برآورده نشدن نيازهاي دموكراتيك، فقدان سازوكار صحيح توزيع درآمدها وتنظيم بازار به مثابه عناصر تهديد هر برنامه اصلاحي ، در آرژانتين ، فقط بخشي از عوامل شكست اصلاحات محسوب مي شود. در منظومه عوامل بايد روشهاي مستبدانه مديريتي ، فقدان وفاق ملي و عدم تكيه بر امكانات داخلي و نيروهاي انساني خودي را نيز جست وجود كرد.
به نظر مي رسد به رغم تمام تلاشهايي كه در دو دهه اخير براي نوسازي اقتصادي آرژانتين صورت گرفته، نتيجه مورد نظر را براي مردم نداشته و عملكرد مسؤولان به جاي رفاه اقتصادي ، به فقر و بيكاري گسترده دامن زده است. به طوري كه عمر حكومتهاي سياسي كوتاه تر شده است. وقتي اواخر پاييز گذشته مردم به تنگ آمده به خيابانها ريخته وبا تظاهرات خونين «فرناندو دلاروا» رئيس جمهوري حزب راديكال را به زير كشيدند، هيچ كس فكر نمي كرد كه ادوارد دوهالده (رئيس جمهور فعلي ) كه قرار است تا سال ۲۰۰۳ ميلادي بر مسند قدرت بماند، خبر انتخابات زودتر از موعد را بدهد. ناظران سياسي معتقدند برآورده نشدن نيازهاي دموكراتيك، فقدان مكانيزم صحيح توزيع درآمدها و روشهاي نادرست تنظيم بازار برمبناي وام هاي دريافتي و بيكاري روزافزون، بخشي ازمشكلاتي است كه دولتمردان و گروههاي سياسي فعال در آرژانتين با آن دست به گريبانند.
تعديل اقتصادي مانع ساختاري اصلاحات
تجربه تعديل اقتصادي در كشورهاي آمريكاي لاتين منجمله برزيل و آرژانتين در طول چند دهه اخير حاكي از آن است كه اين كشورها بر مبناي برنامه ها و توصيه هاي صندوق بين المللي پول نتوانسته اند به اهداف عملياتي مورد نظر دست يابند ودر مسير توسعه همه جانبه قرار گيرند.
اما براي درك روند برنامه تعديل ساختاري آرژانتين لازم است اصول اساسي اين برنامه را با نتايج به دست آمده مورد مقايسه موشكافانه قرار دهيم. الف: تجارت آزاد وايجاد درهاي باز ب: شناورسازي پزو و دلاري كردن اقتصاد كشور ج: تعديل قوانين داخلي در جهت حاكميت بخشيدن به قوانين اقتصاد آزاد د:اعمال سياستهاي پولي ومالي مناسب در جهت رشد صادرات ودر نهايت پيوند خوردن با اقتصاد جهاني هـ: واگذاري شركتهاي دولتي به بخش خصوصي و: ايجاد اشكال جديد واحدهاي تجاري وتوليدي بر مبناي تقليد از كشورهاي پيشرفته
اگر چه انتظار مي رفت كه پس از اجراي اين برنامه ها كه از دوره كارلوس منم آغاز شده بود، آثار نتايج مثبت آن كه شامل رفاه اقتصادي براي همه مردم و رشد و توسعه اقتصادي همه جانبه است، در جامعه نمود پيدا كند. اما در عمل جز آشفتگي هاي اقتصادي، سياسي و بن بست در اصلاحات چيز ديگري به دست نيامده است. آمارهاي رسمي نشان مي دهد كه برنامه دولت كنوني (دوهالده كه از افراد با تجربه حزب پرونيست است) همانند دولتهاي پيشين نه تنها در كاهش فقر و بيكاري تأثير مهمي نداشته بلكه بر بلنداي شاخص هاي منفي اقتصادي افزوده است. به طوري كه هر روز ۱۰ هزار و ۳۰۰ تن به شمار فقيران آرژانتين افزوده مي شود و اكنون جامعه تنگدستان حدود نيمي از جمعيت اين كشور را تشكيل مي دهد. افزايش پي درپي قيمتها بويژه براي كالاهاي اساسي نيز مردم را به ستوه آورده و نسبت به كارايي دولت نااميد تر كرده است. دوهالده در برنامه و بودجه سال جاري خود، ميزان نرخ تورم تا پايان سال را ۱۵ درصد پيش بيني كرد،در حالي كه اين رقم اكنون به ۳۰ درصد رسيده است.مؤسسات آماري اطمينان مي دهند كه افزايش نرخ مواد غذايي بسيار بالاتر از نرخ عمومي تورم است و تا مرز ۴۰ درصد پيش رفته است. افزايش بهاي ارزها نيز سبب شده تا نرخ كالاهاي وارداتي در آرژانتين تا ۱۲۰ درصد نسبت به پيش از زمان دوهالده رشد كند. مقامهاي دولت تأييد مي كنند كه تداوم رشد قيمتها در حاليست كه دستمزدها در هيچيك از بخشهاي مختلف كشور افزايش نيافته است. تعميق و گسترش بي عدالتي هاي اقتصادي، سياسي و قانوني موجب بيگانگي مردم با الگوهاي رفتاري رهبران سياسي شده است.
|
|
|
به طوري كه بي اعتقادي كامل به شعارهاي دولت، فضايي از يأس و نوميدي را در جامعه به خصوص در ميان جوانان به وجود آورده است و درست در چنين فضايي است كه كوچكترين مسأله اجتماعي به يك بحران عام و فراگير مبدل مي شود.
در حال حاضر آرژانتين با ۱۴۰ ميليارد دلار بدهي،بدهكارترين كشوردنيا محسوب مي شود و دولت براي رويارويي با آشفتگي هاي كنوني درخواست ۲۰ ميليارد دلار وام تازه كرده است. اين در شرايطي است كه صندوق بين المللي پول در ماههاي اخير با مشاهده ناتواني دولت آرژانتين در بازپرداخت بدهي ها، قسط يك ميليارد دلاري اين كشور را يكسال به تعويق انداخت.
اين امر به منزله آن است كه دولت آرژانتين سال آينده بايد اين مبلغ و بهره هايش به همراه اقساط مربوط به سال آتي را يكجا پرداخت كند.
با توجه به نتايج مخربي كه از برنامه هاي تعديل اقتصادي به دست آمده دودسته نظريه در اين مورد وجود دارد؛ عده اي معتقدند كه اجراي برنامه هاي تعديل ، به لحاظ ساختاري كشورها را وارد مدار فقر و بيكاري خانمانسوز مي كند. و اگرچه به لحاظ تئوريك به نظر مي رسد كه راه حل نهايي معضلات كشورها در اين مسير است، ولي به لحاظ عملي و استراتژيك بر بحرانهاي اقتصادي وسياسي كشورها مي افزايد.
دسته دوم معتقدند كه علل عدم توفيق برنامه هاي تعديل،ناشي ازضعف كشورهاي جهان سوم در اجراي عملي آن است. چرا كه اجراي صحيح اين قبيل برنامه ها،در حوزه اقتصاد بدون تحول و اصلاحات در ديگر بخشها و نهادها ممكن نيست. به عبارت ديگر اگر كشوري برنامه هاي تعديل اقتصادي را بصورت يك الگوي از قبل تعيين شده مطابق برنامه هاي صندوق بين المللي پول از خارج وارد كند و آنرا به مرحله اجرا درآورد، امكان توفيق آن وجود ندارد. بر همين مبنا اگر به آرژانتين و تحولات اقتصادي ،سياسي، اجتماعي ، فرهنگي آن نظري بيفكنيم نه تنها شاهد گره خوردن بازارهاي تجارت آرژانتين به بازارهاي جهاني و بين المللي شدن اقتصاد توليدي در آنجا نيستيم،بلكه با جايگزين شدن الگوهاي مصرف از نوع غربي و افزايش توقعات مردم از زندگي، تشنجات وناآرامي هاي بيشتري را هر روز نسبت به گذشته شاهد خواهيم بود.
اما اينكه از چه راهي و برمبناي كداميك از الگوهاي اصلاحات مي توان كشور آرژانتين را نجات داد، سؤالي است كه به سادگي نمي توان به آن پاسخ داد و نياز به تأمل و تدبر بيشتري دارد. دكتر ايزدي كه سالها درآرژانتين زندگي كرده در اين باره مي گويد: «وجود گروهها و طبقات اجتماعي كه نقش انگلي داشته اند و منبع حيات آنها استثمار بخش اعظمي از جامعه بوده به همراه روشهاي مستبدانه مديريتي كه ريشه در فرهنگ نظامي گري گذشته آرژانتين دارد، مجموعه عواملي است كه اصلاحات را دراين كشور به تأخير مي اندازد و اين در حالي است كه تداوم اين روند در طول سالهاي اخير ميان مردم يكنوع فضاي بي اعتمادي نسبت به عملكرد دولتمردان را به وجود آورده است».
دكتر ايزدي معتقد است كه براي رفتن به مسير اصلاحات واقعي، گروههاي سياسي موجود در آرژانتين مي بايست با يك وفاق ملي و توجه به ارزشها و سرمايه هاي انساني و استفاده از ظرفيتهاي بالقوه دروني اقتصاد گام در اين راه نهند.اما در چنين شرايطي بسياري از كارشناسان مسائل آرژانتين اطمينان مي دهند كه خروج از گردابي كه اين كشور در آن فرو افتاده به سادگي براي هيچ دولتي امكان پذير نيست. باز كردن تارهاي قدرتمندي كه صندوق بين المللي پول بر اقتصاد اين كشور تنيده دست كم از صاحبان سنتي سياست و قدرت در اين كشور ساخته نيست.
شايد در روزگاري با شعارهاي داغ سياسي و استراتژي احزاب فعال در آرژانتين امكان رفع گذراي بحرانها وجودداشت ولي شرايط عصر مدرن و گسترش ارتباطات فرهنگي و ضعيت امروزه آرژانتين رادستخوش تحولي ساختاري ومردم را براي رسيدن به خواسته هاي برحقشان فعال تر كرده است.
در همين حال جوزف استيگليتز برنده جايزه نوبل اقتصادي سال ۲۰۰۱ ميلادي آشكارا به دولتمردان آرژانتين توصيه مي كند تا از ادامه دراز كردن دست گدايي به سوي صندوق بين المللي پول چشم پوشي كنند، او اطمينان داد كه با اين رويه مشكلات و بحرانهاي آرژانتين حل نمي شود و تنها راه حل اين مسأله در تكيه بر امكانات داخلي ونيروهاي انساني خودي است.