري هاشمي مورد هجوم افراد ناشناس قرار گرفت.
۷۹‎/۴‎/۲۰ ـ دفتر آيت الله عبايي خراساني در قم مورد حمله قرار گرفت .
۷۹‎/۶‎/۵ ـ افراد معترض مانع از ورود محسن كديور و عبدالكريم سروش به شهر خرم آباد براي شركت در همايش دفتر تحكيم وحدت شدند.
۷۹‎/۶‎/۶ ـ حادثه خرم آباد
۷۹‎/۶‎/۸ ـ استاندار لرستان درمراسم تشييع پيكر شهيد كرمي قرباني حادثه اخير خرم آباد، مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
۷۹‎/۶‎/۲۳ـ جلسه سخنراني عباس عبدي در قائم شهر برهم خورد
۷۹‎/۶‎/۲۴ ـ گروهي با حمله به يك كتابفروشي در اصفهان ۷۰۰ جلد كتاب ، تعدادي مجله و ديسكت را توقيف كردند.
۷۹‎/۷‎/۳۰ ـ عده اي جهانگرد اروپايي (اسپانيايي) مورد تعرض يك عده سارق قرارگرفت.
۷۹‎/۸‎/۲۵ ـ كنسرت موسيقي حسين زمان در شهر ساري برهم زده شد.
۷۹‎/۹‎/۲۶ ـ دفتر انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاه علوم پزشكي اهواز مورد تهاجم واقع شد.
۷۹‎/۱۰‎/۲ ـ جلسه پرسش و پاسخ فرماندار لامرد به تشنج كشيده شد.
۷۹‎/۱۰‎/۱۸ ـ جلسه سخنراني محمدرضا خاتمي در سالن حيدريان قم به خشونت كشيده شد.
۷۹‎/۱۰‎/۱۸ ـ گروههاي فشار مانع از سخنراني سيد هادي خامنه اي ، نماينده تهران در مجلس و دبير كل مجمع نيروهاي خط امام درشهر قم شدند.
۷۹‎/۱۱‎/۱۸ ـ جلسه سخنراني حجت الاسلام فاضل ميبدي در همدان برگزار نشد.
* سال ۱۳۸۰
۸۰‎/۲‎/۷ ـ سخنراني بهزاد نبوي نايب رئيس مجلس در مسجد رسول اكرم كرج به تشنج و درگيري گراييد.
۸۰‎/۳‎/۴ ـ تجمع ايثارگران جبهه دوم خرداد در بهشت زهرا توسط افراد ناشناخته برهم خورد.
خردادماه ۸۰ـ حمله به ستادهاي انتخاباتي جبهه دوم خرداد
۸۰‎/۳‎/۱۴ـ گروه فشار مانع از سخنراني سيد مصطفي تاج زاده در آمل شد و پس از پياده شدن او از اتومبيل مورد ضرب و شتم قرار گرفت.
۸۰‎/۵‎/۴ ـ تشكلي موسوم به حزب الله كرمانشاه همايش انديشه هاي سروش را برهم زد.
۸۰‎/۵‎/۱۵ ـ محمد سلامتي معاون وزير تعاون مورد حمله افراد ناشناس قرار گرفت.
۸۰‎/۵‎/۳۰ ـ دفتر مركزي انجمن اسلامي دانشجويان دانشگاههاي فردوسي مشهد مورد تعرض قرارگ گرفت.
۸۰‎/۶‎/۲۱ـ مراسم جشن ولادت حضرت فاطمه زهرا(س) در حسينيه اهل البيت بروجرد باورود طرفداران امام بروجرد به محل سخنراني فريده مصطفوي برهم خورد.
۸۰‎/۹‎/۲۳ ـ فرماندار گچساران در پايان راهپيمايي روز قدس مورد تعرض قرار گرفت.
۸۰‎/۱۲‎/۲ ـ مديرمسؤول ماهنامه روانشناسي ديني توسط سه جوان مورد ضرب و شتم و تهديد قرار گرفت.
۸۰‎/۱۲‎/۱۵ ـ مراسم بزرگداشت مقام معلم و يادبود يدالله سحابي دركرمانشاه برهم خورد.
* سال ۸۱ ـ حادثه دانشگاه اراك ،
۸۱‎/۲‎/۲۷ـ در اين روز همايش دفتر تحكيم وحدت با هجوم گروه فشار برهم خورد و در شهر تشنج ايجاد كرد.
۸۱‎/۳‎/۱۲ـ سه كنسرت موسيقي در بوشهر، قزوين و كاشان برهم خورد.
۸۱‎/۳‎/۲۱ـ برنامه سخنراني لطيف صفري و حسين لقمانيان دو تن از فعالان جبهه دوم خرداد در كرمانشاه به تشنج كشيده شد.

گزارش خبري ـ تحليلي گروه سياسي «ايران» درباره گروه فشار
كالبد شكافي پديده نا امني در اجتماعات
• روز شمار نا امني در اجتماعات و ميتينگ ها در «ايران» امروز
• ديدگاههاي مختلف درباره پيدايي گروه فشار در ايران
• مراجع نظام درباره برهم زدن اجتماعات چگونه مي انديشند؟
• چهره هاي سياسي درباره نا امني در اجتماعات سخن مي گويند
• رئيس جمهوري: جريان آشوب درمقابل دولت و بخصوص شعار توسعه سياسي دولت قرار دارد.
• علي شكوري راد: برهم زنندگان تجمعات قدرت تشخيص ندارند.
• لاريجاني: گروههاي فشاربه دنبال عقب نشاندن مخالفانشان هستند.
• منتجب نيا :گروههايي كه به خشونت متوسل مي شوند تعريف و تشخيص روشني ازارزشها ندارند.
• مديران ارشد نظام نظرات صريحي در قبال حوادث مربوط به نقض امنيت تجمعات مطرح كرده اند. رهبر معظم انقلاب درجريان حادثه كوي دانشگاه نظر صريح خود را به اين صورت بيان كردند: «اينگونه حركاتي كه ملاحظه شد... باهر نامي انجام بگيرد، غلط و محكوم است، اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفتم در اجتماعات كساني كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت آميز داشته باشد...»
075204.jpg
در دهه اخير خشونت يا ناامني سازمان يافته، پديده آشناي صحنه سياست وفرهنگ ايران بوده است. اگرچه در دهه هاي گذشته نيز نمونه هايي از خشونت ورزي به صحنه آمده و كار را بر اهل سياست و فرهنگ دشوار ساخته بود اما خشونتي كه از اوايل دهه ۷۰ در لباس گروه فشار نمايان شد، ساخت و ماهيت متفاوت و پيچيده اي دارد و به تبع همين ساختار دگرگونه اش، شيوه ها و ابزارهاي جديدي را براي پيشبرد اهداف خود به كار مي گيرد و ظرفيت بالايي از ناامني را وارد محيط جامعه مي كند.
بارزترين تفاوت خشونت در دهه اخير آنجا ديده شد كه سطح برخورد اين جريان از بهم ريختن يك سخنراني و ميتينگ به غائله شهري و بحران ملي كشانده شد و خشونت ورزان با فضاي مساعدي كه درنيمه دوم دهه ۷۰ برايشان فراهم شد، از نقش بازيگران حاشيه نشين سياست به نيروهاي درگير در متن تحولات ايران تبديل شدند.
در حالي كه طي دوره هاي گذشته تصويري مبهم و كلي از پديده خشونت و گروه فشار ايران در افكار عمومي نقش بسته بود، در برهه جديد، شهروندان ايراني ـ از قشرها و گروههاي مختلف ـ حضور و وجود اين جريان را در زندگي سياسي خود لمس كردند، كمتر نقطه اي در جغرافياي سياسي ايران بوده كه ردپاي جريان خشونت در آن ديده نشود، مراكز فرهنگي، تفريحي، سينما، نشر، كانونهاي مطبوعاتي و دانشگاهي و حتي خيابانها، عرصه هاي زورآزمايي و نمايش قدرت گروههاي فشار در اين برهه بوده اند.
واقعيت هاي سياسي ايران در سالهاي آغازين دهه ۸۰ نشان داد كه پديده خشونت سازمان يافته و گروه فشار، يك حادثه كور و مقطعي نيست اگر به درستي در ناامني ها و حوادث چند ماه اخير كه گروه فشار منشأ آن بوده است تأمل شود روشن خواهد شد كه پديده خشونت، وارد دوران تكوين و تكامل خود شده و جهت گيري هوشمندانه و هدفمندتري پيدا كرده است. آستانه تحريك پذيري و ضرباهنگ برخوردهاي آن در عرصه سياست براساس معادلاتي خاص تنظيم شده است.
جريان خشونت در مرحله جديد از حيات خود كه با دور جديد از كار دولت خاتمي همراه شده، به اين پتانسيل دست يافته است كه اقتدار و اراده دولت و حاكميت را در عرصه هاي سياسي و فرهنگي به چالش بكشد. بهره گيري بي حد و حصر اين جريان از قواي قهريه و زور، دولت را از مهمترين اهرم اقتدار ملي اش يعني اعمال انحصاري قدرت بي نصيب گذاشته است و به ميزاني كه بر اختيار و اراده اين جريان در كشاكش سياسي ايران افزوده مي شود، ديوار اقتدار دولت ساييده مي شود.
در خلأ وجود يك رقيب قدرتمند براي دولت، اين جريان خود را به عنوان نيروي موازي براي دولت مطرح كرده است. جمع بندي بسياري از كارشناسان براين است كه اين جريان پايه مهمي از «دولت پنهان» يا «دولت ساير» را تشكيل مي دهد كه منشأ دوگانگي و چند پارگي در ساختار امنيت كشور را رقم زده است.
برهمين مبنا كنشها و تحركات جريان خشونت، نسبتي روشن با برنامه توسعه و اصلاحات خاتمي پيدا كرده است. هر تغيير و تحولي در عرصه اصلاحات سياسي و اجتماعي به عكس العمل ها و بازتابهايي در مشي گروه فشار منتهي مي شود و به اعتقاد غالب صاحبنظران نتايجي كه از اين فرآيند محرك و پاسخ به صورت توقف يا تأخير در برنامه اصلاحي به دست مي آيد، مهمترين چاشني تشويقي است كه آنها رابه تكرار و تعميق اين رفتار ترغيب مي سازد. بازدهي هايي كه در اين بخش از قبل فعاليت گروه فشار به عنوان پديده در دوران گذار ايران به دست مي آيد بسياري از جريانهاي رقيب و موازي دولت خاتمي را واداشته كه حساب ويژه اي حول آن باز كنند و درهمان حال بسياري از ناظران را به اين باور رسانده كه در آسيب شناسي ساختار قدرت در ايران روي اين پديده انگشت تأكيد گذارند.
مواجهه دولتهاي ايران با پديده گروه فشار، تجربه اي انبوه از تلخكامي ها و فرازونشيب هارا شكل مي دهد، اغلب مسؤولاني كه داخل يا خارج از هرم قدرت هستند در دوران سياست ورزي خود با گونه هايي از تهديد، تعرض و تخطئه جريان مذكور دست به گريبان بوده اند. وزيران كشور پس از انقلاب بدون استثناء عملكرد اين جريان را به عنوان يك پرونده و محور ناامني در دستور كار خود تعقيب كرده و آخرالامر بدون نتيجه روشن و به عنوان نقطه ابهام در كارنامه شان كار گروه فشار را به اخلاف خود واگذاشته اند. از علي اكبر ناطق نوري ، محتشمي و بشارتي گرفته تا عبدالله نوري و موسوي لاري در وزارت كشور دو دهه اخير نه تنها از نزديك در ميتينگ سخنراني خود دست تعرض مخالفان اجتماعات قانوني را لمس كرده اند بلكه «پوشه اي پرحجم» از شكايتها و گزارشهاي خشونت هاي سياسي روي ميزشان قرارداده شده است. گذشته از اين، شخص رئيسان دولت نيز همين تجربه مواجهه و مشاهده عيني را در نمازهاي جمعه، مساجد و مجالس سخنراني حول گروه فشار طي كرده اند.
تاكنون بالاترين فرامين حكومتي براي برخورد با اين گروه صادر شده است. رهبرمعظم انقلاب و رئيس جمهور اين حركت را مصداق قانون شكني و ماجراجويي خوانده و خواستار مهار و مؤاخذه آن شده اند ، اما اراده مؤثر و تمام كننده اي براي مواجهه با گروه فشار در عمل شكل نگرفته است. طرح ها و اقدامهاي صورت گرفته از سوي نهادهاي حكومتي نه تنها در حصر و تحديد اين جريان مؤثر نبوده بلكه اسباب تشديد و توسعه آن را فراهم آورده است.
طيفي از مسؤولان امر پس از معرفي و شناسايي چهره ها و عناصر شاخص جريان خشونت اميدوار بودند كه پرتو نيرومند رسانه ها و آگاهي افكار عمومي از كنه ماجرا، جريان خشونت را به سمت انزوا و افول تدريجي و طبيعي سوق خواهد داد . طيف ديگر با استناد به موج روشنگري در تحولات جديد جامعه به انتظار پايان تاريخ مصرف اين گروه نشسته بودند، اما هيچكدام از اين نگاهها و پيشگويي ها در مورد سرنوشت اين جريان نتيجه نداد، گروههاي فشار در چالشها و فرصت هاي جديد جامعه به بازسازي سازمان و تجديد قوا پرداختند.
اين سيكل تكرار شونده ناكامي در برخورد دستگاههاي دولتي با گروه فشار محققان عرصه سياسي و جامعه شناسي را به اين نتيجه رساند تا فراتر از نگاهها و ارزيابي هاي سياسي، جريان خشونت را به عنوان يك پديده اجتماعي كه داراي زمينه ها و ريشه هاي گوناگون است، مورد مطالعه قراردهند. اين نگاه كه مي توان از آن به عنوان يك «رويكرد جديد» به بحث «عوامل پايداري و كارآيي جريان خشونت در جامعه ايران» ياد كرد، برآن است كه سياستگذاران با كنار گذاشتن حساسيتها، حدسيات و كليشه هاي تحليلي، باب كاوشي جديد در انگيزه ها و مباني رفتاري گروه فشار بگشايد.
ازآنچه تاكنون درباره جريان خشونت و گروه فشار گفته و نوشته شده به دست آمده اين است كه تا به امروز اين پديده از سه منظر مورد توجه و تحليل قرارگرفته است.
نگاه اول كه نگاه غالب اين دوران بوده است منظر حزبي است، به اين دليل كه آسيب ها و آثار محسوس گروه فشار در تعرض آن به شخصيت ها و محافل حزبي ديده شده است. از اين منظر گروه فشار پاره اي از يك مجموعه بزرگ سياسي و در حقيقت امتداد نيمه پنهان يك جناح محسوب مي شود. با اين استدلال كه كاركردهاي آن جملگي در راستاي استراتژيك و اهداف يك جناح تمام شده است، در اين خط تحليل عمدتاً براي يافتن نقاط پيوند و هم پوشاني اقدامها و تلاشهاي جريان خشونت با مواضع يك اردوي سياسي كوشش مي شود و هيچ حيات و هويت مستقل از اراده آن جريان سياسي براي گروه فشار قائل نيست. در بعد راديكالتر اين تحليل حزبي گفته مي شود كه جريان فشار و خشونت، به دنبال امتيازگيري و باج خواهي از اصلاح طلبان و خاتمي است و مي خواهد خلأها و كمبودهاي جناح رقيب دولت در ميدان رقابت سياسي را با ابزار قهر و فشار نظامي جبران كند. پايان اين خط تحليلي به ايجا مي رسد كه تا زماني كه جناح رقيب دولت به عرصه تعامل و بازي در فضاي آزاد عزيمت نكند گروه فشار هم به حيات و حركت خود ادامه خواهد داد.
075216.jpg
زاويه ديگري كه در سالهاي اخير به دليل بروز وقايع و غائله هاي پيچيده خواهان زيادي داشته، منظر امنيتي است كه اعتقاد دارد كه پيدايي گروه فشار در صحنه ايران نشانگر محفلي شدن فعاليت سياسي و انتخاب گزينه پنهانكاري از سوي برخي بازيگران است. در برآورد اين عده گروه فشار، نقطه پيوند و تباني نيروهاي سياسي و امنيتي تلقي مي شود كه براي بازشناسي و كالبدشكافي اش بايد عقبه هاي تشكيلاتي وستادي آن شناخته شود. اين گروه با استناد به نظرات خاتمي ارتباط جدي بين گروه فشار و آنچه در ادبيات سياسي ايران به «جريان خودسر» معروف شده احساس كرده و براين باور است كه آبشخور انديشه جريان خشونت در دهه اخير به محفل قتلهاي زنجيره اي برمي گردد. جمع بندي ديدگاه اين طيف براين پايه نهاده شده كه امنيتي شدن فضاي سياسي ايران در دهه اخير و در پرتو گروه فشار پروژه اي است براي تغيير موازنه قدرت پس از دوم خرداد ۷۶ و تا وقتي جرياني در يك سوي اين موازنه احساس ضعف و شكست مي كند. ابزار قهر و خشونت نيز مورد استفاده قرارخواهد گرفت.
نگاه سوم، همانا منظر رسانه اي است كه تجليات و اقدامهاي گروه فشار را در صحنه دانشگاهها، خيابانها و ميتينگ ها مبناي تحليل قرار مي دهد. اگرچه در نگاه رسانه اي نيز از دو نگرش مذكور استفاده مي شود اما تأكيد بر اين است كه گروه فشار مخلوق اراده كساني است كه از تحول و تغيير هراس دارند، يا گروه فشار ماشين بحران سازي است كه اتاق فرمان آن در دست مخالفان توسعه، مدرنيزم و دموكراسي قراردارد، مطبوعات و رسانه ها به دليل تعرضاتي كه مستقيماً از ناحيه جريان خشونت در چند سال اخير متحمل شده اند گروه فشار را نيرويي مي دانندكه به دنبال يكسان سازي افكار و عقايد در جامعه هستند و معتقدند كه حوزه مخالفت اين جريان صرفاً به مقوله امنيت و احزاب محدود نمي شود بلكه همچنان كه در چند سال اخير ديده شده هرگونه تحول و تكثري در عرصه فرهنگ، هنر و انديشه و حتي اقتصاد با عكس العمل اين گروه مواجه خواهد شد.
075213.jpg
بنابراين عليرغم اينكه گروه فشار به پديده يي فراگير در سطح جامعه تبديل شده اما هنوز مطالعه و كاوش فراگيري كه بتواند زواياي رفتار وافكار آن را باز نمايد آغاز نشده است. همچنان كه اشاره شد آثار موجود درباره گروه فشار غالباً تلفيقي از داده هاي خبري و حدس وگمانهاي ذهني است و كمتر ديده شده تحليلي دروني و برگرفته با عوامل ذهني و فكري اين جريان ارائه شود.
دررجوع به فايل هاي مطبوعاتي و سياسي به وضوح مي توان اين نقيصه را دريافت كه بسياري از بحث وگفت وگوها در باب واقعيت هاي جريان خشونت به دليل غلبه هيجانات غالب جامعه و يا پيچيدگي ناشي از عملكرد گروه فشار به يك موضعگيري وعكس العمل محدود شود. يا صرفاً آن بخش از آثار حركت اين جريان تحليل مي شود كه مورد بهره برداري جريان سياسي مخالف اصلاحات است.
بر اين اساس، گزارش حاضر بر اين فرضيه استوار است كه تا كنون گروه فشار هيچ گاه به صورت يك پديده اجتماعي و جزيي از مختصات دوران گذار سياسي ايران بررسي نشده در نتيجه بسياري از پرسشها و ابهامهاي اساسي در باره آن بي پاسخ مانده است. پرسشهايي از اين قبيل منشأ اجتماعي و فرهنگي اين پديده را كجا بايد جست، چه انگيزش ها وخواسته هايي اين جمع را به چنان كنشهاي سخت گيرانه و خشن در عرصه اجتماع وا مي دارد، كدامين ضعف ها، ابهامها و احياناً تناقضات در سيستم حقوقي و ساختار سياسي كشور به پيدايش و قدرت گيري اين جريان مدد رساند و فربه شدن اين گروه در نهايت چه وضعيتي رادر ساخت قدرت و حاكميت رقم خواهد زد؟ آيا اساساً گروه فشار جاري ايران قابليت تبديل و تغيير به فرم نهادهاي قانونمند و مشاركت پذير ومسؤوليت پذير را دارد؟ آيا به راستي همه راهها در سياست ايران براي مهار وهدايت اين جريان به بن بست مي رسد؟ آيا روشهاي ممكن و معقول در جهت شناخت، فهم و تعامل با اين جريان به دوستي طي شده است؟ زمان آن نيست كه اسلوب هاي جديدي منطبق بر واقعيات جديد در اين باره به كار رود .
سه ديدگاه درباره پيدايي گروه فشار در ايران
گروه فشار در زمره پديده هاي اجتماعي است كه در پويش خود بسياري از عناصر و مشخصات فرهنگي و رفتاري جامعه ايران را به خود گرفته است. بنابراين نمي توان مستقل از متن وبستر واقعيات جامعه ايران به فهم اين جريان راه كشيد.
تصويري كه از گروه فشار در ذهن ما ايرانيان شكل گرفته درواقع برآمده از عملكردي است كه اين جمع در صحنه كشور به نمايش گذاشته است، همين ذهنيت موجب شده كه نگاه فعالان سياسي و مطبوعاتي جامعه ايراني نسبت به گروه فشار بر سلب، نفي و انكار استوارگردد حتي در ادبيات سياسي سالهاي اخير سخن ها و تمثيل هاي زيادي مي توان يافت كه گروه فشار را به علف هاي هرز يا آفت ها و غده هايي تشبيه مي كند كه بايد از هر راهي براي پاكسازي و بركندن آن بهره جست. اين نگاه محدود به شهروندان و فعالان سياسي و مطبوعاتي نيست بلكه مسؤولاني در سطوح تصميم گير جامعه هم گاهي سخن از نابودي و امحاي گروه فشار به ميان آورده اند.
حال آنكه پديده هايي چون گروههاي ذي نفوذ و فشار همانند حزب و جناح في نفسه فاقد هرگونه ماهيت ارزشي هستند بلكه اين نوع كاركردهاي آنها و قضاوتهاي ما است كه به پذيرش يا نكوهش آنها منتج مي شود به هر حال مجموعه اي از اسباب و علل در پيدايش گرو ه فشار مؤثر هستند. از آنچه تاكنون صاحبنظران گفته و نوشته اند مي توان سه نظر و فرض را استنتاج و صورتبندي كرد؛ گروه فشار يا مولود و نتيجه فرآيند توسعه و تكثر است يا در تقابل با تكثر فكري و توسعه سياسي شكل مي گيرد.
چرخه معيوب احزاب و يا ضعف و ناكارآمدي نيروهاي سياسي در نهادينه كردن پروسه تكثر زمينه را براي ظهور گروه فشار فراهم مي كند.
هر كدام از اين برداشتها بر نظريات يكي از متفكران جامعه شناسي و بخصوص موريس دوورژه و مي نو استوار است. گروهي كه معتقد است گروه فشار محصول دوران كثرت گرايي سياسي است مي گويد در هر جامعه اي كه تكثر منافع و تنوع عقايد و سلايق در توزيع قدرت وجود داشته باشد گروههاي فشار نضج خواهد گرفت. به همين دليل اينان در تحليل رفتار و سلوك گروه فشار ايران، اصل رضايت يا نارضايتي آنان از موازنه قدرت و سهم خواهيهاشان از فضاي سياسي را مبنا قرارمي دهند.
اين دسته از صاحبنظران با برداشتي از نظرات موريس دوورژه (جامعه شناس فرانسوي) كه مي گويد: «گروههاي سياسي به لحاظ مرام و هدف يا خواهان مشاركت در قدرتند يا در انديشه تصرف و قبضه حاكميت يا به دنبال نفوذ در قدرت» به اين نتيجه مي رسند كه گروه فشار جامعه ايران راه و هدف سوم را پيش گرفته است و مجموع عملكرد و سلوك خشونت آميز آن نشان از علاقه مفرط اين گروه براي تأثيرگذاري بر سياستهاي دولت و جبهه دوم خرداد و اعمال نفوذ در اركان تصميم ساز نظام را دارد.
در نگاه گروه دوم از صاحبنظران پيدايش و قدرت يابي گروه فشار در شرايط امروز ايران نشانه رويگرداني يا هراس از تكثر و توسعه سياسي است. اينان معتقدند كه ناتواني عده اي در فهم دوران گذار به توسعه و اصلاحات به توليد كنشها و رفتارهايي منجر مي شود كه نتيجه آن رودررويي و ستيز با اصلاح طلبان است. از اين منظر براي تحليل رفتار گروه فشار در ايران بايد بيش از هر چيز ساختار ذهني روانكاوي سياسي كرد. در بن مايه نگاه عناصر گروه فشار نوعي آرمانگرايي مفرط و مطلق بينانه قراردارد كه موجب مي شود تعريف كاملاً متفاوتي از انسان، جامعه و جهان داشته باشند. حقيقت همان چيزي است كه در ذهن آنها نقش بسته است. براين اساس هر جريان و گروهي كه خلاف تصور ذهني آنها بينديشد و رفتار كند، راه خطا و انحراف مي رود.
به باور اين دسته از صاحبنظران، پديده گروه فشار درايران تركيب تناقض آلودي از بنيادگرايي و آرمانشهرگرايي است كه هر دو در تضاد تاريخي با نوگرايي و اصلاح طلبي قراردارند. منطق بنياد گرايي به توليد رفتارهاي متعصبانه در حوزه ارزشها و دين مي انجامد و خط تقابل اصلاحات و ارزشها مطرح شود و تصوير جامعه آلوده و چهره اهريمني از رقيب در ذهن آنها مي نشاند آرمانشهرگرايي نيز به گريز از واقعيات جامعه و پناه جستن در بستر تخليات وامي دارد. تحت تأثير همين انديشه گروه فشار به اولين چيزي كه در بيانيه و مواضع خود به چالش كشيده اند. در تحليل يكي از مدافعان اين ديدگاه آمده كه گروه فشار و رفتارهاي خشن و عجيب آن مغايرت انديشه فرد و گروه مقابلشان با آن چيزي است كه اصول حقيقت مي خوانند.
در جامعه ايران مولود شكاف هاي دوران گذار است: شكاف بين عرف و دين، مدرنيته و سنت مردم سالاري و آمريت و …
طبق نظر يه سو م، حيات گروه فشار از نقطه اي آغاز مي شود كه كار احزاب و تشكلهاي مدني به بن بست مي رسد. به اعتقاد اين عده برخلاف جوامع مدرن كه گروه فشار مكمل كار احزاب هستند، درتجربه جامعه ايراني گروه فشار به شكلي كه رواج يافته نتيجه ضعف و ناكارآمدي احزابند. اين يك اصل عقلاني است كه چنانكه مديريت حزبي جامعه نتواند پروسه ساماندهي سياسي جامعه و خلأها و گسست در مسير مشاركت سياسي را برطرف كند و خواسته ها، علايق و سلايق را در چارچوبي روشن نظم نبخشدو بروز جريانهايي به نام گروه فشار اجتناب ناپذير است. لب سخن اين طيف از پژوهندگان اين است كه انديشه دموكراتيزاسيون يا گذار به توسعه و تكثر بايد بر دوش نهادها و احزاب مدني استوار شود و هرگونه ضعف و شكستي در تجربه كار حزبي زمينه را براي ميدانداري كساني كه به دنبال بازگشت دوران مشاركت توده اي و وداع با تحزب هستند فراهم مي كند.
075210.jpg
گروههاي فشار در نگاه جوامع ديگر
مهمترين عنوان و شناسه يي كه براي نيروهاي مخالف و برهم زننده اجتماعات قانوني به كار گرفته مي شود گروه فشار است، صاحبنظران مدافع اين جريان در دفاع ا ز رفتار و عملكرد اين گروهها، حضور و موجوديت آنها را در جامعه مدني طبيعي و بلكه نشانه اي از دموكراسي جلوه مي دهند. و اين استدلال را پيش مي كشند كه به همان اندازه كه ديدگاه مخالف اين افراد اجازه سخنراني و اظهارنظر و برگزاري ميتينگ دارند، اين افراد نيز بايد ازنعمت فضاي باز بهره لازم را ببرند، براي ارزيابي اين ادعاها به تجارب و الگوهاي رايج در دنيا سياست بايد نگاه افكند.
واقعيت اين است كه گروه هايي كه در حد فاصل احزاب در جوامع مدرن ظهور مي كنند با هر عنواني اعم از گروه فشار و… تعريف ومباني روشني دارد. هيچ علامت مبهم، مرموز و پنهاني در كاركرد اين گروهها وجود ندارد گروههاي فشار درجوامع ديگر، هويتي اولاً قانوني، شفاف و رسمي ثانياً مستقل از حاكميت و نهادهاي حكومتي دارند. در قياس با اين تعريف جريانهايي كه نام گروه فشار را درجامعه ايراني يدك مي كشند در حقيقت ماهيت محفل و باند دارند افزون بر اينها روشها و اسلوبي كه آنها براي اعمال نظر و تأثيرگذاري روي سياستها و تصميمات دولت و حاكميت در پيشگيرند كاملاً جنبه مسالمت آميز، قانوني ومشروع دارد، هيچگاه آنها اجازه ندارند اهداف خود را در ميدان نفي، تحديد و تخطئه اهداف مردم گروهها وجريانهاي ديگر تعريف كنند، هيچ كجا ديده نشده كه گروههاي فشار به عنوان بازوها و شاخه هاي عملياتي احزاب وجريانهاي سياسي عمل كنند و از نگاهي ديگر، پايگاه اجتماعي و جايگاه طبقاتي گروههاي فشار شناخته شده است، يعني آنها خواسته ها ومطالبات قشري را از جامعه را در برابر حكومت (نه حزب خاص) نمايندگي مي كنند و تلاش مي كنند بيشترين امتياز و امكان از طريق چانه زني براي حل مشكلات قشري و صنفي كسب كنند. بر همين اساس، گروههاي فشار يك مجموعه منتخب با شاخصه محبوب مردمي و دموكرات هستند، و هيچ نشانه اي از تحميل و آمريت يا سلسله مراتبي كه افرادي به عنوان نماينده قشر در آن ديده شود وجود ندارد منظر سوم، روانشناسي اجتماعي است كه ابعاد رواني وانگيزش را در رفتار خشونت گرايان مورد توجه قرار مي دهد، به اعتقاد اين كارشناسان، توسل ابزار زور و تشر از نهادينه نشدن خصلت مدارا و هم پذيري ناشي مي شود و اينكه هنوز روشهاي مدني تعامل وگفت وگو در اين رفتار جامعه ايراني تجربه نشده است لذا تساهل، مدارا و رواداري واژه اي غريب و نامأنوس براي فعالان سياسي و كنشگران ايراني است. محور ديگري كه هنوز نياز به بررسي بيشتر دارد، بافت و تركيب ارزش نيروهاي عمل كننده و ذهنيات افراد مخالف اجتماعات سياسي است كه اعتقاد كارشناسان در بينش و خميرمايه تفكر افراد مذكور تعاريف و تصويرهايي از چهره ديني و مواضع اعتقادي جناح مقابل شان جريان دارد كه آن تعاريف سرمنشأ اين كنشها و برخوردهاي عجيب مي شود، اين تعاريف چه جنبه القايي يا اكتسابي داشته باشد افراد حاملي آن را واداشته كه در مورد مخالفان سياسي خود به يك مرزبندي و خط كشي اعتقادي و ايدئولوژيك دست بزند و براساس آن احكام و تكاليفي را براي خود تجويز كند.
شناسه هايي براي مطالعه هويت مخالفان اجتماعات
تقريباً پس از هر حادثه مهمترين بحث مقامهاي امنيتي و محافل سياسي همانا شناسايي هويت عاملان اين حوادث بوده است. غالباً بحث و كاوشها به نتيجه اي نينجاميده تا حادثه ي ديگر رخ مي دهد عوامل حادثه قبلي به فراموشي سپرده مي شود.
شايد اولين روش براي شناختن دستجات برهم زننده اجتماعات شعارها و خواسته هايي است كه در حين برخوردبااجتماعات از سوي آنها طرح مي شود. درپس پرده هر تجمعي يا نشستي كه برهم مي خورد و يا سخنراني كه مورد تعرض واقع مي شود افراد مهاجم فرد يا جريان مقابل را به«بي ديني»، «ضدولايت فقيه بودن»، «بي بند و بار»، «بيگانه»، «نفوذي»، «ضدانقلاب» و… متهم مي كردند.
به جز اين مطبوعات و محافل سياسي ايران عناوين و اسمائي را براي بازشناسي چهره مخالفان اجتماعات قانوني بكار مي برند كه تاحدي در فهم و شناخت آنها مؤثر است. مثل عناصر خودسر، گروه فشار، لباس شخصي ها، جريانات نيمه مخفي، افراد داراي مصونيت آهنين، شبه نظامي ها، مأموران غيرمسؤول و… در برخي نوشته هاي مطبوعاتي از اين افراد به عنوان گروههاي ضامن دار، قانون شكنان حريم آزادي، دشمنان ملت و گروهي ناشناس ياد مي شد افرادي كه به صورت حرفه اي براي برهم زدن اجتماعات در استانها پيشگام مي شوند در شهرها و نواحي خود شناخته شده اند و متأسفانه بخش عمده آنان خود را دركا نونهاي ارزشي عضو كرده ا ند در اغلب حوادث معترضان به يك نشست قانوني معمولاً از حمايت برخي نهادهاي رسمي ومذهبي در شماري از اجتماعات كه باورود دستجات مخالف به غائله اي سياسي تبديل شده، افراد خودسر با امكانات لجستيك عقبه تشكيلاتي حضور يافته اند مثل غائله خرم آباد يا آنچه در حادثه نماز جمعه اصفهان و يا حادثه اراك و تعرض به امام جمعه اين شهر ديده شد، كه طراحي و اجراي حمله به نماز جمعه اصفهان توسط برخي از نهادهاي رسمي استان صورت گرفت.
نقاط عطف در حركت جريانهاي خشونت گرا:
برخي از اغتشاشات در ميتينگ هاي سياسي، جنبه تاريخي به خود گرفته اند يا به اين دليل كه در طول دهه هاي گذشته سابقه نداشته اند يا ابعاد بحران به گونه اي بود كه يك معضل ملي شده يا به اين جهت كه تأمل در آنها واقعيت هاي نهفته اين جريان را هويدا مي كند مثل تعرض به دو تن از دولتمردان (عبدالله نوري وعطاءالله مهاجراني)، حادثه كوي دانشگاه تهران و تبريز، غائله نمازجمعه اصفهان وخرم آباد. معمولاً محور جرياناتي كه مورد تعرض قرار گرفته اند، قشر دانشجو و دانشگاهي، چهره هاي سياسي وابسته به جبهه دوم خرداد و برخي محافل مدني بوده ا ند.
در اين زنجيره، خشونتهاي شهر، قشر دانشجو چهره اي از مظلوميت و جريان داشته است. اين طيف به واسطه درگير بودن با مسائل روز جامعه و ايفاي نقش كليدي در اصلاحات و مشاركت سرنوشت ساز در صحنه سياست كشور، اغلب نشستهاي جايي كه برگزاركرده، مورد تعرض قرارگرفته است. ايام مبارزات سياسي نيز روزهاي جولان اغتشاشهاي سياسي بوده و درمواقع مهمي مثل انتخابات دامنه درگيريها در اجتماعات به اوج خود رسيده است.
مراجع نظام درباره بر هم زدن اجتماعا ت چگونه مي انديشند
مديران ارشد نظام نظرات صريحي در قبال حوادث مربوط به نقض امنيت تجمعات مطرح كرده اند كه هر كدام جنبه حكم و احكام حكومتي را دارد. رهبر معظم انقلاب در هجدهم تيرماه و درجريان حادثه كوي دانشگاه نظر صريح خود را به اين صورت بيان كرد: «اينگونه حركاتي كه ملاحظه شد... باهر نامي انجام بگيرد، غلط و محكوم است، اگر با نام دفاع از دين هم انجام بگيرد، غلط است. مگر من بارها نگفتم در اجتماعات كساني كه مخالفند، هيچ كس نبايد رفتار خشونت آميز داشته باشد، بارها ما اين حرفها را گفتيم، چرا گوش نكردند، چرا گوش نمي كنند، حتي اگر يك چيزي خون شما را به جوش بياورد، مثلاً فرض كنيد، اهانت به رهبري كردند، باز هم صبر و سكوت كنيد، اگر عكس مرا هم آتش زدند و يا پاره كردند، باز هم بايد سكوت كنيد.»
رهبر معظم انقلاب همچنين در اجتماع دانشجويان دانشگاه اميركبير در دهم اسفندماه۷۹ گفتند: به مسأله خشونت بايد از دومنظر نگريسته شود، يكي بعد اخلاقي وحقوقي و ديگري بعد تبليغاتي و جنگ رواني... خشونت غيرقانوني وتعدي به حقوق افراد از نظر اسلام محكوم است... من با خشونت از سوي هر جناحي كه باشد مخالفم...
نكته تأمل آميز و تلخ ديگر در اظهارات رهبري اين است كه ايشان به صراحت از بي اعتنايي و حرف ناشنوي افراد مذكور (بخوانيد تمرد و سرپيچي) شكوه مي كنند و از زماني مقام معظم رهبري آن اظهاات تلخ را مطرح كردند تاكنون اين پرسش همچنان باقي است كه افراد بر هم زننده اجتماعات باوجود دستور صريح از چه حكم و مستمسك ديني بهره مي جويند.
رئيس جمهوري نيز در اغلب اجتماعات حساس كه توسط خشونت گراها به هم ريخته موضع گرفته و نظر صريح داده است:
سيدمحمد خاتمي رئيس جمهوري پس از حمله به عبدالله نوري و مهاجراني گفت مسؤولان ذيربط هيچ كوتاهي و گذشتي نسبت به كردار زشت گروهي اندك كه كينه توزانه با استقرار آزادي وعدالت مخالفند نشان ندهند و قانون شكناني را كه در اثر ناداني يا به خاطر مأموريتهايي كه دارند جز زور منطقي را نمي شناسند به جاي خود بنشانند. اميدوارم قوه قضاييه با مسؤولان ذيربط همكاري كندو در حق جامعه اي كه مي خواهد باامنيت و آزادي به سوي بهروزي راه بپيمايد، كوتاهي ننمايد.
رئيس جمهوري همچنين دريكي از سخنراني هاي خود گفت: « ترويج خشونت در درون يعني بر هم زدن نظام قانوني، به نام اين فرمان خشونت صادركردن اوهام وتوهمات را عين دين دانستن و سوء استفاده از متدينين در نظامي كه حكومت و دولت دارد يعني طغيان كردن عليه حكومت اسلامي». صبح امروز ۱۷ مرداد .۱۳۷۸ خاتمي در سخنراني ديگري در ۷۸‎/۵‎/۱۷ گفت:
دوران تثبيت نظام اسلامي در چارچوب نظم اجتماعي مورد تأييد مردم و رهبري است. البته برخي آگاهانه ويا نا آگاهانه سعي مي كنند پايه هاي اين نظم را با خشونت از بين ببرند، چه كساني كه آشوب مي كنند وصحبت و گفت وگو و برخوردهاي طبيعي را به زد وخوردهاي خياباني مي كشند وچه كساني كه در درون نظام، فرمان خشونت صادر مي كنند، هر دو مي خواهند اين مبناي نظم نباشد يا آگاهانه براي نابودي نظم تلاش مي كنند يا ناآگاهانه در اين مسير گام برمي دارند.ما براي سربلندي جامعه انقلاب كرديم و گفتيم اسلامي كه مي خواهيم در اين نظمي است كه آن را به رأي گذاشتيم و بعد از اينكه مردم رأي دادند، رهبر فقيد انقلاب آن را تأييد كردند و زيرش را امضا كردند. حالا چگونه برخي به اسم اسلام آن را بر هم مي زنند و مي گويند آن چيزي كه من مي پسندم عين اسلام است ولو خلاف قانون اساسي باشدولو خلاف نظام پذيرفته شده باشد ومردم ومتدينين را دعوت به خشونت مي كنند... ترويج خشونت در درون يعني به هم زدن نظم قانوني، به نام دين فرمان خشونت صادر كردن، كه دين تو از بين رفت، مگر توهمات تو دين است. تو حرفت را بزن، كسي جلوي حرف زدن كسي را نمي گيرد، اوهام و توهمات را عين دين دانستن و سوء استفاده از متدينين در نظامي كه حكومت دولت دارد يعني طغيان كردن عليه حكومت اسلامي.
رئيس جمهوري در يك سخنراني در بيست وسوم تيرماه ۷۸ گفت:
اصولاً جريان آشوب برخلاف مصالح نظام و ملت و شعارها و سياستهاي دولت است، دولتي كه شعارش مقابله با هرگونه خشونت و آشوب طلبي است. اين جريانات در مقابل دولت و بخصوص شعار توسعه سياسي دولت قرار دارد... بخاطر سياستهاي دولت و مصالح نظام مي كوشيم كه با اين خشونتها با خشونت برخورد نشود و تلاش مي شود كه اين اقدام با روشهاي قانوني صورت گيرد. ايجاد آشوب و اغتشاش كار دشواري نيست. مي خواهيم ياد دهيم كه با خشونت نيز مي توان بدون خشونت برخورد كرد.
خاتمي درتاريخ ۲۴ بهمن ماه ۷۷ زماني كه در شهر قم به هادي خامنه اي حمله مي شود، در نامه اي به وزيران اطلاعات و كشور تأكيد كرد: خشونت، قانون شكني وآشوب در هرجا و از سوي هركس ناپسند است و اعمال خشونت و تخريب در حوزه علميه قم كه كانون معارف، اخلاق و ادب اسلامي و شيعي است، بسيار زشت تر است.
در فروردين ماه ۱۳۷۹ در جمع مردم استان گلستان نيز گفت: آنانكه دين و آزادي را در برابر هم قرار مي دهند هم به دين وهم به آزادي جفا مي كنند. عده اي به نام دين، آزادي نفي مي كنند و عده به نام آزادي بر دين مي تازند كه ابزار هر دو گروه خشونت است. اين عده با خشونت خواستار حذف ونفي دين و آزادي از متن زندگي اند. ما همواره با خشونت با هرشكل آن مخالفيم چرا كه چهره دين چهره رحمت و عطوفت است.
075207.jpg
روايت چهره هاي سياسي
علي شكوري راد: برهم زنندگان تجمعات قدرت تشخيص ندارند.
علي شكوري راد نماينده تهران، عضو هيأت رئيسه مجلس نيز اظهار عقيده مي كند: حمله به تجمعات قانوني توسط كساني رخ مي دهد كه از نظر سياسي و قدرت تحليل رشد نيافته هستند، كساني كه قدرت تشخيص مصالح، اوضاع و احوال و مسائل قانون و غيرقانوني را ندارند. وي مي گويد: كساني كه به اجتماعات حمله مي كنند افرادي هستند كه «ديگران» آنها را مي فرستند و هزينه ها را به جاي اينكه افراد اصلي بپردازند، اين افراد مي پردازند.
شكوري راد ادامه مي دهد: همچنين كساني كه به اجتماعات حمله مي كنند، صاحب هيچگونه تشخيص و تحليل و درك منطقي نيستند. معمولاً زماني كه اين افراد قصد انجام تهاجمي را مي كنند كه يا در صحنه گفت وگو و منطق كم آورده باشند يا اينكه استدلالي ندارند.
وي تأكيد مي كند كه مهمترين انگيزه برهم زنندگان اجتماعات اين است كه قاعده رفتارها و بازي سياسي و قانوني را برهم بزنند.
شكوري راد در اين مورد كه گروهها وجريانها چه مشخصاتي دارند اظهار مي دارد كه اين افراد شناسايي هستند اما نمي توان به راحتي هويت اصلي پشت صحنه ها را بيان كرد.
لاريجاني: گروههاي فشار به دنبال عقب نشاندن مخالفانشان هستند
محمدجواد لاريجاني نماينده سابق تهران ومشاور رئيس قوه قضائيه نيز معتقد است كه مقصود از گروههاي فشار، گروه هايي هستند كه با تمسك به راههاي غيرقانوني و ارعاب قصد دارند مخالفان خود را وادار به سكوت يا عقب نشيني كنند. وي مي گويد مسأله ظاهرشدن گروههاي فشار يكي از عوارض جانبي نظام هاي دموكراتيك است و راه برخورد آن هم منحصراً در اجراي دقيق قوانين و آگاهي دادن به مردم است.
حميدرضا جلايي پور: گروه هاي فشار ابزار دولت پنهان هستند
حميدرضا جلايي پور صاحبنظر كه اخيراً در ميتينگ دفتر تحكيم موردتعرض گروه فشار قرار گرفته عقيده دارد كه در ارتباط با گروههاي فشار بايد بر دو نكته به عنوان پرسش پيش مي كشد اول اينكه اينها كي هستند وچه اسمي مي توان روي اينهاگذاشت. به اعتقاد جلايي پور اينها ابزار دولت پنهان هستند، يعني اينكه ابزار يك گروه مافيايي نيستند ابزار سياسي يك جريان نيستند، واژه گروه هاي فشار هم درست نيست چرا كه جزو نهادهاي مدني هم نيستند، چون گروههاي فشار و نهادهاي مدني رسمي از راه قانوني مبارزه مي كنند و يا با مسأله اي مخالفت مي كنند اما كساني كه به عنوان گروه هاي فشار در جامعه ما مطرح هستند، امكانات حكومت را در اختيار دارند، آرامشي كه يك مأمور حكومت دارد، اينها هم دارند، فقط بطور پنهاني بنابر اين اينها ابزار دولت پنهان هستند. وي مي گويد: بطور نمونه، در حادثه دانشگاه اراك ۳۰ نفر درمقابل دانشگاه اراك در برابر يك برنامه قانوني جمع شده بودند و هرچه استاندار، مقامات رسمي، فرمانده نيروي انتظامي و مسؤولان حراست، كوشش مي كردند كه مشكل حل شود اينها گوش نمي كردند، حتي براي ا ينها، غذا و آب و نان مي آورند و در آرامش كامل ۴۸ساعت دانشگاه اراك را مختل كردند. وي درباره انگيزه وهدف گروه فشار نيز ا ظهار مي دارد درپنج سال گذشته انگيزه واهداف اينها كاملاً مشخص شده است ، اينها دست به هركاري نمي زنند، بلكه تنها جلوي كساني كه از مردم سالاري، حقوق مردم، رأي مردم و مطالبات مردم دفاع مي كنند مي ايستند.

اطلاع رساني هايي از نوع اعترافات پورزند
معمولاً وقتي شرايط سياسي كشور بحراني است و صداي خردگرايي كمتر شنيده مي شود، ترجيح داده مي شود كه كسي مطلبي نگويد و ننويسد. اما من اعتقاد دارم به حكم اهميت سرنوشت كشور و انقلاب بايد حرف زد و اگر امكان داشته باشد خطاهايي را كه به نظام و انقلاب آسيب مي رساند را كم كرد. جداي از آن كه مسأله پورزند چيست، علاقه مندم در مورد اين نوع اطلاع رساني ها نقطه نظراتي را ارائه كنم تا اگر صواب باشد مورد قبول دست اندركاران بيفتد.
۱ـ بايد قبول كنيم كه اين نوع اعترافات به دو دليل مورد قبول واقعي عمده جامعه قرار نمي گيرد. الف: سابقه اعترافات كه نوعاً پس از رهايي از زندان و تغيير شرايط تكذيب شده است كه نمونه هاي زيادي داشته است. از سوي ديگر پخش و نشر فيلم شكنجه هاي قتل هاي زنجيره اي كه جمعي از همكاران يك وزارتخانه، به جمع ديگري از همكارانشان و حتي همسر يكي از آنان، چنان وضعيت رقت آميزي را براي گرفتن اعترافاتي كه بازجو مي طلبيد تحميل كردند و يا نشر بعضي خاطرات كه اخيراً انتشار يافته است دلايل جدي عدم باور جمعي است. از اين روش ها، حتي اگر در مورد آقاي پورزند اتفاق نيفتاده باشد، پذيرش آن را براي بينندگان دشوار مي كند. اين يك امر طبيعي است و با تهديد و ارعاب نمي توان سابقه ذهني را تغيير داد.
ب: در همه جاي دنيا براي آنكه مخاطبان پذيرش ادعاهاي رسمي را داشته باشند اطلاع رساني نبايد فقط در موردي كه مورد علاقه مندي حكومت است صورت پذيرد. اين كار بحقي است كه وقتي در مصاحبه آقاي ناظم زاده و يا وحيد صادقي روشن مي شود كه خدعه وحيله اي به كار برده اند توضيحات كافي و عقوبت لازم و فوري براي آن در نظر مي گيرند ولي وقتي بايد توقع داشت كه اينها مورد پذيرش وجدان عمومي قرار گيرد كه درساير موارد هم همين اطلاع رساني و همين عقوبت ها با همان سرعت مطرح شود. مثلاً هيچ معلوم نشد كه بالاخره محتواي حرف هاي فرشاد ابراهيمي را چه كسي تعقيب كرد و چرا پي گيري قضايي محتواي نوار، تبديل به پرونده نوارسازان شد و يا وقتي رسماً در جرايد اعلام شد كه يكي از نهادها در جريان سفر رئيس جمهوري به شيراز، عكس مصدق و خاتمي را منتشر كرده تا در بين مردم پخش كند و حضور مردم را به جمع ملي مذهبي ها كه آن روزها بشدت زير فشار بودند منسوب كند. هيچ كس نفهميد كه اين پرونده چه شد؟ و بالاخره آيا كسي مورد عقوبت قرار گرفت يا خير؟ فراموش نمي كنم پس از آنكه اداره اماكن نيروي انتظامي جمع زيادي از هنرمندان را احضار كرده بود و اين ابهام ذهن دولت و رئيس جمهور را به خود مشغول نموده بود و به دليل بي اطلاعي و نامه پراحساس فرزند و همسر آقاي پورزند، پيگير جدي مسأله احضار روشنفكران و اتهامات آقاي پورزند بوديم يكي از مسؤولان عالي رتبه نيروي انتظامي به بنده از وضع بد روابط اخلاقي و سياسي آقاي پورزند گزارش مي داد و مشكل اصلي او را در اين مي دانست كه ليست بالابلندي از نويسندگان و شخصيت هاي فرهنگي كشور را ارائه كرده كه از رضا پهلوي كمك دريافت مي كرده اند و ما آنان را آورديم و تحقيق كرديم و معلوم شد در مورد همه آنان دروغ مي گويد و ابهام از پرونده آنان رفع شد و اين را بحق خدمتي در حق نيروهاي فرهنگي مي دانست ( و البته به من اجازه داد كه اين مطلب را به صورت علني نقل كنم و الا در اينجا مطرح نمي كردم) بنده در همان جلسه و بعد هم در جلسه دولت پيشنهاد دادم اگر مي خواهيم حرف هاي پورزند مورد قبول قرار گيرد، با همان شدت هم بايد اعلام كنيم كه بنا به تحقيقات نيروي انتظامي دامن اكثريت قريب به اتفاق اهل فرهنگ و هنر و قلم حتي اگر جز و ناراضيان و مخالفان حكومت باشند آلوده به وابستگي به خارج نيست كه متأسفانه اعلام نشد. اين تبعيض در اطلاع رساني، بخواهيم يا نخواهيم ذهن جامعه را با شك و ترديد مواجه مي كند.
۲ـ به سود هيچ كشوري نيست كه اگر به يك عنصر فساد در حوزه فرهنگ برخورد كرد، بي آنكه دليل محكمه پسندي وجود داشته باشد، همه اهل فكر و فرهنگ جامعه را مورد تهديد و تحقير قرار دهد . اگر هر دادگاهي پرونده شخصي عليه فردي دارد پيگيري مي كند ولي اين روش كه امام جمعه محترم موقت اين هفته تهران خلاف اين منطق بود كه براي پورزند طلب مغفرت مي كردند و هر چه مخالف سياسي با نظر و انديشه ايشان بود را مورد خطاب قرار دادند كه گويا از خبر يك فاسق، كه هيچ ارزش حقوقي ندارد آبرويشان برباد رفته و هركس در اين مدت باشوراي نگهبان، قوه قضاييه و مجمع تشخيص مصلحت اختلاف نظر داشته در خط پورزند است و براي تضعيف نظام كاركرده و البته كساني كه در تمام اين مدت عليه شخص رئيس جمهوري، دولت و مجلس هرچه نوشتند و هرچه كردند اصلاً نظام را تضعيف نكرده اند و مأجور عندالله هستند.
۳ـ پيش گويي ها هم دليل ديگري بر عدم باور قضاياي سياسي است.
برخي افراد و جرايد مي گويند كه همه چيز را از پنج ماه قبل در مورد پورزند مي دانسته و در مقاله اش نوشته است و اتفاقاً هرچه آن برادر مي نويسد، سيستم قضايي هم به همان نقطه نظر مي رسند. ادعاي ورود چمدان پول به داخل كشور از سوي يكي از چهره هاي سرشناس سياسي ـ مذهبي مطرح شد ولي هيچكس نمي تواند آن را بيابد. اينها باور اجتماعي را كمرنگ مي كند.
۴ـ اظهارنظرهاي متفاوت و متناقض در طول مسير پرونده هاي اينچناني يكي ديگر از نقاط ضعف اطلاع رساني است در مورد همين آقاي پورزند مدتها بود از جرم اخلاقي صحبت مي شد و كم كم سياسي شد تا اينكه رابط اصلي جريانات سياسي ـ فرهنگي كشور با رضا پهلوي و آمريكا اين سير متفاوت و متناقض و سريع باور جامعه را دچار آسيب مي كند. اينها اعتماد عمومي را كم مي كند. بنده هم قطعاً اعتقا د دارم در آن سوي مرزها، دولتهايي و يا كساني هستند كه عزت و عظمت ما را نمي خواهند و براي آن برنامه ريزي مي كنند. به همين دليل نگراني اصلي اين است كه با اين روشهاي قبيح بسياري از خيانت ها كه در پيشگاه واقعي مردم خيانت است نيز از بين برود.

بيانيه سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي در باره بيانيه سپاه
گروه سياسي ـ سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي ديروز با صدور بيانيه اي با اشاره به اينكه قاطبه نيروها و فرماندهان سپاه همدل و همگام با اكثريت ملت و حامي اصلاحات هستند بيانيه اخير به نام سپاه را قابل تأمل دانست.
در اين بيانيه كه نسخه اي از آن در اختيار «ايران» قرار گرفته با اشاره به بيانيه اخير سپاه پاسداران آمده است:
عنوان كلي سپاه پاسداران كه ذيل بيانيه گذاشته شده بر خلاف رويه گذشته داراي ابهامي سؤال برانگيز است، بايد به اين سؤال پاسخي روشن داده شود كه اولاً صادر كنندگان چنين بيانيه اي چه كساني بوده اند اگر از سپاه بوده اند به كدام بخش سپاه تعلق دارند ثانياً بيانيه مذكور با اجازه چه مرجعي صادر شده است؟
سازمان مجاهدين انقلاب اسلامي تصريح كرده است: بيانيه اي منسوب به سپاه، آشكارا بيانيه اي سياسي ـ جناحي است و صدور اينگونه بيانيه ها و ورود سپاه به منازعات خطي و مناقشات حزبي، نقض آشكار فرمان امام خميني در اين زمينه است. علاوه بر اينكه با مأموريت و وظيفه اي كه قانون اساسي براي چنين نهادي تعريف كرده تنافر و مغايرت دارد. در بخش ديگري از اين بيانيه آمده است: كساني كه از تغيير احتمال استراتژي آمريكا از حمله نظامي به راهكارهاي سياسي ناخشنودند و نمي توانند در شرايطي غير جنگي فضا را نظامي و ميليتاريزه كرده و اغراض خاص خود را به پيش ببرند، مي كوشند تا به بهانه تهديد آمريكا در برابرمخالفان خود به نمايش قدرت بپردازند و مردم و اصلاح طلبان را تضعيف كنند.
در خاتمه اين بيانيه تصريح شده است: سطح تحليل موجود در بيانيه، نشان از آن دارد كه صادركنندگان بيانيه از شناخت ايران كنوني و درك واقعيت هاي امروز ناتوانند.

واكنش محافل پارلماني به ماجراي پورزند
گروه سياسي ـ اعترافات اخير سيامك پورزند ديروز با واكنش و اظهار نظرهاي تعدادي از نمايندگان مجلس مواجه شد. يك منبع آگاه به خبرنگار ما گفت كه از چندي پيش، وزارت اطلاعات، خود را از جريان پرونده پورزند كنار كشيده است و هم اكنون دخالتي در اين پرونده ندارد.
مجيد انصاري رئيس فراكسيون مجمع روحانيون مبارز در همين خصوص به خبرنگاران پارلماني گفت كه اعترافات پورزند را عجيب و تكان دهنده مي داند.
وي اضافه كرد: چگونه است كه عناصري به اين راحتي مي توانند برنامه هاي مورد نظر دشمن را براي مدتهاي طولاني در كشور به اجرا در آورند و بعد از ۲۲ سال، به آن پي برده شود؟!
انصاري از اظهار نظر درباره حكم محكوميت پورزند و يا صحت اعترافات او خودداري كرد و گفت: پرونده در اختيار من نيست. براي استناد يا عدم استنادش، بايد پرونده را ديد.
وي اضافه كرد: پرونده اي تشكيل شده، قوه قضاييه رسيدگي كرده و حكم داده است. اگر اعتراضي هست بايد سيستم قضايي رسيدگي كند. رئيس كميسيون اصل ۹۰ نيز در مورد پخش فيلم اعترافات «سيامك پورزند» گفت: اين اعترافات را همراه ضوابط قانوني نمي شناسم. كيفيت بازداشت، نگهداري، بازجويي و محاكمه او مبهم و غير معلوم است.
انصاري راد اضافه كرد: معلوم نيست اين اعترافات در چه شرايطي گرفته شده است. چنين اعترافاتي ارزش حقوقي و قانوني ندارد. جلسه اي كه در آن پورزند اعتراف كرده است، بيش از مصاحبه، به يك محاكمه و بازجويي شبيه است.
نماينده مردم نيشابور در مورد امكان تحقيق و تفحص مجلس در اين باره گفت: اساساً قوه قضاييه اجازه تحقيق و تفحص دقيق به مجلس شوراي اسلامي نداده است و گرنه امكان تحقيق بيشتر براي تنوير افكار عمومي وجود داشت. «رضا يوسفيان» نيز گفت: اعتراف گيري يك روش قديمي و غير قابل اعتماد است. خيلي از افراد در زندان حرفهايي زده اند كه بعد از بيرون آمدن از زندان، همه آنها را تكذيب كردند.
نماينده شيراز افزود: «اگر كسي بيرون از زندان حرفي بزند، مي شود پذيرفت، اما اعتراف در زندان، غير قابل اعتماد است. مانند اعتراف متهمان قتل هاي زنجيره اي». عضو كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس افزود: بايد صبر كرد تا حقيقت قضيه روشن شود. يوسفيان در عين حال احتمال داد كه اين اعترافات، بخشي از يك پروژه يا سناريو باشد.

بازتاب طرح تشكيل «خانه هاي عفاف» در مجلس
• فراكسيون زنان خواستار پاسخگويي وزارت اطلاعات، كشور، فرهنگ و ارشاد و سازمان بهزيستي درخصوص طرح خانه هاي عفاف شد
گروه سياسي: طرح تشكيل خانه هاي موسوم به «عفاف» واكنشها و تحليلهاي متفاوت نمايندگان مجلس شوراي اسلامي و برخي از مسؤولان اجرايي كشور را درپي داشت.
هيچ يك از نمايندگان مجلس، بطور علني با اين طرح موافقت نمي كردند، ولي برخي از آنها با توسل به مسائلي چون «شيوع بيماريهاي واگيردار»، كنترل پديده زنان خياباني را ضروري مي خواندند.
نمايندگان مجلس نيز هيچكدام به سؤالات خبرنگاران در مورد «بانيان طرح» مذكور پاسخ ندادند.
«حسين انصاري راد» رئيس كميسيون اصل ۹۰ مجلس گفت: مي ترسم خانه هاي عفاف در عمل، همان «خانه هدايت اسلامي» باشد. شرايطي كه فراهم كرده اند، نشان مي دهد كه شكل و شمايل و تركيب اين خانه ها، مشابه خانه هدايت اسلامي است.
وي طرح تشكيل خانه هاي عفاف را مناسب و به صلاح كشور ندانست و افزود: نمي توان انكار كرد كه مشكل زنان بي سرپرست، دختران سرگردان و جوانان غيرمتمكن از ازدواج وجود ندارد، ولي راه حل اين مشكل، تشكيل خانه عفاف نيست. وي خاطرنشان كرد: به هر حال، يك خلأ اجتماعي وجود دارد ولي به اين وسيله نمي توان به آن پاسخ داد.
«جميله كديور» عضو فراكسيون زنان مجلس نيز به خبرنگاران پارلماني گفت: فراكسيون مذكور خواستار دريافت اطلاعات وگزارشهايي از وزارتخانه هاي اطلاعات، كشور، فرهنگ و ارشاد اسلامي و سازمان بهزيستي شده است كه به نوعي با اين مسأله درگير خواهند بود. نماينده مردم تهران طرح مسأله را تا زمان بررسي دقيق و كارشناسي آن به صلاح ندانست و در عين حال گفت: گفته اند اين طرح يكماه پيش مطرح و رد شده است.

ديدگاه نمايندگان درباره حكم انحلال نهضت آزادي ايران
• نايب رئيس مجلس: به اتهامات اعضاي نهضت آزادي بايد در حضور هيأت منصفه رسيدگي شود
گروه سياسي: دكتر «محمدرضا خاتمي» نايب رئيس دوم مجلس شوراي اسلامي اظهار اميدواري كرد كه «دادگاه تجديدنظر در بررسي پرونده اعضاي نهضت آزادي، با رعايت عدالت حكم صادر كند.»
خاتمي ديروز به خبرنگاران پارلماني، گفت: در فضاي جديد كه نياز به همدلي و همراهي بيشتر با نظام است، بخشهايي از حاكميت كاري نكنند كه موجب خدشه دار شدن وجهه نظام و زيرسؤال رفتن استقلال قوه قضاييه بشود.
وي تأكيد كرد: «اگر خبرهاي دريافتي در مورد نحوه دستگيري اين افراد و بازداشت آنها در مكان نامعلوم صحيح باشد، بايد گفت كه بازداشت آنها خلاف قانون بوده است.»
عضو كميسيون اصل ۹۰ مجلس اظهار داشت: كميسيون اصل ۹۰ مجلس نسبت به نحوه دستگيري و مكان نگهداري اعضاي نهضت آزادي ابراز نگراني كرد ولي قوه قضاييه در طول يكسال و نيم گذشته، حاضر به همكاري با نهادهايي كه اظهارنگراني مي كردند، نشد.
خاتمي گفت: همه متهمان بايد در دادگاه صالح محاكمه شوند. در بيانيه دادگاه اتهامات اعضاي نهضت آزادي، سياسي عنوان شده است، به نظر مي رسد كه قانون، تكليف رسيدگي به جرايم سياسي را روشن و بر حضور هيأت منصفه و علني بودن دادگاه تأكيد كرده است.
دبيركل جبهه مشاركت ايران اسلامي خاطرنشان كرد: اين شرايط در دادگاه اعضاي نهضت آزادي وجود نداشت. هرچند كه ما از مستندات دادگاه بي اطلاعيم و نمي توانيم درباره حكم قضاوت كنيم.
وي در مورد انحلال نهضت آزادي نيز گفت: در اين زمينه، شبهه جدي وجود دارد كه انحلال احزاب در حيطه اختيارات كميسيون ماده ۱۰ احزاب است و يا دادگاه انقلاب هم مي تواند اين كار را بكند.
يكي از خبرنگاران پرسيد: از يك طرف همه گروههاي سياسي به وفاق ملي دعوت مي شوند و از طرف ديگر، تشكل هاي سياسي را منحل، مطبوعات را توقيف و فعالان سياسي را بازداشت مي كنند. اين وضعيت را چگونه تعبير مي كنيد؟ نايب رئيس دوم مجلس پاسخ داد: معنايش اين است كه وفاق نمي خواهند.

*رئيس كميسيون اصل :۹۰ بازداشت، بازجويي و محاكمه اعضاي نهضت آزادي خارج از چارچوب قانون بوده است
رئيس كميسيون اصل ۹۰ مجلس نيز گفت كه اين كميسيون، در بررسي هاي خود به اين نتيجه رسيده كه بازداشت، بازجويي و محاكمه اعضاي نهضت آزادي، خارج از چارچوب قانون بوده است. «حسين انصاري راد» افزود: در اين بازجويي ها، بازداشتها و محاكمه ها، نص صريح قانون اساسي، يعني حضور هيأت منصفه و علني بودن دادگاه رعايت نشده است.
نماينده مردم نيشابور افزود: همه احكام صادره در مورد اعضاي نهضت آزادي عجيب بود، ولي در ميان آنها، حكم آقاي هادي زاده براي من از همه عجيب تر بود.
وي خاطرنشان كرد: آقاي هادي زاده يك فيزيكدان برجسته ايراني است كه مجامع علمي و دانشگاهي جهان بخوبي او را مي شناسند. وي كه جزو مفاخر علمي كشور است، به تحمل هشت سال زندان محكوم شده است.

* يك عضو ماده ۱۰احزاب: با استناد به نظر صريح وزارت اطلاعات، حكم نهضت آزادي نمي تواند درست باشد
يك عضو كميسيون ماده ۱۰ احزاب وزارت كشور نيز گفت: «حق انحلال احزاب و تشكل هاي سياسي طبق قانون برعهده دادگاه صالحه است.»
دكتر «داود سليماني» نماينده تهران در مجلس درباره صدور حكم انحلال «نهضت آزادي ايران» از سوي دادگاه انقلاب اسلامي افزود: دادگاه انقلاب، يك دادگاه صالحه است و انحلال نهضت آزادي راه قانوني را طي كرده است.
وي تصريح كرد: با اين حال، صالح بودن جايگاه قانوني دادگاه انقلاب به معناي صالح بودن نحوه رسيدگي آن به پرونده نهضت آزادي نيست و اين موضوع بايد بيشتر بررسي شود.
عضو كميسيون ماده ۱۰ احزاب، حكم ياد شده را قابل تجديد نظر دانست و اظهار داشت: از نظر من، حكم صادره درباره نهضت آزادي قابل اعتراض است، زيرا اثبات ادله اي كه در اين زمينه از سوي دادگاه در رسانه ها ذكر شده، بسيار مشكل است. وي افزود: با توجه به اينكه اتهام براندازي به اين گروه را پيش از اين وزارت اطلاعات نفي كرده است، حكم دادگاه انقلاب براي نهضت آزادي و نيروهاي ملي ـ مذهبي نمي تواند درست باشد.

* يك عضو فراكسيون اقليت: غير قانوني خواندن نهضت آزادي توسط دادگاه طبيعي بود
«موسي قرباني» عضو فراكسيون اقليت مجلس نيز غير قانوني خواندن «نهضت آزادي» از سوي دادگاه انقلاب را طبيعي خواند و گفت: امام(ره) اين گروه را غير قانوني خواندند و بعد از ايشان، هيچ مقام صلاحيتداري، آن را نقض نكرد. نماينده مردم قائنات افزود: آنها قانون اساسي را منهاي ولايت فقيه و احكام اسلامي مي خواهند. اگر قانون اساسي را قبول داشتند، كارشان به اينجا نمي رسيد.

خواندنيها از خانه ملت
• قوامي: اصل ۱۷۵ قانون اساسي نقض شده است
رئيس كميسيون قضايي و حقوقي مجلس گفت: اصل ۱۷۵ قانون اساسي در مورد نظارت قواي سه گانه بر صدا و سيما، نقض شده است. سيدناصر قوامي ديروز طي اخطار قانون اساسي افزود: نمايندگان ناظر مجلس بر صدا و سيما بايد در مورد چگونگي نظارت خود بر اين رسانه ملي توضيح دهند. نماينده مردم قزوين اين سؤال را مطرح كرد كه ميان واژه «نظارت» كه در اصل ۱۷۵ قانون اساسي آمده و «نظارت استصوابي شوراي نگهبان» كه در اصل ۹۹ اين قانون ذكر شده، چه تفاوتي وجود دارد و چرا شوراي نگهبان براي اعمال نظارت خود، پيش از برگزاري انتخابات، اقدام به تأسيس دفاتر نظارت در شهرستانها كرده است، اما شاهد نظارت قوا در مورد سازمان صدا و سيما نيستيم. قوامي تأكيد كرد: نظارت بر صدا و سيما، حق مردم است.

• كناره گيري جانشين معاونت اطلاعات نيروي انتظامي
باخبر شديم صدرالاسلام، جانشين معاونت اطلاعات نيروي انتظامي از سمت خود كناره گيري كرده است. براي نخستين بار نام صدرالاسلام در محكمه كرباسچي از سوي شهردار اسبق تهران مطرح شد. يك منبع پارلمان ديروز گفت كه احتمالاً كناره گيري صدرالاسلام بي ارتباط با تداخل كارها و مأموريتهاي حوزه «اطلاعات» نبوده است.

• ضرغامي: اسناد مالي صدا و سيما در اختيار هيأت تحقيق و تفحص مجلس قرار مي گيرد
ضرغامي معاون پارلماني سازمان صدا و سيما ديروز به خبرنگار ما گفت كه نماينده هيأت تحقيق و تفحص مجلس از صدا و سيما از سوي مجلس معرفي شده است و اسناد مورد درخواست اين هيأت در اختيار آن قرار خواهد گرفت. وي افزود: از سوي مجلس، آقاي بت كليا معرفي شده است و در رابطه با همكاري هيأت تحقيق و تفحص مجلس و صدا و سيما، مكاتباتي نيز با آقاي كروبي رئيس مجلس شوراي اسلامي صورت گرفته است.

•تصوير يك قرارداد دولتي در اختيار نمايندگان مجلس
ديروز باخبر شديم كه تصوير يكي از قراردادهاي اقتصادي دولت با يك شركت خارجي، تقديم نمايندگان مجلس شده است. قرارداد طرح توليد آلوميناي جاجرم خراسان با شركت تكنو اكسپرت از كشور چك در واقع جهت اطلاع نمايندگان مجلس به آنها ارائه شده است. مجلس شوراي اسلامي چندماهي است كه بر لزوم اطلاع از مفاد قراردادهاي دولت با طرحهاي خارجي تأكيد دارد و دولت نيز از طريق معاونت پارلماني خود درصدد ايجاد تعامل با مجلس در اين زمينه است.

• هيأت تحقيق و تفحص از شهرداري، مردم را دعوت به همكاري كرد
هيأت تحقيق و تفحص مجلس از شهرداري تهران، ديروز با صدور اطلاعيه اي، از مردم خواست نظرات خود را در رابطه با محورهاي تحقيقاتي اين هيأت اعلام كنند.
در اين اطلاعيه آمده است: «مجلس شوراي اسلامي در پاسخ به نگراني و دغدغه هاي شما شهروندان عزيز و گرامي، مسؤولين و مديران اجرايي مرتبط با مسائل شهري و شهرسازي پيرامون توقف غير مترقبه و عجولانه فروش تراكم و تأثيرات گوناگون آن بويژه افزايش قيمت مسكن، تصميم به تشكيل هيأت تحقيق و تفحص نمود كه با حمايت اكثريت قاطع نمايندگان محترم مجلس شوراي اسلامي مبني بر ضرورت و اهميت پيگيري و بررسي ابعاد مختلف آن روبرو گرديد.»
در اين گزارش با اشاره به برگزاري جلسات كارشناسي آمده است: هيأت اميدوار است بتواند با حمايتهاي خالصانه و بي دريغ شهروندان تهراني نسبت به انجام و تكميل مراحل كارشناسي علمي تحقيقاتي مبادرت ورزيده و با بررسي هاي همه جانبه اسناد، مدارك، قوانين و مقررات مربوطه در اين زمينه، گزارش جامع خود را تهيه و تقديم نمايد. بر همين اساس، شهروندان عزيز مي توانند از طريق شماره تلفنهاي ۲۷۰۸۷۲۰ ـ ۵۶۳۵۲۱۸ ـ ۶۴۶۵۵۰۸ ـ فاكس ۶۴۶۱۷۴۶ و پست الكترونيكي Htts@Majlis.ar نظرات خود را در اختيار هيأت تحقيق و تفحص قرار دهند.

• انتقاد انصاري به بي اطلاعي نمايندگان شوراي نگهبان از مواضع اين شورا
مجيد انصاري ديروز در تذكر آيين نامه اي گفت: «اكثر نمايندگان شوراي نگهبان كه در كميسيونهاي مجلس حاضر مي شوند، از نظرات و ديدگاههاي شوراي نگهبان جمع بندي ندارند.» وي خطاب به كروبي گفت: به عنوان رئيس مجلس به شوراي نگهبان تذكر بدهيد تا پس از حضور نماينده شورا در كميسيون و انجام اصلاحات مورد نظر اين شورا، طرح يا لايحه تصويب شود و نماينده شورا اعلام نكند كه من ديدگاه شورا را نمي دانم. رئيس كميسيون برنامه و بودجه مجلس افزود: فلسفه حضور نماينده شوراي نگهبان اين است كه ديدگاه شورا در موارد مورد اشكال، اعمال شود. انصاري تصريح كرد: درحال حاضر و با اين روند، چالش ميان شورا و مجلس درحال تشديد است. برخي مواقع نمايندگان شورا، عليرغم دعوت قبلي در كميسيون حاضر نمي شوند و اين درحالي است كه اين نمايندگان ملزم به حضور در جلسه هستند. كروبي نيز در پاسخ اعلام كرد: قرار است به زودي جلسه مشتركي ميان مجلس و شوراي نگهبان برگزار شود، ضمن آنكه شوراي نگهبان بايد نظر نماينده اي را كه به كميسيونهاي مجلس معرفي مي كند، بپذيرد.

خاتمي حادثه سقوط يك هواپيماي نظامي را در اوكراين تسليت گفت
سيد محمد خاتمي رئيس جمهوري در پيامي به «لئونيد كوچما» همتاي اوكرايني خود، مرگ دهها تن از مردم اوكراين را در جريان سقوط يك فروند هواپيماي نظامي اين كشور تسليت گفت. آقاي خاتمي در اين پيام با طلب آمرزش الهي براي قربانيان حادثه، براي مجروحين بهبودي و سلامتي كامل و براي بازماندگان صبر و شكيبايي آرزو كرد.
مقامات اوكرايني آخرين آمار تلفات سانحه سقوط يك فروند هواپيماي جنگنده سوخوي ـ ۲۷ بر روي تماشاچيان را در جريان يك نمايش هوايي، ۸۳ كشته و ۱۱۶ مجروح اعلام كردند. ۱۹ تن  از كشته شدگان را كودكان تشكيل مي دهند.

گزارش خبري
مأموريت سولانا و نگاه اروپا به بحران منطقه
گروه سياسي : شرايط حساس خاورميانه رشته جديدي از تماسها و تحركات سياسي را در پي داشته كه هرحلقه از اين رشته بلند مذاكرات سياسي مي تواند به تصميم ها و تغييراتي در محيط سياسي خاورميانه و مواضع بازيگران صحنه بينجامد. خيل گروهها و تيمهاي ديپلماتيكي كه اين روزها به ايران، عراق وديگر پايتخت هاي خاورميانه گسيل مي شوند يك مأموريت روشن دارند و آن اينكه وزن و موقعيت دولت و سازمان متبوع خود را در تحولات در حال وقوع ترسيم كنند.از اين منظر تلاشهاي تازه اي كه اتحاديه اروپا از كانال گروههاي پارلماني و سياست خارجي خود آغاز كرده قابل فهم است. موج هاي تهديد ونزاعي كه به واسطه سياستهاي كاخ سفيد در اين سوي خاورميانه به جريان افتاده چيزي نيست كه اروپا و ديگر بازيگران جهاني خود را از آن كنار بكشند. طرح و انديشه هاي دولت بوش چنانكه زمينه عملي پيدا كند، اقتصاد، امنيت و سياست خارجي تمام طرفهاي بين المللي را تحت تأثير قرارخواهدداد.از اين نظر سفر و مأموريت خاوير سولانا، مأموريتي معطوف به شرايط پرالتهاب منطقه اي و به اعتقاد اغلب ناظران از جمله رويدادهايي است كه مي تواند مقدمه اي براي تصميم ها و اقدامهاي جديدي در سطح مناسبات ايران و اروپا واقع شود.
سولانا كه اكنون رشته مديريت سياست خارجي اروپا را در دست دارد، از تفكري روشن در ميان سياست ورزان اروپا نسبت به ايران پيروي مي كند. او با تكيه بر وزن بالاي دولت متبوع خود بروكسل در فرايندتصميم گيري امنيتي ـ سياسي اروپا مي كوشد تا اتحاديه اروپا را به راهبرد جديد درقبال تهديد بوش سوق دهد. از آنچه منابع خبري در چند روز اخير پيرامون ديدار سولانا در تهران اعلام كردند برمي آيد كه چند محور مبناي مذاكرات او با ايراني ها خواهد بود.

• فلسطين؛ عرصه همكاري و تضاد اروپا و آمريكا
«خاوير سولانا» مسؤول سياست و امنيت خارجي اتحاديه اروپا از طرح صلح چهارجانبه خاورميانه براي پايان دادن به درگيريها در فلسطين صحبت مي كند و اضلاع اين طرح را آمريكا، روسيه، اروپا و سازمان ملل معرفي مي كند او در عين حال به اين نكته نيز اذغان دارد كه: «اروپا از مواضع آمريكا درقبال عرفات آگاهي دارد ولي سعي مي كنيم درمورد حل مناقشه خاورميانه با واشنگتن همكاري كنيم. به نظر سولانا عرفات نماينده فلسطيني ها است و اتحاديه اروپا نيز از محكوم كردن صريح بسياري از اقدامات رژيم صهيونيستي كه به زعم اين اتحاديه غيرانساني و به تأخير اندازنده روند صلح مي باشند، همچون كشتار بي رحمانه مردم غزه ابايي ندارد.سولانا چند روز پيش اعلام كرد: «اروپا و آمريكا ديدگاههاي متفاوتي در مورد مقامهاي دولت خودگردان فلسطين با يكديگر دارند، اما اين اختلاف نظر مانع همكاري نيست.»

• ايران، عرصه رقابت و اختلاف نظر
واقعيت اين است كه برخي از كشورهاي اروپايي مثل آلمان و فرانسه و انگليس طي سالهاي گذشته در همگرايي كامل با ايران دچار ترديدهايي بوده اند. آنها در عين ارتباط سياسي و اقتصادي و تجاري با ايران به واسطه برخي بحث هاي حقوق بشري و سياسي، تكميل قانون همكاري ايران و اتحاديه اروپا و تصويب قانون تجاري همكاري را به تعويق انداخته اند، اما فضاي كلي و غالب بر اتحاديه در مورد ايران مانند بسياري از مسائل بين المللي همسو با شريك مهم آنها يعني آمريكا نيست. به نظر مي رسد برخي گشايشهاي سياسي در داخل ايران مي تواند اين شكاف را عميق تر هم بسازد، شايد از اين روست كه به قول يك ديپلمات اروپايي در تهران : «در حالي كه تهران و اتحاديه اروپا گامهاي مهمي براي نزديكي برداشته اند، رسانه هاي دولتي آمريكا علاوه بر استقبال گسترده از تحركات محافظه كاران ايراني، عليه اصلاح طلبان پرونده هاي بسته شده اي مثل ادعاي دخالت ايران در انفجار مركز يهوديان در آرژانتين را دوباره بازگشايي مي كنند تا به اتحاديه اروپا هشداربدهند كه به سمت چه كشور خطرناكي مي رود.»با اين اوصاف روند مناسبات ايران و اتحاديه اروپا در مسير مثبتي به سرعت در حال تعميق است. سفر مقامهاي اتحاديه به تهران و لحن مناسب ديپلماتهايي چون المار بروك رئيس روابط خارجي پارلمان اروپا كه پس از سفر به تهران گفته است: «انتقادمان از رفتار آمريكا با ايران را با كار عملي با ايران نشان خواهيم داد» و يا سفر مجدد خاوير سولانا مقام ارشد اتحاديه اروپا كه از ديروز به تهران آغاز شده، مؤيد اراده اتحاديه در توسعه روابط با ايران به عنوان كشوري مهم در منطقه است. كشوري كه به گفته يك عضو ديگر پارلمان اروپا يعني خانم «امانيكسون»، در جهان قضاوتهاي نادرست و فرضيات اشتباه در مورد آن بسيار وجود دارد، اما او در سفر خود به ايران ديده است كه ايراني ها سرنوشت و آينده خود را به دست دارند.

• ايراني ها از اين فرصت چگونه بهره خواهندگرفت؟
به هرحال امروز خاوير سولانا، مسؤول روابط خارجي اتحاديه اروپا در تهران است. او قرار است با مقامات ايراني صحبت هاي مهمي داشته باشد، اما يكي از اين مقامات يعني محسن ميردامادي رئيس كميسيون امنيت ملي و روابط خارجي مجلس پيش ازاين گفته است كه اگر در زندان نبودم با سولانا ديدار مي كنم. اين نمونه نشان مي دهد كه ايراني ها در اين مقطع نياز به فرصت شناسي بيشتري دارند، در شرايطي كه شريك اصلي اتحاديه اروپا يعني آمريكا ايران را تهديد به حمله نظامي كرده است، جناحها و گروههاي سياسي بايد تأمل بيشتري بر گامهاي عملي اتحاديه اروپا در نزديكي به ايران داشته باشند، نبايد از ياد برد كه اروپاييها به صورت ذاتي و مستقل از آمريكا به برخي موارد سياسي و اجتماعي حساسيت دارند و هيچ ايراني صاحب ذوق و فرهنگ و ادبي، حتي اگر با ميهمان خود اختلاف نظرهايي هم داشته باشد سفره خود را با آنچه ميهمان به آن حساسيت دارد، نمي آرايد.

آيا مجلس به ايالتي شدن كشور رأي مي دهد؟
گروه سياسي: لايحه ايالتي شدن كشور تحت لواي لايحه تقسيم استان خراسان آخرين دستور كار مجلس شوراي اسلامي در هفته جاري است. به گزارش خبرنگار پارلماني «ايران» در حالي كه كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس لايحه پيشنهادي دولت در مورد تقسيم خراسان را براي تطابق بيشتر با طرح جامع تقسيمات كشوري و نيز كاهش حساسيتها، دستخوش تغييرات مهمي كرده است، اما آنچه كه هم اكنون به عنوان لايحه پيشنهادي دولت در دستور كار قرار گرفته است، با واكنش هاي متفاوتي از سوي نمايندگان مواجه گشته است. برخي نمايندگان نسبت به پيشنهاد نحوه تقسيم استان خراسان به شدت انتقاد دارند و بويژه در ميان نمايندگان استان خراسان، نسبت به تعيين مراكز استانهاي جديد، نقطه نظرات متفاوتي ديده مي شود. اين در حالي است كه طيفي ديگر از نمايندگان، اساساً با تقسيم خراسان درشرايط فعلي مخالفند و اوج اين مخالفتها در استعفاي هفته پيش حسين انصاري راد از سمت نمايندگي مردم نيشابور بروز يافت. كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس به عنوان كميسيون اصلي رسيدگي كننده به اين موضوع، لايحه تقسيم استان خراسان را با عنوان «اصلاح تقسيمات كشوري، تشكيل ايالات و تقسيم ايالت خراسان به پنج استان» تقديم مجلس كرده است ودر ماده ۱ آن تصويب كرده است: سطح جديدي در تقسيمات كشوري به نام ايالت ايجاد مي شود و هر ايالت در برگيرنده تعدادي از استانهاي موجود كشور خواهد بود. در ماده ۲ اين لايحه پيش بيني شده است ايالت خراسان شامل پنج استان باشد. اين پنج استان عبارتند از خراسان رضوي به مركزيت مشهد، خراسان شمالي به مركزيت بجنورد، خراسان مركزي به مركزيت تربت حيدريه، خراسان جنوبي به مركزيت بيرجند و خراسان غربي به مركزيت موقت دو شهر سبزوار و نيشابور. در اين لايحه دولت موظف شده است با ارزيابي طي يك دوره پنج ساله در مورد تعيين مركز دائم استان خراسان غربي تصميم گيري كند. همچنين دولت مكلف است لايحه تشكيل ايالتها در ساير مناطق كشور را ظرف مدت يكسال پس از تصويب اين قانون به مجلس تقديم كند. چنانچه نظر پيشنهادي كميسيون امنيت ملي به تصويب نمايندگان مجلس برسد در حقيقت نمايندگان به ايالتي شدن كشور رأي داده اند و بايد منتظر تصميم گيري شوراي نگهبان بود تا در صورت تأييد اين شورا دولت مكلف شود هرچه سريعتر لايحه اصلاح تقسيمات كشوري را با هدف ده ايالتي كردن كشور تقديم مجلس كند.

طي يك تريبون آزاد مطرح مي شود
انتظارات جوانان از دولت و مجلس اصلاحات
گروه سياسي: تريبون آزاد «انتظارات جوانان از دولت و مجلس اصلاحات» با حضور دكترعلي تاجرنيا نماينده مشهد فردا در دفتر جبهه مشاركت ايران اسلامي حوزه ورامين برگزار مي شود. به گزارش شاخه جوانان جبهه مشاركت، اين تريبون آزاد در چارچوب آزادي بيان و انديشه و تحقق منطق گفت وگو و قانونمداري در رفتار اجتماعي برگزار مي شود.دفتر جبهه مشاركت حوزه ورامين در خيابان باهنر اين شهرستان واقع شده است

تدريس فقه و حقوق شيعه در دانشگاه هاروارد
گروه انديشه: دكتر محسن كديور كه با دعوت دانشكده حقوق دانشگاه هاروارد از خردادماه امسال به آمريكا سفركرده است، دراين مدت مباحثي درزمينه فقه و حقوق شيعه را مطرح خواهدكرد.پايگاه اينترنتي امروز در گفت وگو با كديور نظر وي را درباره امكانات مطالعاتي در دانشگاههاي آمريكا و نگاه محافل علمي و فرهنگي آمريكا نسبت به ايران جويا شده است.كديور مي گويد: درمجموع امكانات انساني ما اصلاً كمتر از آمريكا نيست.من با اساتيد ايراني مقيم آمريكا آشناشدم كه در دانشگاههاي معتبر اين كشور تدريس مي كنند و جزو بهترين اساتيد هستند.وي مي افزايد: در مجموع اطلاع از تحولات ايران فراوان نيست اما اين محافل نسبت به ايران حساس هستند. اساتيد شرقي مسلمان و غيرمسلمان مقيم آمريكا تحولات را دنبال مي كنند. وقتي مشكلي براي اصلاح طلبان و نحوه گردش قانون درايران مطرح مي شود نگران مي شوند و اميدوارهستند كه تجربه مردم سالاري ايران موفق باشد.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |