|
رؤياسازان و اقتصاد ما
* افراد هميشه به دنبال راههايي هستند كه با كمترين ريسك بيشترين پول را به دست آورند ولي در سيستم اين شركتها تعداد اندكي به سود نسبي دست مي يابند.
* «پنتاگونو» برگه هايي بود كه در قانون آن برنده شدن نوشته نشده بود. تنها سوداگران در اين راه نزديك به سه ميلياردتومان پول ردوبدل كردند.
حتماً بايد عده زيادي ببازند تا تعداد كمي ببرند. اين درس را سوداگران اقتصادي از ديرباز تدريس كرده اند و امروز با وجود اينترنت آنها فرصت يافته اند تا سرمايه هاي مردم ر ا در بازيهاي اقتصادي تازه تري براي اهداف نامشخص جمع آوري كنند. وب سايت اين سوداگران اقتصادي طرح و نقشي از دنيايي پراميد است. آنها هيچگاه فعاليت هاي اقتصادي خود را به صورت رياضي محاسبه نمي كنند ولي آنچه مشخص است ۹۰ درصد پولهايي كه مردم به اين شركتها مي پردازند ريزش مي كند و تنها ۱۰ درصد سود نصيب مردم مي شود. زماني كه جامعه راه خود را در تعريف سود و كسب سرمايه گم مي كند و توليد ثروت برمبناي پول ضرب در پول به چرخش درمي آيد. كار سوداگران اقتصادي هم آغاز مي شود. سوداگران بين المللي ابتدا «پنتاگونو» را به بازار فرستادند و وقتي نتيجه دلخواهشان حاصل نشد به گلدكوئست روي آوردند؛
بازي بازيچه ها
در اوايل دهه ۷۰ شركت ارمغان بهزيست توزيع برگه هاي نقدي را شروع كرد. مردم در اين طرح سهم ناچيزي مي پرداختند تا سهم بزرگتري نصيبشان شود. سعي ارمغان بهزيست براين بود كه با جلب سرمايه هاي فردي و اعمال سياست هاي خاص اقتصادي با اقتصاد جهاني ارتباط برقرار كنند. اما اين سياست تنها سوداي ثروت ناگهاني را در مردم ايجاد كرد و پاي سوداگران بين المللي را به اين عرصه بازگشود. شركت فيوچراستراتژي ايتاليا اولين شركتي بود كه كارت هاي شانس خود را در دامنه بي اطلاعي مردم توزيع كرد. كارتهاي اين شركت با نام «پنتاگونو» در ايران معروف شد. در اين نوع بخت آزمايي مي بايست ۲۱۸۷ كارت در ميان افراد مختلف ردوبدل مي شد تا اسم شركت كننده به صدر جدول راه بيابد و با اين حال هنوز معلوم نبود كه آيا سودي به دست خواهد آورد يا نه.
اين كارت ها از طريق پست به دست مشتريان مي رسيدند و زماني كه ارتباط پستي از طريق اداره پست قطع شد، سوداگران فعاليت خود را با استفاده از اينترنت از دفتري در دبي پي گرفتند. استفاده كنندگان اين كارت ها گمان مي كردند كه سرگروهها در اين بازي برنده هستند اما «فرشيد پرتوي نيا» در اين باره مي گويد: «من سيصد دلار پرداختم ولي هيچ چيزي دريافت نكردم. معمولاً براي اينكه كسي را به خريد اين كارتها مجاب كنم بايد چهار، پنج روز وقت مي گذاشتم و چون آنها طمع زيادي داشتندبه آنها مي گفتم، اين راه پولدارشدن جهاني است.»
«پنتاگونو» برگه هايي بود كه در قانون آن برنده شدن نوشته نشده بود. تنها سوداگران در اين راه نزديك به سه ميلياردتومان پول ردوبدل كردند.
عده اي از كساني كه سرمايه هاي خود را در اين راه از دست دادند معتقد هستند كه «پنتاگونو» به خاطر تعدد مدعياني كه سودي دريافت نكرده بودند امنيت ملي كشور را به مخاطره انداخته بود و به همين خاطر پرونده اش براي هميشه بسته شد. پس از جمع آوري كارت هاي «پنتاگونو» و در هنگامي كه ديگر از چترهاي رنگين ارمغان بهزيست و طرح هاي مشابه آن خبري نبود، ميدان دار اينگونه بذل و بخشش ها تنها شركت هاي تجاري خصوصي بودند. اما از چندي پيش يك شركت اقتصادي كه به ظاهر در هنگ كنگ به ثبت رسيده است از طريق اينترنت فعاليت اقتصادي خود را طرح و بازارسازي براي آن را در ايران آغاز كرد. شركت مذكور كه نام «جويندگان طلا» (گلد كوئست) را براي خود برگزيده است با همكاري يك شركت آلماني به نام مايرز اقدام به ضرب سكه هاي طلاي تاريخي و يادگاري كردند. آنها براي مشتريان خود عنوان مي كنند كه هر يك از سكه ها در تعداد محدودي در حدود ـ ده هزار عدد ـ ضرب مي شود و پس از فروش آخرين سري ارزشي برابر با اجناس آنتيك پيدا خواهد كرد.
روش بازاريابي اين شركت به هيچ عنوان ارتباطي با شبكه اينترنت ندارد و بيشتر نوعي بازاريابي نت ورك ماركتينگ است. اين شركت سوداگر هنگ كنگي با استفاده از تجربه هاي پيشين و چشم اندازهاي آينده تاكنون در داخل كشور كلاسهايي را براي مشتريان به منظور آشنايي آنها با روشهاي بازاريابي سكه ها برگزار كرده است. در اين شركت روش تشخيص افراد نيز به وسيله يك وب سايت بد نام با عنوان ورساين كه نقل و انتقال پول از طريق سيستم هاي اينترنت و چك كارت را به ارزاني انجام مي دهد صورت مي گيرد. حتي شركت براي دستيابي به اهدافش يك وب سايت ايراني تحت عنوان رؤياسازان را براي تبليغات خود به زبان فارسي درست كرده است. «ايمان بيك» دبير سرويس كامپيوتر روزنامه اقتصادي آسيا از «جويندگان طلا» (گلد كوئست) مي گويد: «درباره آليس يوحنا ماكيتالو رئيس اين شركت گفته مي شود كه او قبلاً در بانك توسعه آسيايي فعاليت داشته اما بنابر اطلاعات اين بانك چنين شخصي تا به حال در آنجا فعاليت نداشته است. اين شركت مدعي است كه از المپيك دوهزار سيدني و جام جهاني ۲۰۰۲ پشتيباني كرده كه گويا اين اطلاعات نيز، اطلاعات نادرستي است. اينگونه شركتها به منظور اهداف نامشخصي ازخارج هدايت مي شوند، البته به نظر مي رسد كه آنها براي جذب سرمايه هاي ملي در ممالكي كه ثروت بادآورده مي خواهند فعاليتهايشان گسترده تر است.»
افراد هميشه به دنبال راههايي هستند كه با كمترين ريسك بيشترين پول را به دست آورند ولي در سيستم اين شركتها تعداد اندكي به سود نسبي دست مي يابند و نفرات بي شماري سرمايه هاي كوچك خود را از دست مي دهند. دكتر «يعقوب موسوي» استاد جامعه شناسي دانشگاه الزهرا درباره افول و ظهور اين گونه طرحهاي اقتصادي مي گويد« ممكن است اين شركتها براي كوتاه مدت اسباب تأمين رضايت مشتريان را فراهم كنند و بازار را به نحوي اداره كنند كه سودي را براي مشتريان به همراه داشته باشد اما چون به لحاظ فعاليت مالي شسته و رفته نيستند و در بخشهاي تعريف شده اقتصاد ملي جايي ندارند. تضميني براي سودهايي كه متوجه مردم مي كنند وجود ندارد و بنابراين سرانجام شكست مي خورند.»
در هيچ كجاي دنيا براي كسب پول قانوني نوشته نشده است، اما ناآگاهي مردم و انتظارات آنان از اين شركتهاي نوظهور، پس از عدم دسترسي به سودهاي رؤيايي، برخوردهاي دوگانه اي را در ميان آنها رواج مي دهد كه براي نظام اقتصادي بسته خطرناك و شكننده است.
واكنش هاي مردم
از زمان مطرح شدن گلدكوئست در ايران برخوردهاي تناقض آميزي با آن صورت گرفته است و مردم دربرابر اين برخوردها واكنش هاي گوناگوني را از خود نشان داده اند. اغلب آنها پيشينه تاريخي شركت گلدكوئست و نحوه محاسبه و پرداخت پورسانت ها را مثبت و شفاف ارزيابي مي كنند و برمسأله خروج ارز از كشور خط بطلان مي كشند. مشتريان اين طرح معتقدند كه درصورت پرداختهاي درست شركت به مشتريان ارز از مملكت خارج نمي شود و اخلالي در نظام اقتصادي پيش نمي آيد. براي نمونه آنها شاخه هايي از شركت گلدگوئست را مطرح مي كنند كه از كشور خارج شده و در آسياي ميانه فعاليت مي كنند و به ظاهر روزانه هزاران دلار به ايران مي فرستند و چنين رويكردي را به حال اقتصاد كشور سودمند مي دانند. مشتريان مخالفان خود را به خاطر تكيه بر فرضيات شبه آماري سرزنش مي كنند «سعيد رضايي» از مشتريان اين شبكه دراين باره مي گويد: «منتقدين اين طرح تا به حال توجه نكرده اند كه باو اردكردن افراد غيرايراني در اين طرح نه تنها هيچ ارزي از كشور خارج نمي شود بلكه مقدار زيادي پورسانت و طلا عايد اين مملكت و به ويژه جوانان مي شود.»
ادامه دارد
|