|
به مناسبت هشتادو پنجمين سالگرد تأسيس تئاتر نصر
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
امروز در تهران
|
|
|
|
۲جايزه بزرگ جشنواره لوكارنو به« من ترانه ۱۵سال دارم » تعلق گرفت
• جايزه ويژه هيأت داوران به صدرعاملي • جايزه اول بازيگر زن به ترانه عليدوستي اهدا شد • جايزه ويژه ارتقاي سينماي آسيا (نتپك) لوكارنو به فيلم «روزگارما» ساخته رخشان بني اعتماد تعلق گرفت
|
|
|
|
امروز با
|
|
|
|
|
به مناسبت هشتادو پنجمين سالگرد تأسيس تئاتر نصر
تئاتر نصر ديروز پويا، امروز نيمه جان، فردا…؟
|
|
|
در روز چهارشنبه، ۲۳ مردادماه ،۱۳۸۱ مراسم هشتاد و پنجمين سالگرد تأسيس سالن تابستاني گراند هتل ـ اولين سالن رسمي تئاتر ايران ـ برگزار خواهد شد. در اين مراسم همچنين نمايش «سي وهفت شاهي جناب ميرزا» نوشته سيدعلي خان نصر به كارگرداني معصومه تقي پور به روي صحنه خواهد رفت. سيدعلي خان نصر ـ پدر تئاتر ايران ـ كه تماشاخانه دائمي تهران بعدها به سبب فعاليتهاي پيگير ايشان به نام تئاتر نصر تغيير يافت، در سال ۱۳۰۵ هجري شمسي، اولين گروه تئاتر ايران به نام جمعيت كمدي ايران را بنيان گذاشت. وي همچنين در سال ۱۳۱۸ اولين هنرستان هنرپيشگي ايران و درسال ،۱۳۱۹ تماشاخانه دائمي تئاتر را با ۶۵۰ صندلي در محل تماشاخانه تابستاني گراند هتل تأسيس كرد. ساختمان سه طبقه تئاتر نصر، در جوار ساختمان مخروبه گراند هتل واقع در خيابان لاله زار قديم، در گوشه ميدان توپخانه تهران قراردارد و كارگرداناني چون سيدعلي خان نصر، رفيع حالتي، فضل الله بايگان، غلامعلي فكري، علي اصغر گرمسيري و بازيگراني چون ايران دفتري، سارنگ، مفيد، نقشينه، عباس تفكري، كيا، تابش و … از نخستين كارگردانان و بازيگران تئاتر ايران ازآنجا برخاسته اند. ساختمان تئاتر نصر، زماني از كامل ترين ساختمانهاي تئاتري ايران بوده است و با بهترين امكانات، مهمترين پايگاه تئاتري ايران محسوب مي شد. چنانكه از ويژگي هاي بسيار خوب آن مي توان به وضعيت بسيار خوب آكوستيك سالن و صحنه اشاره كرد. دوران طلايي تئاتر نصر، به اواخر دهه ۱۳۳۰ برمي گردد، زماني كه مديريت آن با احمد دهقان، منتقد تئاتر و مديرمسؤول دو هفته نامه «تهران مصور» بود. تئاتر نصر، پس از انقلاب مصادره و مالكيت آن پس از مصادره به كميته امداد امام خميني سپرده شد. اين تئاتر در سال ۱۳۶۷ به كوشش دكتر منتظري، رئيس وقت مركز هنرهاي نمايشي و معاونت فرهنگي جهاد دانشگاهي، پس از ۷ سال تعطيلي مجدداً راه اندازي شد كه هم اكنون معاونت فرهنگي جهاددانشگاهي، اجاره دار اين ساختمان است. تماشاگران تئاتر نصر محموداستاد محمد كارگردان و بازيگر باسابقه تئاتر سنتي، درباره تماشاگران تئاتر لاله زار چنين مي گويد:«تئاتر لاله ز ار، تئاتري با ريشه است. زماني قلب تئاتر ايران مي تپد كه لاله زار مي تپد؛ بهترين تماشاگران تئاتر از اينجا بيرون آمده اند… تماشاگر تئاتر لاله زار تماشاگر صادقي است و به محض آنكه احساس كند كاري كه انجام مي شود دروغ است، عكس العمل نشان مي دهد و كمترين عكس العمل آنها هم اين است كه از سالن بيرون بروند.» لاله زار، پيش از اين محل اجراي نمايش هاي روشنفكرانه و پيشرو محسوب مي شد و اكثر بينندگان و دست اندركاران آن هم از خواص بودند. اما پس از آن به دليل مشكلات شديد مالي كه معمولاً بر سر راه يك تئاتر خودگردان قراردارد و با آوردن آتراكسيون (برنامه هايي شامل رقص، آكروبات، موسيقي و …) مخاطبان خاص خود را از دست مي دهد و بيشتر به نمايش هاي عامه پسند روي مي آورد. تا اينكه اكنون بيشترين مخاطبان آن را كارگران جنوب شهر و مردم متعلق به اقشار پايين تر جامعه تشكيل مي دهند. با اين وجود معصومه تقي پور كارگردان با سابقه اي كه ۱۴ سال تئاتر ايران را مورد پژوهش قرارداده است، اعتقاد دارد كه تماشاگران لاله زار را، طيف خاصي تشكيل نمي دهند. «اگر منظورتان مردم عامي هستند، من مي توانم به شما اطمينان بدهم كه اينها تنها، تماشاگران تئاتر نصر نيستند. شب هاي بسياري هست كه دوستان بازيگر مي آيند و كار را مي بينند. ما تماشاگران بسيار زيادي از طبقه مرفه داريم. تماشاگر عادي هم داريم. كارگر داريم. همه جور آدمي مي آيند و با كار ارتباط برقرار مي كنند.» شرايط اكنوني تئاتر نصر و اما مشكلات تئاتر نصر، در حال حاضر چيست؟ حسين رحماني كه در حال حاضر عملاً عهده دار مسؤوليت اين تماشاخانه است دراين باره چنين مي گويد: «تماشاخانه تهران يا تئاتر نصر در شرايط فعلي بايد خودكفا باشد و از درآمد حاصل از نمايش ها مجبور است هزينه خودش را تأمين كند كه متأسفانه در شرايط فعلي با ركودي كه در تئاتر و سينماي ايران شاهد هستيم شديداً در مضيقه مالي است و چون از هيچ ارگان و سازمان دولتي نيز هيچگونه كمكي نمي گيرد، دارد خودش، خودش را مي خورد و از بين مي رود.» او همچنين درخصوص ساختمان روبه ويراني تئاتر نصر چنين مي گويد: «ساختمان نمناك شده و خودش دارد از درون خرد مي شود و ازبين مي رود. برق كشي ها مشكل دارد. مسؤولين مربوطه ، از جمله شهرداري بايد به آن برسند. شهرداري ها متولي تئاتر در تمام دنيا هستند و اينجا هم متولي است.» خانم معصومه تقي پور نيز از نم وحشتناك ساختمان و حضور روبه تزايد موش ها كه باعث فروريختن ساختمان مي شود، اظهارنگراني مي كند. زيرزمين تئاتر نصر كه زماني آرشيو لباس بازيگران بود به زباله داني تبديل شده است. از كارگاه دكور طبقه دوم هم عملاً براي ساخت دكورهاي سينمايي و تلويزيوني استفاده مي شود و اتاق هاي طبقه سوم شامل اتاق گريم، تمرين و اتاق هاي استراحت هنرمندان به دليل فقدان سيستم سردوگرم كننده غيرقابل استفاده است. سالن گراند هتل هم به توليدي و انبار الكتريكي تبديل شده است. داوود فتحعلي بيگي، مدير اداره برنامه هاي نمايشي، درباره علت مشكلات تئاتر نصر چنين مي گويد: «متأسفانه، موقعيت جغرافيايي تئاتر نصر، در حال حاضر جوري نيست كه مردم براي ديدن تئاتر به آنجا مراجعه كنند. آن خيابان بيشتر، خياباني براي كسب و كار است و نه خيابان پركردن اوقات فراغت. در قديم صنف الكتريك هنوز لاله زار را اشغال نكرده بود. موقعيت مكاني تئاتر نصر باعث شد، مخاطب كم شود و در اين صورت از آنجا كه اينجا تئاتري خودگردان است، قاعدتاً درآمدها هم كم مي شود. از سويي با كاهش درآمد تئاتر، هنرپيشه هاي توانمند و شاخص تر قاعدتاً به آنجا نمي روند؛ و اين بدين معني است كه اين تئاتر ديگر هنرپيشه و كارگردان ورزيده اي نخواهد داشت. مشكلات مالي هم باعث مي شود كه ابزارلازم براي يك اجراي خوب فراهم نشود و در نتيجه موجوديت آن هم رو به افول مي رود. ساختمان خراب مي شود، صندلي خراب مي شود و از آنجا كه پولي هم ندارند آن را مرمت كنند پس نتيجه معلوم است.» وي همچنين تنها راه حل را سرمايه گذاري شهرداري مي داند: «يا سازمان فرهنگي ـ هنري شهرداري بايد تئاتر نصر را زير پوشش خود قرار بدهد يا شهرداري اين ساختمان را مرمت كند و در اختيار مركز هنرهاي نمايشي بگذارد كه مركز هم ضمن آنكه از اين تماشاخانه به عنوان يكي از اولين و پرسابقه ترين تماشاخانه ايران، بهره برداري مي كند بتواند اين گروهها را سروسامان بدهد تا حداقل اجراهايي كه در آنجا مي بينيم موفق تر و بهتر شود.» شهرداري تهران و تئاتر نصر و اما شهرداري، چه قدمي در راه بازسازي اين بناي تاريخي برداشته است؟ حسين رحماني در پاسخ چنين مي گويد: «نه تنها شهرداري، هيچ كمكي به ما نكرده ، بلكه ۱۲ درصد عوارض شهرداري را، اول از ما مي گيرد و بعد بليت ها را به ما مي دهد و اين در شرايطي است كه اين بليت ها ۲ ماه بعد، ۱ ماه بعد، ۱۵ روز يا ۱۰ روز بعد ممكن است به فروش برسند… ما حتي حدود يك سال و نيم پيش نامه اي نوشتيم و درخواستي كرديم. روزنامه ايران هم مقاله اي نوشت. در نتيجه شهرداري آمد و از ما برآورد بودجه خواست كه نامه رفت زير دست معاونت فرهنگي شهردار تهران كه آن موقع، آقاي ارگاني بود و آقاي ارگاني هم به علت كمبود بودجه، نوشتند: «بايگاني شود» و الآن هم واقعاً اگر به اينجا نرسند خيلي سريع از بين خواهد رفت و براي هميشه بسته خواهد شد.» مركز هنرهاي نمايشي و تئاتر نصر آقاي فتحعلي بيگي در جواب به اين سؤال كه چرا مركز هنرهاي نمايشي تاكنون اقدامي براي بازسازي اين ساختمان نكرده است چنين مي گويد: «علي القاعده مركز هنرهاي نمايشي هم اداره اي دولتي است و هيچگاه يك اداره دولتي نمي تواند برود و در بخش خصوصي هزينه بكند؛ يعني تا زماني كه مالكيت ملكي متعلق به دولت نباشد، اين كار ممكن نيست.» و اما مجيد شريف خدايي ـ رئيس مركز هنرهاي نمايشي ـ تئاتر نصر را به لحاظ اجراي برنامه هاي نمايشي زيرنظر مركز و به لحاظ مديريت اداري و مديريت اجرايي در اختيار مركز هنرهاي نمايشي نمي داند. وي درپاسخ به اينكه اساساً آيا به برنامه هايي كه بر صحنه تئاتر نصر اجرا مي شود نام هنرهاي نمايشي اطلاق مي شود يا خير؟ چنين مي گويد: «مركز هنرهاي نمايشي مي تواند درباره آنچه كه روي صحنه اتفاق مي افتد به لحاظ برنامه نمايشي نظر بدهد چون به هر حال آنها هم بايد مجوز بگيرند ولي ساختمان آن در اختيار مركز نيست، چرا كه مالكيت آن متعلق به مركز نيست.» چه بايد كرد؟ شهرداري تهران بودجه ندارد. مركز هنرهاي نمايشي اختيارات ندارد. تئاتر نصر استطاعت مالي ندارد. كميته امداد امام مسؤوليت ندارد. شهرداري عوارض مي خواهد و عوارض يعني پول. جهاد دانشگاهي اجاره مي خواهد؛ براي اجاره بايد درآمدي در كار باشد. در آمد تبليغات مي خواهد؛ تبليغات بدون پول غيرممكن است. پول… چه بايد كرد؟ چگونه مي توان اولين سالن رسمي تئاتر ايران را از نابودي نجات داد؟ همه منتظرند در بزرگداشت سيدعلي خان نصر ـ پدر تئاتر ايران ـ چه روي خواهد داد؟ آيا مسؤولان، برنامه ريزان فرهنگي، علاقه مندان به فرهنگ اين سرزمين و … تلاشي در جهت بقاي اين تئاتر و هنرمندان آن خواهند كرد؟
|
|
|
|
|
بر پرده سينما هاي تهران
• زندان زنان (كارگردان: منيژه حكمت) در سينماهاي آفريقا، بهمن،۱ ايران،۱ بلوار، سعدي، جي،۲ رودكي، سارا، فرخ و پارس.۲
• نگين (كارگردان: اصغرهاشمي) قدس، صحرا، جوان، پارس،۱ جمهوري، شقايق، سايه، گلريز،۲ اروپا، جي۱ و توسكا.
• ارتفاع پست (كارگردان: ابراهيم حاتمي كيا) عصرجديد،۱ سروش، شهرتماشا،۱ شهرقشنگ، تهران،۱ جام جم، ماندانا، پيوند، بهمن،۲ ستاره، شيدا، فردوسي، البرز، كانون و ميلاد.
• نان و عشق و موتورهزار (كارگردان: ابوالحسن داوودي) سپيده، استقلال، آستارا، ايران،۲ مركزي،۱ آسيا، پيروزي، گلريز، ملت، عصرجديد،۲ قيام، حافظ، كارون، تهران،۲ شيرين، آسمان آبي، دهكده المپيك، پيام انقلاب، جي۲ و شاهد.
|
|
|
|
|
پرفروشترين فيلمهاي روز دنيا
|
|
|
راه يافتن آثاري از فيلمهاي جاسوسي، بر مسند اول تا سوم جدول فيلمهاي پر فروش اين هفته موجي از انفجار و هيجان را به پرده اكران تابستاني سينماهاي جهان كشاند. به گزارش خبرنگار ما و به نقل از رويتر، تريلراكشن «XXX» با بازي قهرمان نوپاي اكشن «وين ديزل» اين هفته با ۴۶ ميليون دلار فروش افتتاحيه، فاتح جدول سينماي ايالات متحده شد. ۶۰درصد از تماشاگران اين فيلم مهيج به كارگرداني راب كوهن را جوانان زير ۲۵ سال تشكيل مي دادند. نكته جالب اينكه دنباله اي از اين فيلم هم اكنون در دست تهيه است كه براي تابستان ۲۰۰۴ آماده اكران خواهد شد. ديزل در اين فيلم نقش يك مأمور مخفي را ايفا مي كند كه بايد روسهاي ياغي را از تخريب دنيا باز دارد. در جايگاه دوم جدول ماجراي مرموز ورود عده اي بيگانه به يك مزرعه در فيلم «نشانه ها» دومين هفته اكران خود را با ۳۰ ميليون دلار فروش در جايگاه دوم جدول سپري كرد و درآمد حاصل از اكران ۱۰ روزه خود را به ۱۱۸/۳ ميليون دلار رساند. اين فيلم با بازي «مل گيبسون» فيلمي از ام نايت شيامالان است. در ادامه اين گزارش مقام سوم جدول به ماجراهاي «بچه هاي جاسوس:۲ جزيره رؤياهاي گم شده» اختصاص دارد كه اين هفته با ۱۷ ميليون دلار فروش تماشاگران خردسال بسياري را به پاي گيشه ها كشاند. درجايگاه چهارم جدول، فيلم آستين پاورز به ۱۳ ميليون دلار فروش دست يافت و تريلر جنايي «Bloodwork»، فيلمي با بازي كلينت ايستوود در نقش مدير بازنشسته FBIكه در گير پرونده يك قتل زنجيره اي مي شود موفق به ۷/۲ ميليون دلار شد و فهرست پنجم فيلم برتر هفته را تكميل كرد. بر پايه اين گزارش در ادامه جدول پر فروش ترين فيلمهاي روز «استادظاهرسازي» يك فيلم جاسوسي ديگر با ۵/۱ ميليون دلار فروش ششمين فيلم پر استقبال جدول شد و «جاده اي به سوي عذاب ابدي» نيز جايگاه هفتم جدول را با ۴ ميليون دلار سود از آن خود كرد. هشتمين فيلم پر فروش روز Martin Lawrence Live: Runteldat» فروشي معادل ۳/۱۷ ميليون دلار داشت و «My Big fat Greek Wedding» نيز با سود ۳/۱۵ ميليون دلاري خود در مقام نهم جدول جاي گرفت و در نهايت «استوارت ليتل ۲» موش سفيد و زرنگي كه ماجراهاي بامزه اي مي آفريند اين هفته با ۲/۷ ميليون دلار فروش در رده نهايي و دهم جدول جا خوش كرد. گفتني است فروش حاصل از ۱۲ فيلم برتر روز در اين هفته به ۱۳۴ ميليون دلار رسيده است كه نسبت به ۳۰ سال گذشته در همين زمان كه «پاي آمريكايي ۲» با ۴۵ ميليون دلار صدر نشين جدول بود از ۹ درصد افت برخوردار بوده است. گفتني است فيلم كمدي «ماجراهاي پلوتوناش» با بازي ادي مورفي و داستان عاشقانه «عشق آبي» از فيلمهاي جديد هفته آينده خواهند بود.
|
|
|
|
|
مسعوداحمدي: ويراستار نمي خواهيم چون خود را عالم دهرمي دانيم
مهمترين دليل جدي گرفته نشدن ويراستاري در ايران، اين است كه همه ما دچار نوعي شيخوخيت و مرجعيت هستيم كه به تبع آن، خودمان را عالم دهرمي دانيم. بنابراين، كسرشأنمان است كه اثرمان را به دست يك ويراستار بدهيم تا مارا راهنمايي كند. مسعوداحمدي ـ شاعر و ويراستار ـ با بيان اين مطلب به ايسنا گفت: مشكل اساسي اين است كه الآن ازهرصد كتابي كه بازمي كنيد حتي يك كتاب نام ويراستار بر خود ندارد. اين، به علت غرور برخاسته از شيخوخيت و مرجعيتي است كه ما ايراني ها داريم. وي افزود: ما حتي درآثار نويسندگاني چون دولت آبادي يا گلشيري هم نامي از ويراستار نمي بينيم، كمااينكه نقدي بر «آينه هاي دردار» به قلم مهدي قريب در آدينه نوشته شد كه درآن، به غلط هاي فاحش دستوري دراين كتاب اشاره شده بود. احمدي تصريح كرد: فرهنگ ما اين است كه «من نويسنده ام و عاشق نوشته هايم؛ من با متن زندگي كرده ام و به آن خوگرفته ام، پس نمي توانم اجازه بدهم كسي كه به كارش مسلط است، ازبيرون به اين اثر نگاه كند و درازگويي هاي آن را بگيرد و اشتباههاي مرا يادآوري كند.» او در ادامه گفت: براي نمونه «اسفاركاتبان» ابوتراب خسروي يكي از زيباترين رمان هايي است كه در اين دهه نوشته شده است؛ اما اين اثر آنچنان دچار ضعف تأليف، اشكالات نحوي و نوعي سهل انگاري است كه اگر يك ويراستار آنها را برطرف مي كرد، بسيار بايسته تر از آنچه كه است مي شد.
|
|
|
|
|
حضور ۲۵ گروه خارجي در جشنواره ايران زمين
۲۵ گروه نمايشي خارج از كشور متقاضي حضور در چهارمين جشنواره تئاتر ايران زمين در اهواز هستند. به گزارش ايرنا، اين گروهها از كشورهاي آلمان، تاجيكستان، ارمنستان، يونان، چين، جمهوري نخجوان، جمهوري آذربايجان، كردستان عراق، فيليپين، كرواسي و روسيه خواهند بود. بنابراين گزارش، متون نمايشي اين گروهها دريافت شده و بازخواني متون مذكور بزودي توسط كميته اي آغاز مي شود. گفتني است چهارمين جشنواره تئاتر ايران زمين با تأكيد بر آثار شيخ عطار از سوم تا نهم آبان سال جاري در شهرهاي مختلف استان خوزستان برگزار خواهد شد.
|
|
|
|
|
معرفي برگزيدگان دومين آيين تعزيه خواني جوان
|
|
|
برگزيدگان دومين آيين تعزيه خواني جوان طي مراسمي بعدازظهر ديروز معرفي شدند. به گزارش رسيده هيأت داوران تنديس ويژه خود را به پاس تقدير از «رضا گرگاني» كه پيش از اعلام نتايج اين آيين دارفاني را وداع گفت به خانواده اين مرحوم اهدا كرد. همچنين هيأت داوران برگزيدگان خود را در رشته هاي مختلف اعلام كرد كه اسامي برندگان اول را در زير مي خوانيد: بخش «بچه خوان»: مهدي كلانتري به نقش عقيل در تعزيه «شهادت عقيل» . بخش «زن خوان»: محمود نوروزي به نقش مادرعقيل در تعزيه «شهادت عقيل». بخش موسيقي تعزيه: سعيد نبئي نوازنده ترومپت در تعزيه «اسلام آوردن يمن به دست حضرت علي(ع) و عباس نصرالله كنگراني نوازنده طبل ريز در تعزيه «شهادت حضرت علي اكبر(ع)» بخش «مخالف خوان»: سيدامير صالحي به نقش سركش در تعزيه «اسلام آوردن ...» بخش «موافق خوان مكمل»: حسين آرموريان مقدم به نقش هاني در تعزيه «شهادم مسلم بن عقيل(ع)» بخش «موافق خوان محوري»: قاسم تسبيحي شبيه حضرت علي(ع) در تعزيه «اسلام آوردن...» و مهرداد مجازي به نقش ترك در تعزيه «غلام ترك» بخش ويژه: مجيد بني علي بخش تعزيه گرداني: مهران فرح الهي تعزيه گردان مجلس «اسلام آوردن ...» همچنين هيأت داوران به پاس نيم قرن تلاش بي وقفه در هنر شبيه خواني جايزه ويژه آيين تعزيه خواني جوان را به علي ترابي پيشكسوت تعزيه خواني اهدا كرد. گفتني است به برگزيدگان اول اين جشنواره تنديس آيين، كلاهخود زرين، لوح تقدير و ۲ سكه بهارآزادي اهدا شد.
|
|
|
|
|
امروز در تهران
رايزنان فرهنگي ايران در خارج از كشور گردهم مي آيند
چهارمين گردهمايي دوسالانه رايزنان فرهنگي جمهوري اسلامي ايران در خارج از كشور امروز با سخنراني آيت الله هاشمي رفسنجاني رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام در محل حسينيه الزهرا(س) مجتمع امام خميني(ره) تهران افتتاح شد. در اين گردهمايي ۵۹ رايزن فرهنگي درباره شرايط و تحولات جديد بين المللي در حوزه فرهنگي، بازآشنايي نمايندگان با فضاي داخلي ايران، بررسي راهبردها و راهكارهاي توسعه و ارتقاي فعاليتهاي فرهنگي در خارج از كشور و بازنگري راههاي تعامل با انديشمندان، صاحبنظران و فرهيختگان جهان اسلام و ديگر كشورها به بحث و گفت وگو خواهندپرداخت. اين گردهمايي به مدت ۸ روز ادامه خواهد داشت.
|
|
|
|
|
۲جايزه بزرگ جشنواره لوكارنو به« من ترانه ۱۵سال دارم » تعلق گرفت
۳جايزه جشنواره لوكارنو براي سينماي ايران
• جايزه ويژه هيأت داوران به صدرعاملي • جايزه اول بازيگر زن به ترانه عليدوستي اهدا شد • جايزه ويژه ارتقاي سينماي آسيا (نتپك) لوكارنو به فيلم «روزگارما» ساخته رخشان بني اعتماد تعلق گرفت
فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» ساخته رسول صدرعاملي در پنجاه و پنجمين جشنواره بين المللي فيلم لوركانو جايزه ويژه هيأت داوران و يوزپلنگ بهترين بازيگر زن را به خود اختصاص داد. به گزارش رسيده، فيلم «من ترانه پانزده سال دارم» در نخستين حضور جهاني كه از سوي بنياد سينمايي فارابي در بخش مسابقه رسمي جشنواره بين المللي فيلم لوكارنو به نمايش درآمد موفق شد با درخششي چشمگير جايزه ويژه هيأت داوران را براي رسول صدرعاملي و يوزپلنگ بهترين بازيگر زن را براي ترانه عليدوستي به ارمغان آورد.
ديگر جوايز اين جشنواره به شرح زير اهدا شد: جايزه يوزپلنگ طلايي به فيلم اشتياق از آلمان، جايزه يوزپلنگ نقره اي به دومين فيلم برتر تحت عنوان Tandere pente از آرژانتين، جايزه يوزپلنگ نقره اي براي بهترين فيلم اول يا دوم كارگردان به Stepna pok از مجارستان، جايزه يوزپلنگ بهترين بازيگر مرد به كودك هفت ساله فيلم Diskoli Apocheretismi از يونان .
برپايه همين گزارش جايزه ويژه ارتقاي سينماي آسيا پنجاه و پنجمين جشنواره بين المللي لوكارنو به فيلم «روزگارنو» ساخته رخشان بني اعتماد تعلق گرفت. گفتني است اين جايزه براي نخستين بار و به منظور تقدير از رشد سينماي قاره آسيا به فيلمهاي «روزگار ما» از ايران، «خانم و آقاي اير» از هند و فيلم «كالان ديا» از فلسطين اهدا شد.
|
|
|
|
|
امروز با
محمد اسديان
|
|
|
محمد اسديان متولد ،۱۳۲۳ فوق ليسانس «فرهنگ و زبان هاي باستاني»، مدرس برخي دانشگاههاي تهران و پژوهشگر در حوزه مردم شناسي و فولكلور است. اسديان كتاب «باورها و دانسته ها در لرستان و ايلام» را با همكاري باجلان فرخي و منصوركيايي در سال ۵۸ منتشر كرد. او «افسانه هاي مردم ايران ـ لرستان» و «گوشه اي از دانش ها و باورهاي عامه در شهر قشم» را نيز منتشر كرده است. اسديان در زمينه شعر دو مجموعه «در مدار بسته ساعت» و «بوي باران هاي تاريك» را در كارنامه دارد.
• كتابي كه آماده انتشار داريد، به فولكلور كدام منطقه اختصاص داده شد؟ •• به استان لرستان و ادبيات شفاهي مردم آن منطقه اختصاص دارد و بخشي از آن هم به فولكلور گيلان و مازندران مربوط مي شود.
• شما كه به زبان گيلك و مازني تسلط نداريد، چگونه فولكلور و افسانه هاي اين منطقه را گردآوري كرده ايد؟ •• من به زبان مازني مسلط نيستم ولي سال ها در آن منطقه زندگي كرده ام. ضمن آنكه در مناطق شمالي كشور تحقيق ميداني داشته ام. مدتي هم به شكل گروهي اين تحقيقات را دنبال كرده ام. در مازندران مناطقي چون ساري، گرگان و تركمن صحرا و... فرهنگ مردم اين خطه مورد تحقيق و پژوهش، قرار گرفت.
• باورها و دانسته هاي مردم لرستان چه نزديكي هايي با مردم ايلام دارد كه اين دو را در يك كتاب و در كنار هم آورده ايد؟ •• فرهنگ مردم اين مناطق را به چند بخش تقسيم كرده ايم. يكي جهان نگري يك انسان معمولي و ساده و روستايي است كه شامل اعتقادات در زمينه پيدايش هستي و جهان، باورهايشان در مورد مسائل خرافي يا پزشكي و ستاره شناسي و تقويم و... است. افسانه هاي اين دو منطقه شايد به هم مربوط نباشند، ولي در ميتولوژي و اسطوره شناسي با يكديگر ارتباط دارند.
• آقاي اسديان در اين دو دهه در حوزه اسطوره شناسي و جمع آوري افسانه ها كتابهاي زيادي منتشر شده، شيوه پژوهش و تكنيك كار نسبت به گذشته چه تغييراتي داشته است؟ •• در زمينه گرد آوري و تحليل افسانه هاي فولكلوريك، شيوه ها منظم تر و روشمند تر شده است. در گذشته صرفاً گردآوري به شكل نابسامان بود.
• هنوز در حوزه فولكلور و پژوهش فرهنگ عامه متولي خاصي وجود ندارد، چه در بخش دولتي و چه در بخش خصوصي، اين پراكنده كاري ها چقدر به حوزه تحقيق و پژوهش لطمه مي زند؟ •• من فكر مي كنم بهتر است كه اين مؤسسات پژوهشي و يا افراد مستقل كه در اين حوزه ها كار مي كنند، با هم در ارتباط باشند و حتي بخش هايي مي توانند يك كاسه عمل كنند تا به شكل هماهنگ و منسجم كار كنند و زودتر به هدف برسند. اين پراكنده كاري ها موجب اتلاف وقت و بودجه است.
• شما گويا در حوزه ادبيات و شعر هم فعال هستيد و دو مجموعه شعر منتشر كرده ايد گرايش به شعر كلاسيك داريد، يا شعر نو؟ •• دوستان مرا بيشتر به عنوان شاعر مي شناسند تا پژوهشگر. من از شعر كلاسيك شروع كردم و الآن در حوزه شعر پسانيمايي و شعر سپيد و شعر موج نو كار مي كنم. يك مجموعه شعر تازه هم آماده دارم كه درتدارك انتشار آن هستم و هنوز اسمي براي آن انتخاب نكرده ام.
• نسبت به جريانات شعري دهه هفتاد، چه نظري داريد؟ و به كدام جريان احساس نزديكي مي كنيد؟ •• عمده كار من وعمده شعرهاي من، شعر سپيد است. البته به سبك و سياق اشعار شاملو، من از موج نو گفتم كه از دهه چهل با سردمداري احمد رضا احمدي شكل گرفت. شعر من با همين جريانات قابل ارزيابي است. شعر پست مدرن را هم مي خوانم، جرقه هايي هم مي بينم. البته هنوز نمونه اي از شعر برجسته پست مدرن سراغ ندارم. به نظرم شاعر برجسته اي هم در اين حوزه نداريم.
|
|
|
|