|
محسن رضايي:
|
|
|
|
با تشريح مصاحبه اخير دادستان كل سابق آمريكا
|
|
|
|
|
|
|
|
هشدار معاون وزارت علوم
• ظريفيان: يارگيري گروهها و جناح هاي سياسي كشور در محيط دانشگاهها، به رسالت دانشگاه آسيب رسانده است • تحت يك نام و عنوان، دهها جريان نمي توانند فعاليت كنند
|
|
|
|
|
محسن رضايي:
بايد درقضيه حمله آمريكا به عراق از انفعال خارج شويم
گروه سياسي: دبيرمجمع تشخيص مصلحت نظام گفت: در قضيه حمله آمريكا به عراق بايد از انفعال خارج شويم. «محسن رضايي» افزود: اين تفكر اشتباه است كه دراين مسأله تنها دوطرف آمريكا و صدام بوده و طرف سومي وجودندارد. وي برون رفت از انفعال را به معناي ماجراجويي درصحنه بين المللي ندانست و يادآورشد: بايد با حضور فعال در سياست خارجي نقش مؤثرخويش را در تحولات منطقه ايفاكنيم. رضايي با اشاره به اينكه امروز وحدت نيروهاي سياسي كشور تنها راه حل مشكلات كشور و اعتلاي نظام جمهوري اسلامي است، تصريح كرد: نبايد اينگونه فكركنيم كه همه آزاديخواهان بي دين در يك طرف و همه دين داران مستبد درطرف ديگر قضيه هستند و امكان هيچگونه مسالمت وجودندارد.
|
|
|
|
|
با تشريح مصاحبه اخير دادستان كل سابق آمريكا
جنتي:مذاكره با آمريكا به مصلحت نظام نيست
گروه سياسي: آيت الله احمد جنتي در نماز جمعه اين هفته تهران با اشاره به مصاحبه اخير رمزي كلارك دادستان كل سابق آمريكا گفت: سياست آمريكا و تفكر سياستمداران اين كشور منافع مادي و سرمايه است و در اين شرايط تسليم و مذاكره با آمريكا به مصلحت نظام نيست. وي با انتقاد از افرادي كه به گفته او خواهان مذاكره با آمريكا هستند به بخشهايي از مصاحبه رمزي كلارك، در تشريح اهداف استعماري سياستمداران آمريكا در كشورهاي مختلف جهان اشاره كرد. آيت الله جنتي گفت: اين مقام آمريكايي در اين مصاحبه كه اخيراً منتشر شد، آثار تحريم هاي اقتصادي آمريكا را مخربتر از بمب نوتروني مي خواند و تأكيد مي كند كه سياستمداران اين كشور با اين اقدام زمينه كشته شدن مردم كشورها را فراهم مي كنند بدون آنكه ثروت و اموال آنها از بين برود. به گفته وي، رمزي كلارك تسلط بر جهان را از اهداف اوليه آمريكا اعلام كرده است كه به طرق مختلف براي تحقق آن تلاش مي كند و در صورتي كه به صورت مسالمت آميز به اهداف خود نرسد، براي تحقق آن دست به اعمال خشونت مي زند. به گفته وي، رمزي كلارك در مصاحبه خود مي گويد: ما در كشور خود نيز دموكراتيك نيستيم و يك سوءتفاهم و افترا در مورد دموكراسي در كشور ما حاكم است و ما به جاي حكومت دموكراتيك، حاكميت اغنيا را در كشور داريم و تمركز ثروت در دست افراد غني و اختلاف بين فقير و ثروتمند در آمريكا در هيچ كجاي دنيا نظير ندارد. دبير شوراي نگهبان با اشاره به انتشار گزارشهاي سيا در مورد دخالت انگليس و آمريكا در كودتاي ۲۸ مرداد به تشريح افشاگري رمزي كلارك در اين زمينه پرداخت. به گفته وي، رمزي كلارك در اين مصاحبه گفته است: ما دولت دموكراتيك ايران را سرنگون كرديم و شاه را به جاي آن نشانديم. دولت شاه به مدت ۲۵ سال حافظ منافع ما در منطقه حساس خاورميانه بود و بعد از سرنگوني شاه رئيس سازمان سيا، بازگرداندن شاه به ايران را بزرگترين موفقيت اين سازمان اعلام كرد و براهميت خدمات ۲۵ ساله وي به نفع آمريكا تأكيد نمود. آيت الله جنتي در بخش ديگري از سخنان خود با اشاره به هفته دولت و بزرگداشت ياد شهيدان رجايي و باهنر و ۱۵ هزار شهيد دولت بر لزوم پيروي عملي از راه شهيدان تأكيد كرد. وي گفت: دولت بايد در شرايطي كه مردم با مشكل اقتصادي روبرو هستند جلوي ولخرجي ها و اصراف ها و مصرف شدن بيش از ۷۰ ميليون تومان براي ساخت مجسمه كاوه آهنگر توسط يك شهرداري را بگيرد. وي گفت: اگر اين مجسمه خراب نشود در آينده پايگاه ضد انقلاب خواهد شد و بايد دولت با اينگونه ولخرجي ها و احداث ساختمانهاي بزرگ چشمگير توسط بانكها مقابله كند.
|
|
|
|
|
سه حوزه مأموريت خاتمي
ارزيابي و تحليل عملكرد خاتمي و دولتش درعين حال كه ساده و سهل مي نمايد، امردشواري است. آن هم در شرايط حاضر كه مسابقه انتقاد از خاتمي به جريان افتاده و هر ديدگاه و سخني دراين باره با عيار موافقت و مخالفت سنجيده مي شود. به هرتقدير، اكنون كه عمرسياسي دولت ازنيمه گذشته است، مي توان محورها و وظايف خاتمي را درعرصه هاي مختلف مروركرد و امتيازها و نمره هايي را براي هركدام لحاظ كرد. خاتمي از ابتدا انديشه ها و برنامه هاي خود را در سه حوزه ترسيم كرده بود. حوزه بين المللي با ايده هايي چون اصلاح چهره نظام، نهادينه كردن اصول گفت وگو و تنش زدايي، كارآمدي نهادديپلماسي ـ حوزه مدني و اجتماعي با اصولي چون: احياي حقوق شهروندي، آزادي فعاليت هاي مدني و سياسي، مقابله با خشونت ، تحميل و روشهاي جبرآميز، تعميق مشاركت سياسي و رونق نقد و انتقاد ـ حوزه حكومتي برپايه شعار شفافيت، قانونگرايي و پاسخگويي. بطورطبيعي درهربرهه اي به نسبت حوادثي كه رخ مي دهد يكي از محورهاي مأموريت خاتمي موردتوجه قرارمي گيرد، اكنون كه بحث تهديدنظامي و مسأله اي به نام صيانت ذات مطرح است، ترجيحاً بحث را ازكارنامه سياست خارجي خاتمي آغازمي كنيم. مسيرحركت خاتمي دراين عرصه تصوير روشنتري دارد. خاتمي درشرايطي در رأس ديپلماسي قرارگرفت كه ايران به دلايلي چون ركودفضاي سياسي داخل و نيز سوءعملكرد نيروهاي خودسر با تهديدها و بحرانهاي قريب الوقوعي مواجه بود، پرونده هاي بسياري براي مؤاخذه ايران درمحافل غربي و مجامع بين المللي گشوده شده بود كه هركدام مي توانست دستمايه يك تحريم و برخوردجديد واقع شود. نخستين بازتاب سخن جديد خاتمي در سياست خارجي اين بود كه باب تجديدنظرهايي در نگاه قدرتهاي منطقه اي و فرامنطقه اي گشود كه خاتمي اين پژواك ها را درقالب خطوط سياستهاي پرجهشي چون تنش زدايي و گفت وگوي تمدنها نهادينه كرد. بنابراين مرحله اول حركت ديپلماسي خاتمي كه احياي اعتبار و ارزش ايران، اعتمادسازي نزداروپا، آمريكا و اعراب بود با موفقيت چشمگيري پيش رفت، اما مرحله دوم كه تبديل علايق و انديشه هاي مشترك به پروژه ها و طرحهاي مشترك بود و از دولت دوم او آغازمي شود، منوط به سه عنصر داخلي بود. اصلاح قوانين و رفتارهاي حقوقي، تضمين امنيت و هماهنگي و يكپارچه سازي ساختار تصميم گير. متأسفانه در هرسه جهت خاتمي با واكنشها و نتايج متضاد و حتي خنثي كننده مواجه شد. حتي كاربه جايي رسيد كه بسياري از آنهايي كه با تكيه بر اهرمهاي حقوقي ـ سياسي، ظرفيت تصميم سازي درعرصه بين المللي را به روي او بسته بودند، دردولت دوم خاتمي نداي فوت فرصت ها و فرصت سوزي سردادند. گواينكه براي حركت خاتمي درسياست خارجي، دامنه و محدوده اي خاص مقررشده بود و او مي بايست پس از جلب اعتماد جهاني و رفع موانع سياسي، از انتقال سرمايه ها و گشودن باب همكاريها چشم پوشد. با اين حال هنوز هم اعتقاد كثيري از صاحبنظران براين است كه اگر برخوردهاي قهرآميز ازدستوركار آمريكا و قدرتها خارج شده به يمن نقش خاتمي است. يقيناً خاتمي هنوز فرصت هايي براي تكميل كارنامه خود در سياست خارجي پيش رو دارد، تصميم و ابتكار عمل هاي او در بحران جديد ايران و آمريكا، مي تواند امتيازات جديدي را عايدش سازد. حوزه مدني، چالش انگيزترين بخش عملكرد خاتمي است جايي كه سقف بي نهايتي از مطالبات درآن انباشته شده است. فاصله اي كه بين انتظارات و واقعيت ها دراين بخش ديده مي شود ناشي از جايگاهي است كه منتخبانش براي او قايل هستند، با آنكه خاتمي از پذيرش نقش راهبري و توليت اصلاحات امتناع ورزيده اما افكارعمومي و حاميانش همه انتظارات و خواسته ها را متوجه او كرده اند. شعارها و ايده هايي كه خاتمي در حوزه مدني مطرح كرد بخشي از آن برعهده دستگاهها و اركان دولت بود (بويژه درحوزه هاي سياسي، امنيتي و فرهنگي) و بخشي ديگر برعهده احزاب و نهادهاي مدني، اكنون پس از پنج سال ضعف ها، لغزشها و كمبودهاي غيرقابل انكاري دركاركرد مجموعه هاي مسؤول در پيشبرد آن اهداف و برنامه ها ديده مي شود كه متأسفانه در اثر تعريف نادرست همگي به حساب خاتمي نگاشته مي شود. آنچه مسلم است خاتمي محورها و مباني اعلام شده خود در انتخابات را بطور تمام و كمال واردصحنه كرد، تحرك ها و تكانهايي چشمگير براساس آن افكار و انديشه در سطح جامعه بروزكرد، اما هيچيك از اين موج ها و تحركات كه اجزاي يك جنبش مدني را شكل مي داد، درمجراي نهادهاي نيرومند اجتماعي تبلورنيافت. درنتيجه جبهه گيريها و صف آرايي هايي آغازشد. ازبطن اين واكنشها و صف بنديها، بحرانهايي زاده شد كه هزينه رفتن به جلو را براي خاتمي و يارانش سنگين تر كرد. اكنون كه در اوج و فراز اين كشاكشها قرارداريم به نظرمي آيد خاتمي درمورد ظرفيت هاي دو جريان پيش برنده و پيش گيرنده اصلاحات دچار تأمل اساسي است. تأملي كه در نگاه بسياري سكوتي پرمعني را تداعي مي كند. مأموريت خاتمي درحوزه حكومت، رفع شكاف دولت و ملت و اصلاح پذيركردن ساختار نظام اعلام شده بود. به اعتقاد بسياري از ناظران، او بخش اول مأموريت خود را تاحدزيادي به انجام رساند. اما در مرور زمان تصميم ها و اقداماتي صورت گرفت كه ديوار بدبيني بين مردم و نظام را بالابرد. به هرحال اصلاح در ساختار مناسبات درون نظام به عناصر مهمي بستگي داشت كه اولين آنها انعطاف در مشي و مواضع نهادهاي قدرت بود. چيزي كه انتقادها و ملامت هاي خاتمي اكنون متوجه آن است و دوم تقسيم و توزيع درست اختيارات و نقشها كه مأموريتي بود مي بايد با كمك قوه مقننه به انجام مي رسيد. راه قانونگرايي و قانونمندي هم به همان اندازه در زبان خاتمي به غصه و افسوس آميخته است. محمد نوري
|
|
|
|
|
درنگ
چه تأملي! ماهم خوب پيش بيني مي كنيم و هم خوب، دورانديشي. چندي پيش، همايشي باعنوان «جهان پس از آمريكا» در دانشگاه تهران برگزارشد. يك روزنامه در گزارش اين همايش، تيترزد: «تأمل صاحبنظران و كارشناسان بر جهان پس از فروپاشي آمريكا» نمي دانيم چرا در اين گزارش، نه بحثي درباره نحوه فروپاشي آمريكا بود و نه بحثي درباب جهان پس از فروپاشي آمريكا؟! آيا خود همايش هم اينطوري بوده؟
تقسيم كار قرارنيست همه كارها روي دوش يك نفر بيفتد. دور، دورتقسيم كار است. آقاي سيدهادي خامنه اي از يك تقسيم كار عادلانه در مملكت داري پرده برداشته است: «درشهرها كساني هستند كه در همه كارها دخالت مي كنند اما به هيچ جايي پاسخگو نيستند، آنها از يك طرف انتقادمي كنند و ازطرف ديگر نمي گذارند كاري انجام شود.»
مخالفان ديروز، طراحان امروز آن موقع كه عبدالله جاسبي در نطقهاي انتخاباتي خود، «دانشگاه بدون كنكور» را مطرح كرد، اصحاب وزارت علوم خنديدند و آن را غيرممكن دانستند. چگونه است امروز همين آقايان «طرح پذيرش دانشجو بدون كنكور» را پيشنهادمي كنند؟ آيا امور «محال» در دستان اين بزرگان «ممكن» مي شود؟
|
|
|
|
|
هشدار معاون وزارت علوم
نسبت به ايجاد تشكلهاي دانشجويي همنام در دانشگاهها
• ظريفيان: يارگيري گروهها و جناح هاي سياسي كشور در محيط دانشگاهها، به رسالت دانشگاه آسيب رسانده است • تحت يك نام و عنوان، دهها جريان نمي توانند فعاليت كنند
|
|
|
گروه سياسي: معاون دانشجويي وزيرعلوم، تحقيقات و فناوري در حاشيه چهارمين گردهمايي كميته هاي انضباطي دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي سراسر كشور در همدان، درباره ايجاد تشكيلات سياسي همنام در دانشگاهها و پيامدهاي ناشي از آن گفت: همواره يكي از كاركردهاي ذاتي دانشگاهها در جهان سوم، كاركرد سياسي بوده، چون اگر اين نهاد در دفاع از ارزش هاي عام جامعه و نقد آن كم كاري داشته، جامعه متضرر شده است. به گزارش ايرنا ظريفيان افزود: تلاشي كه در ۱۸تيرماه براي كمرنگ كردن نقش دانشگاه در جامعه صورت گرفت به نتيجه معكوس انجاميد، چرا كه امروز دانشگاه به يكي از اصلي ترين گروههاي مرجع جامعه تبديل شده است، اما آسيبي كه در اجراي اين رسالت ها متوجه دانشگاه بوده، يارگيري گروهها و جريانهاي سياسي خارج از دانشگاه دردرون آن و تلاش براي تبديل دانشجويان به ابزارسياسي است. وي تصريح كرد: ما به جريانهاي بيروني دانشگاه كه سعي در نفوذ در محيط هاي دانشگاهي دارند اين هشدار را مي دهيم كه دانشگاه به همه جريانهاي تحميلي بعد ازمدتي پاسخ محكم «نه» داده و اين حضورها دولت مستعجل است. معاون دانشجويي وزيرعلوم، اظهارداشت: ما معتقديم هيچ اشكالي ندارد كه صدها تشكل سياسي در دانشگاهها فعاليت كنند اما اختلاف نظر ما با بعضي دوستان درون و بيرون دانشگاهها اين است كه بايد شفاف كاركنند. تحت يك نام و عنوان و يا تابلو، ده جريان نمي تواند فعاليت كند، چه اشكالي دارد تشكل ها با نام هاي مختلف فعاليت كنند؟ چرا اصرارداريم ظل و ذيل يك عنوان با نگاههاي مختلف قراربگيريم؟ ظريفيان ادامه داد: اين امر به ايجاد سردرگمي دربدنه دانشجويي و جامعه مي انجامد. وقتي تشكلي مي خواهد شكل بگيرد، خوب ديدگاه انجمن كه مشخص است؛ برود مجمع اسلامي، تشكيل دهد و يا چيزديگر. وي خاطرنشان ساخت: متأسفانه اخيراً ديواري كوتاهتر از ديوار انجمن اسلامي دانشجويان پيدانشده و همه تشكل هاي موازي به اين نام تحميل مي شوند. اين يك آسيب و خطراست. آسيب از آن جهت كه نقش تاريخي دانشگاه به عنوان طلايه دار و مدافع منافع ملي كه همواره درسياست دخالت مي كرده، لطمه مي بيند، چون بخش عظيمي از دانشجويان، تشكل هاي سياسي را محل منازعه سياسي مي بينند و دريك بخشي هم شاهد استفاده ابزاري هستند، نتيجه اين مي شود كه بدنه دانشجويي از فعاليت فاصله مي گيرد و اين يكي از دلايل اصلي ورودجامعه دانشجويي به فاز ركوداست. ظريفيان با تأكيد بر هوشمندي دانشجويان و عدم علاقه مندي آنها به استفاده ابزاري از دانشگاه، نقش دانشگاه را به عنوان مدافع هميشگي عدالت و آزادي، منحصربه فرد عنوان و تصريح كرد: دوستاني كه دست به تشكل سازي و موازي كاري مي زنند بدانند اگر دانشگاه دچار ركودسياسي شود، به مراتب خطرش براي نظام از دانشگاهي كه نشاط سياسي دارد بيشتر و جدي تراست، اين يك لطمه ملي است.
|
|
|
|