اوايل سال گذشته هنگامي كه مديرعامل يك شركت بزرگ خودروسازي ايران در يكي از همايش هاي اقتصادي كشور اعلام كرد: «بازار داخلي ناموس ماست، هيچ كشوري از بازار خود نگذشته كه ما بگذريم.»، يكي از حاضرين در جلسه به شخص كناري خود گفت: «به اين مي گويند انحصار تمام و كمال!»
چرا كه همين مديرعامل در واپسين روزهاي سال ۱۳۷۹در پاسخ به پرسش خبرنگاري كه از نتايج جلسات بررسي طرح واردات خودرو سؤال مي كرد، با خشم روي ميز كوبيد و گفت: «بازار داخلي را به هيچ قيمتي واگذار نمي كنيم، با كسي هم شوخي نداريم.»
گرچه اين اظهارات آن هم در زماني كه بحث واردات خودرو در قانون بودجه سال ۱۳۷۹ واردشد و دولت مجاز بود براساس برخي پيشنهادات حداكثر ۱۰ درصد ظرفيت توليد كشور، خودرو خارجي وارد كند، تا حدي اغراق آميز به نظرمي رسيد، اما روند وقايع و اتفاقات بعدي نشان داد، ادعاي اين مديرعامل خودروساز بي پايه و اساس نبوده است چرا كه آنها تاكنون توانسته اند در برابر چندين تكانه كه هريك بر عزم جدي دولت بر توقف رويه فعلي و اعمال اصلاحات ضروري در بخش خودرو دلالت داشت، سرسختانه مقاومت كرده و كليه دستگاههاي پيگير را خلع سلاح كنند.
امروزه تار انحصار در صنعت خودروي كشور آنچنان تنيده شده كه تمام راههاي آزادسازي واردات را به بن بست كشانده و هزينه اعمال اصلاحات اساسي در اين مسير را افزايش داده است همگان براين باورند كه سياستگذاريهاي صلب و غيرقابل انعطاف حاكم براين بخش طي ده سال گذشته كليه فرصت هاي احيا و رونق صنعت خودروي كشور را از بين برده و اهداف آن را به انحراف مطلق كشانده است.
|
|
|
در حال حاضر بازار خودروي ايران در انحصار پنج «براند» توليد داخلي است كه مجموع توليد آنها به بيش از ۳۰۰هزار دستگاه در سال مي رسد و ۰/۶درصد توليد جهاني را تشكيل مي دهد. اين در حالي است كه بنابه اظهارات خودروسازان تقاضاي داخلي براي خودرو، سالانه حدود ۴۰۰هزار دستگاه است. در اين حال شكاف بين تقاضا و عرضه توانسته است حاشيه سود بالايي را براي شركتهاي خودروساز داخلي فراهم آورد و بازار انحصار را گسترده تر كند به طوري كه اين شركتها توانسته اند در سال ۱۳۷۹ از ميان ۱۰۰شركت برتر رتبه هاي اول، بيست و چهارم، چهل و ششم و هفتادويكم را از لحاظ فروش و از نظر سود رتبه هاي سوم، چهل و ششم و نود و هفتم را به دست آورند. در همين حال سود شركت اول خودروسازي كشور در سال ۱۳۷۹ با ۳۰درصد رشد يك هزار و ۳۵ ميليارد ريال(معادل ۱۳۰ميليون دلار) بوده است كه باتوجه به اين بازار و سود، بايد به آن مديرعامل حق داد كه بازار را «ناموس» بداند! و در برابر واردات خودرو با تمام وجود به مخالفت برخيزد و از هيچ فعاليت و كوششي دريغ نورزد.
طرح اول؛
يك بام و دو هوا!
سابقه طرح پيشنهاد واردات خودرو كه همواره سياستگذاريهاي مربوط به آن تداعي گر مثل معروف «استخوان لاي زخم» بوده، به ده سال پيش برمي گردد، به زماني كه دولت پس از اتمام جنگ و با شروع دوران سازندگي تصميم گرفت در چارچوب قانون خودرو به تبيين استراتژي صنعت خودروسازي كشور بپردازد. قانوني كه عليرغم گذشت سالها از تصويب آن، هنوز خودروسازان مانع تدوين برخي آيين نامه هاي اجرايي آن مي شوند و با سلسله اقدامات خود روح حاكم برقانون مذكور را به بند كشيده اند.
چرا كه اين قانون در ارائه مكانيزم تنظيم بازار خودروي كشور اصل را برآزادي واردات بنانهاده است، هرچند كه در مقابل به حمايت از توليد داخلي نيز پرداخته است.
بيستم ديماه سال ۱۳۷۱وقتي كه اولين قانون واردات خودرو در سالهاي پس از انقلاب به تصويب مجلس چهارم رسيد برخي آيين نامه هاي اجرايي مربوط به اين قانون كه مشتمل برماده واحده و بيست و دو تبصره بود هرگز تدوين نشد، چرا كه اعمال نفوذ در جلوگيري از تدوين آيين نامه هاي اجرايي اين قانون آنقدر شديد بود كه نه سازمان وقت برنامه و بودجه و نه وزارت صنايع سنگين آن زمان جرأت نوشتن اين آيين نامه ها را به خود ندادند.
در يك بررسي اجمالي، قانون خودرو يك «قانون يكطرفه» براي خودروسازان به شمار مي رفت كه فقط آنها حق ورود به حيطه اجرايي آن را دارند نه ديگران! چنانكه طي اين سالها، عملاً آن دسته از تبصره ها كه منافع خودروسازان داخلي را تأمين مي كرد، به اجرا درآمد اما اجراي مفاد مغاير با منافع آنها معطل ماند.
سه تبصره مهم اين قانون كه عملاً مي توانست خودروسازان را وارد بازار رقابتي و از آن طرف حقوق واقعي مصرف كنندگان ايراني را تأمين كند، تبصره هاي ۱۱ ، ۱۴ و ۱۵بود.
براساس تبصره ۱۴خودروهاي وارداتي بايد داراي نمايندگي رسمي خدمات بعد از فروش باشند، مگر مواردي را كه هيأت وزيران مستثني مي كند. در تبصره ۱۵نيز آمده براي حمايت از توليدات داخلي هيأت وزيران بايد در مواقع ضروري با تصويب ضوابط خاص واردات هر نوع خودرو را براي «مدتي» محدود كرده و يا براي ورود خودرو و يا قطعه خاصي سود بازرگاني ويژه اي وضع كند.
اما آيين نامه هاي اجرايي اين تبصره ها كه هركدام مي توانستند بازار انحصاري خودرو را از دست خودروسازان خارج كنند، نه تدوين شدند و نه خودروسازان اجازه دادند بخشي از اين قانون به اجرا درآيد. در زمان تصويب قانون خودرو مدير يكي از شركتهاي خودروسازي در ارتباط با اجراي آيين نامه تبصره ۱۶ گفت: «با اجراي اين آيين نامه كارخانجات داخلي با توقف (توليد) روبرو خواهندشد و باتوجه به سرمايه گذاريهاي انجام شده و اشتغال ايجاد شده لازم است حمايت هاي بيشتري از صنعت داخل به عمل آيد.»
اما در كنار اين تبصره هاي وارداتي قانون گذار براي حمايت از صنايع خودروسازي كشور و تقويت توان سرمايه گذاري هاي آن، موارد خاصي را پيش بيني كرده بود. چنانكه در تبصره يك اين قانون پيش بيني شده ، به منظور بازسازي و نوسازي صنايع خودروسازي كشور به مدت ۶سال تخفيف هايي به شرح زير به توليدكنندگان داخلي تعلق گيرد: ۱ـ از تاريخ تصويب اين قانون تا پايان سال ۱۳۷۳ حداكثر ۸۰درصد سود بازرگاني، حقوق گمركي و ماليات ۲ـ سال ۱۳۷۴ حداكثر ۶۰درصد سودبازرگاني، حقوق گمركي و ماليات ۳ ـ سال ۱۳۷۵ حداكثر ۵۰درصد سودبازرگاني، حقوق گمركي و ماليات و ۴ ـ سال ۱۳۷۶حداكثر ۴۰درصد سودبازرگاني، حقوق گمركي و ماليات. مقدار تخفيف هاي موضوع اين تبصره طبق آيين نامه اي كه به پيشهاد وزارت صنايع (سنگين) به تصويب هيأت وزيران مي رسد و براساس ميزان موفقيت توليدكننده داخلي در صادرات و ساخت داخل كردن قطعه هاي محصول توليدي تعيين مي شود.
اين تبصره كه در چارچوب قانون واردات خودرو تدوين شده بود و علي القاعده مي بايست با تبصره هاي ديگرهمسو باشد بطور ناباورانه اي نه تنها به اجرا درآمد بلكه خودروسازان توانستند از آن به بهترين وجه به نفع خود بهره برداري كرده و به تقويت بنيه مالي خود بپردازند و بدين ترتيب با خريد زمان هفت سال را طي كنند.
طرح دوم؛
تلاش ناكام!
هفت سال پس از تصويب قانون خودرو (كه اجرا هم نشد) مجلس پنجم در زمان بررسي لايحه بودجه سال ،۱۳۷۹ يك «بند» پيشنهادي را در قانون بودجه سال ۱۳۷۹ گنجاند كه به موجب آن دولت مجاز به واردات خودرو در سال ۱۳۷۹ شد.
طي اين هفت سال خودروسازان كشور با در اختيارداشتن بازار انحصاري خودرو هر نوع اجحافي كه مي خواستند در حق مصرف كننده، روا داشتند. پيش فروش خودرو و عدم تحويل آن در موعد مقرر، كيفيت پايين خودرو، مصرف زيادسوخت و بالا بودن قيمت از جمله نارسايي ها و نابساماني هاي صنعت خودروي كشور بود كه به هرحال مصرف كننده، چاره اي جز تحمل آنها نداشت.
در زمستان سال ۱۳۷۸مجلس كه لايحه بودجه سال ۱۳۷۹ را بررسي مي كردند، بند «د» تبصره «۱۳» را كه بند پيشنهادي خود نمايندگان بود، تصويب كرد.
براساس اين بند «ورود خودرو به نحوي كه موجب ايجاد شرايط رقابتي در بازار داخلي، صرفه جويي ارزي و انرژي و حفظ محيط زيست شود، با پيشنهاد سازمان برنامه و بودجه و تصويب هيأت وزيران مجاز است.» هرچند مذاكرات خودروسازان توانست در زمان بررسي بودجه در صحن علني قيد «الزام» را از بند «د» تبصره۱۳ بردارد و به جاي آن «مجاز» را بگذارد، سازمانها و دستگاههاي پيگير را براي تدوين آيين نامه اجرايي اين بخش به تكاپو انداخت. از همين روزها بود كه جدالي آشكار ميان موافقان و مخالفان اجراي اين طرح در گرفت و اهرم هاي فشار خودروسازان براي توقف روند مذكور به كار افتاد. گروهي از خودروسازان داخلي با برگزاري جلسه اختصاصي با رئيس جمهوري، سند ملي خودرو را نزد وي بردند و خواستار آن شدند تا با استفاده از اختيارات ويژه اش واردات خودرو را تا چندسال ممنوع كند.
در جريان همين درخواست ها و تقاضاها بود كه رئيس جمهوري پيگيري اين مصوبه را به كميته اي ويژه واگذار كرد اما كميسيون تخصصي خودرو طي ماههاي متوالي نتوانست گزارشي را كه مورد توافق كليه اعضا باشد، ارائه كند.
در همين حال سازمان وقت برنامه وبودجه كه بشدت پيگير تدوين آيين نامه اجرايي طرح واردات خودرو به كشور بود. با بررسي شرايط، اطلاعات و اهداف اين مصوبه ابعاد پرونده عملكرد گروه خودروسازان را روشنتر مي كرد، دو شركت اصلي خودروساز كشور در سال ۱۳۷۸ با يكهزار ميليارد تومان درآمد، پرفروش ترين اما در عين حال كم بازده ترين شركتها اعلام شدند. (نسبت سود به فروش شركت اول خودروسازي كشور ۹درصد است) .
اعمال نفوذ
در جلسه ۲۱۰ستاد سياستگذاري خودرو مديروقت دفتر صنايع سازمان برنامه و بودجه براي تهيه آيين نامه واردات خودرو پرسشنامه اي را بين اعضا توزيع كرد و نظر مكتوب آنها را خواست. در اين ستاد برخي كه در بين آنها مديران شركتهاي خودروسازي نيز حضور داشتند با واردات خودرو كاملاً مخالفت كرده و درباره آن صحبت كردند.
مخالفت عمده آنها بر اين محور استوار بود كه در صورت واردات خودرو «اگر مردم براي دريافت پيش پرداختهاي خود كه بالغ بر ۲۳۰ ميليارد تومان است هجوم بياورند و نقدينگي ما تكافوي پرداختها را نكند، چه بحران اقتصادي اي پيش مي آيد. به گفته آنها دولت در سال ۷۶ از محل پيش فروش خودروهاي داخلي توانست كسري بودجه ريالي خود را تأمين كند و ۵۰۰ميليون دلار در اختيار خودروسازان بگذارد، حال چگونه مي خواهد با خودروسازان اين طور برخورد كند؟
خودروسازان با ادعاي اينكه واردات خودرو عملاً باعث بيكاري صدهاهزار نفر قطعه ساز مي شود و يا آنكه با ارز مورد نياز واردات خودرو (كه در پيش نويس آيين نامه قراربود حداكثر معادل ۱۰درصد توليد داخلي يا ۳۰هزار دستگاه خودرو باشد) مي توان يك كارخانه جديد با ظرفيت ۱۲۰هزاردستگاه ساخت سعي در ايجاد جو رواني داشتند تا همه موافقان واردات را به سكوت و يا مخالفت واداركنند.
در اين جلسه غلامرضا شافعي وزيروقت صنايع خواستار تسريع در تهيه گزارش سندملي خودرو جهت ارائه به هيأت دولت شد و به مديركل صنايع سازمان برنامه و بودجه گفت تهيه آيين نامه واردات خودرو پس از ارائه گزارش سندملي خودرو به هيأت دولت در دستور كار قرارمي گيرد. هرچند كه تدوين سند ملي خودرو تا پايان سال ۱۳۷۹ عملاً ميسر نشد و به اين ترتيب بررسي آيين نامه واردات خودرو نيز به نوعي از دستور كار خارج شد و خودروسازان توانستند بارديگر مانع واردات خودرو و جلوگيري از شكست انحصار خود بر بازار پرسود ايران شوند.
اعمال نفوذ خودروسازان را مي توان كاملاً در تدوين آيين نامه اي كه بعداً نوشته شد و به هيچ وجه در هيأت دولت مورد بررسي قرار نگرفت مشاهده كرد. اين آيين نامه به گونه اي نوشته شده بود كه به گفته يكي از مسؤولان وقت سازمان برنامه و بودجه «هيچ كس يا هيچ فردي قادر به واردات خودرو نباشد.»
آيين نامه واردات خودرو به گونه اي تدوين شده بود كه براي كنترل ميزان واردات، اعمال نظام تعرفه اي را بهترين گزينه مي دانست. به همين دليل بررسي و انتخاب رقم تعرفه واردات در دستور كار كارشناسان سازمان برنامه و بودجه قرارگرفت. يكي از پيشنهادات اين بود كه براي واردات خودرو، نرخ روز مبناي محاسبه ارز قرارگيرد و در اخذ عوارض و حقوق دولتي، سود گمركي فعلي اعمال شود. در صورت اجراي اين پيشنهاد يعني تغيير مبناي ارز از ۱۷۵تومان به حدود ۸۰۰تومان، تعرفه هاي واردات چهاربرابر افزايش مي يافت و ميزان تعرفه، قيمت ورود خودرويي متوسط را بشدت بالا مي برد.
برخي از كارشناسان جهت رفع اين مشكل پيشنهاد كردند، سود بازرگاني واردات خودرو برمبناي ارز ۱۷۵توماني اخذشود اما دولت از واردكنندگان مابه التفاوتي دريافت و قيمت تمام شده خودروي خارجي را به اين ترتيب كنترل كند، اما سازمان حمايت از مصرف كنندگان و توليدكنندگان تعيين و دريافت رقم مابه التفاوت را به خاطرشناور شدن قيمت ها مقدور ندانست و مسؤوليت آن را نپذيرفت.
با اين همه، سازمان برنامه و بودجه كه به سازمان مديريت و برنامه ريزي تغييرنام داده بود، بالاخره توانست مكانيزمي جهت اجراي طرح واردات خودروي خارجي بيابد، شيوه اي كه در صورت اجراي آن بازهم قيمت تمام شده خودروي وارداتي را در سقفي حفظ مي كرد كه به بازار مصرف خودروهاي ساخت داخل لطمه اي وارد نشود. اين سازمان پيشنهاد كرد دريافت حقوق و عوارض گمركي برمبناي نرخ روز ارز(۸۰۰تومان) صورت گيرد و براي واردات خودروهاي كاركرده سود ويژه گمركي پيش بيني شود. سازمان مديريت در زمان تدوين اين آيين نامه در شرايط فوق العاده اي به سرمي برد. دوراني كه اين سازمان آماج انتقاد توليدكنندگان داخلي، وزارتخانه ها، سازمانها و نهادهاي حامي خودروسازان قرارگرفت روزهايي كه دست اندركاران تدوين آيين نامه مجبور بودند مدت زماني طولاني راصرف گفت وگو و بحث با منتقديني كنند كه مي خواستند توصيه هاي لازم را گوشزد كنند. توليدكنندگان داخلي در تماس هاي تلفني و ملاقات هاي حضوري پيشنهاد مي دادند كه واردات خودروي خارجي را به خود ما واگذار كنيد. از طرف ديگر دسته اي از موافقان اجراي اين طرح هم درخواست هاي ويژه اي براي صدور مجوز واردات خودروي خارجي ارائه مي كردند.
به هر ترتيب پيش نويس آيين نامه واردات خودرو تدوين شد اما در عمل اتفاقاتي رخ داد كه موجب شد دستورالعمل پيشنهادي هيچگاه به جلسات هيأت دولت راه پيدا نكند.
اتفاقاتي كه هيچ يك از تهيه كنندگان آيين نامه واردات خودرو حاضر نشدند بطور رسمي از آن سخن بگويند.
به اين ترتيب يكي از مهمترين اصلاحات اجتناب ناپذير و حياتي ساختار اقتصادي كشور در محاق ماند و قطعاً تا زمان رفع برخي موانع اجرايي اين برنامه راهبردي از دستور كار خارج خواهدماند.
بررسي دو مقطع تاريخي حاكي از عزم مسؤولان كشور براي واردات خودرو است كه همه چيز اين بررسي نشان مي دهد كه نفوذ لايه هاي انحصار در اقتصاد كشور، آنقدر عميق است كه تصميم دو قوه از سه قوه كشور براي شكستن انحصار بازارخودرو را ناكام گذارد. يكي از مسؤولان وقت سازمان برنامه و بودجه درباره ابعاد اين انحصار مي گويد: «اينها (خودروسازان) سعي دارند از هر حربه اي كه مربوط به حفظ بازارآنها مي شود، استفاده كنند. اين حربه ها مي تواند از به كارگيري و استخدام اقتصاددانان صاحبنام باشد…تا نفوذ در هر كجا كه دلتان بخواهد.»
به گفته وي «آنها حتي سعي در ارائه آمار و داده هاي غلط دارند. براي مثال وقتي مسأله پيش فروش خودروها پيش آمد خودروسازان آمار متقاضيان را حدود ۵۰۰هزار نفر ذكر كردند و زماني كه به آنها گفتيم شكاف بين توليد و تقاضا را شما نمي توانيد پركنيد پس بايد خودرو وارد شود، آنها سريعاً اعلام كردند به گفته مشاوران تقاضا براي ۳۵۰هزار دستگاه است بنابراين توليد ما كفايت مي كند.»
انحصار در اقتصاد ايران آنقدر قوي و پرقدرت است كه شكست آن تنها با مصوبه و مقررات ممكن نمي شود. قدرتي وراي مصوبه و آيين نامه لازم است كه انحصارگران اقتصادي را مجبور به ارائه اطلاعات شفاف از عملكردهاي خود كند تا مردم به واقعيات پي ببرند. در اين صورت است كه ماهيت اقتصادي هر دستگاه و سازمان مشخص مي شود. خودروسازان تنها بخشي از انحصارات اقتصادي ايران را در دست دارند و با استفاده از اين انحصار، حقوق مصرف كنندگان را ناديده گرفته و با آن هر طور كه دلشان مي خواهد بازي مي كنند و اين انحصار شكسته نمي شود مگرآنكه رقيبي براي آنها ايجاد شود در ميدان رقابت است كه جريان انحصار وادار به توليد با كيفيت بالا و قيمت ارزان مي شود.