نخستين شماره فصلنامه «حرفه: هنرمند» منتشر شد
نخستين شماره فصلنامه «حرفه: هنرمند» به مديرمسؤولي شهريار توكلي منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد: سياه، سفيد و ديگر هيچ / رابرت هاوزر، آقاي هاپر به شهر مي رود / ادواردهاپر، مردگان و زندگان / جرج رومرو، شهردر عكاسي / گراهام كلارك، نمايشگاهي سنتي در لباس غربي / گفت وگو با دكتر محمد ضيمران ، سينماي ترسناك واقعگرا / سينتيا. آ. فري لند و…
بخشي از مطلب «نمايشگاهي سنتي در لباس غربي» را مي خوانيد: «ـ: علل شكل گيري كانسپچواليسم در غرب چه بود؟»
دكتر ضيمران: اين مكتب زماني شكل گرفت كه نئوفرماليسم به اوج خودش رسيده بود و بيان مفاهيم ذهني هنرمندان در جامعه از طريق هيچ شكل ديگري امكانپذيرنبود. به عقيده آنها، فرماليسم پيام آور نبود و همه چيز درون خودش به غايت مي رسيد. بحث فلسفي اصلاً نمي تواند در قالب فرم مطرح شود. پس هنرمندان كانسپچوال به تجسم مفهوم روآوردند. وقتي ما از فرماليسم در غرب صحبت مي كنيم، بطور ضمني به بستر آن هم اشاره مي كنيم يعني گرايش قاطع فرماليستي در ۲۷۰۰ دانشگاه از بين ۳۰۰۰ دانشگاه آمريكا ميان هنرمندان و اديبان و… پس كانسپچواليسم به عنوان واكنشي در برابر آن فرماليسم معني مي دهد.»
دومين شماره دوماهنامه شوكران منتشر شد
دومين شماره دو ماهنامه شوكران به سردبيري پونه ندائي منتشر شد. در اين شماره مي خوانيد: كاريكلماتورهاي پرويز شاپور، نقد و بررسي درونمايه داستان هاي ابراهيم گلستان / عسگرعگسري ، بيگانه اي در شهر / كاميار عابدي، اومانيسم ايراني / دكتر عبدالحسين فرزاد، نامه بازرگان و مطبوعات ايران / سيدفريد قاسمي، شعر، بستر انديشه هاي سرگردان / گفت وگو با دكتر جلال ستاري / رسول يونان، همراه با شعرهايي از سيمين بهبهاني، م. آزاد، منصور اوجي، عمران صلاحي، محمود معتقدي، ضياءالدين ترابي، افشين نادري، كامينگز، بكت، رفيق صابر و داستان هايي از فريده خردمند، احمد پوري، بهرام فرهمندپور و كارينه خوديكيان.
بخشي ازمقاله اومانيسم ايراني را مي خوانيد:
«ترديدي نيست كه عرفان گرايي در ايران، روزگاري، مهمترين حركت اجتماعي سياسي بود كه به دنبال جنبش شعوبيه، بر ضدانحصارطلبان قدرت سياسي و اقتصادي، ظهور كرد. جنبش شعوبيه، خيزشي خردگرايانه بود كه برمبناي تفكر انسان سالاري، با پشتوانه ديني و استعانت از آيه مشهور قرآن مجيد جامعه اعتماد به نفس از دست داده ايران آن روزگار را، به تفكر واداشت. تا آنجا كه مردمان باايمان، از دين پرستي، به حق پرستي روي آوردند و سوءتفاهمي كه سران و سلاطين، و برخي زاهدان سالوس، براي مردم كوچه و بازار، در باب دين ايجاد كرده بودند، به كنار زدند.»
صدو هشتادوچهارمين شماره ماهنامه عكس منتشر شد
صدو هشتاد و چهارمين شماره ماهنامه عكس به سردبيري مسعود اميرلوئي منتشر شد.در اين شماره مي خوانيد: آيا كيارستمي يك عكاس خوب است/ فرهاد فخريان؛ عاشقي به نام بهرام خان [بهرام چهره نگار] /منصورصانع؛ نگاهي به آثار هشت عكاس اروپايي معاصر / كريستيان كوژال با افغانستان / بهروز مهري، دوربين يا آرپي جي، رهبر اركستر [فرهاد فخرالديني] / كاووس صادقلو، گفت وگو با آناهيتا قباييان و…
بخشي از مقاله «آيا كيارستمي يك عكاس خوب است» را مي خوانيد: [ اين مقاله در واقع نقدي است بر مقاله اي كه در روزنامه نوروز، به نمايشگاه عكس هاي كيارستمي در موزه هنرهاي معاصر اختصاص يافت]: «مقاله نگاه ايراني كيارستمي، داراي دو بخش مجزاست: ۱ـ ارزيابي و قضاوت منتقد نسبت به كيارستمي و آثار او ۲ـ مصاحبه خبرنگار خارجي (مايكل سيمنت) با عباس كيارستمي درباره آثار عكاسي او كه نويسنده مقاله (پريس تنظيفي) نتيجه گيري خود را بدان ارجاع داده است و به نظر مي رسد هردو بخش چه از حيث ساختار و اصول نقد و چه ا ز لحاظ مفهوم و محتوا (وحتي از جنبه نگارش و دستور زبان ومعاني واژگان) شديداً قابل نقد و پرسش است.»