مردادماه ۷۶زماني كه علي عبدالعلي زاده استاندار ۴۳ساله آذربايجان شرقي ازسوي خاتمي نامزد مقام وزارت مسكن و شهرسازي شد در مصاحبه اي اعلام كرد كه زمان ساخت و ساز را به يك سوم و قيمت هاي واحدمسكوني را به نصف كاهش خواهدداد. هرچند كه پس از مدتي وقتي از او درباره سرانجام اين وعده ها سؤال شد، استاندار سابق آذربايجان شرقي از پاسخ به آن طفره رفت و وعده اعلام شده را جزو اهداف درازمدت سياستهاي ساخت و ساز ذكر كرد و گفت: «من نگفتم كه اين كار را مي كنم بلكه گفتم بايد به اينجا برسيم»
يكي از معضلات مهم سياستهاي ساخت و ساز در كشور، وعده هاي بي سرانجام است كه همواره ازسوي مسؤولان ذيربط داده مي شود. اين وعده ها كه در دوران پيش از انقلاب در قالب شعارهاي «هر ايراني صاحب يك خانه و يك ماشين» داده مي شد تا پس از انقلاب كه آخرين آن كاهش قيمت و زمان ساخت و ساز بود، براي مردم و بي خانمانها پيامدي جز افزايش قيمت نداشت.
نگاهي به سياست هاي ساخت و ساز پس از انقلاب نشان مي دهد كه فروش زمين با قيمت ارزان، تشويق ساخت خانه هاي استيجاري و انبوه سازي و ارائه تسهيلات براي خريد، احداث و تكميل مسكن از اهم سياستهايي است كه در اين سالها به اجرادرآمده است.
اما عليرغم اين كارها، بازوعده هاي مسؤولان براي تأمين مسكن موردنياز مردم تحقق نيافت، چرا؟
در اين ارتباط عوامل مختلفي وجود دارد. دكتر آسيه منصور دراين باره معتقد است كه «در ايران بازار آزادمسكن و بخش خصوصي به تنهايي نتوانسته اند نيازهاي مسكن جمعيت را بطور رضايت بخش مرتفع سازند.»
«توليد واحدهاي مسكوني در ايران بعد از سال ۱۳۵۳ افزايش يافت و در سال ۱۳۵۹ به بالاترين حدتوليد خود رسيد كه در حدود ۱۸۰هزار و ۱۰۰واحدمسكوني بوده است. تا سال ۱۳۷۰ توليد مسكن در ايران ۲۱درصد كاهش داشته و در اين دوره زماني رشد جمعيت و خانوار با نرخ شتابان خود رو به افزايش بوده است كه منجر به كمبود شديد واحدهاي مسكوني در بازارمسكن ايران شده است.»
به عبارت ديگردر دوراني كه نرخ رشد سالانه جمعيت به ۳درصد رسيده بود در همان حال توليد مسكن حدود ۲درصد در سال كاهش داشته است كه اين شكافي را بين عرضه و تقاضا به وجود آورده بود. پركردن اين شكاف در دوران ۸سال جنگ امكانپذير نبود. پس از جنگ و در برنامه اول توسعه پيش بيني شده بود كه سالانه حدود ۴۰۰هزار واحد مسكوني ساخته شود، اما عملكرد غير از پيش بيني بود. در واقع در دوران برنامه اول طي سالهاي ۱۳۶۸ تا ،۱۳۷۲ سالانه حدود ۱۸۰هزار واحد مسكوني ساخته شد. اين در حالي بود كه نرخ رشد خانوار بيش از ۲/۵درصد بود.
عباس احمدي آخوندي وزير وقت مسكن و شهرسازي در سخنراني اي كه ۶ماه پس از پايان برنامه اول ايراد كرد عمده دلايل عدم تحقق وعده هاي برنامه اول در بخش مسكن را «بالابودن حاشيه سود بازرگاني»، «بالا بودن قيمت تمام شده ساختمان و مسكن»، «پايين بودن قدرت خريد متقاضيان و فقدان برنامه پس انداز»، «پايين بودن نسبت كار اين بازارمسكن» و «توزيع نامناسب تقاضا در سطح كشور» عنوان كرد. از اينرو براي برنامه دوم كه از سال ۱۳۷۴ شروع مي شد ايشان سياست هايي را اعلام كرد كه علي القاعده مي بايستي به رونق ساخت و ساز در طول برنامه دوم منجر مي شد. براساس اظهارات وزيروقت مسكن و شهرسازي ۳۱راهكار براي رونق ساخت و ساز و تأمين مسكن مردم در طول برنامه دوم تعيين شده بود كه عمده ترين آنها عبارت بودند از: دخالت بودجه اي دولت از طريق پرداخت يارانه، حمايت مؤثر از سيستم پس انداز مسكن و اجازه تأسيس صندوقهاي پس انداز و سرمايه گذاري مسكن به بخش غيردولتي، تخصيص بخشي ازسرمايه شركتهاي بيمه به بخش مسكن و اعطاي سهم مشخص از تسهيلات به بهسازي مسكن روستايي، توزيع مناسب بازار، كوچك سازي، افزايش سهم استيجار در بازار مسكن، انبوه سازي، تشكيل شركتهاي سرمايه گذاري، كاهش قيمت تمام شده، واگذاري زمين به انبوه سازان و تكميل شهرهاي جديد و طرحهاي موجود بود.
شعار محوري مسكن در دوران برنامه دوم و بويژه در زمان رياست جمهوري هاشمي «پاك» بود. اين شعار از مخفف كلمات «پس انداز»، «انبوه سازي» و «كوچك سازي» تشكيل شده بود.
اما، اين سياستها نتوانست معضل مسكن را در كشور حل كند. چرا كه حدود يكسال پس از اجراي برنامه دوم، يعني از سال ،۱۳۷۵ ركود ساخت و ساز در كشور آغازشد و تا سال ۱۳۷۸ ادامه يافت.
سيدعليرضا كازروني استاد دانشگاه، در ارتباط با دلايل ركود در اين سالها چنين گفته است «هم اكنون سؤالي كه مطرح مي شود اين است كه چرا در بعضي از مواقع بازارمسكن در ركودنسبي و بازار ارز و طلا در رونق است. در پاسخ بايد گفت كه خطر و بازدهي در ارتباط باهركدام از اين دارايي ها افراد را وادار مي كند يك دارايي را جانشين ديگري كنند.»
مثلاً در ارديبهشت ماه سال ۱۳۷۴ بعد از اينكه دولت علناً خريد و فروش ارز را خارج از سيستم بانكي قاچاق اعلام كرد، هجوم سرمايه هاي مالي از ارز به طرف مسكن موجب شد كه در ۶ماهه اول (سال ۱۳۷۴) قيمت مسكن شديدترين ترقي را داشته باشد.
در خرداد ماه سال ۱۳۷۵ بخش مسكن دوباره به ركود رسيد. علت آن را بايد در فرار سرمايه ها به خارج از كشور جست وجو كرد زيرا در مدت بيش از يكسال پس از تثبيت نرخ ارز، قيمت ساير دارايي ها از قبيل مسكن دوبرابر شد و موجب شده بود تا سفته بازان تقاضاي خود را براي ارز كه قيمت نسبي آن نسبت به ساير دارايي ها ثابت مانده بود افزايش دهند و آن را به خارج از كشور منتقل سازند. اين امر نه تنها باعث ركود در بخش مسكن شده بود بلكه به ساير بخشهاي اقتصادي نيز سرايت كرد.
در اين زمينه شاخص هاي اقتصادي نشان مي دهند نرخ رشد ارزش افزوده بخش ساختمان كه در سال ۱۳۷۵ مثبت ۱۳/۴ بود در سال ۱۳۷۶ به منفي ۳ و در سال ۱۳۷۷ به منفي ۵تنزل يافت.
در سالهاي ۱۳۷۸تا ۱۳۸۰ ، بازار ساخت و ساز از رونق قابل توجهي برخوردار بود، به طوري كه رشد قيمت مسكن در اين مدت نسبت به ساير بخش ها افزايش بيشتري داشت و عملاً بخش زيادي از سرمايه ها را به خود جذب كرد. حتي شايعاتي بروز يافت كه سرمايه داران ايراني خارج از كشور، سرمايه هاي خود را به سمت ساخت و ساز داخل كشور هدايت كرده اند. هرچند كه اين شايعات ازسوي مقامات و مسؤولان بطور رسمي تكذيب نشد و برخي هم تأييد كردند، اما اينكه چه مقدار سرمايه به بخش مسكن منتقل شد، آمارها تا اندازه اي شوك آور است.»
حناچي معاون شهرسازي وزيرمسكن و شهرسازي معتقد است كه طي سه سال گذشته يعني سالهاي ۷۸ تا ۸۰ كه نرخ ارز تقريباً تثبيت و بعضاً سير نزولي داشته است حدود ۱۰هزار ميليارد تومان سرمايه وارد ساخت و ساز شده است.
ورود اين ميزان سرمايه به بخش مسكن و حركت اين بخش به سمت دلال بازي و سفته بازي كه علي القاعده مسؤولان ذيربط بايد با اتخاذ سياست هاي مناسب اين گونه حركتها را كنترل كنند، كه نكردند، به همراه خود رشد قيمتهاي شديدي را دنبال داشت كه با توقف فروش تراكم در اوايل امسال، اين رشد به بالاترين حدخود كه همان ۵۰درصد است، رسيده و ايست كرد. اين «ايست» بيانگر ركودي است كه بخش مسكن با آن مواجه شده است.
بروز اين اتفاقات باعث شدكه خردادماه امسال، مجلس علي عبدالعلي زاده را مورد استيضاح قراردهد. هرچند عبدالعلي زاده از اين استيضاح كه دومين استيضاح وزيرمسكن و شهرسازي پس از انقلاب است، با حركات ناپلئوني موفق بيرون آمد. اما هنوز شمشير آن برسر عبدالعلي زاده ايستاده است.
براي خروج از اين ركود چه بايد كرد؟
كمال اطهاري كارشناس مسكن و اقتصادشهري درخصوص ادامه روند موجود مي گويد: اگر روند موجود ساخت و ساز در تهران ادامه يابد در واقع ناديده گرفتن طبقه متوسط و ميان درآمد است كه از يكسو باعث كاهش رفاه و نقض عدالت اجتماعي مي شود و ازسوي ديگر باعث ناپايداري بازار مسكن مي شود كه خود اين امر مي تواند به ناپايداري كل اقتصاد بيانجامد.
وي عقيده دارد بخش مسكن به دليل مازاد توليد در آستانه ركود كامل قراردارد.
به گفته وي هم اكنون ۸۰ تا ۱۰۰هزارواحدمسكوني خالي در تهران وجود دارد كه انتظار مي رود تا پايان سال به ۱۳۰تا ۱۵۰هزارواحدبرسد.
اطهاري مي گويد در حال حاضر خصلت ركودتورمي بربازارحاكم است يعني از يك طرف معاملات راكد است و ازسوي ديگر به دليل وجود انحصار فروش (توسط انبوه سازان) و نقش غيراصولي بنگاه معاملات املاك قيمتها بالا نگه داشته شده است، البته اين مازاد توليد درحدي است كه نمي تواند زيرپرده بازيگري بنگاهها و انحصار فروش باقي بماند اين سرنوشت مختومي است كه بدون شك به مسأله تراكم نيز ربطي ندارد و اگر فروش تراكم هم ادامه پيداكند فقط برشدت بحران افزوده مي شود.
وي مي گويد بازار پايدار مسكن بايد بتواند سه قشر مرفه، ميان درآمد و كم درآمد را پوشش دهد، اقشار مرفه به هر ترتيب به خواسته خود مي رسند، ميان درآمدها كه اكثريت جامعه را تشكيل مي دهند مسكني رامي توانند خريداري كنند كه برروي زمين رانتي ساخته نشده باشد و از طريق توليد صنعتي توليدشده باشد كه در شرايط كنوني ساز و كاري براي توليد اين نوع مسكن وجود ندارد، اقشار كم درآمد كه حتي از پيش از انقلاب نيز ساز و كاري براي ساخت مسكنشان وجود نداشت در سالهاي پس از انقلاب و عليرغم واگذاري زمين ازسوي سازمان زمين شهري و ملي شدن بانكها از آنجايي كه از سياستهاي درستي پيروي نشد، ساز و كار لازم براي ساخت مسكن براي كم درآمدها ايجاد نشد به همين دليل مي بينيم حاشيه نشيني توسعه يافته و حتي به شهرهاي كوچك نيز سرايت كرده است.
اجراي روش «توانمندسازي» از جمله نكاتي است كه اطهاري به آن اشاره مي كند و معتقد است با اين روش مي توان خيلي زود ساخت و ساز مسكن را براي كم درآمدها ساماندهي كرد.