جمعه ۱۸ مرداد ۱۳۸۱ - ۲۹ جمادي الاول ۱۴۲۳
Fri, Aug 9, 2002
فرهنگ و انديشه
شماره ۲۲۰۸
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
ايران
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
گفت وگو با دكتر محمدعلي اكبري
گفت وگو با دكتر محمدعلي اكبري
پژوهشگر مسائل تاريخ
مشروطه منحرف
077931.jpg
مشروطيت را به هر معنا كه بگيريم و هر داوري كه درباره آن
داشته باشيم نمي توانيم از اهميت و شأن شگرف آن در تاريخ معاصر ايران
چشم بپوشيم. مشروطيت همچون همه وقايع مهم تاريخ
همواره در معرض اين تفسير بوده است كه از صراط مستقيم
به در آمده و روي در قبله «انحراف» نهاده است.
بدين قرار اصطلاح «انحراف مشروطيت» در ادبيات سياسي و فكري ايران،
واژه اي پركاربرد است. شايد بتوان نسبت دو واژه «انحراف» و «مشروطه» را
به سه شكل سامان داد:
۱ . كساني كه به «مشروطه عليه انحراف» باور دارند. اين گروه ، كساني اند كه اساس اين جنبش را قيام و مقابله با وجود انحراف در حاكميت قاجار مي ديدند.
۲ . كساني كه به «انحراف مشروطه» باور دارند. ايشان از آن جمله اند كه نسبت به سرشت اصيل مشروطه خوشبين اند اما معتقدند اين جريان مبارك، به زودي از مسير راستين خود منحرف شد.
۳ . كساني كه به «مشروطه منحرف» عقيده دارند. طرفداران اين نگاه بر اين تصورند كه مشروطه اساساً و ذاتاً با انحراف سرشته و عجين بوده است.
به نيت كاوش در مفهوم «انحراف مشروطيت» گفت وگوي حاضر ترتيب داده
شده است. اين گفت وگو را از جهاتي مي توان در كنار گفت وگوي پيشين
گروه انديشه با عبدالله شهبازي به شمار آورد، چرا كه هر دو گفت وگو،
به مقوله جريان شناسي جنبش مشروطه ايران
هم نظر دارند.
گروه انديشه




| موضوع گفت و گوي ما «انحراف مشروطه » است. اما قبل از آنكه وارد اين موضوع شويم شايد لازم باشد تصوير و ترسيمي از صف بندي نيروهاي اثر گذار در خلال جنبش مشروطه عرضه كنيد. عمده ترين نيروهاي مؤثر در جريان مشروطه چه كساني بودند؟
*در ابتدا بايد بگويم اساساً جنبش هاي سياسي در ايران، بيش از آنكه بر وجوه ايجابي استوار باشند بر ابعاد و وجوه سلبي استوارند. در جنبش مشروطيت ، گروه هاي متنوعي گرد هم مي آيند كه قدر مشترك آنها، چيزهايي است كه «نمي خواهند» ولي در اينكه چرا آن امر مورد نظر را نمي خواهند و «پس از رفع آنچه نمي خواهند چه بايد بكنند» نه تنها توافق واشتراك نظري وجود ندارد بلكه اختلافات فراوان و بنياديني هم به چشم مي خورد. به همين دليل است كه بعد از پيروزي جنبش هاي يكصدساله اخير در ايران، تازه و به تدريج نمايي واقعي از اين جنبش و برپا دارندگان آن ظاهر مي شود.
به طور خلاصه، سه گرايش در عصر مشروطه قابل تشخيص و تمايز است. در واقع وحدت نظر ونقطه اشتراك اين سه گرايش در نفي ونقد حكومت خودكامه زمان، موجبات گسترش جنبش اجتماعي ـ سياسي آن روزگار را فراهم آورد:
گرايش اول،گرايش روحانيان «سنت محور» و «شرع مدار» است. اين گرايش هم بنا به دلايل عيني و هم به دلايل ذهني، حكومت آن روز را نمي پسنديد. رفتار وسلوك عملي اين بخش از روحانيت در نقد حاكميت موجود، براساس اين معيار بود كه حاكميت، خارج از مباني شرع ودين عمل مي كند. در تحليل انديشه هاي اين گرايش مي توان گفت ورود سرمايه خارجي به ايران و نيز مناسبات جامعه غربي به همراه سياست هاي مداخله جويانه وسلطه طلبانه قدرت هاي بزرگ، مجموعاً نگراني هايي را نزد «روحانيون شرع مدار» آفريد. همدلي هايي كه بخش هايي از حكومت قاجاريه نسبت به آن سياست ها نشان مي دادند، اين نگراني ها را تشديد كرد.
| اين گرايش «شرع مدار» در ميان گرايش هاي ديني آن روزگار، گرايش غالب و مسلط بود يا يك گرايش حاشيه اي و فرعي را تشكيل مي داد؟
* روحانيت آن روزگار از جهت واكنشي كه به تحولات نشان مي داد شامل سه دسته مي شد: بخشي از روحانيت، اساساً نه به نحو سلبي و نه به نحو ايجابي وارد عرصه سياست نشد.
بخش ديگري از روحانيت، با نيت پاسداري از سنت و با دغدغه مراقبت از شرع، وارد سياست شدند و بخش سوم، كساني بودند كه با گروهي كه از منظر و جهان مدرن به نقد حكومت قاجار مي پرداختند همراهي نشان دادند.به لحاظ حجمي و عددي، گروه اول روحانيون، اكثريت داشتند، بعداز ايشان گروه دوم بودند و كمترين تعداد را روحانيون گروه سوم تشكيل مي دادند.
| چهره هاي شاخص اين سه گروه روحاني چه كساني بودند؟
* در ميان روحانيون صاحب نام،به جز مرحوم طباطبايي و مرحوم بهبهاني كه آشكارا به گروه سوم روحانيان تمايل نشان مي دهند، برخي از روحانياني كه در عرصه مشروطيت حضور دارند، به گروه دوم تعلق دارند، چهره شاخص ايشان، مرحوم شيخ فضل الله نوري بود...
| يعني مرحوم شيخ فضل الله نوري با حاكميت قاجار درگير بودند؟
* به يك معنا بله و به يك معنا نه...
| آنچه كه معمولاً درباره مرحوم شيخ مي گويند اين است كه با مشروطه خواهان درگير بود نه با حاكميت قاجار.
* الآن توضيح مي دهم. اگر وارد دسته بندي هاي دروني قدرت قاجار بشويم،مرحوم شيخ تا زماني كه امين السلطان سركار است با حاكميت قاجار درگير نمي شود اما وقتي عين الدوله سركا ر مي آيد مرحوم شيخ به مخالفت با آن مي پردازد. به طور كلي اين گونه مخالفت هاي روحانيت با حاكميت قاجار، به نحوي بازتاب دسته بندي هاي دروني حكومت است تا اينكه مخالفتي اصيل با نفس حاكميت قاجار باشد.
| مي شود گفت مخالفت هاي جسته گريخته شيخ با حاكمان قاجار، مخالفت و نقد «اشخاص» است نه نقد اساس حاكميت قاجار.
* بخشي از مخالفت هاي مرحوم شيخ ازاين جنس است. بطور كلي مخالفت روحانيان گروه دوم با حاكميت قاجار از يك سو ناظر بود براين مسأله كه حكومت قاجار مروج سبك هايي از زندگي بود كه ارزش هاي مدرن را تبليغ مي كرد و از سوي ديگر ناظر بود براين واقعيت كه حكومت قاجار، با دادن امتيازاتي به دول كفر، پاي ايشان را به جامعه مسلمين باز مي كرد.
| سؤال من اين بود كه مخالفت مرحوم شيخ و بطور كلي گروه دوم روحانيت آن زمان، با حكومت قاجار، بخاطر نفس و اصل آن حكومت بود يا صرفاً مخالفت با نوع و نحوه عمل حاكمان وقت بود؟ به عبارت ديگر اين روحانيان، قاجاريه را «حكومت غاصب» مي دانستند يا فقط آنها را «حكومت فاسد» به شمار مي آوردند؟
* گذشته از گروه اول روحانيان كه اساساً به سياست روي خوش ندادند، گروه دوم عمدتاً به «فسادحاكمان» و تبعات ناشي از اين فساد، انتقاد مي كردند. اين روحانيان معتقد بودند فساد حاكمان، دست بيگانگان را درتسلط برامور مسلمين باز مي كند. نمونه و شاهد اين مدعا، جنبش تنباكو و ماجراي قرارداد رويتر است . مرحوم كربلايي حسن كه ازشاگردان مرحوم ميرزاي شيرازي است دركتاب «رساله دخانيه» دلايل مخالفت روحانيان با حكومت را برشمرده است كه عمدتاً ناظر برفسادحكومت است.
| «روحانيت شرع مدار» اولين گرايش درنقد حاكميت قاجار بود. گرايش هاي بعدي چگونه بود؟
* مبناي مخالفت گرايش اول، مبناي سنتي است يعني با تكيه برسنت هاي تاريخي جامعه، به مخالفت با حاكميت پرداختند. ايشان درنقد قاجاريه، به «انحراف قاجاريه از معيار» اشاره و استناد مي كردند. اين جريان روحانيت ، براي ابراز مخالفت خود، عمدتاً از قالب «فتوي» و «استفتا» از مراجع استفاده مي كرد. گرايش دوم، كساني اند كه من آنها را نماينده «عقلانيت ديوانسالاري كهن ايراني» مي دانم. مسأله و مشكل اصلي اين گروه دوم، بحث «كارآمدي» است نه «مشروعيت». نقد اين گروه، از منظر «كارآمدي حكومت» است . مهم ترين كاركرد اين گروه درحكومت و جامعه ايران اين بود كه تجربه حكومتگران مدرن را به كشور منتقل مي كردند. نتيجه آن بود كه دروضعيت دائماً متغير سلسله هاي حكمراني ايران، اين گروه، وظيفه كارآمدكردن نظام هاي سياسي را برعهده داشتند. اين گروه بعد از تجربه جنگهاي ايران و روس و كسب تجربه هاي مدرن به اين جمع بندي مي رسند كه روش هاي سنتي براي استمرار وكارآمدي حكومت، ديگر كافي نيست ولذا مي كوشند سبك هاي جديد و مدرن حكومت گري را جايگزين شكل سنتي حكومت كنند. هدف اين گروه تأسيس يك «حكومت قانوني و مدرن » بود و فكر مي كردند باتوجه به شكست اصلاحات درون ساختاري كه از زمان قائم مقام هاي فراهاني شروع شده بود، تحقق يك حكومت مدرن و قانوني بدون تحولات بنيادين درحكومت ممكن نيست و لذا به نقد حكومت قاجار مي پرداختند. مطالبه اصلي ايشان و معيار نقدشان به قاجاريه، مسأله «عدم كارآمدي » حاكميت بود.
ادامه دارد
«نامه» دوم رسيد
077937.jpg
دومين شماره از دور جديد نشريه «نامه» منتشر شد. در شماره جديد «نامه» كه محور اصلي آن، كاوش حول مفهوم «وفاق ملي» است به مطالبي در چند بخش برمي خوريم: در بخش گفت وگو، طي پرسش و پاسخ هايي از محمد بسته نگار، علي اكبر معين فر، محسن سازگارا و حميد رضا جلايي پور مفهوم وفاق ملي بررسي شده است در بخش سياسي سه مقاله از سعيد مدني، فرزانه روستايي و ابراهيم يزدي آمده است. بخش اجتماعي «نامه» مشتمل بر چهارمقاله است كه موضوع وفاق ملي را با تأكيد بر مقوله هويت ملي، هويت قومي و هويت محلي مورد بحث قرار داده است. در بخش نظرگاه طي مقاله اي از باقر صدري نيا، «ملت و عناصر تشكيل دهنده آن» توضيح داده شده است. مقاله تاريخي اين شماره، از حسين شاه حسيني است با عنوان «۲۸مرداد،۳۲ عبرتي براي هميشه». بخش اقتصاد و اقتصاد سياسي نيز به مسائلي چون جهاني شدن، منافع ملي و وفاق ملي؛ صنعت سرگشته و منافع ملي و بالاخره منافع ملي و فرايند جهاني شدن نظر دارد.
«نامه» به سردبيري مجيد تولايي و صاحب امتيازي كيوان صميمي بهبهاني منتشر مي شود.
نشريات انديشه
گزارش گفت و گو
077934.jpg
«گزارش گفت و گو» عنوان نشريه ماهانه اي است كه مركز بين المللي گفت و گوي تمدن ها منتشر مي كند. اين ماهنامه كه در دور جديد فعاليت خود، هيأت و قالبي چشم نواز يافته است عمدتاً به مقولات و مطالبي اختصاص دارد كه به نحوي از انحاء باموضوع «گفت و گو» و «روابط بين تمدنها» مرتبط است. شماره پيشين اين نشريه ، به مناسبت حضور يورگن ها برماس در ايران، مجموعه مغتنمي درباره انديشه هاي اين فيلسوف معاصر بود. درشماره جديد (شماره ۲۷ ـ تيرماه ۱۳۸۱) تأكيد اصلي مقالات برمسأله شرق شناسي و فراسوي شرق شناسي است.برخي از عناوين مقالات اين شماره گزارش گفت وگو از اين قرار است:
ـ درباب شرق شناسي ـ ادوارد سعيد ‎/ رضا رضايي
ـ گذري به فراسوي شرق شناسي ‎/ دكتر محمد ضيمران
ـ شرق شناسي به مثابه يك گفتمان ـ ام. آي. حبيب ‎/ سعيد رضا طلاجوي
ـ ايران و يونان : دروازه بزرگ تمدن ها ـ دكتر تقي طاهري
ـ بازگشت به عصر طلايي ـ اف. سي والاس ‎/ كيوان نوذري
ـ آوازهايي از شرق ‎/ علي عبداللهي
ـ مشاركت، استقلال و آزادي ـ ادوارد سعيد ‎/ اكبر افسري
ـ شرق و استعمار ‎/ ناصر موفقيان
ـ نگاه گوته به شرق ‎/ داركو تاناسكو و يچ
ـ نگاه شرق شناسان به ايران باستان ‎/ حسين عطايي آشتياني
سردبير گزارش گفت و گو، دكترمحمد تقي قزلسفلي است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |