استيون روزنبام كارگردان فيلم «هفت روز در سپتامبر» است كه مستندي برجسته در مورد وقايع فروريختن برجهاي تجارت جهاني در يازده سپتامبر سال گذشته است. اكنون به عنوان سي .ايي.او و رئيس كمپاني فيلمسازي كمرا.پلنت پيكجرز مشغول به كار شد [Camera Planet Pictures] مقاله اي در مورد مراسم سالگرد واقعه يازده سپتامبر (حدود يك ماه ديگر) اظهارنظر كرده است كه در پنجم آگوست در لوس آنجلس تايمز و واشنگتن پست و مجله اورگونيان به چاپ رسيد و ترجمه آن از نظر خوانندگان مي گذرد. پيش از پرداختن به مقاله روزنبام لازم به ذكر است كه اكثر رسانه ها و مطبوعات، همچنين فيلمسازان و موسيقي سازان دست به كار شده اند تا براي روزهاي يادبود دست خالي نباشند، اين برنامه ها از هم اكنون آغاز شده است. «سي.ان.ان» و «ام.اس.ان.بي.سي» بخشهايي از آلبوم بروس اسپرينگستين را كه براي يازده سپتامبر اجرا كرده است را پخش مي كنند كمپاني موسيقي سازان رولينگ استون صاحب امتياز اين آلبوم است. متن مقاله روزنبام از اين قرار است:
«حدود يك سال است كه مطبوعات جهان به شدت تحت تأثير حادثه يازده سپتامبر قراردارند و وقايع ريز و درشت را به آن نسبت مي دهند با وجودي كه به نظر مي رسد ديگر مردم حوصله شنيدن خبر يا تحليلي درباره فروريختن برجهاي تجارت جهاني را نداشته باشند اما اين دليل نمي شود كه رسانه ها و مطبوعات خود را براي سالگرد آن آماده نكنند. بي شك بسياري از روزنامه ها و تلويزيونهاي مهم و معتبر در ايالات متحده هم اكنون در حال تهيه و تدارك براي مراسم سالگرد يازده سپتامبر (بيستم شهريور) هستند. گرچه آنها بدون ترديد از تصاوير خيره كننده و ميخكوب كننده حادثه استفاده خواهند كرد اما نوع ديگر پوشش اين سالگرد لزوماً پرداختن به تكرار داستان واقعه نخواهد بود. گرچه به نظر مي رسد در طول يك سال گذشته جنبه اي از اين حادثه باقي نمانده باشد كه به نوعي در رسانه هاي مختلف از جمله تلويزيون و مطبوعات به آن پرداخته نشده باشد. اما به هر حال اين رسانه ها به اين متهم هستند كه از احساسات و تراژدي يك ملت سوء استفاده مي كنند و با ابزارهاي گوناگون با دامن زدن به شور و حال مردم بقاي خود را تضمين مي كنند. اين رسانه ها هم مجبورند در دفاع از خود بگويند كه نه تنها مجبورند ياد آن واقعه را در دلها زنده نگه دارند بلكه وظيفه دارند با بررسي جنبه هاي مختلف اين واقعه مايه عبرت و هوشياري ملت را فراهم آورند. توجيه ديگري هم كه دارند اين است كه بيش از سه هزار خانواده داغدار و دهها هزار قرباني اين فاجعه چشم انتظارند تا رسانه ها به وظيفه و مسؤوليت خطير خود كه آرامش بخشيدن به بازماندگان و اداي احترام به تراژدي يك ملت است، واكنش مناسب نشان دهند.
من به عنوان يك فيلمساز كه بيشتر در زمينه مستند تلويزيوني فعاليت دارم و يك فيلم ويژه يازده سپتامبر و وقايع بعد از آن را ساخته ام هر چه بيشتر به اين واقعه فكر مي كنم بيشتر به اين حقيقت پي مي برم كه وظيفه ما خيلي سنگين تر از اين حرفهاست، چون به دليل وجود دغدغه هاي بي جا و به بهانه اين كه ممكن است، آزاردگي و رنجش ايجاد شود بسياري از تصاوير سانسور مي شوند.
ما فيلمسازان قيم و متولي داستان اصلي نيستيم، گرچه بسياري از قصه گويان از ابزار ما براي تعريف اين واقعه استفاده مي كنند. نكته اينجاست كه وقتي ما مجبور مي شويم پست اجرايي برعهده بگيريم، به عبارت ديگر وقتي سياستمدار مي شويم، خلاقيت و صداقت رنگ مي بازد.
به عنوان مثال برنامه «يادمان» [In Memoriam] محصول اچ.بي.او HBO به محض عرضه، به باد انتقاد گرفته شد، درحالي كه در نوع خود بي نظير بود به گونه اي كه با تصاوير هولناك پريدن مردم از ساختمان در حال سوختن احساس وحشت را بي كم و كاست به بيننده منتقل مي كرد. يك حقيقت در اين فيلم آشكار شد و آن اين بود كه: ما در سيل اخبار و اطلاعات در مورد يازده سپتامبر غرق شديم درحالي كه عمق دانش و درك ما از اين واقعه بسيار ناچيز است تك تك داستانهاي شجاعتها، شوكه شدن ها، قطع اميدها و سرانجام بازسازي ها در كنار هم كه قرا رمي گيرند تصوير واضحي از اين واقعه ارائه مي كنند. تمام اين جزئيات به تدريج و آرام آرام ديد ما را تغيير مي دهند. از ميان انواع تصاوير، صداها و ابراز احساسات در حين واقعه و بعد از آن آنچه توجه انسان را به خود جلب مي كند، تصميم گيري ها و شجاعت هايي است كه در آن هول و ولا و سردرگمي ها اتخاذ شد.
براي يك فيلمساز بسيار راحت است كه يك مراسم يادبود و بزرگداشت با شكوه و متعارف تهيه كند اما با اين كار حق قربانيان و بازماندگان ادا نشده است. جورج استيونس با فيلم هايي كه درباره جنگ جهاني دوم تهيه كرد و ياد آن را سالها زنده نگاه داشت راهگشاري فيلمسازان است. فيلمهايي نظير فهرست شيندلر و Saving Private Ryan با تصوير و گرافيك بي بديل خود حق مطلب را ادا كرده اند.
به همين خاطر وظيفه فيلمساز اين است كه ملاحظه بيش از اندازه به خرج ندهد و نگران رنجش خاطر بعضي از بينندگان نباشد. اگر مي خواهيم به حرفه خود صادق باشيم و داستان را نزديك به حقيقت بازگويي كنيم بايد همه داستان و همه جنبه هايش را بازگو كنيم حتي اگر رقت بار، بدون انسجام ، بي سروته، الهام بخش و يا حتي شرم آور باشد.