|
گفت وگو با مليحه سعيدي
• مهم اين است كه حال و هواي موسيقي محلي تغيير نكند. براي نمونه قطعه «شهرزاد» كورساكف را بشنويد و ببينيد چطور خود را در فضاي بغداد حس مي كنيد در صورتي كه سازبندي از سازهاي كلاسيك غرب است.
|
|
|
|
زاويه
|
|
|
|
|
|
|
|
|
گفت وگو با مليحه سعيدي
هزار آوا، هزاران قريه
• مهم اين است كه حال و هواي موسيقي محلي تغيير نكند. براي نمونه قطعه «شهرزاد» كورساكف را بشنويد و ببينيد چطور خود را در فضاي بغداد حس مي كنيد در صورتي كه سازبندي از سازهاي كلاسيك غرب است.
|
|
|
سرنوشت ماشده است هر هفته از سربالايي يك خيابان بالا برويم تا در بالاي قله خيابان با بزرگي به گفت وگو بنشينيم. اين بار خيابان شهيد نعمتي در اختياريه و بعدازظهر گرم و بعد يك گفت وگوي گرم تر با خانم مليحه سعيدي، بانوي قانون. ـ ساز قانون ـ احياءكننده آن و پياده كننده سبك ايراني روي اين ساز عربي. خانم سعيدي علاوه بر تحقيقات گسترده اي كه روي اين ساز انجام داده و حاصل آن سه جلد كتاب آموزشي و حدود همين تعداد كتاب تحقيقي است، كاست و ديسك هاي دلنوا، سفر عشق، يار پنهان، غوغاي جان، هزار آوا، نواي قريه و همين اواخر آهوي وحشي را منتشر كرده است كه سه كاست آخر بازسازي موسيقي فولكلور ايران است و با استقبال گسترده اي مواجه شدند. منزل خانم سعيدي مركز قانون است. خودشان سالها روي اين ساز كار كرده اند. همسر مرحومشان زنده ياد احمد ستوده روي ساخت اين ساز كار كرده اند و پسرشان عليرضا ادامه دهنده راه پدر است. بازسازي ملودي هاي محلي
كاري درخور توجه و ستودني است هرچند برخي شعرهاي اين آثار تغيير پيدا كنند اما تا هميشه: «آسمون به اون گپي گوشه اش نوشته …« بقيه اش را شما هم مي دانيد.
** بيشتر كار تحقيقي شما در حوزه موسيقي رديف است اما نوارهاي شما مربوط به موسيقي مقامي است. آيا اين علت خاصي دارد؟
* ببينيد. من در زمينه هاي مختلف موسيقي كار كردم، چه موسيقي مقامي كه تنظيم كردم و چه رديف كه پياده كردن رديف روي ساز قانون از ابداعات من است. به اعتقاد من هر موزيسيني بايد با سبك هاي مختلف موسيقي آشنا باشند و مطالعه داشته باشد يعني موزيسين بايد زمانهايي از وقت خود را براي مطالعه روي سبك هاي مختلف بگذارد. ولي بنده موسيقي فولكلور را براي شناساندن آن به جوانان اين مرزو بوم بازساي كردم.
** فكر نمي كنيد ارائه آن به اين شكل و تنظيم آن با سازهايي كه ديگر محلي نيستند به جذابيت اصل آنها نباشد؟
* نه. اين بازسازي است و تنظيم هر كس حال و هواي خاص خودش را دارد. دوباره ارائه دادن آن به شكل اوليه فكر نمي كنم كار صحيحي باشد. چون با همان ساز خاص وجود دارد و اجرا مي شود ما آن را بازسازي و تنظيم كنيم تا حال و هواي ديگري پيدا كند.
** فكر نمي كنيد اين كار به اجراهاي اصيل و محلي اين آهنگها لطمه بزند؟ چون به هر حال شما اين كارها را خيلي شيك و تميز با امكانات بالاي استوديويي ارائه مي كنيد و افراد محلي بدون داشتن اين امكانات توانايي رقابت با شما را ندارند؟
* مگر ما مي خواهيم با كسي رقابت كنيم؟ به نظر من لطمه اي كه نمي زند هيچ، احترام آميز هم هست. حفظ ميراث فرهنگي و آثار آن يكي از وظايف هر كسي است كه كار هنري انجام مي دهد.
** خلق يك ملودي محلي معمولاً با ابزار آن شكل مي گيرد و سازهاي آن منطقه در روند شكل گيري آن دخيل است. اما شما يك ملودي لري را، كه در آن مثلاً كمانچه ركن اصلي است با موسيقي خراسان كه دوتار در آن تعيين كننده است به يك شيوه تنظيم مي كنيد؟
* يك زمان آدم ايده اش براين است كه ساز شاخص هر محل را در تنظيم استفاده كند.
آن فرم كار فرق مي كند. يك موقع هم نه، اينطور نيست . مثلاً «هزار آوا» تلفيق سازهاي ايراني و كلاسيك است. يك موقع هم مي بينيد يك كار محلي با اركستراسيون خاصي انجام مي شود. ايده هاي آدم هاي متفاوت با هم فرق مي كند.
** فكر نمي كنيد اين كار روح موسيقي محلي رابگيرد؟
* نه. اين يك رنگ آميزي جديد پيدا مي كند. من اشعار را تغيير نمي دهم و فقط ساماندهي عوض مي شود كه رنگ و بوي تازه اي مي گيرد. مهم اين است كه حال و هواي موسيقي محلي تغيير نكند. براي نمونه قطعه «شهرزاد» كورساكف را بشنويد و ببينيد چطور خود را در فضاي بغداد حس مي كنيد در صورتي كه سازبندي از سازهاي كلاسيك غرب است. هيچكدام از گامها عربي نيست سازبندي هم عربي نيست اما حال و هواي عربي دارد. يا كار كنسرتو پيانوي شماره دو امين الله حسين، كه همين حالت را دارد .از ربع پرده استفاده نكرده اما به طور مجازي با به كاربري دو كلاويه نيم پرده كروماتيك هم زمان صداي ربع پرده مجازي از ساختمان پيانو بيرون مي آيد.
** وقتي سازبندي عوض مي شود حال و هوا هم قاعدتاً بايد تغيير كند. فقط تنها عنصر باقيمانده كلام است. يعني به نظر من اگر اين موسيقي بي كلام باشد كسي متوجه نمي شود كه اين مثلاً لري است.
* فقط سازبندي و كلام نيست، كه تعيين كننده است . گام و ريتم هم تعيين كننده است. پرده بندي از نظر ارتفاع صوت در مناطق مختلف متفاوت است. شور در مازندران يك صدا مي دهد و در كردستان يك طور ديگر . نكته ديگر ساختار ملوديك آهنگ است كه خيلي تخصصي است و فكر نمي كنم در حوصله بحث ما باشد.
** از كلام حرف زديد و وفاداري به آن. چقدر روي لهجه خوانندگان كاركرديد كه به اين خوبي كلمات مناطق مختلف را ادا مي كنند؟
* اولاً خودم ترك زاده ام. من پدرم ترك بود و مادرم تهراني. آن تصنيف هايي كه تركي است چون خودم مسلط هستم مشكلي نداشتيم. لري و كردي و مشابه اينها را كه از نظر كلام، با جاهاي ديگر فرق دارند، سعي كردم معاني اشعار را ياد بگيرم و با افرادي كه روي آن زبانها شناخت داشتند مشورت كردم و كلام درست را ياد گرفتم. بعد هم با خواننده تمرين كردم. بعضي از جاها كه اشعار متناسب با زمان حال نبود، مجبور به عوض كردن شدم.
** بگذاريد مقداري هم سؤالهاي كلي تري بكنيم. يكي از اساتيد موسيقي سنتي گفته بودندكه «موسيقي پاپ همان موسيقي فولكلوريك است» نظر شما چيست؟
* اصلاً موسيقي پاپي كه در ايران اجرا مي شود، موسيقي پاپ نيست. پاپ براي خودش يك سبكي دارد كه اينها نيست. اما به هر حال موسيقي مردم پسند را مي توان گفت موسيقي پاپ. هر نوع موسيقي را مي شود به سبك پاپ تنظيم كرد. موسيقي فولكلور را هم مي توان به سبك پاپ تنظيم كرد. موسيقي اي كه در ايران به اسم پاپ متداول است، موسيقي پاپ نيست بلكه به اصطلاح پاپ است.
** به هر حال اين موسيقي وجود دارد وكلي هم طرفدار دارد…
* براي اينكه ذائقه مردم خراب است. وقتي مردم عادت نكرده باشند موسيقي خوب بشنوند هر چيزي را به خوردشان بدهيد، مي پذيريد.
** يعني هر كاري كه پاپ شد لزوماً بايد بي ارزش باشد؟
* آخر من گفتم تعريفتان از پاپ چيست. هر فرم موسيقي كه صحيح ساخته شده باشد، ارزشمند است. پاپ هم مي تواند ارزشمند باشد. پاپ صحيح.
** لطفاً برايمان از كاري كه روي ساز قانون انجام داده ايد بفرماييد.
* من سبك موسيقي ايراني را روي قانون پياده كردم. قانون سالها به سبك عربي نواخته مي شد يعني نواهاي موسيقي ايراني با تكنيك عربي. به همين دليل هم رديف به هيچ عنوان روي اين ساز جواب نمي داد و همچنين قطعات مختلف موسيقي ايران. نمي شد اينها را با قانون اجرا كرد. در هنرستان، قانون به عنوان ساز دومم بود نزد آقاي مفتاح آموزش مي ديدم كه همان شيوه عربي را به من تعليم مي دادند. بعداز فارغ التحصيل شدن از هنرستان در زمان رياست استاد حسين دهلوي وارد دانشگاه شدم. همزمان هم به مركز حفظ و اشاعه موسيقي راه پيدا كردم و با نظارت دكتر داريوش صفوت مضرابهاي موسيقي ايراني روي ساز قانون را با اجراي سه تار ايشان فراگرفتم. در دانشگاه در محضر مرحوم نورعلي برومند هم بودم. از دانشگاه در رتبه تخصصي ساز قانون فارغ التحصيل شدم. رساله ام در زمينه تاريخچه، متدهاي اجرايي و قطعاتي براي ساز قانون بودكه بعدها به صورت جلد اول كتاب آموزش ساز قانون با نظر و همكاري استاد حسين دهلوي به چاپ رسيد. چون ساز قانون به صورت ساز تخصصي درهنرستانها توسط من تدريس مي شد و به بنا به نياز دوجلد ديگر كتاب را هم به پايان رساندم كه در حال حاضر زير چاپ است. اين سه جلد كتاب شامل قطعات و تكنيك اجرايي اين ساز است كه در صورتي كه هنرجو نكاتش را درست رعايت كند و دقت كند مي تواند يك نوازنده خيلي خوب ساز قانون باشد.
** آيا كتابهاي ديگري هم زير چاپ داريد؟
* بله. كتاب رديف روايت ميرزا عبدالله را براي ساز قانون تنظيم كردم كه به زودي چاپ مي شود. كتاب رديفي مختص ساز قانون نوشتم كه اجراي استفاده از ده انگشت روي اين ساز است كه اين سبك هم از ابداعات من است. قطعات محلي را كه تا حالا كار كرده ام و نوار شده نت نويسي آن انجام شده كه بتوان از آن براي اجرا توسط كليه سازها استفاده كرد. اين كتاب هم به زودي چاپ مي شود. قطعاتي با انگشتان مختلف، اجرا با ساز قانون هم نوشته ام كه يك مجموعه است و آن هم به زودي به چاپ مي رسد. كتاب ديگري كه يادداشتهايي است كه همسرم زنده ياد احمد ستوده، درمورد ساختار ساز قانون و قسمتهايي از رساله فرزندم عليرضا ستوده كه مهندس صنايع چوب است و هم اكنون ادامه كار پدرش را انجام مي دهد (يعني ساخت ساز قانون و سازهاي ديگر) و مشغول تحقيق و بررسي و تكامل اين ساز است و بخش تاريخچه و تكنيكهاي اجرايي از خودمن، اميدوارم اين مجموعه به صورت يك جلد كتاب به زودي به چاپ برسد.
** آخرين سؤال در مورد هنرستان موسيقي دختران است كه شما مديره آن هستيد. با چه مشكلاتي دست به گريبان هستيد؟
* اينجانب بازنشسته هستم به دليل مصوبه جمعي نمي شود از دوجا حقوق گرفت. اما به دليل درخواست والدين هنرجويان، اساتيد و كاركنان هنرستان و نامه اي كه به وزير نوشتند و خواستند كه ابقاء شوم، از من مي خواهند كه بمانم ولي به نظر من كارهاي اجرايي براي كسي كه كارهنري انجام مي دهد بسيار بسيار مشكل است و او را از كار اصلي اش باز مي دارد و حالا كه اين توفيق اجباري نصيبم شده آن را به فال نيك مي گيرم.
آرش نصيري a-nasiri@noavar.com
|
|
|
|
|
زاويه
متعلق به خانواده «موسيقي سياه»
دهه اخير تاريخ موسيقي غرب شاهد اين تحول بوده است كه برخي از ترانه سرايان ، در راستاي يافتن سرچشمه اي بكر والهام بخش كه قادر به بيان رنجها و احساسات انسان دردكشيده امروزي باشد، به اساطير واصول فكري ومذهبي مشرق زمين روي آورده وبا بهره گيري از اين گنجينه ديرينه ، روندي نوين را دراين عرصه پديد آورده اند.
روندي كه شايد بتوان آن را گونه اي اسطوره گرايي شرقي نام نهاد. براي مثال گروه موسيقي ليلاكسيم (Lilachzim) نمونه اي بارز ازاين سبك موسيقي به شمار مي آ يد.
شكل گيري اين گروه به سال ۱۹۹۵ باز مي گردد، يعني زماني كه اولين مجموعه خود به نام «فرشته مشرقي » (۱) را، كه در استوديويي كوچك درشهر «ويس بادن» (۲) آلمان اجرا وضبط كرده بودند، منتشر ساختند. اين مجموعه به همراه ساير مجموعه هاي گروه را مي توان روايتي پيوسته از نبرد ميان خيروشر درعصر حاضر برشمرد. گروه با الهام از نمادها واساطير باستاني ايران، همچون آگرا (اهريمن)، سپنتا (فرشته نيكي ) و ميترا (نماد نور) ، جهان را به ميدان نبردي دائمي بين نيروهاي پليدي ونيكي تشبيه مي كند ودراين امر با بهره گيري از نيروي شگرف موسيقي درنماياندن حالات واحساسات هريك از شخصيت هاي اشعار وهم چنين با واردكردن ضرباهنگهاي شرقي دربطن موسيقي، به هرچه بيشتر دراماتيك كردن آن كمك مي كند. به عقيده سراينده و خواننده اشعارگروه، «ايدم نوباس» (۳)، «جهان غرق در پليدي است و منشأ تمام سياه بختي هاي انسان امروزي همانا بي عدالتي روا داشته شده درحق يكايك انسانها مي باشد. هنگامي كه حق زيستن درصلح وآرامش را از انساني سلب مي كنند، بزرگترين بي عدالتي را به وي روا داشته اند.»
«گردباد تيره ظلم از جانب غرب وزيدن گرفت، سپاهيان آگرا بر بلنداي آن مي رانند،
آغشته به خون جنگ هاي ديرين
به سوي شرق، موطن نيكان
به سوي ياران خسته سپنتا مي تازند.» (۴)
با وارد ساختن نمادهاي باستاني ومذهبي درصحنه وقايع تلخ قرن حاضر، گروه سعي در نماياندن سيربي پايان شرارتهاي جهان دارد. براي نمونه ظهورهيتلر، مشقت هاي جنگ جهاني ، كشتارهاي ويتنام، فاجعه اتمي هيروشيما و غارت مسلمانان درفلسطين همه وهمه از ديد اعضاي گروه، صرفاً فصل هايي معاصر از كتاب ازلي خونريزي وبي عدالتي به شمار مي آيند، اما آنچه در آخر كار، التيام بخش زخم هاي ستمديدگان محسوب مي گردد، پايان جنگ و پيروزي نماد نيكي و يا «فاتح نور» (۵) مي باشد كه عدالت مجسم لقب مي گيرد.
«ميترا سوار بر ارابه خورشيد به پيش مي آيد،
نشان نور در دست،
اكنون حلقه عدالت از آن فاتح نور است،
مغرور و استوار
خيمه خورشيد را بر دشت پيش رويش
چون مرهمي بر زخم مي گستراند،
سياهي تا ابد مرده است.» (۶)
بطوركلي سبك خاص موسيقي «ليلاكسيم» و فراز و نشيب هاي موجود در قطعات موسيقايي آن كمك شاياني به بازسازي فضاي هولناك حاكم برميدانهاي نبرد روايت شده مي نمايد. با اوج گرفتن موسيقي وطنين اندازترشدن آن، آتش جنگ نيز برافروخته تر مي شود و صداي وهم انگيز «ايدم نوباس» نيز آنچنان صحنه اي را در پيش روي شنونده متصور مي شود كه گويي شنونده نيز بايد تا آخر بجنگد وپيروز از ميدان خارج شود. ودراين ميان ضرباهنگ هاي شرقي به كارگرفته شده سعي در تلقين اسرار و رموز منحصر به فرد مشرق زمين دارند.
اگرچه «ليلاكسيم» را مي توان به لحاظ سبك موسيقي ومضمون اشعار متعلق به خانواده «موسيقي سياه» دانست، با اين حال به و اسطه برخورداري از نگرشي نسبتاً متفاوت به مسأله كشتار و پليدي خود را از ساير اعضاي اين خانواده جدا ساخته است. بدين معني كه بارقه اميدي كه حضور ونهايتاً پيروزي سردار عدالت دراين ميان پديد مي آورد، نويد از آينده اي روشن وخالي از ظلم وبي عدالتي درجهان مي دهد واين همان وجه تمايز گروه از ساير هم جرگه هاي خود است.
نازآفرين ميرزاخليلي ـ مهدي زبان دار
Nazafarin-M@hotmail.com
منبع : Der Spiegel
پي نوشت ها:
۱- Morgenlandischer Engel
۲- Wiesbaden
۳- Idem Nubas
(۶) و (۴) برگرفته از شعر «جنگ افروز»: Kriegshetzer
۵- Lichtsieger
با عنوان مجموعه سال ۱۹۹۸ گروه .
|
|
|
|
|
يك خبر هم از نگارخانه نياوران
عرض كنم كه از روز ۹ مردادماه آثار چند تن از اساتيد نقاشي قهوه خانه اي در نگارخانه فرهنگسراي نياوران به نمايش درآمده است. اين نمايشگاه شامل ۳۰ اثر از اساتيدي چون «احمد خليلي»، «مرحوم عباس بلوكي فر»، «علي اكبر امرني»، «حسن اسماعيل زاده»، «حسين همداني»، «محمد فراهاني» و … مي باشد. موضوعات اين تابلوها الهام گرفته از شاهنامه، روايات مذهبي و تاريخي است. اين نمايشگاه تا ۱۷ مرداد ماه برپاست و علاقه مندان مي توانند از ۱۰ صبح تا ۷ بعدازظهر و روزهاي تعطيل از ۲ تا ۷ بعدازظهر از نگارخانه نياوران ديدن به عمل آورند. بشتابيد كه وقت تنگ است…
|
|
|
|
|
براي هفته بعد
|
|
|
سلام، خبر اول اين است كه مديرمركز موسيقي حوزه هنري در آخرين اظهارنظرشان چنين گفته اند «موسيقي در جامعه ما همواره تابع شرايط سياسي بوده و هيچگاه وجه هنري بر آن غالب نشده است.» جانا سخن از دل ما مي گويي! خدا را شكر بالاخره يك نفر پيدا شد كه حرف دل هنرمندان را بزند. آنهم يك مسؤول. باريكلا به اين آقاي مسؤول. چند امتياز براي آقاي «رضا مهدوي».
هفت موضوع، ده نگارخانه
قرار است آثار هنري گروهي از هنرمندان هنرهاي تجسمي به صورت نمايشگاههاي «انفرادي» و «گروهي» با هفت موضوع هنري و در ده نگارخانه تهران به تماشاي عموم گذاشته شود. جريان از اين قرار است كه در هفته هاي آينده قرار است نگارخانه هاي «آبتين»، «آتشزاد»، «آرته»، «ابراهيمي نژاد»،«سعدآباد»، «سيحون»، «شاهدان»، «عصر»، «طراحان آزاد» و«هنرمندان» با موضوعهاي «مجسمه»، «نقاشي»، «طراحي»، «بافت»، «آثار مطبوعاتي»، «شيشه» و «كلاژ» برپا مي شود.
نمايشگاه مجسمه«عليرضا انصاري» كه از اول مرداد در «نگارخانه آبتين» آغاز شده تا ۲۸ مردادماه برپاست و «نگارخانه آتشزاد» نيز از ۱۲ تا ۱۷ مرداد ميزبان آثار نقاشي «الهام مويدنيا» خواهد بود. «آيدين هشترودي» نيز از ۲۶ تا ۳۱ مرداد نقاشيهاي خود را در نگارخانه آتشزاد به نمايش مي گذارد. «شيرين دروديان» و «ناهيد ضامني» هم هركدام بطور جداگانه آثار«طراحي و نقاشي» خود را در نگارخانه «آرته» عرضه مي كنند. زمان برپايي اين دو نمايشگاه به ترتيب از ۱۴ تا ۲۹ و ۲۶ تا ۳۱ مرداد ماه است.
نگارخانه «ابراهيمي نژاد» هم از ۱۲ تا ۱۷مردادماه «آثار مطبوعاتي» «محمدحسين دميرچي» را به نمايش گذاشته است. ۲۶ تا ۳۱ اين ماه نيز نمايشگاهي از آثار نقاشي «نفيسه خوب بخت» درمعرض ديد علاقه مندان گذاشته مي شود.
تازه! كجا شود ديد! قرار است نمايشگاه گروهي «استاد كاران برجسته شيشه دستي ايران» از ۱۷ تا ۲۷ مرداد در نگارخانه «سعدآباد» برپا شود و همزمان با اين نمايشگاه، از ۲۰ تا ۲۸ مرداد در بخشي ديگر از اين نگارخانه آثار «بافت» اشرفي به نمايش درآيد.
|
|
|
|