\ سياست هاي دفاعي دولت بيشتر بر محور «اعتمادسازي» و «بازدارندگي» است، ارزيابي شما از آنچه در قالب ديپلماسي دفاعي صورت مي گيرد، چيست؟
* ديپلماسي دفاعي به همراه «بازدارندگي» يكي از سياستهايي است كه وزارت دفاع و پشتيباني نيروهاي مسلح براي افزايش سطح اعتماد كشورها با جمهوري اسلامي ايران در استراتژي دفاعي خود به كارمي برد و براي افزايش سطح همكاري ها بين جمهوري اسلامي ايران و ساير كشورها آن را لازم مي داند.
هرچند مسؤولين محترم جمهوري اسلامي ايران از ابتدا به لزوم استفاده از ديپلماسي فعال در عرصه دفاعي اعتقاد داشته اند ولي به دليل كاهش خصومت ها با ايران بعد از حمله عراق به كويت و نيز سياست تنش زدايي دولت جمهوري اسلامي ايران در سالهاي اخير امكان اجراي اين سياست، بيشتر فراهم شده است. سفرهاي متعدد وزير محترم دفاع به كشورهاي منطقه و مناسباتي كه به واسطه اين سفرها پديد آمده است، بيانگر موفقيت سياست دفاعي دولت بر محور «اعتمادسازي» است. در شرايط فعلي تعميق مناسبات دفاعي ـ امنيتي با كشورهاي منطقه و ساير كشورهاي دوست، اعتماد طرفين را افزايش داده و موجب گسترش «سطح بازدارندگي» گرديده كه از نظر دفاعي بسيار ارزشمند است. البته روابط به وجود آمده همچنان قابل گسترش و توسعه است و مي تواند مقدمه اي براي همكاري هاي نظامي وپيمان هاي دفاعي باشد.
\ آقاي دكتر، به نظر مي رسد هر چند ما در اجراي سياست هاي تنش زدايي و اعتمادسازي در عرصه دفاعي نسبت به كشورهاي منطقه اي و پيراموني موفق بوده ايم ولي هنوز نتوانسته ايم با كشورهاي فرامنطقه اي به تعاملات مناسبي دست يابيم، دليل آن را چه مي دانيد؟
* در عرصه تعامل با كشورهاي فرامنطقه اي با روسيه روابط نسبتاً مناسبي وجود دارد و سطح همكاري ها در حد قابل قبولي است. با برخي از كشورهاي اروپايي هم تعاملاتي برقرار گرديده و برخي از وزراي دفاع آنها به جمهوري اسلامي ايران سفر كرده و وزير دفاع كشورمان هم در نمايشگاه نظامي يونان در سالهاي قبل شركت كرده است ولي اين كشورها بيشترهمسو با آمريكا حركت مي كنند و سياستهاي آمريكا در تعامل آنها با جمهوري اسلامي ايران تأثير دارد.
مشكل بزرگ در اجراي سياست تنش زدايي، عدم تمايل آمريكا به كاهش خصومتها است. متأسفانه پس از فروپاشي شوروي وبلوك شرق و رويدادهاي پس از آن بخصوص حادثه ۱۱ سپتامبرشرايطي به وجود آمده كه آمريكا مي خواهد خود را تبديل به قدرت مطلق جهاني كند و براي كنترل جهان از نيروهاي نظامي خود استفاده كند. آمريكاييها به دنبال تنش زدايي و اعتمادسازي نيستند بلكه آنها سياست «تهديد و ارعاب» را با هدف تسليم ساير كشورها در پيش گرفته اند.
از اين رو به نظر مي رسد كه مشكل از سوي «سياست تنش زدايي» جمهوري اسلامي ايران نيست بلكه اشكال كار به سياستهاي جنگ طلبانه اي برمي گردد كه ايالات متحده آمريكا براي پيشبرد اهدافش در پيش گرفته است.
جمهوري اسلامي ايران در برابر سياست تهديد و جنگ طلبي آمريكا از سياست «بازدارندگي فعال» استفاده مي كند و تلاش دارد با دستيابي به بازدارندگي به پيشگيري از وقوع جنگ كمك نمايد ولي در هر شرايطي در صورتي كه ايران مورد حمله قرار گيرد از خود دفاع خواهد كرد و شيوه و تاكتيك دفاع هم قابل پيش بيني نيست.
\ عملكرد بخش دفاعي كشور چه ميزان متناسب با تهديدات بوده است؟
*عملكرد جمهوري اسلامي ايران در عرصه دفاعي در دو بخش قابل تعريف است. بخش اول به نيروهاي مسلح كشور مربوط مي شود كه آنها معتقدند «كشوري كه به دنبال صلح و آرامش است بايد خود را براي يك جنگ احتمالي آماده كرده باشد» در غير اين صورت هم صلح و هم جنگ را از دست خواهد داد. لذا ارتش و سپاه هر روز بر قابليت و آمادگي دفاعي خود مي افزايند.
اكنون نيروهاي مسلح كشور به قدرت « بازدارندگي نظامي» در سطح تهديد احتمالي قدرتهاي منطقه اي رسيده اند و در حال افزايش توان نظامي خود براي درگير شدن در يك «جنگ نامتقارن» هستند. آنها در حال افزايش توانمندي هاي آموزشي و يادگيري و نيز ارتقاي توانمنديهاي تاكتيكي و افزايش قدرت انعطاف پذيري ساختاري خود هستند تا در شرايط وقوع يك جنگ نامتقارن، «صحنه جنگ» را خود انتخاب كنند و از تاكتيك هايي بهره گرفتند كه دشمن براي مقابله با آنها پيش بيني نكرده است.
بخش دوم به وزارت دفاع مربوط مي شود كه مسؤوليتهاي كليه نيازمنديهاي نيروهاي مسلح را برعهده دارد و بايستي تجهيزات و تسليحات مورد نياز آنها را فراهم آورد. در اين راستا تلاش جمهوري اسلامي ايران بر افزايش قدرت و توان دفاعي با تكيه بر دستيابي به تكنولوژي هاي برتر نظامي و تلاش براي ساخت سلاحهاي متعارف مورد نياز رزمندگان اسلام بوده است. هم اكنون وزارت دفاع يكي از پيشتازترين وزارتخانه هاي صنعتي كشور است كه هر آنچه نيروهاي مسلح نياز داشته باشند براي ساخت آن در صنايع خود برنامه ريزي مي كند به طوري كه هم اكنون نيروهاي مسلح كشور ما از خوداتكاترين نيروهاي مسلح كشورهاي منطقه هستنتد. از طرفي وزارت دفاع توانسته است اين انعطاف را درخود به وجود آورد كه متناسب با نوع تهديد و نوع نياز به ساخت تسليحات و تجهيزات قدرت آفرين بپردازد.
* باتوجه به تهديدات اخير آمريكا، سازوكار دفاعي كشور جهت مقابله با اين تهديدات چگونه بايد تعريف شود؟
درمقابل تهديد آمريكا، جمهوري اسلامي ايران به دنبال شيوه هايي است كه منجر به رفع تهديد گردد ومانع از وقوع يك جنگ احتمالي شود. بايد موانع كسب موفقيت از طريق جنگ را به آمريكا نشان داد و بايد آنها را مطمئن نمود كه با جنگ به هيچ چيزي نخواهند رسيد. ارتقاي سطح آمادگي نظامي كشور و بررسي نقاط ضعف آمريكا به همراه نشان دادن انسجام ملت درمقابل يك جنگ احتمالي مي تواند آمريكا را از دست زدن به اقدامات نسنجيده بازدارد. دشمن بايد احساس كند كه با ملتي يكپارچه و توانمندي مواجه است كه در برابر دشمن همگي چون«يدواحده» مي ايستند و آمريكا را وادار به «تغيير رفتار» خود مي كنند. بايد به آمريكا نشان داد كه در يك جنگ احتمالي با ناكامي مواجه خواهد شد و اين كار از طريق آمادگي نظامي ـ صنعتي براي افزايش توان نظامي اتفاق خواهد افتاد و از نظر رواني نيز بايد آمادگي همه مردم ايران براي مقاومت درمقابل شيطان بزرگ را به آنها فهماند و بايد درك كنند كه طبق فتواي پيشواي بزرگ جهان اسلام حضرت امام خميني(ره) دفاع بر همه واجب است.
پس دو مؤلفه «افزايش توان نظامي» و «تقويت انسجام دروني مردم» در رفع تهديد مؤثر خواهد بود.
* به نظر مي رسد در شرايط تهديدات، بيش از گذشته بايستي از چندگانگي در تصميم گيريها و سياستگذاريهاي دفاعي پرهيز كرد، براي جلوگيري از عدم انسجام در نظام تصميم گيري در عرصه دفاعي چه راهبردي را بايد اتخاذ كرد؟
\ از آنجا كه سياستهاي كلان دفاعي ـ امنيتي در شورايعالي امنيت ملي باحضور رياست محترم جمهوري و فرماندهان عاليرتبه نظامي و ساير مسؤولين بلندپايه اتخاذ مي گردد و درنهايت به تصويب مقام معظم رهبري مي رسد به نظر مي رسد كه انسجام در سياست گذاري ها و تصميم گيريها وجود دارد و همه از دفاع در برابر تهديد حمايت مي كنند و به رفع تهديد از راههاي متصور ممكن مي انديشند.
* برخي نظاميان معتقدند بايد نسبت به افزايش توان تسليحاتي و موشكي كشور اهتمام بيشتري ورزيد، باتوجه به شرايط جديد نظر شما در اين مورد چيست؟
\ طبيعتاً مسؤولين نظامي كشور به «دفاع پايدار» مي انديشند. يكي از مؤلفه هاي دفاع پايدار و مؤثر، افزايش قدرت كيفي تسليحات مورد استفاده احتمالي در يك نبرد است. تغييرات تكنولوژي موجب تغيير دركيفيت سلاح ها و برد مؤثر آنها شده است. هيچ نيروي نظامي اي نمي تواند خود را بركنار از تحولات تسليحاتي بداند. تغيير تاكتيكها به دليل افزايش كيفيت سلاحها و افزايش قدرت تخريب و فاصله پرتاب آنها موجب پديد آمدن جنگهاي نوين شده است، بطوري كه در جنگهاي امروزي، ابتدا سلاحها باهم مي جنگند و آخرين نيروهايي كه وارد كارزار مي گردند سربازان و نظامياني هستند كه ممكن است رودرروي يكديگر به نبرد بپردازند. لذا افزايش توان موشكي و تسليحاتي از الزامات يك«دفاع مؤثر و پايدار» است.