سه شنبه ۲۲ مرداد ۱۳۸۱ - ۴ جمادي الثاني ۱۴۲۳
Tue, Aug 13, 2002
ضميمه ۷
شماره ۲۲۱۰
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
اجتماعي (زن)
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
فرهنگ و پايداري
فرهنگ و هنر
اقتصادي
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
ضميمه ۱
ضميمه ۲
ضميمه ۳
ضميمه ۴
ضميمه ۵
ضميمه ۶
ضميمه ۷
آرشيو
• شيمون پرز گرايش بيشتري به سوي ميز مذاكره و صلح با طرف فلسطيني نشان مي دهد
ودر قياس با شارون و باراك او را مي توان درخط مشي سياست خارجي، ميانه رو دانست
• پرز اگرچه در مصاحبه اي گفت: «من نمي خواهم در يك جنگ مذهبي شركت داشته باشم»
اما سياست سركوب فلسطيني ها، حمله به روستاهاي فلسطينيان در لبنان
و نيز سركوب مخالفان عرب مذاكرات اسرائيل و ساف، در دوران نخست وزيري او ادامه داشت
احمد ياسين راديكاليسم فلسطيني
078348.jpg
• شيخ احمد ياسين كه از نوجواني فلج و چشم راست او نابيناست،
بيش از ۱۰ سال را در زندانهاي اسرائيل سپري كرده است
• شيخ احمد ياسين: ما از يهوديان متنفر نيستيم و با آنها به عنوان يهودي نمي جنگيم؛ ما با كساني مي جنگيم كه حقوق ما را زير پا گذاشته اند
اين روزها ، بازهم در آسمان غريب وخونبار سرزمينهاي اشغالي، صفيرگلوله هاي آتشين و غرش هواپيماها، با ضجه مادران و فرياد خشم آلود مردان در هم آميخته است؛ همه چيز حكايت از دوري جديد از بحراني ديرپا دارد. اسرائيليها بي رحمانه غزه ر ا به خاك و خون مي كشند و فلسطينيان خشمگينانه پاسخ مي دهند. تلاش ها براي دستيابي به آرامش و صلحي موقت پي درپي با شكست روبرو مي شوند. در سوي فلسطينيان ، البته مدتهاست كه نام شيخ احمدياسين و جنبش حماس جزء جدايي ناپذيري از وقايع هر روزه اين سرزمين را تشكيل مي دهند.
حماس عليه اسرائيل
جنبش حماس كه نامش را از حروف نخست «حركت المقامه الاسلاميه» مي گيرد، حركت اسلامي عمده در سرزمينهاي فلسطيني است كه در سال ۱۹۸۸ و يك سال بعد از خيزش انتفاضه اول ، تأسيس شد. در واقع اين جنبش ، انشعابي از اخوان المسلمين است كه در سال ۱۹۲۸ و در مصر شكل گرفته بود.
حماس موجوديت اسرائيل را به رسميت نمي شناسد، مخالف پروسه صلح اسلو بوده، و هدف كوتاه مدت خود را خروج كامل اسرائيل از سرزمينهاي فلسطيني و هدف دراز مدتش را برقراري يك دولت اسلامي در فلسطين عنوان كرده است.
اين سازمان كه آمريكا ، انگليس، اتحاديه اروپا آن را در زمره گروههاي تروريستي خوانده اند از واحدهاي كوچك مجزا و ساختار رهبري متعدد تشكيل مي شود و قادر است به سرعت رهبراني را كه توسط اسرائيلي ها حذف مي شوند و يا توسط دولت خودگردان فلسطين دستگير مي شوند، جايگزين نمايد. اين سازمان از دو شاخه عمده نظامي و سياسي تشكيل مي شود كه شاخه نظامي آن تحت عنوان عزالدين قسام، تا به حال حملات بسياري را عليه اهداف اسرائيلي سازمان دهي كرده است.
علاوه بر اين حماس در ساخت مدارس و بيمارستان و كمك هاي اجتماعي در نواحي فقيرنشين نوار غزه و كرانه غربي و اردوگاههاي پناهندگان شركت فعال دارد. اين خدمات از جمله به خانواده هاي شركت كنندگان در عمليات انتحاري و ديگر خانواده ها كه عضوي از خود را در نبرد با اسرائيل از دست داده اند، تعلق مي گيرد. كمكهاي مذكور از عوامل مهمي بوده كه چهره اين سازمان را نزد فلسطينيها از دولت عرفات متفاوت ساخته است. حماس بخصوص در غزه صاحب قدرت است، اينجا ناحيه اي است كه شرايط اقتصادي وخيمتري از كرانه غربي دارد.
مبارزه از روي ويلچر
رهبري معنوي حماس را شيخ احمد ياسين برعهده دارد كه عليرغم خطابه هاي تند و آتشينش، در زمره چهره هاي ميانه روي اسلام گرايان فلسطيني ارزيابي مي شود.
احمد اسماعيل ياسين در سال ۱۹۳۸ در روستاي «الجورا» در جنوب نوار غزه به دنيا آمد و بعدها به دنبال جنگ سال ۱۹۴۸ همراه با خانواده اش به نوار غزه رفت. احمدياسين درحادثه اي دراوان جواني اش آسيب ديد كه اين آسيب ديدگي به فلج كامل اندامهايش منجر شد.
درسالهاي ۱۹۶۴ تا ۱۹۶۵ در دانشگاه عين الشمس مصر تحصيل كرد، اما مقامات مصري او را به جهت عضويتش دراخوان المسلمين به غزه بازگرداندند. درآنجا او به عنوان معلم عربي و آموزشهاي اسلامي و بعدتر به عنوان خطيب ومدرس درمساجد غزه فعاليت كرد. بزودي او مردمي ترين خطيب غزه درسالهاي اشغال شد. درآنجا او نقشي كليدي درتأسيس مركزاسلامي غزه برعهده داشت و رياست اين مركز را به دست آورد. بعلاوه او از چهره هاي اصلي انجمن زيرزميني اخوان المسلمين محسوب مي شد.
شيخ احمدياسين درسال ۱۹۸۳ به اتهام حمل سلاح، تشكيل يك سازمان نظامي و تحريك ديگران دربراندازي رژيم صهيونيستي دستگير و دريك دادگاه نظامي به سيزده سال زندان محكوم شد. درسال ۱۹۸۵ و درجريان مبادله زندانيان بين مقامات اسرائيلي و جبهه خلق براي آزادي فلسطين ـ فرمانده كل ـ شيخ احمدياسين از زندان آزاد شد.
درسال ۱۹۸۸ شيخ ياسين همراه با عده ديگري از فعالان مسلمان، حركت مقاومت اسلامي «حماس » را درنوار غزه پايه گذاري كردند.
در اواخر همان سال، نيروهاي رژيم اسرائيل به خانه شيخ يورش برده و او را به اخراج به خاك لبنان تهديد كردند.
در ۱۸ مي ۱۹۸۹ مقامهاي اسرائيلي او را همراه با صدها تن از طرفداران حماس دستگير كردند. اين عمل درجهت توقف مقاومت مسلحانه اي انجام مي شد كه در قالب «جنگ خنجرها» و عليه سربازان ، ساكنان و همدستان نيروهاي رژيم اشغالگر شكل گرفته بود.
در۱۶اكتبر ۱۹۹۱ ، يك دادگاه نظامي صهيونيستي او را به ۹ اتهام ازجمله تحريك سايران در ربودن و قتل سربازان اسرائيلي و تأسيس حماس به حبس محكوم كرد.در ۱۳دسامبر ۱۹۹۲ يك گروه كماندويي از نيروي عزالدين قسام (شاخه نظامي حماس) يك سرباز صهيونيست را ربودند. آنها آزادي او را منوط به آزادي شيخ ياسين و تعدادي ديگر از زندانيان فلسطيني و عرب زندانهاي اسرائيلي كردند. دولت اسرائيل اين خواسته را رد كرد و به محل اختفاي آنها حمله كرد. درجريان اين حمله، سرباز ربوده شده و فرمانده واحدحمله كننده همراه با اعضاي گروه كماندويي درخانه اي درنزديكي اورشليم ، كشته شدند.
با اين حال ، دراكتبر ۱۹۹۷ و بعداز آنكه ملك حسين پادشاه اردن ، دوعضو سازمان موساد را كه چندسال پيشتر به جهت تلاش براي ترور خالدمشعل رئيس شاخه سياسي حماس دستگيرشده بودند، آزاد ساخت، اسرائيلي ها نيز شيخ احمدياسين را آزاد كردند. بعد از آزادي ، او براي درمان به اردن رفت و تلاش كرد تا آسيبهاي وارده به نهادهاي مختلف حماس را درسال ۱۹۹۶ ترميم كند. شيخ احمدياسين، علاوه برفلج كامل ، ازچندين بيماري ديگر منجمله فقدان بينايي چشم راست دراثر آسيبهاي وارده در زندان و ضعف بينايي چشم چپ و نيز التهاب مزمن گوش رنج مي برد . از اين رو درطي دوران حبس، او چندبار به بيمارستان منتقل شده است.
او درمصاحبه اي كه چندروز بعداز آزادي اش انجام داد، گفت : «ما از يهوديان ، به عنوان اينكه يهودي اند متنفر نيستيم. ما با آنها به عنوان يهودي نمي جنگيم، ما با كساني مي جنگيم كه حقوق ما را زير پا گذاشته اند و سرزمين و خانه هايمان را از ما گرفته اند، ما با كساني مي جنگيم كه ما را مي كشند. مردم فلسطين خواهان برگشت به خانه هايشان هستند. به همين دليل ما آماده ايم تا با يهوديان دربهترين شرايط ممكن ، دربرادري و همكاري زندگي كنيم.
اما آنها نبايد به حقوق ما تجاوز كنند. حتي اگر برادر مسلمان من كه از همان پدر ومادر من است ، سرزمينم را بگيرد با او خواهم جنگيد».
تا پيروزي
جنبش حماس كه تحت رهبري شيخ ياسين، بعد از جنبش فتح، به عنوان دومين نيروي عمده نظامي در سرزمين هاي اشغالي شناخته مي شود، در نوامبر ،۱۹۸۸ ميثاقي را منتشر كرد كه تلاشي براي معرفي نظام مند ايدئولوژي جنبش بود. اين ميثاق تضاد اعراب و اسرائيل را به عنوان بخشي از درگيري هاي آشتي ناپذير و قديمي بين يهوديان و مسلمانان و يهوديت و اسلام معرفي كرده است: اين مشكل، يك تضاد ملي يا بر سر خاك نيست بلكه از نظر حماس اختلافي تاريخي، مذهبي، فرهنگي بين «حقيقت و دروغ» و «مؤمنان و كافران» است كه نهايتاً يك سوي آن به پيروزي مي رسد. ميثاق مذكور تنها راه براي حل اين نبرد را از طريق اسلام و به وسيله جهاد، تا كسب پيروزي و يا شهادت مي داند.
ايدئولوژي مذكور در نشان جنبش ارائه شده كه بر روي آن تصويري از قرآن و يك شمشير به چشم مي خورد. نشريه منتشره از سوي حماس كه اين نقطه نظرات را مطرح مي كرد، پرسروصداترين نشريه اي بود كه توسط سازمانهاي فلسطيني در طول انتفاضه توزيع مي شد و شديدترين اظهارات ضديهودي در آن به چشم مي خورد.
يك خطابه
شيخ ياسين رهبر جنبش در يكي از آخرين سخنراني هايش در فوريه ۲۰۰۲ مي گويد: «فرزندان اسلام در تمام نقاط! جهاد وظيفه فردي هر مسلماني است. از اين طريق است كه شريعت در تمام زمين برقرار مي شود و شما مي توانيد سرزمين ها و خودتان را از تسلط آمريكا و متحدان صهيونيستش آزاد كنيد. اين نبرد شماست و نتيجه اش مي تواند پيروزي يا شهادت باشد. يا به گونه اي زندگي كنيد كه دوستتان را خشنود مي كند و يا به مرگي بميريد كه دشمنان را وحشت زده مي كند … مسلمانان، معتقدان: ما بايد خود را براي يك نبرد طولاني آماده كنيم زيرا اين قرن، قرن اسلام است، قرن آزادي، پيروزي و قدرت. ان شاء الله، با ثبات قدم، فداكاري و همكاري ما همه حكومت هاي باطل محو خواهند شد. به خواست خدا، ما قدرت آينده خواهيم بود».
فتح ـ حماس؛ دو رقيب
موضوع تفاوت ديدگاهها و عملكرد سازمان آزاديبخش فلسطين تحت رهبري عرفات و جنبش حماس و رقابت آنها، از موارد مهمي بوده كه در بررسي مسائل داخلي فلسطين بايد به آن توجه داشت.
سازمان آزاديبخش فلسطين (PLO) از زمان شكل گيري پيوسته به سمت يك جريان ملي گراي سكولار پيش رفته و اكنون غلبه اين گرايش در سازمان فتح وابسته به ياسر عرفات به چشم مي خورد. دسته هاي چپگراي كوچكتر وابسته به ساف در داخل و خارج فلسطين، اقدامات خود را در طول سالهاي دهه ۸۰ پيگيري مي كردند. با اين حال در ۱۹۸۷ جنبش حماس به عنوان يك رقيب مستقيم براي ساف در غزه و كرانه غربي مطرح شد.
درحالي كه در آن زمان مقام هاي نظامي اسرائيلي، ساف را از انجام فعاليت منع كرده بودند، به حماس ـ كه فعاليتهايش در آن زمان شامل اقدامات نظامي نمي شد ـ اجازه داده شد تا به شكل آلترناتيوي براي عرفات ـ كه در آن زمان به عنوان دشمن نخست اسرائيل تلقي مي شد ـ رشد كند. بااين حال نقش فعال حماس در انتفاضه نخست ، منجر به ممانعت اسرائيل از اقدامات سازمان در سال ۱۹۸۹ و زنداني شدن شيخ احمد ياسين شد.
مذاكرات صلح اسلو، اوضاع را به گونه ديگري ساخت. در حالي كه عرفات در مذاكرات شركت كرده بود، حماس همراه با جهاد اسلامي ومتحدان چپگراي سابق عرفات به مخالفت بااين توافقها برخاستند. ولي اكنون حماس تبديل به يك بخش بزرگ ومعتبر از جامعه سياسي فلسطين شده بود كه عرفات نمي توانست به راحتي آن را ناديده بگيرد. در طول سالهاي بعد رقابت و در عين حال گفت وگوي مختلف بين آنها ادامه يافت اما حوادث سال ۹۶ اختلافات را شدت بخشيد. بعدتر، حماس گرچه از به رسميت شناختن دولت خودگردان امتناع كرد اما حق عرفات درنمايندگي بين المللي مردم فلسطين را پذيرفت. هر دو طرف از دامن زدن به اختلافات پرهيز كردند چون آن را به نفع اسرائيل مي دانستند.
حوادث سالهاي بعد و به خصوص ماه هاي اخير ، انجام عمليات انتحاري فراوان وممانعت در پيشرفت توافق براي صلح بين اسرائيل و فلسطينيها كه اغلب با ميانجيگري آمريكايي ها هم همراه بوده، فشارهاي بين المللي برعرفات را براي ممانعت از كار حماس افزايش داده است هرچند كه اينك از هر سه فلسطيني يك نفر، ديدگاههاي سياسي حماس را قبول دارند. از ديگر مشكلات پيچيده عرفات يكي هم اين است كه بخش قابل توجهي از اعضاي فتح و سرويسهاي امنيتي عرفات، حماس را درنبرد با اسرائيليها باخود هم داستان مي دانند. سازمان فتح درسالهاي گذشته، چند بار بصورت مشخص با خواست عرفات مبني بر دستگيري رهبران حماس اختلاف پيدا كرده است. نيروهاي امنيتي عرفات اشتياق چنداني براي مأموريتهاي محوله مشابه نشان نداده اند.
مذاكرات بي حاصل
بعضي تحليلگران معتقدند كه فعاليتهاي حماس به طور سنتي در مقابل ناسيوناليسم سكولارعرفات، ساف ودولتهاي حامي اش قرارمي گيرد. اين تحليلگران معتقدند، عمليات شهادت طلبانه پاسخ مشابه از سوي شارون را بدنبال دارد كه به اين ترتيب سبب تضعيف اهداف ديپلماتيك عرفات شده و دامنه اختلافات در سرزمينهاي اشغالي را افزايش مي دهد.
عرفات در گفت وگويي كه با يك روزنامه ايتاليايي درتاريخ ۱۱ دسامبر انجام داده به شدت ازحماس انتقاد كرده است. از نظر او، شارون علاقه اي به صلح ندارد و بنابراين ازافزايش خشونتها و تداوم كشته شدن فلسطينيها و اسرائيليان نگران نيست.
روزنامه ها آرتص هم درتاريخ ۳ ژانويه امسال در مقاله اي به قلم يوسي سريد، رهبر حزب Meretz مي نويسد: «آنچه شارون را مي ترساند... هرگونه چشم انداز يا نشانه اي از آرامش ياميانه روي است. اگر وضعيت به سمت ثبات و آرامش پيش رود، شارون مجبور مي شود ميز مذاكره را بهم ريزد... شارون درك مي كند كه تروريستها و آنهايي كه پناهشان مي دهند ، دشمنان واقعي نيستند بلكه دشمنان اصلي، ميانه روهايند ... شما باتروريستها مي جنگيد ـ كاري كه ساده و توجه برانگيز است ـ اما با ميانه روها بايد گفت وگو كنيد و اين كاري است كه اگرنگوييم خطرناك است اما نياز به مهارت و هوش خواهد داشت».
برخورد باحماس
در حالي كه ماه گذشته جرج بوش از ياسر عرفات خواسته بود تا از قدرت كناره گيري كند، چند روز پيش سه وزير دولت خودگردان مذاكرات تازه اي را با طرف اسرائيلي آغاز كردند. گفته شده است كه طرح اسرائيل مشتمل برعقب نشيني از سرزمينهاي فلسطيني در ازاي شدت عمل دولت خودگردان نسبت به شبه نظاميان حماس و ديگر گروه هاي راديكال است.
همچنين درهفته جاري روزنامه ها آرتص مدعي شد كه جنبش حماس تحت حمايت كمك هاي مالي عربستان سعودي به فعاليتهايش ادامه مي دهد و چنانچه رياض اين كمك ها را متوقف كند حماس كاملاً تحت فشار قرار مي گيرد.
شهادت رهبر شاخه نظامي
در اواخر ماه گذشته ميلادي، درست ساعاتي بعد از آنكه شيخ احمد ياسين ،رهبر روحاني حماس، اعلام كرده بود گروهش آمادگي دارد در صورت عقب نشيني اسرائيل از شهرهاي كرانه باختري به حملات شهادت طلبانه پايان دهد، طي يك حمله هوايي، محله مسكوني پرازدحام دراج در غزه مورد اصابت موشك جنگنده اف ۱۶ اسرائيلي قرارگرفت. گزارشگر اينديپندنت كه بعد از حادثه به آنجا رفته بود درگزارش تكان دهنده اي مي نويسد: «ما آنها را در سردخانه يافتيم. همان قربانيان حمله هوايي اسرائيل به غزه را مي گويم. اجساد كوچك كودكاني كه جان باخته بودند روي صفحات فلزي كه برايشان خيلي بزرگ بود، ديده مي شد. روي كف سردخانه، لاي پرچم فلسطين، هدف اصلي موشك قرار دارد:شيخ صلاح شهاده. او رهبر شاخه نظامي حماس بود. موشك پيكرش را پاره كرده بود. درپرچم دوم كناري، پيكرهمسرش ليله ودختر ۱۴ ساله شان به چشم مي خورد. علاوه براينها، حدود ۱۶۰نفر ديگر مجروح شدند...».
شيمون پرزميانه روي اسرائيلي
• شيمون پرز گرايش بيشتري به سوي ميز مذاكره و صلح با طرف فلسطيني نشان مي دهد
ودر قياس با شارون و باراك او را مي توان درخط مشي سياست خارجي، ميانه رو دانست
• پرز اگرچه در مصاحبه اي گفت: «من نمي خواهم در يك جنگ مذهبي شركت داشته باشم»
اما سياست سركوب فلسطيني ها، حمله به روستاهاي فلسطينيان در لبنان
و نيز سركوب مخالفان عرب مذاكرات اسرائيل و ساف، در دوران نخست وزيري او ادامه داشت
078345.jpg
• شيمون پرز در سال۱۹۹۴ همراه با اسحاق رابين و ياسر عرفات جايزه صلح نوبل را دريافت كرد
اسرائيل شاهاك در كتاب «تاريخ يهود ـ مذهب يهود ـ بار سنگين سه هزارساله» چنين مي نويسد: «خط اصلي كه اسرائيل به عنوان دولت يهود براي مردم خودش، ديگر يهوديان و براي همسايگانش در بر دارد، در اراده آن براي توسعه ارضي و در سلسله جنگهايي كه بطور اجتناب ناپذير به دنبال آن مي آيند، نهفته است.
در عمل يك تحليل دقيق از استراتژي فراگير اسرائيل و از اصول افق سياست خارجي آن، به روشني نشان مي دهد كه سياست مؤثر اسرائيل را «ايدئولوژي يهودي» بيش از هر عامل ديگري تعيين مي كند.
بنابراين ايدئولوژي، كشورهايي كه در عهد قديم فرمانروايان يهودي بر آنها حكم راندند. يا اينكه خداوند آنها را به يهوديان وعده داده است بايد به اسرائيل به عنوان دولت يهود بازگردند.
علاوه بر اين از آغاز دولت اسرائيل، يك استراتژي اسرائيلي فراگير هم بسط يافته است كه بر ملاحظات صرفاً استراتژيك و قدرت طلبانه استوار است.
با اين حال خطوط سياسي به شيوه بن گوريون يا شارون كه با ايدئولوژي يهودي توجيه مي گردد، از استراتژيهاي صرفاً امپرياليستي هر چقدر هم جنايتكارانه باشد، بسي خطرناكتر هستند.»
اكنون شارون در رأس دولت اسرائيل چنين سياستهايي را با خط مشي افراطي و تند خود دنبال مي كند. گرچه رهبران اسرائيل در طول سالهاي گذشته كمابيش از چارچوبي كلي پيروي كرده اند، اما مي توان نوعي تمايز بين شيوه عمل احزاب مختلف و از جمله ليكود و حزب كارگر را قايل شد. شيمون پرز از اعضا و رهبران قديمي حزب كارگر است و در طول سالهاي فعاليتش تلاش داشته تا گرايش بيشتري به سوي ميز مذاكره و صلح با طرف فلسطيني، نشان دهد. در قياس با شارون و باراك او رامي توان در خط مشي سياست خارجي، ميانه رو دانست.
۶دهه در سياست
شيمون پرز در آگوست۱۹۲۳ در لهستان متولد شد.
در سال۱۹۳۴همراه باخانواده اش به تل آويو عزيمت كرد. در سال۱۹۴۳ بعد از چندسال اقامت در Kibbutz، او به عنوان رهبر جنبش جوانان كارگر انتخاب شد.
در ،۱۹۴۳ به عضويت نيروهاي دفاعي هاگانا درآمد و به سمت تأمين نفرات و خريد تسليحات گماشته شد. او در طول دوره نخست جنگ اسرائيل، اين سمت را حفظ كرد.
يك سال بعد، پرزبه عنوان فرماندهي نيروي دريائي اسرائيل انتخاب شد و در انتهاي جنگ، سمت نمايندگي تداركات وزارت دفاع در ايالات متحده را به عهده گرفت.
در ،۱۹۵۳ در سن ۲۹سالگي، پرز توسط نخست وزير وقت ديويد پن گوريون به سمت هماهنگ كننده وزارت دفاع انتخاب شد و تا سال ۱۹۵۱ آنجا بود. در طول اين دوره او صنايع هوايي الكترونيك اسرائيل را تأسيس كرد و مسؤول برنامه هسته اي اسرائيل شد. در ۱۹۵۹ پرز عضو پارلمان اسرائيل، كنست گرديد؛ اين عضويت تاكنون ادامه يافته است. از آن سال تا ۱۹۶۵ او به عنوان جانشين وزير دفاع عمل كرد. در ۱۹۶۵ همراه با ديويد بن گوريون، حزب كارگر ماپائي را ترك كرد و دبيركل رافاي (ليست كارگران اسرائيل) شد. در ۱۹۶۸ او شروع به ادغام رافاي وماپائي كرد تا «حزب كارگر» اسرائيل را شكل دهد. سال آينده او به عنوان وزير جذب مهاجران انتخاب شد و از ۱۹۷۰ تا ۷۴ به عنوان وزير حمل و نقل و ارتباطات عمل كرد. در ۱۹۷۴ بعد از يك دوره فعاليت به عنوان وزير آمار و اطلاعات، پرز به سمت وزير دفاع انتخاب شد، و اين مسؤوليت را تا سال ۱۹۷۷ ادامه داد. پيش از انتخابات ۱۹۷۷ كه حزب كارگر را درجايگاه اپوزيسيون قرارداد، پرز به عنوان رئيس اين حزب انتخاب شد. پستي كه تا ۱۹۹۲ بر عهده داشت، در طول اين دوره او به عنوان نايب رئيس «سوسياليست انترناسيونال» انتخاب شد.
به دنبال برقراري يك دولت وحدت ملي در سپتامبر ،۱۹۸۴ پرز به عنوان نخست وزير انتخاب شد و بين سالهاي ۸۴ تا ۸۶ در سمت جانشين نخست وزير و وزير خارجه عمل كرد.
پس از آن و از نوامبر ۸۸ تا انحلال دولت وحدت ملي در ۱۹۹۰ او به عنوان معاونت نخست وزير و وزير دارايي فعاليت كرد.
پيگير صلح؟
در ژولاي ۱۹۹۲ بعد از انتخاب دولت جديد كارگري، پرز به عنوان وزير خارجه انتخاب شد و دو سال بعد در سال ۱۹۹۴ او به همراه اسحاق رابين و ياسر عرفات، جايزه صلح نوبل را دريافت كرد. در پنجم نوامبر ۱۹۹۵ اسحاق رابين نخست وزير وقت، توسط يك صهيونيست افراطي ترور شد.
۱۸ روز بعد پرز به عنوان نخست وزير جاي رابين را گرفت. فعاليتهاي سياسي عمده پرز بعد از به دست گرفتن اين سمت (شروع گفت وگوهاي جديد صلح با حافظ اسد، رئيس جمهور سوريه ومعرفي چند وزير جديد دركابينه) نشانه اطلاع او از عمق وضعيت بحراني وانفجاري احتمالي و سياسي در آن زمان بود.
او در سخنراني ۲۲ نوامبر خود در مجلس اسرائيل گفت: «مذاكرات با سوريه مي تواند مشخصه يك صلح منطقه اي جامع را به دست آورد و اين در تمام حوزه هاي سياسي، اقتصادي و استراتژيك صادق است».
در مصاحبه اي با نيويورك تايمز، پرز مستقيماً راجع به بحران در درون اسرائيل و نياز براي تسريع «پروسه صلح» صحبت كرد. در همان زمان تايمز نوشت:«پرز معتقد است ترور رابين ممكن است سوريه اي ها را متوجه كرده باشد كه اسرائيلي ها راجع به مقاومت اسرائيلي ها در داخل اغراق نكرده اند. اين موضوعي است كه به نظر مي رسد آقاي اسد قبلاً هم متوجه شده باشد». در هرحال در همان زمان اختلاف در درون ارتش اسرائيل سبب شده بود تا شماري از نظاميان افراطي در صدد يك حركت ضدعربي به سمت مناطق فلسطيني نشين و در جهت كشتار آنان حركت كنند.
و به همين جهت بود كه رابين با معرفي خود به عنوان وزيردفاع سعي كرد لااقل تاحدودي كنترل خود بر ارتش را نشان دهد. به علاوه براي راضي كردن نظاميان، ايهودباراك را به عنوان وزير خارجه انتخاب كرد. پرز در همان روزها به نيويورك تايمز گفت: «من نمي خواهم در يك جنگ مذهبي شركت داشته باشم».
اين را نبايد ناگفته گذاشت كه پرز در اولين روزهاي فعاليت خود در سمت نخست وزيري در آن سال، به سياست اسرائيلي حملات نظامي به روستاهاي فلسطينيان در لبنان و سركوب مخالفان عرب مذاكرات اسرائيل و سازمان آزاديبخش فلسطين در كرانه غربي ادامه داد.
به هرحال پرز تا انتخابات مه ۱۹۹۶ در سمت خود باقي ماند.
شكست از راست هاي افراطي
موج حملات انتحاري فلسطينيان در اين مدت ادامه داشت و پرز درصدد پيروزي در دور بعدي انتخابات بود. به دنبال ترور اسحاق رابين، راست گرايان افراطي صهيونيست از وجهه واعتبار منفي برخوردار شده بودند و همين سبب شد تا حزب كارگر دعوت به انتخابات زودهنگام كند. به نظر مي رسيد پيروزي چشمگيري در انتظار آنان باشد.
رقيب اصلي آنان در اين انتخابات، حزب ليكود بود و نامزد آنها، بنيامين نتانياهو با اين وعده ها پا به مبارزه انتخاباتي گذاشته بود كه نظاميان اسرائيلي را به كرانه غربي گسيل كند، مذاكرات با سازمان آزادي بخش فلسطين را متوقف نمايد وخواسته هاي سوريه اي ها را براي ارتفاعات جولان رد كند.
دراين زمان گروه فلسطيني حماس هم يك سلسله عمليات انتحاري عليه اسرائيلي ها انجام داد كه به كشته شدن ۵۹ اسرائيلي منجر شد. اين حملات مي توانست افزايش سركوب در مناطق فلسطيني نشين و تضعيف عرفات را به دنبال داشته باشد. درماه آوريل، رژيم پرز دست به يك حمله نظامي ۱۷ روزه به جنوب لبنان زد كه درنتيجه صدها شهروند ساكن در اين مناطق به قتل رسيدند.
درهر حال نتيجه انتخابات نشان دهنده پيروزي نتانياهو با ۵۰‎/۴ درصد آراي دربرابر ۴۹‎/۶ درصد آراء پرز بود. نتيجه روشن انتخابات آن بود كه با پيروزي حزب ليكود، دامنه حملات عليه فلسطينيها و نيز فشار بركارگران اسرائيلي افزايش خواهد يافت. دور جديدي از تضادها و مشكلات سياسي و ا جتماعي با اين نتيجه قابل پيش بيني بود.
بعد از شكست انتخاباتي حزب كارگر، پرز به مدت يك سال ديگر در سمت رياست حزب باقي ماند.
موضع مشترك كارگر و ليكود
در ژوئن ،۱۹۹۷ ايهود باراك از اعضاي حزب كارگر كنست به عنوان رئيس جديد حزب انتخاب شد. طي سالهاي بعد و از ۱۹۹۶ تا ۱۹۹۹ شيمون پرز به عنوان عضو كميته دفاعي و روابط خارجي كنست فعاليت كرد.
از جولاي ۱۹۹۹ تا مارس ۲۰۰۱ نيز او به عنوان وزير همكاريهاي منطقه اي در دولت حضور داشت.
از رويدادهاي مهم اين سالها مي توان به بازديد ناگهاني آريل شارون (عامل جنايت صبرا و شتيلا و رهبر وقت حزب ليكود) درسپتامبر سال ۲۰۰۰ از حرم مسجد الاقصا اشاره كرد. اين بازديد تحريك آميز در واقع در آن روزها به منزله جرقه اي برانبار باروت محسوب مي شد و درپي خود شعله ور شدن انتقاضه دوم فلسطينيان را به همراه داشت.
درواقع اين بازديد شارون، اقدامي از پيش محاسبه شده و ظاهراً با هماهنگي و توافق باراك ، رياست وقت دولت (واز اعضاي حزب كارگر) بود. پاره اي از تحليلگران معتقد بودند كه چنين اقدامي، ادعاي اختلافات عميق بين احزاب ليكود وكارگر را رد كرده و روشن مي ساخت كه هردو حزب درقبال موضوع بيت المقدس مبني بر اينكه اين شهر پايتخت يكپارچه و ابدي اسرائيل است، موضع واحد و مشتركي دارند.
از سويي، طرفداران صلح اسرائيل و فلسطين نيز اقدام شارون را در راستاي به چالش كشيدن دور جديد مذاكرات صلح و ممانعت ازطرح دوباره تقسيم بيت المقدس و تلاش براي ساقط نمودن دولت باراك مي دانستند درماه هاي بعد همچنان آتش بحران درمنطقه شعله ور بود.
خاورميانه جديد براي اسرائيل
به هرحال ، شيمون پرز درمارس ۲۰۰۱ به عنوان وزير روابط خارجه و معاونت نخست وزير انتخاب شد. او دراين مدت مؤسسه اي را باعنوان انستيتوي تحقيقات صلح و با هدف پيش انداختن و اجراي پروژه هاي اقتصادي منطقه اي ايجادكرد.
پرزصاحب يك دخترودوپسر است. وي ۱۰ كتاب تأليف كرده كه از جمله آنها گام بعد «خاورميانه جديد ، براي آينده اسرائيل» و «جنگ براي صلح» است.
كتاب جنگ براي صلح در واقع اتوبيوگرافي پرز محسوب مي شود و او به توصيف دوران كودكي اش در لهستان، مهاجرتش به فلسطين و پيشرفت سياسي اش درسالهاي بعد مي پردازد.
پرز بيش از نيم قرن در بحبوحه حوادث سياسي حضور و بارهبران سايركشورها برخورد داشته است كه شرح او بر شخصيتهايي همچون ميتران، نيكسون و كلينتون در اين كتاب، ناگفته هايي را بازگو مي كند.
پرز دراين كتاب همچنين به پاسخگويي به اظهارات اسحاق رابين رقيب قديمي خود در حزب كارگر كه در اتوبيوگرافي سال ۱۹۷۹ خود نوشته پرداخته است.
وي همچنين به شدت ازرهبران ليكود از جمله بگين ـ براي ناتواني اش در كنترل سياستهاي آريل شارون در لبنان ـ و اسحاق شامير ـ براي تخريب پروژه صلحي كه پرز درمذاكرات سال ۱۹۸۷ خود با ملك حسين پادشاه اردن دنبال مي كرد انتقاد مي كند.
پرز و جمهوري اسلامي ايران
پرز در مصاحبه اي با مجله الشرق الاوسط (تابستان ۱۳۷۵) ايران را «دشمن شماره يك صلح منطقه» عنوان كرده و گفته بود: «جهان امروز بر حزب الله و حماس و جهاد فشار مي آورد و در پايان بايد بهاي آن را بپردازد». جالب آنجاست كه وي درپاسخ به اين پرسش خبرنگار كه «چه كسي ايران را وادار به پرداخت اين بها مي كند؟» پاسخ داده بود: «جهان و همين طور اسرائيل»!
پرز همچنين در مصاحبه اي با روزنامه هاآرتص (بهمن ۷۵) گفته بود: «خاورميانه بر سر يك دوراهي بسيار خطرناك قرارگرفته است كه در يك سو انقلابي براي صلح با اقتصادي جديد و در سويي ديگر انقلابي به سوي اصولگرايي ديني با سلاح هاي جديد قراردارد.»
وي افزوده بود: «من آشكارا قدرت انقلاب اسلامي را كه به سوي يك ميلياردو۳۰۰ ميليون مسلمان در جهان اسلام در حركت و در حال فراگير شدن است، مشاهده مي كنم».
به عقيده پرز: «اين انقلاب براساس قداست و داستانهاي معجزه و وعده به بهشت استوار است و دهها هزار تن از روحانيون و سازمانهاي بسياري در تمام جهان را در خدمت خود دارد».
پرز در يك سخنراني در دانشگاه كاليفرنيا هم كه در مهر ۷۵ انجام شد، اظهار داشت: «ايران، مأخذ، مبدأ و سرچشمه ترور است، نه تنها در خاورميانه حتي در آمريكاي جنوبي و آمريكاي شمالي».
حمايت از عرفات
پرز، وزير خارجه دولت آريل شارون، ماه گذشته با انتقاد و ابراز تعجب از سخنان جورج بوش در مورد ياسر عرفات، گفت: «بوش دارد اشتباه بزرگي مي كند. ايجاد دولت فلسطين به شرط تغيير در رهبري فلسطيني ها يك اشتباه است. عرفات به مدت ۳۵ سال رهبري فلسطيني ها را برعهده و هميشه در عرصه هاي بين المللي حضور داشته است؛ او با يك سخنراني حذف نمي شود!!.
به عقيده پرز: «گردابي كه منطقه در آن گرفتار خواهد آمد به عمق انتظاراتي خواهد بود كه از اين سخنراني مي رود؛ بايد منتظر حمام خون بود».
مرزبندي با شارون
شيمون پرز معتقد است: «خشونت بين نيروهاي اسرائيلي و فلسطينيان بايد متوقف و مذاكرات مسالمت آميز آغاز شود».
وزير خارجه اسرائيل در ديدار فروردين ماه امسال اش با وزير خارجه تركيه افزوده بود: «ما بايد تيراندازي را متوقف و گفت وگو را آغاز كنيم؛ تيراندازي به سود هيچ طرفي نيست. اميدواريم براي توقف تيراندازي راهي پيدا شود».
در مرزبندي مشخصي با آريل شارون، شيمون پرز تيرماه، سال جاري، گفت كه اگر دولت شارون در دره و رود اردن در امتداد بخش شرقي كرانه باختري «منطقه حايل» ايجاد كند، استعفا خواهد كرد.
اينكه ميانه روي از نوع اسرائيلي و با قرائت شيمون پرز، چقدر در تحولات فلسطين و مناسبات بين المللي اسرائيل مؤثر است، بايد به انتظار نشست. آنچه كه در جريان است، حملات غيرانساني و اقدامات تماميت طلبانه و با خوي اشغالگرانه دولت شارون است.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |