شماره ۲۱۹۶ - سال هشتم - دوشنبه ۷ مرداد ۱۳۸۱
Mon, Jul 29, 2002
Social black.jpg
PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
سلام ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گوناگون
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ديگه چه خبر؟
اوقات شرعي
ايران سياسي
ايران سياسي۲
ايران سياسي۳
ايران سياسي۴
ايران سياسي۵
ايران سياسي۶
ايران سياسي۷

آرشيو
شناسنامه
گزارشي از يك جراحي كم نظير پزشكي درايالات متحده
پس از پيگيري روزنامه ايران و توسط شركت توانير انجام مي شود

گزارشي از يك جراحي كم نظير پزشكي درايالات متحده
دو نوزاد ، يك قلب ويك شانس
075180.jpg
درحالي كه دكتر استيون فيشمن درسالن كنفرانس بيمارستان كودكان بوستون ايستاده بود ، بر روي تابلو تصويري از دو نوزاد دوقلوي سيامي (۱) رسم نمود. بعد آن دو را از قسمت سينه و شكم به هم وصل كرد و تنها يك قلب كه به هردوي آنها تعلق داشت كشيد. سپس به سمت ميزي كه والدين آن نوزادها نشسته بودند برگشت. رامون و ساندراسوتو باچشماني نگران و كنجكاو به او خيره شدند ودكتر فيشمن آرزو مي كرد كه اي كاش مي توانست آنها را به زندگي اميدوار كند، اما مجبور بود كه آن كلمات بي رحمانه را بيان نمايد.
دكتر فيشمن با حالتي حزن انگيز گفت : « وقتي بچه هاي شما به دنيا بيايند احتمالاً در اولين روز زندگي شان مي ميرند، مگراينكه آنها را از يكديگرجدا كنيم و درصورت انجام آن هيچ شانسي براي زنده ماندن هردوي آنها وجود نخواهد داشت.» وقتي يكي از كاركنان بيمارستان اين كلمات را به زبان اسپانيايي براي آنها ترجمه كرد؛ دكتر فيشمن درد جانكاهي را درچهره شان مشاهده نمود. تنها مدت كوتاهي از آشنايي دكتر با رامون وساندرا مي گذشت، اما به دليل علاقه فراواني كه بين آنها به وجود آمده بود، قاطعانه تصميم گرفتند تا بچه ها را نجات دهند. دكتر فيشمن به آنها هشدار داد كه درصورت موفقيت اين كار، تنها يكي از بچه ها نجات پيدا خواهد كرد.
آخرين اميد
هرچقدر ساندرا آرام و خجالتي به نظر مي رسيد، درعوض رامون سوتا خونگرم وبانشاط بود؛ باوجود اين رامون نگران همسرش بود . آن دو در روز كريسمس سال ۱۹۹۷ با هم ازدواج كردند ودرمانتايي كه شهركوچكي در غرب «سان جوان» است زندگي مي كنند. ساندرا كه از دانشكده فارغ التحصيل شده بود، طبق برنامه آموزش مقدماتي به كودكان پيش دبستاني درس مي داد. رامون نيز دريك دانشگاه آمريكايي واقع در پورتوريكو مشغول تحصيل بود. براي اين زوج جوان هيچ چيزي بيشتراز اميد به تشكيل يك خانواده هيجان آفرين نبود. تصورخانه بدون بچه تقريباً براي ساندرا غيرممكن بود؛ او در يك خانواده ايلي بزرگ رشد يافته واز طرف ديگر رامون نيز كنار پدربزرگ و مادربزرگش بزرگ شده بود.
خيلي زود ساندرا درسال ۱۹۹۸ حامله شد، اما مجبور به سقط جنين گرديد. اين حادثه براي هردوي آنها ضربه سختي بود؛ اما اواخر آن سال وقتي ساندرا فهميد كه دوباره حامله است واين دفعه دوقلو، غم و غصه شان به شادي تبديل شد. پس از آن يك سونوگرافي ساده حقيقت خيره كننده اي را آشكار كرد، اينكه جنين ها به هم چسبيده اند، خبروحشتناك تر اين بود كه يك پزشك متخصص زنان در «سان جوان» به آنها گفت كه جنين ها هردو دخترند و يك قلب مشترك دارند. دكتر خيلي واضح به آنها گفت: «احتمالاً هيچ يك از دوقلوها زنده نمي مانند وتنها راه حل سقط جنين است.»
بعضي از اعضاي خانواده ساندرا كه نگران سلامتي وي بودند، اصرار داشتند كه او سقط جنين را انجام دهد. ساندرا سرش را تكان داد وگفت: «نه! ما تمام سعي مان را مي كنيم تا بچه هايمان را زنده نگه داريم.» ناگهان به ياد برنامه تلويزيوني درمورد يك نوزاد نوپاي پورتوريكويي افتاد همان نوزادي كه دربيمارستان كودكان «بوستون» زندگي دوباره خود را به دست آورد. با كمي تلاش موفق مي شود تا با بيمارستاني كه جراحان متخصص اطفال ـ باتجربه اي درزمينه جداسازي دوقلوهاي به هم چسبيده دارد، تماس بگيرد. استيون فيشمن درحالي كه به داستان رامون گوش مي كرد، متوجه شد كه آقاي رامون سوتو اطلاعات نادرستي از موضوع دارد، چرا كه وقتي دوقلوهاي به هم چسبيده يك قلب مشترك دا رند، تقريباً همه سيستم به نحو خطرناكي نادرست عمل مي كند. دكتر مي گويد: «خوشحال مي شوم كه دوقلوها را از نزديك بررسي كنم.» رامون و ساندرا وقتي كه پنج ماه از حاملگي او مي گذشت درماه فوريه به بيمارستان مراجعه كردند.
075183.jpg
وضعيت بحراني
« ماري ون دل ولد» كه يك كارديوگرافيست است به آرامي «پراب ۲» را بر روي شكم ساندرا مي چرخاند و به بررسي تصاوير سياه و سفيد وخاكستري بر روي صفحه مانيتور مشغول شد. روز بعد وي به ديدن دكتر فيشمن رفت وگفت: «خون از قلب يكي از دوقلوها خارج مي شود واز طريق سرخرگهاي اصلي دربندناف به دوقلوي ديگر مي رسد وخون زايد از طريق يك سياهرگ به كبد مشترك كه در دوقلوي اول قرار دارد، برمي گردد. دكتر باشنيدن اين مطلب شگفت زده شد وگفت: «هرگز چنين چيزي نشنيده ام» «ون دل ولد» گفت: «من هرگز نشنيده ام، حتي مشابه آن در داستانها هم نيست.» سپس دكتر فيشمن گفت: «دوقلوها بايد پس از تولد فوراً از يكديگر جدا شوند.» چرا كه پس از زايمان بندناف بايد لاي گيره قرار گيرد وقطع شود؛ بدين ترتيب منبع خون نوزاد بدون قلب مسدود خواهد شد. او احتمالاً درعرض چنددقيقه مي ميرد. مگراينكه دكتر فيشمن آنها را فوراً عمل كند؛ وازاين بدتراينكه اسيد لاكتيك ومواد سمي ديگري از سلولهاي مرده اش آزاد مي شود وباعث مرگ خواهرش مي گردد.
پس ازاين نتيجه گيري دكترفيشمن همان روز ـ ۱۲فوريه ۱۹۹۹ـ سوتو را به سالن كنفرانس دعوت كرد. همان مكاني كه تصاويري از دوقلوهاي به هم چسبيده را ترسيم نمود. دكتر مي دانست كه اين زوج هردونوزاد را زنده مي خواهند. اما مجبورند اين حقيقت را كه چنين امكاني وجود ندارد، بپذيرند. دكترگفت: «يكي از دوقلوها حتماً مي ميرد. حتي نمي توانم قول بدهم كه ديگري هم زنده بماند».
مشكل پيش بيني نشده
عمل جراحي و مراقبتهاي پس از آن چندهزاردلار هزينه دربرمي داشت؛ سوتو مقدار كمي پول داشت وبيمه هم نبود. باوجود اينكه دكتر فيشمن از حق عمل خود چشم پوشي كرد و بيمارستان كودكان نيز از دريافت هزينه صرفنظر نمود، ولي باز پول يك مسأله نگران كننده بود. درهرموقع مناسبي، جراحان هفته ها يا حتي ماهها قبل از جداسازي مشغول بررسي دوقلوهاي به هم چسبيده هستند. تشريفات خاصي لازم نيست، بلكه اين جراحي يك اقدام ضروري است.
به منظور تهيه برنامه اي مشخص براي جراحي دكتر «لنوكس هيوت» متخصص زنان و زايمان و دكتر «كلاراتمپاني » كه يك راديولوژيست است ، اسكنهاي ام.آر.آي (MRI) سه بعدي منحصر به فردي از آناتوميهاي به هم چسبيده دوقلوها تهيه كردند. سپس دكتر فيشمن عمليات پيچيده عمل جراحي را به همراه يك تيم پزشكي برگزيده برنامه ريزي نمود. وي هنوز نگران اين مسأله بود كه ممكن است درسونوگرافي ها واسكنهاي «ام.آر.آي» (MRI) رگ خوني اصلي، ناديده گرفته شده باشد. دكتر فيشمن به همسرش كه متخصص بيماريهاي معده و روده كودكان است گفت : «اگر پس از شروع عمل با موارد پيش بيني نشده اي مواجه شوم، چه اتفاقي مي افتد؟» درحقيقت يك هفته قبل از زمان زايمان ساندرا، مشكل غيرمنتظره اي پيش آمد.
درساعات اوليه صبح روز «يك شنبه ، ۳۰ماه مه» رامون به آرامي موهاي قهوه اي رنگ وبلند ساندرا را نوازش مي كرد. سپس بر روي شكم او خم شد و با دختران متولدنشده اش صحبت كرد. همان كاري كه از مدتها قبل انجام مي داد. اما ساندرا براي خوابيدن دچار مشكل شده بود. او احساس درد داشت و تقريباً ساعت ۵صبح وقتي كه سردرد زيادي داشت ، رامون او را به بيمارستان رساند. فشارخون او بالا رفته و در ادرارش پروتيين مشاهده شده بود. اين موارد علامتهاي اوليه «پره اكلاسپي» (۲) است واين شرايط او را در معرض تشنج قرار مي دهد. دكتر ديانا رودريگرز تامسون به منزل دكترفيشمن تلفن كرد وتمام جزئيات را بيان نمود؛ وادامه داد: «ساندرا هرچه سريعتر بايد زايمان كند.» دكترفيشمن گفت: «ما نمي توانيم اين كار را انجام بدهيم، هردوتا جنين خواهند مرد؛ مگراينكه آنها را از يكديگر جدا كنيم.»دكترتامسون نسبت به اين مسأله اصرار فراوان داشت و معتقد بود كه مادر دروضعيت خطرناكي قراردارد. دكترفيشمن به فكر فرو رفت؛ ساعت تقريباً ۷صبح مي باشد ودرست روز يادبود (۳) و آخرهفته است. چه تعدادي از افراد تيم جراحي بيرون از شهرهستند؟ فيشمن به لوريا كه بيدار بود نگاه كرد وگفت: «خيلي متأسفم» قرار بود كه بعدازظهرهمان روز خواهر لوريا ازدواج كند و او نيز ساقدوش عروس خانم باشد. لوريا شانه هايش را بالا انداخت وگفت: «مراقب آن بچه ها باش».
جراحي اضطراري
به بيشتر اعضاي تيم دكترفيشمن اطلاع داده شد وآنها حدود ساعت ۸ و۳۰دقيقه صبح به بيمارستان رسيدند. درحالي كه اعضاي تيم پزشكي دراتاق عمل شماره ۲۲ منتظر بودند، دكتر فيشمن با عبور از عرض خيابان برايهام خود را به بيمارستان رساند. همه چيز به آرامي پيش مي رفت. هنگامي كه دكتر تامپسون دوقلوها را بيرون آورد رنگ هردوي آنها به صورتي برگشت وشروع به جيغ زدن و تكان خوردن نمودند. رامون همان نزديكي حضور داشت وميخ كوب تماشاي آن صحنه بود. دختربچه هاي او چهره به چهره هم قرارگرفته بودند و بازوان ضعيفشان را به دور يكديگر حلقه كرده بودند. مثل اينكه يكديگر را درآغوش گرفته باشند. خيلي سريع بچه ها را كه درون يك «انكي باتور» (۴) و برروي يك «گارني » (۵) قرار داشتند باعجله از روي پل عابر پياده مسدودشده به سمت بيمارستان كودكان انتقال دادند.
يكي از دوقلوها درحال يخ كردن وسياه شدن بود. متخصص بيهوشي گفت: «فشارخون و نبض ندارد». به اين ترتيب نوزادي راكه رامون او را «ساندرا اپولايز» نام نهاده بود مرد. دكتر فيشمن به تيمش نگاه كرد وگفت: خوب، شروع كنيد». وي ابتدا كار را از سينه و قلب شروع نمودو آنها را از هم جدا كرد. سپس ضمن تقسيم كبد مشترك، با دقت فراوان رگهاي خوني مجاور را بخيه زد. واقعاً كار ، آرام و خسته كننده اي بود.هيچ كس نمي توانست لحظه دقيق مرگ نوزاد اول را تعيين كند؛ اما هنگامي كه يكي از دوقلوها كاملاً جدا شد پرستار به ساعت نگاه كرد وگفت كه ساعت ۱۵و۱۵ است كه همان ، زمان مرگ اصلي نوزاد اول است. همانطور كه پرستار نوزاد ضعيف را مي برد، چشمان دكتر فيشمن تار مي ديد. درحالي كه او آخرين بخيه ها را به منظور تكميل جراحي مي زد از تيم جراحي اش بخاطر كار خوبي كه انجام داده بودند تشكر كرد. سپس به اتاق ساندرا در بيمارستان زنان تلفن كرد. دكتر فيشمن به رامون گفت: «همه چيز طبق برنامه پيش رفت، دخترتان وضعيت بحراني داشت اما مقاومت كرد.» دكتر با هيجان بسيار زيادي صحبت مي كرد ورامون تنها توانست با تكان دادن سرش تشكر كند. دكتر فيشمن پس از ساعتها تمركز حواس وبا خستگي فراوان به ساعتش نگاه كرد؛ ساعت نزديك ۴بعدازظهربود كه بيمارستان را ترك كرد وقبل از شروع مراسم ازدواج خواهرزنش به آنجا رسيد. براي خانواده سوتو ازدست دادن «ساندرا اپولايز» سخت بود؛ تنها ديدار با دختر تازه شان فرصتي براي تحمل اين رنج بود. آنهاهرروز بدن ضعيف و نحيف دخترشان را نوازش مي كردند ومي گفتند كه همه اينها به آرامي خوب مي شود. خانواده سوتو اسم دختر كوچكشان را «دارليس ميلاگرو» گذاشتند. اولين اسم را بخاطر بچه ازدست رفته انتخاب كردند و دومين اسم به زبان اسپانيايي به معني معجزه است.
رامون مي گويد: «وقتي دارليس به اندازه اي رسيد كه خوب درك نمايد، درمورد خواهرش با او صحبت مي كنيم». ساندرا افزود: «بله ، او بايد بفهمد كه چگونه با هم به اين دنيا آمدند ودرنهايت چگونه يكديگر را بغل كردند وگفتند؛ خداحافظ».
منبع : ريدرز دايجست
نوشته : جان پكانن
مترجم : ميترا قمرزاده
پانوشت:
۱ـ سيامي : يك نوع دوقلوي به هم چسبيده كه هم جنس هستند واز ناحيه كبد به يكديگر متصلند.
۲ـ ابزار باريك و بلندي كه براي جست وجوي زخمها و يا حفره ها ومجاري طبيعي بدن به كار مي رود.
۳ـ يك روز ملي درآمريكا مي باشد كه به ياد سربازان كشته شده درجنگ نامگذاري شده است.
۴ـ اسبابي براي حفظ شرايط مناسب (دما، رطوبت وغيره) براي رشد ونمو مانند آنچه كه در نگهداري اوليه از نوزادان نارس به كار مي رود.
۵ـ نوعي تخت چرخدار كه در بيمارستان استفاده مي شود.

تقاضاي ما اين است: فقط يك دكه
075177.jpg
محترماً به استحضار مي رساند از طريق همسرم به نام تقوي به مدت هفت سال است كه از شهرداري تهران تقاضاي واگذاري يك باب كيوسك با پرداخت كليه حق و حقوق آن در كنار مسجد الزهرا (س) واقع در عوارضي تهران كرج را نموده ايم. ما با ارائه نامه هايي از ارگانهاي محترم انقلاب مانند بنياد شهيد و غيره... براي مساعدت و رفع مشكل مان متأسفانه جز سرگرداني و بلاتكليفي نتيجه اي حاصل نكرده ايم و همچنان به عناوين مختلف در قسمتهاي شهرداري ما را سرمي گردانند. لذا توجه مسوولان محترم را به خلاصه اي از زندگي خود و مشكلاتمان جلب مي نمايم:
۱ـ ما دونفر بازمانده ۱۰تن شهيد درجه يك خانواده خود هستيم و مدت ده سال است كه بيكار و فاقد هرگونه درآمد. همسرم مبتلا به دونوع بيماري صعب العلاج است كه با تحمل هزينه سنگين (شيمي درماني) به مدت چندين سال تحت درمان است و در حال حاضر به علت اين همه بي مهري و بي توجهي از طرف مسؤولين محترم شهرداري دچار عوارض رواني و افسردگي شديد شده است. مدرك گواهي پزشك مربوطه و نامه بنياد شهيد پيوست است.
۲ـ ما در اتاقي ده متري بدون داشتن هرگونه امكانات رفاهي به آدرس زير در حد فقر شديد زندگي مي كنيم بطوري كه خود وكودك خردسالمان دچار سوءتغذيه شده ايم و حتي در ماه يك بار هم گوشت در منزل، طبخ نمي شود و بسيار مقروض شده ايم. چون قادر به سرمايه گذاري كلان و احداث برج هاي بزرگ تجاري نيستيم و آيا چون سرمايه دار و پولدار نيستيم حق حيات نداريم؟ چگونه مسأله تراكم فروشي كه مربوط به حمايت از سرمايه داري و پولداران و طبقه مرفه است اين چنين سريع و با جنجال در شهرداري و شوراي شهر كه بايد از ارگانهاي انقلاب و برخاسته از قشر مستضعف و حامي اين قشر باشند مورد رسيدگي قرار مي گيرد ولي خواسته ما فقرا خلاف شرع و عرف و قانون نظام مقدس است؟ مدت هفت سال است كه به عناوين مختلف براي واگذاري يك كيوسك براي امرار معاش يك خانواده كه كليه حق و حقوق آن را نيز تقبل نموده ايم اينگونه مورد برخورد و مورد تمسخر قرار مي گيريم كه مگر يك زن مي تواند دكه داري كند! لطفاً براي واگذاري كيوسك فوق الذكر و رفع اين مشكل از طريق شهردار محترم تهران يا معاونت محترم خدمات شهري آن شهرداري كه فقط رفع مشكل ما به دست اين دو بزرگوار است مساعدت و خانواده اي از نابودي نجات داده شود. به اميد طول عمر رهبر معظم انقلاب و كليه خدمتگزاران صادق نظام مقدس اسلامي.
با تقديم احترامات ـ بسيجي شهرام عاريه نژاد

كسب ثروت بدون كار؟
احتراما ً : توجه خوانندگان محترم را به آگهي پيوست جلب مي كنم. اطلاعيه مذكور نمونه اي است از صدها مورد از اينگونه كه هرچند روز يك بار به درون منازل مسكوني انداخته مي شود يا درتقاطع خيابانها و ميادين به صورت دست به دست به دست عابران مي رسد.
با كمي دقت در متن تكه نوشته پيوست، متوجه خواهيد شد كه در ايران، راه دستيابي به ثروت بدون كار و كوشش، چه سهل و آسان است.
با چند واژه خلاصه و كوتاه و فقط با «يك تلفن» هشتصد هزار تومان دريافت مي كنند و جوانان فعال و خلاق و هنرمند را صاحب شغل دائم و كار پردرآمد مي كنند. لطفاً كمي به اينگونه بدبختيها و سيه روزيها و بي مسؤوليتي ها كه دامن جامعه ما ايرانيان را گرفته است بپردازيد.
لااقل به عنوان يك رسانه ملي از طريق تلفن اعلام شده درمتن اطلاعيه پيوست پيگيري نماييد كه اين مغزهاي متفكر كه با هشتصدهزار تومان توانايي رفع مشكلات بيكاري خيل جوانان فعال، خلاق و هنرمند اين مرز و بوم را دارند به جامعه معرفي شوند.
اينگونه مسائل را ساده نگيريم و بسادگي از كنار آن نگذريم. لااقل عاملان و چنين مبتكراني را از طريق همان شماره تلفن مي توان يافت و كار سختي نيست. آيا مسؤولان اجتماعي بايد منتظر بمانند تا عده اي مال باخته درصدد اعلام شكايت برآيند و آنگاه اقدام كنند؟
برهمي

به مسؤولان نامه بنويسيد
هريك از آحاد ملت دوست دارد با مسؤولان كشور مستقيماً مكاتبه كند و درد دل خود را زود تر از عرف اداري به اطلاع مسؤولان برساند. صفحه خوانندگان از اين پس اين امكان را ايجاد مي كند كه هريك از خوانندگان درددل خود يا احياناً اگر تضييع حقي ازآنان شده است با شرح و مدارك آن براي اين صفحه بفرستند تا به عنوان نامه به مسؤولان به چاپ برسد.

قطعه زمين ۶۵ساله
‎/شصت و پنج سال قبل بانك ملي ايران به مدت ۳۰سال ماهيانه درصدي از حقوق كارمندان خود به عنوان دادن زمين سرخه حصار تهران در بازنشستگي كسر و درحال حاضر كارمندان ذيحق يكي پس از ديگري فوت نموده. بانك ملي از ورثه باقيمانده برگ حصر وراثت وسيله شعبات سراسر كشور خواستند كه تقديم گرديده. بعد از انقلاب اسلامي بانك ملي و رئيس هيأت مديره مدعي شدند زمين سرخه حصار را ارتش متصرف گرديده كه با توجه به سابقه در دفتر مقام معظم رهبري و بانك ملي و ستاد كل ارتش رهبر معظم انقلاب به نام فرماندهي كل قوا با صدور فرماني به ارتش مقرر فرمودند تا ۳ماه ديگر بايد تكليف صاحبان زمين مشخص شود و ورثه به حق قانوني خود برسند. اكنون يك سال از اوامر رهبري مي گذرد و كوچكترين اقدامي صورت نگرفته مضافاً اينكه برابر فيشهاي موجود دو سال قبل مبلغي براي نقشه برداري زمين و يك سال قبل از هر ورثه مبلغ سي هزارتومان در سراسر كشور گرفته اند. صدها نامه به كميسيون اصل ۹۰ مجلس و ساير مسؤولان كشور بانك مركزي و مديركل بانك ملي تقديم شده اما جوابي داده نشده. از مدير مسؤول روزنامه ايران استدعا دارم محض رضاي خدا به خاطر يك مشت ورثه كارمندان موردنظر كه زيرخط فقر قرار دارند مراتب را در روزنامه شريفه درج كنيد بلكه اقدامي صورت گيرد .
ورثه كارمند در گذشته بانك ملي ايران مرحوم حاج محمد محرابي
بتول محرابي

سدمعبر را رفع كنيد!
موضوع اول: متولي برخورد با سدمعبركردن بعضي از مغازه داران كيست؟ آيا هر كسي در هر كجا مغازه اي دارد مي تواند روبروي مغازه خود درست وسط خيابان را سد كند؟ مثلاً بقال با جعبه هاي شير و نوشابه ، پنچرگير با لاستيكهاي كهنه، تعويض روغني با ظرفهاي خالي روغن و خلاصه هر صنفي به شكلي خيابان را با گذاشتن شيء مورد تعرض قرار دهد. به راستي هيچ كس نبايد با اين معضل مقابله كند؟ مردم كه نمي توانند چون به محض اينكه اعتراضي به اين عمل كنند باعث درگيري و بگومگو مي شود و با حمايت هم صنفي هاي آنان وضع خرابتر مي شود. نمي دانم اين وظيفه راهنمايي و رانندگي ـ يا اينكه وظيفه شهرداري است. به عقيده بنده در هيچ جاي دنيا چنين موردي يافت نمي شود. در ضمن جديداً بعضي از كاسبهاي محترم از مخروطهاي لاستيكي قرمز رنگ استفاده مي كنند. به نظر بنده اين عمل يك اپيدمي بين كاسبها شده است. موضوع دوم: خيلي از خانه هاي قديمي در دل بازار مثل خيابانهاي ناصرخسرو ـ سعدي ـ پامنار ـ مولوي ـ سپه ـ لاله زار ـ بازار بزرگ و … به شكل انبار متروكه درآمده و پاتوق موشها و حيوانات موذي شده است كه از مسؤولان امر خواهش مي كنم رسيدگي كنند.
علي اكبرخاني

صبوري رانندگان برون شهري كار دستشان داده است
075174.jpg
وضعيت نابسامان و نامناسب صنف حمل ونقل مسافربري به ويژه وضعيت اسفبار وتأثرانگيز رانندگان اتوبوس كه متأسفانه عليرغم سختي و حساس بودن شغل آنها جايگاه مناسب و مشخصي ندارند به علل مختلفي تداوم يافته است. علل تداوم اين وضعيت از جمله عدم اجرا و رعايت مقررات وقوانين توسط بعضي از مسؤولان و همچنين عدم اعتراض و صبوري و تحمل بيش از حد رانندگان است كه اين تحمل و صبوري آنها در اثر مقاومت و تحمل سختي ها ومشقات در طول ساليان دراز در جاده ها به دست آمده است و صبوري رانندگان باعث گرديده مسؤولان محترم كمتر به اين قشر زحمتكش ، بي پناه و بي ادعا عنايت و توجه داشته باشند و متأسفانه در تصميم گيري ها وضع قوانين ودستورالعمل ها اين قشر را از مشاركت واستفاده ازنظرات و پيشنهادات خود محروم كنند به همين دليل اين قوانين و دستورالعمل ها باعث بوجود آمدن مشكلات و معضلات فراواني شده از جمله تنش واعتراض رانندگان. يكي از اين مشكلات ، قانون جديد نحوه پرداخت حق بيمه است كه از تاريخ ۸۰‎/۷‎/۱ اجرا شده برخلاف قانون قبلي كه از سال ۷۳ اجرا مي شد و در آن پرداخت حق بيمه به صورت كسر ۵% از صورت وضعيت مسافر تعيين شده بود.
در قانون جديد پرداخت حق بيمه به عهده رانندگان اتوبوس است كه بايد ماهيانه مبلغ ۲۸‎/۰۰۰ ريال را آن هم در اول هر فصل و سه ماه يكجا پرداخت نمايند كه اين به علت نداشتن كار دائمي وثابت شغل رانندگي و حقوق ثابت ماهيانه ازعهده رانندگان اتوبوس برون شهري خارج است.
از سوي ديگر كاهش ۷۰% بيمه شدگان بعداز تاريخ ۸۰‎/۷‎/۱ نسبت به قبل از آن مؤيد غيركارشناسانه وناكارآمد بودن اين طرح وقانون است.
اميداست مسؤولان محترم رسيدگي به مشكلات و معضلات رانندگان اتوبوس برون شهري را به دليل سختي وحساس بودن اين شغل مورد توجه و عنايت خود قرار دهند در غير اين صورت رانندگان اتوبوس برون شهري كشور عليرغم ميل باطني مجبور به درخواست اجراي اصل يكصدوبيست وهفتم از مسؤولان محترم وزارت كشور براي اعتراض به عدم رسيدگي به خواسته هاي قانوني خود خواهند بود.
هيأت مؤسس كانون سراسري انجمن هاي صنفي رانندگان اتوبوس برون شهري كشور
انجمن صنفي رانندگان اتوبوس برون شهري اصفهان ، تهران، كرمانشاه، مشهد وكرمان

۳ واكنش به طرح تأسيس خانه هاي عفاف
گروه اجتماعي ـ شوراي فرهنگي اجتماعي زنان و مركز امور مشاركت زنان با انتشار بيانيه هايي تدوين اساسنامه تشكيل مراكز «خانه هاي عفاف» را تأسف انگيز و موجب نگراني جامعه اسلامي دانسته اند.
شوراي فرهنگي اجتماعي زنان در بيانيه اي ضمن تأكيد بر نظر شورا به عنوان نهاد سياستگذار در مسائل زنان مبني بر عدم ضرورت تدوين طرحهايي براي قانونمند كردن روسپيگري در جامعه و تشكيل خانه هاي عفاف، آورده است: انتشار خبري تأسف برانگيز با عنوان تشكيل خانه هاي عفاف كه چيزي جز يك نام فريبكارانه براي تشكيل رسمي خانه هاي فساد و عادي سازي روابط نامشروع و فروپاشاندن كيان خانواده نبوده و نيست، به شدت خانواده ها و بويژه جامعه زنان را دچار نگراني كرده است. لذا شوراي فرهنگي اجتماعي زنان ضمن آگاهي دادن به مردم دلسوز و انقلابي و يادآوري مسؤوليت بزرگ مسؤولان و بويژه رسانه ها در گسترش آرامش، امنيت و اعتلاي اخلاقي، اعلام مي دارد كه طرح اين گونه دسيسه ها با نامهاي شرافتمندانه آن هم براي به يغما بردن شرافت و هويت ارزشي جامعه، مقاصد شوم تري را به دنبال خود دارد.
در اين بيانيه آمده است: اين حركتها در پي آن است تا ضمن رسميت بخشيدن به فساد و فحشا، نابود كردن كيان خانواده، سرگرداني نسل جوان، قشر عظيم جامعه زنان را كه پايداري و پارسايي شان در طول انقلاب اسلامي تنديس جاودانه اي است كه هرگز از حافظه تاريخي اين ملت پاك شدني نيست را مأيوس كنند. اين شورا همچنين طرح اينگونه انديشه ها را «فسادآور و تاراج عفاف و توزيع فساد» دانسته و از مسؤولان كشوري خواسته است تا با سرعت و قاطعيت باطراحان و مروجان اين طرح برخورد كنند.
از سوي ديگر، روابط عمومي مركز امور مشاركت زنان با صدور اطلاعيه اي از طرح تأسيس خانه هاي عفاف و اساسنامه مؤسسه هاي مربوط به آنها، پيشنهاد دهنده، جزئيات، مجريان طرح و... اظهار بي اطلاعي كرد.
اين مركز اعلام كرد: چندي پيش در كار گروه آسيبهاي اجتماعي شوراي اجتماعي كشور مباحثي در اين زمينه و در قالب طرحهاي مختلف از سوي دستگاههاي ذيربط ارائه شد و مورد بررسي كارشناسي قرار گرفت. از آنجايي كه مبحث زنان خياباني و روسپيگري به عنوان آسيبي اجتماعي نيازمند شناسايي دقيق و بررسي علل و عوامل مؤثر و متداخل است، لذا هر دستگاهي خود را موظف به بررسي كارشناسي و دقيق هر يك از طرحهاي ارائه شده ديد و مركز امور مشاركت زنان نيز نظرات خود را درباره موضوع به شورا منعكس كرد.
روابط عمومي مركز امور مشاركت زنان تصريح كرده است: در هر صورت كاهش پديده روسپيگري همچون ساير آسيبهاي اجتماعي نيازمند كنترل علل و عوامل مؤثر بر آن است و اين كنترل با شناسايي كارشناسي علل و عوامل ياد شده امكانپذير خواهد بود.

• واكنش بهزيستي به خانه هاي عفاف
در همين حال، سازمان بهزيستي هرگونه ارتباط با طرح تأسيس خانه هاي عفاف را رد كرد. به گفته «ميرزاخاني» مدير روابط عمومي سازمان بهزيستي، اين طرح در كميته آسيبها و ناهنجاريهاي اجتماعي شوراي اجتماعي كشور نيز مطرح نشده است. وي افزود: اين كميته تاكنون هيچگونه مصوبه اي در مورد تأسيس اين خانه ها نداشته است.

گروه حوادث «ايران» بيشترين شانس دريافت جوايز جشنواره مطبوعات را دارد
اسامي نامزدهاي ۱۳ رشته و گرايش نهمين جشنواره مطبوعات اعلام شد. در اين فهرست، روزنامه نگاران و خبرنگاران روزنامه ايران بيشترين تعداد نامزدها را به خود اختصاص داده اند.
به گزارش دبيرخانه نهمين جشنواره مطبوعات نامزدها از سوي كميته هاي تخصصي اين جشنواره به هيأت داوران نهايي معرفي شده اند ودر مرحله نهايي هيأت داوران از بين آنها، روزنامه نگار برگزيده را انتخاب و در مراسم اهداي جوايز معرفي خواهند كرد.
«گروه حوادث» روزنامه ايران در رشته گزارش خبري با چهار نامزد، نوعي ركورد برجاي گذاشته است. مهدي ابراهيمي، حسين خاني، خسرو نژاد مبشر و صديقه ساماني از نامزدهاي اين بخش هستند و ضمن اينكه گروه حوادث «ايران» نيز بطور جداگانه به عنوان نامزد دريافت اين بخش معرفي شده است.
رضا معطريان (بخشهاي عكس خبري و عكس ورزشي) و هومن كواكبي (دربخش گزارش ورزشي) از ديگر كانديداهاي روزنامه ايران در اين جشنواره هستند.
اسامي نامزدها در بخشهاي مصاحبه، خبر، صفحه آرايي، طرح روي جلد، طرح و... هنوز اعلام نشده است.

دبيرستانيها، آموزش پيشگيري از ايدز مي بينند
075360.jpg
برخي از دانش آموزان دوره تحصيلي دبيرستان، نسبت به پيشگيري از بيماري ايدز، آموزش مي بينند.
به گزارش خبرنگار ما و به نقل از روابط عمومي وزارت آموزش و پرورش در حال حاضر موضوع پيشگيري از بيماري ايدز در ستون درسي برخي از كتابهاي آموزشي دوره متوسطه، به دانش آموزان ارائه مي شود و بخشي از محتواي كتاب بهداشت و محيط زيست واحد پرورشي سال اول دبيرستان به اين مبحث اختصاص يافته است.
همچنين اعلام شده است كه برنامه آموزش پيشگيري از ايدز در مدارس متوسطه تعدادي از استانهاي فارس، كهگيلويه و بويراحمد و اصفهان با همكاري دانشگاههاي علوم پزشكي ارائه شده است و برنامه آموزشي مذكور درسال آينده نيز توسعه خواهد يافت.

۴نقره و ۲ برنز نصيب دانش آموزان ايران شد
تيم دانش آموزي المپياد رياضي ايران با كسب چهار مدال نقره و دو مدال برنز مقام يازدهم چهل و سومين المپياد جهاني رياضي انگلستان را به دست آورد. در اين رقابتها كه با حضور ۵۰۴ دانش آموز از ۸۴ كشور جهان برگزارشد، «حسام مهدوي فر»، «محمدمهدي كرامتي تولايي»، «پيام ولدخان» و «سپيده سادات ميررحيمي» به مدال نقره و «ميراميد حاجي ميرصادقي» و «آرمين مربي» به مدال برنز دست يافتند. در اين المپياد تيمهاي چين، روسيه و آمريكا مقامهاي اول تا سوم جهان را كسب كردند و تيمهاي كانادا، مجارستان، بلاروس، تركيه و ژاپن در رتبه هاي بعد از ايران قرارگرفتند.

هيأت تحقيق و تفحص از شهرداري تهران از مردم كمك خواست
گروه اجتماعي: هيأت تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از شهرداري تهران با صدور اطلاعيه اي از كارشناسان، محققان، متخصصان، مديران اجرايي شهر و شهرسازي و مردم تهران خواست تا اين هيأت را با ارائه نظرات خود كمك كنند.
در اين اطلاعيه، تشكيل جلسات مستمر و كارشناسي با حضور اعضاي هيأت و دعوت از مسؤولين و مديران اجرايي وزارت مسكن و شهرسازي، وزارت كشور، شوراي شهر، شهردار و اساتيد دانشگاهها، تشكيل گروههاي تحقيق علمي و كارشناسي، بررسي و تحقيقات ميداني و تشكيل پايگاه ارتباطي در مناطق و شهرداري مركز به منظور ارتباط نزديك با مردم از جمله فعاليتهاي هيأت تحقيق و تفحص مجلس از شهرداري از زمان تصويب طرح اعلام شده است.
هيأت تحقيق و تفحص مجلس شوراي اسلامي از شهرداري تهران، شماره تلفن هاي ۲۷۰۸۷۲۰ ـ ۵۶۳۵۲۱۸ ـ ۶۴۶۵۵۰۸ و نمابر ۶۴۶۱۷۴۷ را براي جمع آوري نظرات مردم اعلام كرده است.

پس از پيگيري روزنامه ايران و توسط شركت توانير انجام مي شود
برگزاري مناقصه بين المللي براي امحاي «اسكارل»
گروه اجتماعي ـ شركت توانير بزودي مناقصه اي بين المللي براي نابودسازي «روغن اسكارل» در كشور برگزارمي كند.
اين درحالي است كه روزنامه ايران چندي پيش با چاپ گزارشهاي متعددي نسبت به خطرات زيست محيطي و انساني اين روغن هشدار داد كه بازتابهاي گسترده اي دربين محافل تصميم گير به دنبال داشت.
به گزارش خبرنگار «ايران» شركت توانير با ارسال نمابري به روزنامه ضمن اعلام اين خبر همكاري وزارت امورخارجه، دبير مرجع ملي كنوانسيون سلاحهاي شيميايي، برنامه زيست محيطي به سازمان ملل (Unep) را دراين راستا كارساز خواند و اظهارداشت: زيانهاي چنين موادي كه آلوده كننده محيط زيست هستند فراكشوري بوده و لذا مراجع بين المللي حساسيتهاي خاصي را دارند و چون در كشور ما هنوز ضوابط خاصي دراين رابطه تدوين نشده است معاونت بهره برداري شركت توانير، پژوهشگاه نيرو و شركت بهينه سازي نيرو سعي كرده اند تا روش و نحوه نظارت بر نابودي اين ماده به گونه اي باشد كه كاملاً موردتأييد مراجع بين المللي است.
اين درحالي است كه درباره «روغن اسكارل» كه نام تجاري ماده اي سمي و خطرناكي به نام (P.C.B) است و به عنوان يك عايق وخنك كننده در ترانسفورماتورها خصوصاً در نيروگاهها استفاده مي شده است، پيش از اين كوچكترين اطلاعي ازسوي اين شركت منعكس نشده است.
* روش بهينه دفع اسكارل را كشف كردند
مؤسسه تحقيقات ترانسفورماتور ايران نيز با ارسال نمابري به روزنامه اعلام كرده است كه اين مؤسسه بهينه ترين روش رفع خطر بالقوه «روغن هاي اسكارل» در كشور را شناسايي كرده است و آمادگي خود را براي هرگونه همكاري با سازمانهاي مسؤول را اعلام مي كند.
اين مؤسسه بيان داشته است: باتوجه به اهميت موضوع و درك خطرات ناشي از اينگونه روغنها، از دوسال پيش بررسي و مطالعه برروي روشهاي استاندارد حذف و معدوم سازي «روغن اسكارل» را آغازكرده است.
اين درحالي است كه سالها پيش دوروش سوزاندن با تجهيزات كاملاً پيشرفته و حمل آن از كشورهاي درحال توسعه و توسعه نيافته به كشورهاي پيشرفته كه اين تجهيزات را دارند، ازسوي كشورهاي خارجي شناخته شده است وطي تحقيقات انجام شده توسط خبرنگار ما، كشور ايران به دليل عدم اعتبار لازم تاكنون قادر به استفاده از اين روشها نشده است و تاكنون به روش انباركردن بسنده كرده است.
* دوطرح تحقيقاتي براي دفع اسكارل
همچنين دوطرح تحقيقاتي براي معدوم سازي «اسكارل» ازسوي پژوهشگاه نيرو و سازمان توانير به كنوانسيون «لاهه» ارائه شده است.
اين دوطرح تحقيقاتي درزمينه «معدوم كردن روغن اسكارل با استفاده از امواج الكترومغناطيسي ميكروويو و انهدام اسكارل با استفاده از تكنيك و بهبود بازده فرايند» است كه درپي فراخوان پژوهشي كنوانسيون منع سلاحهاي شيميايي درسال ۱۳۷۹ تهيه شده است.
طبق گزارش منتشره ازسوي پژوهشگاه نيرو، مرحله نخست طرحهاي پيشنهادي ايران درزمينه هاي يادشده در كنوانسيون تصويب شده و پس از لحاظ كردن نقطه نظرهاي كنوانسيون درمورد پروژه پيشنهادي پژوهشگاه نيرو، پيشنهادمذكور از طريق مرجع ملي كنوانسيون (مستقر در وزارت امورخارجه ايران) به مقر كنوانسيون در لاهه ارسال شده است و بودجه ارزي موردنياز براي اجراي پروژه دراختيار پژوهشگاه نيرو قرارمي گيرد.
لازم به ذكراست تاكنون هيچيك از سازمانها و شركتها در خصوص انهدام اين ماده خطرناك و سرطانزا كه حدود ۲ميليون ليتر برآوردمي شود، اقدام خاصي نكرده اند و اين درحالي است كه بيش از ۲۲سال ازمنع استفاده ازاين ماده ازسوي كنوانسيون پاپس مي گذرد.
ازسوي ديگر تلاش خبرنگار ما براي بازديد ازانبارها به نتيجه اي نرسيده است و دراين راستا هيچيك از سازمانها همكاري لازم را انجام نداده اند.



|   شناسنامه   |   آرشيو   |