سهراب سليمي رشته كارگرداني و بازيگري را در دانشكده هنرهاي دراماتيك دانشگاه تهران خوانده است سليمي تاكنون علاوه بر بازيگري آثاري همچون «ازپا افتاده ها» نوشته غلامحسين ساعدي ، «۲۷ واگن پنبه» اثر تنسي ويليامز» ، «حماسه ننه خضيره » كار مشترك گروهي، و «كبودان اسفنديار» اثر آرمان اميد را كارگرداني كرده است وي اكنون پس از ۱۱ سال «مده آ» اثر داريوفو را در تالار قشقايي تئاتر شهر به روي صحنه برده است. در اين باره با او به گفت وگو نشسته ايم.
| آقاي سليمي در بروشور نمايش آمده كه شما از سه متن نمايشي استفاده كرده ايد. به چه نحوي اين كار صورت گرفته است؟
* متن اصلي من، به لحاظ زير ساختار نمايشي از داريوفو ترجمه آقاي محمود بهروزيان گرفته شده است. بعداز اجرا درجشنواره دانشجويان سراسر كشور به دليل آنكه نقاط كليدي اي از متن داريوفو با تماشاگر ارتباط برقرار نكرد تصميم گرفتم بدون آنكه به متن فو ضربه اي بخورد از دو متن مده آ اثر اروپيد و مده اثر ژان آنوي كه از دو منظر متفاوت نگاه كرده اند هم كمك بگيرم. اين كولاژ را انجام دادم و سعي كردم به يك زبان مشترك برسم. به يك خط مسير قصه اي براي روشن كردن روند درام و تمام تلاشم اين بود كه سه گانگي در كار به وجود نيايد.
| البته ما اين سه گانگي را مي بينيم، مثلاً گفت وگوي ياسون با مده آ لحني كاملاً طنزگونه دارد. بر خلاف گفت و گوي كرئون با مده آ كه از متن ژان آنوي گرفته شده است.
* من با استفاده بهينه اي كه از كار آنوي و ارو پيد كردم، در واقع قصد داشتم كه اين دوگانگي در مده آ، ياسون و كرئون وجود داشته باشد. من مي خواستم اين تضاد را به اوج برسانم و به دنبال برحق بودن مده آ بودم و در اين مسير تمام تلاشم را كردم از آغاز تا پايان، براي دو نگاه مختلف نه فقط نوع نگاه به زن ومرد. بلكه دو نگاه فلسفي تضاد بين قانون مدار شدن زن و مرد از دو ديدگاه مختلف فكري.
| مده آ زني بوده كه جنايت و خيانت كرده،اما شما او را عاري از گناه معرفي مي كنيد جناياتش را مخفي مي كنيد و درواقع نوعي نگاه ضدمرد بر نمايش حاكم است. در اين باره لطفاً توضيح دهيد.
* اصلاً چنين چيزي نيست. من دگماتيسم قضيه را تحت هيچ شرايطي قبول ندارم و نه به دنبالش حركت مي كنم. آنچه كه براي من اهميت دارد. دو نگاه فكري است. من در متن داريوفو هم به آنارشي بودن مده آ نپرداخته ام. آنچه كه باور و اعتقاد من بوده و در آن مسير حركت كرده ام اين بوده كه آن نوع طرز تفكر قانون مداري براي من روشن بشود. نوع نگاه ياسون ها و كرئون ها نوع نگاه فرصت طلبانه و سودجويانه است. اما نوع نگاه مده آ صداقت گونه است. حالا مي خواهد اين نگاه متعلق به زن باشد، يا مرد. من ممكن است بار ديگر مده آ را كار كنم اما اين بار ازمرد استفاده كنم و تنها نامي زنانه بر او بگذارم.
| از نظر شماموضوع نمايش چيست؟
* موضوع نمايش، در واقع تضاد وكشمكش بين حقوق زن ومرد است.كه در اينجا حاكميت مرد بر زن كاملاً مشخص است.
و اينكه حق و حقوق واقعي زن به فراخور شرايط فكري بايد به او داده شود. شما ناراحتيد از اينكه حقوق زن به او داده بشود.
| خير ، من ناراحت نمي شوم اما از اينكه آدمي اينهمه پاك ومنزه جلوه داده بشود عصباني مي شوم. در واقع مده آ تقاص جنايات خودش را پس مي دهد.
* آنچه كه در صحنه اتفاق مي افتد با آنچه كه خوانده مي شود متفاوت است. مي توان هملت شكسپير را از زواياي مختلفي نگاه كرد پس هيچ كس نمي تواند بگويد هملت حقيقي، هملت سرلارنس اليوير است يا گوزينتسف يا...
| در بروشور آمده اساس كار داريوفو بداهه است. اما در كار شما ما با ميزانسن هاي كاملاً مشخص وگاه دست وپاگير مواجه بوديم.
* آقاي فو، متن را براساس بداهه مي نويسد، اما اجرا نمي كند. من اطلاعات دقيق تري دارم كه حتي در نيويورك اين نمايش نامه بداهه اجرا نشده است. كارهاي طنزش هميشه بداهه اجرا شده اما كارهاي جدي اش نه.
| يعني چي براساس بداهه نوشته شده اما اجرا نشده؟
* به طور مثال بسياري از كارهاي موزيكال يا تخت حوضي ما، براساس بداهه نوشته شده است ولي وقتي به روي صحنه مي آيد كه شلنگ تخته نمي اندازند.
| يعني معتقديد در اجراي نمايش روحوضي شاهد بازي بداهه از بازيگرها نيستيم؟
* هرچيزي چارچوب دارد و براساس چارچوب حركت مي كند. دقيقاً مي خواستم كه اجرا چارچوب اجراي كلاسيك را داشته باشد.
| در يك جاهايي ميزانسني كه شما داده بوديد اينگونه بود كه مثلاً مده آ از ضعف و ناتواني حرف مي زند اما با ميزانسني كه شما داده ايد در بالا قرار مي گيرد و كرئون يا ياسون در پايين.
* اين مثل اين است كه ديوانه اي از ديوار راست بالا مي رود و اين به معناي آن است كه ضعفش به نقطه اوج رسيده.شما نمي توانيد بگوييد كه چرا مي پرد ودرخت را مي گيرد چون روانپريش است.
| به هر حال ميزانسن به كارگرداني بر مي گردد و تعريف خودش رادارد اگر هر كس هر چه كه دلش مي خواهد بكند پس نقش كارگردان چه مي شود؟ اين براساس بداهه نبوده شما ميزانس هاي مشخصي داده ايد كه به نظر اشتباه مي رسد.
* من از اين اصول پيروي نمي كنم. به هيچ وجه. مثلاً يك جايي ياسون را مي فرستم بالاي نردبان. وحالا بياييم و بگوييم چون ياسون است ودر اوج جاه طلبي بايد در بالا قرار بگيرد و... نه اين اصول متعلق به پايان دهه ۵۰ است و بعد از آن كسي ديگر از آن پيروي نمي كند. امروز هملت در زيرزمين اجرا مي شود و يك كارگردان توانمند يوگسلاو مي آيد و آنچه كه از هملت ما در نظر داريم، در زيرزمين اجرا مي كند.
ما نمي توانيم بگوييم هملت شاهزاده است براي چه اين نمايشنامه بايد در زيرزمين كار بشود.
من فكر نمي كنم كه با نشاندن شخص روي تخت شاهي، شاه بودن او را بتوانيم نشان بدهيم. اعمال رفتاري او، براي من مهم است، نه جايگاهايشان. در واقع شخصيت را بايد روانكاوي كرد. از درون بايد نگاه كرد، نه از بيرون.
| در كار شما از زيركي مده آ چيزي نمي بينيم چون به هر حال مده آ كسي است كه شوهرش را به قدرت رسانده و يك جايي حتي به كرئون حيله مي زند و مي گويد مراقب باش كه ياسون سلطنت را از تو مي گيرد. ولي شما خيلي راحت از كنار تيزهوشي اين زن گذشتيد.
* تأكيد من به همان اندازه كه كرئون را به فكر فرو ببرد كافي است. هرجايي كه مده آ به كرئون نزديك مي شود كرئون مثل مار مي خزد و مي رود.
| فكر نمي كنيد ريتم نمايش خيلي تند است؟
* هر شب قبل از اجرا به بچه ها سفارش مي كنم كه تندتر اجرا كنند. هر شب مي روم پشت صحنه و به بچه ها مي گويم من به يك چيزي اعتقاد دارم و آن شلاق زدن است. در شلاق زدن، ضربه را اگر نگاه كنيدتند است. اما بعد مسافت را كه در نظر بگيريد آن ريتم است هرچه كوبنده تر باشد، تأثيرش بهتر است.
| اما بي وقفه شلاق زدن بدن را سر مي كند وطرف ديگر چيزي احساس نمي كند.
* من مي خواهم تماشاچي سر شود! من براي تأثيرگذاشتن به ريتم تند نياز دارم. براي آنكه موضوع به اندازه كافي خفقان آور هست و ما مجالي براي سكوت دادن در اين نمايش نداشتيم.
| به چه دليلي كرئون يا ياسون از پله ها بالا مي روند واز طناب ها پايين مي آيند؟
* ما نويسنده اي داريم كه هم نويسنده و هم بازيگردان است در آخر خودش هم وارد بازي مي شود. دكور اين نمايش به سيرك شبيه است. من همواره دارم به تماشاچي تأكيد مي كنم كه آنچه مي بيند قصه است. نمايش است. بازي است و گرنه من بايد به تعداد شخصيت ها هنرپيشه وارد مي كردم، اما نخواستم. خواستم همه چيز در قالب يك ساختمان سيرك، بازي گرداني بشود.
| چرا در نمايش شما، به علل اجتناب ياسون از مده آ اشاره اي نشد چرا كه از متن آنوي درباره شروع زندگي و اتفاق هايي كه افتاده و احساساتشان زياد حرف زده شده.
* ياسون با همان جمله كه مي گويد من تو را براي طلاهاي پدرت مي خواستم و در يونان زني كينه توز تر از تو نديدم وآخر سر هم با سيگار آتش كردن و انداختن سيگار نفرتش رانشان مي دهد.
| اما من درباره علت هاي نفرت ياسون حرف مي زنم شما خيلي در كار به مده آ مثبت نگاه كرده ايد.
* چون من مده آ را دوست دارم.
| فكر نمي كنيد زيادي دوست داريد؟
* در واقع همين طرز فكر مده آ است كه مرا مي كشاند به آن سو كه اين نمايش را كار كنم به عنوان يك كارحماسي كه برود به سوي نوع افكاري كه امثال كرئون ها وياسون ها دارند. آنچه كه براي من مهم بوده طرز فكر مده آ بود.
| آيا ضرورت اجتماعي اي باعث شد كه حالا اين متن را براي كار در نظر بگيريد؟
* عاشقش هستم. باور كنيد اگر عمري باقي باشد يك بار ديگر هم مي خواهم مده آ را كار كنم.
| بهتر نبود «مده آ» ي شما كه معتقديد مده آي شماست نمي مرد مي ماند وزندگي مي كرد؟
* مده آ همه جا هست. به نور توجه كنيد. فيزيكش را كشته اند اما فكرش همه جا هست. دارد مي آيد. دارد مي تابد. در پس زمينه، در پايان نمايش نوري سفيد مي تابد. حالا اين استمرار فكر مده آ از اين لحظه تا درازاي تاريخ ادامه دارد. فيزيك مده آ براي من اصلاً مهم نبود بلكه فكرش مهم است كه استمرار دارد.