يكشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۱ - ۹ جمادي الثاني ۱۴۲۳
Sun, Aug 18, 2002
گزارش روز
شماره ۲۲۱۵
sLogo.gif

PDF Edition
صفحه اول
سياسي
اخبار ايران
اجتماعي
گزارش روز
بين الملل
گفت و گو
گوناگون
گردشگري
سرزمين مادري
فرهنگ و انديشه
تاريخ
فرهنگ و هنر
اقتصادي
قيمت سكه و طلا
حوادث
ورزشي
صفحه آخر
اوقات شرعي
آرشيو
نگاهي به نارسايي هاي فني و اجتماعي شهرك هاي اقماري
تولد نارس شهرك ها و شهرهاي جديد
079314.jpg
بسياري از شهرك ها كه تا ديروز محدوده و حصاري داشتند امروز جزو مناطق تهران به حساب مي آيند و به بافت شهري پيوسته اند. اگرچه محتواي تهران از اين شهرك ها خالي شده ولي تأثيرات فرهنگي آنها را در خود نگه داشته است. وقتي كه ديگر شهرك سازي جوابگوي نيازهاي توسعه شهري نبود شهرهاي جديد كه در متن طرح ۲۵ ساله شهر تهران گنجانده شده بودند، بدون توجه به نگرش هاي قانوني و بي آنكه به فضاي شهري تأثيرگذاري تبديل شوند پديد آمدند:
بن بست شهرك ها
شهرك هايي كه امروز جزيي از تهران به حساب مي آيند، به خاطر افزايش نرخ رشد جمعيت مكان يابي و احداث شده اند. بخشي از اين شهرك ها كه در قبل از انقلاب پايه گذاري شده اند از سامانه هاي بهتري برخوردارند، هرچند تمامي آنها يادگار زمين هايي است كه شركت هاي عمران و نوسازي از وزارت مسكن خريداري كرده و به مردم واگذار كرده اند. شهرك هاي ساخته شده تا اواخر دهه شصت هم به عنوان شهرك هاي حاشيه اي اطراف تهران شناخته مي شدند و حتي شهركي مانند شهرك غرب با هدف رهاشدن از انواع آلودگي هاي زيست محيطي در كنار شهر تهران ايجاد شده بود. اما فقدان هويت مستقل در مديريت شهري باعث پيدايش شهرك هايي شد كه اساساً فاقد امكانات رفاهي بودند و چون تهران با شهرهاي اطرافش فاصله كمي داشت به ناچار اين شهرك ها با حوزه تهران يك كاسه شدند.
بايد توجه داشت كه شهرك ها مجموعه هاي مسكوني متصل به شهر مادر هستند كه با استفاده از خدمات شهرهاي مادر هويتي براي خود دست و پا مي كنند.
اما آنچه باعث بروز نارضايتي هاي گوناگون در ميان ساكنين شهرك ها مي شود، فقدان امكانات و تأسيسات مناسب در اين مكان هاست، عدم توجه مسؤولين به اين مسأله تاكنون به خشونت هاي اجتماعي در ميان ساكنان ومسؤولان منجر شده است. مهندس «علي اكبر موسوي» مسؤول بهسازي ومعماري روستايي منطقه آزاد قشم با ارائه تعريفي از شهرك ها درباره ايرادات عمده شكل گيري آنها مي گويد: «شهرك ها فضاهايي هستند كه به دنبال توسعه در حاشيه شهرها به وجود آمده اند و چون در بافت شهري امكاني براي توسعه يكپارچه وجود ندارد، به ناچار حاشيه شهرها را انتخاب مي كنيم. شهرك هاي كنوني بايد مجري مشخصي پيدا مي كرد تا حداقل خدمات شهري نظير فضاي سبز در مقياس ۵۰ هكتار براي هر ۱۰ هزار نفر جمعيت و همچنين فضاي آموزشي كوچكي در آنها تعبيه مي شد. اما نبود اين شرايط باعث شده ساختمان هايي ساخته شوند كه در آنها سرانه خدمات ديده نمي شود.»
شهرك هايي كه هم اكنون تهران را احاطه كرده اند، الگوهاي متفاوتي را به كار برده اند و به هيچ عنوان قالب استاندارد ندارند و در ساخت و ساز آنها از روشهاي ۶۰ سال پيش استفاده شده است و تغييرات آنها در مواردي نظير شهرك آپادانا غيرممكن است و يا با صرف هزينه هاي هنگفت امكانپذير مي شود. در بعضي از اين شهرك ها زمين ها خاك مرغوبي ندارند و شركت مجري طرح بدون توجه به فونداسيون و پي ريزي ساختمانها، شهرك را بنا كرده اند و سپس آزمايش خاك را انجام داده اند. مهندس «ناهيد رزاقي آذر» عضو هيأت علمي مركز تحقيقات ساختمان و مسكن درباره الگوهاي ساخت و ساز شهرك هاي داخل تهران مي گويد: «در اين شهرك ها به الگوهاي ساخت و ساز توجهي نشده است. در انبوه سازي شهرك ها بايد سرعت، كيفيت و كاهش هزينه را در نظر گرفت. اما در ساخت اين شهرك ها هيچكدام از اين موارد را رعايت نكرده اند و همان سبك هاي قديم را در مجموعه هاي بزرگ پياده كرده اند.»
اكثر شهرك هاي اطراف تهران كه امروز جزئي از شهر تهران به حساب مي آيند بدون توجه به كاربري هاي عمومي همچون تأسيسات ساختماني و رفاهي ساخته شده اند كه با تخريب زيستگاههاي محيطي نوعي توسعه يافتگي افسارگسيخته را از حاشيه به متن شهر وارد كرده اند.
مسأله عرضه و تقاضا و نياز روزافزون مردم به مسكن ارزان و عطش قشر بساز و بفروش به ساخت و ساز انبوه، تصوير بي هويتي را از شهر تهران ترسيم كرده است. مهندس «علي اكبر موسوي» بسياري از شهرك هاي ساخته شده را فاقد مشخصات اصولي شهرك سازي مي داند: «تعدادي از سكونتگاههاي جديد فاقد مشخصات شهرك هستند و بسياري از اينها شكل و شمايل و قواره شان نشان مي دهد كه از اصول و ضوابط معين تبعيت نكرده اند. به همين منظور ما در اين شهرك ها با اعتراض ساكنين و از هم گسيختگي پيكره شهري مواجه هستيم. كمبود فضاهاي خدماتي از عمده ترين مشكلات اين شهرك ها است و هويت معماري در آنها ديده نمي شود.»
شهرك هاي داخل محدوده تهران هنوز هم تافته اي جدابافته اند، كه نه شهرداري ها و نه ديگر حوزه هاي مسؤوليت شهري آنها را در دايره مسؤوليت خود به حساب نمي آورند. شركت هاي سازنده هم امكانات ضروري را در آنها پيش بيني نكرده اند. حتي برخي از اين شهرك ها به مانند شهرك دانشگاه و بخش قديمي شهرك بعثت در نزديكي دكل هاي فشار قوي برق احداث شده اند و امراض و خطرات گوناگون ساكنين آنجا را تهديد مي كند. از آنجا كه توسعه شهري تهران پايان يافته تلقي مي شود، براي رفع معضل افزايش جمعيت شهري لايحه قانوني شهرهاي جديد در صحن علني مجلس به بحث گذاشته شد و بر اين اساس شهرسازان در مناطق اطراف تهران براساس مؤلفه هايي همچون استقرار در مسير جاده هاي اصلي كشور، تراكم سيار و كم جمعيت، وجود مناظر و چشم اندازهاي طبيعي و آب و هواي مطبوع به مكان يابي براي احداث شهرهاي جديد دست زدند.
آخرين تير توسعه شهري
در بسياري ازنقاط دنيا و بويژه در كشورهايي كه با رشد غيرقابل كنترل جمعيت روبرو هستند شهرهايي در حومه شهر مركزي ساخته مي شوند و شهروندان را در دل خود جاي مي دهند. شهرهاي جديد سكونتگاههايي همانند خوابگاه هستند كه شهروندان آنها براي اشتغال و انجام امور اداري خود به شهر اصلي مراجعه مي كنند و از آنجا اقماري خوانده مي شوند كه سرريز جمعيتي شهرهاي بزرگ را به خود انتقال مي دهند. در ايران هم از دهه ۶۰ كه جمعيت به شكل افسارگسيخته اي افزايش پيدا كرد و ديگر شهرك ها جوابگوي نيازهاي توسعه شهري نبودند، مسؤولين براي پذيرايي از جمعيت مهاجر، شهرهاي اقماري را در خارج از حوزه استحفاظي شهر اصلي ايجاد كردند. گسترش شهرهاي جديد درحالي صورت گرفت كه برآوردهاي انجام شده حاكي از آن بود كه اين شهرهاي جديد تا بيست سال آينده بايد سه ميليون نفر را در خود جاي دهند و به ظاهر اين تنها راه كنترل جمعيت در شهرهاي بزرگ بود.
اما اين شهرها هم با مشكل عدم كارايي مطلوب روبرو بودند و تنها ويژگي قابل ملاحظه آنها ساختمانهاي ارزاني بود كه در خريداران انگيزه به وجود مي آورد وگرنه ساختمان هاي ساخته شده و محيط شهري جذابيت چنداني نداشت، راههاي ارتباطي خوبي هم براي اين شهرها در نظر گرفته نشده بود. مهندس «علي اصغركاردوست» مدير شركت عمران و آباداني پرديس درباره مشكلات شهرهاي جديد مي گويد: «شهرهاي جديد تجربه هاي نويي بودند و در اجرا با خلأهاي قانوني مواجه شدند، اما اين خلأ هاي قانوني با ايجاد قانون شهرهاي جديد در سال ۸۰ تقريباً برطرف شد.»
براساس لايحه مصوب مجلس شهر جديد به نقاط جمعيتي اطلاق مي شود كه در چارچوب طرح مصوب شوراي عالي شهرسازي و معماري ايران در خارج از محدوده قانوني و حريم استحفاظي شهرها براي اسكان حداقل سي هزار نفر به اضافه ساختمان ها، تأسيسات مورد نياز عمومي، خدماتي، اجتماعي، اقتصادي ساكنان آن پيش بيني شده است. با اين حال برخي از شهرهاي جديد با اين قانون همخواني ندارند و درموقعيتي قرار گرفته اند كه چند شهر آنها را احاطه كرده است، در اين ميان تنها شهرهايي موفق بوده اند كه در محورهاي صنعتي قرار داشته اند. تجربه شهرهاي جديد نشان داده است كه تنها در صورتي در جذب شهروندان به اين شهرها موفقيت حاصل مي شود كه عدالت محيطي ومديريت فني در شكل گيري آنها دخيل بوده باشد. دركشور هندوستان در كنار مجموعه هاي دانشگاهي شهرهاي مسكوني براي رفاه حال كاركنان دانشگاه ايجاد شده است، اين كار از دغدغه هاي اقتصادي كاركنان و سفرهاي درون شهري آنان كاسته و بر كيفيت كارشان افزوده است. وليكن احداث شهرهاي جديد در ايران و بويژه در اطراف تهران تنها به اين دليل صورت گرفته كه ديگر جاي مناسبي براي ايجاد شهرك و پذيرش جمعيت در داخل تهران وجود ندارد.
شهرهاي جديد از همان ابتدا بامشكلاتي مواجه بودند؛ چنانكه ساكنان شهر جديد پرديس بارها نسبت به فقدان امكانات رفاهي به تجمع هاي اعتراض آميزي دست زدند. مهندس «علي اصغر كاردوست» درباره علل اين تجمع هامي گويد: «شركت هاي عمران شهر جديد كه متولي ايجاد اين شهرها بوده اند، كانوني براي رفع نيازهاي مردم نيز هستند و چون در گذشته ابزار قانوني براي ايجاد امكانات مورد نظر را در دست نداشتند اين موضوع به طور پيوسته مورد اعتراض ساكنان قرار مي گرفت.»
در اثر اين نارضايتي ها افرادي كه موقعيت بهتري پيدا كرده اند دوباره به سوي تهران گسيل شده اند. مهندس «ناهيد رزاقي آذر» در اين باره مي گويد: «مردم از آتيه محل هاي تازه تأسيس اطلاعي ندارند، بخاطر اينكه درانتخاب محل زندگيشان صاحب اختيار نيستند. در همه جاي دنيا مردم مي دانند كه در چه جايي خانه خريده اند و نسبت به امكانات و آينده محل آگاهي كافي دارند.»
با تمام مشكلات موجود كارشناسان معتقدند كه ساخت و احداث شهرهاي جديد بايد ادامه پيدا كند، مهندس «علي اصغر كاردوست» دلايل حمايت از ساخت شهرهاي جديد را چنين بيان مي كند: «توسعه بي رويه مراكز جمعيتي در اطراف شهر تهران، كه داراي جمعيتي بيش از ده درصد هستند از نظر شهرسازي يك فاجعه است، ساماندهي اين شهرها از نظر اقتصادي هزينه هاي سنگيني را دربر دارد. ما بايد قبل از اينكه مردم به اين شهرها هجوم بياورند، مكان هايي را طراحي كنيم. اين مكان هاي مطالعه شده پذيراي افزايش جمعيت كلان شهرها هستند.»
شهرك ها بخش متصل توسعه شهري بودند و شهرهاي جديد بخش منفصل توسعه شهري هستند، اما اين احتمال در مورد شهرهاي جديد همواره دور از ذهن نيست كه آنها هم روزي به تهران بپيوندند و عرصه زندگي را در اين كلان شهر تنگ و تنگ تر كنند.
زندگي در تعارض و بحران
اغلب شهرك ها از امكانات تفريحي و فرهنگي بي بهره اند و ساكنين با استفاده از امكانات شخصي خود در آنها زندگي مي كنند، جمعيت ساكن در اين شهرك ها به لحاظ فرهنگي نامتجانس هستند و از اين رو انواع ناهنجاري هاي اجتماعي را توليد مي كنند.
در شهرك بعثت كه در جنوب شهر تهران بنا شده، خانه ها حالتي مسافرخانه اي دارند و به خاطر اينكه افراد ساكن در اين شهرك مستأجران شهرستاني هستند، هركدام بنابر فرهنگ روستايي خود ساختمان هايشان را آراسته اند. شهرك بعثت از دو بخش قديمي ساز ونوساز تشكيل شده كه ساكنين هركدام از اين بخشها يكديگر را نفي مي كنند. «مهناز اسلامي» از ساكنين شهرك بعثت درباره مشكلات آن مي گويد: «اينجا امكانات ندارد و ما از نظر فضاي سبز در مضيقه هستيم، اگر جواني در محوطه شهرك تردد كند هميشه عده اي برايش دردسر درست مي كنند. در يك كلام اينجا زندگي اجباري است.»
در اينگونه شهرك ها ساكنان مهاجر الگوهاي ابتدايي رفتار اجتماعي خود را حفظ كرده اند. «علي جعفري» محقق علوم اجتماعي درباره تقابل فرهنگ مدرن شهرنشيني و آموزه هاي سنتي شهرك نشينان مي گويد: «كساني كه از شهرهاي كوچك وارد اين شهرك ها مي شوند افرادي بافرهنگ سنتي هستند و فرهنگشان برپايه مشابهت شكل گرفته است. تنوع پذيري در ميان آنها وجود ندارد و در دنيايشان تفاوتي را احساس نمي كنند. اما در شهر مدرن تنوع پذيري حاكم است ومردم از شباهت هاي افراطي كناره گيري كرده اند.»
وجود شهرك ها در كنار شهرها معمولاً تأثيرات ناخوشايندي به جا مي گذارد و بخشي از ناهنجاري ها را به صورت ناخالص وارد محيط شهر مي كند. اين موضوع مي تواند جدانشيني اجتماعي را تشديد كند. «عليرضا غلامي» ۲۱ سال است در شهرك كيانشهر زندگي مي كند. شهرك كيانشهر از آن دست شهرك هاست كه جمعيت ناهمگني را در دل خود جاي داده است و اين جمعيت هرروز قواعد شهرك نشيني را نقض مي كنند. او درباره زندگي در كيانشهر مي گويد:«آنها كه از اينجا به جايي رسيده اند بيرون از اين شهرك زندگي كرده اند و الا دراين محيط كسي به جايي نرسيده است.»
براساس تئوري مكتب شيكاگو افراد برتر به دنبال تصاحب موقعيتهاي بهتري هستند، در محلاتي كه طبقات مرفه جامعه زندگي مي كنند، فضاها وسيع، بلوك ها منظم و تراكم كمتر است.، اما در شهرك هايي كه طبقات فرودست جامعه به سر مي برند، از برخورد و تماس آنها با ديگر طبقات كه از وضعيتي اجتماعي بهتري برخوردارند نگاه جديدي متولد مي شود؛ «علي جعفري» در اين باره مي گويد:«هدفي كه جامعه به افراد تزريق مي كند پيشرفت مادي است. افراد در چنين مجموعه هايي به دنبال وسيله اي براي پيشرفت مي گردند، در صورتي كه آن وسيله را پيدا نكنند امكان سقوط و كجروي آنها بسيار است.»
«جعفري» معتقد است كه اينگونه پيامدهاي فرهنگي در شهرهاي جديد كه ساختار محلي دارند كمتر به چشم مي آيد واحساساتي همچون اصالت طلبي كه در شهرك ها وجود عيني دارد در شهرهاي جديد جايي براي ابراز وجود پيدا نمي كند.
با اين وجود توجه به معضل اسكان غيررسمي، حاشينه نشيني و شهرك هاي بي بهره از امكانات رفاهي كه عامل اصلي شصت و پنج شورش بزرگ در بيست و دو كشور جهان سومي بوده اند، مي تواند از تهديدات احتمالي براي دولت ها جلوگيري به عمل آورد.


|   شناسنامه   |   آرشيو   |