جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۸۱ - ۲۹ جمادي الاول ۱۴۲۳
Fri, Aug 9, 2002
فرهنگ و هنر
شماره ۲۲۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
پيرامون بازانديشي فرهنگي
معرفي كتاب
توقيف دو روزنامه در روز خبرنگار
دومين گزارش «ايران» از پنجاه و پنجمين دوره جشنواره لوكارنو
امروز با حسن مرتضوي
078057.jpg
حسن مرتضوي تاكنون سيزده عنوان كتاب در حوزه هاي مختلف از جمله رمان، تئوري ادبيات، تاريخ و … ترجمه و منتشر كرده است. رمان «زندگي واقعي آلخاندرو مايتا» اثر ماريو بارگاس يوسا، «سازندگان دنياي كهن» از گرترودهارتمن «عصر نهايت ها» از اريك هابسبام بخشي از عناوين آثاري است كه وي در حوزه هاي گوناگون به زبان فارسي برگردانده است. مرتضوي اخيراً كتاب «نظريه رمان» اثر جورج لوكاچ را با پيشگفتارهايي از لوسين گلدمن و بابك احمدي به بازار فرستاد.

* آقاي مرتضوي گويا كتاب ها بسبام يك مجموعه چندجلدي است كه شما از ميان آنها «عصر نهايت ها» را ترجمه كرده ايد، آيا تصميم داريد، جلدهاي بعدي اش را هم ترجمه كنيد؟
\ اين مجموعه چهار جلد است؛ «عصر انقلاب» و «عصر سرمايه» و «عصر امپراتوري» و «عصر نهايت». دو كتاب اول قبلاً توسط مترجم ديگري به نام علي اكبرمهديان در سال ۷۴ توسط انتشارات «ما» به بازارآمدو «عصر امپراتوري» هم توسط خانمي ترجمه شده كه در مرحله انتشارات است. من ضرورت ترجمه دوباره دوجلد اول را به ناشر گوشزد كرده ام.

* هم اكنون در دوراني به سرمي بريم كه بحث «ساختارشكني» در آثار ادبي مطرح است. سؤال من اين است كه كه ضرورت ترجمه «نظريه رمان» لوكاچ چه بود؟ زماني كه رمان نويسان از اين نظريه ها عبور كرده اند.
\ من فكر مي كنم، خيلي از اين نظريات ادبي كه ما اينجا و آنجا مي خوانيم و مي شنويم، بخشهايي از تئوري هايي است كه ما به صورت دست اول با آنها در ارتباط نبوده ايم. در واقع ما خوانده هاي ديگران را تفسير مي كنيم. بسياري از مباحثي كه زماني در ترجمه آثار مثلاً لوكاچ مي ديدم، هيچ وقت به منبع اصلي دسترسي نداشتم و از بخشي مطلع مي شدم بدون آنكه درك روشني از كل آن اثر داشته باشم.

* كتاب «در دفاع از تاريخ و آگاهي طبقاتي» جورج لوكاچ راهم گويا ترجمه كرده ايد، اين كتاب در چه مرحله اي است؟
\ اين كتاب توسط انتشارات آگاه در دست چاپ است. اين كتاب هم سرگذشت عجيبي دارد. يعني تا سال ۲۰۰۰هيچ كس از وجود چنين كتابي اطلاع نداشت. از كميسيوني توسط انستيتوي لوكاچ در مجارستان اين كتاب به شوروي مي رود و در جريان فروپاشي در اسناد «ك.گ.ب» به اين دستنوشته برمي خورند كه اصلاً قراربوده نابود بشود. تاريخچه اين كتاب هم اين است.
پيرامون بازانديشي فرهنگي
به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد!
077928.jpg
گستره عقلانيت و خردورزي، به يك معنا: فاصله بنياديني با دنياي ساده مهرورزي ندارد. زيرا آناني كه خرد را پاس مي دارند، حتماً با دوست داشتن و عشق هم ميانه نزديكي دارند. چرا كه دراين ميانه، حضور محوري در همه حال از آن انسان است، با همه آشوب هاي متفاوتي كه در درونش مي گذرد. شكي نيست كه فرهنگ ها و خرده فرهنگها نيز دستمايه هاي اصلي، اين نوع فضاهاي درگير و پيچيده انساني اند. گفتني است كه مقوله هاي پايداري و توسعه ، هركدام هستي فرهنگي آدمي را به گونه اي ساختمند باز مي سازند و در پرتو اين قبيل الگوها است ، كه جامعه هاي چندصدايي، هويت گم شده خويش را پيدا مي كند.
و اما چشم انداز هنر و ادبيات كه خود محصولي از خردورزي وبازيافته از برآمد حركت هاي پوياي فرهنگي جامعه به حساب مي آيد، و در وراي سرچشمه هاي تفكر و فرهيختگي تلطيف شده اي است كه حادثه هاي بزرگ وكوچك ، درعرصه ها ي آن، از جمله ذهن وزبان از صافي هاي فراواني مي گذرند و از پي نقش آفريني اين يا آن ديگري، در ميان اشياء و طبيعت ، شكل مي گيرند و به درون متن ها و نقش هاي انساني راهي به بيرون مي يابند و هريك در «ژانري» شكل يافته به «شدن» نزديك ونزديك تر مي شوند و سرانجام از درون آشوب زده صاحبان ابزار فرهنگي، خود را به بيرون پرتاب مي كنند.
به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد، آنگاه كه مركزيت انسان و عشق، هستي همه متن ها و نقش ها را درخود جاي داده باشد شكي نيست كه از اين دايره، شعاع هاي فراواني ، به اطراف گسترده مي شود كه هريك از آن مي تواند، سهمي از متن و نقش را باخود داشته باشد. لذا براي نشان دادن هنجارهاي انساني، درساحتي زيباشناسانه، اين ايستگاه محملي از رفتارها و آرزو هايي است كه همواره از قوه به فعل، راهي به بيرون زمان مي جويد.
اينكه منشأ «شادي» و «رنج» كجا است؟ چندان مهم نيست. مهم دريافت ونشان دادن چرخه آن، به نزديك ترين راه هاي عاطفي و فكري، از سوي معماران فرهنگي جامعه است. بي گمان طالبان كالاهاي فرهنگي ، از پس مرگ «مؤلف» خود را به چشم انداز «لذت هاي هنري» مي رسانند، تا با شاخك هاي تيز و گوش هاي حساس خويش، آفريده ها را دريابند و با «موتيو» هاي جاري، خلوتي تازه برپا كنند!
هنر و ادبيات دراين رهگذر ، آنگاه به جاودانگي خود، نزديك ونزديك تر مي شود كه پيوسته با «اضطراب جهان» زاده شده باشد و براي دريافتي تازه از انسان و طبيعت ، از بستر زمان و مكان عبور كرده و به زادگاه مخاطب برسد. دراين ميانه كه مخاطب شادي را مي طلبد و رنج را به اضطراري باز مي شناسد، محورتمام وقايع مي شود ودستمايه اي براي كشف شدن از سوي نقش آفرين تا جايي كه چندان فاصله اي با واقعيت بازيافته نداشته باشد. بنابراين، آنجا كه داناي كل، بزودي از راه مي رسدو به صيد آفات رها شده مي پردازد، شكلي تازه از واقعيت تكرار مي شود به عبارت ديگر، آن نقش گذار ، يكبار ديگر، بخت خويش را درعرصه متن و نقش مي آزمايد، تا براي ديگراني كه تنها نظاره گر ماجرا هستند، دريچه اي بگشايد و اما، مخاطبان اين كارزار كه مردمي ميان حال واندكي پرمايه اند، براي درك آينه اي و ديداري پديدارشناسانه با خود وديگران، بي هيچ واسطه اي وارد ميدان مي شوند و بيرون و درون را مي كاوند، تا حركت هاي مطلوب را انتخاب كنند. اين يعني درك معرفتي تازه از جهان وهستي. و اين يعني همه آن حكايتي است كه پيوسته از سوي نقش گذار درحال «وقوع» است در غيبت بازي، صاحبان خود، حضورش را درخود نهادينه طلب مي كنند.
و اما، آنچه كه از پس دو دهه روزگار سرخ و آبي، دراين عرصه جريان دارد اندكي محل تأمل است! چرا كه مقوله فرهنگ و فرهنگ مداري، در اين زمانه، دچارنوعي بحران وعدم توازن گرديده است. زيرا كه فرهنگ سازان و فرهنگ خواهان، داراي يك موقعيت و جايگاه همگون نيستند و در اين ميان رشد ناموزون و فاصله انكارناپذيري ميان اين دو جريان اجتماعي وجود دارد اين مطلب برمي گردد به نوعي تأخير فرهنگي كه عموماً ريشه در ساختارهاي سياسي و اجتماعي و اقتصادي جامعه دارد، به عبارت ديگر موضوع داراي منشأيي كاملاً انساني است كه براي ايجاد توازن تأمين و راهكارهاي عملي، نيازمند به احساس مسؤوليت فرهنگي و تكاني همگاني است.
اندكي توجه به همين مقوله ادبيات و روابط نويسنده وناشر و مخاطب بايكديگر، نشان مي دهد كه جامعه فرهنگي وفرهنگ خواه، از وزن ونقش همسنگي برخوردار نبوده و نيست، و دراين جهت تعامل فرهنگي و قانون مداري روزبه روز كم رنگ تر مي شود . گفتني است كه براستي در چنين فضايي كه چراغ خرد و خردورزي ، به اندك فروغي، هنوز مي سوزد، تغيير قوانين مربوط به كارچاپ ونشر، كه اينجا و آنجا براي واگذاري آن به ناشر و نويسنده درمرحله چالش است ، آيا كار «مميزي» را دشوارتر نمي كند؟ شكي نيست كه در يك جامعه پرتنش كه مقوله هاي فرهنگي درآن از ثبات دائمي برخوردار نيستند، تغييرات ساختاري نيازمند به كارورزي وكارشناسي است و دراين ميانه بايد به نكات ظريفي هم توجه كرد چرا كه آسيب پذيري، خودسانسوري و ديگر قضاياي دور ونزديك به جريان سالم نشر، ضربه غيرقابل جبراني وارد خواهد كرد. زيرا امر سياستگذاري و ايجاد راهكارهاي اساسي نسبت به جريان كتاب و كتابخواني ، يك وظيفه نهادي و ملي است كه همه نقش آفرينان فرهنگي را به چاره جويي طلب مي كند.بنابراين براي ساماندهي فرهنگي و ايجاد فرصت هايي براي خلاقيت و كارآيي ادبي و هنري، لازم است كه انديشه هاي مردمي و آزاد، به راه رشدي انساني فراخوانده شوند!
بي گمان، چهره هنر و ادبيات امروز ايران در رويكرد توسعه اي پايدار ، جايگاه ويژه اي دارد و زماني به توليداتي ساختمند مي انجامد كه به دور از تنش و تحديد هاي رايج درميدان عمل باشد.
به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد، آنگاه آسمان سايبان همه رنگها ونحله ها باشد دراين موقعيت فرهنگي جامعه تشنه «اطلاع» نيازمند خوراكي مطبوع ومطلوب است. كه اگر به موقع و با حقيقت همراه نباشد، فرهنگ هاي ديگر، گوش ها را مي ربايند! چرا كه فرهنگ و فرهنگ سازي، آنگاه كه دچار نقصان گردد و همه چيز يكسويه ارائه گردد، بزودي برضدخود عمل خواهد كرد. اين قضيه را اهل خرد بيشتر مي دانند. به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد كه اگر آزادي وقانون گرايي و تحمل صداهاي ديگر ، جامعه را به چالشي ديگر فراخوانده باشد.
خردورزي ومهرورزي دو روي سكه زمانه اي است كه در آن آفتاب حقيقت همچنان مي تابد وخرد جمعي، تنها داور اين روزگار خواهد بود.
به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد، آنگاه كه هنروهنرمند، حافظه تاريخي خود را از ياد نبرده باشد و نويسنده و شاعر اين روزگار نيز از رهگذر خلاقيت هاي خود به فرداهاي انساني باوري تازه داشته باشند.
به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد، تا شكوفه هاي لبخند دوباره بشكفد. چرا كه فرايند فرهنگ و فرهنگسازي خود مقوله ديگري است كه هم نقش آفرين مي خواهد و هم نقش پذير. دراين رهگذر، تا ما،چگونه به آفتاب سلامي دوباره خواهيم داد.
معرفي كتاب
* جان جان‎/
077925.jpg
منتخباتي از ديوان شمس همراه با ترجمه انگليسي و توضيحات‎/ رينولد.الن.نيكلسون‎/ حسن لاهوتي‎/ نشر نامك‎/ ۱۳۸۱ ‎/ ۲۲۰۰ نسخه‎/ ۲۳۰۰ريال
نيكلسون (۱۹۴۵ـ۱۸۶۸) خاورشناس انگليسي و استاد فقيد كمبريج، نخستين اديب غيرپارسي زباني است كه مثنوي معنوي مولانا را به صورت انتقادي علمي تصحيح كرد و به شكل امروزي به چاپ رساند. از آثار او مي توان شرح مثنوي معنوي، رومي شاعر عارف، تاريخ ادبيات عرب ومنتخباتي از ديوان شمس تبريز ـ كه اكنون با نام «جان جان» منتشر شده ـ را نام برد.
* روشنان‎/
077922.jpg
هجده داستان كوتاه‎/ جمال ميرصادقي‎/ نشر اشاره‎/ ۲۲۰۰ نسخه‎/ ۱۵۰۰۰ريال
جمال ميرصادقي [متولد ۱۳۱۲] از پركارترين نويسندگان پس از«هدايت» است كه آثارش اغلب به زبان هاي حوزه بالتيك و فرهنگ اسلاو ترجمه شده است. داستان هاي ميرصادقي، حاوي رئاليسمي بومي است كه شگردهاي ادبيات رئاليستي روسيه را به بديل هاي ايراني خود، بدل كرده است. از مشهورترين رمان هاي او مي توان از «بادها خبر از تغيير فصل خبر مي دهند» نام برد.
* من هم چه گوارا هستم‎/
077919.jpg
مجموعه داستان‎/ گلي ترقي‎/ انتشارات نيلوفر‎/ چاپ دوم: ۱۳۸۱ ‎/ ۳۳۰۰ نسخه‎/ ۱۰۰۰تومان
گلي ترقي [متولد ۱۳۱۸] از مشهورترين نويسندگان زن دهه چهل است كه آثارش در آن دهه، مورد توجه قرار گرفت چرا كه منعكس كننده وضعيت روشنفكري عصر خود بودند و شخصيت زنان خرده بورژواي پايتخت نشين را توصيف مي كردند. اين مجموعه، چاپ نخست خود را در سال ۱۳۴۸ به ثبت رساند. عنوان اين اثر، متأثر از رويكردهاي روشنفكري آن دوره است زمانه اي كه «چه گوارايست» بدون به قول «اينفانته» بدل به يك «مد» شده بود
توقيف دو روزنامه در روز خبرنگار
وزير ارشاد: پيام ناخوشايندي بود
وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي اقدام دادگستري استان تهران به توقيف روزنامه هاي «آيينه جنوب» و «روز نو» را در روز خبرنگار، «پيامي ناخوشايند براي جامعه فرهنگي و مطبوعاتي كشور» دانست.
«احمدمسجدجامعي» كه روز پنجشنبه هنگام بازديد از طرح راه اندازي موزه مطبوعات از صدور قرارتوقيف موقت روزنامه هاي يادشده مطلع شد، گفت: «متأسفانه صدور دو قرار توقيف، بازهم در روز خبرنگار پيام ناخوشايندي براي جامعه فرهنگي و مطبوعاتي كشور دارد و بيانگر نبودن شرايط كار مطبوعاتي است.» وي افزود: «اين نكته عجيبي است كه درست در هر زمان كه يك حركت مثبت در حوزه مطبوعات صورت مي گيرد و مشاركت اهالي مطبوعات كشور به صورت حضور فرهنگي مثل نمايشگاه يا جشنواره تجلي مي يابد، اقداماتي از اين قبيل صورت مي گيرد.»
به گزارش روابط عمومي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، در پايان وقت اداري روز پنجشنبه، هفدهم مرداد، قاضي «سعيد مرتضوي» رئيس شعبه ۱۴۱۰دادگاه عمومي تهران در دونامه جداگانه به وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي، توقيف روزنامه هاي «آيينه جنوب» و «روز نو» را اعلام كرد. از انتشار سراسري روزنامه «آيينه جنوب» به مديرمسؤولي «محمددادفر» نماينده مردم بوشهر در مجلس شوراي اسلامي تاكنون هشت شماره گذشته و «روزنو» نيز به مديرمسؤولي «محمدنعيمي پور» نماينده مردم تهران و رئيس فراكسيون جبهه مشاركت ايران اسلامي در مجلس هنوز بطور رسمي منتشر نشده است.
سال گذشته نيز در روز خبرنگار، حكم توقيف موقت روزنامه «همبستگي» ارگان حزب همبستگي ايران اسلامي ـ يك عضو جبهه دوم خرداد ـ كه به مدير مسؤولي «ابراهيمباي سلامي» منتشر مي شود، صادر شد. مسجد جامعي كه براي رسيدگي به مشكلات راه اندازي موزه مطبوعات از مجموعه بيش از پنج هزارعنوان نشريه جمع آوري شده بازديد مي كرد، از ايجاد اين موزه ستايش كرد و گفت: «كارهاي صورت گرفته براي راه اندازي اين موزه تاكنون پيشرفت خوبي داشته است. ولي در اين شرايط و با خبرهايي كه مي رسد اميدواريم رونق دكه هاي مطبوعاتي بيشتر از موزه هاي مطبوعات باشد.» توقيف روزنامه هاي «آيينه جنوب» و «روزنو» ساعاتي پس از معرفي برگزيدگان نهمين جشنواره مطبوعات كشور اعلام شد.
اين مراسم همزمان با چهارمين سالگرد شهادت «محمودصارمي» خبرنگار خبرگزاري جمهوري اسلامي به دست گروه طالبان در مزارشريف افغانستان و «روز خبرنگار» با حضور وزير فرهنگ و ارشاداسلامي برپا شده بود.
هنرمندان از كار افتاده حقوق ماهيانه دريافت مي كنند
با تصويب وزيرفرهنگ و ارشاد اسلامي به هنرمندان مسن و از كارافتاده، مستمري ماهيانه پرداخت مي شود.
به گزارش ايرنا، هنرمنداني كه بنابرعللي چون كهولت سن، بيماري، از كارافتادگي و نياز اقتصادي قادر به تأمين حداقل معاش خود نباشند مي توانند كمك مستمري ماهانه دريافت كنند. اين گزارش حاكي است به موجب شيوه نامه نحوه تعيين و پرداخت كمك مستمري به هنرمندان معمر و از كار افتاده، حداقل ششصدهزار ريال به صورت ماهانه پرداخت مي شود.
در بند ديگري از اين شيوه نامه آمده است كه كمك تعيين شده، پس از فوت هنرمند با تصويب شورا به ارزشيابي هنرمندان كشور به همسر يا وارث قانوني وي كه واجد شرايط دريافت مستمري باشد، تعلق خواهدگرفت. گفتني است هنرمندان واجد شرايط دريافت مستمري، بايد در يكي از رشته هاي شعر، موسيقي، تئاتر، سينما، هنرهاي تجسمي و ادبيات داستاني حداقل داراي ۲۰سال سابقه فعاليت باشند.
دومين گزارش «ايران» از پنجاه و پنجمين دوره جشنواره لوكارنو
استقبال لوكارنو از ترانه ۱۵ ساله
078069.jpg
فيلم سينمايي «من ترانه ۱۵ سال دارم» آخرين ساخته رسول صدرعاملي كه در بخش مسابقه پنجاه و پنجمين دوره جشنواره لوكارنو سوئيس حضور دارد ديروز در اولين نمايش خود با استقبال خبرنگاران و منتقدان مطبوعاتي روبرو شد.
به گزارش «ايران»، اين فيلم در ساعت ۱۰ صبح ديروز (به وقت محلي) در بزرگترين سالن سينماي جشنواره (Favi) براي اهالي مطبوعات و منتقدان به نمايش درآمد. تماشاگران جشنواره كه به دنبال دريافت تازه تري از سينماي ايران بودند با ديدن اين فيلم با رضايت سالن را ترك كردند و در ديدار با عوامل اين فيلم به ابراز احساسات پرداختند.
بنابر همين گزارش، جلسه مطبوعاتي فيلم كه با حضور رسول صدرعاملي، ترانه عليدوستي و اميراسفندياري برگزار شد، شلوغ ترين جلسه تا ديروز بود.
در اين جلسه بيشتر پرسشهاي خبرنگاران، درباره شخصيت مستقل «ترانه» در فيلم بود. بسياري از تماشاگران معتقد بودند كه مشكل سقط جنين و تبعات آن محدود به يك كشور خاص نيست و در همه جاي دنيا ديده مي شود. بنابراين از مقاومت شخصيت فيلم در برابر اين مسأله ابراز خوشحالي مي كردند.
خبرهاي منتشره در فضاي جشنواره حاكي است ۳ فيلم «صوفي» به كارگرداني ميكائيل هافمن از آلمان، «پدرت را دوست داشته باش» به كارگرداني ژاكوب برگر محصول مشترك سوئيس، فراسه، آلمان و كانادا همچنين فيلم هندي «آقا و خانم اير» از رقباي اصلي فيلم «من ترانه ...» محسوب مي شوند.
براي مطلع شدن از نظرات دقيق تر هيأت داوران جشنواره با جعفر پناهي كارگردان ايراني عضو هيأت داوري تماس گرفتيم اما او به دليل حضورش در جلسه داوري آثار در آن لحظه از گفت وگو با ما عذرخواست. رسول صدرعاملي كارگردان فيلم «من ترانه...» كه در جشنواره حضور دارد درخصوص بازتاب فيلم در لوكارنو به خبرنگار «ايران» گفت: «دقيقاً نمي توانم در اين باره نظري بدهم چراكه قرار است امشب فيلم براي عموم به نمايش درآيد، اما خوشبختانه فيلم مورداستقبال اهالي مطبوعات و خبرنگاران قرارگرفت.
وي اضافه كرد: دوست دارم تأثير فيلم بر روي تماشاگر خارجي را هم ببينم.
ترانه عليدوستي كه شنيده مي شود يكي از شانسهاي اصلي جايزه بهترين بازيگري جشنواره خواهد بود، موردتوجه خبرنگاران است؛ او كه به زبان آلماني بخوبي مسلط است در گفت وگو با آنها درباره انتخاب خود و شيوه ايفاي نقش در اولين تجربه اش سخن مي گويد: عمده پرسش هايي كه از عليدوستي مي شود درباره بازي او در فيلم، وضعيت اجتماعي جوانان در ايران و نوع پوشش او (روسري و مانتو) است.
از او مي پرسند آيا با اين لباس احساس ناراحتي نمي كند؟ و او پاسخ مي دهد: در ايران اصلاً مشكل ما اين نيست و من از موقعيت خودم به عنوان يك جوان ايراني خيلي راضي ام.
***
بنا به گزارش ديگري فرانكو ديلمانته روزنامه نگار ايتاليايي به خبرنگار ايرنا كه در جشنواره حضور يافته گفته است: آثار ايراني، انسان را به مسائلي كه احساس مي شود در زندگي كمتر به آن توجه مي شود، معطوف مي كنند.
وي مي افزايد: از كنار فيلمهاي ايراني، نمي توان به آساني گذشت، اين گونه فيلمها مخاطب را با عواطف انساني بيشتر آشنا مي كنند.
روزنامه نگار ايتاليايي در ادامه مي گويد: هربار فيلمي از ايران مي بينم احساس مي كنم زندگي باوجود تمامي مشكلاتش زيباست.
«يوجي آهي رو» منتقد ژاپني نيز در اين باره معتقد است: فيلمهاي ايراني، روش نويني در بيان است كه ديگران را به تفكر وامي دارد.
078060.jpg
وي ادامه مي دهد: در حالي كه سينماي غرب با خشونت و عريانگرايي در حال تسخير اين صنعت است، سينماي ايران با بياني تازه در حال شكوفايي است. «آهي رو» تأكيد مي كند. براي بازگشت به مسائل فراموش شده بشري و احياي فرهنگ و سنن، سينماي فرهنگي ضروري است.
***
محمد احمدي كارگردان فيلم «اسير، انتظار و ...» كه فيلم كوتاهش در بخش سينماي معاصر به نمايش درآمد نيز پس از بازگشت به ايران به خبرنگار ما گفت: سينماي ايران جايگاه بزرگي در جهان به دست آورده است و نمايش اين آثار در جشنواره هاي بين المللي نشانه اي از عظمت سينماي ايران است.
وي افزود: از فيلم «اسير، انتظار و ...» كه در بخش غيررقابتي سينماي معاصر و بخش سينماي افغانستان حضور داشت استقبال خوبي به عمل آمد.
گفتني است؛ پنجاه و پنجمين دوره جشنواره لوكارنو امشب به كار خود پايان مي دهد.
انتشار نسخه جديدي
از شاهنامه
به زبان روسي
078054.jpg
نسخه جديد و خلاصه شده شاهنامه فردوسي به زبان روسي باعنوان «شاهنامه، داستان ملل ايراني» ازسوي انتشارات «ريپول كلاسيك» درمسكو منتشرشد.
روزنامه «نزاويسيماياگازتا» درمقاله اي باعنوان «بخاطر ۵۵هزاردرهم» نوشت: اين نسخه از ترجمه شاهنامه به همت «ناتاليا كنديروا» انجام گرفته است.
اين روزنامه بدون اشاره به تيراژ نسخه جديد شاهنامه فردوسي، نيمي از صفحه خود را به اين مقاله همراه با چاپ يك مينياتور از شاهنامه اختصاص داده است.
اين روزنامه در ادامه از فردوسي به عنوان محبوبترين شاعر ايراني درروسيه نام برده و تأثيرگرفتن برخي از نويسندگان و شاعران بزرگ روس ازشاهنامه را موردتأكيد قرارداده است.
به نوشته نزاويسيماياگازتا پوشكين شاعر بزرگ روس پس از مطالعه شاهنامه تحت تأثير اين اثر ارزشمند ادبيات ايران قرارگرفت و «روسلان و لودميلا» را به رشته تحرير درآورد.
شاهنامه فردوسي كه تاكنون به وسيله چندتن از ايران شناسان برجسته روسيه ترجمه و منتشرشده است، يكي از موضوعات درسي برخي دانشگاههاي اين كشور است.
بر پرده سينما هاي تهران
• زندان زنان (كارگردان: منيژه حكمت) در سينماهاي آفريقا، بهمن،۱ ايران،۱ بلوار، سعدي، جي،۲ رودكي، سارا، المپيا، پارس ۲ و فرخ.

• نگين (كارگردان:اصغر هاشمي) قدس، صحرا، جوان، پارس،۱ جمهوري، شقايق، مراد، سايه، گلريز،۲ اروپا، جي ۱ و توسكا.

• ارتفاع پست (كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا) عضر جديد،۱ سروش، شهرتماشا،۱ شهر قشنگ، تهران،۱ جام جم، ماندانا، پيوند، بهمن ،۲ ستاره، شيدا، فردوسي، البرز، كانون و ميلاد.

• نان، عشق و موتور هزار (كارگردان: ابوالحسن داوودي) سپيده، استقلال، آستارا، ايران ،۳ مركزي ،۱ آسيا، پيروزي، آسمان آبي، دهكده المپيك، شيرين، تهران ،۲ كارون، حافظ، قيام، عصر جديد ،۲ ملت، گلريز،۱ جي۳ و پيام انقلاب.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |